کانال کتاب و کتابخوانی
الذهاب إلى القناة على Telegram
📖✏ این کانال بمنظور توسعه فرهنگ کتاب و کتابخوانی ایجادشده و تلاش دارد قشرهای مختلف جامعه را ترغیب به کتابخوانی نماید.
إظهار المزيد410
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
-130 أيام
أرشيف المشاركات
معلمم در سيزده سالگى، سؤالى پرسيد و گفته انتظار ندارم بتواني به سؤال من پاسخ دهي. اما اگر در پنجاه سالگى هم نتواني پاسخى براى آن بيابي، در اين صورت، حتم بدان که زندگي را ضايع کردهای.
"به خاطر چه چیزی بايد از شما ياد كنند؟"
#پیتر دراکر
ماهی قرمز :
ببینم تو از اینکه اینقدر دیر به مقصدت می رسی ناراحت نیستی ؟
از راهت خسته نمی شی ؟
زندگی اینطوری برات سخت نیست ؟
حلزون : نه ، آخه زندگی و هدف من ، رسیدن به جایی نیست .
زندگی من ، طی کردن این مسیره ...
#نجمه_ایزدی
📗 ماهی قرمز
خیلی از ما ۳۰ یا ۴۰ سال از عمرمان را نابود میکنیم به این بهانه که میخواهیم آینده بهتری داشته باشیم.
آینده کِی یا کجاست؟ کی به آرامش می رسم؟ مگر در آینده من میتوانم در یک روز به جای یک ناهار دو تا ناهار بخورم؟ یا به جای یک لباس، سه تا لباس روی هم بپوشم؟
تا کی و کجا حال را، برای آینده بهتر خراب کنم؟!
زندگی مقصد نیست
زندگی یک راه است
زندگی یک جاده است
که باید تا آخر عمر در این جاده پیش برویم تا زمانیکه حذف شویم
ما به این دنیا نیامده ایم که تمام عمرمان را برای آینده درس بخوانیم و کار یا پس انداز کنیم.
ما به این دنیا نیامده ایم که مانند ماشین فقط به دنبال آینده باشیم.
از زندگی باید لذت برد
از جاده لذت برد
از لحظه لذت برد
"اکنون" هدیه ای در دستان ماست. آن را قدر بدانیم و این اندیشه را به فرزندانمان انتقال دهیم
امشب
به تصویر خدا در زندگی مان فکر میکردم
به رنگ خدا !
گفتم به سان رنگ چشمان زیباست
آبی
سبز
سیاه
به نگاه خدا
گفتم همان نگاه عاشقانه ایست
به لبخند خدا !
گفتم همان لبخند چهره مهربانی است
به دستان خدا
گفتم همان دستان یاری گر ی ست
به صدای خدا
گفتم همان صدای محبت مادری ست
تصویر خدا همواره در زندگی ها جاری ست
#ع_دباغ
مرز ميان عشق حقيقي و مجازي كجاست ؟؟؟
به قول شمس تبريزي:
هر اعتقاد كه تو را گرم مي دارد، آن را به دل نگه دار و به عمل نشان ده كه اين كار خردمندان خداجوي است!!
پس بياموزيم :
نجابت را از گل سرخ،
لطافت را از بهار،
عطش را از تابستان،
تنهايي را از پاييز،
پاكيزگي را از زمستان،
عشق را از اغماض،
ايثار را از عشق،
و دوست داشتن را از مادر،
آيا دين جز محبت، چيز ديگري هست؟؟؟
چو گيرد خوي تو مردم سرشتي
هم اينجا و هم آنجا در بهشتي
مسيح يازدهمين دستور خداوند را مي سرايد: عشق بورزيد به ديگران، به همه
همان گونه كه من به شما عشق ورزيدم!
حكم جديدي هم به شما مي دهم؛
ديگران را بپذيريد،
همانگونه كه من شما را مي پذيرم ...
و چه خوش گفت خواجه شيراز:
فاش مي گويم و از گفته خود دلشادم
بنده عشقم و از هر دو جهان آزادم...
"تولستوي" عشق را گوهري مي داند گرانبها، اگر با پاكي توام باشد!
جان كلام:
آنگاه كه عشق ورزي
خدا در هر سو حاضر است.
آنگاه كه نفرت وجودت را تسليم خود سازد،
ابليس در هر سو حاضر است.
جايگاه توست كه خود را بر واقعيت تحميل مي كند!!
كتاب:
#لطفا_گوسفند_نباشيد
#محمود_نامني
یکی از دردسرهای عشق این است که دستکم برای مدتی، این خطر را دارد که بهطور جدی خوشبختمان کند!
#جستارهایی_در_باب_عشق
#آلن_دو_باتن
نظریات بزرگ بیشتر از قلبهای بزرگ تراوش میکند تا از هوش و فراستهای بزرگ...
#فئودور_داستایوفسکی
مردي وارد داروخانه شد وبالهجه اي ساده گفت:
کرم ضد سيمان دارين؟
متصدي داروخانه با لحني تمسخر آميز گفت:
بله که داريم کرم ضد تيرآهن و آجرم داريم حالا خارجي ميخواي يا ايراني؟
خارجيش گرونه ها گفته باشم!
مرد نگاهي به دستانش کرد و روبه روي فروشنده گرفت و گفت:
ازوقتي کارگر ساختمون شدم دستام زبر شده نميتونم دخترمو نوازش کنم...
اگه خارجيش بهتره، خارجيشو بده !
لبخند روي لبان متصدي يخ زد!!!
خودکشی در هرکس منحصر به خودشه!
یکی دیگه شیک نمیپوشه،
یکی دیگه آرزویی نمیکنه،
یکی دیگه به تحصیل ادامه نمیده،
یکی دیگه به خودش نمیرسه،
یکی محبت نمیکنه،
یکی دیگه محبت نمیپذیره.
و اینگونه است که اکثر آدمها در سی سالگی میمیرند و در هشتاد سالگی دفن میشوند.
#پائولو کوئیلو
زنی كه حالش با يك كتاب، يك شعر، يك ترانه يا فنجانی قهوه بهتر مي شود را هيچ كس نمی تواند شكست دهد..!
#جبران_خليل_جبران
...چون او چیزی دارد که از هر خصلتی گران بهاتر است و آن قلبی شریف و با صفا است! صفتی طلایی که او در تمام طول زندگی آن را از دست نداده و از تباهی حفظ کرده است. او در زیر ضرباتی سنگین سقوط کرده و سنگ شده و شکست دیده و سر خورده و نیروی زندگیش را باخته اما عهد نشکسته و وفادار مانده است. هیچ آوای نابهنجاری صفای قلبش را تیره نساخته و منجلابی که تا گردن در آن فرو رفته طهارت او را نیالوده است و هیچ دروغِ به گل آراسته ای او را فریب نمی دهد و هیچ چیز قادر نیست او را به راه کج بکشاند.
اگر به قعر دریایی از پلیدی و خباثت فرو رود، اگر تمام جهان به زهر آلوده شود و زیر و رو گردد، آبلوموف هرگز در برابر خداوندِ دروغ و مجاز کرنش نخواهد کرد. روح او همیشه پاک و تابان باقی خواهد ماند... روح او روحی مصفاست، روحی بلورین است، انسانهایی نظیر او سخت کمیابند، مرواریدِ توده هایند ... وقتی کسی او را شناخت، جز دوست داشتنش چاره ای ندارد...
#ابلوموف
#گنچاروف_ایوان
اگر وجود تو خدمتی باشد برای بسیاری از انسانها، زندگیت غنیتر خواهد بود.
لحظهای که بخاطر خدمت به ديگران زندگی کنی، زندگیت بامعنی و مهم میگردد.
📗 الماس هاى آگاهى
#اشو
💎ﻳﮏ ﭘﺮﺳﺘﺎﺭ ﺍﺳﺘﺮﺍﻟﻴﺎﻳﻲ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ 5 ﺳﺎﻝ ﺗﺤﻘﻴﻘﺎﺗﺶ در خانه هاى سالمندان، ﺑﺰﺭﮔﺘﺮﻳﻦ ﺣﺴﺮﺗﻬﺎﻱ ﺁﺩﻣﻬﺎﻱ ﺩﺭ ﺣﺎﻝ ﻣﺮﮒ ﺭﺍ ﺟﻤﻊ ﮐﺮﺩﻩ ﻭ 5 ﺣﺴﺮﺕ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺑﻴﻦ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺁﺩﻣﻬﺎ ﻣﺸﺘﺮﮎ ﺑﻮﺩﻩ ﻣﻨﺘﺸﺮ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﺳﺖ.
✨ ﻧﺨﺴﺘﻴﻦ ﺣﺴﺮﺕ: ﮐﺎﺵ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﻡ ﺑﻴﺸﺘﺮ ﻣﺤﺒﺖ ﻣﻰ ﮐﺮﺩﻡ ﻣﺨﺼﻮﺻﺎ ﭘﺪﺭ ﻭ ﻣﺎﺩﺭﻡ.
✨ﺣﺴﺮﺕ ﺩﻭﻡ: ﮐﺎﺵ ﺍﻳﻦ ﻗﺪﺭ ﺳﺨﺖ ﮐﺎﺭ ﻧﻤﻲ ﮐﺮﺩﻡ.
✨ﺣﺴﺮﺕ ﺳﻮﻡ: ﮐﺎﺵ ﺷﺠﺎﻋﺘﺶ ﺭﺍ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﮐﻪ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﻢ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺻﺪﺍﻱ ﺑﻠﻨﺪ ﺑﮕﻢ.
✨ﺣﺴﺮﺕ ﭼﻬﺎﺭﻡ: ﮐﺎﺵ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﻫﺎﻳﻢ ﺑﺎ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻢ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﻣﻲ ﮐﺮﺩﻡ.
✨ﺣﺴﺮﺕ ﭘﻨﺠﻢ: ﮐﺎﺵ ﺷﺎﺩﺗﺮ ﻣﻲ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻟﺤﻈﺎﺕ ﺑﻴﺸﺘﺮﻯ ﻣﻰ ﺧﻨﺪﻳﺪﻡ.
#ناهار_با_خدا
پسر بچه ی کوچک می خواست خدا را ببیند. او میدانست که برای دیدن خدا راه درازی در پیش دارد. لوازمش را برداشت و سفرش را شروع کرد. کمی که رفت، با پیرزنی روبرو شد. پیرزن توی پارک نشسته بود و به چند تا کبوتر زل زده بود. پسر کنار او نشست و کوله پشتی اش را باز کرد. تازه می خواست جرعه ای از نوشیدنی ش را بنوشد که احساس کرد پیرزن هم گرسنه است. پسرک به او تعارف کرد. پیرزن با تشکر زیاد، قبول کرد و لبخندی زد.
لبخند او برای پسرک آن قدر زیبا بود که هوس کرد دوباره آن را ببیند. پس دوباره تعارف کرد و دوباره پیرزن به او لبخند زد. پسرک بسیار خوشحال بود. آنها تمام بعدازظهر را به خوردن و تبسم گذراندند، بدون گفتن حرفی. با تاریک شدن هوا پسرک احساس خسته گی کرد. بلند شد و آماده رفتن شد. چند قدم که برداشت دوباره به سوی پیرزن دوید و او را در آغوش گرفت و پیرزن هم لبخند بسیار بزرگی زد. هنگامی که پسر به خانه برگشت، مادرش از چهره ی شاد او متعجب شد.
پرسید: چه اتفاقی افتاده پسرم که این قدر خوشحالی؟ پسر جواب داد: من با خدا ناهار خوردم و قبل از واکنش مادرش اضافه کرد: می دانی مادر، او قشنگترین لبخندی را داشت که من تا حالا دیده ام. و اما پیرزن نیز با قلبی شادمان به خانه اش بازگشت. پسرش با دیدن چهره ی بشاش او پرسید: مادر , چه چیز تو را امروز این جور خوشحال کرده است؟ او جواب داد: من امروز با خدا غذا خوردم!
آپارات - سرویس اشتراک ویدیو
https://www.aparat.com/v/iU0NS
فیلمی دیدنی و آموزنده با داستان واقعی
روزی که شما فکر بد می کنید،
به خودتان آسیب میزنید !
روزی که شما میخواهید دیگری را
اذیت کنید حتماً به خودتان آسیب میزنید !
هیچکس تا به امروز نتونسته
دیگری رو اذیت کنه
بدون اینکه خودش اذیت بشه ...!
یه آدم سالم، یه آدم راحت
یه آدم خوشحال، یه آدم خوشبخت،
یه آدم موفق کسی است که؛
در مسیری حرکت میکنه که به دنبال
همه خوبی ها و همه زیبایی هاست
و اون خوبی و زیبایی را جستجو می کنه...
و بهانه نمی کنه، که من کارم افشا کردن
یا روشن کردن کار بد و غلط دیگری است ...!
