دکتر فریبا بشر دوست
الذهاب إلى القناة على Telegram
1 059
المشتركون
-124 ساعات
-17 أيام
+630 أيام
أرشيف المشاركات
1 059
🔺این صحبت های الن دوباتن رو درباره اینکه ما عاشق کسانی میشیم که باهامون مهربون نیستن گوش کنین
1 059
جنگهای ساختگی و درد روانی
❇️ بر خلاف تصورات رایج، نتیجه مطالعات گسترده مردمشناس مشهور بریان فرگوسن، نشان داده که انسان به طور ذاتی جنگطلب نبوده و جنگطلبی از ابداعات اخیر بشر است. به نظر میرسد که فرهنگ جنگطلبی در برخی مناطق تنها از حدود ۱۰ هزار سال پیش و در برخی مناطق حتی دیرتر رواج پیدا کرده است.
🔹میتوان گفت،جنگ درونگونه انسانها(جنگیدن گروهی از انسانها با گروهی دیگر)از زمانیابداع شد که آنان به اهمیت همکاری و مشارکت گروهی در پیشرفت خویش آگاهی پیدا کردند و متوجه شدند که میتوانند از قدرت گروهی برای سلطه بر گروههای دیگر استفاده کنند.
🔻 انسانها برای برطرف کردن نیازهای خویش، گروههایی تشکیل دادند تا خود را در مقابل عوامل تهدیدکننده حفظ و بقایشان را تضمین کنند. این گروههای اجتماعی گاهی با هم متحد شده و جمعیت گستردهتری را تشکیل داده که با مفاهیمی همچون «ملت»، «وطن»، «کشور» و ...توصیف شدهاند.
🔶 ملتها بنابراین با ایجاد مرزها و تدوین قوانين درونمرزی و بینمرزی، كوشيدهانداز نفوذ و دستدرازی ديگران به درون مرزهايشان ممانعت كنند تا جايی كه وطن آنقدر اهمیت داشته که مردمش برای حفظ آن جانفشانی کرده و چه بسا افرادی که با اين هدف همه هستی یا جان خويش را از دست دادهاند.
🔷 در سطح تربیتی، نظامهای آموزشی کشورهای مختلف نیز كوشيدهاند از طریق برنامه های درسی این قداست خاک یا وطن را برای کودکان و نوجوانان روشن کرده، آنان را به گونهای تربیت کنند که به اشخاصی به اصطلاح «وطن پرست» تبدیل شوند.
🔶در سالهای اخیر به خاطر گسترش تعاملات میان مرزی و گسترش ارتباطات مجازی تا اندازهای برخی متقاعد شدهاند که اشخاص آن سوی اين مرزهای (به اصطلاح وطن ناميده شده) نیز انسان هستند و نيازهای مشابهی اعم از خوراك، پوشاك، مسكن، امنيت، ارتباطات، تحصیلات و ...دارند. آنها نیز همچون اینها نیاز دارند مورد احترام واقع شوند، دلشوره نداشته باشند، امنیت داشته باشند، مورد تجاوز واقع نشوند و در این چند صباح زندگی دغدغههای مربوط به جنگ و خشونت را تحمل نکنند.
🔻 چنین درکی در دهههای اخیر منجر به پیدایش مفاهیمی همچون «شهروند جهانی» گرديده و برخی از تربیت شناسان را ترغیب نموده تا درباره آموزش صلح کوشش کنند. هدف آموزش صلح، ارتقای سطح دانش، نگرش و رفتارهای شهروندان جهان برای ایجاد یک دنیای امن و تبدیل آن به یک محیط حمایتگر است. مطالعاتی منتشر شده که نشان دادهاند، آموزش صلح به دانشآموزان نقش عمدهای در کاهش خشونت، ارتقای نوعدوستی و اجتناب از پرخاشگری ایفا میکند.
🔷 با این وجود، ما همچنان میبینیم که به شکلی گسترده مجوز جنگ از طرف رهبران، دولتمردان و سیاستمداران صادر میشود. آنان هیجانزده آتش جنگ را شعلهور میکنند و با چشمان خود آوارگی، مرگ و سوگ هزاران انسان بیگناه را نظاره میکنند.
♦️گسترش جنگ و خشونت در جهان بهقدری خطرناک است که اکنون رفتارهای متعالی انسانی همانند همدلی، ترحم، دلسوزی و همیاری در معرض آسیب قرار گرفتهاند، به طوریکه ممکن است با ادامه این روند، ما در پی کشتار انسانهای بیگناه و آوارگی و بیپناهی آنان نه تنها سکوت کنیم (وضعیت کنونی)، بلکه حتی آزردهخاطر و متأثر هم نشویم. به همین خاطر است که اینبال بارتال اخیرا در مقاله خود از مطالعه نوروبیولوژی جنگ به عنوان یک حوزه جدید تحقیقاتی یاد میکند و از دانشمندان علوم اعصاب، روانشناسی و علوم اجتماعی دعوت میکند برای درک بهتر تأثیر جنگ بر مغز و رفتار انسان پژوهش کنند و با نشان دادن پیامدهای خطرناک جنگها، در جستجوی راههایی برای جلوگیری از بروز جنگها و همینطور کاهش اثرات منفی جنگ بر افراد و جوامع جنگزده برآیند.
🔻به نظر میرسد، برای این منظور باید در درجه اول مغزهای رهبران جهان را تغییر داد. در واقع، تربیت مغز رهبران جهان و دعوت آنان به ترویج صلح به همان اندازه آموزش صلح به کودکان و نوجوانان اهمیت دارد. همانگونه که ماری فیزدوف در کتاب مغزهای ما در جنگ اشاره میکند، جنگطلبان باید یاد بگیرند که در جنگ نه منطق، بلکه غرایز و احساسات نقش اصلی را دارند. پس ما باید با آنان درباره پیامدها و آثار نامطلوب جنگ صحبت کنیم. به طور خاص به آنان آموزش بدهیم که چگونه با تنظیم هیجان خویش میتوانند از بروز جنگ و ویرانی جلوگیری کنند.
🔹 رهبران جنگطلب باید بدانند که گرچه زبان آنان به راحتی کلماتی را ادا میکند، اما همان کلمات به ظاهر ساده گاهی دستور جنگی مخرب و ویرانگر، ترسناک و اضطراب آفرین است.
https://t.me/DrBashardoost
1 059
احساس "تنبلی" یا "بیحوصلگی" در بسیاری از افراد، در واقع ناشی از یک مغز که در حالت بقا گیر کرده هست.
وقتی سیستم عصبی مدام در آمادهباش برای خطره، انرژی بجای صرف شدن برای رشد، خلاقیت یا اقدام هدفمند، صرف تلاش برای بقا میشه.
این تنبلی نیست. این اثر روانی تروماست.
https://t.me/DrBashardoost
1 059
✨ احساسات: دادههایی برای رشد
ما یاد گرفتهایم احساسات را به خوب و بد تقسیم کنیم.
اما حقیقت این است: احساسات مشکل نیستند؛ اجتناب از آنها مشکل ایجاد میکند.
🔹 احساسات «داده» هستند. اطلاعاتی از درون ما که اگر بهدرستی تفسیر شوند، میتوانند منبع قدرت و رشد باشند.
بسیاری از هیجانات پیچیده در واقع حاصل ترکیب چند احساس هستند:
شادی + ترس = هیجان
غرور + فروتنی = تعادل
امید + شک = عزم
خشم + شفقت = قاطعیت
آرامش + عدمقطعیت = تابآوری
عشق + فقدان = غم
و ...
اینکه چند احساس را همزمان تجربه کنید، به معنای بیثباتی نیست.
✨ این یعنی شما «انسان» هستید.
مشکل اینجاست که اکثر افراد نام احساسات خود را نمیدانند؛ و به جای «شناختن»، صرفاً واکنش نشان میدهند.
اما وقتی بتوانید احساسات خود را دقیقتر بشناسید:
✔️ واکنشهای عجولانه کمتر میشود.
✔️ پاسخهای شما آگاهانهتر و شفافتر میشود.
✔️ شما با «حضور واقعی» وارد روابط و موقعیتها میشوید.
🔑 این همان چیزی است که روانشناسی آن را هوش هیجانی (Emotional Intelligence) مینامد.
📌 یادتان باشد: احساسات برای کنترل کردن شما نیستند؛
آنها برای راهنمایی شما آمدهاند.
1 059
🔴 تفاوتهای جنسیتی در مرگومیر و استفاده از خدمات درمانی پس از تشخیص دمانس
🔺 نتایج یک مطالعه ملی بر روی بیش از ۵.۷ میلیون فرد بالای ۶۵ سال مبتلا به دمانس در ایالات متحده (۲۰۱۴ تا ۲۰۲۱) نشان داد که مردان پس از تشخیص دمانس نیاز به خدمات درمانی بیشتری نسبت به زنان دارند و از سوی دیگر نرخ مرگ و میر بالاتری دارند.
🔺 نرخ مرگ یکساله بدون تعدیل در مردان ۲۷.۲٪ و در زنان ۲۱.۸٪ بود.
🔺پس از تعدیل عوامل زمینه ساز، خطر مرگ در مردان ۲۴٪ بیشتر از زنان باقی ماند.
🔺میزان بستری، استفاده از خدمات مراکز مراقبت پایان عمر (hospice)، تصویربرداریهای عصبی و بستری برای اختلالات عصبی یا رفتاری در مردان بیشتر بود.
🔺 این مطالعه بیان می کند که تفاوتهای ذکر شده سهم مهمی در بار کلی مرگومیر ناشی از دمانس دارند و طراحی راهبردهای ویژه برای کاهش مرگ و بهبود مراقبت در مردان ضروری است. از سوی دیگر، با توجه به شیوع بالاتر دمانس در زنان، پیشگیری از بروز بیماری در این گروه نیز برای ایجاد توازن در نتایج سلامت جمعیتی اهمیت دارد.
📚منبع:
doi:10.1001/jamaneurol.2025.2236
https://t.me/DrBashardoost
1 059
✅ خواب نامنظم میتواند منشا بسیاری از بیماریها باشد
🔸 کارشناسان بر این باورند که برای اغلب بزرگسالان، هفت تا نه ساعت خواب در شبانهروز مطلوب است
🔅 خواب نامنظم ممکن است پنهانیترین تهدید برای سلامت باشد. پژوهشی گسترده با بررسی دادههای خواب ۸۸ هزار بزرگسال در بریتانیا نشان داد که اختلالات خواب و نه کمبود آن، خطر ابتلا به ۱۷۲ بیماری، ازجمله پارکینسون، دیابت نوع ۲ و نارسایی کلیوی را افزایش میدهد.
🔅 کارشناسان بر این باورند که برای بیشتر بزرگسالان هفت تا نه ساعت خواب در شبانهروز مطلوب است. اما زمانیکه موضوع به سلامت کلی بدن مربوط میشود، تنها شمار ساعتهای خواب تعیینکننده نیست و کیفیت و نظم خواب نقش بسیار مهمتری در پیشگیری از بیماریها ایفا کند.
🔅 در مطالعهای گسترده و تازه به سرپرستی پژوهشگران دانشگاه پکن و دانشگاه علوم پزشکی ارتش چین، مشخص شد که بینظمی در خواب با افزایش خطر ابتلا به ۱۷۲ بیماری مختلف مرتبط است. این پژوهش دادههای خواب ۸۸ هزار و۴۶۱ فرد بزرگسال با میانگین سنی ۶۲ سال را از پایگاه دادههای پزشکی بریتانیا طی نزدیک به هفت سال بررسی کرده است. نتایج نشان داد مواردی مانند مدت خواب شبانه، زمان شروع خواب، منظم یا نامنظم بودن چرخه خواب و میزان اختلال در پیوستگی خواب، همگی نقش قابلتوجهی در سلامت عمومی دارند.
🔅 محققان در ادامه دادهها را با اطلاعات مربوط به نتایج پزشکی افراد از منابعی مانند مرکز ملی بهداشت و سلامت بریتانیا (NHS)، تثبت سرطان و شاخص ملی مرگ و میر تطبیق دادند. نتایج نشان داد که درمورد ۹۲ بیماری، ازجمله پارکینسون و نارسایی حاد کلیه، حدود ۲۰ درصدِ خطر ابتلا به این بیماریها با رفتارهای ناسالم خواب مرتبط بود. همچنین بینظمی در خواب خطر ابتلا به ۴۲ بیماری دیگر را دستکم دو برابر کرده بود. بیماریهایی مانند ناتوانیهای ناشی از افزایش سن، قانقاریا، و فیبروز و سیروز کبدی ازجمله این موارد بودند. درمجموع، ویژگیهای ناسالم خواب با ۱.۵ برابر شدن خطر بروز ۱۲۲ بیماری ازجمله دیابت نوع ۲، نارسایی تنفسی، برخی شکستگیهای استخوان و بیاختیاری ادرار ارتباط داشت. به نظر میرسد التهاب هم در ارتباط میان بینظمی خواب و بیماری نقش داشته باشد.
🔅 طبق گفته پروفسور شِنگفِنگ وانگ، نویسنده ارشد این پژوهش، یافتهها از اهمیت نظم خواب و بیتوجهی به آن خبر میدهند و وقت آن رسیده که تعریف از خواب خوب را از صرفا مدتزمان آن فراتر ببریم و به کیفیت و ثبات آن هم توجه کنیم.
🔅 اشلی کرتیس، روانشناس و استادیار دانشگاه فلوریدای جنوبی که در این پژوهش مشارکت نداشت، در گفتگو با فاکس نیوز دیجیتال گفت: «این مطالعه به مجموعه شواهد رو به رشد درباره نقش مهم خواب بهعنوان یکی از عوامل خطر قابل اصلاح در بسیاری از بیماریها، بهویژه در دوره میانسالی و سالمندی، میافزاید.» این پژوهش نشان میدهد که نحوه سنجش کیفیت خواب بر سلامت افراد در طول زندگی تاثیر میگذارد.
🔅 البته کرتیس به تفاوت میان الگوهای خواب در خوداظهاری افراد و دادههای عینی ثبتشده در دستگاههای پوشیدنی اشاره کرد و گفت که میتواند اعتبارسنجی را تحت تاثیر قرار دهد. پژوهشگران هم به چندین محدودیت عمده در این مطالعه اشاره کردند.
🔅 از جمله محدودیتهای این مطالعه این است که این آمار نماینده کل مردم جامعه نیست، زیرا اغلب شرکتکنندگان میانسال یا سالمند بودند و به همین دلیل احتمال ابتلای آنها به برخی از بیماریها از ابتدا بالا بود. همچنین دادههای مربوط به خواب تنها در یک مقطع زمانی مشخص جمعآوری شدهاند که این مسئله دقت تحلیلهای بلندمدت را کاهش میدهد. پژوهشگران همچنین به امکان وجود عوامل بیرونی و پدیدهای به نام «سوگیری معکوس علیت» اشاره کردهاند، به این معنا که در برخی موارد شاید خود بیماریها عامل بینظمی خواب بوده باشند، نه بالعکس.
🔅 اشلی کرتیس هم این محدودیتها را تایید کرد و توضیح داد که دادههای خواب فقط طی یک دوره هفتروزه ثبت شدهاند و به تغییرات احتمالی الگوی خواب در طول زمان توجه نشده است. او همچنین خاطرنشان کرد که در این مطالعه به اختلالات رایج خواب نظیر بیخوابی و وقفه تنفسی در خواب یا آپنه توجه نشده است، در حالی که هر دو در میان سالمندان بسیار شایعاند. به گفته کرتیس، برای بررسی دقیقتر رابطه اختلالات خواب و ابتلا به بیماریهای دیگر، در مطالعات آینده باید ارزیابیهای بالینی جامعتری انجام شود.
https://t.me/DrBashardoost
1 059
Repost from Flora psychology archive
🎯کدام متفکر ترند
آدم شاد یا آدم غمگین؟
❤️❤️❤️❤️
https://t.me/fl_didaranarchive
