ar
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

الذهاب إلى القناة على Telegram

...

إظهار المزيد
545
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+27 أيام
-430 أيام
أرشيف المشاركات

فحش هایی که با عصبانیت حواله می‌شوند! جعفر بخشی بی نیاز٭ خدا باعث و بانیِ این وضعیت رو لعنت کنه. خدا ازش نگذره. ببین چه بلایی سر این مردم آوردن. آخه این شد زندگی!!! اینها بخشی کوچک اما عمیق و دردناک از گفتگوی روزانه ی میلیون ها ایرانی در سراسر کشور است که به جهت وضعیت دشوار زندگی به باعث و بانیِ فلاکت ایرانیان ناسزا حواله می دهند تا غیرمستقیم به گوش های بسته این فریاد را برسانند که مردم شبانه روز به نفرین شان نشسته اند و از حق خود در برابر این همه ستم و تبعیض و بی عدالتی نخواهند گذشت. حقی که به واسطه ی ظلمی فراگیر از رانت و فساد از ملت بیرحمانه گرفته شد و مصیبت‌بارترین وضعیت را برای جماعتی شریف و مظلوم به وجود آورد. اوضاعی اسف بار که گویی جهان را برایشان بی معنی کرده و زندگی را کامل پوچ و تهی پیش چشم شان عیان ساخته است. ملت فحش می دهند چون چاره ی دیگری ندارند. به زمین و زمان ناسزا می گویند چرا که زورشان به بالایی ها و عاملین این نکبت و ستم نمی رسد. مردم به شدت عصبانی اند چون می بینند تبعیض در کشور بی داد می کند. بی عدالتی به اوج خود رسیده است‌. فساد همه گیر شده و با آن که برخی مدیرانِ سالم و خدا شناس تلاش می کنند جور خدا نشناس ها را به دوش بکشند و سالم و پاک کار کنند اما همچنان می بینیم که راه هموار نیست و افق روشن نیست و شهر را تاریکی و ظلمت فرا گرفته است. روز به روز هم این فقر و نداری بدتر می شود و همان تکه روزنه هایی که به اسم امید و گشایش گاهی تهِ دلِ بعضی ها به وجود می آید که اینشاءالله شاید به زودی این وضعیت درست شود اما سرابی واقعی را پیش رو پدید می آورد که یعنی با چنین آدمهایی ؛ با چنین تفکراتی؛ با چنین تصمیم هایی؛ با چنین رویکردی و با چنین سیاستی بسیار بعید است که روزهایی روشن برایمان طلوع کند و ما را به یک زندگی معمولی و بی دغدغه بکشاند. می گفت فحش دادن از اصول تعادل در آدمیزاد است. تقریبا در همه. با شعور و بی‌شعور هم ندارد. هم در قواره ی آدم تحصیل کرده هست اما در زبان تندِ آدم بی سواد‌. شهری و روستایی هم هر دو این فضیلت را دارند که گاهی کلمات را خارج از قاعده ادا کنند. و به راستی اگر فحش نباشد؛ انگار آدم دق می‌کند. هر زبانی که فحش‌مند است و بلد است ناسزا و لیچار بار دیگران کند نشان از عصبانیتی گسترده دارد که تهِ دلش تلنبار شده و فرصتی می خواهد و موقعیتی که بیرون بریزد. در حقیقت جایی که فحش ها زیاد است دق دل مردمش هم بیشتر است. زبان لطیف و شریفِ فارسی اگر هیچ چیز نداشته باشد که بی گمان دارد و زیاد هم دارد اما فحش های آبدارش الحمدالله بسیار است. خب ما که سر این ثروت عظیم نشسته‌ایم و ماشاءالله در هجوگویی و چرت و پرت گفتن هم استادیم؛ چرا ولخرجی نکنیم. خصوصأ در این روزها که فحش دادن به بعضی ها نه تنها لازم که حتما و حتما که واجب است.

#طنز #مستر_دانه‌کار

‌‌‍ تصویر بن‌سلمان و ترامپ که دوشادوش هم به پرواز F35ها در کاخ‌سفید نگاه می‌کنند، برای ایرانیان جگرسوز و تحقیرآمیز بود. تصاویر همیشه برای ارسال پیام ساخته می‌شوند. پیام این صحنه: تداوم قدرت، روابط بین‌المللی پویا و مشروعیت سیاسی حاصل از ملت‌. این‌ها برای یک کشور عظمت می‌آورد و فقدانش تحقیر و بدبختی. امروز یک قطعنامه‌ی فاجعه‌بار دیگر را هم علیه ایران امضا کردند. بحران به نهایت رسیده. شخصیت‌جمعی مردم، چروک خورده و له شده. در تمام نوشته‌‌ها «حس تحقیر جمعی» و «خشم پنهان» بود و دوباره به‌جای راهکار همه به دنبال یافتن مقصراند. متاسفانه عده‌ی زیادی در نوشته‌‌هایشان مردم را ترسو و مقصراصلی در این تحقیرتاریخی دانستند. ناجوانمردانه است این نوشته‌ها. در سیستمی که قدرت در نهایت فساد و جامعه‌ی مدنی وجود ندارد، علت این تحقیرتاریخی «ساختار سیاسی» است نه «ذات مردم». نیم قرن آموزش و پرورش ایدئولوژیک و دانشگاه‌های له‌شده نتیجه‌ای جز سقوط آموزش ندارد و وقتی آموزش در جایی سقوط کند شهروند بالغ تولید نمی‌شود. ملت ایران از روان‌زخم‌های نسلی به شدت رنج می‌برد. پنج دهه مردم فقط یک تجربه داشتند: اعتراض ← سرکوب. این به تدریج یک روان‌زخم‌جمعی ساخته که باعث ترس، بی‌اعتمادی، فرار از مشارکت و منفعت‌طلبی کوتاه‌مدت شده. ننویسید مردم ایران «ذات بد» دارند و این وضعیت، حق‌شان است. زخم‌زبان نزنید به ملتی که تمام تنش کارآجین است و ستون فقراتش(نخبگانش) را در چندین نسل مهاجرت ازدست داده. هیچ مردمی بدون نخبگانش نمی‌تواند سرزمینش را نجات دهند. این یک واقعیت جامعه‌شناختی است. نخبه کسی است که آینده‌ی یک سرزمین را می‌سازد. تاریخ سرزمین ها نشان داده، نخبه که نباشد، بقیه فقط به امروزشان و منفعت‌های فوری فکر می‌کنند. حکومت با تمام قدرت سعی کرده رابطه‌ی بین ایرانیان بیرون و داخل را خراب کند چون خوب می‌داند دارد چه می‌کند. اگر دنبال نجاتیم، بااااید بهم اعتماد کنیم. درهرکجای دنیا نباید بگذاریم بین‌مان شکاف ایجاد کنند. آنان که از مردم «شجاعت» طلب می‌کنند باید بدانند پیش‌زمینه‌ی تغییر «شجاعت مردم» نیست، بلکه ساختن نهاد و شبکه‌است. نخبگان داخل و خارج باید بهم اعتماد کنند. راه‌حل پایان این تحقیر تاریخی؟ ساختن نهادهای کوچک مستقل است. حتا با دو سه نفر. راز شکوه یک ملت اعتماد اجتماعی است و بس و اعتماد اجتماعی یعنی باید بتوانیم با هر عقیده‌ای کنار هم زندگی کنیم. بدون اعتماد، هیچ کار جمعی ممکن نیست. حتی یک حرکت فرهنگی بسیارکوچک، اعتماد تولید می‌کند. تا دیرنشده همدیگر را بیابیم و از آن مهم‌تر اعتماد بهم را. @simar50

تصویر بن‌سلمان و ترامپ که دوشادوش هم به پرواز F35ها در کاخ‌سفید نگاه می‌کنند، برای ایرانیان جگرسوز و تحقیرآمیز بود. تصاویر همیشه برای ارسال پیام ساخته می‌شوند. پیام این صحنه: تداوم قدرت، روابط بین‌المللی پویا و مشروعیت سیاسی حاصل از ملت‌. این‌ها برای یک کشور عظمت می‌آورد و فقدانش تحقیر و بدبختی. امروز یک قطعنامه‌ی فاجعه‌بار دیگر را هم علیه ایران امضا کردند. بحران به نهایت رسیده. شخصیت‌جمعی مردم، چروک خورده و له شده. در تمام نوشته‌‌ها «حس تحقیر جمعی» و «خشم پنهان» بود و دوباره به‌جای راهکار همه به دنبال یافتن مقصراند. متاسفانه عده‌ی زیادی در نوشته‌‌هایشان مردم را ترسو و مقصراصلی در این تحقیرتاریخی دانستند. ناجوانمردانه است این نوشته‌ها. در سیستمی که قدرت در نهایت فساد و جامعه‌ی مدنی وجود ندارد، علت این تحقیرتاریخی «ساختار سیاسی» است نه «ذات مردم». نیم قرن آموزش و پرورش ایدئولوژیک و دانشگاه‌های له‌شده نتیجه‌ای جز سقوط آموزش ندارد و وقتی آموزش در جایی سقوط کند شهروند بالغ تولید نمی‌شود. ملت ایران از روان‌زخم‌های نسلی به شدت رنج می‌برد. پنج دهه مردم فقط یک تجربه داشتند: اعتراض ← سرکوب. این به تدریج یک روان‌زخم‌جمعی ساخته که باعث ترس، بی‌اعتمادی، فرار از مشارکت و منفعت‌طلبی کوتاه‌مدت شده. ننویسید مردم ایران «ذات بد» دارند و این وضعیت، حق‌شان است. زخم‌زبان نزنید به ملتی که تمام تنش کارآجین است و ستون فقراتش(نخبگانش) را در چندین نسل مهاجرت ازدست داده. هیچ مردمی بدون نخبگانش نمی‌تواند سرزمینش را نجات دهند. این یک واقعیت جامعه‌شناختی است. نخبه کسی است که آینده‌ی یک سرزمین را می‌سازد. تاریخ سرزمین ها نشان داده، نخبه که نباشد، بقیه فقط به امروزشان و منفعت‌های فوری فکر می‌کنند. حکومت با تمام قدرت سعی کرده رابطه‌ی بین ایرانیان بیرون و داخل را خراب کند چون خوب می‌داند دارد چه می‌کند. اگر دنبال نجاتیم، بااااید بهم اعتماد کنیم. درهرکجای دنیا نباید بگذاریم بین‌مان شکاف ایجاد کنند. آنان که از مردم «شجاعت» طلب می‌کنند باید بدانند پیش‌زمینه‌ی تغییر «شجاعت مردم» نیست، بلکه ساختن نهاد و شبکه‌است. نخبگان داخل و خارج باید بهم اعتماد کنند. راه‌حل پایان این تحقیر تاریخی؟ ساختن نهادهای کوچک مستقل است. حتا با دو سه نفر. راز شکوه یک ملت اعتماد اجتماعی است و بس و اعتماد اجتماعی یعنی باید بتوانیم با هر عقیده‌ای کنار هم زندگی کنیم. بدون اعتماد، هیچ کار جمعی ممکن نیست. حتی یک حرکت فرهنگی بسیارکوچک، اعتماد تولید می‌کند. تا دیرنشده همدیگر را بیابیم و از آن مهم‌تر اعتماد بهم را. @simar50

E1uSZbNiV7.mp3210.32 MB

E1uSZbNiV7.mp3210.32 MB

@cafebaroun☕️ 🎼🎙 نذر کردم...