دهکده احساس
الذهاب إلى القناة على Telegram
572
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+37 أيام
+530 أيام
أرشيف المشاركات
572
آن دو بیت چشم تو خیام را دیوانه کرد
خانه و کاشانهی عطار را ویرانه کرد
مثنویهای لبت را شصت من کاغذ کم است
مولوی و شمس را با یکدگر بیگانه کرد
هر چه شاعر بود و هر صاحبمقامی عاقبت!
سرخوش از چشمانمستت راهی میخانه کرد
گیسوانت را نده هر دم به آغوش نسیم
موج گیسویت شرار اندر دل پروانه کرد
عشوه و طنازیت را حافظ شیراز دید
گفت: خوش بر حال معشوقی که مویت شانه کرد!
#اعظم_تفرشی
@dehkadeehsass
572
خیمه بزن بر قلب من , صاحب این خانه تویی
مستم کن از جام لبت , ساقی و پیمانه تویی
آغوش سردم را ببین , محتاج دوزخ توام
روشن نما چشم دلم , خورشید کاشانه تویی
بر تخت ملک دل نشین , تا که شوی سلطان من
این بارگاه و کاخ توست , لایق شاهانه تویی
با عشق تو ای دلبرم , جنت نخواهم من دگر
هم دین و هم دنیای من , بهشت جانانه تویی ....
#مولانا
@dehkadeehsass
572
"خزان چشیده"بلاشک بهار را بلد است
رفیق! مرغ ِ قفس ، انتظار را بلد است
زمان به باد فراموشیام گرفته، ولی
دلی که آینه باشد ، غبار را بلد است
جواب زخم تبر را به خنده خواهم داد
که سرو قامت من اقتدار را بلد است
گریختم همه شب از هجوم غم اما
مشام ِ شیر گرسنه ، شکار را بلد است
نمک به زخم دلم هرکه ریخت، حرفی نیست
که اشک، شُستن ِ این شورهزار را بلد است
سکوت کردنم از عمق بردباری بود
وگرنه سینهی تنگم هوار را بلد است...
#غلامرضا_رنجبری
@dehkadeehsass
572
نیمه گمگشته ات را دیر پیدا میکنی
سر بجنبانی خودت را پیر پیدا میکنی
در مدار روزگار و گردش چرخ فلک
عاقبت روزی تو هم تغییر پیدا میکنی
کودکی چون بادبادک با نسیمی میرود
خویش را بازیچه تقدیر پیدا میکنی
عشق را در انتظار تلخ و بی پایان خود
در غروب جمعه ای دلگیر پیدا میکنی
میرسی روزی به آن چیزی که میخواهی ولی
در رسیدنهای خود تغییر پیدا میکنی
چشم میدوزی به او از دور و میپرسی چرا
نیمه گمگشته ات را دیر پیدا میکنی
#سانازرئوف
@dehkadeehsass
572
خانه ی مادربزرگم را خیابان کرده اند
ساحل افکار من را غرق طوفان کرده اند
رد شده بلوار از روی درخت تاب من
تازه فهمیدم که باغم را خیابان کرده اند
من نمی فهمم درآوردند اینگونه چرا
ریشه ی گل را و پل ها را فراوان کرده اند
یادم آمد روزگاری بارها خوردم زمین
سمت جدول ها که چشمم را چه گریان کرده اند
گم شده رد تمام کودکی هایم ببین
آسمان چشم من را شکل باران کرده اند
پرده ای نصب است روی خانه ی مادربزرگ
یک تشکر از تمام شهرداران کرده اند
روی آن پرده نوشتم در کمال زیرکی
با چه حقی باغ هایم را خیابان کرده اند
#شیما_مولایی_فرد
@dehkadeehsass
572
زود مستم میکند چشمت برایم خوب نیست
دیدن تو کمتر از نوشیدن مشروب نیست
تا نگاهم میکنی سرگیجه میگیرد مرا
پیش چشمانت شراب کهنه هم مرغوب نیست
توی آغوشت عجب آرامشی خوابیده است
من در آغوشت که میگیرم دلم آشوب نیست
تو پلنگی حال صیدت را دگرگون میکنی
توی چنگت هیچ آهو بره ای محجوب نیست
چنگ و دندانی بزن بر نرمگاه گردنم
لج نکن صیاد ! امشب حالم اصلا خوب نیست
#مهتاب_یغما
@dehkadeehsass
572
قصه ی عشق تو را با غزلی ساخته ام
به دوچشم و خم ابروی تو پرداخته ام
تو همانی که دلم را به نگاهی بردی
تا که بر چشم قشنگت نظر انداخته ام
آرزوی دل من بوده وصالت افسوس
نشدی قسمت من گرچه که دل باخته ام
در ره عشق تو رفته رمق از جان و تنم
بس که بیهوده به دنبال تو من تاخته ام
بعد تو پر شده از غصه و غم اشعارم
دگر از عشق کسی هیچ نپرداخته ام
دل بریدی ز چه ازمن ز تب داغ فراق
سوختم بی تو و چون آهن بگداخته ام
#سیدحسین_همایونی
@dehkadeehsass
از همراهان همیشگی و پرمهر کانال #دهکده_احساس
572
لحظه ای غافل ز یاد تو دل آرا نیستم
گوشه ای ماوا گرفتم هیچ پیدا نیستم
رفتی و ترکم نمودی بردی از خاطر مرا
قامتم گشته کمان بی تو سراپا نیستم
غم هجوم آورده از هرسو پریشانم نمود
سیرم از دنیا و دیگر فکر فردا نیستم
مانده ام تنهای تنها بین امواج ملال
گو چسان یابم رهایی من که دریا نیستم
دوریت کرده مرا دلتنگ و مجنون و ملول
حسرتم شد از چه در ذهن تو لیلا نیستم
بیش از حد توان خود صبوری کرده ام
آنقدر هم از تب هجرت شکیبا نیستم
باعث حیرانی ام شد این همه بی مهری ات
گوییا پنداشتی با تو هم آوا نیستم
#سیدحسین_همایونی
@dehkadeehsass
572
خدا می خواست در چشمان من زیبا ترین باشی
شرابی در نگاهت ریخت تا گیرا ترین باشی
نمی گنجید روح سرکشت در تنگنای تن
دلت را وسعتی بخشید تا دریا ترین باشی
تو را شاعر، تو را عاشق پدید آورد و قسمت بود
که در شمسی ترین منظومه مولانا ترین باشی
مقدر بود خاکستر شود زهد دروغینم
تو را آموخت همچون شعله بی پروا ترین باشی
خدا تنهای تنها بود و در تنهایی پاکش
تو را تنها پدید آورد تا تنها ترین باشی
خدا وقتی تو را می آفرید از جنس لیلاها
گمان هرگز نمی بردم که واویلا ترین باشی!!
#محمدرضا_ترکی
@dehkadeehsass
572
هستیام رفت و دلم سوخت و خون شد جگرم
باخبر باش که بعد از تو چه آمد به سرم
در قضاوت همه حق را به تو دادند ولی
نکته اینجاست که من رازنگهدارترم
گرچه آزردیام ای دوست محال است که من
چون تو از دوست به بیگانه شکایت ببرم
راه بر گریه من بسته غرورم، ای عشق
کاش با تیغ تو بر خاک بیفتد سپرم
من که یک عمر به حقم نرسیدم ای دوست
باشد، از خیر رسیدن به تو هم میگذرم..
#احسان_انصاری
@dehkadeehsass
572
چای گیجی وسط کافه ی دنیا بودم!
قند لبخند تو پیش همه محبوبم کرد
دور کردند تورا تا که مرا سرد کنند
تلخی بی کسی ام قهوه ی مرغوبم کرد!
#علیرضا_آذر
@dehkadeehsass
572
کی می رسم به لذتِ در خواب دیدنت؟
سخت است سخت ازلب مردم شنیدنت
هرکس که این ستاره ی دنباله دار راـ
یک قـرن پیش دیده زمان دمیـدنت
از مثل سیـل آمدنت حرف می زند
از قطره قطره بر دل خـارا چکیدنت
پروانه ها به سوختنت فکر می کنند
تک شاخ ها به در دل توفان دویدنت
من...من ولی به سادگی ات،مهربانی ات
گه گاه هم به عادت ناخن جویدنت!
آخر انار کوچک هم بازی نسیم!
دیگر رسیده است زمان رسیدنت
پایین بیا که کاسه ی دریوزگی شده ست
زنبیل من به خاطر از شاخه چیدنت
یا زودتر به این زن تنها سری بزن ـ
یا دست کم اجازه بده من به دیدنت"
#پانته_آ_صفایی
@dehkadeehsass
572
به پایت ریختم اندوه یک دریا زلالی را
بلور اشک ها در کاسه ی ماه هلالی را
چمن آیینه بندان می شود صبحی که بازآیی
بهارا! فرش راهت می کنم گل های قالی را
نگاهت شمع آجین می کند جان غزالان را
غمت عین القضاتی می کند عقل غزالی را
چه جامی می دهی تنهایی ما را جلال الدین!
بخوان و جلوه ای بخشای این روح جلالی را
شهید یوسفستان توام زلفی پریشان کن
بخشکان با گل لبخندهایت خشکسالی را
سحر از یاس شد لبریز دل های جنوبی مان
نسیم نرگست پر کرد ایوان شمالی را
افق هایی که خونرنگ اند، عصر جمعه ی مایند
تماشا می کنم با یاد تو هر قاب خالی را
کدامین شانه را سر می گذارم وقت جان دادن
کدام آیینه پایانی ست این آشفته حالی را
تو ناگاهان می آیی مثل این ناگاه بی فرصت
پذیرا باش ازاین دلتنگ، شعری ارتجالی را
#علیرضا_قزوه
@dehkadeehsass
572
سفر میکردی و کار تو را دشوار میکردم
که چون ابر بهاری گریۀ بسیار میکردم
همان "آغاز" باید بر حذر میبودم از عشقت
همان دیدار "اول" باید استغفار میکردم
ملاقات نخستین کاش بار آخرینم بود
تو را دیگر میان خوابها دیدار میکردم
«به روی نامههایت قطرۀ اشک است، غمگینی؟»
تو میپرسیدی و با چشم خون انکار میکردم
در آن دنیا اگر قدری مجال همنشینی بود
به پای مرگ میافتادم و اصرار میکردم
خدا عمر غمت را جاودان سازد که این شاعر
غزل در گوش من میخوانْد و من تکرار میکردم
#سجاد_سامانی
@dehkadeehsass
572
عاقبت لب های تو سهم لبانم می شود
صورتت ماه قشنگ آسمانم می شود
عاقبت عشق تو در جان و دلم جا می شود
بعد از آن از عشق تو ... روشن جهانم می شود
در دعاخوانی درون مسجد چشمان تو
ناله های گاه و بی گاهت اذانم می شود
گرمی آغوش تو تنها پناه امن عشق
پاتوق تنهایی فصل خزانم می شود
عاقبت در جنگ بین عقل سرد و عشق گرم
چشم گیرای تو تنها قهرمانم می شود
می رسد آخر همان روزی که بر لب های من
نام تو در هر تپش ورد زبانم می شود
سرخی لب های تو روی رخم رد می زند
سرخی ام روشنگر حال نهانم می شود...
#؟؟؟؟؟
@dehkadeehsass
572
دلفروشی مست هستم، قلب صادق می خری ؟
خسته از عشقم،بگو این قلب عاشق می خری؟
شاعری دریاییم، دل را به دریا می زنم
غرق دارم میشوم، پاروی قایق می خری؟
گل فروشی می کنم ،گلدانِ «گل با شاعری»
یک کلامم؛ «شاعری» را با شقایق میخری ؟
چون تلف شد زندگی ،ساعت نمی بندم به دست
سالها را می فروشم،با دقایق می خری؟
سادگی بسیار دارم ،می کنم ارزانیت
با صداقت میفروشم ،با حقایق می خری ؟
با غزل ها می شود هر درد را درمان کنی
مرهمش را می فروشم، طبع ِحاذق می خری؟
کوه غم را می شکافد دردهای شاعری
شاه بیتی می فروشم،طبع خالق می خری؟
#بهناز_سمیعی_نژاد
@dehkadeehsass
572
هرچه آیینه به توصیف تو جان کند نشد
آه، تصویر تو هرگز به تو مانند نشد
گفتم از قصه عشقت گرهى باز کنم
به پریشانى گیسوى تو سوگند، نشد
خاطرات تو و دنیای مرا سوزاندند
تا فراموش شود یاد تو، هرچند نشد
من دهان باز نکردم که نرنجی از من
مثل زخمى که لبش باز به لبخند، نشد
دوستان عاقبت از چاه نجاتم دادند
بلکه چون برده مرا هم بفروشند، نشد ....
#فاضل_نظری
@dehkadeehsass
572
عشق آمد و گرد فتنه بر جانم بيخت
عقلم شد و هوش رفت و دانش بگريخت
زين واقعه هيچ دوست دستم نگرفت
جز ديده که هر چه داشت بر پايم ريخت. ....
#ابوسعيد_ابوالخير
@dehkadeehsass
572
اشکِ من، پنهان بمان حیران نمیخواهم تو را
سفره ام چون جمع شد مهمان نمی خواهم تورا
چون زلیخا مانده ام، دلگرم بارانم هنوز
ابر ناپیدای من ، پنهان نمیخواهم تو را
انتظارت می کشد چشمی که نابینا شده
"یوسفم هستی بمان، درمان نمیخواهم تورا
چیدمت، ممنوعه ام، بس کن پشیمانم نکن
قبله گاه من شدی ،شیطان نمیخواهم تورا
بغض بر جا مانده ای زیر گلو حس می کنم
پس بمان همراه من، پایان نمی خواهم تورا
#الهام_سلیمیان
@dehkadeehsass
572
خان که نه! خانه شدم تا تُ ستونم باشی
بید بودم که خودت رمزِ جنونم باشی
خواستم رو به عقب برگردد زندگیام
تا خودت کودک احساسِ درونم باشی
چارده مُهرهی شطرنج همه مات شدند!
چون دلم خواست تُ سردارِ قشونم باشی!
در به در کرد دلم را دو درّه بازیِ تُ!
"در" شدم تا که تُ در نقشِ "کلون"م باشی
حیف شد؛ پنبهی احساسِ مرا نیز زدی!
تا خودت باعث نحسیِ شگونم باشی
تشنهام ؛ تشنه شبیه تُ که عادت کردی
همهی عمر فقط تشنه به خونم باشی!
میروم تا که خودم را بکُشم از دستت
بلکه یک عمر بدهکار دیونم باشی!
#امید_صباغ_نو
@dehkadeehsass
