ar
Feedback
✔ عشق

✔ عشق

الذهاب إلى القناة على Telegram

پیرامون عشق (هر آنچه از عشق می خوانید و می بینید برایم ارسال کنید)👇 ارتباط با ادمین: 🆔 @soleymani63 📷Instagram: 👇👇👇 https://instagram.com/_u/soleymani63 کانال های دیگرم👇 📌لینک کانال فلسفه اخلاق: @filsofak 📌لینک کانال مشاوره: @menbarak

إظهار المزيد
إيران555 086الفئة غير محددة
208
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
🔸️چرا وقتی برخی کودکان بزرگ می‌شوند، بدرفتاریِ کلامی را می‌پذیرند؟ #مصطفی_سلیمانی #تربیت_فرزند + به والدین بفرستید 🍀❤️ @The
+4
🔸️چرا وقتی برخی کودکان بزرگ می‌شوند، بدرفتاریِ کلامی را می‌پذیرند؟ #مصطفی_سلیمانی #تربیت_فرزند + به والدین بفرستید 🍀❤️ @The_meaningoflife

آدم‌ها یک‌وقت‌هایی، گیر می‌کنند توی جبر زمانه. جبر یعنی زور؛ یعنی تن دادن به یک نخواستنی. آدم‌ها بیشتر وقت‌ها، برای لمس یک خوشی، باید هزار و یک‌جور ناخوشی را به جان بخرند. به جان خریدن، یعنی آگاهانه پا گذاشتن روی دل‌خواه. #مصطفی_سلیمانی ❤️🍀 @The_meaningoflife

تا حالا نادیده گرفته شدی؟ . «حتی به مردنش هم فکر کرده‌ام. با اینکه دلم نمی‌خواست هيچ‌وقت رابطه‌مان این شکلی بشود، ولی به احتمال زیاد، حتی اگر بمیرد هم دیگر برایش گریه‌ام نمی‌گیرد» این‌ها حرف‌های دختری هفده ساله است که اولین بار، در اوایل ده‌ یازده سالگی، حس کرده از طرف پدرش نادیده گرفته شده. قدِ بلندی داشت با یک ظاهر کاملن معمولی. می‌گفت اولین باری که احساس کردم دارد عَمدَن به من بی‌اعتنایی می‌کند، همان‌طوری رفته‌ام توی اتاق و تا شب، توی تنهاییِ خودم گریه کرده‌ام. مادرش را توی نُه سالگی از دست داده و سه تا خواهر بزرگ‌تر از خودش داشت. این‌طور که می‌گفت توی بچگی خیلی کم‌حرف و بی‌آزار بوده‌. همیشه هم دلش می‌خواسته دل همه را به دست بیاورد. نمی‌دانست باباش دقیقن سرِ چه چیزی باهاش لج افتاده. کلماتی که موقع تعریفِ تغییرِ رفتار پدرش گفت دقیقن این بودند: تا وقتی بچه بودم، باهام خوب بود و دوستم داشت، نمی‌دانم چرا یکهو از من بدش آمد. به این خاطر، تا یکی دو سال مدام دنبال عیب و ایراد توی رفتارهای خودم می‌گشته‌ام و مدام خودم را با خواهرهام مقایسه می‌کرده‌ام. اما بعدتر که رفتم توی سن بلوغ و قیافه‌ام کمی به هم ریخت، فکر می‌کردم به خاطر بدشکلی‌ام است که تحویلم نمی‌گیرد و دوستم ندارد. خلاصه، تا برسد به حالی که الآن داشت، کلی راه را طی کرده بود. از انزوا و افسردگی رسیده بود به گریه و بعدترش به اعتراض. «آن موقع‌ها خیال می‌کردم اگر اعتراض کنم، به رفتارهاش با من فکر می‌کند. اما هيچ‌وقت فکر نکرد» و حالا هم یک‌سالی می‌شد که با هم قهر بودند. می‌گفت حتی تایم رفت‌وآمدم به هال و آشپزخانه و دستشویی را هم طوری تنظیم کرده‌ام که هيچ‌وقت چشم‌مان توی چشم هم نیفتد. راستش هیچ‌کداممان هم پیگیر هم نیستیم. پای چپش را مدام تکان می‌داد و تقریبن آخرِ همه جمله‌هاش یک پوزخند کوتاه می‌زد و هر چند دقیقه یک‌بار هم گوشه لُپ راستش را با دندان می‌جوید. تصمیم‌اش را گرفته بود. نمی‌خواست توی آن خانه بماند. به چند تا بهزیستی هم سر زده‌ بود، که هیچ‌کدام‌شان قبولش نکرده‌ بودند. نمی‌خواست از خانه فرار کند تا انگ دخترِ فراری بخورد به پیشانی‌اش. سردرگم بود و کلافه. آخر حرف‌هاش هم با حالی نامعلوم از من پرسید: شما فکر می‌کنید من چطور می‌توانم توی آن خانه، زندگی بکنم؟ راهی مانده که نرفته باشم؟ من اما به عزت نفسی فکر ‌کردم که به سختی ترمیم می‌شود؛ به حفره عمیقی از مهرطلبی توی سینه‌اش، که به آسانی پر نمی‌شود و به شخصیت ویران شده‌ای که به این آسانی‌ها خودش را پیدا نمی‌کند... #مصطفی_سلیمانی #خاطرات_من_و_مراجعین #طردشدگی ❤️🍀 @filsofak

تا حالا نادیده گرفته شدی؟ من اما به عزت نفسی فکر ‌کردم که به سختی ترمیم می‌شود؛ به حفره عمیقی از مهرطلبی توی سینه‌اش، که به آسانی پر نمی‌شود و به شخصیت ویران شده‌ای که به این آسانی‌ها خودش را پیدا نمی‌کند... #مصطفی_سلیمانی ❤️🍀 @filsofak

من صبورم اما سنگ نیستم . می‌گفت «من، صبح که از خواب پا می‌شم، دلم می‌خواد کسی نباشه باهام حرف بزنه. می‌خوام از خونه که می‌رم بیرون، کسی منتظر نباشه برگردم. دلِ کسی تنگ نشه واسه‌م. کسی منو نخواد». . بریده بود از همه؛ و پیش از همه، به گمانم از خودش. حالا من نشسته‌ام روبه‌روی یک آدم ناامید و خسته، که حواسش نیست منی که نشسته‌ام روبه‌روش هم خیلی وقت‌ها، همان دردهایی را حس می‌کنم که او حس می‌کند. که من هم زیاد پیش آمده که دلم آشوب باشد، که گرهی افتاده باشد توی زندگیم، اما اشک‌هایم را نگذاشته باشم که بریزند، بغض‌هایم را فرو داده‌ام و گوش شده‌ام برای حرف‌های آنکه سفره دلش را پهن کرده جلوم. که من هم، روزهای زیادی آمده و رفته، که حوصله خودم را نداشته‌ام؛ که دلم می‌خواسته یک کنج پیدا کنم که توی خلوتش برای حال خودم زار بزنم با صدای بلند؛ اما سرپا مانده‌ام، دوام آورده‌ام، خیسیِ چشم‌هام را دور از چشمِ امیدوار آنکه مرا تنها روزنه امیدش می‌دیده، پاک کرده‌ام، فکر کردن به غم‌هام را گذاشته‌ام برای بعد و تنها به او اندیشیده‌ام. به اینکه چطور شادی را بدوانم توی سینه‌اش. به اینکه چطور دست‌اش را بگیرم و از تاریکی‌ای که گم شده توش بیرونش بیاورم و برش گردانم به زندگی. من صبورم اما سنگ نیستم. من همان شانه محکم‌ام به وقت بی‌پناهیِ آدم‌های روز، و همان اشک‌های بی‌صدای بی‌وقفه‌ام، هنگامه قدم زدن‌های تنهایی‌های بزرگ شبانه. تناقض عجیبی است. دست می‌بری توی بطن آنکه نشسته روبه‌روت، دردهاش را از عمق جانش بیرون می‌کشی، یک مرهم درمی‌آوری و می‌بندی روی تک‌تک زخم‌هاش؛ اما به خودت که می‌رسی، یک دستمال خونین از جیب‌ات بیرون می‌آوری، می‌گذاری لای دندان‌هات، فریادت را خفه می‌کنی، چشم‌هات را می‌بندی و زخم‌هات را ندیده می‌گیری و دردت را انکار می‌کنی. آهای آدم‌ها! این روزها، اگر کسی را دیدید که روزها می‌خندد و راه می‌افتد توی بی‌راهه‌ها، و هر که را که راه گم کرده کول می‌کند و برمی‌گرداند سرِ جاده، و شب‌ها با خودش حرف می‌زند و برای خودش مرثیه می‌خواند، بدانید آن من‌ام. چیزی نگویید و بگذرید... #مصطفی_سلیمانی #خاطرات_من_و_مراجعین . پانویس: رفیق! حواست به منم هست؟ 🍀❤ @The_meaningoflife

جهان بر محور احساس می‌چرخد! انگار فقط آمده بود بدبختی‌اش را به من اثبات کند و برود. از اینکه ناخواسته به دنیا آمده شروع کرد تا رسید به اینجا که الآن هم قاچاقی زنده است. بیست‌وهشت ساله‌ بود و به قول خودش، فوق‌لیسانس، بیکار و افسرده. اصل حرفش این بود که هر چه سنگ است مال پای لنگ است. و هی راه به راه دستش را می‌کوبید به پیشانی‌ش و می‌گفت آدم باید پیشانی داشته باشد وگرنه تا آخر دنیا هم سگ‌دو بزند هیچ گُهی نمی‌شود. نیامده بود که حرف بشنود وگرنه حرف زیاد داشتم براش. می‌خواستم بگویم که جهانِ به این بزرگی، آن‌طوری هم که او فکر می‌کند شیر تو شیر نیست. باور کند یا نه، تک تک آدم‌ها نان دل‌شان را می‌خورند و این یعنی جهان روی محور احساسات می‌چرخد. اصلن قوانین‌اش هم بر پایه احساسات کار می‌کند و سرنوشت هیچ کس از پیش تعیین نشده است. و مثالش هم، به قول خودش، «بدبخت‌زاده»‌هایی هستند که زندگی‌شان را با دست‌های خودشان کن‌فیکون کرد‌ه‌اند. رد خور ندارد که هر کس به هر دلیلی احساس خوبی نداشته باشد، اگر همین احساساتش را کش بدهد، از در و دیوار هم برایش حالِ بد می‌بارد. نمی‌شود جو بکاری و توقع گندم داشته باشی. یک روان‌شناس، تحقیقی انجام داده که بفهمد چرا بعضی‌ها، بخت و اقبال مدام در خانه‌شان را می‌زند و بعضی دیگر پشت سر هم بدشانسی می‌آورند. و پژوهش‌اش را روی افرادی که خودشان را خوش‌شانس یا بدشانس می‌دانسته‌اند اجرا کرده. توی یکی از آزمایش‌هاش، روزنامه‌ای را داده به آزمون‌‌شونده‌ها، که ورقش بزنند و بگویند چند عکس توش می‌بینند؛ و درست وسط یکی از صفحه‌ها، یک آگهی با فونت بزرگ و رنگ خیره‌کننده چاپ کرده با این عنوان که، هر کس این آگهی را دید زنگ بزند به فلان شماره و بعدش فلان مقدار جایزه بگیرد. همین و تمام. نتایج ثبت شده نشان داده‌اند که غالب افرادی که خودشان را خوش‌شانس می‌دانسته‌اند آن آگهی را دیده‌اند. کسی که خودش را بدشانس می‌داند، عموماً آدم عصبی‌ای است؛ و همین فشار عصبی کافی است تا توانایی‌اش برای توجه به فرصت‌های غیرمنتظره مختل شود. حس خوب، حال خوب می‌آورد و حال خوب تنها چیزی است که می‌تواند زنجیره احساسات بد و اتفاقات ناخوشایند را قطع کند. بله، مشکلات وجود دارند؛ اما توجه به آن‌ها هیچ دردی را دوا که نمی‌کند هیچ، کشدارشان هم می‌کند. حس خوب را باید ساخت و تزریق‌اش کرد به زندگی. باید تداومش داد با انتخابِ عمدی. حسِّ دل‌انگیز نوشیدن یک فنجان چای، دوش گرفتن، آواز خواندن، قدم زدن، نوشتن، بوییدن یک میوه و یا راز و نیاز با خدا. امتحان کنیم. شده برای یک بار. می‌ارزد. #مصطفی_سلیمانی #خاطرات_من_و_مراجعین #حال_خوب #شانس 🍀❤️ @The_meaningoflife

از متن: مبارزه با خشم اغلب مستلزم خودآزمایی انفرادی است. خواه خشمِ مورد نظر شخصی باشد، و خواه حرفه‌ای و سیاسی، این مبارزه مستلزم مقابله با عادات خود فرد و نیروهای فرهنگیِ غالب است. بسیاری از رهبران بزرگ به درک معنای این مبارزه رسیده‌اند، و نلسون ماندلا در این میان به عمیق‌ترین درک دست یافته است. ماندلا اغلب می‌گفت که خشم را خوب می‌شناسد، و ناگزیر بوده با تمایل به تلافی‌جویی در درون شخصیت خود بجنگد. گفته است که در طول 27 سال حبس خود، باید در نوعی مراقبه‌ی منضبط ممارست می‌کرده تا روند رشد شخصیت خود را حفظ کند و از دام خشم بگریزد. اکنون، روشن شده است که زندانیان در جزیره‌ی روبن مخفیانه به نسخه‌ای از کتاب #تأملات #مارکوس_اورلیوس، فیلسوف رواقی، دسترسی پیدا کرده، و از آن به عنوان الگویی برای مقاومت بردبارانه در برابر زنگار خشم بهره می‌گرفتند.

مارتا نوسبام: اگر در خشم دقیق‌تر شویم، به تدریج می‌توانیم به جواب این سؤال برسیم که چرا زندگی را بر مدار خشم سپری کردن کار احمقانه‌ای است. تعریفی که ارسطو ارائه می‌کند، می‌تواند یک سرآغاز مناسب باشد؛ تعریفی نه کامل اما مفید، و سرآغازی برای یک سنت مدید تأمل در غرب. ارسطو می‌گوید که خشم واکنشی به یک آسیب جدی به کسی یا چیزی است که آدم به او یا به آن اهمیت می‌دهد، و این آسیبی است که فرد خشمگین عقیده دارد به خطا و به شکل ستمگرانه وارد شده است. ارسطو اضافه می‌کند که خشم رنج‌آور است، اما در بطن خود حامل نوعی امیدواری به تلافی هم هست: آسیب جدی، مرتبط بودن با ارزش‌ها یا حلقه‌ی دغدغه‌های فرد، و ستم. همه‌ی اینها هم درست به نظر می‌رسند و هم بی‌چون‌وچرا. آن‌چه چون‌وچرای بیشتری دارد، احتمالاً، این ایده‌ی او است (ایده‌ای که با این حال مورد موافقت همه‌ی فیلسوفان غربی‌ای است که درباره‌ی خشم قلم زده‌اند) که فرد خشمگین می‌خواهد به نوعی تلافی کند، و این بخشِ مفهومیِ چیزی است که خشم می‌خوانیم. به عبارت دیگر، اگر خواهان تلافی نباشید، احساسی که به شما دست می‌دهد واقعاً خشم نیست، چیز دیگری است (شاید اندوه). واقعاً این طور است؟ من این طور فکر می‌کنم. ما باید به درک این نکته برسیم که تلافی‌جویی می‌تواند خواست بسیار ظریفی باشد: فرد خشمگین نیازی ندارد که به شخصه خواهان انتقام گرفتن باشد. این احتمال وجود دارد که خواست او صرفاً این باشد که قانون چنان انتقامی بگیرد، یا حتی نوعی عدالت آسمانی چنین کند. یا به شکلی ظریف‌تر، خواسته‌ی او فقط این باشد که زندگی فرد ستمگر در آینده دچار مصیبت شود و برای مثال، امیدوار باشد که ازدواج دوم همسر خیانتکارش واقعاً افتضاح از کار در بیاید. تصور می‌کنم اگر این خواسته را در معنای وسیع کلمه درک کنیم، حق با ارسطو است: خشم حامل نوعی تمایل به تلافی کردن است. روان‌شناسان معاصری که خشم را مورد مطالعه قرار داده‌اند عملاً با ارسطو موافق اند که در چنین احساسی جریان دوگانه‌ای وجود دارد: از رنج به امید. #خشم #نوسبام #ارسطو متن کامل: http://www.aasoo.org/fa/articles/180

مجله خانه‌های‌روشن‌۵۲ سردبیر: #مصطفی_سلیمانی نشریه حریم امام شماره ۳۴۰ انتشارش دهید. 🍀❤️ @filsofak

مجله خانه‌های‌روشن‌۵۱ سردبیر: #مصطفی_سلیمانی نشریه حریم امام شماره ۳۳۹ انتشارش دهید. 🍀❤️ @filsofak

مشاوره خانواده (قم) (ازدواج، کودک و نوجوان، مهارت‌های زندگی، زناشویی، فرزندپروری) #مصطفی_سلیمانی ❤️🍀 @filsofak
مشاوره خانواده (قم) (ازدواج، کودک و نوجوان، مهارت‌های زندگی، زناشویی، فرزندپروری) #مصطفی_سلیمانی ❤️🍀 @filsofak

🎶 هوای تازه ۱ پادکست: (قلب شکسته)💔 #مصطفی_سلیمانی انتشارش دهید... ❤️🍀 @filsofak

📝 کانال فلسفه اخلاق: انگ زدن . اگر ادب و اخلاق را بی‌خیال شوی؛ اگر حداقل‌های انسانیت را زیر پایت لِه و لَورده کنی و به دیگران انگ بزنی، خیالت راحت که یک روز از عمرت باقی مانده باشد، مبتلای همان مرض و نکبت خواهی شد. وقتی یک ننه مرده‌ای، اشتباهی ازش سر می‌زند، روانشناسان به آن «کجروی نخستین» می‌گویند. حالا اگر بعد از این سوتی، به شخص برچسب دزدی و کلاهبرداری و خلاف بزنی، غیر مستقیم بهش گفته‌ای که برو غرق شو در این باتلاق! اینجاست که شخص با خودش می‌گوید: «حالا که اسم ما خلافکار شد، لااقل بذار تا تهش بریم.» در این حالت روانشناسان به آن «کجروی دومین» می‌گویند. این کجروی وقتی سر و کله‌اش پیدا می‌شود که آن ننه مرده، انگی که خورده را باور می‌کند و خودش را کجرو می‌بیند و با همین دست فرمون جلو می‌رود. یکی از مهارت‌های خودآگاهی این است که با صفات خوب و بدمان آشتی کنیم. همه ما گاهی از کوره در می‌رویم و قاطی می‌کنیم و گاهی از سر حسادت می‌خواهیم طرف سر به تنش نباشد. یک روز خوبیم و یک روز بد. یک روز سرحالیم و یک روز عینهو بُرج زهرمار... پس حق نداریم اشتباهات و یک روز بد بودنِ شخص را به صفاتش نسبت بدهیم و بگوییم: «فلانی بداخلاقه، فلانی حسوده، فلانی زودرنجه و...» حتماً تو هم مثل من در خیابان زیاد دیده‌ای که یارو شیشه را پایین می‌کشد و به ماشین کناری‌اش می‌گوید: «خاک تو سر اونی که به تو گواهینامه داده»، «آخه یابو، این چه مدلِ رانندگیه»، «حیف این ماشین که تو می‌رونیش، باید گاوچرون می‌شدی» و... کلاهت را قاضی کن. خداوکیلی برای خودت پیش نیامده که روزی از شدّت خستگی، عصبانیت یا ناراحتی، بد رانندگی کنی؟! همیشه که افتضاح رانندگی نکرده ای! ها؟ در خانه و زندگی‌ات هم مراقب باش. به خاطر رفتار اشتباه همسر و بچه‌ات مبادا بگویی: «خنگ»، «بی‌عرضه» و «تنبل»! بین مراجعین زیاد دیده‌ام که والدین در توجیه رفتار غلطشان می‌گویند: «منظورمون از خنگ، بی‌مبالاتی بود.» من هم به آن‌ها می‌گویم: «بچه قدرت تجزیه و تحلیل نداره و منظور شما رو نمی‌فهمه و هر چی بهش می‌گید، تا بزرگسالی در ناخودآگاهش ضبط می‌کنه.» اشتباه همسر، بچه و دوست را به شخصیتشان نسبت ندهیم تا افسرده و خشمگین‌شان نکنیم. یاد بگیریم: «اشتباهات را به موقعیت نسبت دهیم نه صفات.» نگوییم: «حالم ازت بهم می‌خوره.» بلکه بگوییم: «از این کارت خوشم نیومد!» اینطور انگ زدن‌ها موجب تنهایی اهل و عیال و دوست می‌شود. آدم‌های زیادی دور و بر ما وجود دارند که تنها هستند. تنهایی به نبودن آدم‌ها گفته نمی‌شود. تنهایی نتیجه انگ‌هایی است که به هم می‌زنیم. #مصطفی_سلیمانی مشاور خانواده ❤️🍀 @filsofak

📝 کانال عشق: می‌گویند گاهی عشق دو انسان نسبت بهم می‌میرد. این درست نیست. عشق نمی‌میرد، تنها اگر آنچنان که باید لایق و شایسته‌ی آن نباشید، شما را ترک می‌گوید و می‌رود. عشق نمی‌میرد؛ خود آدم است که می‌میرد. عشق به مانند دریایی‌ست: اگر لایق آن نباشید، اگر باعث تعفن آن شوید، شما را به جایی پس خواهد زد تا بمیرید. آدم که آخرش می‌میرد، منتها من دلم می‌خواد غرق در دریا بمیرم... #ویلیام_فاکنر #نخل‌های_وحشی ❤️🍀 @lovediverse

📝 کانال فلسفه اخلاق: ‍ اریک فروم تعریف بسیار جالبی از عشق دارد: او عشق را ترکیبی از چهار عنصر می داند: 1. توجه 2. مسئولیت 3. احترام 4. معرفت او می گوید هر جوشش علاقه و کشش و محبتی به طرف مقابل به معنای عشق ورزیدن نیست. بلکه این احساسات، بیشتر مواقع ناشی از تنهایی و کمبود برآورده شدن تمایلات جسمي است که منجر به ایجاد چنین کششی خواهند شد. اما عاشقی از نگاه فروم ابتدا به معنای توجه به فرد مقابل است. اینکه به او بیشتر از دیگرانی که در کنار ما هستند توجه کنیم. و البته در کنار آن، شامل احترام گذاشتن به فرد مورد توجه است. ریشه لاتین احترام، از دیدن گرفته شده و در واقع احترام به این معناست که معشوق را همانطور که هست ببینیم و بپذیریم. خواسته های او و تمایلاتش را در نظر بگیریم و سعی نکنیم او را به دلخواه خود محدود و منزوی کنیم و... . و اما مسئولیت به این معناست که در برابر او احساس مسئولیت کرده و کاری نکنیم که او و آینده او را به خطر بیندازیم. همچنین در جهت مثبت کارهایی را انجام دهیم که منجر به شکل گیری بهترین ‌آینده برای او شود. "انسان برای خویشتن" اریک فروم 🍀❤️ @filsofak

📝 کانال عشق: عشق چیست ؟ امروز از نظر علمی میدونیم یک احساس و هیجانی به اسم عشق وجود داره که با بقیه احساسها مثل خوش آمدن یا دوست داشتن یا محبت ویا تمایل جنسی متفاوت است. ریشه عشق تمایل جنسی است و فروید به درستی میگه عشق والایش میل جنسی است یعنی تمایل جنسی وقتی به ظریفترین و لطیفترین و انسانی ترین و اخلاقی ترین و از نظر بسیاری روحانی ترین درومد به عشق تبدیل میشه و به همین دلیل به نظر من عشق فقط رابطه میان دو انسان برابر زن و مرد است.من به عشق مادری و پدری باور ندارم ، وجود ندارد.برای اون احساسات باید لغت دیگری بکار برد و ارزش و اهمیت خودشونو در جایگاه خودشون دارند ولی با کلمه عشق مغایرند. عشق احساس و هیجانی است كه نتیجه شناخت و آگاهی است که منو شما رو به اینجا میرسونه که راحتی و خوشحالی اون ادم به اندازه راحتی و خوشحالی خودتون مهمه كه اسمش میشه عشق.لذا اگر دو نفری همدیگر رو نمیشناسن و عاشق هم میشن اصلا از نظر علمی عشق نیست اینها میتونه عمیق خالی بودن و تنهایی باشه که یک نفر میره وجود یک نفر دیگه رو پر میکنه. "دكتر هلاكويي" ❤️🍀 @lovediverse

📝 کانال فلسفه اخلاق: (حسّ دلتنگی) . معطل نکن! آب دستت هست بگذار زمین. گوشیِ تلفنَت را بردار و تماس بگیر با همانی که دلت تنگ شده برایش! در این دنیای محدود و دم‌دستی، دست بردار از این دست‌دست کردن‌هایِ بی‌خود و بی‌ثمر! از این سکوت‌هایی که بوی دلخوری می‌دهد! از این فاصله‌های زیادی که آدم‌ها را برایت کاذب و بزرگ می‌کند. واقعیتش نمی‌ارزد... اصلا باید آدم‌ها را قبل از دلتنگی دید، قبل از اینکه حسّ‌شان مثلِ یک حبابِ بادکنکی شود و به یک تلنگری بند باشد، قبل از اینکه در وجودشان چیزی شبیه به لایه‌هایِ غبار رویِ اثاثیه‌ی خانه‌‌ی قدیمی بنشیند... باور کنید حسّ دلتنگی را نه می‌توان به زبان آورد نه می‌توان نوشت‌شان. اگر هم بشود حق مطلب ادا نمی‌شود... بدترین اتفاق شاید همین باشد که نمی‌توانی کسی که دلتنگش هستی را همان موقعِ دلتنگی در آغوش بگیری... سرت را درد نیاورم، می‌خواهم بگویم: نگذار دلتنگی‌ات آنقدر چاق و بزرگ شود که وقتی چشمت بهش افتاد، نشناسی‌اش! #مصطفی_سلیمانی (مشاور خانواده) ❤️🍀 @filsofak

📝 کانال فلسفه اخلاق: وقتی آدم یک نفر را دوست داشته باشد بیش‌تر تنهاست. چون نمی‌تواند به هیچ کس جز به همان آدم بگوید که چه احساسی دارد. و اگر آن آدم کسی باشد که تو را به سکوت تشویق می‌کند، تنهایی تو کامل می‌شود. #سمفونی_مردگان #عباس_معروفی ❤️🍀 @filsofak

مجله خانه‌های‌روشن‌۴۳ دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی نشریه حریم امام شماره۳۲۱ مصاحبه. یادداشت. روانشناسی. تحلیل و بررسی. آموزش و تربیت فرزند... انتشارش دهید. 🍀❤️ @filsofak

✔ عشق - إحصائيات وتحليلات قناة تيليجرام @lovediverse