سپهر چناران
الذهاب إلى القناة على Telegram
📰 ماهنامه فرهنگی، سیاسی، اقتصادی، ورزشی "سپهر چناران" 👤 ارتباط با ما و ارسال سوژه 09153822805 Sepehr-chenaran.ir چناران، خیابان طالقانی5. پلاک39 05146124555 📧 sepehr.chenaran@gmail
إظهار المزيد476
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+130 أيام
أرشيف المشاركات
476
✳️⏪همه زندگی ما ختم می شود به گاوخونی، اکنون🔻
آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید
⏪پاییز و سردی آمده، سوزناکی آن از دم غروب بیشتر حس میشود، کسی نیامده است تا صندلیها را بچینیم، خودم شروع کردم و تمام شد همه چیز، چایی دم کشیده بفرمایید: "اینجا پنجشنبه با کتاب ماهور" است.
آقای توکلیان از همه زودتر رسید، تنهاییش گذاشتم با خط کج و کوله ام روی وایت برد تا سر و کله بزند با جمله "پنجشنبه با کتاب ماهور" .
دکتر جعفر محمدی گفتگو را شروع کرد با معرفی یکی از مفاخر ادبی ایران" نیما یوشیج " ؛ این برنامه نوی پنجشنبه با کتاب است که پیش از جلسه رسمی، دکتر محمدی در چند دقیقه یکی از مفاخر ادبی ایران را معرفی کند.
آی آدمها که بر ساحل نشسته شاد و خندانید/ یک نفر در آب دارد میسپارد جان/ یک نفر دارد دست و پای دائم میزند ...
پس از برنامه بسیار خوب آقای دکتر جعفر محمدی، درباره کتاب " گاوخونی" اثر زیبای جعفر مدرس صادقی به گفتگو نشستیم به مهربانی و ادب؛ چه سخت است گذر از سنت پیشینیان، چه و رنجی کشید این قهرمان بینام و نشان از پدرش، از شهرش و گذشته اش، او نتوانست عبور کند و دفن شد در جایی شاید زاینده رود و شاید هم خیابان لالهزار تهران، سخت تر از آن دفن شدن آقای "کلچین" قهرمان شنای اصفهانیها در آب زاینده رود است! چه بلایی است این گاو خونی که اگر همه اصفهانی ها در زاینده رود حل شوند اما این سرنوشت محتوم زاینده رود در گاوخونی است. گم و ناپیدا !
کتاب " گاوخونی" اینگونه پر از ابهام و وهم و خیال است و چه زیبا، ساده و روان نوشته این کتاب را آقای صادقی.
چای خوردیم و از دیدار دوستان دوستار ادب و کتاب حتی با اندیشههای متفاوت، حض کردیم.
برای اولین بار انتخاب کتاب جلسه بعد به دور قرعه کشی رسید، وقتی "گندم " مشتش را باز کرد اسم کتاب "خواهرم و عنکبوت اثر جلال آل احمد" را آقای توکلیان اعلام کرد. این کتاب را آقای دکتر محمدی پیشنهاد داده بود و شکل انتخاب را هم ایشان گفت. امشب و این جلسه با تمام توان تقدیم شد به دکتر محمدی. پنجشنبه با کتاب در نشست بعدی این اثر جلال آل احمد خواهد بود.
خشک آمد کشتگاه من
در جوار کشت همسایه
گرچه میگویند: میگریند روی ساحل نزدیک سوگواران در میان سوگواران
قاصد روزان ابری، داروک! کی میرسد باران
بر بساطی که بساطی نیست.
و...
🟢چناران
عيسی شاکری قزلحصار
پایان مهر ۱۴۰۵
@sepehr_chenaran
476
جاده دره مریچگان در روز تعطیلی شلوغ است و برخی گردشگران برایمان دست تکان می دهند، اما بازار رادکان خلوت است، از کنار برج رادکان که از بازار شهر شلوغ تر است عبور می کنیم با سرعت.
🟢⏪برخورد دو قهرمان و جلوداری دو نوجوان
پیش از هندوانه خوردن، دوچرخه قهرمان صخره نوردی ایران با دوچرخه کارشناس و مسئول پایگاه سلامت پارک ملت چناران برخورد داشت، به خیر گذشت. گذر کردیم روستاهای قیاس آباد، ملی، هلال، مزنگ...، جوکار و رسیدیم به شهر چناران. ساعت 15 و 35 دقیقه در خیابان امام چناران با جلوداری دو نوجوان پر انرژی « بانو کیمیا و آقا یزدان گُل» آخرین لحظات این ماراتن را می گذرانیم. جلوی شهرداری به نیابت از همه و بابت یکسال رهبری شایسته و دلسوزی آقایان: « علی محبوب زاده»، « علی رجبی» و « حسن وظیفه دان»، آنها را در آغوش گرفتم و برایشان کف زدیم. « این آخرین برنامه ای بود که برای یک دوره یکساله تیم در نظر داشتم و به شکرانه ایزد منان به انجام رسید با سلامتی و خوشی و...»، این جمله پایانی آقای محبوب زاده است.
*چناران- عیسی شاکری قزلحصار
476
✳️⏪۱۲۰ کیلومتر رکاب زنی، از چناران تا « دُلمِی»🔻
جمعه 24 مهر 1405، ساعت نزدیک به چهار بامداد، سر چهار راه طالقانی « علی وطن دوست» را دیدم چالاک با کوله پشتی، آنها به قله بینالود خواهند رفت و ما با تیم « دوچرخه سواران کوهستان» آخرین روستای شمال غربی شهرستان،« دُلمِی»، با بیش از پنجاه کیلومتر رکاب خوایم زد. «علی محبوب زاده»، همانند همیشه آماده و دلنگران تا همه بیایند و به هنگام قرار حرکت کنیم:
⏪« هرچه زودتر حرکت کنیم و به گرما نخوریم بهتر است»، « علی رجبی» با ماشین«پراید» آمده است تا تیم را پشتیبانی کند، حضورش برای همه، بویژه آقای محبوب زاده دلگرم کننده است. خداییش اینجور آدم ها کم پیدا می شوند، بدون منت از وقت استراحت خود و خانواده بگذرند و با کلی استرس و دلسوزانه یک تیم را با خودشان همراه کنند. دست مریزاد.
🟢⏪ رکاب زدن این نوزده تن در سکوت و تاریکی، دیدنی است
« حرکت» ساعت 4 و 15 دقیقه بامداد، نوزده نفر. از مسیر جوکار و روستای ملی میانبر به رادکان می رویم. هوا کاملا تاریک، چراغ های جلو و عقب دوچرخه ها روشن، هوا سرد است. شوق و اراده بچه ها سردی پاییز را با لبخندشان پنهان می کنند، تعدادی چوپان و کشاورز در حاشیه جاده دیده می شوند، سکوت و تاریکی در همه دشت پراکنده است، در این شرایط صدای رکاب زدن دوچرخه های این نوزده تن شنیدنی و دیدنی است. از روستای « کلاته سادو» به جاده اصلی رادکان رسیدیم. هوا کم کم روشن شده است.
🟢⏪« همین جا صبحانه می خوریم»
سرعت خوبی دارد تیم، ساعت هنوز هفت نشده از روستاهای « امام زاده و بارو» هم عبور کردیم. نرسیده به مریچگان دوچرخه آقای عرفانی پنجر شد! ما ادامه دادیم، هماهنگ شد تا آقای رجبی پی آقای عرفانی بیاید. در پیچ پیش رو و پیش از روستای « مریچگان» در دامنه کوه، رو به روی خورشید، بوی دود وصدای آقای رجبی می آمد: « همین جا صبحانه می خوریم». تا جمع و جور شدیم، عرفانی پیاده رسید و علی محبوب زاده، سریع پنجری دوچرخه را گرفت. چای و صبحانه خیلی چسبید، سیر شدیم وگرم.
🟢⏪ین گروه بدرستی یک تیم است
آقای محمدی، عکاس چیره دست و حسن وظیفه دان، عقب دار صبور، در هر فرصتی این جمله معروف علی محبوب را به شوخی تکرار می کنند: « حرکت». بیش از چهار ساعت رکاب زدیم، اما بازهم « حرکت». جاده رادکان تا گروه و دلمی، پس از سی سال هنوز در حال ساخت است! آسفالت تمام شد، هر لحظه شیب جاده نیز بیشتر می شود. پس از مریچگان راه « دلمی» به غرب رودخانه تغییر مسیر می دهد با شیبی تند. بدون تردید اراده و جدیت « آقای محبوب زاده» جای هیچ برگشتی را نمی گذارد، باید رکاب بزنیم با نظم و همراه هم، این گروه بدرستی یک تیم است، همه باید با هم باشیم، کسی جلوتر از جلودار حرکت نمی کند و عقب دار هم بایستی آخرین نفری باشد که در تیم حرکت می کند. بدون شک این انضباط تیمی باعث شده در یکسال اخیر دور هم بمانیم و لذت ببریم و کلی جاهای دشوار و زیبای شهرستان را گشت بزنیم.
🟢⏪ارتباط با دنیا قطع است، در این روستا
« اراده و تمرین تیمی" باعث شده گردنه های دشوار را رکاب بزنیم، ما اکنون در گردنه های مشرف به روستای دلمی هستیم. پیش از این با ماشین خیلی به اینجا آمده بودم. در پیشانی روستا گورستان آشکار شد، جاده، کف رودخانه است، این مسیر با درختان سرسبز و بزرگ گردو، همانند دالانی سر سبز چشم نواز و زیبا است. با تاسف فاضلاب روستا به رودخانه می ریزد، اینجا موبایل جواب نمی دهد و مردم به تلفن دسترسی ندارند. جزیره ای است ناپیدا، در دهکده جهانی!
🟢⏪حالم گرفته شد از این همه بی همتی و بی انگیزشی مردم دلمی برای آموزش فرزندانشان
ساعت نه و چهل و پنج دقیقه زیر سایه درخت گردو مدرسه دلمی، پایان این چالش را به شادی تبریک گفتیم به هم. دلم نمی آید به ناآبادی مدرسه نگاه کنم، من فکر می کنم مردم دلمی تا مدرسه شان را آباد نکنند، روی آبادی را نخواهند دید، شیشه های دفتر مدرسه شکسته، حیاط مدرسه بی در و پیکر. حالم گرفته شد از این همه بی همتی و بی انگیزشی مردم دلمی برای آموزش فرزندانشان.
🟢⏪بازگشت به تاخت، چون سمندر
« حرکت» در سرازیری، خستگی راه طولانی و سخت را شیرین می کند البته اگر حواست باشد تا اتفاقی پیش نیاید. برای همین همیشه در برگشت این مسیر ها، آقای محبوب زاده خیلی مراقبت می کند. آقای رجبی و علیزاده جلوتر ما با ماشین برگشتند تا ناهار را آماده کنند، اکنون همه می تازیم چون سمندر!
🟢⏪ناهار با طعم دمبه
ناهار در یکی از باغ های مسیر برگشت و نزدیک « مریچگان»، فقط نمک کم داشتیم آقای علیزاده با دوچرخه پی آن رفت تا شاید چوپان های بالا دست نمک داشته باشند و آقای رجبی با ماشین، معلوم بود نمک را رجبی می رساند تا آشپزی اش بی نمک نباشد. مرغ پخت شده در دمبه با کوکا.
476
جاده دره مریچگان در روز تعطیلی شلوغ است و برخی گردشگران برایمان دست تکان می دهند، اما بازار رادکان خلوت است، از کنار برج رادکان که از بازار شهر شلوغ تر است عبور می کنیم با سرعت.
🟢⏪برخورد دو قهرمان و جلوداری دو نوجوان
پیش از هندوانه خوردن، دوچرخه قهرمان صخره نوردی ایران با دوچرخه کارشناس و مسئول پایگاه سلامت پارک ملت چناران برخورد داشت، به خیر گذشت. گذر کردیم روستاهای قیاس آباد، ملی، هلال، مزنگ...، جوکار و رسیدیم به شهر چناران. ساعت 15 و 35 دقیقه در خیابان امام چناران با جلوداری دو نوجوان پر انرژی « بانو کیمیا و آقا یزدان گُل» آخرین لحظات این ماراتن را می گذرانیم. جلوی شهرداری به نیابت از همه و بابت یکسال رهبری شایسته و دلسوزی آقایان: « علی محبوب زاده»، « علی رجبی» و « حسن وظیفه دان»، آنها را در آغوش گرفتم و برایشان کف زدیم. « این آخرین برنامه ای بود که برای یک دوره یکساله تیم در نظر داشتم و به شکرانه ایزد منان به انجام رسید با سلامتی و خوشی و...»، این جمله پایانی آقای محبوب زاده است.
*چناران- عیسی شاکری قزلحصار
476
✳️روستای زیبای دلمی محروم از جاده، تلفن و...🔻
حمید رحمانی، خبرنگار ماهنامه سپهر چناران - روستای دلمی علیا با 70 خانوار جمعیت یکی از روستاهای شهر رادکان است که بعد از رادکان، امامزاده ابراهیم، بارو، مریچگان با فاصله 55 کیلومتر، دورترین روستا از چناران و در مجاورت شهرستان درگز می باشد.
وجود چشمه سار های شیرین، در بالاسر روستا و جاری شدن آب رودخانه دائمی که از وسط روستا می گذرد، مسیری زیبا و جذاب را تا رادکان بوجود آورده است. راه دسترسی روستا شنی است و با بارش باران و برف رفت و آمد مردم که عموما با ماشین نیسان انجام می شود را کند و سخت می کند.
بدلیل قرار گرفتن این روستا در بین کوه های سربه فلک کشیده، تلفن همراه و ایرانسل آنتن دهی ندارد و تنها دفتر مخابراتی داخل روستا بدلیل قدیمی بودن دستگاه های آن خراب است و مردم هیچگونه ارتباطی با سایر نقاط بجز یک راه شنی طولانی ندارند. گاهی وقت ها که یکی از اهالی دیر به خانه می آید، نگرانی و وحشت تمام اهل آن خانه را فرا می گیرد که به ناچار یکی از اهالی که وسیله نقلیه دارد می بایست این راه طولانی را تا رادکان و یا چناران را طی کند تا از فرد گمشده خبری بیابد. حال تصور کنید این اتفاق در زمستان بیافتد و یا بخواهند فرد مریضی را به بیمارستان برسانند، اهالی مشکلات بسیاری را باید تحمل کنند.
شغل اکثر اهالی روستا باغداری است. انواع درختان سیب، زردآلو، گیلاس، آلبالو و از همه بیشتر گردو در این روستا وجود دارد. با آغاز فصل پائیز اکثر اهالی برای جمع کردن گردو به باغات خود می روند و معمولأ تا پایان زمان برداشت در همان جا می مانند. کشت گوجه فرنگی نیز از کشت های بهاره در این روستاست و عموم مردم در کنار کار باغداری، پرورش گوسفند هم دارند.
476
«درخواست نجات بینالود، توقف کامل تخریب، نجات میراث طبیعی ایران» تأیید و با موفقیت منتشر شد:
https://www.karzar.net/355705
با به اشتراک گذاری این لینک و ارسال آن برای دیگران، این کارزار را اطلاعرسانی کنید و از آنها برای جمعآوری امضا کمک بگیرید.
#منفعل_نباشیم
476
به نام ایران، به نام خراسان ،به نام طبیعت، به نام نسلهای آینده
جناب آقای دکتر غلامحسین مظفری
استاندار محترم خراسان رضوی
موضوع: دردنامه بینالود؛ درخواست توقف کامل عملیات تخریب، لغو مجوزهای احتمالی و رسیدگی فوری به تخریب میراث طبیعی کشور
جناب آقای استاندار
بینالود زخمی است؛ زخمی بر پیکر استوار کوهی که هزاران سال در برابر حوادث روزگار ایستاده، اما امروز در برابر تیغه ماشینآلات سنگین، شاهد زخمی شدن طبیعت خویش است.
بینالود فقط یک رشتهکوه نیست؛ بخشی از هویت طبیعی، تاریخی و فرهنگی ایران و میراثی گرانبها برای نسلهای آینده است. کوهی که در دامنههایش زندگی جریان دارد، گیاهانش ریشه در خاکی دیرپا دواندهاند و حیات گونههای ارزشمند به سلامت زیستگاههایش وابسته است.
اما امروز، بر اساس مشاهدات میدانی اولیه، مسیرسازی و خاکبرداری با ماشینآلات سنگین در ارتفاع حدود ۲۷۰۰ متری بینالود، زخمی عمیق بر پیکر این کوهستان برجای گذاشته است.
برآورد اولیه، از تخریب مسیری به طول حدود ۳٫۵ کیلومتر و عرض متوسط ۴ متر، یعنی نزدیک به ۱۴ هزار مترمربع از سطح طبیعی کوهستان حکایت دارد؛ محدودهای که پوشش گیاهی طبیعی آن، از جمله بوتههای گون، در معرض آسیب قرار گرفته است.
آقای استاندار
آیا سزاوار است کوهی که هزاران سال در برابر سختیهای طبیعت استوار مانده، اینگونه در برابر مداخلات انسانی بیپناه بماند؟
آیا هیچ فعالیت اقتصادی، عمرانی یا معدنی میتواند بدون توجه به ارزشهای طبیعی، زیستی و آمایشی یک منطقه، مجوز تخریب سرمایههای ماندگار این سرزمین را پیدا کند؟
ما خواهان توسعهای هستیم که با طبیعت سازگار باشد، نه توسعهای که به بهای زخمی کردن کوهستان و تهدید میراث طبیعی ایران تمام شود.
از جنابعالی میپرسیم:
این عملیات با چه مجوزی آغاز شده است؟ اگر مجوزی صادر شده، آیا تمامی استعلامها و الزامات قانونی، زیستمحیطی، منابع طبیعی و میراث فرهنگی پیش از آغاز عملیات اخذ و رعایت شدهاند؟ آیا اجرای این پروژه با اسناد و ملاحظات آمایش سرزمین و ظرفیتهای طبیعی منطقه سازگار است؟
و پرسشی تلختر: برای دستگاههای مسئول، از جمله سازمان حفاظت محیط زیست، سازمان منابع طبیعی و وزارت میراث فرهنگی، چه موضوعی میتواند مهمتر از صیانت از این رشتهکوه استوار و سرمایه طبیعی ایران باشد؟
مگر وظیفه این نهادها حفاظت از طبیعت، منابع ملی و میراث ارزشمند این سرزمین نیست؟ پس چگونه چنین تخریبی گزارش میشود و افکار عمومی همچنان در انتظار پاسخ روشن و مستند میماند؟
ما بدون پیشداوری درباره قانونی یا غیرقانونی بودن عملیات، خواهان روشن شدن حقیقت، انتشار مستندات مجوزها و بررسی دقیق عملکرد همه دستگاههای مسئول هستیم؛ اما معتقدیم در برابر چنین مداخلهای در طبیعت، نمیتوان به وعده بررسی در آینده بسنده کرد.
خواستههای صریح مردم
، از استاندار محترم و تمامی دستگاههای مسئول درخواست میکنیم:
۱. توقف کامل و فوری تمامی عملیات تخریبزا در محدوده مورد اعتراض بینالود و جلوگیری از هرگونه ادامه مسیرسازی و خاکبرداری.
۲. بررسی فوری مجوزهای احتمالی، نحوه صدور آنها، استعلامهای قانونی و زیستمحیطی و میزان انطباق پروژه با ضوابط آمایش سرزمین.
۳. لغو مجوزهای صادرشده مرتبط با این عملیات، در صورت احراز مغایرت با قوانین، الزامات محیط زیستی، ضوابط منابع طبیعی یا ملاحظات آمایش سرزمین، از طریق مراجع قانونی ذیصلاح؛ و جلوگیری از صدور یا اجرای هرگونه مجوز مغایر با الزامات قانونی حفاظت از منطقه.
۴. ورود جدی سازمان بازرسی استان و مراجع قضایی برای بررسی عملکرد دستگاههای مسئول و برخورد قانونی با هرگونه تخلف یا قصور احرازشده.
۵. ارزیابی مستقل و مستند خسارتهای واردشده و تدوین برنامه علمی برای احیای بخشهای آسیبدیده و حفاظت پایدار از طبیعت بینالود.
۶. انتشار شفاف نتایج بررسیها و اعلام رسمی تصمیمات اتخاذشده به مردم در رسانه ها.
آقای استاندار
بینالود زبان ندارد تا از زخمهایش شکایت کند؛ گونهایش نمیتوانند از ریشههای ازدسترفته خود دفاع کنند و خاکش نمیتواند برای ماندن، از ما درخواست کمک کند.
این ماییم که باید صدای طبیعت باشیم.
ما نمیخواهیم روزی در برابر فرزندانمان شرمسار باشیم که نابودی سرمایهای طبیعی را دیدیم، امکان اعتراض و مطالبه داشتیم، اما سکوت کردیم.
#جمعی از کوهنوردان خراسان رضوی
#جمعی از دانشگاهیان و دانشجویان خراسان رضوی
#جمعی از معلمان خراسان رضوی
#جمعی از کسبه بازار خراسان رضوی
#جمعی از لیدرتورها و طبیعت گردان خراسان رضوی
@sepehr_chenaran
476
🟢تقدیم به سربازان امنیت میهن
یکی از کارهای خوب تیم دوچرخهسواری کوهستان چناران، دیدار و احترام به خادمان میهن است. در سال جاری به مناسبت روز آتش نشانی رکاب زنی و مانور خوبی داشتیم، استقبال از آتشنشانان دوچرخه سوار کاشانی نیز خیلی پسندیده و با نیکی انجام گرفت.
آقای نظام دوست، معاون اجتماعی سابق فراجای چناران و رئیس پاسگاه ایالت زیبای بقمچ به دلیل اینکه عضو تیم دوچرخه سواری هستند سال گذشته هماهنگی دیدار با همکارانش را فراهم کرد و امسال هم چنین شد. تیم دوچرخهسواری کوهستان چناران روز سه شنبه هفته نیروی انتظامی جهت خدا قوتی خدمت ایشان رفتند. آنها با دادن شاخه گل به اعضای تیم، استقبال شایانی از رکابزنان کردند، در سالن گردهمایی چند دقیقه ایی دور میز نشستیم، نظام دوست به نمایندگی نیروی انتظامی و تیم دوچرخهسواری کوهستان چناران گفتگو را شروع کردند. سرهنگ فاتح یکی از معاونین فراجا نیز به نیابت از فرماندهی شهرستان خوش آمد و سپاس گفتند.
سپس سه تن از بچه های تیم به نمایندگی از سوی نیروی انتظامی شهرستان با دادن هدیه تشویق شدند، سرگروه و مربی تیم، جناب علی آقای محبوب زاده، یزدان کوچکترین عضو تیم و بانو وظیفه دان، بانوی نوجوان و پر تلاش.البته آقای محبوب زاده لطف کردن هدیه خودشان را به بانو " نعیمی" میهمان تیم که از گلبهار تشریف می آورند تقدیم کردند.
با آرزوی سلامتی برای همه خادمان به میهن و سربازان امنیت کشور.
✅ روابط عمومی تیم دوچرخهسواری کوهستان چناران
476
عکس جالبی از اخوان ثالث در منزل ابراهیم گلستان در لندن، سال ۱۳۶۹
سال ۱۳۶۹، مهدی اخوان ثالث در لندن شعری از دفتر «از این اوستا» (به نام «پیدا و ناپیدا» یا «پیدا و ناپیدا») را در منزل ابراهیم گلستان خوانده است. این رویداد در یک گردهمایی خصوصی رخ داده است و ابراهیم گلستان نیز در این گردهمایی حضور داشته است.
