ar
Feedback
3imar سیمار

3imar سیمار

الذهاب إلى القناة على Telegram

...

إظهار المزيد
547
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+37 أيام
+130 أيام
أرشيف المشاركات

امام زمین‌خوار و خواننده نیکوکار مجید مرادی رئیس ستاد دیه اعلام کرد: «از ابتدای سال تاکنون محسن چاوشی ۷ میلیاردی تومان برای آزادی زندانیان کمک کرده است که در نتیجه این کمک‌ها ۶۰۰ نفر از زندانیان آزاد شده‌اند.» در کشوری زندگی می‌کنیم که کسانی که ادعای برگزیدگی از سوی خدا را دارند و همواره مردم را به پرهیزگاری فرامی‌خوانند گاه سر از زمین‌خواری و اوقاف‌خواری در می‌آورند و آزادگانی چون محسن چاوشی هم هستند که داروندار خود را برای کاستن از رنج و درد مردم می‌بخشند تا صدها کودک از رنج دوری پدر یا مادر آزار نبینند. من اکنون قصد ندارم مقایسه کنم میان قیمت هزار میلیارد تومانی باغ ازگل که می‌تواند حدود 90 هزار زندانی را آزاد کند زیرا مال اوقاف قرار نیست فروخته شود اما تنها می‌خواهم به واعظان نامتعظ بگویم آن‌چه شما به بهترین شکل می‌توانید بیان کنید، محسن چاوشی به بهترین شکل عمل کرده است. او به شعرهای مولانا جلال الدین محمد بلخی که می‌خواند از عمق جان باور دارد اما شما به سخنان خدا و پیامبرش محمد و مولا علی که برای مردم می‌خوانید ذره‌ای اعتقاد ندارید. خدا در روز قیامت محسن چاوشی را به عنوان حجت خود با شما رویارو خواهد کرد و خواهد گفت این پرستنده‌ام با فقیران و یتیمان مهربان بود و دارایی خود را به آنان می‌بخشید اما شما از خوردن مال اوقاف هم نگذشتید و تنها برای مردم آیه خواندید که ویطعمون الطعام علی حبه مسکینا و یتیما واسیرا. آن مقام قضایی که خودش یا فرزندانش کلکسیونی از انواع خودروهای خارجی را به رشوت ستانده‌اند در روز قیامت چه پاسخی دارد؟ آنان که سه و نیم میلیارد دلار دبش را به جیب زده‌اند چه پاسخی دارند؟ آقایان مدعی که تمام دین شما در حجاب اجباری و فیلترینگ زوری منحصر است بدانید سرافکندگی روز واپسین نزدیک است. انهم یرونه بعیدا ونراه قریبا.

... مردی با ریه‌های آهنی پل ریچارد الکساندر (۳۰ ژانویه ۱۹۴۶ – ۱۱ مارس ۲۰۲۴) یک بازمانده فلج اطفال فلج اهل آمریکا بود. او آخرین مردی بود که در یک ریه آهنی زندگی می‌کرد، او در سال ۱۹۵۲ در سن شش سالگی به فلج اطفال مبتلا شده بود. الکساندر مدرک لیسانس و دکترای حقوق خود را از دانشگاه تگزاس در آستین گرفت و در سال ۱۹۸۶ در کانون وکلا پذیرفته شد. او در سال ۲۰۲۰ خاطرات زندگی خود را منتشر کرد

... #زوال_عقل #شهاب‌الدین_حائری_شیرازی همسایه‌ای داشتیم که به زوال عقل مبتلا شد. پیرمرد قدبلند شیک پوش، در یک موقعیت که پیش آمد از خانه خارج شد. نه میدانست کیست و خانه‌اش کجاست و نه کسی قادر بود او را پیدا کند. چند روز گذشت تا با حال نزار در یکی از پارکها پیدایش کردند و به خاطر سختی‌ای که در این چند روز پشت سر گذاشته بود چیزی نگذشت که بدرود حیات گفت، خدا بیامرزدش. این شده حکایت جمهوری اسلامی که هر چه نخبگان می‌گویند بدون تغییر در سیاستهای کلی نظام و آشتی با آمریکا و تغییر در سیاست نابودی اسرائیل و....نمی‌توانی حکومتت را از زوال و فروپاشی یا درگیری ویرانگر و نابودی نجات دهی، نمی‌فهمد گویی دچار زوال عقل شده. بدانید اگر نتوانید این وضعیت را تغییر دهید مثل همسایه مرحوم، پس از پرسه زدن در شهر و تحمل سرما و سختی خواهید مُرد، خیلی زودتر از آنچه گمان می‌کنید. از سوریه عبرت بگیرید. کسی که دچار زوال عقل میشود هویت خود را فراموش میکند و اینکه کجاست و کجا باید برود را نمی‌تواند درک کند. جمهوری اسلامی هم هویت خود را که قرار بود حکومتی بشود برای دستیابی ایرانیان به رفاه و عدالت از یاد برده. گویی شعارهای مارکسیستی ضد غربی، جمهوری اسلامی را مسخ کرده که جان و مال مردم و حکومت را به پای این مهملات قربانی می‌کنند. فی الحال حاکمان جمهوری اسلامی گمان می کنند، وظیفه اول انها فقط تکرار مشتی شعار ملال اور است. مقصد که رفاه و عدالت مردمی است که انقلاب ۵۷ را پدید آوردند فراموش شده. یک تفاوتی هم آن دوست مرحوم و جمهوری اسلامی دارند. اگر کسی به آن مرحوم می گفت آلزایمر دارید. مات و مبهوت نگاه می کرد به گوینده و شاید می گفت نمی‌دانم! اما اگر کسی به نیت هشدار به جمهوری اسلامی بگوید آلزایمر دارید! با تنبیه مواجه شده و زندانی می شود. @simar50 #آلزایمر_دارید

... از کوتهی ماست که دیوار بلند است ! حقوق متوسط ماهانه برای کارگر در آمریکا ۴۹۳۵ دلار میباشد. ماهانه با دلار ۸۱ هزار تومانی این روزها می‌شود ۳۹۹۷۳۵۰۰۰۰ ریال. یعنی حدود ۴۰۰ میلیون تومان ماهانه . اگر کشور ما همه‌چیز بر اساس قیمت دلار محاسبه میشود !!!! باید حقوق کارگران ایران هم بر اساس دریافتی حقوق کارگران آمریکا باشد. یعنی ماهانه ۴۹۳۵ دلار نه حدود ۱۱۵ دلاری حداقلی که کارگر ایرانی دریافت می‌کند ! گرسنه نگه‌ دار تا اطاعت کنند جاهل نگه‌ دار تا بیعت کنند #عزیز_نسین @simar50 #آگاهی #اندیشه #فقر #بی‌ریختی #طنز_تلخ

... تله‌ی گلوله و کَره پس از جنگ‌جهانی اول و افزایش هزینه‌های تسلیحاتی، اقتصاددانان بحث کره و گلوله (butter or bullet) را مطرح کردند که سپس در مثالی در کتاب درسی اصول اقتصاد پل ساموئلسون به کره و توپ (butter vs gun) تغییر کرد. به این معنا که اولویت هر جامعه در تولید کره (نماینده کالاهای مصرفی ضروری) و توپ (نماینده کالاهای جنگی) چیست و چه ترکیبی از تولید آنها ما را به نقطه بهینه رفاه اجتماعی نزدیک‌تر خواهد کرد. حسنین هیكل (روزنامه نگار مصری) كه ركورددار مصاحبه با شخصیت‌های بزرگ جهانی است نقل كرده كه در دهه‌ی هفتاد میلادی با دفتر راكفلر سرمایه‌دار بزرگ آمریكا تماس گرفتم و تقاضای مصاحبه كردم. مرا شناختند و راكفلر پشت خط آمد و گفت شما احتمالا مرا با برادرم كه معاون رییس جمهور ایالات متحده است اشتباه گرفته‌اید وگرنه من كه چهره سیاسی نیستم كه برای شما جالب باشم.گفتم كه اتفاقا با خود شما می‌خواستم مصاحبه كنم. وقتی تعیین شد و از قاهره به نیویورک رفتم، در ابتدا از من پرسید برای چه می‌خواهی با من مصاحبه كنی؟ به او گفتم شما اخیرا در جایی گفته‌اید كه اگر خروشچف به مسابقه تسلیحاتی ادامه دهد شوروی به زانو در می‌آید چون شما یک میلیاردری و چهره‌ی سیاسی نیستی و روی حساب و كتاب حرف می‌زنی، آمدم تا روی این موضوع صحبت كنیم، چه اتفاقی قرار است برای مسكو بیفتد؟ راكفلر مقابل تابلوئی كه در دفترش بود رفت و گفت، من خبر محرمانه‌ای درباره سرنوشت جنگ سرد ندارم و اگر داشتم هم آن را به زبان نمی‌آوردم. استدلال من بسیار ساده است: شما داستان سهم توپ و سهم كره را كه شنیده‌ای؟ (در آن سال برنده نوبل اقتصاد بر روی سهم تسلیحات نظامی و سهم رفاهی در اقتصاد كشورها تحقیق كرده بود و نسبت بودجه نظامی را به اقتصاد، سهم توپ و بودجه رفاهی را به سهم كره تشبیه كرده بود). گفتم بلی. راكفلر ادامه داد، می دانی كه سهم توپ در ایالات متحده ۱/۵ درصد و در شوروی ١٢ درصد است. اگر جنگ سرد و مسابقه تسلیحاتی ادامه یابد و آمریكا سهم توپ را دو برابر كند شوروی نیز نیاز به همین مقدار دارد كه عقب نیفتد که سهم توپ در آمریكا ٣ درصد و در شوروی ۲۴ درصد خواهد بود و عملا بودجه صنعتی شوروی را خواهد بلعید ولی در آمریكا اتفاق محسوسی نمی‌افتد. حال اگر مسابقه تشدید شود و باز هم آمریكا بودجه نظامی‌اش را دو برابر كند سهم توپ در آمریكا شش درصد می‌شود و در شوروی به ۴۸ درصد می‌رسد كه عملا دولت مسكو برای اداره امور كشور فلج می‌شود و اگر باز آمریكا بودجه نظامی‌اش را دو برابر كند سهم توپ در آمریكا به ١٢ درصد یعنی نرخ امروز شوروی می‌رسد اما دیگر اقتصاد شوروی متلاشی خواهد شد. پس در این مسابقه، برنده ما هستیم، و تنها ۱۵ سال طول كشید تا این پیش‌بینی راكفلر به حقیقت بپیوندد. @simar50

... تله‌ی گلوله و کَره پس از جنگ‌جهانی اول و افزایش هزینه‌های تسلیحاتی، اقتصاددانان بحث کره و گلوله (butter or bullet) را مطرح کردند که سپس در مثالی در کتاب درسی اصول اقتصاد پل ساموئلسون به کره و توپ (butter vs gun) تغییر کرد. به این معنا که اولویت هر جامعه در تولید کره (نماینده کالاهای مصرفی ضروری) و توپ (نماینده کالاهای جنگی) چیست و چه ترکیبی از تولید آنها ما را به نقطه بهینه رفاه اجتماعی نزدیک‌تر خواهد کرد. حسنین هیكل (روزنامه نگار مصری) كه ركورددار مصاحبه با شخصیت‌های بزرگ جهانی است نقل كرده كه در دهه‌ی هفتاد میلادی با دفتر راكفلر سرمایه‌دار بزرگ آمریكا تماس گرفتم و تقاضای مصاحبه كردم. مرا شناختند و راكفلر پشت خط آمد و گفت شما احتمالا مرا با برادرم كه معاون رییس جمهور ایالات متحده است اشتباه گرفته‌اید وگرنه من كه چهره سیاسی نیستم كه برای شما جالب باشم.گفتم كه اتفاقا با خود شما می‌خواستم مصاحبه كنم. وقتی تعیین شد و از قاهره به نیویورک رفتم، در ابتدا از من پرسید برای چه می‌خواهی با من مصاحبه كنی؟ به او گفتم شما اخیرا در جایی گفته‌اید كه اگر خروشچف به مسابقه تسلیحاتی ادامه دهد شوروی به زانو در می‌آید چون شما یک میلیاردری و چهره‌ی سیاسی نیستی و روی حساب و كتاب حرف می‌زنی، آمدم تا روی این موضوع صحبت كنیم، چه اتفاقی قرار است برای مسكو بیفتد؟ راكفلر مقابل تابلوئی كه در دفترش بود رفت و گفت، من خبر محرمانه‌ای درباره سرنوشت جنگ سرد ندارم و اگر داشتم هم آن را به زبان نمی‌آوردم. استدلال من بسیار ساده است: شما داستان سهم توپ و سهم كره را كه شنیده‌ای؟ (در آن سال برنده نوبل اقتصاد بر روی سهم تسلیحات نظامی و سهم رفاهی در اقتصاد كشورها تحقیق كرده بود و نسبت بودجه نظامی را به اقتصاد، سهم توپ و بودجه رفاهی را به سهم كره تشبیه كرده بود). گفتم بلی. راكفلر ادامه داد، می دانی كه سهم توپ در ایالات متحده ۱/۵ درصد و در شوروی ١٢ درصد است. اگر جنگ سرد و مسابقه تسلیحاتی ادامه یابد و آمریكا سهم توپ را دو برابر كند شوروی نیز نیاز به همین مقدار دارد كه عقب نیفتد که سهم توپ در آمریكا ٣ درصد و در شوروی ۲۴ درصد خواهد بود و عملا بودجه صنعتی شوروی را خواهد بلعید ولی در آمریكا اتفاق محسوسی نمی‌افتد. حال اگر مسابقه تشدید شود و باز هم آمریكا بودجه نظامی‌اش را دو برابر كند سهم توپ در آمریكا شش درصد می‌شود و در شوروی به ۴۸ درصد می‌رسد كه عملا دولت مسكو برای اداره امور كشور فلج می‌شود و اگر باز آمریكا بودجه نظامی‌اش را دو برابر كند سهم توپ در آمریكا به ١٢ درصد یعنی نرخ امروز شوروی می‌رسد اما دیگر اقتصاد شوروی متلاشی خواهد شد. پس در این مسابقه، برنده ما هستیم، و تنها ۱۵ سال طول كشید تا این پیش‌بینی راكفلر به حقیقت بپیوندد. @simar50

... یک اینچ عقب‌نشینی اریش هونکر ،رهبر کمونیست آلمان شرقی،موقعی که با اولین موج مخالفت‌های عمومی در کشورش روبرو شد ،به همکارانش در کادر رهبری حزب کمونیست گفت: "فقط کافی است یک اینچ عقب‌نشینی کنیم تا کار همگی‌مان ساخته شود." کاملا درست می‌گفت.رژیم‌های مستبد کمونیستی مثل دوچرخه سوارانی بودند که برای سقوط نکردن مدام باید رکاب می‌زدند. آنها مدام باید سیاست‌های تندروانه‌تری اتخاذ می‌کردند وگرنه سقوط می‌کردند.این رژیم‌ها پایه‌هایشان سست شده بود و دیگر هیچ اقدام اصلاحی‌ای برایشان سودمند نبود.آنها زمانی را برای اصلاحات انتخاب کردند که دیگر خیلی دیر شده بود.مردم به درستی اقدامات اصلاحی آنها را به حساب ضعف آنها گذاشتند و در نتیجه با جسارت و اعتماد به نفس بیشتری به مخالفت علیه آنها رو آوردند و عاقبت نیز کلک آنها را کندند... برای نمونه مردم شوروی سیاست تنش زدایی گورباچف با آمریکا و دیگر سیاست های اصلاحی او را به حساب ضعف کلی رژیم شوروی گذاشتند ، بر شدت مخالفت های خود علیه کلیت رژیم افزودند و عاقبت نیز رژیم را ساقط کردند.اما دنگ شیائو پینگ در چین به موقع ،در زمانی که رژیمش در موضع ضعف قرار نداشت،اقدامات اصلاحی را آغاز کرد و در نتیجه هم باعث استحکام رژیم چین شد و هم رفاه و آزادی های نسبتا بیشتری برای مردم کشورش به ارمغان آورد.رژیم کمونیستی ویتنام هم در زمانی که قدرتمند بود دست به اصلاحات اقتصادی و سیاسی زد و نتایج بسیار مثبتی هم گرفت.پس بی دلیل نیست که می‌گویند بدترین زمان برای اصلاحات در یک رژیم مستبد موقعی است که آن رژیم در موضع ضعف قرار دارد.با این حال رکاب زدن دائمی هم نتوانست بقای یک رژیم در معرض ضعف را تضمین کند.نمونه‌اش چائوشسکو در رومانی که تا لحظه آخر رکاب زد و البته سرنوشت پایانی او را هم دیدیم.رژیم هایی مثل رژیم چائوشسکو چه رکاب می‌زدند چه نمی‌زدند، در هر حال محکوم به سقوط بودند ،تفاوت فقط در شیوه سقوطشان بود. رهبران آن رژیم‌های کمونیستی‌ای که داوطلبانه به رکاب زدنشان خاتمه دادند از خشم ملت هایشان رهیدند و یک بازنشستگی آرام و محترمانه را تجربه کردند اما آنهایی که تا به آخر به رکاب زدن ادامه دادند آماج خشم ملت هایشان قرار گرفتند و سرنوشت‌های ناگواری پیدا کردند. #بیژن_اشتری

دلبرجان سالار عقیلی @simar50 #آهنگ

... صبحتون بخیر روزتون به عشق♥︎ میگفت برایم از امید بگو ، از انگیزه، حرفی بزن تا به زندگی امیدوار شوم . سکوت کردم! گفت : پس چرا ساکتی؟ گفتم اگر معجزه‌ی صبح، نور، ماه، و عشق نتوانست به زندگی امیدوارت کند، من چه میتوانم بکنم …؟ #سلام به امروزت خوش آمدی🕊 @simar50 #امید_مصیبت_آخرین_است

... لعنت به دری که بی‌موقع باز شود😅😂 @simar50 #ورزشکاران_دلاوران #با_نام_یزدان #پیروز_باشید #طنز

عمارت دل

#کدموزیک_127

سرنوشت همایون شجریان @simar50 #آهنگ کانال سیمار