ar
Feedback
SevenHells

SevenHells

الذهاب إلى القناة على Telegram

زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.

إظهار المزيد
484
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-1230 أيام
أرشيف المشاركات
بیا یه روز کل خیابونای این شهرو راه بریم تا بتونم دستاتو بگیرم و به همه نشون بدم دوست دارم. خب؟ خب؟ خب؟

غرق کثافت و گهه زندگیمون و دیگه نمیتونم بیشتر از این عصبانی و متنفر باشم. ینی میخوام. ولی جا ندارم.

Hichkas-Ye-Rooze-Khoob-Miyad-128.mp34.02 MB

وصل شدن اینترنت وقتی برای بقیه وصل نیست به درد نمیخوره واقعا!

Calum-Scott-You-Are-The-Reason-320.mp37.89 MB

بابا شما تو کدوم جهان زندگی میکنین که آسون میگیرین زندگیتونم آسون میشه؟ بگین منم بیام همونجا لعنتیا!

غول چراغ جادوی توی داستانای بچگی من خیلی عجیب بود. مثلا بهش میگفتن میخوام پرواز کنم یارو رو تبدیل به یه لاشخور پرنده میکرد. یا میگفت میخوام از این دیار برم یهو میدید یه کفتار زخمی توی صحرای آفریقاعه. کلا غوله شرایط زندگیتو بهتر نمیکرد، میبردت توی شرایطی که با خواسته ت هماهنگ باشه و به همون نسبت بدبخت باشی. ینی میخوام بگم از بچگی میخواستن بهم بفهمونن این عقیده که من فلان چیزو بدست بیارم خوشبخت میشم کشکه.

رقصی چنین میانه میدانم آرزوست...
رقصی چنین میانه میدانم آرزوست...

دیگه کار از "امروز از دنده چپ بیدار شدم" گذشته. من این زندگیو از دنده چپ به دنیا اومدم.

متاسفانه نمیتونم متاسف نباشم.

هر چی میخوام حرف بزنم نمیشه. از این چسناله های "کلمات توی گلویم بغض میشوند" و این حرفا.

میگه مرد که با عشقم عزیزم محبت نمیکنه مرد باید لاتی محبت کنه. میگم لاتی چجوریه؟ میگه مثلا باید انبه بخره براش، بستنی بخره، شکلات بخره، چیزای زرد بخره. ازین چیزا دیگه. لاتی‌تره.

خنده م میگیره که میگه مرغ نمیخورم چون با دستکاری توی طبیعتش اینقدر چاق شده، بعد با خودش فکر نمیکنه چجوری هندونه بدون تخم میارن میذارن جلوش.

افسرده شدم و کسایی که درک نمیکنن یا بهم میخندن یا فکر میکنن برای توجهه افسرده ترم میکنن.

خسته م.

آدما میگن دوستاشون وقتی ازدواج میکنن عوض میشن ولی زر میزنن. چون خودشون بعد ازدواج دوستشون اینقدر رفتارشون تغییر میکنه که فردی که ازدواج کرده با یه دودوتا چارتای ساده متوجه میشه که دور شدن شرفش بیشتره تا نگه داشتن اون ارتباط.

روز خود را چگونه شروع کردید؟ -کیفمو زدن.

" لیلی، بنشین لب حوض تا برای انارهای حیاط که در کنار سرخی لب هات به زردی میزنند قصه بگویم. بنشین کنار من که با عطرت مست شوم و برات شعر بگویم. اصلا لیلی! یک بار به من نگاه کن. نگاهت برای من کافیست. تمام عمرم را با یک لحظه نگاهت، شعر خواهم سرود و قصه خواهم گفت و عاشق خواهم بود تا همه بدانند یک نگاه لیلی ها برای یک عمر عاشقی کافیست. "

خدایا، خوشحالی‌های طولانی را نصیب تمام دلهای ماتم زده بفرما. آمین.

photo content