تاسيان
الذهاب إلى القناة على Telegram
حقیقت که از دل برآرد، بر دل نشیند . . . دایرکت باز است، بگو تا بشنویم!
إظهار المزيد960
المشتركون
+4424 ساعات
+807 أيام
-96930 أيام
أرشيف المشاركات
953
تو مملکت ما، هیچکس برای فرداش تامین نداره مگر پول نقد زیاد و مستغلات داشته باشه؛ تخصص و اعتبار و کار اداری که صنار نمیارزه.
یک وزیر که عوض شه، از صدر تا ذیل همه عوض میشن! کارمند را وقتی اخراج بکنن که راحتم اخراج میکنن باید بره حمالی! اینطور که وقتی کسی دستش به عرب و عجمی _یا دم گاوی_ بند شه میچاپه. چون به صورت غریزی هم که شده میفهمه فرداش معلوم نیست!
#احمد_محمود@taseyan
953
شاخص فلاکت مردم در عصر صفوی!
شاه عباس از وزيرش پرسيد: امسال اوضاع اقتصادی كشور چگونه است؟
وزير گفت: الحمدالله به گونهای است كه تمام «پينهدوزان» توانستند به زيارت كعبه روند.
شاه عباس بانگ سر داد: ای نادان! اگر اوضاع مالی مردم خوب بود، میبايست «كفاشان» به مكه میرفتند نه «پينهدوزان»؛ چون مردم نمیتوانند كفش بخرند ناچار به تعميرش میپردازند. بررسی كن و علت آن را پيدا نما تا كار را اصلاح كنيم!
از کتاب هزار و یک #حکایت اخلاقی@taseyan | پرتره شاهعباس؛ ۱۰۰۶ ه.ق 🎨
953
دو گدا در خیابان نزدیک کلوسیو شهر رم کنار هم نشسته بودند. یکی از آنها روی زمین صلیبی گذاشته بود و دیگری یک ستاره داوود.
مردمی که از آنجا رد میشدند به هر دو نگاه میکردند ولی فقط در کلاه گدائی که صلیب داشت پول مینداختند.
کشیشی از آنجا میگذشت ، مدتی ایستاد و دید که مردم به گدائی که ستاره داوود دارد کمکی نمیکنند.
جلو رفت و گفت: رفیق بیچاره من، متوجه نیستی؟ اینجا یک کشور کاتولیکه، تازه مرکز مذهب کاتولیک جهان هم هست. پس مردم به تو که ستاره داوود داری به خصوص که درست نشستی بغل دست گدائی که صلیب دارد چیزی نمیدهد. در واقع از روی لجبازی هم شده به او پول میدهند نه به تو.
گدائی که ستاره داوود داشت بعد از شنیدن حرفهای کشیش رو کرد به گدای صاحب صلیب و گفت: هی "موشه" نگاه کن ببین کی آمده به برادران "گلدشتین" بازاریابی یاد میده؟
خانواده گلدشتين، از ثروتمندان و يهودى بودند@taseyan
953
ماندن در "وضعیت خوب" یعنی اختیار زندگی خود را در دست داشتن، و اختیار زندگی را در دست داشتن یعنی اختیاردار وقت خود بودن.
بسیاری از ما تا روزی که اولین باد سرد خزان عمر بدنمان را به لرزه در نیاورَد، توجه زیادی به زمان نمیکنیم، چون تصور میکنیم که تا ابد زندهایم.
در دوران بهظاهر بیانتهای جوانی، ما وقت را میکشیم، روزها و هفتهها و سالها را پشت سر میگذاریم، بیآنکه درک کنیم وقت چه موهبت گرانبهایی است.
#تامس_ای_هریس@taseyan
953
آری، پاییز نزدیک است.
اما پاییز که همیشه صدای خشخش برگها در گذرها نیست. پاییز که همیشه با بوی مهر نمیآید. پاییز گاهی در زیر سیگاری روی میز زیر انبوهی از خاکستر است. گاهی حوالی عطری تلخ پشت یقهی لباسی تا شده. گاهی هم نم بارانیست که گوشه چشمانت میدرخشد.
پاییز که همیشه لای برگهای زرد و نارنجی نیست. گاهی در دل کاجیست میان یک کاجزار همیشه سبز. گاهی قهوهایست که سر میرود، غذاییست که ته میگیرد و لبخندیست که بیبهانه بر لبانت مینشیند.
ساده بگویمت؛ دلتنگ که باشی پاییز نزدیک است.
#روزبه_معین@taseyan
