ar
Feedback
SevenHells

SevenHells

الذهاب إلى القناة على Telegram

زندگی کوتاهه ولی نه به‌اندازهٔ کافی.

إظهار المزيد
484
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
-930 أيام
أرشيف المشاركات
بنظرم یکی از معدود چیزایی که مارو کنار هم نگه داشته این سنت لذت بردن از رسیدن نوروزه. همونم هی با ماهی نخرید سبزه نکارید به قا بدین.

photo content

راستش نسبت به هفته ی آخر سال یه حس عجیبی دارم همیشه. من که همیشه دلم میخواد همه چی بگذره و تموم شه، دوست دارم هفته ی آخرو بگیرم و فرار کنم یه جایی که دست زمان بهش نرسه و تمومش نکنه. شاید به خاطر اینه که از تغییر میترسم. شاید عذاب وجدان دارم که یه سال گذشته و هنوز هیچ کاری نکردم. شاید به خاطر اینه که خنکی ملایم آخر زمستونو دوست دارم و نمیخوام تموم شه. شایدم ته دلم احساس میکنم که هر سال یه موجود زنده س و وقتی بهار میرسه سال قبل میمیره.

من جوجه میشم میام کنارت.
من جوجه میشم میام کنارت.

وقتی بهم میگه جوجه "سقف آسمان برای پر کشیدن کوتاه است".

میگن شب آرزوهاست. آرزوی منم تویی. گفتم که گفته باشم...

آدم به امید زنده س. میدونی...؟
آدم به امید زنده س. میدونی...؟

به عنوان یک انسان، مهم است که قبول کنیم در زندگیمان درد و غم لای خوشی ها و لذتهایمان تنیده شده. هرچه بیشتر این تصور " من از همه خوشبخت تر خواهم شد و روزی آسمان را پاره خواهم کرد و هیچ چیز نمیتواند مرا شکست دهد " قوی تر باشد، آدم انتظارش از زندگی بالاتر میرود. زندگی هم که برایش مهم نیست. اصلا آدم نیست چون. سگ هار است. این میشود که با این تفکر و با این انتظار، قبول هر درد و غمی خودش برایمان یک درد و غم میزاید و قبول درد و غم جدید غمی دیگر میزاید تا اینکه روزی میبینیم زندگیمان شده زایشگاه و رج به رج و ذره به ذره ی زندگیمان را غم گرفته است. غم در جای خودش خوب است. اگر عزیزی را از دست میدهیم سوگواری کردن در زمان مناسب برای سلامتیمان خوب است. اگر بهمان توهین کرده اند دلگیر شدن خوب است. اما مهم این است که تا وقتی این درد و غم را به عنوان بخشی از زندگی نپذیریم رهایش نمیکنیم و هر روز به او فرصت بیشتری برای سایش زندگیمان میدهیم. با قبول غم‌های معقول به خودمان فرصت زندگی سالم بدهیم...

از هر طرف که مینگرم، بی پولی با پا می آید توی صورتم.

photo content

ده روز دیگه بهاره، اما من یه گوشه‌ای توی دلم زمستونه هنوز‌‌‌...

چیزی شبیه غم زیر پوستم میخزید و تنم را میلرزاند. چیزی به اسم دلتنگی...

Keyhan Kalhor - Waiting for the Rain.mp39.73 MB

همیشه بعد هر اشتباه تصمیم میگیرم خودمو از یه سری چیزا محروم کنم در حالیکه کسی مجبورم نکرده. بعدشم همه ی اون کارایی که خودمو ازشون محروم کردمو انجام میدم ولی مخفیانه :| کلا تعداد بیماری های ناشناخته م داره بیش از انتظار زیاد میشه.

4_5987832370865111565.mp318.15 MB

photo content

His voice smelled like spring...

photo content

انسان بدبخت و بدبیار فقط سیندرلا. بعد ساعت 12 کفش شیشه ای همونطور شیشه ای و خوشگل موند و سایز پاشم عجیب بود تازه. بعدم یه شاهزاده اومد یه کفش که اصن نباید وجود میداشتو پوشوند به اون پای رشد نکرده و بعدم گرفتش. -به دمپایی روفرشی عه گل گلی اش چشم میدوزد-

photo content