ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

چهارطبقه

چهارطبقه

الذهاب إلى القناة على Telegram

چهارطبقه شهر را با تمام زیبایی‌ها و زشتی‌هایش، رویدادها و زندگی روزمره‌ی شهروندانش، با نگاهی نقادانه به تصویر می‌کشد. شماره‌ی ثبت: ۶۲۵۱ بازنشر مطالب با ذکر منبع آزاد است. ارتباط با ما: @CharTabaqeh1 www.instagram.com/CharTabaqeh

إظهار المزيد
1 284
المشتركون
+224 ساعات
+47 أيام
+430 أيام
جذب المشتركين
أكتوبر '26
أكتوبر '26
+20
في 3 قنوات
سبتمبر '260
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '260
في 2 قنوات
Get PRO
يوليو '260
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '260
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '260
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '260
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '260
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+2
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '26
+1
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+6
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+29
في 4 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+27
في 1 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+17
في 6 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+14
في 1 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+2
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+1
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '25
+2
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+3
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '25
+2
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+9
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '25
+2
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+12
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+11
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+11
في 2 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+37
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+18
في 3 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+11
في 1 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+10
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '24
+2
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+14
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '24
+12
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+21
في 2 قنوات
Get PRO
يناير '24
+20
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+25
في 1 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+21
في 3 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+49
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+7
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+22
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+4
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+9
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+3
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+4
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+8
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+5
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+5
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+26
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+24
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+18
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+3
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+5
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+3
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+18
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+2
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+5
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '220
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+10
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+5
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+13
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+48
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+13
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+18
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '21
+12
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '21
+27
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+6
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+13
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '21
+22
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '21
+7
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '21
+44
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '21
+30
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '20
+1 401
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
25 أكتوبر0
24 أكتوبر+2
23 أكتوبر+3
22 أكتوبر0
21 أكتوبر0
20 أكتوبر0
19 أكتوبر+1
18 أكتوبر0
17 أكتوبر0
16 أكتوبر0
15 أكتوبر0
14 أكتوبر0
13 أكتوبر0
منشورات القناة
🔺پیاده‌روها مسیر امن شهروندان هستند، نه وسایل نقلیه هنگامی که پیاده‌روها به مسیر عبور وسایل نقلیه تبدیل می‌شوند، حق برخورداری از امنیت شهری برای کودکان، سالمندان و مادران به خطر می‌افتد. کاهش احساس امنیت نیز حضور شهروندان در فضاهای عمومی را محدود می‌کند و در نهایت، از سرزندگی شهر می‌کاهد. شهر برای همه است. @CharTabaqeh

2
(۱۳۷۸) پیاده‌روها مسیر امن شهروندان هستند، نه وسایل نقلیه @CharTabaqeh
(۱۳۷۸) پیاده‌روها مسیر امن شهروندان هستند، نه وسایل نقلیه @CharTabaqeh
317
3
🔺شهر برای ماشین‌ها یا آدم‌ها؟ هر روز در خیابان‌های شهر حرکت می‌کنیم؛ در ترافیک می‌مانیم، از پیاده‌روهای شلوغ یا نامناسب عبور می‌کنیم و برای رسیدن به مقصد، زمان و انرژی صرف می‌کنیم. اما کمتر از خودمان می‌پرسیم: چرا جابه‌جایی در شهر، گاهی به یکی از دشوارترین بخش‌های زندگی روزمره تبدیل می‌شود؟ حمل‌ونقل فقط مسئله‌ی رسیدن از نقطه‌ای به نقطه‌ی دیگر نیست؛ با کیفیت هوای شهر، دسترسی به فرصت‌های شغلی و خدمات، عدالت فضایی، کیفیت فضاهای عمومی و حتی فرصت ما برای پیاده‌روی و تعامل با دیگران ارتباط دارد. وقتی بخش بزرگی از شهر بر محور خودرو شکل می‌گیرد، مسئله تنها ترافیک نیست؛ بلکه این است که شهر تا چه اندازه امکان زندگی کردن را برای انسان‌ها فراهم می‌کند؟ شهر مطلوب، شهری نیست که صرفاً حرکت خودروها در آن سریع‌تر باشد؛ شهری است که دسترسی به مقصدها را آسان‌تر، امن‌تر و عادلانه‌تر کند و انتخاب‌های متنوعی برای جابه‌جایی در اختیار مردم بگذارد. شاید وقت آن رسیده که به‌جای پرسیدنِ «چطور ترافیک را روان‌تر کنیم؟»، سؤال دیگری مطرح کنیم: چطور شهری بسازیم که زندگی در آن، کمتر به خودرو وابسته باشد؟ @CharTabaqeh
199
4
🔺پیاده‌روها مسیر امن شهروندان هستند، نه وسایل نقلیه هنگامی که پیاده‌روها به مسیر عبور وسایل نقلیه تبدیل می‌شوند، حق برخورداری از امنیت شهری برای کودکان، سالمندان و مادران به خطر می‌افتد. کاهش احساس امنیت نیز حضور شهروندان در فضاهای عمومی را محدود می‌کند و در نهایت، از سرزندگی شهر می‌کاهد. شهر برای همه است. @CharTabaqeh
1
5
🔺پیاده‌روها مسیر امن شهروندان هستند، نه وسایل نقلیه هنگامی که پیاده‌روها به مسیر عبور وسایل نقلیه تبدیل می‌شوند، حق برخورداری از امنیت شهری برای کودکان، سالمندان و مادران به خطر می‌افتد. کاهش احساس امنیت نیز حضور شهروندان در فضاهای عمومی را محدود می‌کند و در نهایت، از سرزندگی شهر می‌کاهد. شهر برای همه است. @CharTabaqeh
1
6
🔺 پیاده‌روها مسیر امن شهروندان هستند، نه وسایل نقلیه. هنگامی که پیاده‌روها به مسیر عبور وسایل نقلیه تبدیل می‌شوند، حق برخورد
🔺 پیاده‌روها مسیر امن شهروندان هستند، نه وسایل نقلیه. هنگامی که پیاده‌روها به مسیر عبور وسایل نقلیه تبدیل می‌شوند، حق برخورداری از امنیت شهری برای کودکان، سالمندان و مادران به خطر می‌افتد. کاهش احساس امنیت نیز حضور شهروندان در فضاهای عمومی را محدود می‌کند و در نهایت، از سرزندگی شهر می‌کاهد. شهر برای همه است. @CharTabaqeh
203
7
🔺 شهر برای ماشین‌ها یا آدم‌ها؟ هر روز در خیابان‌های شهر حرکت می‌کنیم؛ در ترافیک می‌مانیم، از پیاده‌روهای شلوغ یا نامناسب عبو
🔺 شهر برای ماشین‌ها یا آدم‌ها؟ هر روز در خیابان‌های شهر حرکت می‌کنیم؛ در ترافیک می‌مانیم، از پیاده‌روهای شلوغ یا نامناسب عبور می‌کنیم و برای رسیدن به مقصد، زمان و انرژی صرف می‌کنیم. اما کمتر از خودمان می‌پرسیم: چرا جابه‌جایی در شهر، گاهی به یکی از دشوارترین بخش‌های زندگی روزمره تبدیل می‌شود؟ حمل‌ونقل فقط مسئله‌ی رسیدن از نقطه‌ای به نقطه‌ی دیگر نیست؛ با کیفیت هوای شهر، دسترسی به فرصت‌های شغلی و خدمات، عدالت فضایی، کیفیت فضاهای عمومی و حتی فرصت ما برای پیاده‌روی و تعامل با دیگران ارتباط دارد. وقتی بخش بزرگی از شهر بر محور خودرو شکل می‌گیرد، مسئله تنها ترافیک نیست؛ بلکه این است که شهر تا چه اندازه امکان زندگی کردن را برای انسان‌ها فراهم می‌کند؟ شهر مطلوب، شهری نیست که صرفاً حرکت خودروها در آن سریع‌تر باشد؛ شهری است که دسترسی به مقصدها را آسان‌تر، امن‌تر و عادلانه‌تر کند و انتخاب‌های متنوعی برای جابه‌جایی در اختیار مردم بگذارد. شاید وقت آن رسیده که به‌جای پرسیدنِ «چطور ترافیک را روان‌تر کنیم؟»، سؤال دیگری مطرح کنیم: چطور شهری بسازیم که زندگی در آن، کمتر به خودرو وابسته باشد؟
712
8
بنیاد چهارطبقه برگزار می‌کند: بیست‌ونهمین نشست طبقه‌ی آزاد شهر و انرژی ارائه‌ی مقاله و گفت‌وگوی جمعی با محوریت مقاله‌ی «روش‌ه
بنیاد چهارطبقه برگزار می‌کند: بیست‌ونهمین نشست طبقه‌ی آزاد شهر و انرژی ارائه‌ی مقاله و گفت‌وگوی جمعی با محوریت مقاله‌ی «روش‌ها، ابزارها و شیوه‌های برتر بهبود توان سازگاری نظام‌های شهری با تغییرات طبیعی و انسان‌ساخت» ارائه‌دهنده: مریم خیری دانشجوی مهندسی شهرسازی دانشگاه فردوسی مشهد دوشنبه ۲۰/مهرماه/۱۴۰۵ - ساعت ۱۸ انتهای خیابان کوثر، میدان پژوهش (حضور برای عموم آزاد است.) @CharTabaqeh
388
9
🔺شهر و انرژی: مصرف نمایشی‌ راهکارهای تأمین آسایش حرارتی در شهر، پیش از هر چیز باید با شرایط اقلیمی آن سازگار باشند. در اقلیم خشک مشهد، رطوبت‌افزایی ناشی از سرمایش تبخیری می‌تواند به بهبود شرایط آسایش کمک کند؛ بااین‌حال، استفاده گسترده از کولرهای گازی، الگویی از مصرف را تقویت کرده که به برق وابستگی بیشتری دارد. این انتخاب فقط حاصل نیاز به سرمایش نیست؛ گاهی تکرار یک الگوی رایج، تبلیغات و تلقی اجتماعی از تجهیزات گران‌تر به‌عنوان نشانه‌ی رفاه، مسیر انتخاب مصرف‌کنندگان را نیز شکل می‌دهد. در شرایط محدودیت تأمین برق، نمی‌توان تناسب اقلیمی تجهیزات سرمایشی را از بحث مصرف انرژی جدا کرد. شهر کارآمد، شهری نیست که صرفاً با تجهیزات بیشتر و مصرف بالاتر خنک شود؛ شهری است که آسایش را با توجه به اقلیم، منابع در دسترس و هزینه‌ی واقعی مصرف تأمین کند. منبع: اقلیم و معماری؛ مرتضی کسمایی @CharTabaqeh
363
10
(۱۳۷۶) شهر و انرژی: مصرف نمایشی @CharTabaqeh
(۱۳۷۶) شهر و انرژی: مصرف نمایشی @CharTabaqeh
326
11
🔺شهر و انرژی: پرمصرفِ بی‌مصرف آلودگی نوری فقط مسأله‌ی آسمان شب نیست؛ بخشی از مسأله‌ی مصرف انرژی در شهر است. روشنایی بیش از نیاز، نورپردازی بدون هدف و هدایت نادرست نور، بخشی از انرژی مصرف‌شده در شهر را بدون ایجاد ارزش واقعی هدر می‌دهد. در مقیاس شهری، همین «مصرف‌های کوچک» وقتی در هزاران ساختمان، خیابان، تابلو و فضای عمومی تکرار می‌شوند، به مصرف قابل‌توجهی از انرژی تبدیل می‌شوند. شهرِ پرنور لزوماً شهرِ کارآمد نیست؛ گاهی فقط شهری است که انرژی بیشتری را برای روشن‌تر بودن بی‌هدف مصرف می‌کند. @CharTabaqeh
520
12
(١٣٧۵) شهر و انرژی: پرمصرفِ بی‌مصرف @CharTabaqeh
(١٣٧۵) شهر و انرژی: پرمصرفِ بی‌مصرف @CharTabaqeh
483
13
شهر بی‌ابهام شهری که بتوان آن را فهمید؛ از معماری و نشانه‌ها تا قوانین و فرایندهای شهری. در این نشست، با چاشنی بازی و تعامل،
شهر بی‌ابهام شهری که بتوان آن را فهمید؛ از معماری و نشانه‌ها تا قوانین و فرایندهای شهری. در این نشست، با چاشنی بازی و تعامل، درباره راه‌هایی برای ساختن شهری ساده‌تر، روشن‌تر و قابل‌فهم‌تر برای همه گفت‌وگو می‌کنیم. با همراهی و راهبری بنیاد چهارطبقه و شهرآگاه 📍 کارخانه نوآوری شهری مشهد 🗓 چهارشنبه ۱۱ شهریور ⏰ ساعت ۱۸:۰۰ 🔗 ثبت‌نام: [لینک ثبت‌نام رایگان در رویداد ] شاید شهر بهتر، از جایی شروع شود که برای فهمیدنش کمتر سردرگم شویم. @CharTabaqeh @ShahrAgahKids @ShahrNaghshAfarin
873
14
رویداد بزرگداشت دهمین سالگرد تأسیس «چهارطبقه» کوه‌پارک، کانون دو چهارشنبه، بیست و هشتم مرداد ساعت ۱۸ الی ۲۰ چهارطبقه، ده سال
رویداد بزرگداشت دهمین سالگرد تأسیس «چهارطبقه» کوه‌پارک، کانون دو چهارشنبه، بیست و هشتم مرداد ساعت ۱۸ الی ۲۰ چهارطبقه، ده سال برای شهر، و هنوز در آغاز راه…
903
15
#پست‌موقت اگر به همکاری با چهارطبقه تمایل دارید، لطفاً به @CharTabaqeh1 پیام دهید.
#پست‌موقت اگر به همکاری با چهارطبقه تمایل دارید، لطفاً به @CharTabaqeh1 پیام دهید.
2 154
16
🔺نقطه‌ی صفر شهر تنها از خیابان‌ها، ساختمان‌ها و عملکردهای هر روزه ساخته نمی‌شود، بلکه از لایه‌های انباشته‌ی تاریخ، خاطره، تنوع و زیست مشترک شکل می‌گیرد. تخریب هر بنای تاریخی، به‌ویژه بناهای دارای وجوه فرهنگی، دینی و خاطره‌انگیزی، چیزی بیش از حذف یک کالبد شهری است و در تداوم زمانی شهر، گسست ایجاد می‌کند. از این منظر، تخریب کلیسای تاریخی انجیلی نه‌تنها باید محکوم شود، بلکه دست‌اندرکاران آن باید مورد پیگرد قرار گیرند تا از تکرار چنین فجایعی جلوگیری شود. در مبانی نظری طراحی شهری، متیو کرمونا در معرفی ابعاد شش‌گانه‌ی طراحی شهری، از «بُعد زمانی» سخن می‌گوید. این بعد نشان می‌دهد که فضاهای شهری فقط در لحظه‌ی اکنون معنا ندارند، بلکه در پیوند با گذشته، حال و آینده ادراک می‌شوند. زمان در شهر هم در ریتم‌های روزمره، فصلی و آیینی حضور دارد و هم در حافظه‌ی تاریخی، رویدادهای مهم، تداوم معنا و تغییرات تدریجی کالبد و زندگی شهری. بنابراین هنگامی که یک بنای تاریخی از میان می‌رود، مسأله فقط از دست رفتن یک اثر معماری نیست؛ بلکه بخشی از حافظه‌ی جمعی و لایه‌ی زمانی شهر آسیب می‌بیند، به‌خصوص اگر چیزی جایگزین آن شود که هیچ‌گونه ارجاعی به گذشته ندهد. نمونه‌ی روشن این نگاه را می‌توان در بازسازی محدوده‌ی برج‌های دوقلوی نیویورک پس از ۱۱ سپتامبر دید. آن واقعه، یک لحظه‌ی تاریخی در ابعاد بین‌المللی به‌وجود آورد و سؤال همگان از طراحان شهری این بود که چه چیزی از آوار آن برج‌ها، سربرآورد؟ شاید ساختن دو برج، بسیار بلندتر از قبلی‌ها، می‌توانست نشان‌گر قدرت شهر باشد؛ اما در آن پروژه، طراحان شهری کوشیدند به‌جای بازسازی کالبدی و حذف یک خاطره‌ی تلخ جهانی، نماد آن خاطره را برای همیشه در شهر جاودان کنند. در پروژه‌ی نقطه‌ی صفر (ground zero)، ردپای برج‌های پیشین، به عنصر اصلی طراحی فضا تبدیل شد. حوضچه‌های یادمانی در همان نقطه‌ای که روزی برج‌ها سر به فلک کشیده بودند، به عمق زمین رفتند. درج نام قربانیان، ساخت موزه و برگزاری آیین‌های سالانه‌ی یادبود، همگی تلاش‌هایی هستند که نشان می‌دهد شهر می‌تواند گذشته‌ی دردناک خود را حذف نکند، بلکه آن را به شکلی معنادار در زندگی آینده‌ی خود ادغام کند. نقطه‌ی صفر نیویورک، هم خاطره‌ی فاجعه و هم نشانه‌ی تاب‌آوری است. در بازگشت از نیویورک به مشهد، اگرچه تخریب کلیسای تاریخی انجیلی، اقدامی جبران‌ناپذیر و غیرقابل‌گذشت است، اما مواجهه‌ی آینده‌نگرانه نباید تنها در سوگواری متوقف بماند. پیشنهاد ارزنده‌ی ساخت مکانی برای گفت‌وگوی ادیان می‌تواند راهی برای تبدیل فقدان به امکان باشد؛ مشروط بر آن‌که صادقانه، مصرانه، دقیق و با احترام به حافظه‌ی مکان دنبال شود. چنین مکانی نباید صرفاً یک ساختمان نمادین تازه باشد که گذشته را پاک می‌کند؛ بلکه باید به‌صورت آگاهانه به تاریخ کلیسای تخریب‌شده، تکثر دینی و فرهنگی و خاطره‌ی هم‌زیستی ادیان در مشهد ارجاع دهد. در طراحی چنین پروژه‌ای، کاربست نظریه‌ی کرمونا و شناخت درست بُعد زمانی شهر، باعث می‌شود که شهر آینده، گذشته را حذف نکند. آینده‌ی این مکان، زمانی معنادار است که گذشته را به رسمیت بشناسد، خطا را انکار نکند، خاطره را حفظ کند و از دل فقدان، مکانی برای گفت‌وگو، هم‌زیستی و مسئولیت‌پذیری جمعی بسازد. صالح شریفی، دانش‌آموخته‌ی شهرسازی @CharTabaqeh
1 098
17
(۱۳۷۴) نقطه‌ی صفر @CharTabaqeh
(۱۳۷۴) نقطه‌ی صفر @CharTabaqeh
712
18
🔺مرثیه‌ای برای کلیسا، یا کلیسایی برای مرثیه؟ کلیسای انجیلی مشهد تا همین چند روز پیش، ساختمانی خاموش در کوچه‌ای شلوغ بود؛ سال‌ها تعطیل و قفل‌خورده، در حاشیه‌ی زندگی شهری ایستاده بود و بیشتر پس‌زمینه‌ی عکس‌ها و سوژه‌ی گزارش‌های میراثی بود تا عبادت‌گاه. اما همین که بامداد چهاردهم خرداد، بولدوزرها در تاریکی شروع کردند به بلعیدن آجرها، کلیسا ناگهان از یک «شیء بی‌صاحب» تبدیل شد به مرکز ثقل یک سوگواری جمعی. نفس تخریب، هیچ دفاعی ندارد. بنای ثبت ملی شده باید تحت حفاظت باشد، نه این‌که در نیمه‌شب، بی‌مجوز میراث و بدون پروانه، با لودر از ریشه کنده شود. شبانه بودن و سرعت عمل، خودش اعترافی ضمنی است: این کار آن‌قدر غیرقابل‌دفاع است که حتی تحملِ نور روز را هم ندارد. وقتی یک اثر ثبت ملی در قلب شهر این‌گونه نابود می‌شود، مسأله فقط تخلف یک مالک خصوصی نیست؛ مسأله ساختاری است که قرار بوده حافظ این بنا باشد و خواب مانده، و بعد از بیدار شدن، تنها کاری که می‌کند ابراز تأسف و پیدا کردن یک مقصر انتزاعی است. در روایت رسمی، همه ناراضی‌اند و هیچ‌کس مسئول نیست. نهادهای مختلف همه تکذیب یا محکوم می‌کنند، با این حال، کلیسا دیگر وجود ندارد. ما در وضعیتی زندگی می‌کنیم که در آن «مسئولیت» به‌وفور یافت می‌شود، اما «مسئول» به‌ندرت دیده می‌شود. در این میان، هیاهوی شبکه‌های اجتماعی هم داستان خودش را دارد. بخشی از این خشم اصیل و محترم است، اما اگر کمی از موج فاصله بگیریم، یک سؤال ساده آزاردهنده است: این همه عاشقِ کلیسا، قبلاً کجا بودند؟ سال‌هایی که درِ بنا قفل بود، سقفش نم می‌کشید و از فعالیت فرهنگی خبری نبود، چند نفر برای مرمت یا تغییر کاربری‌اش تلاش کردند؟ امروز مرثیه‌خوانی برای کلیسایی که دیگر نیست، ارزان‌ترین نوع فضیلت‌فروشی است؛ هزینه‌اش چند کلمه در شبکه‌های اجتماعی و چند عکس قبل/بعد است. البته نباید صدای کسانی را که سال‌ها بی‌سروصدا مستندسازی و مطالبه کرده‌اند، با این موج احساسی یکی دانست. برای دیدن بناهای خاموش، لازم نیست زیاد دور شویم. هم‌دوره‌ای‌های زیادی در کوچه‌های جنت یا خیابان چمران پشت دیوارهای نم‌کشیده دارند آهسته خاک می‌خورند و منتظرند نوبت‌شان در صف تصمیم‌های شبانه فرا برسد. خانه‌هایی که در عمل بین بی‌تفاوتی ساکنان شهر و بی‌برنامگی مدیران گیر کرده‌اند. در این‌جا یک سؤال صادقانه پیش می‌آید: آیا واقعاً هر خانه‌ی قدیمی باید به هر قیمتی حفظ شود؟ خیلی‌هایمان اگر مالک خانه‌ای پرهزینه و بدون درآمد باشیم، یا می‌فروشیم یا آرزو می‌کنیم کاش می‌شد بفروشیم. این پرسش، دفاع از تخریب نیست؛ یادآوری این واقعیت است که اگر می‌خواهیم مالک خصوصی را «حافظ میراث» بدانیم، باید اول کاری کنیم که زیر بار این میراث، زندگی‌اش خرد نشود. تا وقتی راه‌حل منصفانه‌ای (از تسهیلات مرمت تا امکان بهره‌برداری) نداریم، شعار «حفظ همه‌ی خانه‌های قدیمی» بیشتر شبیه یک شعار لوکس اخلاقی است. حساب نهادهای عمومی اما جداست. وقتی یک نهاد عمومی مالک بنای واجد ارزش است و آن را رها می‌کند، این دیگر مسأله‌ی «نداشتن توان مالی» نیست؛ مسأله‌ی اولویت‌هاست. نمی‌شود از یک طرف بنا را ثبت ملی کرد و «میراث ملت» نامید، و از طرف دیگر، در عمل آن را رها کرد تا آخرش زیر چرخ بولدوزر از بین برود. برگردیم به عنوان این نوشته؛ واقعیتی که این روزها در شبکه‌های اجتماعی می‌بینیم، بیشتر شبیه بخش دوم است: کلیسایی که حالا فقط نقشِ صحنه را بازی می‌کند تا ما روی آن مرثیه‌های خودمان را اجرا کنیم؛ مرثیه‌ی سیاست‌زدگی، مرثیه‌ی بی‌عملی و مرثیه‌ی نمایشِ فضیلت. راستش کلیسای انجیلی، سال‌ها پیش از آن‌که تخریب شود، در وجدان جمعی ما تخریب شده بود. اگر قرار است این همه سوگواری، معنایی بیش از چند روز خشم مجازی داشته باشد، شاید باید از همین امروز برای بناهایی مرثیه بنویسیم که هنوز ایستاده‌اند؛ برای بناهایی که همین حالا می‌شود نجات‌شان داد، نه وقتی که فقط آلبوم عکس «قبل و بعد» باقی مانده است. مرثیه‌ی واقعی برای کلیسای انجیلی، نه در هشتگ‌ها و استوری‌ها، که در تبدیل سوگِ امروز به مسئولیت فرداست. امیرسجاد غلامیان، کارشناس‌ارشد طراحی شهری @CharTabaqeh
627
19
(۱۳۷۳) کلیسایی برای مرثیه @CharTabaqeh
(۱۳۷۳) کلیسایی برای مرثیه @CharTabaqeh
454
20
🔺مشهد، بازنویسی حافظه‌ی جمعی مفهوم حافظه‌ی جمعی، نخستین‌بار توسط جامعه‌شناس فرانسوی، موریس هالبواکس، مطرح شد. او در کتاب حافظه‌ی جمعی توضیح می‌دهد که حافظه صرفاً امری فردی و ذهنی نیست، بلکه در چارچوب‌های اجتماعی شکل می‌گیرد. از نظر هالبواکس، حتی زمانی که انسان چیزی را به ظاهر به‌صورت فردی به یاد می‌آورد، این یادآوری از خلال زبان، روایت‌ها، ارزش‌ها و فضاهای اجتماعی بازسازی می‌شود. در این میان، فضا نقشی اساسی دارد؛ خاطره‌ها در مکان تثبیت می‌شوند و مکان‌ها به گذشته معنا می‌دهند. در ادبیات شهری، این ایده گسترش یافت و مفهوم حافظه‌ی جمعی شهر شکل گرفت. بر این اساس، شهر صرفاً مجموعه‌ای از عناصر کالبدی نیست، بلکه نوعی آرشیو زنده است که لایه‌های متنوعی از تجربه، روایت، تعلق و تاریخ را در خود نگه می‌دارد. شهر، گذشته را تنها حفظ نمی‌کند، بلکه آن را در زمان حال بازخوانی می‌کند و از این مسیر میان گذشته، حال و آینده پیوند برقرار می‌شود. اما حافظه‌ی شهری امری خنثی و بی‌طرف نیست. در هر شهر، همواره این پرسش مطرح است که چه چیزی باید حفظ شود، چه چیزی باید دیده شود و چه چیزی باید به فراموشی سپرده شود. از همین‌جا پای قدرت به مسأله حافظه باز می‌شود. مدیریت شهری فقط خیابان و ساختمان را سامان نمی‌دهد؛ بلکه در عمل می‌تواند در حال بازنویسی حافظه و سازمان‌دهی روایت‌های مجاز شهر باشد. آن‌چه در سال‌های اخیر در مشهد رخ داده، صرفاً تغییرات کالبدی یا پروژه‌های نوسازی نیست؛ بلکه نشانه‌هایی از نوعی مداخله در حافظه‌ی جمعی شهر را با خود دارد. گویی مدیریت شهری نه در پی خواندن روایت‌های متکثر شهر، بلکه در پی یک‌دست‌سازی آن است؛ رویکردی که لایه‌های ناهمخوان، صداهای حاشیه‌ای، نشانه‌های تاریخی و فضاهای حامل تنوع فرهنگی را از متن شهر حذف می‌کند. در چنین وضعیتی، «هویت شهری» نه به‌عنوان امری زنده، چندلایه و برآمده از زیست شهروندان، بلکه به‌مثابه تصویری رسمی، انتخاب‌شده و قابل‌کنترل تعریف می‌شود. تخریب شبانه‌ی کلیسای انجیلی در خیابان جنت مشهد را باید در همین چارچوب خواند. این کلیسا فقط یک ساختمان نبود، بلکه یکی از نشانه‌های حضور تاریخیِ اقلیت‌های دینی و بخشی از حافظه‌ی چندصدایی شهر به شمار می‌رفت. حذف آن، حذف یک بنای منفرد نیست؛ بلکه پاک‌کردن یکی از ردهای تاریخی شهر از عرصه‌ی عمومی است. وقتی مکان‌های خاطره‌مند از میان می‌روند، تنها کالبد شهر تغییر نمی‌کند، بلکه امکان به‌یادآوردن نیز محدود می‌شود. مسأله‌ی امروز مشهد تنها از دست رفتن چند بنای قدیمی نیست؛ مسأله، غلبه نوعی منطق شهری است که به‌جای پذیرش تکثر تاریخی و فرهنگی، در پی تولید شهری با هویتی یک‌دست، تصفیه‌شده و فاقد ناسازه‌های تاریخی است. این همان نقطه‌ای است که در آن، پروژه‌های توسعه شهری می‌توانند به پروژه‌های حذف حافظه تبدیل شوند. این در حالی است که موضع رسمی و پیشینیه‌ی تاریخی ایران نشان می‌دهد که تنوع قومی و هویتی در ایران، نه یک شکاف تهدیدآمیز، بلکه بخشی از سرمایه‌ی اجتماعی و فرهنگی کشور است. هویت قومی، جزئی از هویت ملی است و وحدت ملی زمانی پایدار می‌ماند که تفاوت‌های قومی و مذهبی به رسمیت شناخته شوند، نه آن‌که در فرایندهای یک‌دست‌سازی شهری و فرهنگی حذف گردند. از این منظر، حفظ نشانه‌های تاریخی و فرهنگیِ اقوام و گروه‌های مختلف، بخشی از حفظ انسجام و حافظه‌ی جمعی شهر به شمار می‌آید. حسین ایمانی، دانشجوی کارشناسی مهندسی شهرسازی دانشگاه فردوسی @CharTabaqeh
649