ar
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

الذهاب إلى القناة على Telegram

...

إظهار المزيد
607
المشتركون
+2724 ساعات
+477 أيام
+5030 أيام
أرشيف المشاركات

... مخالفت با اسلام! #رحیم_قمیشی گفته شده شرکت نکردن در انتخابات مجلس و یا تحریم آن، مخالفت با اسلام است! نمی‌دانم راه دیگری هم وجود دارد تا بشود بیشتر از نیمی از مردم ایران را نامسلمان و یا ضد اسلام کرد؟! اگر کسی راهی می‌شناسد حتما به مقامات معرفی کند. تقریبا همه راه‌ها رفته شده! در موقع تبادل اسرا، دوست آزاده‌ام بازگشتش، مصادف شده بود با یکی از ایام عزادازی‌های مهم در ماه‌های محرم و صَفَر. او هم اهل روستایی مذهبی، که همه مقید به برگزاری مفصل عزاداری‌ها بودند. دسته‌های عزاداری در سطح روستا برقرار بود و گروهی هم سرنا و ساز و دهل آماده می‌کردند، تا از آزادۀ روستا استقبال کنند. بزرگان ده دیدند اینطوری نمی‌شود. جلسه شور تشکیل دادند که چه‌کار کنند؟ عزاداری یا جشن؟ نتیجه نهایی جلسه طولانی‌شان این شد؛ به امام حسین بگویند، شرمنده! ده‌ها سال برای تو به سر و سینه زدیم، هیچ منتی هم نداریم، یک سال هم تو بیا در جشن ما، و با ما شادی کن! همین شد که آن سال، در همان روز عزاداری مهم، زن و کودک، پیر و جوان، برای استقبال از دوست آزاده‌ام با لباس های رنگارنگ به میدان روستا آمدند و با رقص و پایکوبی، و با ساز و دهل به استقبال از تنها آزاده روستا پرداختند. به قول خودشان صد سال آنها برای امام حسین، یک سال هم امام حسین برای آنها! من متخصص اسلام نیستم که بدانم واقعا اسلام با شرکت نکردن افرادی مثل من، در انتخاباتی بی‌خاصیت، واقعا لطمه می‌بیند یا نه، و من نمی‌دانم آیا آن اسلام، با گفتن این دروغ در سطح جهان که "نظام اسلامی هواپیمای اکراینی را نزده!" و بعد معلوم می‌شود با دو موشک هم زده‌ است، آیا صدمه نمی‌بیند!؟ آن اسلام وقتی ۱۷۶ جوان نخبه زنده زنده می‌سوزند و کسی نمی‌گوید چرا دروغ گفتند و چرا مسئولینش محاکمه نشدند، اصلا صدمه ندید! آیا اسلام وقتی در جایی حاکم شده و پول آن کشور هر سال ۵۰ درصد ارزشش را از دست داده، لطمه نمی‌بیند؟ آیا آن اسلام با زندان کردن مادران به جرم سیاسی و عقیدتی لطمه نمی‌بیند؟ آیا آن اسلام با حاکمیتی که مردمش پول درمان خود را ندارند و برای کمک به سایر کشورها پول صادر می‌شود، تضعیف نمی‌شود!؟ آیا آن اسلام با حکومت افرادی غیرپاسخگو و مادام‌العمر تضعیف نمی‌شود؟ آیا آن اسلام با کشته شدن مردم مظلوم در ساده‌ترین مراسمات، با یک اعتراض ساده، تضعیف نمی‌شود؟ آن اسلام فقط با حجاب خانم‌ها، شرکت نکردن در انتخابات و قبول نداشتن حاکمان تضعیف می‌شود!!؟ خواستم بگویم؛ این اسلام ارزانی خودتان ده‌ها سال اسلام‌تان نگذاشت نفس بکشیم! ده‌ها سال نگذاشت شادی کنیم! اسلامی که در آن موظف باشیم در انتخاب بین شمر و ابن‌ملجم حتما یکی را انتخاب کنیم! بگذارید یک سال هم مخالفش شویم... ببینیم چه می‌شود! سنگ می‌شویم؟ سوسک می‌شویم؟ جهنم می‌رویم!؟ یک وقت دیدید جهنم اسلامِ شما بهشت ما بود!! @simar50

‌‌دختر آقای جی‌پی مورگان که یکی از ثروتمندترین افراد جهان بود بشدت و به طور دیوانه کننده‌ای عاشق تسلا میشه ولی تسلا اصلاً محل نمیداد بعد دختره میره به باباش میگه یک کاری بکن نیکولا با من همراه باشه و آقای مورگان به دستیارش میگه برو به تسلا بگو بیاد کارش دارم، و تسلا هم میره ببینه چه خبر شده، در کل تسلا خوشحال بود فکر میکرد آقای مورگان میخواد روی یکی دیگه از پروژه‌هاش سرمایه‌گذاری کنه وقتی تسلا میرسه اونجا میبینه دختره آماده هست و به تسلا میگه نیکولا بابام موافقت کرد که تو مال من باشی تسلا همونجا هنگ می‌کنه و کمی خجالت میکشه و دختره دستشو می‌گیره با راننده‌ی شخصی خودش میرن گردش که همین عکس هم لب ساحل گرفتن بعد از مدتی میرن رستوران و دختره یک سنگ لاجورد روی گردنش بود تسلا هم حساسیت داشت به این نوع سنگ‌های انرژیکی. بعد وقتی میخوان یکم برقصن تسلا سنگ رو میبینه و حالش بد میشه و بعدش خون دماغ میشه به دختره میگه بزار کارمو بکنم من نمیتونم عاشق بشم و برای همیشه میره جالبه که اون دختر به مدت ده سال در تلاش بود دل تسلا رو به دست بیاره اما موفق نشد  بعدها تسلا یک جمله گفت؛ عاقل نباید ازدواج کند زیرا نمیشود به کتاب و همسر یکسان خدمت کرد تسلا همچنین از موهای بلند خوشش نمی‌آمد یک بار هم دختره با مشت، محکم زد توی صورت تسلا چون تسلا بهش گفته بود بدم میاد از موهات شاید خیلی‌ها فکر کنن که تسلا رفتارش خوب نبود اما بطور کل تسلا عاشق بود عاشقِ کار کردن در آخر بخاطر این ماجراها جی‌پی مورگان انتقام‌های سختی از تسلا گرفت و مدام اذیت می‌کرد تسلا رو... تسلا میگه؛ آیندگان من را قضاوت خواهند گرد @simar50 #نیکولا_تسلا #آگاهی #عشق

... حرف پادشاه، پادشاهِ حرف‌هاست علی‌اکبر خان دهخدا اگرچه با لغت‌نامه ارجمند و بزرگش جاودانه شده است اما سال‌ها پیش از آن، در روزگار جوانی روزنامه‌نگار بود و اولین ستون طنز مطبوعاتی را در ایران و با عنوان «چرند‌پرند» در روزنا‌مه‌ی صوراسرافیل می‌نوشت، ستونی که نه تنها اولین، که جزو بهترین‌هاست و خواندنش مثل یک دوره‌ی کامل طنز‌نویسی می‌ماند. از جمله ابتکاراتی که دهخدا در این ستون به خرج داد، این بود که در یک شماره و با تیتر «کلام‌الملوک، ملوک‌الکلام» / حرف پادشاه، پادشاه حرف‌هاست  سخنان محمدعلی‌شاه را چاپ کرد و توضیحی بر آن ننوشت! شاید تصور کنید که دلیل چنین کاری، این بوده که دهخدا از ترس توضیحی، نقدی یا هجوی بر آن ننوشته، در حالی که مسلما چنین نیست. چون شماره‌ای از صوراسرافیل که این مطلب در آن درج شده در زمانی است که دهخدا پس از به توپ بستن مجلس، به سوییس رفته بود و روزنامه را در آن‌جا چاپ می‌کرد. اتفاقا زمانی که داشتم درباره‌ی طنزنویسی پژوهشی می‌کردم، دیدم که طنزنویسی آمریکایی هم بعدها چنین کرده و سخنان یکی از روسای جمهور آن کشور را بدون توضیحی منتشر کرده؛ در واقع گاهی وضع جوری است که توضیح دادن، اعتراض کردن یا تمسخر لازم نیست؛ حرفی یا سخنی چنان گویاست که فقط نقل آن نشان می‌دهد که چه وضعیتی برقرار است و چه اوضاعی در ذهن یا در میان بعضی‌ها برقرار است‌. عجیب است که اگر در گذشته گهگاه چنین حرف‌هایی یافت می‌شد، الان چنین چیزهایی آنقدر هست که فضای مجازی را پر کرده است و هر بار چیز جدیدی می‌آید که نشان می‌دهد قبلی‌ها آن‌قدر هم عجیب نبوده است! واقعا روزگار غریبی است... #محمدحسین_روانبخش @simar50

... « ایران و تکرار تراژدی بینوایان ... » یکی از شاهکارهای ادبیات جهان، رمان بینوایان ویکتور هوگوست. با دو قهرمان و ضد قهرمان، #ژان_والژان فقیری که برای دزدیدن یک نان سال‌ها زندانی شد و تا پایان زندگی با پیامدهای آن رخداد بسر برد. و #ژاور، بازرس و نگهبان زندان که معتقد بود اگر کسی یک‌بار قانون‌شکنی کرد و مرتکب جرمی شد، دیگر اصلاح‌پذیر نیست. ژاور به شکل بیمارگونه‌ای به طبقه‌بندی جامعه در دو طبقه‌ی #مجرمان و #حافظان_امنیت_جامعه اعتقاد داشت و نفرت او به طبقه‌ی مجرمان ناشی از نفرت و کینه‌ی تعلق وی به پدری مجرم و محکوم به اعمال شاقه بود که او را به طبقه‌ی حافظان امنیت اجتماعی و مبارزه با قانون‌شکنان کشانده بود. در هفته‌ای که گذشت، در کلان‌شهر #تهران و پایتخت ایران، با سه مورد تلخ و دردناک مشابه داستان بینوایان ویکتور هوگو؛ روبرو شدم: ۱- پسر جوانی که یک کلاه دزدید. ۲- مردی که یک قالب کوچک کره دزدید. ۳- زنی که یک کنسرو تن ماهی دزدید… رشد افسارگسیخته و روزافزون فقر و تورم کالاهای ضروری و خوراکی، درحال تکثیر تراژدی دردناک بینوایان جامعه‌ی قرن هجدهم فرانسه در ایران قرن بیست و یک است…!! « سرپرست معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری استان تهران می‌گوید برای اولین بار در تهران، بیشترین محکومین و متهمان در زندان‌های سه گانه تهران، سارقین هستند در حالی که قبلا این جایگاه در اختیار محکومان مواد مخدر بوده است » این درحالی است که اولویت متولیان حاکمیت دربرابر این تراژدی روزانه‌ی ایرانیان، مواردی است هم چون: ۱- مبارزه با فتنه‌گران و دشمنان داخلی و خارجی ۲- نابودی اسرائیل و آمریکا ۳- بازتولید استراتژی دهه‌ی شصت ۴- تحمیل حجاب اجباری بر زنان ازطریق استخدام حجاب‌بانان و تصویب لایحه‌ی حجاب ۵ - افزایش دستوری جمعیت ۶- ساکت نمودن خانواده‌های دادخواه جان‌باختگان به‌ویژه در اعتراضات جنبش #زن‌زندگی‌آزادی ۷- یکدست سازی و خالص سازی ساختار حاکمیت ۸ - تسویه حساب‌های سیاسی و جناحی ۹ - نادیده انگاری و انکار اختلاس‌ها و فساد سیستماتیک ۱۰- ادامه‌ی سیاست تحقیر و انزوای سیاسی و اقتصادی منطقه‌ای و جهانی با تکرار خطاهای استراتژیک ۱۱- افزایش قطبی‌سازی و نفرت‌پراکنی در جامعه #فریبا_نظری ۱۱ دی ۱۴۰۲ #فقر_روزافزون #تراژدی_بینوایان #ویکتور_هوگو #زن‌زندگی‌آزادی #زندگی_معمولی @simar50

... « ایران و تکرار تراژدی بینوایان ... » یکی از شاهکارهای ادبیات جهان، رمان بینوایان ویکتور هوگوست. با دو قهرمان و ضد قهرمان، #ژان_والژان فقیری که برای دزدیدن یک نان سال‌ها زندانی شد و تا پایان زندگی با پیامدهای آن رخداد بسر برد. و #ژاور، بازرس و نگهبان زندان که معتقد بود اگر کسی یک‌بار قانون‌شکنی کرد و مرتکب جرمی شد، دیگر اصلاح‌پذیر نیست. ژاور به شکل بیمارگونه‌ای به طبقه‌بندی جامعه در دو طبقه‌ی #مجرمان و #حافظان_امنیت_جامعه اعتقاد داشت و نفرت او به طبقه‌ی مجرمان ناشی از نفرت و کینه‌ی تعلق وی به پدری مجرم و محکوم به اعمال شاقه بود که او را به طبقه‌ی حافظان امنیت اجتماعی و مبارزه با قانون‌شکنان کشانده بود. در هفته‌ای که گذشت، در کلان‌شهر #تهران و پایتخت ایران، با سه مورد تلخ و دردناک مشابه داستان بینوایان ویکتور هوگو؛ روبرو شدم: ۱- پسر جوانی که یک کلاه دزدید. ۲- مردی که یک قالب کوچک کره دزدید. ۳- زنی که یک کنسرو تن ماهی دزدید… رشد افسارگسیخته و روزافزون فقر و تورم کالاهای ضروری و خوراکی، درحال تکثیر تراژدی دردناک بینوایان جامعه‌ی قرن هجدهم فرانسه در ایران قرن بیست و یک است…!! « سرپرست معاونت اجتماعی و پیشگیری از وقوع جرم دادگستری استان تهران می‌گوید برای اولین بار در تهران، بیشترین محکومین و متهمان در زندان‌های سه گانه تهران، سارقین هستند در حالی که قبلا این جایگاه در اختیار محکومان مواد مخدر بوده است » این درحالی است که اولویت متولیان حاکمیت دربرابر این تراژدی روزانه‌ی ایرانیان، مواردی است هم چون: ۱- مبارزه با فتنه‌گران و دشمنان داخلی و خارجی ۲- نابودی اسرائیل و آمریکا ۳- بازتولید استراتژی دهه‌ی شصت ۴- تحمیل حجاب اجباری بر زنان ازطریق استخدام حجاب‌بانان و تصویب لایحه‌ی حجاب ۵ - افزایش دستوری جمعیت ۶- ساکت نمودن خانواده‌های دادخواه جان‌باختگان به‌ویژه در اعتراضات جنبش #زن‌زندگی‌آزادی ۷- یکدست سازی و خالص سازی ساختار حاکمیت ۸ - تسویه حساب‌های سیاسی و جناحی ۹ - نادیده انگاری و انکار اختلاس‌ها و فساد سیستماتیک ۱۰- ادامه‌ی سیاست تحقیر و انزوای سیاسی و اقتصادی منطقه‌ای و جهانی با تکرار خطاهای استراتژیک ۱۱- افزایش قطبی‌سازی و نفرت‌پراکنی در جامعه #فریبا_نظری ۱۱ دی ۱۴۰۲ #فقر_روزافزون #تراژدی_بینوایان #ویکتور_هوگو #زن‌زندگی‌آزادی #زندگی_معمولی @simar50

2_ Younes jafari _ ghalander.mp34.10 MB

ای عشق حامد همایون @simar50 کانال سیمار #آهنگ