ar
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

الذهاب إلى القناة على Telegram

...

إظهار المزيد
546
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+27 أيام
-230 أيام
أرشيف المشاركات
.... اُمت اسلامی #غلامرضا_مصدق از جنگ اخير ايران و اسرائيل بايد ده ها درس بزرگ آموخت، كه به وقتش بايد در مورد تك تك آنها مفصلاً گفتگو كرد، البته اگر بنا به درس گرفتن باشد. يكي از اين درسها، گفتگو در موردِ غيبت، سكوت، نفاق و بعضاً همراهي به اصطلاح اُمت اسلامي با اسرائیل و آمریکا در این جنگ بود. از بدو انقلاب تا به امروز ج ا تمرکزی شدید بر امت سازی و همراه کردن امت اسلامی برای مقابله با غرب، آمریکا و اسرائیل داشته( صرفنظر از درست یا غلط بودن هدفِ این مقابله) اما در اين مدت طولاني ٤٧ ساله، نه تنها هیچ دستی از سوی امت اسلامی به سوی ج ا دراز نشد، بماند كه در مقابل جنگها، تحريمها و فشارها عليه ایران، اُمت اسلامی یا در بهترین حالت سکوت کرد و یا به اشكال مختلف در کنار جبهه مقابل قرار داشته و دارد. همراهی چند گروه شبه نظامی در کشورهای اسلامی با ايران را كه با كمك گسترده مالي و تسليحاتي ج ا شكل گرفتند هیچگاه نبايد به حساب همراهی امت اسلامی با ایران گذاشت. اردن در اين جنگ بعنوان يكي از اعضاي امت اسلامي در خط اول رهگيري موشكها و پهپادهاي ايران  قرار داشت. آسمان عراق و سوريه، ديگر اعضاي امت اسلامي همچون اتوباني ده بانده در اختيار هواپيماها و پهپادهاي اسرائيل بود. براي پاسخ به حملات آمريكا، بايد به خاك قطر، ديگر عضو امت اسلامي حمله كرد، كه ميزبانِ بزرگترين پايگاه نظامي آمريكا در منطقه است. در پي حمله ايران به پايگاه نظامي آمريكا در قطر، چند كشور عضو امت اسلامي بشدت اين حمله را محكوم كردند. دولت خودگردان فلسطين كه همه سختي ها و دردسرهاي فعلي ايران بخاطر حمايت از آنهاست، حمله اسراييل به ايران را محكوم نكرد اما حمله ايران به پايگاه آمريكا در قطر را جانانه محكوم كرد. پاكستان تنها عضو دارنده بمب اتمي امت اسلامي، در پي خبر اعلام حمايت آن كشور از ايران توسط يك مقام نظامي ايراني، بلافاصله تكذيبيه صادر کرد. دريغ از صدور يك اعلاميه آبكي سازمان كنفرانس كشورهاي اسلامي در محكوميت تجاوز اسراييل به ايران. دولت اسلامگراي تركيه ديگر عضو امت اسلامي صرفاً با يك محكوميت لفظي اسرائيل، حتماً طبق معمول ششدانگ حواسش به بهره برداري اقتصادي از وضعيت جنگي ايران بوده. وزير خارجه آمريكا افشا كرد، كشورهايي كه به ظاهر به ما اعتراض مي كنند، در خفا از ما بابت حمله به ايران تشكر مي كنند، بی تردید عمده این کشورهاي رياكار و منافق اعضای امت اسلامی هستند و بماند كه بيان تام و تمام اين قصه پُر غصه مثنوي هفتاد من كاغذ مي شود. در یک کلام، چه خوشمان بيايد و چه نيايد، امت عیسوی در قول و عمل محکم پشت امت يهودی قرار داشته و دارد، شايد بخشي از امت اسلامي در حد حرف همراه ايران باشد، اما در دل و عمل همراه امت يهودی و عیسوی است. ممکن است عده ای در نقد این نوشته، مدعی شوند که درست است دولتهای اسلامی با ما همراه نیستند اما ملتهای مسلمان قلبشان با ماست، خب، فرضاً که چنین باشد، این همراهی قلبی مسلمانان جهان در عمل تا بحال چه کمکی به ما کرده است؟ جواب، هیچ اندر هیچ. آيا با گرفتن اين درس بزرگ از جنگ اخير، پروژه متوهمانه تمركز بر امت اسلامي موهم به كناري گذاشته شده و منافع ملي در مرکز توجه نظام حکمرانی ما قرار می گیرد و شعار "هميشه اول ايران بزرگ " در اين سرزمين طنين انداز خواهد شد، يا در همچنان بر همان پاشنه سابق خواهد چرخيد؟ الله اعلم.

Shahin Najafi Kasi Mese To Nis.mp37.45 MB

خدا می دونه ما کوتاهی نکردیم …… https://t.me/NasimAtaei

To Mane Darya Bebin.mp3

‌‌... پوست‌اندازی خاموش #حمید_آصفی آتش‌بسی که ناگهان از دل حمله‌ نظامی متقابل برخاست، نه تنها جهان را، که خود جمهوری اسلامی را هم غافلگیر کرد. رهبر جمهوری اسلامی در سخنرانی خود، برای نخستین بار، نه از غنی‌سازی گفت، نه از انتقام، نه از «حق مسلم». این سکوت، معنایش این می‌تواند باشد: برنامه هسته‌ای، آنگونه که می‌شناختیم، دیگر روی میز نیست. حالا سؤال اصلی این است: اگر غنی‌سازی نابود شده باشد، اگر تأسیسات از کار افتاده باشند، جمهوری اسلامی دیگر با چه چیزی چانه‌زنی خواهد کرد؟ و مهمتر از آن، با کدام مدیریت، با کدام منطق، و با کدام آینده؟ در سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی دیگر آن تهدیدگری و بی‌پروایی نبود؛ و هیچ نشانه‌ای از پافشاری بر غنی‌سازی، هیچ ادعایی درباره انتقام. واقعیت این است: برنامه هسته‌ای یا نابود شده، یا در معرض نابودی قرار دارد. اگر آمریکا و اسرائیل به آنچه می‌خواستند رسیده‌اند، و شواهد می‌گوید رسیده‌اند، پس بازی جمهوری اسلامی در این میدان تمام شده است. در این شرایط، غنی‌سازی دیگر نه برگ برنده است، نه ابزار تهدید؛ بلکه باری‌ست بر دوش نظام. ایران اگر هنوز بخواهد وارد مذاکره شود، دیگر نه با «سایه تهدید»، بلکه برای یک توافق جامع و ماندگار پای میز بنشیند. و اگر نخواهد؟ گزینه‌ای جز درگیری دوباره باقی نمی‌ماند. و این‌بار، نه با شلیک موشک، که با کلنگ تاریخ. دو مسیر بیشتر پیش روی حکومت نیست: تقابل یا تعامل. و صورت‌حساب تقابل از همیشه سنگین‌تر است. اگر جمهوری اسلامی بخواهد از یک جنگ پرهیز کند، باید وارد دو توافق موازی شود: یکی ترک مخاصمه با اسرائیل ــ و البته بدون شناسایی این کشور ــ و دیگری عادی‌سازی همه‌جانبه با آمریکا. بدون این دو، آتش زیر خاکستر باقی خواهد ماند. ترک مخاصمه یعنی پذیرش نانوشته پایان دشمنی، نه لزوماً صلح یا دوستی. یعنی پایان دادن به عملیات نیابتی، خروج از لفاظی‌های جنگ‌طلبانه، و فهمیدن این نکته که دیگر دوران موشک‌های بی‌پاسخ گذشته است. اسرائیل نشان داد که می‌تواند در نیمه‌شب، در قلب پدافند جمهوری اسلامی نفوذ عملیاتی کند. این واقعیت امنیتی را حتی صداوسیما هم نمی‌تواند حذف کند. در سوی دیگر، عادی‌سازی با آمریکا به یک ضرورت بدل شده. نه به‌عنوان یک تسلیم، بلکه به‌عنوان تنها راه بازگشت به حیات. برای حکومتی که نه دستاورد اقتصادی دارد، نه توان پدافندی، و نه برگ دیپلماتیک، این مسیر نه انتخاب، که اجبار است. اما جمهوری اسلامی برای این تغییر نیاز به پوست‌اندازی دارد. نه فروپاشی، نه کودتا. پوست‌اندازی، یعنی انتقال قدرت نرم از رأس هرم به لایه‌ای پایین‌تر. تفویض اختیاری که بتواند بار جنگ و صلح را به دوش بگیرد، بدون آنکه ساختار رسمی فرو بپاشد. پس بهترین گزینه برای او، انتقال بخشی از قدرت و اختیارات است به چهره‌ای که هم قابل اعتماد باشد، هم قابل معامله. در این میان، اسامی مختلفی زمزمه می‌شوند، حتی چهره‌های کمتر شناخته‌شده. اما مهمتر از نام‌ها، مدل تفویض است. نه یک رئیس‌جمهور، بلکه یک نماینده‌ی قابل معامله از سوی نظام. تفویض، یعنی قدرت رسمی نه، اما داشتن قدرت واقعی برای پایان مخاصمات با آمریکا. در این مدل، رهبری در جایگاه پدر معنوی نظام باقی می‌ماند، اما تصمیم‌سازی و مذاکره و مسئولیت‌پذیری، به چهره‌ای دیگر واگذار می‌شود. مانند آنچه در آخرین سالهای آقای خمینی رخ داد. در حالیکه رسانه‌های حکومتی هنوز از نابودی اسرائیل سخن می‌گویند و رویای پیروزی‌ها را پخش می‌کنند، واقعیت در جلسات پشت‌پرده می‌تواند چیز دیگری‌ باشد. و بدنه‌ی حکومتی حس کرده که دیگر نمی‌توان با شعارهای قدیمی، بحران‌های جدید را مدیریت کرد. سؤال این است: وقتی رهبری واقعاً از تنهایی بیرون بیاید، با چه جمهوری اسلامی‌ای روبه‌رو خواهد شد؟ پاسخ این است: با حکومتی که یا پوست‌اندازی کرده و با جهان وارد معامله شده؟ این آینده، نه دور است، نه مبهم. اگر جمهوری اسلامی تغییر نکند، خودش تغییر داده خواهد شد. اگر گفتگو نکند، به انزوا و تحریم‌های بی‌پایان بازخواهد گشت. اگر تفویض نکند، با بحران جانشینی روبرو خواهد شد. تفویض، تنها راه عبور از بحران برای نظام است، و شاید زنده ماندن ایران. در نهایت، مردم ایران تنها چیزی که می‌خواهند، نه سلاح هسته‌ای است، نه دشمنی با جهان. فقط می‌خواهند زندگی کنند. اگر حکومتی این را نخواهد بشنود، به‌زودی نه چیزی برای حکومت کردن خواهد داشت، نه مردمی که همچنان گوش بدهند. @simar50

... پوست‌اندازی خاموش #حمید_آصفی آتش‌بسی که ناگهان از دل حمله‌ نظامی متقابل برخاست، نه تنها جهان را، که خود جمهوری اسلامی را هم غافلگیر کرد. رهبر جمهوری اسلامی در سخنرانی خود، برای نخستین بار، نه از غنی‌سازی گفت، نه از انتقام، نه از «حق مسلم». این سکوت، معنایش این می‌تواند باشد: برنامه هسته‌ای، آن‌گونه که می‌شناختیم، دیگر روی میز نیست. حالا سؤال اصلی این است: اگر غنی‌سازی نابود شده باشد، اگر تأسیسات از کار افتاده باشند، جمهوری اسلامی دیگر با چه چیزی چانه‌زنی خواهد کرد؟ و مهم‌تر از آن، با کدام مدیریت، با کدام منطق، و با کدام آینده؟ در سخنرانی رهبر جمهوری اسلامی دیگر آن تهدیدگری و بی‌پروایی نبود؛ و هیچ نشانه‌ای از پافشاری بر غنی‌سازی، هیچ ادعایی درباره انتقام. واقعیت این است: برنامه هسته‌ای یا نابود شده، یا در معرض نابودی قرار دارد. اگر آمریکا و اسرائیل به آن‌چه می‌خواستند رسیده‌اند، و شواهد می‌گوید رسیده‌اند، پس بازی جمهوری اسلامی در این میدان تمام شده است. در این شرایط، غنی‌سازی دیگر نه برگ برنده است، نه ابزار تهدید؛ بلکه باری‌ست بر دوش نظام. ایران اگر هنوز بخواهد وارد مذاکره شود، دیگر نه با «سایه تهدید»، بلکه برای یک توافق جامع و ماندگار پای میز بنشیند. و اگر نخواهد؟ گزینه‌ای جز درگیری دوباره باقی نمی‌ماند. و این بار، نه با شلیک موشک، که با کلنگ تاریخ. دو مسیر بیشتر پیش روی حکومت نیست: تقابل یا تعامل. و صورت‌حساب تقابل از همیشه سنگین‌تر است. اگر جمهوری اسلامی بخواهد از یک جنگ پرهیز کند، باید وارد دو توافق موازی شود: یکی ترک مخاصمه با اسرائیل ــ و البته بدون شناسایی این کشور ــ و دیگری عادی‌سازی همه‌جانبه با آمریکا. بدون این دو، آتش زیر خاکستر باقی خواهد ماند. ترک مخاصمه یعنی پذیرش نانوشته پایان دشمنی، نه لزوماً صلح یا دوستی. یعنی پایان دادن به عملیات نیابتی، خروج از لفاظی‌های جنگ‌طلبانه، و فهمیدن این نکته که دیگر دوران موشک‌های بی‌پاسخ گذشته است. اسرائیل نشان داد که می‌تواند در نیمه‌شب، در قلب پدافند جمهوری اسلامی نفوذ عملیاتی کند. این واقعیت امنیتی را حتی صداوسیما هم نمی‌تواند حذف کند. در سوی دیگر، عادی‌سازی با آمریکا به یک ضرورت بدل شده. نه به‌عنوان یک تسلیم، بلکه به‌عنوان تنها راه بازگشت به حیات. برای حکومتی که نه دستاورد اقتصادی دارد، نه توان پدافندی، و نه برگ دیپلماتیک، این مسیر نه انتخاب، که اجبار است. اما جمهوری اسلامی برای این تغییر نیاز به پوست‌اندازی دارد. نه فروپاشی، نه کودتا. پوست‌اندازی، یعنی انتقال قدرت نرم از رأس هرم به لایه‌ای پایین‌تر. تفویض اختیاری که بتواند بار جنگ و صلح را به دوش بگیرد، بدون آنکه ساختار رسمی فرو بپاشد. پس بهترین گزینه برای او، انتقال بخشی از قدرت و اختیارات است به چهره‌ای که هم قابل اعتماد باشد، هم قابل معامله. در این میان، اسامی مختلفی زمزمه می‌شوند، حتی چهره‌های کمتر شناخته‌شده. اما مهمتر از نام‌ها، مدل تفویض است. نه یک رئیس‌جمهور، بلکه یک نماینده‌ی قابل معامله از سوی نظام. تفویض، یعنی قدرت رسمی نه، اما داشتن قدرت واقعی برای پایان مخاصمات با آمریکا. در این مدل، رهبری در جایگاه پدر معنوی نظام باقی می‌ماند، اما تصمیم‌سازی و مذاکره و مسئولیت‌پذیری، به چهره‌ای دیگر واگذار می‌شود. مانند آنچه در آخرین سالهای آقای خمینی رخ داد. در حالیکه رسانه‌های حکومتی هنوز از نابودی اسرائیل سخن می‌گویند و رویای پیروزی‌ها را پخش می‌کنند، واقعیت در جلسات پشت‌پرده می‌تواند چیز دیگری‌ باشد. و بدنه‌ی حکومتی حس کرده که دیگر نمی‌توان با شعارهای قدیمی، بحران‌های جدید را مدیریت کرد. سؤال این است: وقتی رهبری واقعاً از تنهایی بیرون بیاید، با چه جمهوری اسلامی‌ای روبه‌رو خواهد شد؟ پاسخ این است: با حکومتی که یا پوست‌اندازی کرده و با جهان وارد معامله شده؟ این آینده، نه دور است، نه مبهم. اگر جمهوری اسلامی تغییر نکند، خودش تغییر داده خواهد شد. اگر گفتگو نکند، به انزوا و تحریم‌های بی‌پایان بازخواهد گشت. اگر تفویض نکند، با بحران جانشینی روبرو خواهد شد. تفویض، تنها راه عبور از بحران برای نظام است، و شاید زنده ماندن ایران. در نهایت، مردم ایران تنها چیزی که می‌خواهند، نه سلاح هسته‌ای است، نه دشمنی با جهان. فقط می‌خواهند زندگی کنند. اگر حکومتی این را نخواهد بشنود، به‌زودی نه چیزی برای حکومت کردن خواهد داشت، نه مردمی که همچنان گوش بدهند.

photo content

نامهربان عارف @simar50 کانال سیمار #آهنگ

داستان زندگی من شعر: نیما یوشیج خوانش: احمدرضا احمدی موسیقی: فریبرز لاچینی @caffeeshno

در این جنگ ‎مشخص شد... محمد فاضلی سیاست فناوری در این جنگ ‎مشخص شد فناوری به شدت مهم است. ماهیت جنگ‌ها تغییر کرده‌اند. از پهپاد گرفته تا شبکه‌های اطلاعاتی برای جمع‌آوری و انتقال اطلاعات، ماهواره‌ها، پدافند و آفند فناورانه، بسیار اهمیت دارند. عصر هوش مصنوعی هم هست. ایران فقط با داشتن ‎سیاست فناوری مؤثر می‌تواند در تاریخ بماند. زوال امت‌گرایی  در این جنگ ‎مشخص شد مردم ایران از خواننده لس‌آنجلسی محروم از دیدار میهن تا فیلسوف مسلمان رانده شده از وطن، از منتقد مسلمان زندان رفته و زجر کشیده تا فعال اقتصادی سکولار به ستوه آمده از حکمرانی بد، بر محور ایران متحد می‌شوند، اما ‎امت‌گرایی چنین ظرفیتی برای اتحاد ایرانیان ندارد. چیزباختگان در این جنگ ‎مشخص شد وقتی ‎چیزباختگان جامعه‌ای به دلیل بحران اقتصادی و انواع کردارهای برآمده از حکمرانی بد، افزوده می‌شوند و میلیون‌ها نفر ‎زخمکخورده از کردارهای حاکمان می‌شوند، ظرفیت و آمادگی برای ‎جاسوسی و ‎خیانت افزایش می‌یابد. خیانت محصول و نتیجه فرایندی اجتماعی و طولانی است. خدمت به امنیت ملی در این جنگ ‎مشخص شد اگر ‎قانون حجاب و عفاف اجرا شده و ایرانیان را زخم خورده کرده بود، چه بلایی سر ‎همبستگی اجتماعی می‌آمد و چه ابزار و بهانه مؤثری در اختیار دشمن خارجی برای تضعیف همبستگی ملی قرار می‌گرفت. فیلترینگ مضر در این جنگ ‎مشخص شد ‎فیلترینگ جز ناراضی کردن مردم، سوق دادن آنها به استفاده از فیلترشکن، و ناتوان کردن فعالان اجتماعی و مدنی از مشارکت فعال در اطلاع‌رسانی، ارتقای همبستگی اجتماعی و مقاومت مدنی در برابر حمله خارجی، خاصیتی دیگری نداشته و نخواهد داشت. همدلی کردن با زنان در این جنگ ‎مشخص شد همدلی کردن با زنان این سرزمین، به دست آوردن دل ایشان و احترام گذاشتن به سبک زندگی و مطالبات آنها، برای حفظ سرزمین بسیار مهمتر است تا تحمیل ‎سبک زندگی بر ایشان و اجبارشان به روسری سر کردن. سرمایه اجتماعی برای مملکت‌داری بیشتر به کار می‌آید تا روسری اجباری! @simar50

در این جنگ ‎مشخص شد... محمد فاضلی سیاست فناوری در این جنگ ‎مشخص شد فناوری به شدت مهم است. ماهیت جنگ‌ها تغییر کرده‌اند. از پهپاد گرفته تا شبکه‌های اطلاعاتی برای جمع‌آوری و انتقال اطلاعات، ماهواره‌ها، پدافند و آفند فناورانه، بسیار اهمیت دارند. عصر هوش مصنوعی هم هست. ایران فقط با داشتن ‎سیاست فناوری مؤثر می‌تواند در تاریخ بماند. زوال امت‌گرایی  در این جنگ ‎مشخص شد مردم ایران از خواننده لس‌آنجلسی محروم از دیدار میهن تا فیلسوف مسلمان رانده شده از وطن، از منتقد مسلمان زندان رفته و زجر کشیده تا فعال اقتصادی سکولار به ستوه آمده از حکمرانی بد، بر محور ایران متحد می‌شوند، اما ‎امت‌گرایی چنین ظرفیتی برای اتحاد ایرانیان ندارد. نیروی هوایی در این جنگ ‎مشخص شد دست یافتن به ‎نیروی هوایی توانمند از ضروریات حفظ ایران است. کشوری با طول و عرض ایران، مرزهای گسترده، آسمانی پهناور و انبوه دارایی‌های ارزشمند، نمی‌تواند از نظر کمیت و کیفیت هواپیماهای جنگی و سیستم پدافند هوایی، در حد فعلی باشد. ‎سیاست نظامی متفاوتی لازم است. چیزباختگان در این جنگ ‎مشخص شد وقتی ‎چیزباختگان جامعه‌ای به دلیل بحران اقتصادی و انواع کردارهای برآمده از حکمرانی بد، افزوده می‌شوند و میلیون‌ها نفر ‎زخم خورده از کردارهای حاکمان می‌شوند، ظرفیت و آمادگی برای ‎جاسوسی و ‎خیانت افزایش می‌یابد. خیانت محصول و نتیجه فرایندی اجتماعی و طولانی است. بازنگری در سیاست خارجی در این جنگ ‎مشخص شد ایران مجبور به بازنگری در سیاست خارجی است. سیاست خارجی باید بر بستر همبسته «امنیت-توسعه-فناوری-قدرت نظامی» بازتعریف شود. ایران - تنها در جهان - به زیستنی متفاوت در شکاف قدرت‌ها، بازتعریف منافعش، و تعریف و سنجش دقیقی از شکست و‌ پیروزی در سیاست خارجی نیاز دارد. فعالیت سیاسی علنی در این جنگ ‎مشخص شد رویکرد امنیتی به فعال سیاسی که می‌خواهد ‎حزب و تشکل تأسیس و علنی کار سیاسی کند، و از هزار فیلتر سلیقه‌ای گذراندن او غلط است. ‎جاسوس و ‎نفوذی خطرناک است که کار علنی نمی‌کند و به عوض تأکید بر تکثر و تفاوت‌هایش، خود را مریدترین فرد و مخلص نظام سیاسی نمایش می‌دهد. خدمت به امنیت ملی در این جنگ ‎مشخص شد اگر ‎قانون حجاب و عفاف اجرا شده و ایرانیان را زخم خورده کرده بود، چه بلایی سر ‎همبستگی اجتماعی می‌آمد و چه ابزار و بهانه مؤثری در اختیار دشمن خارجی برای تضعیف همبستگی ملی قرار می‌گرفت. اجرا نکردن آن قانون، خدمت ‎پزشکیان و عقلای جامعه به ‎امنیت ملی هم بود. سیاست مهاجرت در این جنگ ‎مشخص شد ایران به ‎سیاست مهاجرت دقیق و متناسب با مسائل خاص خودش نیازمند است. ایران بعد از چند دهه مهاجرپذیری شدید، هنوز فاقد سیاست مهاجرت رسمی و مدون است. هر نوع سامان‌دهی اتباع خارجی نیز از مسیر داشتن سیاست مهاجرت می‌گذرد. ادامه دادن وضع موجود هم عواقب نامناسبی دارد. فیلترینگ مضر در این جنگ ‎مشخص شد ‎فیلترینگ جز ناراضی کردن مردم، سوق دادن آن‌ها به استفاده از فیلترشکن (با همه خطرات امنیت شبکه آن)، و ناتوان کردن فعالان اجتماعی و مدنی از مشارکت فعال در اطلاع‌رسانی، ارتقای همبستگی اجتماعی و مقاومت مدنی در برابر حمله خارجی، خاصیتی دیگری نداشته و نخواهد داشت. قومیت‌های ایرانی در این جنگ ‎مشخص شد همه قومیت‌های ایرانی، مثل همیشه، سرمایه دردانه ایران هستند و دل در گرو آن دارند. عمده استان‌های قومی از توسعه‌نیافتگی و عوارضش (بیکاری،  فقر و ...) در رنجند و شایسته توجه هستند، اما ایران محور همبستگی ملی و حفظ ‎تمامیت سرزمینی هدف ارزشمند همه ایرانیان است. همدلی کردن با زنان در این جنگ ‎مشخص شد همدلی کردن با زنان این سرزمین، به دست آوردن دل ایشان و احترام گذاشتن به سبک زندگی و مطالبات آن‌ها، برای حفظ سرزمین بسیار مهم‌تر است تا تحمیل ‎سبک زندگی بر ایشان و اجبارشان به روسری سر کردن. سرمایه اجتماعی برای مملکت‌داری بیشتر به کار می‌آید تا روسری اجباری!

... نتانیاهو یا ترامپ رویکرد ۱۲ روزه نبرد نشان داد که اسرائیل در پی تغییر رژیم است؛ حتی مدتی کوتاه نیز ترامپ‌ عملگرا بدین طرح پیوست.‌ ولی  امروزه روز، کاخ سفید در کل، در پی استمرار مذاکره و توافق با جمهوری اسلامی است. به‌گمانم‌ ترامپ‌ بر این باور است که منافع ترغیب رهبر حکومت به توافق جامع، چشمگیر به نظر می رسد: ۱-  نخست آن که توافق با رهبر، همراهی بی چون‌ و چرای وفاداران، هواداران و نهادهای حکومت را با خود همراه خواهد داشت. وظیفه توجیه مشروعیت توافق نیز بر عهده‌ رهبری و نظام خواهد بود؛ ۲- از شکل گیری مخالفت سازمان یافته وفاداران پس از توافق، جلوگیری خواهد کرد، ۳- رهبری و ایالات متحده. به خوبی پی برده اند که چین و روسیه هیچ‌ اراده ای برای پشتیبانی استراتژیک از جمهوری اسلامی برای استمرار مقاومت ندارند. بنابراین مسیر مذاکره-توافق هموارتر شده است. با این همه اسرائیل(اشغالگر)‌ هنوز از طرح براندازی و تغییر رژیم نا امید نشده است. در مجموع سوگیری امروز کاخ سفید، بی شباهت به مذاکره منجر به توافق نیکسون- مائو نمی نماید. توافقی که حمایت حزب کمونیست چین را نیز در پی داشت. #یدالله_کریمی_پور #سیاسی @simar50