ar
Feedback
مخزن اسرار|نوشته های حسین عبادتی

مخزن اسرار|نوشته های حسین عبادتی

الذهاب إلى القناة على Telegram

گوهر مخزن اسرار همان است که بود... ارتباط با مدیر کانال @Out_of_the_blue https://twitter.com/makhzaneasrar?s=09

إظهار المزيد
إيران549 127الفئة غير محددة
211
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام

جاري تحميل البيانات...

القنوات المماثلة
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
سحابة العلامات
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
يوليو '26
يوليو '26
+2
في 0 قنوات
يونيو '260
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '26
+1
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '260
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '26
+6
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '260
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '26
+8
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+2
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '250
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+7
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+3
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '250
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '250
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+9
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '250
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '250
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '250
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '250
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '250
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '240
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '240
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '240
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '240
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '240
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '240
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '240
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '24
+15
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '240
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '240
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '240
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '240
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '230
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '230
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '230
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '230
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '230
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '230
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '230
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '230
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '230
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '230
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '230
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '230
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '220
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '220
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '220
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '220
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '220
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '220
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '220
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '220
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '220
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '220
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '220
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '220
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '210
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '210
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '210
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '210
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '210
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '210
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+2
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+212
في 0 قنوات
منشورات القناة
🔶از گفتگوهای استاد فقید فلسفه، جامعه‌شناسی و فرهنگ، شادروان دکتر #محمد_علی_مرادی: پروژۀ انسان کامل یک توهم است. وقتی من دانستم که کامل نیستم آغاز تفکر و حرکت من است. رهاورد فلسفۀ غرب و انسان غربی برای ما این است که بدانیم انسان موجود کران‌مندی است. یعنی ضعف داریم. هیچ‌کس نمی‌تواند حرف آخر را بزند. الان من پشت سر شما را می‌بینم که شما نمی‌بینید و شما پشت پشت سر مرا می‌بینید که من نمی‌بینم. این کرانمندی ماست. و این سؤال که ما چگونه می‌توانیم جهان را با گفت‌وگو پیش ببریم نه باجنگ. این دستاورد را کانت بست داد و گادامر شکل داد. انسان کران‌مند به‌دلیل آگاهی بر ضعف‌هایش فروتن است. معنی گفت‌وگو مونولوگ نیست بلکه دیالوگ است؛ یعنی این شاگرد من هم چیزی برای آموختن به من دارد. پس من هم به او گوش می‌دهم. ما فرم دانشگاه‌هایمان را این‌گونه باید سازمان بدهیم. استاد بیاید کنار دانشجو بنشیند و بگوید من از شما کمی باتجربه‌ترم و ما با هم دیالوگ می‌کنیم تا چیز جدیدی خلق کنیم. این همان چیزی است که ما در حوزه‌های علمیه خودمان داشتیم. الان اساتید به سؤالات بچه‌ها گوش نمی‌دهند. تلویزیون الان به‌عنوان نماد مطلق مونولوگ همه‌کارۀ ماست. 🔸منبع: صبح اندیشه/ ۱۳ مرداد ۹۷ https://t.me/farzan_agahi

2
شنیدستم که مجنون دل افکار بشد از مردن لیلی خبردار گریبان چاک کرده تا به دامان بسوی تربت لیلی شتابان بدیده کودکی آنجا ستاده به
شنیدستم که مجنون دل افکار بشد از مردن لیلی خبردار گریبان چاک کرده تا به دامان بسوی تربت لیلی شتابان بدیده کودکی آنجا ستاده به هر سو دیده حسرت گشاده سراغ تربت لیلی از او جست پس آن کودک بخندید و به او گفت: که ای نشنیده نام عشق مجنون که ای نادیده نام عشق مجنون تورا مجنون اگرچه عشق بودی زمن کی این تمنا می نمودی برو مجنون به مدفن گه رجو کن ز هر خاکی کفی بردارو بو کن ز هر خاکی که بوی عشق برخاست یقین دان تربت لیلی همان جاست. @makhzan_e_asrar
501
3
🕯 فلسعه، رنج و تنهایی اگر بپذیریم که انسان‌ها عموما در سطوح نازل شناخت از هستی قرار دارند، واقعیتی تلخ بلافاصله به ما هجوم خواهد آورد: شناخت بیشتر منجر به تنهایی بیشتر خواهد شد! این کاری است که فلسفه با ما می‌کند. اما وقتی می‌فهمیم که دانایی منجر به تنهایی و افزایش درک رنج (به این‌نکته توجه کنید که نوشتم درک رنج و نه خود رنج) خواهد شد، چرا باز هم‌ تلاش می‌کنیم بیشتر بدانیم؟ ارسطو می‌گفت زندگی فعلیت عقل است و لذا معنای زندگی اندیشیدن خواهد بود. طبیعتا هرکس جرعه‌ای از این معنا چشید، گریزی ندارد چون پایانی برای آن نمی‌توان متصور شد. و این ترکیب رنج لذت‌بخش که البته با درک عمیق‌تر هستی، ناگزیر خواهد شد، انسان را تنها‌تر خواهد کرد. تنهایی‌ای که البته فضیلت است. هرچند فضیلتی است رنج به همراه دارد. پس فیلسوف بسان تمثل غار افلاطون، زبانی برای بیان آن‌چه شناخته ندارد و اگر هم بتواند بگوید کسی باور نخواهد کرد و‌چون‌اصرار کند سرنوشتی جدای از سقراط نخواهد داشت. عاقبت این دانایی، تنهایی، تحمل رنج و نوشیدن جام شوکران است! Https://telegram.me/makhzan_e_asrar
350
4
این مطلب را حدود چهار سال قبل در این کانال منتشر کردم. امروز در شرایطی که انتخابات میان‌دوره‌ای مجلس شورای اسلامی در حوزه انتخابیه زنجان و طارم با مشارکت تنها ۷ درصد! از واجدان شرایط(و به روایتی پنج‌و نیم درصد!) برگزار شد، مرور دوباره آن خالی از لطف نیست: ⚠️فراموشی! 1- چه چیزهایی را و چگونه فراموش می کنیم؟ عموما مساله ای که از اولویت مان خارج شود، از دغدغه مان نیز بیرون می رود و حافظه ما نیز ناخودآگاه آن را به کناری می نهد= فراموشی! 2- چه مسایلی از اولویت و دغدغه ما خارج می شود؟ نیاز، مهمترین تعیین کننده اولویت هاست. هیچ گشنه ای یادش نمی رود غذا بخورد و هیچ تشنه ای نوشیدن آب را فراموش نخواهد کرد. مگر نیازی مهمتر و جدی تر برایش ایجاد شود. 3- چرا مسوولین قول های خود را فراموش می کنند؟ قبل از انتخابات افراد به #قول_دادن و #وعده_های_انتخاباتی #نیاز دارند. اما وقتی رای گرفتند این نیاز مرتفع شده است. پس دچار همان فرآیند خارج شدن از اولویت و دغدغه شده و نهایتا منجر به فراموشی می شود. حالا که فرآیند #فراموشی_وعده_های_انتخاباتی روشن شد، بهتر است متوجه باشیم که نباید انتظار خلاف این داشت. اما اگر این فرآیند ادامه دار شود ممکن است روزی برسد که ملت هم به این نتیجه برسد که می تواند با همین فرآیند برخی چیزها را فراموش کند. چیزهایی که به آن نیازی ندارد. مثلا خدای ناکرده #مشارکت_در_انتخابات❗️ Https://telegram.me/makhzan_e_asrar
751
5
آیا حسین‌ِ من تویی؟ مردمی که امام حسین(ع) و عاشورا دارند باید خیلی چیزهای دیگر نیز داشته باشند. شهری که به حسینی بودنش می بالد باید با دیگر شهرها ‌تفاوت‌های محسوسی کند. کسانی که اصرار دارند ما را در عزاداری سرآمد و زبانزد کنند، ای کاش به سر و وضع مدیریت و آمار‌های اخلاقی و فرهنگی ما نیز بنگرند و ببینند کجای ما به امام‌حسین(ع) شبیه است؟ ظاهراً ما فقط خیمه‌های سوخته آن‌حضرت را الگو قرار داده ایم! معلوم‌ نیست شهر ما پس از این عزاداری‌ها چه تغییری می‌کند؟ از فقرا، گداها و‌گدانماها، از جرم‌ها و بزهکاری‌ها، از تزویر و ریا و از چاپلوسی‌ وچرب زبانی‌ در برابر مدیران و قدرتمندان چقدر کاسته می شود؟ ما در محیط کار و زندگی خود ازحق کدام مظلوم دفاع می‌کنیم؟ در برابر تبعیض، بی‌عدالتی و حرف زور چقدر مقاومت می‌ورزیم؟ به آبروی دیگران‌ چقدر اهمیت‌ می‌دهیم؟ به پیمان‌ها و وعده های خود چقدر پایدار می‌مانیم؟ آن مسئول سیاسی که در جلسه کاری‌اش روضه می‌خواند و سراسر محل کارش را سیاهپوش می‌کند، کدام رفتارش به امام حسین‌می‌ماند و کدامیک از وعده هایش را خودش به یاد می‌آورد؟! شک‌نکنید امام حسینی که فقط در "عَلَم‌ها"ی ما اثر بگذارد و با "عمل‌ها"ی ما کاری نداشته باشد، او حسین دیگری است. ما آن‌حضرت را همشکل خود نقاشی کرده‌ایم. اگر حضرت زینب(س) برخیزد، و امام‌حسین(ع) را این‌گونه در دست ما ببیند ایشان را نخواهد شناخت و بار دیگر با ناله خواهد پرسید "آیا حسین من تویی!" ۹۹/۶/۹ سید زین‌العابدین صفوی @zeinodin43
294
6
#پرویز_فتاح، فاتح قلعه پاستور رئیس بنیاد مستضعفان گفت که ساختمان بنیاد باران(در اختیار رئیس دولت اصلاحات)، ساختمان مدرسه حداد عادل، ساختمان ۱۸۰۰ متری ولنجک(در اختیار اقای احمدی نژاد) و...، همه از اموال بنیاد مستضعفان است.طبق این مصاحبه معلوم‌می‌شود کسانی که زبانشان برای مطالبه‌گری ازهمه دراز تر است، دستشان‌ نیز به سوی اموال مستضعفان چندان‌کوتاه نیست! اگر سخن اقای فتاح صحیح باشد و مانند ادعایش درباره خانه‌مرحوم هاشمی رفسنجانی تکذیب نشود، باید از او سپاسگزار باشیم که بی‌ملاحظه از همه جناح‌ها نام می‌برد. ولی از او پرسشی نیز دارم و آن این‌که وی در این چند سالِ‌ ریاست، چرا این‌قدر با تاخیر این‌مسایل را افشا می‌کند؟ و اساساً چرا تاکنون نسبت به بازپس‌گیری یا اخذ کرایه روز از این املاک اقدامی نکرده است؟ برخی گمان دارند که آقای فتاح نامزد #انتخابات_۱۴۰۰ خواهد شد. در نگاه‌ِ من در این شرایط رئیس‌جمهور اصلاحاتی و اصولگرا و انقلابی و...درعمل تفاوتی با‌ یکدیگر ندارند ولی احتمال نامزدی و شانس پیروزی فتاح را از همه رقیبان بالاتر می دانم آن‌هم نه به دلایل‌ائتلاف‌های سیاسی که امثال زیباکلام گفته است. بلکه به دلایلی دیگر که به نمونه‌ای از آن بسنده می‌کنم. آقای فتاح در سال ۸۴ درجلسه رای اعتماد خود در مجلس غزلی زیبا قرائت کرد و با تشویق نمایندگان روبرو شد. او به جای آن‌ که به رسم‌ امانت نامی هم از سراینده ببرد گفت من این شعر را دیشب درحال گریه نوشته‌ام.( نگفت رونویسی کرده‌ام) و چنین القا شد که خودش دیشب با حالت گریه آن غزل فاخر را سروده است! در این غزل‌خوانی با هر بیت صدای "احسنت" نمایندگان فرهیخته(!) بالا می‌رفت. اما من منتظر و امیدوار‌ بودم که اقای فتاح در برابر این تحسین‌ها، یک بار نام شاعر را بر زبان آورد یا حداقل بگوید "این غزل از من‌نیست". یا یک نماینده و یا دست‌کم رئیس مجلس و رئیس فرهنگستان ادب بگوید این شعر از شاعری بیچاره به نام "قیصر امین‌پور" است. ولی هیچ‌کس هیچ نگفت و اقای فتاح در میان امواج "احسنت"با کسب ۱۹۴ رای مثبت به مقام وزارت رسید. با همین نشانه‌ها است که گمان دارم آقای فتاح می تواند قلعه پاستور را فتح کند! ۹۹/۵/۱۹ سید زین‌العابدین‌صفوی @zeinoddin43
274
7
4_5933949691149436959.ogg
331
8
میانِ ریتا و چشمانم… تفنگی ست. و آنکه ریتا را میشناسد، خم میشود و برای خدایی که در آن چشمان عسلیست نماز میگذارد!… و من ریتا را بوسیدم آنگاه که کوچک بود و به یاد میآورم که چه سان به من درآویخت. و بازویم را، زیباترین بافتهی گیسو فرو پوشاند. و من ریتا را به یاد میآورم به همان سان که گنجشکی برکهی خود را به یاد میآورد آه… ریتا میان ما یک میلیون گنجشک و تصویر است و وعده های فراوانی که تفنگی… به رویشان آتش گشود! نام ریتا در دهانم عید بود تن ریتا در خونم عروسی بود. و من در راه ریتا… دو سال گم شدم و او دو سال بر دستم خفت و بر زیباترین پیمانه ای پیمان بستیم، و آتش گرفتیم و در شراب لبها و دوباره زاده شدیم! آه…ریتا چه چیز دیده ام را از چشمانت برگرداند جز دو خواب خفیف و ابرهایی عسلی بود آنچه بود ای سکوت شامگاه ماه من در آن بامداد دور هجرت گزید در چشمان عسلی و شهر همه ی آوازخوانان را و ریتا را برفت. میان ریتا و چشمانم تفنگی است. (محمود درویش) https://t.me/makhzan_e_asrar
428
9
✅ تقدیم به بزرگ‌مردی که نسلشان تکرار نشد. ۱- سپاس‌گزاری دلپذیرترین فضیلت‌هاست ولی آسانترین آنها نیست. نباید به آن به چشم یک وظیفه نگریست هرچند به وظیفه‌ها اعتقادی ندارم. این که سپاس‌گزاری یک فضیلت باشد، یعنی یک برتری، پستی و حقارت کسی را که از انجام آن ناتوان است را بیشتر نمایان می‌سازد‌. ۲- سپاس‌گزاری و حق‌شناسی گاهی اوقات مشکوک است. به قول "لارشفوکو" گاهی در آن نوعی سودجویی به لباس مبدل، دیده می‌شود و به قول "شامفور" نوعی حق‌شناسی فرومایه وجود دارد. اما چه زمانی؟ هنگامی که تشکر می ‌کنند تا بیشتر دریافت کنند. تحسین می‌کنند تا بیشتر انتظار داشته‌باشند. این دیگر فضیلت نیست. چاپلوسی است، مجیز‌گویی است، دروغ است، شرارت است! ۳- این دو مقدمه را گفتم تا بتوانم نشان دهم سپاس‌گزاری کجا شرافت است و کجا شرارت. و سعی خواهم کرد در این متن شریف باشم! ۴- امروز سی‌امین سالگرد عروج بزرگ‌مردی است که به معنای واقعی کلمه فضیلت‌مندانه زیست. مردی که در عین دست‌یابی به قدرت، آن هم‌پس از تحمل رنج‌ها و مرارت‌های زیاد که توصیف آن را اینجا مجال نیست، همان "آقا سید مجتبی" قبل از قدرت ماند. یکی از دوستان نقل می‌کرد روزی به منزل‌شان‌رفتیم (در ایامی که امام‌جمعه موقت زنجان و نماینده امام در سپاه استان بود). در اتاقی که برای ملاقات‌‌ها در گوشه حیاط داشتند(که هنوز همان‌طور باقی است) کهنه گلیمی که چند جای آن هم پاره شده، پهن بود. به ایشان گفتم اینجا محل ملاقات‌هایتان است بهتر است کمی مرتب‌تر باشد. با لبخندی البته جدی گفت: من اگر فرش تازه زیر پایم باشد چگونه مردم مستضعف مناطق محروم این شهر را دعوت به صبر و شکیبایی کنم؟ چگونه در روی آنها نگاه کنم و حرف از آرمان و انقلاب بزنم؟ بر من‌خرده نگیرید که این مثال کوچک ( که متاسفانه امروزه از این دست رفتارها را خیلی‌ها مزورانه و ظاهرسازانه انجام می‌دهند) معیار خوبی برای معرفی یک مرد شریف نیست. اگر فقط این بود آری! ولی این شیوه زیستنش بود. شیوه زیستنش بود که هنوز هم بعد سی سال کل دارایی خانواده‌اش همان خانه قدیمی متوسط در محله‌‌ای پایین‌دست میان مردم عادی شهر است و داشته‌های بازمانده‌ها نیز به همان منوال و سهمشان از آقازادگی تنها امتداد زیست شرافت‌مندانه اوست که البته بهترین میراث است. باری، او اگر از حضور در جبهه و دفاع از کشور سخن می‌گفت خود و فرزندش پیشگام بودند چنان که اسفند سال ۱۳۶۴ پیکر فرزند شهیدش را به همراه مردم تشییع کرد و خود بر پیکر مطهر او نماز خواند. این که به آن‌چه می‌گویی باور داشته باشی و خود در عمل به آن پیشگام، فضیلت بزرگی است. صداقت و سادگی فضیلت فرزانگان است و فرزانگی مقدسان. ۲۱ فروردین ماه سال ۱۳۶۹ روز درگذشت "آقا سید مجتبی موسوی" بود. نام ایشان را بدون القاب معمول و با همان لقبی که مردم می‌گفتند نوشتم. "آقا سید مجتبی" بودن حتما خیلی شریف‌تر از بسیاری از "حضرت‌ایت‌الله دکتر" بودن‌هاست! یادت گرامی آقا سید مجتبی عزیز🌹 https://t.me/makhzan_e_asrar
714
10
اینم تزیین شده‌اش
اینم تزیین شده‌اش
377
11
اولین تجربه پختن کیک در شب میلاد امام‌حسین علیه السلام.😊 اعیاد شعبانیه‌تون مبارک باشه.
اولین تجربه پختن کیک در شب میلاد امام‌حسین علیه السلام.😊 اعیاد شعبانیه‌تون مبارک باشه.
384
12
ترسم که اشک در غم ما پرده‌در شود....
380
13
آواژه، نخستین نشست #غزل معاصر تهران چه کرده داغ ِ تو با قلبم که باتپیدن این کوره رسوخ کرده به جای خون به پاره های تنم، آتش اس
آواژه، نخستین نشست #غزل معاصر تهران چه کرده داغ ِ تو با قلبم که باتپیدن این کوره رسوخ کرده به جای خون به پاره های تنم، آتش استاد #غلامرضا_طریقی #خانه_شعر_و_ادبیات 💠 @adabtehran insta:adab.tehran
78
14
✅ مسیح لبنان "#موسی_صدر خيلي خوش تيپ بود. حالا ليبی (قذافی) يا گمش كرده يا كشتدش، نميدونم. غروب بود. موسی صدر اومد، در زد. اون يكی از زيباترين مردهاي دنيا بود. چشم های خاكستری، درشت، زيبا. لباس آخونديش هم شيك، از اين سينه كفتری ها. من در رو باز كردم. گفتم ببينم! شما امامی، پيغمبری! توحق نداری اينقدر خوشگل باشی! خنديد. گفت: جلال هست. گفتم: آره، بيا تو. اومد تو. نيمام كه هميشه اينجا بود. ديگه من نرسيدم چايی به نيما بدم. نيما(یوشیج) تو خاطراتش نوشته كه: سيمين محو جلال امام موسی صدر شد و چايي ما رو خودش نداد و منم چايی نخوردم. موسی صدر سه چهار روز اينجا موند. نيما خيلی حسوديش شد. نيما خيلی وسواسي بود. بايد چايی رو خودم می ريختم. تفاله نداشته باشه. سرش هم اينقد خالي باشه. خودمم مي دادم بهش. من محو جمال صدر شدم. خيلی زيبا بود. بعد سه چهار روز موند و بعد ما رفتيم قم. او رئيس نهضت امل در لبنان بود. سووشون رو او به عربی ترجمه كرد." قسمتی از گفتگوی #محمد_عظیمی با #سیمین_دانشور https://t.me/makhzan_e_asrar
487
15
🏴 فاتحان شهرهای رفته بر بادیم.... دوست نداشتم در خصوص انتخابات چیزی بنویسم. خصوصا وقتی قرار است متن تلخی باشد و مهم‌تر از آن در روزهایی که یادآور ایام پیروزی و شادی مردم سرزمینم است. اما گاهی ناگزیر می‌شوی از نوشتن و گفتن حرف‌هایی که ای کاش هرگز نیازی به نوشتن و گفتن‌شان نبود. پس با این مقدمه بر من ببخشایید تلخی کلامم را و به قول مرحوم منزوی "مرا ندیده بگیرید و بگذرید از من". اما بعد.... ۱- بهمن ماه سال ۱۳۸۹ و در آستانه انتخابات مجلس نهم برای همیشه حضور در جمع‌های انتخاباتی را ترک گفتم. علت آن هم زیرپا گذاشتن اخلاق و جوانمردی و وفای به عهد بود آن هم از سوی کسانی که داعیه پایبندی به اصول داشتند. داستانش مفصل است و در این یادداشت نمی‌گنجد ولی اگر نیاز شد به تفصیل در آن خصوص خواهم نوشت و مستندات آن را هم منتشر خواهم کرد. ۲- حدود هشت یا نه ماه قبل بود که از بنده دعوت شد تا در جمعی تحت عنوان شورای ائتلاف نیروهای انقلاب حاضر شوم. اسامی‌ای که به عنوان بانیان جمع مطرح شد این نوید را می‌داد که ظاهرا قرار است نگاهی فراگیر و غیرجناحی داشته باشند. اخلاق حکم می‌کرد که زود قضاوت‌شان نکنیم و لااقل برای گفتگو با ایشان حاضر شویم. ولی متاسفانه از همان ابتدا عدم پای‌بندی به ادعاها نمایان شد. اسامی‌ای که به عنوان بانیان اصلی معرفی شد، تغییر کرد و به سرعت چهره جمع شد شبیه همان جمعی که هشت سال قبل برای همیشه ترکش کرده بودم. البته ناگفته نماند برای روتوش و تزیین و حفظ ظاهر برخی افراد موجه جدید اضافه شده بودند اما چه سود که سیره همان سیره بود و چنان که قبلا نوشتم با تغییر نام "کچل" به "مزلف" بر سر او‌مویی نخواهد رویید! لذا پس از گفتگویی طولانی با رئیس و دبیر شورای ائتلاف اعلام کردم که با آنها همراهی ندارم و مسیرمان جداست. حتی در پاسخ به پیامک دعوت به جلسه هم نوشتم که لطفا بنده را دعوت نکنید چون عضو جمع شما نیستم! ۳- شب شهادت حضرت فاطمه سلام الله علیها که در مراسم عزاداری در منزل یکی از بزرگواران بودیم، رئیس شورا چندین بار با بنده تماس گرفتند و بابت عدم همراهی گلایه کردند. وقتی توضیح دادم از بنده خواستند به جلسه بروم و حرف ‌هایم را آنجا بگویم. در جلسه چهارشنبه شب ۹ بهمن ماه، با تاخیر حاضر شده و عرایضم را طرح کردم. از گذشته تجربیات آن گفتم و از خطاهایی که باید از آنها درس گرفت. عرض کردم که این شورا از ابتدا قرار نبود پشت درب‌های بسته تصمیم بگیرد و عهد کرده بود که انتخاب کاندیدای برگزیده را به مجمع عمومی اول و دوم و نهایتا نظرسنجی بسپارد. گفتم که دایره نیروهای انقلاب بزرگتر از جمع حاضر و کاندیداهای مورد حمایتش است و نباید انحصارطلبی کرد. هشدار دادم که این مدل تصمیم‌هایی که می‌گیرند تبعات بدی خواهد داشت و مورد قبول اکثریت مخاطب‌هاشان نخواهد شد و به صراحت عرض کردم که یقین دارم جمع حاضر خود پس از جلسه پای‌بند نتیجه جلسه نخواهد بود که چنان هم شد. پیشنهادهایی هم داشتم. ولی متاسفانه اصرار رئیس و دبیر شورا بر ادامه روندشان که هم نافی عهد سابق و هم خلاف عقل سلیم بود جایی را برای حرف جدید باقی نگذارد. لذا بنده که از مدت‌ها قبل دیگر در آن جمع نبودم و اساسا مسیرشان را هم نمی‌پسندیدم جلسه را ترک کردم و طبیعتا در رای‌گیری کذایی‌شان هم شرکت نکردم. ۴- این توضیحات مفصل را نوشتم تا بگویم فارغ از همه رفتارهای عجیب شورا در نحوه رای‌گیری و نتیجه آن، هیچ نسبتی با آن جمع ندارم و البته با هیچ جمع انتخاباتی دیگری هم! اگر این حجم مطالب منتشره در کانال‌ها و گروه‌ها در این خصوص نبود همین مقدار را هم نمی‌نوشتم چون دیگر ما "فاتحان گوژپشت و پیر را مانیم" که "کس به چیزی یا پشیزی برنگیرد سکه هامان را". در این عرصه که اخلاق هیچ جایی ندارد و بنای روابط بر کسب و حفظ و تعمیق قدرت به هر قیمتی، استوار است، سهم ما حتی دیگر بوییدن گل سرخی هم نیست. به قول نیما: "...ما فاتحان شهرهای رفته بر بادیم با صدایی ناتوان‌تر زآن‌که بیرون آید از سینه راویان قصه‌های رفته از یادیم..." دوازدهم بهمن ماه هزار و سیصد نود و هشت حسین عبادتی https://t.me/makhzan_e_asrar
513
16
Alireza Ghorbani-Akhere Shaahnaame.mp3
339
17
🔴 قصه ما و اسب مرده! سرخپوست‌ها ضرب‌المثلی دارند با این مضمون که: "وقتی دیدید اسب‌تان مرده پیاده شوید." به نظر می‌رسد که خیلی ساده است اما وقتی به صف‌بندی‌های سیاسی-جناحی و آرایش‌های انتخاباتی‌شان می‌نگریم، اقدامات‌شان به این صورت جلوه می‌کند: -تازیانه محکم‌تری می‌خرند! - اسب‌سواران را عوض می‌کنند! - کمیته‌ای برای بررسی اسب منصوب می‌کنند! - ماموریتی به دیگر کشورها می‌روند تا ببینند دیگران چگونه اسب مرده سوار می‌شوند! - استانداردها را پایین می‌آورند تا اسب مرده را هم شامل شوند! - اسب مرده را در طبقه جدیدی به نام "زنده بی‌تحرک" دسته‌بندی می‌کنند! - پیمانکار برون‌سازمانی می‌گیرند تا اسب مرده را سوار شود! - چند اسب مرده را هم‌زمان به کار می‌گیرند تا سرعت زیاد شود! - بودجه و آموزش بیشتری برای بهبود عملکرد اسب مرده اختصاص می‌دهند! - اعلام می‌کنند که چون اسب مرده غذا نمی‌خورد، هزینه‌ها کاهش و سود افزایش می‌یابد. - اهداف عملکردی کل اسب‌های دیگر را کاهش می‌دهند! اما مردم عزیز و شریف! باید قبول کرد: "وقتی دیدید اسب‌تان مرده، پیاده شوید." همین! دهم بهمن‌ماه هزار و سیصد و نود هشت حسین عبادتی ********************** با تشکر از دوست عزیز و بزرگوار جناب آقای مهندس قربان‌ستاری https://t.me/makhzan_e_asrar
467
18
🚫🚫🚫 جنگ هفتاد و دو ملت همه را عذر بنه چندی قبل در صفحه اینستاگرامم مطلبی را منتشر کردم و یادآور شدم که ۹ سال است که از عضویت در تشکل‌های سیاسی و فعالیت‌های جناحی انتخاباتی دوری می‌کنم. هرچند شاید هنوز برخی مرا منتسب به سلیقه سیاسی خاصی بدانند. این روزها خیلی از دوستان و نزدیکان و شاگردانم از من می‌پرسند که ارتباطم با این جریان‌ها چیست و صدالبته در خصوص انتخابات پیش‌رو سوال‌هایی دارند. پاسخ من همان متن پست اینستاگرامم است. نه سال است که به این نتیجه رسیده‌ام راه اصلاح مملکت در تربیت انسان‌های صالح و کارآمد است و از این بازیهای جریان‌های عموما بی‌هویت و کم‌عمق سیاسی چیزی عاید ملت نخواهد شد که اگر قرار بود بشود وضعیت ما این نبود. این که عده‌ای دور هم جمع بشوند و برای خود اسم‌های زیبا انتخاب کنند باعث تغییر ماهیت‌شان نخواهد شد. "کچل" با اسم "زلف‌علی" مو بر سرش نمی‌روید و "شیطان" با تغییر نام‌ به "شیخ‌علی" عابد و زاهد نمی‌گردد. سالهاست که جمعی خاص با پوشش‌های متنوع هر سری خود را تنها منجی کشور معرفی می‌کنند و بعد از اتمام عملیات فریب! چهار سال از انظار عمومی دور می‌شوند تا هم فراموش شود که آن وعده‌های جذاب توخالی را چه کسی طرح کرده بود و هم فضا آماده عملیات فریب مجدد شود. این متن به معنای ناامیدی از شرکت در انتخابات و صندوق آرا نیست. بلکه به معنای ناامیدی از مدعیان دروغین صف‌بندی‌های ساختگی و جعلی عرصه سیاست و بی‌اعتمادی به این نقاب‌هاست. که چه خوش گفت حافظ علیه‌ الرحمه که "پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان". شاه شمشادقدان خسرو شیرین دهنان که به مژگان شکند قلب همه صف شکنان مست بگذشت و نظر بر من درویش انداخت گفت ای چشم و چراغ همه شیرین سخنان تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود بنده من شو و برخور ز همه سیم‌تنان کمتر از ذره نه‌ای پست مشو مهر بورز تا به خلوتگه خورشید رسی چرخ زنان بر جهان تکیه مکن ور قدحی می داری شادی زهره جبینان خور و نازک بدنان پیر پیمانه کش من که روانش خوش باد گفت پرهیز کن از صحبت پیمان شکنان دامن دوست به دست آر و ز دشمن بگسل مرد یزدان شو و فارغ گذر از اهرمنان با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم که شهیدان که‌اند این همه خونین کفنان گفت حافظ من و تو محرم این راز نه‌ایم از می لعل خحکایت کن و شیرین دهنان **************************** پی‌نوشت: مجددا و مکررا عرض می‌کنم که هیچ انتسابی به هیچ جریان سیاسی انتخاباتی ندارم و هرجا اسمی از حقیر دیدید "فاضربوا به عرض الجدار"😊 نهم بهمن ماه هزار و سیصد و نود و هشت حسین عبادتی https://t.me/makhzan_e_asrar
324
19
چشمانتان را ببندید و چند دقیقه به این نوای دلنشین "آدام هارست" گوش فرا دهید. شب‌های برفی زمستان را باید چنین درک کرد....
چشمانتان را ببندید و چند دقیقه به این نوای دلنشین "آدام هارست" گوش فرا دهید. شب‌های برفی زمستان را باید چنین درک کرد....
396
20
✅ در باب زندگی! برای شنا کردن به سمت مخالف رودخانه، قدرت و جرات لازم است . وگرنه هر ماهی مرده ای هم می تواند از طرف موافق جریان آب حرکت کند! @makhzan_e_asrar
438