3 507
المشتركون
-224 ساعات
-117 أيام
-6030 أيام
أرشيف المشاركات
3 507
.
دلم میخواست برایت بنویسم.
برای داشتنت قیدِ خنده هایم را زدم.
یک دختر وقتی چشمهایش نمیخندد
یعنی روزگارش خوب نیست.
یعنی دنیایش سیاه است و حال و هوایش ابری!
خواستم برایت بنویسم،
من برای داشتنت خودم را از دست دادم.😔
وکاش تو وسطِ تمامِ این دویدن ها روبرویم نمی ایستادی...
کاش نمیگذاشتی زانوهایم خم شوند،
زخمی شوند،
خسته شوند...
دلم میخواست برایت بنویسم.
من برای داشتنت قیدِ چشمهایم را زدم!
حالا تمام جهانم تیره و تار است.
و اما تو...
کاش برای چشمهایم یک قدم برمیداشتی.
آخر برایت نوشته بودم:
چشمهایم خانه ی امن توست!
@gitmit
3 507
هر آدمى بالاخره يه جا دست ميكشه از توضيح دادن،
از ثابت كردن خودش،
از تلاش براى نگه داشتن ديگران
هر آدمى بالاخره يه روز عميقا خسته ميشه
@gitmit
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
