ar
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

الذهاب إلى القناة على Telegram

...

إظهار المزيد
549
المشتركون
+124 ساعات
+27 أيام
+730 أيام
أرشيف المشاركات
Salar_Aghili-Negara.mp33.68 MB

Sina Sarlak - Koochehaye Asheghi.mp37.55 MB

@cafebaroun☕️ 🎼🌞 چشم و دلم روشن این چه یاریه♥️

@jane_shifteham.mp35.68 MB

... ... کاش هنوز به بی‌خبری قطره‌ای بودم پاک از نَم‌باری به کوهپایه‌ای نه در این اقیانوسِ کشاکشِ بی‌داد سرگشته‌موجِ بی‌مایه‌ا
... ... کاش هنوز به بی‌خبری قطره‌ای بودم پاک از نَم‌باری به کوهپایه‌ای نه در این اقیانوسِ کشاکشِ بی‌داد سرگشته‌موجِ بی‌مایه‌ای #احمد_شاملو

‌‌... مارلون براندو و بستنی ۱- آمریکا قاسم سلیمانی را کشت. حکومت ایران از دو سو تحت فشار قرار گرفت. از سوی طرفدارانش که انتقام می‌خواستند. و از سوی مخالفانش که حکومت را مسخره می‌کردند حکومت برای راضی کردن طرفدارانش چند شلیک بی‌حاصل به سوی پایگاه نظامی آمریکا انجام داد. و برای انتقام از مخالفانش پرواز اوکراینی را حساب شده و تعمدآ منفجر کرد و سرنشینانش را کشت تا داغی به دل مخالفان ایرانی و غربی، داخلی و خارجی بگذارد. ۲- اسرائیل افراد رده‌بالای نظامی، امنیتی ایران مستقر در سفارت ایران در سوریه را کشت. سناریوی قبل دوباره تکرار می‌شود. حکومت ایران از دو سو تحت فشار قرار گرفت. از سوی طرفدارانش که انتقام می‌خواستند. و از سوی مخالفانش که حکومت را مسخره می‌کردند حکومت برای راضی کردن طرفدارانش چند شلیک بی‌حاصل به سوی اسرائیل انجام داد که توسط گنبد آهنین خنثی شد. و برای انتقام از مخالفانش دو کار را به طور موازی انجام داد: - صدور حکم اعدام برای توماج صالحی (تا ایرانیان مخالف داخل و خارج دلشان بسوزد و غرب طرفدار حقوق بشر نیز مورد انتقام سخت قرار گیرد) - شدت عمل علیه دختران و زنان با قانون غیرعقلانی حجاب اجباری. (برای سرکوب و اذیت بخش دیگری از مخالفان داخلی تا پروژه انتقام سخت کامل شود. به روال گذشته) یعنی اینکه اگر آمریکا یا اسرائیل بخواهد پروژه «کتلت‌سازی» را دنبال کند حکومت ایران هم پروژه «داغ کردن» را در داخل و در مورد مخالفان دنبال می‌کند. مارلون براندو بازیگر مطرح سینمای جهان به بستنی علاقه زیادی داشت. به طوری که در خانه قصرمانندش دستگاه بستنی‌سازی داشت و هر وقت دلش بستنی می‌خواست درست می‌کرد و می‌خورد. شیرینی دلچسب بستنی تا سال‌ها کامش را شیرین می‌کرد. تا اینکه در ایام کهن‌سالی پزشکان نه تنها خوردن بستنی را برای او ممنوع کردند بلکه گفتند خوردن بستنی طی این سال‌ها باعث بیماری در بدن او هم شده است. و براندو عاقبت تحت تاثیر همان بیماری از دنیا رفت. و دستگاه بستنی‌ساز هم دیگر کامش را شیرین نکرد. مولوی درست گفت : عاقبت سرکنگبین صفرا فزود. یعنی : عاقبت، شیرینیِ قدرت تبدیل به صفرای خشم و تنفر می‌شود و بدنِ شیرینی‌طلب قدرت را به همان جایی می‌رساند که بدن براندو رسید. در جایی یکی از دختران نسل معترض چنین نوشته بود : ... ولی خشم ما از قدرت شما بیشتر میشه. تلخیِ بیماریِ مرگ‌آوری که قوی‌تر از شیرینی بستنی بود، از جنس همان خشمی‌ست که زیادتر از قدرت یک حکومت است. و هر دو یک عاقبت دارند : مرگ بدن. @simar50 #محسن_خیمه‌دوز

... چشم مصنوعی و انسانیت در رمان «قربانی» که شرح حضور «کورتزیو مالاپارته» خبرنگار ایتالیایی در جبهه‌های جنگ شوروی است، نویسنده شرح می‌دهد که چگونه یک گروهان ارتش آلمان، مردم یک دهکده‌ی شوروی را قتل عام می‌کنند. اما به محض خروج از دهکده، از پشت سر گلوله‌ای به سوی‌شان شلیک می‌شود. آلمانی‌ها برمی‌گردند و پس از کمی جستجو، پسرک ده ساله‌‌ی تفنگ به دستی را می‌یابند که تنها گلوله‌ی باقیمانده‌اش را به سوی آن‌ها شلیک کرده‌است. پسرک را نزد فرمانده‌‌ی فاشیست آلمانی می‌برند. فرمانده که شوخ‌طبع هم تشریف دارد، به پسرک می‌گوید: «چون یک کودکی، شانسی بهت می‌دهم تا از مرگ نجات پیدا کنی». و پس از نشنیدن جوابی از پسرک، می‌گوید: «فقط یک چشم‌ من سالم است، چشم دیگرم مصنوعی است، اما با چشم سالمم مو نمی‌زند. اگر تو بگویی کدام چشمم مصنوعی است، می‌گذارم بروی!» پسرک فوراً می‌گوید: «چشم راستت مصنوعی است». افسر فاشیست که سخت تعجب کرده می‌‌گوید: «درست است. اما بگو از کجا فهمیدی؟» پسرک جواب می‌دهد: «فقط در چشم راستت کمی انسانیّت دیده‌می‌‌شود. فهمیدم که چشم خودت نیست»! و البته پسرک را همان‌جا تیرباران می‌کنند. نزدیک به چهار دهه است که برای استخدام و گزینش کارمندان دولتی و ارتقای اداری، علاوه بر مسایل عقیدتی و شرعی و اطلاعاتی، «ظاهر» آدم‌ها هم به شدت مورد تحقیق و بررسی قرار می‌گیرد. سیستم موجود گزینشی، معتقد است که آدم سالم و معتقد حتماً ظاهر ویژه‌ای هم باید داشته‌باشد. در این سال‌ها میلیون‌ها جوان و نوجوان به خاطر بلندبودن موی سر یا کوتاه‌بودن آستین پیراهن یا پوشیدن شلوار لی یا ناکامل‌‌بودن روسری و چادر، تنبیه و توبیخ یا از استخدام محروم شده‌اند. در هر اداره لیست بلندبالایی از ممنوعیت‌های پوششی به در و دیوار نصب کرده‌اند. و همه‌ی این‌ها برای جلوگیری از ورود افراد ناباب و نامسئول به نظام مدیریتی و اجرایی ِ کشور است. اما این روزها که چپ و راست، اخبار دزدی‌ها و اختلاس‌های کلان موسسات و شرکت‌ها و بانک‌های «ارزشی» و روحانیون سرشناس در حوزه های علمیه  با نام‌های مقدس مذهبی در رسانه‌ها پیچیده، کمی دقت به قیافه‌ها و تیپ‌های دزدان و اختلاس‌گران خالی از خنده و عبرت نخواهدبود. تقریباً همه‌ی این بزرگان، قیافه‌هایی به‌شدت مورد تایید نظام دارند: ریش‌هایشان، پیشانی‌های مهرخورده‌شان، تواضع و لبخند شیرین اسلامی‌شان، پیراهن‌های ساده‌شان، یقه‌های جمع و جورشان، انگشتری‌ها‌یشان و... همه حکایت از اعتقادات عمیق مذهبی و تعهدات شرعی‌شان دارد.این روزها در صورت‌های مسخ‌شده‌ی دزدان و اختلاس‌گران، دنبال یک چشم مصنوعی می‌گردم. اما انگار دیگر خیلی دیر شده و دیگر نشانی از انسانیّت در حدقه‌های وقیح ِ چشمان‌شان نمانده است. #خالد_رسول‌پور @simar50 #تزویر #پدرسوخته_بازی

photo content
+4

بگو بگو شهرام صولتی @simar50 #آهنگ

◽️سیستم خوب یا انسان خوب! مساله کدام است؟ 🖊غلامرضا مصدق سيستم های خوب انسانهای بد را هم به درستكاری واميدارند و آدم های خوب در سيستم های بد دچار لغزش ميشوند. ... گزینش انسان‌های خوب یا ایجاد سیستم‌های خوب تحويلدار بانك از نظر سلسله مراتب سازمانی بانک، در پایین‌ترین رتبه قرار دارد. تقریبا  تمامی دریافت و پرداختهای بانک توسط تحویلدار انجام میشود، به عبارتی پولهای بانک در اختیار تحویلدار است. آیا تا بحال شنیده‌ايد تحویلداری، پولهای بانک را اختلاس کرده باشد؟ قطعاً خير. آيا هزاران هزار تحويلدار بانك شاغل و بازنشسته، همگی انسان‌های پرهیزکار و امانتداری بوده و هستند که حتی یک مورد خیانت در امانت از اینهمه آدم تا بحال مشاهده نشده؟ خیر، همگی انسان‌های معمولی هستند، نمازخوان، نماز نخوان، اخلاق مدار، بی اخلاق، انساندوست، بی تفاوت، ..... در این لشگر چند ده‌هزار نفری همه‌جور آدم وجود دارد. اما علیرغم اینهمه تفاوت، همگی در یک ویژگی مشترک هستند، هیچکدام حتی با وجود نیاز شدید به پول و تنگدستی، هرگز به پول زیادی که همواره در اختیارشان است، خیانت نمی‌کنند. بانک‌ها و بسیاری از سازمانهای مشابه بجای اتکا به ویژگیهای اخلاقی پرسنل خود، با طراحی و اجرای سیستم‌های کنترلی کارآمد، عملی و کم هزینه، از انسان‌های معمولی، کارمندانی درستکار و کارآمد می‌سازند. حال فرض كنيد بانک‌ها بجای اتکا به سیستم کنترلیِ دریافت و پرداخت تحویلداران، بر گزینش و بکارگیری انسان‌های خوب تمرکز می‌کردند، خدا میداند الان بانک‌ها چند هزار پرونده تخلف و تعدی  تحویلدار داشتند؟ در ايران بر اساس يك قانون نانوشته با لحاظ کردن ملاحظاتی، نظام اداری عملاً نه بر طراحی و اجرای سيستم خوب بلكه برمبنای گزينش و بکارگیری انسان‌های خوب شکل گرفته است. معیار خوب بودن هم عمل به مناسک دینی و مهم‌تر از آن وفاداری است. چون در هر دو معیار، از کاربلدی خبر زیادی نیست، افراد فرصت‌طلب و ناتوان با تظاهر به وفاداری و انجام مناسک دینی بدون دارا بودن توانایی خاصی می‌توانند جواز قرار گرفتن در مناصب را بگیرند. افراد توانمند، باسواد و  مطمئن از توانایی خود نیازی به تظاهر نمی‌بینند و معمولاً از ابراز وفاداری چاپلوسانه به مقامات هم گریزان هستند، در نتیجه در نظام اداری تقاضای زیادی برای آنها وجود ندارد ، معدود راه‌یافتگان آزاده و توانمند به بدنه‌ی مدیریتی هم بعد از مدتی دلسرد و سرخورده شده یا سازمان متبوع خود را ترک می‌کنند یا با منزوی شدن و گوشه‌گیری به گذران ایام مشغول می‌شوند. اگر انتقادات از ناکارآمدی و فساد گسترده نظام اداری را در رسانه‌ها و خطابه‌ها دنبال کنیم اکثر منتقدین، بکار نگرفتن انسان‌های خوب (كه اين روزها جوانان انقلابی خطاب ميشوند) و عدم نظارت کافی را دلیل اصلی ناکارآمدی و فساد نظام اداری میدانند. یعنی همان اشتباهی که مسئولین ما به سهو و عمد مرتکب می‌شوند، اکثر منتقدین هم به سهو مرتکب اشتباه در تشخیص درد ميشوند. اولاً در هيچ جای دنيا نظام اداری كارآمد و عاری از فساد، مبتنی بر انسان‌های خوب مشاهده نشده که ما دومی آن باشیم. ثانیاً، چرا به جای سیستم های خود کنترل، به نظام‌های متکی بر انسان‌های خوب اتکا کنیم که برای مانع شدن از لغزش آنها سیستم‌های عریض و طویل و پرهزینه نظارتی ایجاد کنیم. الان به همان اندازه که نظام اداری ما ناکارآمد و فاسد است، سازمانهای نظارتی هم به درجاتی دچار این بلیه هستند، بعيد است كشوری در دنیا وجود داشته باشد که به اندازه ایران تشکیلات نظارتی داشته باشد. ثالثاً، در بين متهمان و محكومان فساد اداری هيچ غير خودی که خارج از چارچوب نظام گزينشی سفت و سخت نظام گزینش نشده باشد، وجود ندارد و به ظاهر همه هم ظواهری متشرع دارند. نظام اداری ما به دلیل ساختار، از اساس غلط و روز به روز ناکارآمدتر و فسادپذیرتر میشود، با حفظ ساختار فعلی و اتکا محض به بگیر و ببند برای اصلاح آن، قطعاً راه بجايی نخواهد برد. سيستم‌های خوب انسانهای بد را هم به درستكاری وا مي‌دارند و آدم های خوب در سيستم های بد دچار لغزش ميشوند. بیراه نيست اگر فاسدان نظام اداری را به نوعی قربانی سيستم های فسادپذير محسوب كنیم.