3 502
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-137 أيام
-6530 أيام
أرشيف المشاركات
3 501
.
شاید در این دنیای پرهیاهو،
بهترین مبارز مبارزی است که با خودش مبارزه میکند،
مبارزه با درونی که سخت ترین قانع شونده دنیاست،
و انگار جایی، مکانی، قولی به کسی داده
که تمام حرف های منطقی ات را پس بزند...
آری،
شاید سخت ترین مبارزه، سخت ترین نبرد،
در زندگی نسبت به شخص خودت باشد...
خودیکه دلتنگ میشود،
خودیکه بلند پروازی میکند
خودیکه بی پروا عاشق میشود،
خودیکه خودش را پس میزند
خودیکه مسیر قلبش را، صدای قلبش را پس میزند
خودی که میداند مقصد ومسیر و هدفش کجاست
اما انگار که خودش را گم کرده باشد...
خودیکه دلتنگ روزهای ساده کودکی اش است...
خودیکه شاید نیاز دارد کسی دستش را در تاریکی
که غیرعمد در آن گیر افتاده بگیرد...
آری، خودی که نمی پذیرد واقعیت را...
@gitmit
3 501
تلخ ترین شکل دلتنگی،
دلتنگی واسه خودته...
واسه کسی که بودی....
آدم وقتی دلتنگ خودش میشه،
به گذشته پناه میبره، میره سراغ خاطرات،
یادگاریها و گاهی هم آدم های گذشته...
@gitmit
3 501
.
من خسته تر از آنی بودم که بدی ها را با بدی جواب بدهم
و "هوی" باشم در جواب ِ "های"ِ آدم ها...
خسته تر از آنی بودم که روحم را شرحه شرحه کنم،
تا بفهمند که در موردم اشتباه می کنند،
یا بفهمند که به کار من ، کاری نداشته باشند،
و بیخیال تر از آنی،
که از کسی کدورتی به دلم داشته باشم...
من در هر شرایطی و در مواجهه با هر آدمی،
خودم بودم !
کسی که برای هیچکس بد نخواست،
هیچکس را بد نمی دید
و دیگران را نه از روی ظاهر و نه از روی رفتارها
و قضاوت های عجولانه، قضاوت نمی کرد !
آدم ها هیچ کدامشان بد نیستند
اما متفاوتند ، خیلی متفاوت...
و من حریفِ تفاوت های آدم ها،
و حریفِ نظرها و واکنش های شخصی شان، نخواهم شد
گوش هایم را می گیرم، به رویشان لبخند می زنم
و کارِ خودم را می کنم،
همان کاری که می دانم درست است
و باور دارم که حالِ جهانِ مرا بهتر می کند.
و می دانم که روزی ، همین آدم ها ؛
از نشستن و پایِ ایستاده ها را گرفتن
و زمین زدن ، خسته می شوند ،
می ایستند ، گوش هایشان را می گیرند ،
به روی اطرافیانشان لبخندی زده
و راهِ آرزوهای خودشان را می روند...
همه ی ما روزی خسته خواهیم شد
از راضی نگه داشتنِ همه
و همه را شبیهِ باورهای خود خواستن،
کلاهمان را بالاتر خواهیم گذاشت
و به اتفاقات و هدف های بزرگ تری فکر خواهیم کرد...
@gitmit
3 501
گاهی خوابت را میبینم
بیصدا... بیتصویر...
مثلِ ماهی در آبهای تاریک
که لب میزند و معلوم نیست،
حبابها کلمهاند
یا بوسههایی از دلتنگی!
@gitmit
3 501
.
از بچگی هیچیو زوری نمیخواستم.
حتی نزدیک ترین آدمای زندگیمو...
هر کسی میتونست هرجا که دلش خواست،
خودشو پاک کنه از زندگیم، اعتراضیم نمیکردم.
هیچوقت خواهش نکردم واسه اینکه،
برسم به چیزی یا کسیو نگه دارم...
سعی میکردم خودم به دستش بیارم...
نه با خواهش، نه با التماس، حتی نه با کمک کسی...
و اگرم نمیشد بیخیالش میشدم...
ولی هیچکدوم از اینا از سر غرور یا یه دندگیم نبود،
مشکل فقط اینجاست که
چیزایی که با خواهش و التماس به دست بیان
دیگه دوست داشتنی نیستن...
@gitmit
3 501
غریبه ها...
اونایی نیستن که تا حالا ندیدمشون،
یا رهگذرای کوچه خیابون...
غریبه ها
فراموش نشدنی ترین آدمای زندگیمونن،
که یه شب رنگ باختن و عوض شدن...
و خودشون خواستن که جزئی از گذشته تلخمون بشن...
ما به این آدما میگیم غریبه...!
@gitmit
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
