ar
Feedback
جمع مدیران نامدار ایران

جمع مدیران نامدار ایران

الذهاب إلى القناة على Telegram

با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام جمع مدیران نامدار ایران

تُعد قناة جمع مدیران نامدار ایران (@excellentmanagers) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 27 374 مشتركاً، محتلاً المرتبة 2 229 في فئة الأعمال والمرتبة 12 570 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 27 374 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 04 أكتوبر, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -46، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -4، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 25.88‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 10.12‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 7 084 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 2 771 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 0.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل مدیر, جا, آقا, وقت, کس.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“با بزرگترین جمع مدیران خصوصی و نامدار ایرانی در داخل و خارج از کشور همراه شوید حامد پاک طینت @Hamedpaktinat”

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 05 أكتوبر, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الأعمال.

27 374
المشتركون
-424 ساعات
-157 أيام
-4630 أيام
أرشيف المشاركات
سفرکارت علی‌بابا نوروز 1403 به همکاران سازمان، شرکای تجاری و مشتریانتان، سفر هدیه بدهید. • با امکان ارائه کارت فیزیکی یا دیجی
سفرکارت علی‌بابا نوروز 1403 به همکاران سازمان، شرکای تجاری و مشتریانتان، سفر هدیه بدهید. • با امکان ارائه کارت فیزیکی یا دیجیتالی • مبلغ و تعداد دلخواه این پست را برای مسئول رفاهیات سازمانتان بفرستید. ثبت درخواست https://alib.ba/x/1AtNd

#تبلیغات

با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🟠 ۴۰ سال تورم دو رقمی در ایران نه تنها اقتصاد را ورشکسته کرد، بلکه اخلاق و ایمان مردم را به یغما برد! ✍  محسن رنانی 🔸مغولان عصر جاهلیت، ساختمان‌ها را تخریب کردند و تن‌ها را به خاک و خون کشیدند، اما به‌تدریج که حاکم شدند و امنیت برقرار شد، دست از خشونت برداشتند و متمدن شدند. نخست مسلمان شدند و سپس زبان فارسی آموختند، آن‌گاه به ترویج فرهنگ و معماری و اقتصاد پرداختند، نخستین پول کاغذی را در ایران منتشر کردند و حتی خودشان به زبان فارسی شعر گفتند. در این آمدورفتِ مغولان، دین و اخلاق مردم دست نخورده ماند و حتی مایه‌ی انسجام و تقویت همبستگی جامعه‌ی ایران شد. 🔸مغولانِ مدرن اما کار دیگری می‌کنند؛ آنان ساختمان تخریب نمی‌کنند، حتی ساختمان و صنعت هم می‌سازند؛ اما آرام‌آرام، با ابزاری نَرم به نام تورم، نه تنها فقرا را که توان دفاع از خود ندارند، به فلاکت می‌کشانند، بلکه ارزش‌های انسانی و اخلاقی کل جامعه را نابود می کنند. آن‌گاه جامعه‌ای که اخلاق و ارزش‌های انسانی و ایمانی نداشته باشد و بخش بزرگی از آن هم فقیر و به حاشیه رانده شده باشد، در چرخه‌ای از تخریب نسل‌ها خودبه‌خود نابود خواهد شد... 🔸 تصورش را بکنید که هر روز که از خانه بیرون می‌آییم، ببینیم دیشب مغازه‌داران سنگ‌های ترازوهای خود را کمی تراشیده‌اند و سنگ‌ها سبک‌تر شده اند، این رفتار چه بلایی بر سر اخلاق و اقتصاد خواهد آورد؟ از زمان خلقت حضرت آدم تاکنون،‌ تنها دو کشور، یکی شیلی و دیگری جمهوری اسلامی، رکورددار طولانی ترین دوره‌ی (بیش از ۴۰ سال) تورم دورقمی تاریخ هستند. پینوشه را نهضت‌های مردمی به زیر نکشید، تورم‌های سنگین هر ساله و اقتصاد ورشکسته شیلی مجبورش کرد که تسلیم شود. در ایران اما چهار دهه تورم دو رقمی، فقط حکومت و اقتصاد را به ورطه‌ی ورشکستگی نینداخته است، بلکه تورم بالا و مستمر، به‌عنوان مهم‌ترین دستاورد ملموس حکومت دینی، اخلاق و ایمان مردم را نیز به یغما برده است 🔸سیاست‌های کلی برنامه‌ی هفتم توسعه کشور اخیرا ابلاغ شد. در این سیاست‌ها، هدف‌گذاری شده که طی ۵ سال نرخ تورم، تک رقمی و رشد اقتصادی به ۸ % برسد. از این پس جمهوری اسلامی با ساختار موجود هرگز نخواهد توانست به این هدف دست یابد. جمهوری اسلامی در بیست سال اخیر، روز‌به‌روز و به طور منظم «درجه انعطاف‌پذیری» و «درجه کنترل‌پذیری» سیستمی‌اش کاهش پیدا کرده است. این دو شاخص در هر سیستمی در بلندمدت و به طور مستمر کاهش پیدا کند، نشانه‌ی آن است که آن سیستم پیر شده و انرژی حیات‌بخش آن روز‌به‌روز با سرعت بیشتری کاهش خواهد یافت 🔸 شواهد زیادی وجود دارد که نشان می‌دهد در بیست سال اخیر ساختار سیاسی موجود، روز‌به‌روز کنترل‌پذیری وانعطاف‌پذیری‌اش کاهش یافته است. آخرین‌اش همین برخورد با زلف زنان بود. ببینید سیستمی که غرق در بحران است، با چه سطح عقلانیتی یک‌باره تصمیم‌ می‌گیرد زلف زنان را با مشت آهنین مدیریت کند و این موضوع اصلا چه اولویتی دارد؟ این تازه‌ترین نمونه‌ی کاهش انعطاف‌پذیری سیستم است. اما در عین حال در همین مسئله‌ی ساده، می‌بینیم سطح کنترل‌پذیری آن هم چقدر پایین‌تر آمده است. یعنی با آن اُشتلُم‌های سنگین و بگیر‌ و ببندهای خشن شروع کردند ولی به دوهفته نکشید که متوجه شدند که نمی‌شود و نمی‌توانند مسئله را مدیریت کنند، بعد زمزمه کردند که برباد دادن زلف زنان «تخلف» است نه «جرم».   🔸بدون تحولات ساختاری در نظام سیاسی و بدون بازسازی اعتبار جهانی از یک سو و اعتماد داخلی از سوی دیگر، امکان رکورد زدن در هیچ زمینه‌ای برای حکومت وجود ندارد. اگر هم در برخی زمینه‌های نظامی رکورد زده‌ایم، به خاطر تزریق بی‌حساب بودجه‌های محرمانه بوده است. همان بودجه‌هایی که حاصل فروش نفت بوده است و باید برای بهبود نظام آموزش و سلامت و تامین‌اجتماعی و ... به کار گرفته می‌شد. هزینه‌‌ی آن رکورد زدن‌ها، همین‌ بحران‌هایی است که امروز در حوزه های مختلف اقتصادی و اجتماعی گریبان ما را گرفته است. 🔸پیرمردی را در نظر بگیرید که از آغاز جوانی‌اش همیشه ادعا کرده است که می‌خواهد قله‌ی دماوند را فتح کند، در این مدت نیز ده‌ها بار تلاش کرده است اما فقط چند بار قله‌های کوچک پایین کوه را فتح کرده است. حالا اگر دوباره اعلام کند که در سال‌های آینده می‌خواهد قله‌ی دماوند را فتح کند، چه کسی باور می‌کند؟ چه چیزی در ساختار بدنی این پیرمرد عوض شده است؟ آیا جوان‌تر شده است؟ آیا مفاصلش قوی‌تر شده است؟ آیا عضلاتش ورزیده‌تر شده است؟ آیا کوه،‌ هموارتر یا کوتاه‌تر شده است؟ هیچ. تازه در سال‌های آینده، او پیرتر و ناتوان‌تر هم خواهد شد. پیش‌بینی امکان‌ناپذیری تحقق آرزوی این پیرمرد، قدرت تحلیلی سطح بالایی نیاز ندارد، عقل سلیم، کافی است

Repost from Namatek media
💣 معرفی پنل شرکتی نماتک 📣 چگونه پنل شرکتی #نماتک، آموزش شرکت‌ها را متحول می‌کند⁉️ 🔺استفاده از بهترین اساتید صنعت کشور 🔺دس
💣 معرفی پنل شرکتی نماتک 📣 چگونه پنل شرکتی #نماتک، آموزش شرکت‌ها را متحول می‌کند⁉️ 🔺استفاده از بهترین اساتید صنعت کشور 🔺دسترسی نامحدود به تمام آموزش‌های نماتک 🔺 هزینه‌های آموزشی کمتر با حفظ بهترین کیفیت 🔺گزارش‌های پیشرفته مدیریتی و ارزیابی عملکرد 👇👇👇👇👇👇👇👇 🔗 namatek.com/M 🌱 نماتک، اولین رسانه تصویری مهارتی کشور 🌱 ✅ مشاوره رایگان و پشتیبانی: 🌐 www.namatek.com ☎️ 021-77900777 @Namatek_Media - نماتک

#تبلیغات

♈️ ‍ خدمت اعلی حضرت( احمدشاه) عرض کردم تصمیم بر این شده است که لشکر قزاق ایران در آتیه که به دست افسران ایرانی داده شود و هیچ افسر خارجی در این تشکیلات نباشد. به همین دلیل مقامات نظامی بریتانیا در حال حاضر مشغول بررسی لیست افسران مناسب ایرانی هستند که همه‌شان را در رأس واحدها و مقامات مختلف نظامی قرار دهند. اما در ضمن از اعلی حضرت خواهش کردم به این نکته توجه داشته باشند که ما (انگلیسی‌ها) دیگر به هیچ وجه اجازه نخواهیم داد ریخت و پاش‌هایی از آن نوع که در زمان قدرت افسران روسی متداول بود در لشکر قزاق ایران صورت گیرد. در جریان این صحبت ها، همچنان که چشم به قیافه این جوان چاق و تپل در آن کت و شلوار خاکستری رنگ دوخته بودم که به نظر می‌رسید پس از شنیدن حرف‌های صریح و پوست کنده‌ی من دارد از شدت ناراحتی به خود می‌پیچد به مشیت الهی می‌اندیشیدم که موجودی چنین مفلوک و درمانده را در رأس مقامی چنين خطير - شاهنشاهی ایران - قرار داده است؟ ♈️ اعلی‌حضرت دفعتا به نحوی کاملا غیرمترقب موضوع صحبت را عوض کرد و فرمود به علت نبودن نیروی مکفی ژاندارم وضع جاده های کشور فوق العاده خراب است؛ فقط راه‌هایی که تحت نظارت مقامات انگلیسی قرار دارد امن است و کاروان‌ها می‌توانند با فراغت خاطر از آن ها عبور نمایند. ♈️ در حال حاضر ایشان ( اعلی حضرت) با وضعی دشوار روبه رو شده‌اند و امیدوارند من (فرمانده نورپرفورث ) بتوانم مشکلی را که برایشان پیش آمده، حل کنم. خلاصه ی اشکال اعلی‌حضرت این بود: معظم‌له ظاهرا مبلغی پول در اختیار داشتند که می‌خواستند آن را به حساب بانکی خود در بمبئی منتقل سازند. اما تنها راه نیل به این منظور، به قراری که تحقیق کرده و مطلع شده بودند، این بود که موجودی نقدی خود را با استفاده از کامیون‌های ارتشی بریتانیا به بغداد بفرستند و ترتیبات بعدی را ( برای انتقال وجوه به بمبئی) از آن جا بدهند! ♈️ پس از ختم بیانات ملوکانه، مدتی متحیر مانده بودم که منظور اعلی حضرت چیست و در چنین مسئله‌ای چه خدمتی از دستم ساخته است، چون در مسئله‌ انتقال پول از ایران به خارجه، ایشان منطقا می‌بایست به بانک شاهی بریتانیا در تهران رجوع کنند نه به من فرمانده نورپرفورث...اما به تدریج پرده از روی اصل مطلب برداشته شد و نیت ملوکانه فاش گردید. معلوم شد اعلی‌حضرت مقدار کلانی پول نقره به صورت سکه‌های تومانی (که خیلی شبیه به سکه‌های - پنج فرانکی فرانسه است ) در اختیار دارند که قیمت کل آنها، در آن احد کلان، به مبلغی در حدود یک میلیون لیره‌ استرلینگ سر می‌زند. پس از شنیدن توضیحات اعلی حضرت کاملا دچار حیرت شده بودم، چون هیچ نمی‌توانستم تخمین بزنم که وزن کلی یک چنین مبلغ کلان دقیقا چقدر می‌شود. اما با یک حساب سرانگشتی می‌شد حدس زد که برای حمل مبلغی که اعلی‌حضرت می‌خواستند به صورت سکه های نقره به بغداد بفرستند، چندین کامیون بزرگ و تعدادی محافظ نظامی مورد نیاز خواهد بود. در این‌جا بود که ناگهان عظمت جرمی که اعلی‌حضرت می‌خواست ما را بدان آلوده کند برایم روشن شد: ♈️ در آن تاریخ ما در تمام کشورهای خاورمیانه و آسیا مرتبا در ستون‌های مطبوعاتی اعلام می‌کردیم که برای پرداخت هزینه نگهداری نیروهای مختلف نظامی‌مان در ایران، به پول رایج کشور (سکه نقره) نیازمندیم، چون ایرانی‌ها در آن تاریخ هنوز به مصرف اسکناس عادت نکرده بودند و پول کاغذی در ایران چاپ نمی‌شد. خبر این موضوع که ما خریدار سکه‌های نقره‌ ایرانی هستیم بلا تردید به هندوستان هم رسیده بود و همین امر باعث ایجاد بازار آزاد برای سکه در دهلی و بمبئی و کراچی شده بود. به این ترتیب، اعلی‌حضرت خیال داشت به کمک مقامات نظامی بریتانیا در ایران، و با استفاده از کامیون‌های ارتشی بریتانیا، سکه‌های کلان خود را به نقطه‌ای صادر کند (یعنی به بمبئی) که خودش می دانست قیمت بازار آزادش در آنجا به مراتب از نرخ رسمی تهران بیشتر است! 🔰خاطرات ژنرال آیرونساید(ژنرال انگلیسی و طراح اصلی کودتای ۱۲۹۹ در ایران) صفحه ۱۵۱ از متن انگلیسی 🔰 سالگرد درگذشت احمدشاه با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o۱۲

✅دیکتاتوری که مردم از دستش خسته شده بودند 🔗‍ دیکتاتور اجازه داده بود همه بدانند که می‌خواهد موضوع مهمی را به اطلاع آنها برساند.مردم رومانی موظف بودند همیشه با اشتیاق زیاد سخنان رهبر را بشنوند اما حالا مدتی بود که از دستش خسته شده بودند.سخنان رهبر رومانی معمولا طولانی و همواره حاوی خبرهای بد بود...چائوشسکو عاقبت بر صفحه تلویزیون ظاهر شد و پیروزمندانه اعلام کرد :« همه بدهی‌های خارجی کشور را پرداخت کرده‌ایم. امروز روز بزرگی برای استقلال ملی رومانیایی‌هاست.» 🔗برای لحظاتی مردم دچار این تصور شدند که رژیم از این پس قفسه‌های خالی فروشگاه‌ها را پر از مواد غذایی خواهد کرد چون تا حالا بخش عمده محصولات کشاورزی به اروپای غربی صادر شده بود تا با پول آن بدهی‌های خارجی کشور پرداخت شود.حالا رهبر رومانی می‌گفت بدهی‌ها پرداخت شده پس قاعدتا از حالا به بعد مواد غذایی تولید شده در کشور ،به جای صادر شدن به خارج باید در داخل کشور توزیع می‌شد. 🔗اما مردم اشتباه می‌کردند.رهبر رومانی در ادامه بیاناتش گفت:« صادرات محصولات غذایی همچنان ادامه خواهد یافت تا رومانی مستقل بماند.امروز رومانی مستقل‌ترین کشور دنیاست و این مایه افتخار همه ماست.» 🔗با توضیحات تکمیلی رهبر معلوم شد که سهمیه‌بندی سفت و سخت گوشت و تخم مرغ و شیر و آرد و شکر ادامه خواهد یافت.رهبر رومانی گفت حتی احتمال دارد که سهمیه‌بندی مواد غذایی و بنزین در ماه‌های آینده سفت و سخت‌تر هم بشود.این در حالی بود که مردم زمستان سختی را گذرانده بودند.بسیاری از پیرزنان و پیرمردان به دلیل کمبود سوخت ،از سرما در خانه‌هایشان مرده بودند.مردم حتی برای تهیه نان مجبور به ایستادن در صف‌های طولانی بودند.گوشت و میوه و لبنیات کمیاب بود ؛ آن هم در کشوری که حاصلخیزترین خاک اروپا را داشت.حالا رهبر رومانی بر صفحه تلویزیون آمده و گفته بود که مردم نباید توقع هیچ بهبودی را در وضع رفاهی‌شان داشته باشند.به قول یکی از روشنفکران رومانی"این زمان،فلاکت‌بار‌ترین اوقات مردم رومانی بود.مردم از بیانات رهبر فهمیدند که هیچ سودی از فداکاری‌هایی که طی سال‌های گذشته کرده بودند نصیبشان نخواهد شد.ما هم از چائوشسکو نفرت داشتیم هم از خودمان.ما از خودمان متنفر بودیم زیرا ما آنچه را که او با کشورمان کرده بود به عنوان واقعیتی محض پذیرفته بودیم؛ واقعیتی که نمی‌توان عوضش کرد." با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o۱۲

روز مهندس و مهندسین آینده؟! محمدرضا اسلامی 🔵 روز مهندس است و تجسم اینکه فرزندم مهندس شود برایم مثل یک کابوس است. فکر اینکه محل امرار معاشش از مهندسی باشد برایم یک علامت سوال بزرگ است. ولی همزمان، تجسم اینکه مهندس «نشود» هم غیرممکن است! بخش اصلی ایام عمر در مهندسی گذشته و دوست دارم در این روزِ ‌مهندس برای فرزندم آرزو کنم: آرزو می کنم که فرزندم مهندس شود چرا که زیباییِ یک مفهوم درخشنده را می بیند: اینکه چطور ریاضیات و فیزیک به حل مشکلات جوامع بشری کمک می کنند. دوست دارم ذهن او در برابر این جلوه ی شگفت از تمدن و دانش انسانی قرار گیرد. اینکه چطور «انسان» توانست بُرشهای مجزا از ریاضی و فیزیک را سرهم کند و علوم مهندسی را به عنوان «کاربردِ ریاضیات ‌و فیزیک» به خدمتِ «جوامع انسانی» بنشاند. ولی همزمان برای برخورداری از یک زیستِ با اقتصاد سالم برای نسل بعدی مهندسین دغدغه/سوال دارم. امروز که اینها را می نویسم در دپارتمان عمران دانشگاه Cal Poly حدود هزار و دویست دانشجو در حال آموختن درسهای مهندسی عمران می باشند. همین تعداد و کمی بیشتر در دانشگاه برکلی. همین تعداد کمی کمتر در دانشگاه استنفورد. همین تعداد در دانشگاه جنوب کالیفرنیا. و همین طور در دانشگاه سن دیِگو و… و لذا فقط در یک ایالت کالیفرنیا امروز چندین هزار دانشجوی تازه نفس در حال تربیت و آماده ورود به بازار مهندسی عمران هستند. سوال مشخص اینجاست که اساسا آیا «بازار کار» ظرفیت این تعداد مهندس که دانشگاهها پرورش می دهند را دارد؟ و آیا کشاندن فرزندانمان به سمت «وادی مهندسی» امر صحیحی هست؟ آیا اساسا امرار معاش در حوزه مهندسی را برای نسل آینده باید بازنگری کنیم؟ همیشه ضروری است که به آمارها و ارقام رجوع و توجه کنیم: 1️⃣-در کشور آمریکا حدود ۸۰۰هزار مهندس عمران دارای مهر نظام مهندسی هستند (+). در اصطلاح مهر PE. 2️⃣- جمعیت آمریکا حدود ۳۳۴ میلیون نفر است. 3️⃣- ابعاد بازار مسکن و ساخت و ساز در آمریکا حدود ۲۰۰۰ (دوهزار) میلیارد دلار است (حدود ده درصد اقتصاد کشور). لینک آمار رسمی+. همین سه آمار شاخص را در مورد کشور ایران نگاه کنیم: 1️⃣- در ایران حدود ۶۵۰هزار مهندس عمران عضو سازمان نظام مهندسی هستند.(!) 2️⃣- جمعیت ایران حدودا ۸۰ میلیون نفر (یعنی کمتر از یک چهارم آمریکا) است. 3️⃣- ابعاد بازار مسکن و ساخت و ساز در کشور ایران حدود ۲۲ میلیار دلار است. یعنی در آمریکا برای ساخت ۱ میلیون و ۳۹۰هزار واحد مسکونی در طول یک سال (طبق آمار رسمی پروانه پایان کار+) حدود ۸۰۰ هزار مهندس عمران مشغول به کار هستند که اینها در یک بازار حدودا ۲۰۰۰ میلیارد دلاری کار می کنند. در حالی که در ایران با فرض ساخت سالیانه ۶۰۰ هزار واحد مسکونی (که البته این رقم برای یکسال خوشبینانه است) حدود ۶۵۰ هزار مهندس عضو سازمان نظام مهندسی هستند که اینها در یک بازارِ حدودا ۲۲ میلیارد دلاری کار می کنند. 600,000*100m^2*20,000,000T/55,000$ = 21.8 B$ (یا ۱۲۰۰ همت تقسیم بر قیمت دلار) اعداد سخن می گویند! 🔵 مشابه همین بحث را می توان در سایر حوزه های مهندسی هم داشت (مهندسی مکانیک، کامپیوتر و …). با این اوصاف آیا هدایت فرزندانمان به سمت عرصه مهندسی صحیح است؟ آیا امروزه شغل مهندسی (با توجه به این خط تولید تربیت مهندس در دانشگاهها) ظرفیتِ درآمدزایی و ساختن یک زندگی با اقتصاد سالم را دارد؟ 🔵 اینها سوالات جدی ای است که در روز مهندس باید درباره آنها سخن بگوییم نه اینکه با پیامهای کلیشه ای روز مهندس را تبریک گفت. 🔵 دوست دارم که فرزندانم مهندس شوند تا ذهن آنها در برابر این تجلی زیبایی قرار گیرد. اینکه Von Mises و Tresca چطور به بیان مکانیزم خرابی مواد و مصالح تحت نیروها پرداختند و این چگونه باعث شد تا فضل الرحمن خان تئوریهای احداث برجهای صدوپنجاه طبقه را در برابر زلزله صورتبندی کند… دوست دارم فرزندانم این زیبائیها را بچشند. اما به رغم این زیباییها برای زندگی اقتصادی مهندسین نسل آینده سوالات جدی در ذهن دارم. همچنین علاوه بر این دغدغه، امیدوارم که اگر روزی مهندس شوند، ذهن آنها «فقط» درگیرِ وادی مهندسی نباشد. ذهنِ مهندسیِ آنها همچون علی اکبر معین فر شود: سیاست را بفهمد، دغدغه امر اجتماعی داشته باشد، قدرت دوست ساختن (Make friend) و دوست نگه داشتن (Keep friend) داشته باشد، شیفته هنر/ادبیات باشد و تا آخرین روزهای پیری و واپسین ساعات عمر، در  یک زیستِ اجتماعیِ پویا حضور داشته باشد. روز مهندس مبارک. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o۱۲

*خانم لمبتون کیست؟* او در سال ۱۳۳۲  تز خود را به دولت بریتانیا چنین تقدیم کرد: "نه شاه و نه مصدق، بلکه حکومت اسلامی شیعی". (مختصر آشنایی با خانم آن لمبتون جاسوسه- ایران شناس بریتانیایی) خانم لمبتون برجسته ترین جاسوس بریتانیایی که از سال 1953 تا 1971 میلادی به مدت 26 سال کرسی زبان فارسی دانشکده مطالعات آسیایی و آفریقایی دانشگاه لندن را در اختیار داشت، دکترای خود را در رشته زبان فارسی و تاریخ ایران گرفت و در اواسط دهه 1930 میلادی برای تکمیل مطالعاتش برای اولین بار به ایران سفر کرد. خانم لمبتون در جریان جنگ جهانی دوم و استعفای رضاشاه پهلوی از سلطنت، وابسته مطبوعاتی سفارت بریتانیا در تهران بود و در جریان ملی شدن نفت که به سقوط دولت محمد مصدق انجامید بارها طرف مشورت وزارت خارجه بریتانیا قرار گرفت. او چندین کتاب در باره زبان فارسی و اوضاع تاریخی و اجتماعی ایران نوشت و انتقادهای صریح او از کمبود های انقلاب سفید در دو کتاب "زمین دار و رعیت" و "اصلاحات ارضی در ایران"  باعث سردی روابطش با محمدرضا شاه شد. مخالفت ایشان با اصلاحات ارضی یا انقلاب سفید نه از بهر نقد مثبت و سازنده این حرکت بزرگ اجتماعی در تاریخ معاصر ایران باشد، بلکه ایشان کلا" با مدرنیته و گام نهادن ایران به جهان نوین و پیشرفت اجتماعی ایران و ایرانیان مخالف و دیدی منفی داشت. البته طبق منافع کشور متبوعش، به درستی بر این باور بود که مدرن شدن ساختار اجتماعی و صنعتی و فرهنگی و در نهایت سیاسی ایران باعث می شود کنترل سیاسی بر روی این کشور مهم خاورمیانه ای توسط کشورهای صنعتی و محتاج به منابع انرژی منطقه غیر ممکن یا به حداقل امکان برسد و  طبعاً این به سود منافع کشورهای بزرگ و صنعتی نبود، از این جهت ایشان همیشه به تئوری هایی مثل "ولایت فقیه" برای آنچه "مردم شیعه ایران" می نامید تمرکز خاص داشت و ریشه کینه اش به شخصی مثل محمدرضاشاه و یا محمد مصدق همین بود که اینان خواستار گذار ایران به عصر نوین خود بودند، از این جهت خانم لمبتون کسی بودکه در بحبوحه نزاع سال 32 تز خود را چنین به دولت بریتانیا تقدیم کرد: "نه شاه و نه مصدق ، بلکه حکومت اسلامی شیعی". به عبارتی ایشان بازگشت به عقب را برای مردم ایران تجویز می کرد تحت عنوان کلی بازگشت به فرهنگها و سنتها. البته اسلام و شیعه از نظر ایشان در صدر شاخص های فرهنگی مردم ایران به شمار می آمد و تقویت این مورد را لازم میدانست! میس لمبتون یکی از کارشناسان مسائل ایران، اسلام، جهان عرب و از جاسوسان برجسته بریتانیایی که به اغراق می توان گفت که او ایرانی را از خود ایرانیان بهتر می شناخت، براین باور بود که انگیزه های اصلی زنده ماندن فرهنگ و هویت ایرانی سه چیز است : " زبان فارسی، پایبندهای اخلاقی ، میهن پرستی ایرانی اسلامی" و ایران بدون این سه ویژگی، توانایی ادامه حیات را نخواهد داشت. ایشان بین ناسیونالیسم اسلامی و ایرانی تفاوت قائل می شد و باور داشت که چون نمی توان ایران را (عربیزه )کرد پس باید حکومت اسلامی متناسب با تفکر خاص این جامعه را تجویز کرد که حکومت شیعی جزو  تز  پیشنهادی ایشان بود. میس لمبتون که از دوستان برنارد لوئیس بود، در سال 1342 دکترین " ولایت فقیه" را برای نخستین بار مطرح و برقراری یک "حکومت اسلامی" در ایران را پیش بینی کرده بود. او در مقاله مشترکی با لوئیس تحت عنوان «ولی فقیه» دوازده امامی در یک حکومت اسلامی، که هم زمان با تبعید خمینی به عراق در سال 1342 در پژوهشهای اسلام شناسی انتشاریافت می نویسد: "تمایل به استقرار حکومت خدا در زمین، که اگر با پافشاری نتیجه دهد بی گمان سرانجامش یک سکوت سیاسی تا «ظهور مهدی» یا «انقلاب خشونت بار» خواهد بود!" ​تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل .... جالبه که این خانم هم در سرنگونی رضاشاه نقش داشته و هم در سرنگونی مصدق. این زن دوست صمیمی و همکار برنارد لوئیس هست که امسال مرد. برنارد لوئیس ارایه دهنده نظریه تجزیه ایران به ۵ کشور هست. بازدن روی لینک و ترجمه متن بیشتر با((لمبتون)) آشنا شوید https://en.wikipedia.org/wiki/Ann_Lambton خانم لمبتون تاريخ شناس انگليسي و متخصص Islamic political theory and Persian social organisation با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔵 واحد های ۲ خوابه در یکی از لوکس ترین برج های دبی 🔹برج ۴۵۰ متری  - شرکت سوئیسی فرانک مولر - در قلب دبی مارینا 🔹با تمام امکانات رفاهی 🔹 ۱۰ درصد زمان عقد قرارداد 🔹 ۳۰ درصد تا زمان تحویل 🔹۶۰ درصد زمان تحویل کلید 🔹تاریخ تحویل 2026 🔹اقامت طلایی با پرداخت ۱۰ درصد اولیه #K1_Real_Estate کانال تلگرام : @AmlakDbi 🔵جهت اطلاعات بیشتر با این شماره بصورت دایرکت یا واتس آپ در ارتباط باشید 00971582292042 #Franck_Muller_Aeternitas_Tower

#تبلیغات

✅ آرزوی بن‌سلمان و حسرت‌های ما ✍️ محمدحسین روانبخش 🔗 در جام جهانی قطر، زمانی که تیم ژاپن با شایستگی به یک هشتم نهایی رسید، یکی از بازیکنان این تیم روبروی دوربین خبرنگاران گفت: «هرکس از من در مورد قهرمان جهان بپرسد، پاسخ می‌دهم ژاپن می تواند قهرمان جهان شود». آن زمان هیچ کس، نه در ژاپن و نه در دیگر کشورها به این حرف نخندید و آن را گزاف ندانست. با این‌که ژاپن فوتبالی در حد قهرمانی جهان ندارد اما برای همه معلوم بود آن‌ها چه روندی را آغاز کرده‌اند و هدف‌گیری دقیق‌شان کجاست. 🔗 شبیه به آن سخن را، در سطحی بالاتر این روزها از زبان بن‌سلمان ولیعهد عربستان شنیده می‌شود که گفته است: «من باور دارم خاورمیانه اروپای جدید خواهد بود. ۵ سال دیگه عربستان کشوری کاملا متفاوت خواهد بود.بحرین، کویت و قطر هم.» این سخن هم نه گزاف ارزیابی شده و نه مسخره. روند رشد اقتصادی عربستان معلوم است و البته مختص یک ماه و دو ماه نیست. 🔗 همزمان با سال‌هایی که احمدی‌نژاد در ایران دولت را در دست داشت و همه‌جانبه حمایت می‌شد، ملک‌عبدالله در عربستان حکومت می‌کرد؛ نفت قیمت بالایی پیدا کرده بود و اگر در ایران معلوم نشد ۷۰۰ میلیارد دلار درآمد نفتی ظرف ۸ سال چه شد، عربستان سرمایه‌گذاری‌های ارزشمند خود را در همان سال‌ها گسترش داد و زمینه‌ساز حرکتی شد که حاصلش آن چیزی است که امروز بن‌سلمان اعلام می‌کند. 🔗 بابت آن سال‌ها کسی چیزی نمی‌گوید؛ چه برسد به عذرخواهی؛ هم‌چنان که بابت سال‌های بعد، سنگ اندازی در مقابل برجام، اصرار بر اینکه تحریم‌ها نعمت است و حالا هم تکرار ادعای سرعت گرفتن «لوکوموتیر پیشرفت» در روزهایی که حال و روز مردم معلوم است! 🔗 در طول ۱۸ سال گذشته ما «برنامه‌ی چشم انداز ۲۰ ساله» داشتیم که طبق آن باید در سال ۱۴۰۴ از همه نظر برترین کشور منطقه باشیم؛ اما امروز اصلا درباره آن حرفی زده نمی‌شود تا شاید فراموش شود، چه رسد به یک عذرخواهی ساده از مردم! 🔗 جام جهانی که برگزار می‌شد، وقتی تیم ملی ایران با کی‌روش پرمدعا جام جهانی را با شکست می‌گذراند، ناکامی ایران به استکبار جهانی و اسرائیل نسبت داده شد؛ و نه تنها کسی بابت سوء‌مدیریت و بی‌عرضگی مزمن، از مردم عذرخواهی نکرد، بلکه تیم تاج و کی‌روش از مردم طلبکار هم شدند! در همان روزها سرمربی ژاپن، در حالی که علی‌رغم شایستگی در ضربات پنالتی، مغلوب کرواسی شدند، در مقابل دوربین‌های تلویزیونی، رو به مردمش تعظیم کرد و از آن‌ها عذرخواهی کرد. 🔗 مردم ما در شکست فوتبال‌مان هم بدهکار تاج و کی‌روش هستند، چه برسد به عقب افتادگی‌های این سال‌ها از دنیا! معجون ِ «ایمان و امید و مدیریت درست»، آنچه دنیا را پیش می‌برد برای مردم ایران دور از دسترس است و به جای آن هر روز زهر «بی‌اعتقادی و ناامیدی و گنده‌گویی مسئولان» در جام زندگی ایرانی‌ها ریخته می‌شود و  هم‌زمان حتی حسرت یک عذرخواهی روی دل مردم می‌ماند... 🔗 این است که ما سخنان بن‌سلمان را می‌شنویم و تاسف می‌خوریم و باور داریم که فاصله‌مان روز به روز از دنیا بیشتر می‌شود؛ در حالی که سعی می‌کنیم از حضور بی‌سوادها به عنوان استاد در دانشگاه جلوگیری کنیم. داستانی از این غم‌انگیزتر سراغ دارید؟! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o

🔲🔺پروژه جاودانگی شما چیست؟ مجتبی لشکربلوکی انسان تا سال ۲۰۴۵ به مرز جاودانگی و نامیرایی می رسد. این ادعا یا دست کم امیدی است که دیمیتری ایتسکوف دارد. هر چقدر موضوع جاودانگی و نامیرایی انسان دور از ذهن به نظر می رسد. اما از نظر تئوری، جاودانگی حداقل برای دیمیتری ایتسکوف غیرممکن نیست. دیمیتری ایتسکوف کیست؟ یک بیزنس من جوان، نیکوکار و میلیاردر روسی است. او ایده جاودانگی را دنبال می کند. چگونه؟ ایجاد سیستم‌های روباتیک پیشرفته، رابط‌های مغز و کامپیوتر و بدن‌های مصنوعی با هدف انتقال آگاهی و اطلاعات مغز یک انسان به مغز و بدنی مصنوعی است. اگر نخواهیم خیلی پیچیده صحبت کنیم؛ او می خواهد یک بدن ماشینی رباتیک درست کند. همچنین می خواهد آگاهی، حافظه و هوشمندی را از مغز انسان به ربات منتقل کند. او امیدوار است تا با انتقال یک کپی روباتیک از بدن انسان و انتقال هوشیاری و آگاهی مغز انسان به آن جسم روباتیک بتواند زندگی پس از مرگ را برای انسان فراهم نموده و او را جاودانه نماید. این اولین تلاش بشریت است؟ قطعا نه! تلاش انسان برای جاودانه شدن و نامیرایی از آغاز بشریت با ما بوده است. پروفسور ارنست بکر، انسان شناس فرهنگی آمریکایی، استاد دانشگاه های برکلی، سایمون فریزر و چند دانشگاه دیگر کتابی دارد به نام انکار مرگ که در سال 1973 با رویکرد روانشناسی و فلسفی به چگونگی واکنش مردم به مرگ می پردازد. او می گوید بیشتر کارهای ما آدم ها برای نادیده گرفتن یا اجتناب از مرگ است! او معتقد است تقریباً هر کاری که ما انسان‌ها انجام می‌دهیم ناشی از ترس ما از مردن است. او ادعا می‌کند که این وحشت باعث می‌شود ما در «پروژه‌های جاودانگی» شرکت کنیم، فعالیت‌هایی که با هدف تأمین «بودن همیشگی» ما در جهان است. پروژه جاودانگی چیست؟ بکر آن را اینگونه توصیف می کند: کاری که در آن ما چیزی را ایجاد می‌کنیم یا بخشی از آن می‌شویم که احساس می‌کنیم بیشتر از خود ما روی زمین باقی خواهد ماند. با انجام این کار، احساس می کنیم که در مقایسه با بدن فیزیکی که در نهایت می میرد، بخشی از چیزی ابدی می شویم که هرگز نمی میرد. پروژه جاودانگی می تواند ریشه فرزندآوری، خلق اثر هنری، ثروت اندوزی، ساختن امپراطوری و تقرییا هر کار دیگر مهم ما باشد! خب تا اینجا فهمیدیم که همه ما دانسته و نادانسته، خواسته و ناخواسته درگیر پروژه جاودانگی هستیم. این را اینجا نگاه دارید. دوباره برمی گردیم! عموم ادیان آسمانی جهان، یک تصویر آرمانی از سرنوشت بشریت ارایه کرده اند. جایی که منجی موعودی می آید که هر کدام از ادیان نام آن را به زبان خود چیزی گذاشته اند اما انگار فصل مشترک آنان این است که فردی آسمانی که جان جهان است می آید و انسان دوباره از نو تعریف می شوند و زمین به آسمان وصل می شود. خدا آنچنان نزدیک می شود که گویی در ما نفس می کشد. آیا ما آن روز خواهیم بود؟ جسماً شاید باشیم شاید هم نه! اما اگر از منظر پروژه جاودانگی نگاه کنیم می توانیم آن روز آن جا باشیم. بگذارید یک مثال ساده و پیش پا افتاده را با هم مرور کنیم: من امروز ۱۰۰ کتاب خوب برای کودکان یک منطقه محروم می فرستم، یک کودک یک کتاب را می خواند و زندگی اش متحول می شود (یک سال بعد). او بعدها می شود یک تاجر موفق (سی سال بعد)، سپس او خیریه ای تاسیس می کند (چهل سال بعد)، خیریه او باعث می شود که ده ها دختر از تن فروشی، ده ها پسر از شرافت فروشی نجات پیدا کنند (پنجاه سال بعد). یکی از ان دختران می شود معلم مدرسه ای و برای بچه های مدرسه الهام بخش است (شصت سال بعد) و ... من آن روز مرده ام. تمام سلول های بدنم تجزیه شده اند و به خاک تبدیل شده اند اما من همان خانم معلمی هستم که عاشقانه درس می دهد. همان کودکی دبستانی هستم که بعدها تبدیل می شوم به یک پزشک شرافتمند که نیمی از زمانش را صرف درمان رایگان می کند. همان نوجوان دبیرستانی هستم که فرصت می کند شعر بگوید و دنیا را رنگی تر کند. دقت کنید که صحبت از تناسخ و بازگشت به دنیا در قالب دیگری نمی کنم بلکه صحبت از جاودانه شدن و نامیرایی است به واسطه نیکویی و دانایی و زیبایی. اگر اینگونه بنگریم لازم نیست که در دوران ظهور آن ابرانسان حضور فیزیکی داشته باشیم. فقط کافیست که «پروژه های درست، مهم و متعالی» انتخاب کنیم و بگذاریم هستی این چرخه نیکوکاری را ادامه بدهد و ما را به انتهای جهان پیوند دهد! حالا که از پروفسور بکر صحبت کردیم بعد نیست که به پایان زندگی او اشاره کنیم: زندگی بکر مارس ۱۹۷۴ در سن ۴۹ سالگی به پایان رسید، جالب است که فقط دو ماه پس از مرگش، جایزه بسیار معتبر پولیتزر را برای ادبیات غیرداستانی عمومی دریافت کرد. برای دیمیتری ایتسکوف آرزوی موفقیت می کنیم اما یادمان باشد چه چیزی را می خواهیم جاودانه کنیم!

🔺خوشبختی خریدنی است؟ 🔰بلومبرگ ♈️تاکنون بارها این جمله را شنیده‌اید که «پول خوشبختی نمی‌آورد». احتمالا وقتی با مشکلات مادی یا تورم بالا روبرو شده‌اید این جمله را تمسخر کرده‌اید یا شاید وقتی بیمار یا ناخوش بوده‌اید، آن را تایید کرده باشید. بالاخره کدام درست است؟ پول خوشبختی می‌آورد یا نه؟ نتایج برخی یافته‌های جدید که بلومبرگ هم به آن پرداخته است، به این پرسش پاسخ می‌دهد. در ادامه به این مطلب اشاره می‌کنیم. پول واقعا خوشبختی می‌آورد یا نه؟ ♈️مطالعه‌ای که به تازگی انجام شده، این نظریه را که اگر بیشتر از یک مقدار مشخص درآمد داشته باشید، حس رفاه و سرخوشی نمی‌کنید، #رد می‌کند. در گذشته این ایده که با پول نمی‌شود خوشحالی را خرید، رواج داشت. مدتها است که پژوهشگران دست به تحقیق و سنجش عقاید عمومی زده‌اند و این ایده هم مورد بررسی آنها قرار گرفته است. البته نتایج تحقیقات متفاوت بوده است که یکی از دلایل آن هم به تعریف خوشبختی برمی‌گردد. ♈️در مقاله مشهوری که در سال 2010 منتشر شد، دنیل کاهنمن روانشناس و انگوس دیتون اقتصاددان (برندگان نوبل اقتصاد) با بررسی پیمایش‌های موسسه گالاپ به این نتیجه رسیدند که ارزیابی رضایت آمریکایی‌ها از زندگی با درآمد افزایش پیدا می‌کند. با این حال، رفاه و خوشبختی روانی آنان پس از اینکه درآمد سالانه خانوار به ۷۵ هزار دلار در سال می‌رسید، تغییر زیادی نمی‌کرد. البته آن پول با احتساب تورم، در حال حاضر بیش از ۱۰۰ هزار دلار است. یعنی اگر ۱۰۰ هزار دلار در سال درآمد داشتید، احتمالا دیگر با افزایش درآمد خیلی به خوشبختی‌تان اضافه نمی‌شد. ♈️پژوهش‌های دیگر چه می‌گویند؟ تقریبا همان حول و حوش که دیتون و کاهنمن این پژوهش را به پیش می‌بردند، یک دانشجوی دکتری روانشناسی دانشگاه هاروارد و مدیر سابق محصولات نرم‌افزاری به نام متیو کیلینگزورث یک ابزار اندازه‌گیری برای سنجش خوشبختی ایجاد کرد. این ابزار یک اپلیکیشن آیفون بود که در بازه‌های تصادفی صداهای کوچکی ایجاد می‌‎کرد و از افراد در مورد فعالیت‌ها و احساساتشان سوال می‌کرد. یکی از یافته‌های اولیه که در سال 2010 منتشر شد، این بود که پریشانی ذهنی و حواس پرتی انسان را ناراحت می‌کند. ♈️کیلینگزورث از آن زمان از این اپلیکیشن استفاده کرد تا ارتباط بین شادکامی و درآمد را اندازه‌گیری کند. نتیجه این کار آن بود که ارتباط میان این دو #قوی‌تر از آن چیزی است که تصور می‌شد. حتی پس از درآمد 75 هزار یا 90 هزار دلاری هم به نظر می‌رسد پول باعث خوشبختی شده است. 🔰جمع‌بندی نقش مهم پول در خوشبختی و تفاوت نتایج بین کشورها ♈️کیلینگزورث در کار خود بیش از یک میلیون و 725 هزار نمونه گزارش از 33 هزار بزرگسال آمریکایی که از این اپلیکیشن استفاده می‌کردند، به دست آورد. درآمد متوسط خانوارهای آمریکایی در سال 2019 کمی کمتر از 69 هزار دلار بود اما در گزارش کیلینگزورث این عدد 85 هزار دلار است. به نظر می‌رسد در برخی کشورها خوشبختی با پول هم خریدنی باشد. با این حال، شاید این موضوع در بین کشورهای مختلف متفاوت باشد. ♈️اقتصاددانی به نام ریچارد ایسترلین در سال 1974 دریافت که درآمدهای سرانه ملی بالاتر لزوما منجر به شادی بیشتر نمی‌شود. البته این نتیجه از آن زمان تاکنون مورد بحث قرار داشته است. در مجموع، به نظر می‌رسد نتایج تحقیق‌ها علاوه بر کمتر در نظر گرفتن نقش مهم ثروت در خوشبختی، به تفاوت فرهنگ در برخی کشورها نیز ارتباط دارد. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o۱۲

🟦 شليك 101  توپ به علامت شوربختی ایرانیان! 📌به مناسبت اول اسفند، سالروز امضای عهدنامه تركمنچای ✍️ علی مرادی مراغه ای ♦️اگر از من بخواهند سیاهترین و سرنوشت سازترین روز تاریخ معاصر ایران را تعیین کنم خواهم گفت همین روز عقد قرارداد ترکمنچای!. چون براساس آن قرارداد، تنها بخشی از قلمرو ایران جدا نشد بلکه در تمام حوزه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و حتی اخلاقی...کمر ایران شکست و پس از آن، دیگر چنان اسیر سرپنجه دو قدرت استعماری روس و انگلیس شد که هرگز نتوانست کمر راست کند! کالاهای روسی و انگلیسی بازارهای ایران را تسخیر کرده ریشه های تولید ایرانی را خشکاند... اوضاع چنان شد که نیم قرن پس از آن، حتی قویترین شاه قاجاری ناصرالدین شاه، افسوس میخورد که بدون رضایت روس و انگلیس، نمیتواند به شمال و جنوب کشورش سفر کند! و یکصد سال پس از آن قرارداد به دوران احمدشاه چنان شد که احمدعلی سپهر(مورخ) مینویسد: «دخالت بیگانگان در امور ایران بجایی رسیده که در 1914روسها در قزوین و تبریز از مردم مالیات می گرفتند!» و اینها همگی از تبعات آن شکست و ترکمنچای بود. پس، بیهوده نبوده که  فردریک انگلس گفته بود: «قرارداد ترکمنچای ایران را دست نشانده و مستعمره روسیه ساخته است...» ♦️اما باید اضافه کنم که آن قرارداد اگر امضا نمی شد چیزی بنام ایران باقی نمی ماند چون قوای روسی تا نزدیکی زنجان آمده بود و ژنرال پاسکویج به تزار نامه نوشته خواهش می کرد که به او اجازه دهد تا بسوی تهران حرکت کرده پایتخت ایران را بگیرد! اینها را مفصل در کتاب سراسر زخمگین(سالهای زخمی) آورده ام. باید بگویم که مسبب اصلی آن شکست و شوربختی پس از آن، همان مراجع و کسانی بودند که بی خبر از قدرت حریف، بر طبل جهاد و جنگ کوبیدند و جنگ را بر شاه قاجاری تحمیل کرده و دور دوم جنگهای ایران و روسیه را آغاز کردند... شاید برای نسلهای آینده ایرانی مایه عبرت گردد که بدون در نظر گرفتن توازن قوا، از سر احساسات و خیالات هرگز دگربار با شاخِ هیچ گاوی در نیفتند! ♦️روسها در تمام جبهه ها پیروز شده از ارس گذشته به شهرهای آذربایجان سرازیر شدند... وقتی ولیعهد عباس ميرزا از خوى عازم تبريز بود در بین راه، خبر وحشتناك ورود قواى روسيه به تبريز را شنيد. پایتختش به اشغال دشمن در آمده، مردم و کل پادگانش و حتی زنان و فرزندانش نیز اکنون در تحت تسلط قوای روسی بودند!. واتسن، وضع و حال رقت بار وليعهد شجاع و شوربخت ايرانی را پس از شنيدن خبر تسخير تبريز توسط دشمن، چنين به تصوير میكشد: «يأس و حرمان ناشى از اين خبر را از لحاظ وليعهد میتوان تصور كرد چون زنان و فرزندانش در تبريز بودند، قصر او، توپخانه او و مهمات نظامى او در اين شهر بود، از اسب پياده شد و بى‏ درنگ از سرجان مكدونالد وزير مختار انگليس تقاضا كرد يكى از افسران خود را براى ترتيب مصاحبه ‏اى بين والاحضرت و ژنرال پاسكويچ بفرستد و هنگامى كه نگران، زير سايه درخت بيدى نشسته بود از نماينده ما درخواست سه هزار تومان وام كرد تا خرجهاى جارى خود را پرداخت كند، افسر انگليسى فورى وجه را پرداخت ولى فرمانده روسی نسبت به شاهزادهِ گرفتار، ادب و نزاكتى ابراز نكرد...(زيرا) ژنرال پاسكويچ از قبول مصاحبه پيشنهادى وليعهد امتناع ورزيد و او چاره ‏اى نداشت جز اينكه آن توهين را تحمل و به سلماس عقب‏ نشينى كند و در انتظار خاطر طرف فاتح بماند!» (سالهای زخمی:ص487) ♦️و این، ماحصل در افتادن با حریف پرقدرت بود...! حالا حریف تا میانه آمده، درست بر روی سینه ما نشسته بود و بند بند ترکمنچای را اصرار میکرد و بزور تحمیل میکرد! و این قرارداد بین یک فاتح با یک مغلوب بود و قائم مقام فراهانی مغز متفکر ایرانی که به دستور عباس میرزا بر سر بندهای ظالمانه قرارداد با روسها چانه می زد و حریف زیر بار نمی رفت، از سر تحسر گفت: «.. خدا روى جنگجويان ايران را سياه كند كه جنگ به راه انداختند و در ميدان نايستادند. دو سال است مرارت با ماست و باز راحت و فراغت با آنها...» ♦️جدایی کامل شهرهای آنسوی ارس و همچنین غرامت کمرشکن ده کرور که بر ایران به عنوان آغاز کننده جنگ، تحمیل گردید کل خزانه را تهی ساخت. شهرهای آنسوی ارس جدا شد و شهرهای اینسوی ارس نیز که تا زنجان در اشغال روسها بود حتی پس از عقد ترکمنچای نیز تخلیه نمی کردند روسها تضمینی میخواستند برای پرداخت به موقع اقساط غرامت! و تضمین نبود... کارد چنان به استخوان رسید که عباس ميرزا مجبور شد طلاجات و جواهرات خانواده اش را نیز بفروشد و حتی به كسر نصف حقوق ساليانه اعضاى دستگاه خود پرداخت!... و بالاخره در این روز، قرارداد توسط طرفين امضاء گرديد. روسها به علامت پیروزی و جشن،101 گلوله توپ شلیک کردند...اما 101 توپ به علامت شوربختی ایرانیان! با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o۱۲

آیا می‌دانید استفاده طولانی مدت از وسایل دیجیتال باعث ایجاد خستگی، قرمزی و خشکی چشم و همچنین اختلال در ساعات خواب می‌شود؟ ✅با
آیا می‌دانید استفاده طولانی مدت از وسایل دیجیتال باعث ایجاد خستگی، قرمزی و خشکی چشم و همچنین اختلال در ساعات خواب می‌شود؟ ✅با استفاده از عدسی بلوکنترل HOYA از چشمان خود در برابر پرتوهای مضر نور آبی محافظت کنید. 👓جهت خرید محصول و کسب اطلاعات بیشتر به مراکز عینک فروشی مجاز در سراسر کشور مراجعه فرمایید. instagram.com/eyebackteb.hoya

#تبلیغات

🔹 آقای رئیسی، می‌آیید‌ بریم دوسیخ جگر بخوریم؟ آقای رئیس‌جمهور، سلام 🔸 داشتم خاطرات ۲۴ بهمن مرحوم آقای هاشمی‌رفسنجانی را می‌خواندم که‌ رسیدم به سال ۶۴. نوشته آن روز اهواز بوده و برای رفع خستگی با لباس شخصی با چند نفر رفته مغازه جگرکی و چند سیخ جگر خورده‌اند.‌کاش آن مرحوم حال‌وهوای آن روز عصر و حس‌وحال مغازه جگرکی را هم می‌نوشت‌؛ چون مهم است. 🔸 این خاطره را که دیدم به کله‌ام‌ زد به شما پیشنهاد کنم یک روز عصر یا ترجیحاً شب با هم به یک جگرکی برویم. مکانش هم فرق نمی‌کند.‌ چه دوراهی قپان، چه چهارراه سیروس، چه شاه عبدالعظیم، چه محله خودتان سعادت‌آباد،‌ چه دربند، چه دولاب... انتخاب با شما. 🔸 در مغازه جگرکی از غدایی که نوش ‌جان‌ می‌کنید‌ لذت ببرید، اما سکوت کنید و به حرف‌های مردم و مشتری‌ها گوش کنید. آن‌ها‌ نیاز ندارند سؤالی بشنوند تا درباره اوضاع و احوال مملکت حرف بزنند. حتی رنگ جگر یا پایه لق صندلی‌ای‌ که روی آن نشسته‌اند‌ انگیزه‌مندشان می‌کند‌ حرف بزنند. آنقدر متنوع صحبت می‌کنند‌ که ذره‌ای‌ حوصله‌تان‌ سر نمی‌رود.‌ جگرکی‌ها‌ پاتوق همه‌جور‌ آدمی هم هستند؛ از حزب‌اللهی‌ بگیر تا کم‌حجاب‌ و بی‌حجاب،‌ از تحصیل‌کرده تا عامی، از خوشحال تا افسرده، از شوخ‌و‌شنگ تا دمغ... 🔸 آن‌جا اجازه بدهید وارد بحث‌های بامزه آنان بشوم و یک‌سری آمار و اعداد نقل کنم؛ مثلاً بگویم رشد اقتصادی مملکت شده ۸ درصد؛ یا تورم از 2 سال پیش تا الآن نصف شده؛ یا رشد نقدینگی آنقدر کم شده که با کله خورده زمین؛ یا از وقتی که عضو بریکس و شانگهای شده‌ایم‌ شست پای تحریم را کرده‌ایم‌ توی چشمش؛ یا اقتصادمان شده رتبه نوزدهم دنیا. 🔸 همین‌طور که من این حرف‌ها را می‌زنم‌ شما به قیافه آدم‌ها نگاه کنید. خواهید دید چند نفری اصلاً محل نمی‌گذارند.‌ یکی‌دو نفر هول‌هولکی‌ لقمه‌های‌ بزرگ‌تری می‌گیرند‌ تا زودتر مغازه را ترک کنند و حرفهایم آزارشان ندهد. یکی‌دو نفر انگشت سبابه‌شان‌ را به سمت قسمت فوقانی کله‌شان‌ می‌آورند‌ و به فرد همراه‌شان‌ حالی می‌کنند‌ که طرف قاطی دارد.شاید واکنش‌های‌ دیگری هم باشد که خودتان خواهید دید. 🔸 آنچه قطعاً در آن‌جا دست‌گیرتان‌ می‌شود‌ این است که جنس آدم‌های مغازه با آن‌هایی‌ که در سفرهای استانی جمع می‌شوند‌ فرق دارد. برای حرف‌های من سوت نمی‌کشند،‌ کف نمی‌زنند،‌ به ساعت مچی‌شان‌ نگاه نمی‌کنند‌ که هرچه زودتر وقت بگذرد و بدوند سمت اتوبوس‌هایی که از راه دور و نزدیک آمده‌اند.‌ 🔸 در مغازه جگرکی شاید فرصتش پیدا شود که به شما بگویم خیلی از بادمجان دور قاب چین‌هایی که برایتان عدد و آمار می‌سازند‌ از جنس شما نیستند. آن‌ها‌ اگر این رقم‌های‌ بی‌حساب‌ و کتاب را به شما ندهند که باید جل‌وپلاس‌شان‌ را جمع کنند و بروند خانه‌شان.‌ آن‌ها‌ از همین حالا رختخواب‌شان را برای ۴ سال دولت بعدی‌تان‌ هم پهن کرده‌اند.‌ 🔸 شاید در مغازه جگرکی این فرصت پیش بیاید که به شما بگویم دولت‌تان‌ در تراز مردم ایران و نظام جمهوری اسلامی نیست. برخی آدم‌های دولت‌تان‌ خیلی کوتاه‌قد هستند. شاید بتوان نام برد از مدیری که هم سمتش و هم خودش آنقدر کوچولوست که در اوایل پست گرفتن در دولت شما دغدغه‌اش‌ این بود که چرا اتاقش سرویس بهداشتی اختصاصی برای او ندارد! 🔸 خب. بعد از نوش جان کردن جگر، دعوت‌تان می‌کنم‌ به یک استکان چای قندپهلو. آخ، گفتم چای یاد چای دبش افتادم. دیدید جوری برای‌تان‌ شعبده‌بازی کردند که فساد مسلم چند میلیارد دلاری جلوی چشم شما کوچک شد و حتی کاری کردند که واژه «فسادنمایی» را اختراع کنید؟ حتی با قوه قضائیه درگیر شدید؟ واقعاً برای چی آبرویتان‌ را گذاشتید؟ خودتان را برای کی خرج کردید؟ 🔸 بعد از صرف چای برویم جلوی دخل صاحب جگرکی و از حال و احوال کاسبی و مالیات ۱۴۰۳ و قیمت جگر خام و بهای گوسفند زنده و مقایسه این قیمت با دو سال و نیم پیش هم گپی بزنیم و بیاییم بیرون. 🔸 آقای رئیسی! جگر خیلی خاصیت دارد اما مغازه جگرکی رفتن خیلی بیشتر. خوبی‌اش این‌ است که چندتا حرف حساب هم می‌شنوید.‌ 🔸 مرحوم هاشمی خاطره جگرکی رفتن را کامل ننوشت، شما کامل بنویسید. من مرده و شما زنده. تنها یادگار مفیدی که به‌جا خواهید گذاشت همین خاطره خواهد بود. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o۱۲

✅دعای تحویل سال را ندانستن عیب نیست! ✍️حسین ثنایی نژاد دعای تحویل سال را ندانستن عیب نیست! عیب این است که رئیس سازمان سینمایی باشی و از رو نتوانی چهار جملهٔ سادهٔ عربی را بخوانی! عیب این است کسی برای چنین مقام فرهنگی مهمی انتخاب شده است که آن‌قدر به فرهنگ جامعه‌اش احاطه ندارد تا دعای تحویل سال را از رو درست بخواند.؛ دعایی که بی‌سوادترین آدم‌ها از حفظ می‌خوانند. عیب این است که او با اینکه می‌داند بلد نیست عربی بخواند ولی آن‌قدر بی‌باک است که می‌داند به هیچ‌جا برنمی‌خورد و آسوده‌خاطر آن متن عربی را بلغور می‌کند. عیب مهمتر اینکه او تحصیل‌کردهٔ یک نظام آموزشی است که عربی جزو دروس الزامی دورهٔ تحصیل او بوده است. او چرا باید از نادانی خود شرمگین باشد وقتی وزیر خارجه‌اش که نه انگلیسی بلد است و نه عربی، هر دو زبان را از رو غلط می‌خواند و به هیچ مشکلی هم برنمی‌خورد و هیچ‌کس از او بازخواست نمی‌کند و هیچ مشکلی برای شغلش پیش نمی‌آید! وقتی وزیر خارجه بلد نیست انگلیسی و عربی از رو بخواند و همچنان اصرار بر این کار دارد، مثل راننده اتوبوسی است که بلد نباشد رانندگی کند و همچنان اصرار بر راندن اتوبوسی نماید که پر از مسافر باشد! هیچ عاقلی به چنین راننده‌ای اجازه رانندگی نمی‌دهد! حال معلوم نیست چرا آن وزیر و این رئیس با چنین ضعف بارزی، همچنان پابرجا در سمت خود می‌مانند و در واقع به ریش مردم می‌خندند. با مدیران نامدار ایران همراه شوید telegram.me/excellentmanagers و اینجا در اینستاگرام 📌https://instagram.com/paktinat.hamed?igshid=z97nhxyu259o۱۲