احساس مثبت💯
الذهاب إلى القناة على Telegram
به کانال" احساس مثبت" خوش آمدید کانالی پر از حس خوب و ارامش ❤❤ اپلیکیشن پرورش افکار 👇 https://t.me/ehsasemosbat/54832
إظهار المزيد7 105
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-87 أيام
-7430 أيام
أرشيف المشاركات
7 105
.
نتایج اعضای #دوره_جامع_EFT
⭕️ از بین بردن ترس از هواپیما
برای ثبتنام به آیدی زیر پیام بدین 👇
@jazb_admin
7 105
.
نتایج اعضای #دوره_جامع_EFT
⭕️ ریشهیابی ترس
برای ثبتنام به آیدی زیر پیام بدین 👇
@jazb_admin
7 105
.
نتایج اعضای #دوره_جامع_EFT
⭕️ از دنداندرد و رفع حساسیت تا آرامش درونی
برای ثبتنام به آیدی زیر پیام بدین 👇
@jazb_admin
7 105
.
♨️ #جدید
🔰 #فایل_آموزشی شماره 99
🏵 جذب مشترک
🎗اگر شریکم مثبتتر بود ...
🎗اگر همسرم به قانون جذب باور داشت ...
ادمین راهنما 👇
@jazb_admin
7 105
😍🧨 فروش ویژه دورهی ای اف تی (EFT) فرهاد فروغمند توسط گروه پرورش افکار
تنها فرد مورد تأیید گری کریگ (ابداع کننده ای اف تی در دنیا)
فقط به مدت محدود با قیمت یک میلیون و دویست هزار تومان این دوره را تهیه کنید
⚠️ ⭕️ توجه توجه ⭕️ ⚠️
به تمام خریداران دوره جامع ای اف تی دوره اپتیمال ای اف تی (روش جدید گری کریگ) به صورت رایگان اهدا خواهد شد. پس از قرارگیری دوره اپتیمال ای اف تی قیمت دوره سه میلیون تومان خواهد شد.
برای ثبتنام به آیدی زیر پیام بدین 👇
@jazb_admin
7 105
.
⭕️ ای اف تی (EFT) چیست؟
⭕️ فرهاد فروغمند کیست؟
برای ثبتنام به آیدی زیر پیام بدین 👇
@jazb_admin
7 105
دو سیاستمدار داشتند
در داخل یک رستوران با هم بحث می کردند.
گارسون از آنها پرسید: در مورد چه چیزی بحث می کنید؟
سیاستمدار: ما داشتیم برای کشتن ١۴ هزار نفر انسان و یک الاغ برنامه ریزی می کردیم.
گارسون: چرا یک الاغ ؟!
سپس سیاستمدار رو به همکارش کرد و گفت: ببین، نگفتم با این روش هیچکس به ١۴ هزار نفر انسان اهمیتی نمی دهد!
خیلی مسائل جزئی و کم اهمیت که مطرح میشود، برای این است که مسائل مهم و اصلی را به حاشیه ببرد و توجه کسی به آنها جلب نشود.
کمی اندیشه لازم است.....
🌺 @ehsasemosbat🌹🌹
7 105
...... ﭘﺎﺭﻩ ﺩﻭﺯﯼ (ﭘﯿﻨﻪ ﺩﻭﺯﯼ، ﺗﻌﻤﯿﺮ ﻭ ﻭﺻﻠﻪ ﮐﺮﺩﻥ ﮐﻔﺶ ﻫﺎﯼ ﺧﺮﺍﺏ ﻭ ﭘﺎﺭﻩ) ﻣﯿﮑﻨﺪ.
ﭘﺮﺳﯿﺪ: ﭼﻪ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﺎ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﺑﻪ ﺣﺞ ﻧﺮﻓﺘﯽ ﺍﺯ ﻣﯿﺎﻥ ﻫﻤﻪ ﺣﺠﺎﺝ ﻓﻘﻂ ﺣﺞ ﺗﻮ ﭘﺬﯾﺮﻓﺘﻪ ﺷﺪ؟!
ﮔﻔﺖ ﺳﯽ ﺳﺎﻝ ﺑﻮﺩ ﺗﺎ ﻣﺮﺍ ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺣﺞ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺯ ﭘﺎﺭﻩ ﺩﻭﺯﯼ ﺳﯿﺼﺪ ﺩﺭﻫﻢ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻋﺰﻡ ﺣﺞ ﮐﺮﺩﻡ، عیالم ﺣﺎﻣﻠﻪ ﺑﻮﺩ، ﺍﺯ ﺧﺎﻧﻪ ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﺑﻮﯼ ﻃﻌﺎﻡ ﻣﯽ ﺁﻣﺪ، ﻣﺮﺍ ﮔﻔﺖ: ﺑﺮﻭ ﻭ ﭘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﻃﻌﺎﻡ ﺑﺴﺘﺎﻥ، ﻣﻦ ﺭﻓﺘﻢ، ﻫﻤﺴﺎﯾﻪ ﮔﻔﺖ ﺑﺪﺍﻥ ﮐﻪ ﻫﻔﺖ ﺷﺒﺎﻧﻪ ﺭﻭﺯ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺍﻃﻔﺎﻝ ﻣﻦ ﻫﯿﭻ ﻧﺨﻮﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺧﺮﯼ ﻣﺮﺩﻩ ﺩﯾﺪﻡ. ﭘﺎﺭﻩ ﺍﯼ ﺍﺯ ﺁﻥ ﺟﺪﺍ ﮐﺮﺩﻡ ﻭ ﻃﻌﺎﻡ ﺳﺎﺧﺘﻢ. ﺑﺮ ﺷﻤﺎ ﺣﻼﻝ ﻧﺒﺎﺷﺪ.
ﭼﻮﻥ ﺍﯾﻦ ﺑﺸﻨﯿﺪﻡ ﺁﺗﺸﯽ ﺩﺭ ﺟﺎﻥ ﻣﻦ ﺍﻓﺘﺎﺩ. ﺁﻥ ﺳﯿﺼﺪ ﺩﺭهم ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻢ ﻭ ﺑﺪﻭ ﺩﺍﺩﻡ ﻭ ﮔﻔﺘﻢ ﻧﻔﻘﻪ ﺍﻃﻔﺎﻝ ﮐﻦ ﮐﻪ ﺣﺞ ﻣﺎ ﺍﯾﻦ ﺍﺳﺖ.
📚 ﺗﺬﮐﺮﻩ ﺍﻻﻭﻟﯿﺎ
✍️ عطار نيشابوری
🌺 @ehsasemosbat🌹🌹
7 105
.
♨️ #جدید
🔰 #فایل_آموزشی شماره 98
🏵 باور
🎗تغییر ناگهانی باور وحشتناکه
ادمین راهنما 👇
@jazb_admin
7 105
یعقوب علیه السلام یک عمر از الله خواست که یوسف را به او برگرداند ...
هرگز از این دعا ناامید نشد و از خواسته اش توقف نکرد ؛ صبور بود و ایمان داشت ...
و حکمت اینجاست که او نبی الله بود اما پروردگاردعای او را زود جواب نداد ...‼️
الله تعالی از یعقوب علیه السلام بی خبر نبود و میدانست که چشمانش در غم یوسف علیه السلام سفید گشت بلکه برای یوسف علیه السلام ملکی ساخت و مقامش را در مصر بالا برد ...
صبر کنیم ‼️💯
اگر تمام دنیا اکنون علیه ماست باز صبر کنیم و دعا کنیم و از پروردگارمون ناامید نشویم که او ما را میبیند و دعاهای را می شنود اما هر چیزی را در وقت خودش پاسخ میدهد و ما را به گونه ای می سازد که فکرش را هم نمیکنیم ...🌱🌼
🌺 @ehsasemosbat🌹🌹
7 105
دو شیر از باغ وحشی میگریزند و هر کدام راهی را در پیش میگیرند.
یکی از شیرها به یک پارک جنگلی پناه میبرد، اما به محض آنکه بر اثر فشار گرسنگی رهگذری را میخورد به دام میافتد.
ولی شیر دوم موفق میشود چند ماهی در آزادی به سر ببرد و هنگامی هم که گیر میافتد و به باغ وحش بازگردانده میشود حسابی چاق و چله است.
شیر نخست که در آتش کنجکاوی میسوخت از او پرسید: «کجا پنهان شده بودی که این همه مدت گیر نیفتادی؟!
شیر دوم پاسخ میدهد: «توی یکی از ادارات دولتی». هر سه روز در میان یکی از کارمندان اداره را میخوردم و کسی هم متوجه نمیشد !!!
«پس چطور شد که گیر افتادی؟!!!
شیر دوم پاسخ میدهد: «اشتباها آبدارچی را خوردم» چون تنها کسی بود که کاری انجام میداد و غیبت او را متوجه شدند.
گزیده ای از کتاب:توسعه یاچپاول
👤 پیتر اوانز
🌺 @ehsasemosbat🌹🌹
7 105
.
♨️ #جدید
🔰 #فایل_آموزشی شماره 97
🏵 نقش احساس
🎗یک چالش تامل برانگیز
🎗نقش درد چیست ؟
ادمین راهنما 👇
@jazb_admin
7 105
داستان کوتاه
دوستی میگفت: در یکی از روزهای زمستان، از منزل خود به سوی محل کارم که دور بود خارج شدم
برف بود، وسیله ای نبود. برای اینکه دستهایم گرم شود آنها را در جیب گذاشتم، یک دانه تخم آفتاب گردان پیدا کردم، آن را بیرون آورده و با دندان شکستم.
ناگهان بذر وسط آن بیرون پرید و بر روی برفها افتاد. ناخواسته خم شدم که آن را بردارم
پرنده ای بلافاصله آمد آن را به نوک گرفت و پرید.
او گفت: به نظر تو چه درسی در آن است؟
من گفتم: رزق روزی ما آن نیست که در دست ماست بلکه آن است که در دست خداست.
این حکایت زندگی و دنیای ماست که به آنچه در جیب در دست و جلو چشم ما است دلخوشیم و خیال میکنیم که همه اش رزق و روزی ماست ولی همین که میخواهیم آن را در دهانمان بگذاریم و لذتش را ببریم از ما میگیرند و به کس دیگری میدهند.
تمام عمر کار و تلاش می کنیم تا مالی پس اندازکنیم و راحت زندگی کنیم.
ولی گاهی آن چه اندوخته ایم رزق وروزی ما نیست. اندوخته ما رزق و روزی کسانی می شود که بعد از ما می خورند. یا در زمان حيات نصیب آنها می شود و میخورند.
رزق و روزی ما آن چیزی است که بخوریم و لذت استفاده آن را ببریم، نه اینکه رنج فراوان بر خود و خانواده تحمیل کنیم و در انتها لذتش برای دیگران شود.
آدرس پیج اینستاگرام👇
https://www.instagram.com/invites/contact/?i=yf08zu9ti17n&utm_content=lwc3fji
🌺 @ehsasemosbat🌹🌹
7 105
💠چرا من اینقدر فقیر هستم؟!
مرد فقیری از خدا سوال کرد: چرا من اینقدر فقیر هستم؟!
خدا پاسخ داد: چون یاد نگرفته ای که بخشش کنی!
مرد گفت: من چیزی ندارم که ببخشم
خدا پاسخ داد: دارایی هایت کم نیست!
یک صورت، که میتوانی لبخند بر آن داشته باشی!
یک دهان، که میتوانی با آن از دیگران تمجید کنی .
یک قلب، که میتوانی به روی دیگران بگشایی!وچشمی که....
"بخشش "فقط بخشیدن پول نیست..
فقر واقعی فقر روحی است...
👤دکتر الهی قمشه ای
🌺 @ehsasemosbat🌹🌹
7 105
#حکایت
"صاحبدلی" روزی به "پسرش" گفت:
برویم زیر "درخت صنوبری" بنشینیم.
پسر در کنار پدر "راهی" شد.
پدر دست در "جیب" کرد و مقداری "سکه طلا" از جیب خود بیرون آورد و بر زمین نهاد.
گفت: پسرم می خواهی "نصیحتی" به تو دهم که عمری تو را کار آید یا این سکه ها را بدهم که "رفع مشکلی اساسی" از زندگی خود بکنی؟
پسر فکری کرد و گفت:
پدرم بر من "پند را بیاموز،" سکه ها را نمی خواهم، سکه برای رفع "یک مشکل" است ولی پند برای رفع مشکلاتی برای "تمام عمر."
پدرش گفت: سکه ها را بردار...
پسر پرسید: "پندی ندادی؟!"
پدر گفت:
وقتی تو "طالب پندی" و سکه را گذاشتی و پند را بر داشتی، یعنی می دانی سکه ها را کجا هزینه کنی.!
و این؛
"بزرگترین پند من برای تو بود."
پسرم بدان "خدا" نیز چنین است...
اگر "مال دنیا" را رها کنی و دنبال "پند و حکمت" باشی، دنیا خودش به تو "رو می کند."
ولی اگر "دنیا را بگیری" یقین کن،
"علم و حکمت" از تو "گریزان" خواهد شد.
🌺 @ehsasemosbat🌹🌹
7 105
.
♨️ #جدید
🔰 #فایل_آموزشی شماره 95
🏵 قدرت توجه
🎗چرا باید مراقب ورودیهای ذهنمان باشیم؟
ادمین راهنما 👇
@jazb_admin
7 105
.
✨روابط✨
⭕️ برای داشتن یک رابطه خوب چه چیزی را باید تغییر دهیم؟
📽 قسمتی از سمینار علم آفرینش عمدی 📽
تنها ۲ ساعت تا #پایان_فروش_ویژه
ادمین راهنما 👇
@jazb_admin
