ar
Feedback
خروج و اعتراض و وفاداری

خروج و اعتراض و وفاداری

الذهاب إلى القناة على Telegram
1 630
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
-230 أيام
جذب المشتركين
مايو '26
مايو '26
+3
في 0 قنوات
أبريل '26
+4
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '26
+1
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+6
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '26
+5
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+6
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+9
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+32
في 2 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+12
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+6
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+7
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+9
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '25
+16
في 1 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+14
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '25
+16
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+11
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '25
+10
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+29
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+68
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+446
في 12 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+30
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+15
في 1 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+20
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+15
في 1 قنوات
Get PRO
مايو '24
+29
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+28
في 1 قنوات
Get PRO
مارس '24
+29
في 2 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+42
في 3 قنوات
Get PRO
يناير '24
+121
في 3 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+41
في 2 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+39
في 1 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+14
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+12
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+29
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+24
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+11
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+10
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+29
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+17
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+11
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+10
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+9
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+10
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+5
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+16
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+28
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+60
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+27
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+40
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+10
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+44
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+29
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+17
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+32
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+21
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+71
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+84
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '21
+46
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '21
+349
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+35
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+23
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '21
+29
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '21
+31
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '21
+16
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '21
+43
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '20
+900
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
28 مايو+1
27 مايو+1
26 مايو0
25 مايو0
24 مايو0
23 مايو0
22 مايو0
21 مايو0
20 مايو0
19 مايو0
18 مايو0
17 مايو0
16 مايو0
15 مايو0
14 مايو0
13 مايو0
12 مايو0
11 مايو0
10 مايو0
09 مايو0
08 مايو0
07 مايو0
06 مايو0
05 مايو0
04 مايو+1
03 مايو0
02 مايو0
01 مايو0
منشورات القناة
نمونه‌هایی از چین، کرهٔ جنوبی و برنامه‌های توسعهٔ محلی در ایالات متحده ــ در کنار تجربه‌های ناموفق مانند سولایندرا ــ نشان می‌دهد موفقیت سیاست صنعتی بیش از هر چیز به اجرای دقیق، سازوکارهای یادگیری و پاسخگویی، و تمرکز بر مجموعه‌ای متنوع از پروژه‌ها وابسته است، نه به انتخاب‌های سیاسیِ بدون ارزیابی مستمر. در نهایت، تولیدگرایی به‌عنوان بدیلی عمل‌گرایانه میان نولیبرالیسم بازارمحور و دولت رفاه سنتی معرفی می‌شود؛ رویکردی که اقتصاد واقعی، اشتغال باکیفیت و نوآوری‌های دوستدار نیروی کار را در کانون سیاست‌گذاری اقتصادی قرار می‌دهد. ■ فصل هفتم «بازسازی جهانی‌سازی» (Remaking Globalization)، دیدگاه دنی رودریک درباره نظم اقتصادی جهانی در واکنش به تجربهٔ فراجهانی‌سازی را جمع‌بندی می‌کند. او نشان می‌دهد بسیاری از تنش‌های کنونی ــ از سیاست صنعتی و امنیت ملی تا یارانه‌ها، حقوق کار، مالیات و بدهی ــ ریشه در فرض همگرایی نهادی و سیاستی میان همه کشورها دارد؛ فرضی که با تنوع مسیرهای توسعه و ترجیحات اجتماعی کشورها سازگار نیست. رودریک برای مدیریت این اختلاف‌ها چارچوبی چهارگانه پیشنهاد می‌کند که حوزه‌های سیاستی را به دسته‌های «ممنوع»، «قابل مذاکره»، «خودمختار» و مسائل «چندجانبه» نیازمند همکاری جهانی تقسیم می‌کند. او تأکید می‌کند بحران‌های مالی، رقابت مالیاتی و چالش‌های اقتصاد دیجیتال بدون سازوکارهای همکاری بین‌المللی مؤثر حل‌وفصل نخواهند شد، در حالی که ضعف نهادهای حکمرانی جهانی اغلب به زیان کشورهای در حال توسعه عمل می‌کند. در این چارچوب، خودمختاری سیاستی ملی نه در تقابل با جهانی‌سازی، بلکه شرطی برای پیگیری اهداف اجتماعی، اقتصادی و زیست‌محیطی داخلی تلقی می‌شود. جهانی‌سازی آینده، از نظر رودریک، بر همزیستی نظام‌های اقتصادی متفاوت در چارچوب قواعد انعطاف‌پذیر و بازتنظیم‌شده استوار خواهد بود. ■ فصل هشتم (پایانی) «یک دستورکار مترقی جدید» (A New Progressive Agenda)، جمع‌بندی هنجاری و سیاسی کتاب و تلاشی برای بازتعریف سیاست مترقی در عصر پسافراجهانی‌سازی است. رودریک نشان می‌دهد خیزش جریان‌های پوپولیستی تا حد زیادی پیامد قابل انتظار سیاست‌های نولیبرالی، فراجهانی‌سازی و فاصله‌گرفتن جریان‌های مترقی از دغدغه‌های اقتصادی طبقهٔ کارگر بوده است. از نظر او، احیای سیاست مترقی مستلزم بازجهت‌دهی اولویت‌هاست: تمرکز بر ایجاد مشاغل خوب و عدالت مشارکتی به‌جای اتکای صرف به سیاست‌های بازتوزیعی، ارتقای بهره‌وری ــ به‌ویژه در بخش‌های خدماتی اشتغال‌زا ــ و پیگیری سیاست‌های صنعتی تولیدگرا، مشارکتی و مبتنی بر یادگیری برای تحقق تحول ساختاری و گذار سبز. رودریک همچنین بر پذیرش نوعی میهن‌دوستی مدنی و فراگیر تأکید می‌کند که بتواند جایگزینی برای ناسیونالیسم طرد کننده باشد و پیوند میان همبستگی ملی و همکاری بین‌المللی را بازسازی کند. پیام مرکزی فصل آن است که رفاه مشترک تنها زمانی تحقق می‌یابد که رشد اقتصادی، کرامت ناشی از کار، شمول اجتماعی و سیاست‌گذاری عمل‌گرایانه دوباره به یکدیگر متصل شوند؛ در غیر این صورت، نارضایتی‌های اقتصادی و اجتماعی همچنان زمینهٔ گسترش سیاست‌های پوپولیستی را فراهم خواهد کرد. ■□■ در پایان، این کتاب کوششی است برای بازاندیشی اقتصاد سیاسی جهان معاصر در شرایطی که نابرابری، بحران‌های زیست‌محیطی و بی‌ثباتی سیاسی هم‌زمان تشدید شده‌اند. دنی رودریک می‌کوشد نشان دهد راه برون‌رفت نه در رد جهانی‌سازی و نه در تداوم نسخه‌های نولیبرالی گذشته، بلکه در بازتنظیم سیاست‌های اقتصادی حول تولید، مشاغل باکیفیت و همکاری بین‌المللی انعطاف‌پذیر است؛ مسیری عمل‌گرایانه برای پیوند دوبارهٔ رشد اقتصادی، دموکراسی و رفاه مشترک. @exitvoiceloyalty

2
■ فصل چهارم «ساختن اقتصاد مبتنی بر مشاغل خوب» (Building a Good Jobs Economy)، به فرسایش مشاغل خوب و تضعیف پایه‌های طبقهٔ متوسط در اقتصادهای پیشرفته و پیامدهای آن برای دموکراسی می‌پردازد. رودریک استدلال می‌کند که مشاغل خوب ــ با درآمد کافی، امنیت شغلی، کرامت کاری و امکان پیشرفت ــ پایهٔ ثبات اجتماعی و سیاسی دموکراسی‌ها را شکل می‌دهند. او با اشاره به مناطق صنعتیِ از دست‌رفته در ایالت‌هایی مانند پنسیلوانیا و اوهایو نشان می‌دهد که کاهش مشاغل خوب ــ ناشی از جهانی‌شدن، خودکارسازی و صنعت‌زدایی ــ به ناامنی اقتصادی، افزایش هزینه‌های اجتماعی (از جمله فروپاشی خانواده، جرم، اعتیاد و خودکشی) و واکنش‌های سیاسی پوپولیستی انجامیده است. رودریک تأکید می‌کند اتکای صرف به احیای اشتغال صنعتی نمی‌تواند راه‌حل اصلی باشد، زیرا اشتغال آینده بیش از گذشته در بخش خدمات شکل خواهد گرفت و سهم اشتغال تولیدی به‌صورت ساختاری کاهش یافته است. از نظر او، راه‌حل در ارتقای کیفیت مشاغل خدماتی کم‌بازده ــ مانند مراقبت، خرده‌فروشی و خدمات شخصی ــ نهفته است؛ از طریق تقویت صدای کارگران (اتحادیه‌ها و استانداردهای الزام‌آور)، ارائهٔ نهاده‌های عمومی مکمل تولید (آموزش مدیریتی، دسترسی به فناوری، اعتبار و خدمات ترویجی)، ایجاد شراکت‌های محلی میان دولت، بنگاه‌ها و جامعه، و توسعهٔ نوآوری‌های «دوستدار نیروی کار» که بهره‌وری را بدون حذف نیروی انسانی افزایش می‌دهند. این فصل زمینهٔ شکل‌گیری چارچوب تولیدگرایانه‌ای را فراهم می‌کند که هستهٔ نظری کتاب را تشکیل می‌دهد و بهره‌وری همراه با اشتغال باکیفیت را در مرکز سیاست‌گذاری اقتصادی قرار می‌دهد. ■ فصل پنجم «تقویت رشد اقتصادی برای کاهش فقر» (Fostering Economic Growth to Reduce Poverty)، به چالش‌های کشورهای در حال توسعه می‌پردازد و نشان می‌دهد که الگوی صنعتی‌سازی صادرات‌محور شرق آسیا ــ به‌ویژه تجربهٔ چین ــ در شرایط کنونی و در بستر صنعت‌زدایی زودرس دیگر برای بسیاری از کشورهای کم‌درآمد به‌سادگی تکرارپذیر نیست. رودریک با بررسی تجربه‌هایی مانند اتیوپی ــ که کوشید از طریق ایجاد شهرک‌های صنعتی به «چین آفریقا» تبدیل شود ــ و بنگلادش، که صنعت پوشاک آن با وجود ایجاد اشتغال گسترده نتوانست جهش بهره‌وری فراگیر ایجاد کند، نشان می‌دهد خودکارسازی، تغییرات فناورانه و رقابت جهانی ظرفیت سنتی صنعت برای جذب نیروی کار کم‌مهارت را محدود کرده است. او موفقیت شرق آسیا را حاصل ترکیب عمل‌گرایانهٔ بازار و مداخلهٔ دولت می‌داند؛ رویکردی تشخیصی و آزمایشی که بر شناسایی محدودیت‌های خاص هر اقتصاد، آزمون سیاست‌ها و رفع تدریجی گلوگاه‌های توسعه استوار است، نه بر نسخه‌های سیاستی جهان‌شمول. از نظر رودریک، مسیر رشد آینده بیش از گذشته به خدمات جذب‌کنندهٔ نیروی کار با بهره‌وری رو به افزایش وابسته خواهد بود. او چهار راهبرد عملی پیشنهاد می‌کند: همکاری با بنگاه‌های بزرگ برای گسترش زنجیره‌های تأمین داخلی، ارائهٔ نهاده‌های عمومی مکمل تولید به بنگاه‌های کوچک و متوسط، بهره‌گیری از فناوری‌های دیجیتال برای توانمندسازی کارگران کم‌مهارت، و توسعهٔ آموزش‌های فنی‌ـ‌حرفه‌ای همراه با خدمات حمایتی. رودریک نتیجه می‌گیرد که بدون افزایش بهره‌وری در بخش‌های خدماتی غیررسمی و کم‌مهارت، کاهش پایدار فقر امکان‌پذیر نیست و گذار سبز نیز می‌تواند فرصت‌های تازه‌ای برای صنعتی‌سازی سبز فراهم آورد؛ فرصتی که تحقق آن نیازمند انتقال مالی و فناورانه از شمال جهانی به جنوب جهانی است. ■ فصل ششم «پارادایم تولیدگرایانه»(A Productivist Paradigm)، چارچوب نظری و سیاستی کتاب را تکمیل می‌کند. رودریک سه نوع اصلی شکست بازار را شناسایی می‌کند: برون‌ریزها، شکست‌های هماهنگی و کمبود نهاده‌های عمومی مکمل تولید. او نشان می‌دهد سیاست‌های تولیدگرا باید مستقیماً این ناکارآمدی‌ها را هدف قرار دهند تا تغییرات ساختاری هدفمند ــ در جهت گذار سبز، ایجاد مشاغل خوب و کاهش فقر ــ امکان‌پذیر شود. در این فصل، مفهوم «حکمرانی تجربه‌گرایانه و یادگیرنده» معرفی می‌شود؛ رویکردی مشارکتی، تدریجی و مبتنی بر یادگیری که دولت و بخش خصوصی را در فرایندی مشترک درگیر می‌کند، بی‌آنکه به رانت‌جویی یا تکنوکراسی از بالا به پایین گرفتار شود. این شیوه بر پایش مستمر، آزمایش سیاستی، همکاری تکرارشونده و توقف پروژه‌های ناموفق تأکید دارد. @exitvoiceloyalty
257
3
■ در فصل نخست کتاب با عنوان «غلبه بر چالش سه‌گانه» (Overcoming the Triple Challenge)، پیش‌نمایشی از استدلال‌های اصلی کتاب ارائه می‌شود و چارچوب ذهنی سیاستی نویسنده شکل می‌گیرد. دنی رودریک سه مسئلهٔ تعیین‌کنندهٔ عصر حاضر را کنار هم قرار می‌دهد: مهار تغییرات اقلیمی، بازسازی طبقهٔ متوسط در اقتصادهای پیشرفته و کاهش فقر جهانی. استدلال اصلی او این است که «راه‌حل‌های ایده‌آل جهانی» — مانند قیمت‌گذاری واحد کربن در سطح جهان یا تکرار الگوی کلاسیک صنعتی‌سازی صادرات‌محور — به دلیل محدودیت همکاری بین‌المللی، رقابت‌های ژئوپولیتیکی و موانع سیاسی عملاً دست‌نیافتنی‌اند. ازاین‌رو، رودریک به جای بهترین راه‌حل نظری (first-best) از سیاست‌هایی دفاع می‌کند که در اقتصاد به آن‌ها راه‌حل‌های «second-best» گفته می‌شود: سیاست‌هایی نه کاملاً بهینه در مدل‌های نظری، اما قابل اجرا در جهان واقعی و سازگار با محدودیت‌های سیاسی و نهادی کشورها، همراه با آزمایش‌گری و یادگیری تدریجی به‌جای نسخه‌های ثابت، و با تأکید بر نقش اقدام ملی در کنار همکاری‌های بین‌المللی محدود اما ضروری. این فصل زمینهٔ شکل‌گیری مفهوم «تولیدگرایی» (productivism) را فراهم می‌کند؛ رویکردی سیاستی که بر افزایش بهره‌وری، ایجاد مشاغل خوب — به‌ویژه در بخش خدمات — و پیشبرد همزمان رشد اقتصادی، عدالت اجتماعی و پایداری زیست‌محیطی تکیه دارد، بی‌آنکه منتظر اجماع جهانی کامل یا واگذاری کامل امور به بازار بماند. ■ فصل دوم، «شکست‌های فراجهانی‌سازی» (The Failures of Hyperglobalization)، به نقد الگوی جهانی‌سازی مسلط از دههٔ ۱۹۹۰ می‌پردازد؛ الگویی که با تعمیق آزادسازی تجارت و سرمایه و اولویت دادن به یکپارچگی اقتصادی جهانی، فضای سیاست‌گذاری ملی را محدود کرد. رودریک استدلال می‌کند مشکل خود جهانی‌سازی نبود، بلکه «افراط در جهانی‌سازی» بود؛ روندی که به فرسایش مشاغل و انسجام اجتماعی، افزایش نابرابری‌های منطقه‌ای و تضعیف ظرفیت دموکراسی‌ها برای پاسخ‌گویی به مطالبات داخلی انجامید. او با مقایسه تجربه کشورهایی مانند چین — که با حفظ انعطاف نهادی و فاصله‌گیری از نسخه‌های استاندارد اجماع واشنگتن (از جمله سیاست صنعتی، کنترل سرمایه و مدیریت ارز) به موفقیت رسید — و کشورهایی چون مکزیک — که آزادسازی اقتصادی را مطابق الگوهای رایج جهانی دنبال کردند و با رشد ضعیف، بحران‌های مالی و واگرایی منطقه‌ای مواجه شدند — نشان می‌دهد موفقیت اقتصادی بیش از پیروی از دستورالعمل‌های یکسان جهانی، به توان دولت‌ها در حفظ استقلال سیاستی بستگی دارد. این فصل نتیجه می‌گیرد که جهانی‌سازی پایدار مستلزم شکل ملایم‌تر و انعطاف‌پذیرتری از یکپارچگی اقتصادی است که تنوع نهادی کشورها و نقش فعال سیاست‌های ملی را به رسمیت بشناسد. ■ فصل سوم، «ممکن‌سازی گذار سبز» (Making the Green Transition Happen)، به بررسی عملی سیاست‌های مقابله با تغییرات اقلیمی می‌پردازد. رودریک با اشاره به رخدادهایی چون سیلاب‌های ویرانگر پاکستان در سال ۲۰۲۲، سه ستون اصلی سیاست اقلیمی را معرفی می‌کند: قیمت‌گذاری کربن، سیاست‌های صنعتی سبز و حمایت مالی و انتقال فناوری به کشورهای در حال توسعه. او نشان می‌دهد که هرچند قیمت‌گذاری کربن از نظر اقتصادی کارآمد است، اما با مقاومت سیاسی گسترده گروه‌های بازنده روبه‌رو می‌شود؛ در مقابل، سیاست‌های صنعتی سبز — مبتنی بر یارانه‌های هدفمند، هماهنگی دولت و بخش خصوصی و نوآوری هدایت‌شده — توانسته‌اند انگیزه‌های ملموس اقتصادی ایجاد کنند، هزینه فناوری‌های تجدیدپذیر را کاهش دهند و مسیر اقدام‌های اقلیمی گسترده‌تر را هموار سازند. نمونه‌هایی از چین، ایالات متحده (قانون کاهش تورم) و اروپا نشان می‌دهد اقدامات ملی و آزمایشی، حتی زمانی که عناصر حمایت‌گرایانه دارند، می‌توانند پیشرفت واقعی در کاهش کربن ایجاد کنند. رودریک همچنین تأکید می‌کند موفقیت گذار جهانی بدون تأمین مالی اقلیمی و انتقال فناوری به کشورهای فقیر ممکن نیست و همکاری‌های مالی بین‌المللی — از جمله اصلاح نظام مالیاتی جهانی — می‌تواند در این زمینه نقش مکمل ایفا کند. افزون بر این، رقابت ژئوپولیتیکی میان قدرت‌ها گاه به‌طور ناخواسته به تسریع نوآوری‌های سبز کمک کرده است. @exitvoiceloyalty
227
4
Shared Prosperity in a Fractured World: A New Economics for the Middle Class, the Global Poor, and Our Climate — by Dani Rodrik (2025) 🔺🔻 معرفی کتاب: «رفاهِ مشترک در جهانی ازهم‌گسیخته: اقتصاد نوینی برای طبقهٔ متوسط، فقرای جهان و اقلیمِ ما» تازه‌ترین اثر دنی رودریک است که در سال ۲۰۲۵ توسط انتشارات دانشگاه پرینستون منتشر شد؛ کتابی که می‌کوشد چارچوبی تازه برای فهم اقتصاد سیاسی جهان معاصر ارائه دهد. رودریک بحث خود را از این واقعیت آغاز می‌کند که بشر امروز هم‌زمان با سه آرمان بزرگ روبه‌روست: حفظ جوامع آزاد و دموکراتیک، ریشه‌کن کردن فقر شدید و اقلیمی مساعد برای زیستن (پایداری زیست‌محیطی). با این حال، جهان امروز جهانی ازهم‌گسیخته است؛ جهانی که در آن پیشرفت فناوری و گسترش تجارت جهانی در کنار افزایش نابرابری‌های اقتصادی، تنش‌های سیاسی و بحران‌های اقلیمی قرار گرفته و رقابت‌های ژئوپولیتیکی، به‌ویژه میان ایالات متحده و چین، بر آیندهٔ جهان سایه افکنده است. به باور رودریک، این اهداف در ظاهر همسو به نظر می‌رسند، اما در عمل با تنش‌های سیاستی عمیقی روبه‌رو هستند و چارچوب‌های متعارف اقتصاد جهانی امکان تحقق هم‌زمان هر سه را فراهم نمی‌کنند. او این وضعیت را «چالش سه‌گانه» می‌نامد و در این کتاب مسیر بررسی این چالش‌ها را با سه پرسش بنیادین سامان می‌دهد: - چگونه می‌توان اقتصادی ساخت که رفاه مشترک، دموکراسی و پایداری زیست‌محیطی را توأمان تقویت کند؟ - چگونه می‌توان در قرن بیست‌ویکم مشاغل خوب را بازسازی و طبقهٔ متوسط را احیا کرد؟ - و چگونه می‌توان رشد اقتصادی در کشورهای جنوب جهانی را به‌گونه‌ای پیش برد که هم فراگیر باشد و هم مبتنی بر بهره‌وری و عدالت اجتماعی؟ ■□■ دنی رودریک (متولد ۱۹۵۷) اقتصاددان و از چهره‌های برجستهٔ اندیشهٔ اقتصاد سیاسی معاصر و استاد مدرسهٔ حکمرانی جان اف. کندی دانشگاه هاروارد است. پژوهش‌های او عمدتاً بر جهانی‌شدن، توسعهٔ اقتصادی و نسبت میان سیاست و اقتصاد متمرکز است. کتاب «رفاه مشترک در جهانی از هم‌گسیخته» ادامهٔ مستقیم همین دغدغهٔ فکری به‌شمار می‌آید؛ تلاشی برای بازاندیشی نظم اقتصادی جهان در دورانی که هم‌زمان با بحران نابرابری، تغییرات اقلیمی و تنش‌های ژئوپولیتیکی مواجه است. @exitvoiceloyalty
251
5
لا يوجد نص...
259
6
@baycot ✅
526
7
🔺️🔻 معرفی کتاب: «Fixed: Why Personal Finance Is Broken and How to Make It Work for Everyone» by John Y. Campbell and Tarun Ramadorai; 2025 «دستکاری‌شده: چرا نظام مالی شخصی از کار افتاده و چگونه می‌توان آن را برای همه کارآمد کرد» نوشته‌ی جان ی. کمپبل و تارون رمادورای این کتاب یکی از نقدهای منسجم و مبتنی بر شواهد به نظام مالی شخصی معاصر است؛ اثری که با تکیه بر داده‌های تجربی گسترده و پژوهش‌های حوزه مالی خانوار نشان می‌دهد چرا بسیاری از بازارهای مالی خرد آن‌گونه که باید برای مردم عادی کار نمی‌کنند. نویسندگان نه‌تنها ناکارآمدی‌ها را مستند می‌کنند، بلکه استدلال می‌کنند که این مشکلات ریشه در طراحی نهادی و ساختار مشوق‌ها دارد، و بنابراین قابل اصلاح است. دو نویسنده کتاب، که هر دو از اقتصاددانان برجسته در حوزه مالی خانوار و اقتصاد رفتاری هستند، روایت را با پنج داستان واقعی آغاز می‌کنند؛ داستان‌هایی که نمونه‌هایی از شکست‌های نظام مالی را در مراحل مختلف چرخه زندگی نشان می‌دهد: دانشجویی که با بدهی تحصیلی سنگین روبه‌رو می‌شود؛ کارمندی که بخش عمده پس‌انداز بازنشستگی‌اش را در فروپاشی یک شرکت از دست می‌دهد؛ فردی که در دوره‌های نرخ بهره پایین با کاهش محسوس درآمد بازنشستگی مواجه می‌شود؛ خانواری که گرفتار وام مسکن پیچیده و پرهزینه می‌شود؛ و بازنشسته‌ای که محصول بیمه یا سرمایه‌گذاری پیچیده و نامتناسب با نیازش( با کارمزدهای بالا و مشوق‌های نادرست فروش) به او عرضه شده است. این داستان‌ها فقط برای جذابیت روایت نشده‌اند، بلکه پایه تحلیلی کتاب را شکل می‌دهند. این‌ها استثنا نیستند، بلکه نشانه‌هایی از یک الگوی ساختاری‌اند. بسیاری از مشکلات مالی شخصی نتیجه بی‌مسئولیتی یا ناآگاهی افراد نیست، بلکه حاصل نحوه طراحی بازارها و نهادهای مالی است؛ بازاری که در آن پیچیدگی، تعارض منافع، قدرت نابرابر بنگاه‌ها و بهره‌گیری از سوگیری‌های رفتاری می‌تواند تصمیم‌های معمولی را به نتایجی پرهزینه تبدیل کند. از نگاه نویسندگان، اگر طراحی این بازار تغییر کند، بخش بزرگی از این شکست‌ها نیز قابل پیشگیری خواهد بود. ■ کتاب ابتدا چهار کارکرد اساسی نظام مالی شخصی را بررسی می‌کند: □ مدیریت نوسانات کوتاه‌مدت درآمد و هزینه: نویسندگان نشان می‌دهند که بسیاری از خانوارها برای هموارسازی مصرف در برابر شوک‌های کوتاه‌مدت (مانند بیکاری، بیماری یا هزینه‌های پیش‌بینی‌نشده) به ابزارهای پرهزینه‌ای چون اضافه‌برداشت بانکی، کارت‌های اعتباری با بهره بالا و وام‌های روزمزدی متوسل می‌شوند. مسئله اصلی، صرفاً تصمیم‌های فردی نیست، بلکه نبود گزینه‌های ساده، شفاف و کم‌هزینه برای مدیریت نقدینگی و طراحی کارمزدهایی است که عملاً افراد را در چرخه بدهی نگه می‌دارد. □ تأمین مالی سرمایه‌گذاری‌های بزرگ در آموزش و مسکن: در حوزه آموزش، وام‌های دانشجویی اغلب به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که بازپرداخت آن‌ها به‌درستی با درآمد آینده همخوان نیست و ریسک به‌طور نامتوازن بر دوش وام‌گیرنده قرار می‌گیرد. در بازار مسکن نیز پیچیدگی قراردادها، ساختار نرخ‌های اولیه و موانع بازتأمین مالی باعث می‌شود بسیاری از وام‌گیرندگان نتوانند از شرایط بهتر بهره‌مند شوند. تمرکز کتاب بر نقص طراحی قراردادها و انتقال ناکامل منافع به مصرف‌کننده است. □ مدیریت ریسک از طریق سرمایه‌گذاری و بیمه: نویسندگان نشان می‌دهند که کارمزدهای بالا، صندوق‌های فعال پرهزینه و محصولات مالی پیچیده، بازده خالص سرمایه‌گذاران خرد را کاهش می‌دهد. در حوزه بیمه نیز تضاد منافع در فروش محصولات، به‌ویژه در بیمه‌های عمر و ترکیبی، منجر به عرضه پوشش‌های گران و پیچیده‌ای می‌شود که لزوماً متناسب با نیاز واقعی خانوارها نیست. □ تأمین مالی دوران بازنشستگی: در مرحله سالمندی، چالش‌هایی مانند نرخ پس‌انداز ناکافی، انتخاب نادرست ترکیب دارایی‌ها، هزینه‌های پنهان، ریسک طول عمر و آسیب‌پذیری در برابر دوره‌های نرخ بهره پایین، امنیت مالی را تهدید می‌کند. حتی ابزارهایی مانند صندوق‌های تاریخ هدف نیز همه تفاوت‌های فردی در درآمد، ثروت و ریسک‌پذیری را پوشش نمی‌دهند. کتاب نشان می‌دهد که طراحی فعلی نظام بازنشستگی، تصمیم‌گیری‌های پیچیده و پرریسکی را بر دوش افراد عادی گذاشته است.
561
8
لا يوجد نص...
434
9
لا يوجد نص...
664
10
دزدی، قانون و مسئولیت در ۵۰ روز اخیر، دو بار دزد به من زده است؛ ۱- به ماشینم بر خیابان ۲- چند روز پیش به خانه‌ام تقریبا تمام دارایی‌های ارزشمند در ماشین و خانه‌ام را دزد برده است. در فقره اول، حتی یک دوربین سالم و مشرف به محل دزدی پیدا نشد. به شدت پیگیری کردم و تقریبا به هر رابط و آشنایی متوسل شدم و نتیجه‌ای حاصل نشد. ارزش فاکتوری آنچه از ماشینم رفت به نرخ زمان خرید ۴۵۰ میلیون تومان بود. در فقره دوم، حد فاصل ساعت ۲ تا ۷ بعد از ظهر خانه نبودم و دزد آمده بود و تقریبا تمام زیورآلات، زلم‌زیمبوها، پیپ‌ها، فندک‌ها، ساعت‌ها، دستبندها و … برده است. به پلیس و پلیس آگاهی متوسل شدم و با وجود ارتباطات متعدد، تقریبا به این نتیجه رسیده‌ام که دزد پیدا نمی‌شود. ۱- دزدی در شرایط حال حاضر جامعه و اقتصاد ایران، شغلی پردرآمد و کم‌ریسک است؛ زیرا احتمال به دام افتادن دزد تقریبا صفر یا نزدیک به صفر است؛ ۲- مسئولیت دزدی و پیگیری امور آن با خودتان است؛ که تقریبا با وجود روابط سطح بالا هم نتیجه‌ای بدست نخواهد آمد؛ ۳- در شرایط حال حاضر ایران، که دزدی شغلی کم‌ریسک است، کالای ارزشمند نخرید. اگر هم خریدید آن را به نیت استفاده دزد بخرید.
551
11
🔹کوتاه‌ترین مقاله در فیزیک مقاله‌ای چاپ‌‌شده در مجله‌ی فیزیکال ریویو که فقط ۲۷ کلمه دارد. این مقاله با عنوان "نسبت جرم پروتو
🔹کوتاه‌ترین مقاله در فیزیک مقاله‌ای چاپ‌‌شده در مجله‌ی فیزیکال ریویو که فقط ۲۷ کلمه دارد. این مقاله با عنوان "نسبت جرم پروتون و الکترون"، در سال ۱۹۵۱ توسط فردریش لنز ارائه شده است. 🆔 @partoomagazine
451
12
پرسش های دقیق لویت با پاسخ‌های روشنگر استیگلیتز را بخوانید . محشر بود این گفتگو میلتون فریدمن برنده شدن در مناظره را بیشتر از حقیقت دوست داشت https://tarjomaan.com/%D9%85%DB%8C%D9%84%D8%AA%D9%88%D9%86-%D9%81%D8%B1%DB%8C%D8%AF%D9%85%D9%86-%D8%A8%D8%B1%D9%86%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%AF%D9%86-%D8%AF%D8%B1-%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B8%D8%B1%D9%87-%D8%B1%D8%A7-%D8%A8%DB%8C/
638
13
4_5985660573407254454.mp3
174
14
قابیل بی قبیله) من درختی کلاغ بر دوشم ، خبرم درد می‌کند بدجور ساقه تا شاخه ام پر از زخم است ، تبرم درد می‌کند بدجور من کی ام جز نقابی از ابهام؟ درد بحران هوّیت دارم یک اشاره بدون انگشتم ، اثرم درد می‌کند بدجور جنگجویی نشسته بر خاکم ، در قماری که هر دو می‌بازیم پسرم روی دستم افتاده ، سپرم درد می‌کند بد جور مثل قابیل بی قبیله شدم ، بوی گندم گرفته دنیا را بس‌که حوا ، هوایی اش کرده ، پدرم درد می‌کند بدجور هرچه کوه بزرگ می‌بینی ، همگی روی دوش من هستند عاشقی هم که قوز بالا قوز ، کمرم درد می‌کند بدجور تو فقط صبر می‌کنی تجویز ، من فقط صبر می‌کنم یکریز بس که دندان گذاشتم رویش ، جگرم درد می‌کند بدجور بستری کن مرا در آغوشت ، با دو نخ شعر و این هوا باران مرغ عشقی بدون همزادم ، که پرم درد می‌کند بد جور برسان قرص بوسه ـ اورژانسی ـ قرص یک ور سفید و یک ور سرخ برسان نشئه‌ای ز لب‌هایت ، که سرم درد می‌کند بدجور @exitvoiceloyalty
990
15
لا يوجد نص...
960
16
🔹 بخش سوم: خطرات تمرکز قدرت اقتصادی (The Dangers of Centralized Economic Power) در بخش سوم، تیم وو قرن بیست‌ویکم را با نوسانات شدید اقتصادی و بازگشت اقتدارگرایی در بیش از بیست‌وپنج کشور نوظهور مانند مصر، تایلند و مجارستان ترسیم می‌کند و خوش‌بینی فوکویاما به «پایان تاریخ» و پیروزی دموکراسی لیبرال را نقد می‌کند. او نشان می‌دهد که سرمایه‌داری لسه‌فر و پلتفرم‌های دیجیتال استخراج‌گر، تمرکز ثروت و تضعیف دموکراسی را تشدید کرده‌اند. وو با مرور تاریخ توضیح می‌دهد که تمرکز قدرت اقتصادی همواره به نابرابری، نارضایتی جمعی و ظهور رهبران اقتدارگرا منتهی شده است؛ از اقتصاد بهره‌کش سن‌دومینگو تا انحصارات صنعتی دهه‌های ۲۰ و ۳۰ میلادی. در مقابل، تجربه‌های موفق دانمارک، آلمان پس از جنگ و تایوان نشان می‌دهد که اصلاحات نهادی هوشمندانه(مانند اصلاحات ارضی، تضعیف انحصارها و توزیع گسترده مالکیت) طبقه متوسط نیرومند و ثبات سیاسی پایدار ایجاد می‌کند. وو تأکید می‌کند که نظریه‌های بازار خودتصحیح‌گر و وعده‌های فناوری‌های نوین در کاهش نابرابری ناکام مانده‌اند. او هشدار می‌دهد که اتکا صرف به مالیات و بازتوزیع بدون اصلاح ساختار قدرت، جامعه‌ای دوطبقه و شکننده می‌سازد و تنها «باغبانی هوشمندانه» می‌تواند تعادل اقتصادی و سیاسی پایدار ایجاد کند. 🔹بخش چهارم: معماریِ برابری (The Architecture of Equality) در بخش پایانی عصر استخراج، تیم وو از مرحله‌ی تحلیل بحران به مرحله‌ی بازسازی نهادی می‌رسد. او استدلال می‌کند که دولت ایده‌آل نباید «نگهبان شب» باشد که صرفاً از نظم و امنیت محافظت می‌کند، بلکه باید «باغبانی خردمند» باشد که رشد متوازن در باغ اقتصاد را تضمین می‌کند. همان‌طور که باغبان اجازه نمی‌دهد یک گیاه سراسر باغ را بپوشاند و دیگران را از نور و فضا محروم کند، دولت نیز باید مانع تسلط شرکت‌ها و پلتفرم‌هایی شود که در غیاب نظارت، ثروت و فرصت را از دیگران جذب می‌کنند. وو در قالب استعاره‌ی باغ، طرحی را ارائه می‌کند که آن را «معماری برابری» می‌نامد؛ چارچوبی نهادی برای حفظ توازن میان نیروهای اقتصادی در عصر پلتفرم‌ها. او پنج سازوکار اصلی را برای مهار تمرکز و بازتوزیع قدرت اقتصادی برمی‌شمارد: ۱. قوانین ضدانحصار برای جلوگیری از ادغام و خرید رقبای بالقوه و تضمین جانشینی صنعتی؛ ۲. قواعد بی‌طرفی اقتصادی که پلتفرم‌های حیاتی را از تبعیض، ترجیح، یا حذف سلیقه‌ای کاربران و رقبا بازمی‌دارد؛ ۳. قدرت‌های موازنه‌گر همچون اتحادیه‌های کارگری، صنوف، و صاحبان داده و محتوا که می‌توانند در برابر سلطه‌ی پلتفرم‌ها ایستادگی کنند؛ ۴. نظارت بر خدمات عمومی و سقف‌گذاری سود برای پلتفرم‌هایی که نقش زیرساختی دارند تا از تبدیل‌شدن‌شان به «پل‌های عوارضیِ دائمی» جلوگیری شود؛ ۵. قرنطینه‌ی خطوط کسب‌وکار، یعنی جداسازی حوزه‌های انحصاری از عرصه‌های نو مانند هوش مصنوعی تا رقابت واقعی باقی بماند. به‌گفته‌ی وو، هدف این سیاست‌ها حذف پلتفرم‌ها نیست، بلکه بازگرداندن آن‌ها به کارکرد بنیادین‌شان است؛ فراهم‌سازی زیرساختی برای فعالیت اقتصادی دیگران، نه تصاحب کل ارزش تولیدشده. او هشدار می‌دهد که بی‌عملی در برابر تمرکز اقتصادی، دیر یا زود، به تمرکز سیاسی و تهدید دموکراسی خواهد انجامید. برابری و آزادی، هر دو، نیازمند معماری نهادی‌اند؛ نه اعتماد کور، و نه امید اخلاقیِ بی‌پشتوانه. 🔹تیم وو در پایان کتاب با نگاهی هشدارآمیز و در عین حال امیدوارانه، ریشه‌ی خشم و قطبی‌شدن جهان امروز را در نابرابری اقتصادی و تمرکز قدرت می‌بیند. او می‌نویسد فناوری، به‌ویژه پلتفرم‌ها و هوش مصنوعی، می‌تواند به ابزار سلطه و کالایی‌سازی انسان بدل شود، مگر آن‌که با قواعد درست و نظارت نهادی مهار گردد. با الهام از دیدگاه آیزاک آسیموف، وو تأکید می‌کند که فناوری نه ذاتاً خیر است و نه شر، بلکه این انسان است که باید آن را در خدمت رفاه عمومی قرار دهد. او یادآور می‌شود که زیرساخت‌های مشترکی چون اینترنت، مانند میدان‌های شهری که بارها ویران و بازسازی شده‌اند، می‌توانند با اراده و طراحی آگاهانه دوباره به خدمت جامعه درآیند. پیام نهایی او روشن است؛ بازسازی اقتصادیِ عادلانه و پایدار تنها با بازگرداندن کنترل قدرت به مردم و طراحی هوشمندانه‌ی نهادها ممکن است.
751
17
🔺️ ساختار کتاب 🔹بخش نخست: «درک قدرت پلتفرم» (Understanding Platform Power) تیم وو در بخش نخست کتاب، با نگاهی تاریخی و تحلیلی به خاستگاه پلتفرم‌ها، نشان می‌دهد که سازوکار قدرت در اقتصاد دیجیتال امروز، ادامه‌ی همان منطق میدان‌ها و بازارهای کهن است. پلتفرم، به‌زعم او، فضایی است که گروه‌های مختلف را برای تعامل و مبادله گرد هم می‌آورد و با کاهش هزینه‌های جست‌وجو، اعتماد و هماهنگی، ثروت می‌آفریند. اما همین سازوکار، اگر بدون نظارت رها شود، می‌تواند به تمرکز قدرت و سلطه منجر گردد. او در فصل‌های نخست، مسیر تاریخی پلتفرم‌سازی را از میدان‌های باستانی تا عصر IBM و اینترنت باز دنبال می‌کند و نشان می‌دهد که چگونه سیاست‌های ضدانحصار و بی‌طرفی شبکه، زیرساخت نوآوری دیجیتال را فراهم کردند. در دهه‌های ۱۹۹۰ و ۲۰۰۰، موجی از خوش‌بینی تکنولوژیک پدید آمد که نوید می‌داد اینترنت قدرت را میان «کوچک‌ها» توزیع خواهد کرد و اقتصاد را دموکراتیک می‌سازد. اما این رؤیا دیری نپایید؛ چراکه به‌جای استارت‌آپ‌های مستقل، این میزبانان پلتفرم‌ها بودند که به اربابان جدید اقتصاد بدل شدند. مطالعه‌ی موردی آمازون در فصل چهارم نماد این گذار است؛ شرکتی که از بستری توانمندساز برای فروشندگان کوچک، به ماشینی برای استخراج ارزش تبدیل شد. آمازون با تکیه بر داده، مقیاس و الگوریتم، فروشندگان را وادار کرد برای دیده‌شدن هزینه بپردازند، تبلیغات اجباری بخرند و با خودِ پلتفرم رقابت کنند. بازار آمازون، از نظر وو، نمونه‌ای از «رعیت‌داری دیجیتال» است که در آن، میلیون‌ها کسب‌وکار کوچک وابسته به اربابی واحد شده‌اند. در فصل پنجم، وو از «مقیاس به‌مثابه سلاح» سخن می‌گوید؛ رشد بی‌مهار شرکت‌های فناوری که با جذب سرمایه، حذف رقبا و تصاحب بازار، رقابت را خفه می‌کنند. و در فصل پایانی این بخش، او از «برداشت بزرگ» (The Great Harvest) می‌گوید؛ لحظه‌ای که پلتفرم‌ها پس از سال‌ها توانمندسازی ظاهری، شروع به جمع‌آوری سود از داده‌ها، زمان و توجه کاربران می‌کنند، بی‌آن‌که ارزش تازه‌ای بیافرینند. بخش نخست با این نتیجه‌گیری پایان می‌یابد که اقتصاد دیجیتال در مسیر چرخه‌ای تاریخی حرکت می‌کند؛ از آزادی و خلاقیت به سوی تمرکز و استخراج. پلتفرم‌ها، همانند اربابان فئودالی گذشته، اکنون نه زمین بلکه زیرساخت اطلاعات را در اختیار دارند، و بدون مهار هوشمندانه‌ی قدرتشان، وعده‌ی دموکراسی دیجیتال به نظم تازه‌ای از وابستگی بدل خواهد شد. 🔹 بخش دوم کتاب عصر استخراج با عنوان «کسب‌وکار گله‌داری» (The Business of Herding)، تداوم منطقی بخش نخست است و نشان می‌دهد که پلتفرم‌ها، پس از رسیدن به اوج قدرت اقتصادی، چگونه این قدرت را تثبیت و بازتولید می‌کنند. تیم وو در این بخش توضیح می‌دهد که شرکت‌هایی مانند آمازون، اپل، گوگل و متا، پس از مرحله‌ی «استخراج ارزش»، وارد مرحله‌ی «مدیریت وابستگی» شده‌اند، دورانی که در آن هدف دیگر خلق نوآوری یا جذب کاربر تازه نیست، بلکه حفظ انبوه کاربرانی است که در اکوسیستم پلتفرم گرفتار شده‌اند. وو با استعاره‌ی «گله‌داری» نشان می‌دهد که این شرکت‌ها، به جای اداره‌ی بازار آزاد، رفتار کاربران را هدایت، محدود و پیش‌بینی می‌کنند. در فصل‌های هفتم تا دهم، او چهار سازوکار کلیدی این پایداری را شرح می‌دهد: نخست، راحتی افراطی به‌عنوان ابزار اصلی سلطه، که کاربران را در اکوسیستم‌های بسته‌ای نگه می‌دارد که خروج از آن دشوار است؛ دوم، قدرت داده و پیش‌بینی، که پلتفرم‌ها را قادر می‌سازد آینده‌ی رفتار مصرف‌کنندگان را پیش‌بینی و هدایت کنند؛ سوم، هوش مصنوعی، که از ابزار تحلیل به ابزار وابستگی تبدیل می‌شود و حتی به سطوح عاطفی و روانی انسان نفوذ می‌کند؛ و چهارم، گسترش منطق پلتفرمی به فراتر از فناوری (از پزشکی و آموزش تا بازار مسکن) که در آن صنف‌های مستقل و طبقات متوسط به کارگران پلتفرمی و اجاره‌نشینان اقتصاد دیجیتال بدل می‌شوند. در مجموع، وو در این بخش نشان می‌دهد که قدرت امروز پلتفرم‌ها دیگر صرفاً اقتصادی نیست، بلکه ترکیبی از نفوذ رفتاری، اطلاعاتی و احساسی است؛ نوعی از کنترل نرم و فراگیر که به‌تدریج آزادی انتخاب را به توهمی خوش‌ساخت بدل می‌کند.
469
18
🔺️🔻 معرفی کتاب 📓 The Age of Extraction: How Tech Platforms Conquered the Economy and Threaten Our Future Prosperity By Tim Wu کتاب #عصر_استخراج : چگونه پلتفرم‌های فناوری اقتصاد را فتح کردند و آینده‌ی رفاه ما را تهدید می‌کنند (The Age of Extraction) نوشته‌ی #تیم_وو، استاد حقوق و پژوهشگر حوزه فناوری و سیاست عمومی در دانشگاه کلمبیا، اثری عمیق و هشداردهنده درباره‌ی مرحله‌ای نوین از سرمایه‌داری است که او آن را «عصر استخراج» می‌نامد. وو، که پیش‌تر در آثار خود مانند کلید اصلی (The Master Switch, ۲۰۱۰)، تاجران توجه (The Attention Merchants, ۲۰۱۶) و نفرین بزرگی (The Curse of Bigness, ۲۰۱۸) چرخه‌های تاریخی تمرکز قدرت در رسانه‌ها، فناوری و اقتصاد را تحلیل کرده بود، این بار سراغ مسئله‌ای می‌رود که به باور او، شکل تازه‌ای از قدرت اقتصادی در زمان ما را رقم زده است؛ سلطه‌ی بی‌سابقه‌ی پلتفرم‌های دیجیتال بر اقتصاد، سیاست و ذهن انسان‌. وو با نگاهی تاریخی و نهادی استدلال می‌کند که اقتصاد جهانی از عصر تولید و خلاقیت وارد مرحله‌ای شده است که در آن، ارزش نه از نوآوری، بلکه از کنترل دسترسی به ارزش دیگران حاصل می‌شود. در این نظم جدید، پلتفرم‌ها (از آمازون و گوگل تا متا و اپل) دیگر صرفاً واسطه‌های مبادله نیستند، بلکه به ساختارهای حاکمیتی نوین بدل شده‌اند که تعیین می‌کنند چه کسی دیده می‌شود، چه کسی حق فروش دارد و حتی چه چیزی می‌تواند گفته شود. به تعبیر وو، آنچه پیشِ‌رو داریم شکلی از فئودالیسم دیجیتال است که در آن اربابان جدید نه مالکان زمین، بلکه مالک زیرساخت‌های اطلاعاتی و جریان توجه انسان‌ها هستند. نویسنده در کتاب، دو پرسش محوری را دنبال می‌کند: - چرا منطق رقابت آزاد و بازار، برخلاف باور اقتصاددانان کلاسیک، نمی‌تواند به‌صورت خودکار نابرابری و تمرکز قدرت را اصلاح کند؟ - و اگر چنین تعادل اقتصادی و ساختاری به‌طور خودکار ایجاد نمی‌شود، چگونه می‌توان معماری نهادی‌ای طراحی کرد که هم رفاه را برای اکثریت حفظ کند و هم از تمرکز قدرت جلوگیری نماید؟ برای پاسخ به این پرسش‌ها و بررسی پیامدهای سلطه پلتفرم‌ها، وو کتاب را در چهار بخش و شانزده فصل تنظیم کرده و به تحلیل قدرت اقتصادی، فناوری و راهکارهای نهادی می‌پردازد. @exitvoiceloyalty
453
19
لا يوجد نص...
452
20
AUDIO-2025-11-10-19-09-49.m4a
648