گەشە(توسعه): سید هاشم هدایتی
الذهاب إلى القناة على Telegram
در این کانال یادداشت های شخصی اینجانب حول مباحث توسعە, با تمرکز بر کردستان و گاهی هم اشعار و دلنوشتەها و ...درج می شود. منتظر نظر و پیشنهادهای شما هستم. t.me/KDproblems لینک کانال
إظهار المزيد603
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+37 أيام
+430 أيام
أرشيف المشاركات
آسیب شناسی جنبش ژینا(قسمت نهم)
گسترە و جغرافیای اعتراضات
🔹 اعتراضاتی که در پی مرگ ژینا امینی رخ داد را می توان یک جنبش فراگیر نامید فراتر از اعتراضات صنفی: دانشجویی، کارگری، معلمی، پزشکان و یا گروه خاصی همچون زنان، شهری ها یا روستایی ها، طبقات پائین، متوسط یا مرفه, اما انکار نمی توان کرد که در تجمعات و راهپیمایی ها حضور جوانان دختر وپسر، به ویژه جوانان بیکار و در میان اقشار فقیر و متوسط بیشتر به چشم آمد.
🔹اطلاعات مربوط به تعداد و مشخصات کشته شدگان، بازداشت شدگان و کسانی که به هر نحوی دچار آسیب شدند نشان دهنده این واقعیت است که بروز و شدت اعتراضات در مناطق کردستان و بلوچستان بیشتر از سایر مناطق کشور بود. البته در ماه های اول در شهرهای بزرگی نظیر تهران، اصفهان، شیراز، مشهد، تبریز، رشت، خوزستان و... نیز تجمعاتی وجود داشت اما به تدریج و درپی تشدید خشونت ها و تبلیغات وسیعی که درمورد تجزیه طلب بودن معترضان کرد و بلوچ از سوی حکومت و جریان های مرکزگرای افراطی انجام گرفت دامنه اعتراضات جدی دراین دو منطقه منحصر ماند! از ماه چهارم هم به تدریج کمتر شد!
🔹در زمینه اعتصابات کسبه وبازاریان, درابتدا مشارکت بسیاری از شهرهای کشور را درپی داشت و می توان گفت در دو مورد از فراخوان های اولیه اعتصاب و بستن دکان و مغازه وبازارهای سرپوشیده و پاساژها, کنش ها, فراگیر وسراسری بود اما به تدریج همانند اعتراضات خیابانی دراین مورد نیز مشارکت و همراهی غالب شهرهای کشور محدود و رو بە کاهش نهاد وبازهم شهرهای مناطق کردستان پیشتاز و شاید بتوان گفت تنها مناطق مجری اعتصابات شد. البته چند مورد اعتصاب و تحصن کارگری محدود درچند کارخانه پتروشیمی را باید مستثنی کرد که خیلی سریع از سوی نیروهای دولتی کنترل شده و تداوم نیافت.
🔹شعارنویسی و سردادن شعارهای پراکنده در کوچه و خیابان ها از همان روزهای اول اعتراضات به تناوب در غالب شهرها و حتی در برخی روستاهای کشور پیگیری شد که با فراز و فرودهایی هنوزهم ادامه داشته که البته آن را هم نمی توان یک کنش سراسری و همه گیر دانست.
🔹تعطیلی برخی کلاس های درس در برخی از دانشگاه ها و مدارس در تعدادی از شهرها به ویژه دانشگاه صنعتی شریف تهران, امیرکبیر و علوم تحقیقات و... و مدارس مقاطع مختلف – حتی دبستان های دخترانه وپسرانه – به صورت غیر منسجم و پراکنده و موردی برای مدتی ادامه یافت که به مرور با تسلط نیروهای دولتی بر اوضاع از شدت آن کاسته شد و این روزها تقریبا خاموش است.
🔹تجمعات در فضای بسته همچون مساجد از سوی برخی از اقشار –نظیر آنچه گروهی از روحانیون کردستان انجام دادند – صورت پذیرفت که با بیانیه خوانی و پایان یافتن مسالمت آمیز آن همراه بود را نیز نباید از نظر دور داشت اما دامنه وسیعی نداشت وبه شهرهای کردستان محدود شد
🔹بیانیه های اعتراضی نخبگان و فعالان مدنی و سیاسی در سطح کشور و بعضا منطقه ای و معدودی از احزاب اصلاح طلب در محکومیت سرکوب ها و اعمال خشونت، دستگیری و اعدام تنی چند از معترضان را نیز می توان از جمله کنش های مدنی مرتبط با این جنبش دانست که هنوز هم هرازچندگاهی به مناسبتی –نظیر محکومیت مسمومیت دانش آموزان دختر مدارس تعداد زیادی از شهرهای کشور –ادامه یافته است
🔹 اعتراضات جنبش ژینا از کردستان آغاز شد، به سایر مناطق کشور کشیده شد و به مرور بازهم به کردستان محدودشد. البته مورد خاص نماز جمعه زاهدان را باید مستثنی کرد که از همان روزهای اول تعدادی از نمازگزاران مسجد مکی پس از خروج از مسجد به صورت پراکنده شعارهایی درمحکومیت نظام سر داده و هنوز هم ادامه دارد که نمی توان نام اعتراض خیابانی برنامه ریزی شده برآن نهاد. درمورد این که چرا اعتراضات در روزهای اول به سرعت از سقز به سایر شهرهای ایران گسترش یافت اما به مرور و پس از دو ماه همکاری مردم سایر شهرهای ایران با معترضان کردستان کاهش یافت, سخن بسیار است که امیدوارم تحلیلگران به آن بپردازند اما باید دانست علت هرچه بود مسیر آینده جنبش را تحت تاثیر قرار داد.
🔹 گرچه بررسی علل این فرازو فرودها نیازمند مطالعات جامعه شناسانه و حتی رفتارشناسانه است و از توان قلم حقیر خارج است اما درحد فهم و شناخت خود در بخش بعدی, به سهم خود به برخی از دلایل و علل آن خواهم پرداخت.
توسعه: کانال اختصاصی سید هاشم هدایتی
@KDproblems
🔹سید حنظله هدایتی
🔹فعال مدنی سیاسی کردستانی
🔹پس از ۷۵ روز بازداشت در اوین وزندان بزرگ تهران
🔹امروز به قید "وثیقه یک میلیارد تومانی" آزاد و در آغوش خانواده اش قرار گرفت
🔸سپاس خدای منان و تشکر از همە عزیزانی کە نگران حال ما بودند
🔹بە امید آزادی همە زندانیان سیاسی!
تاریخ شفاهی را جدی بگیریم!
🔹در این روزهایی که باوجود شرایط روحی نامناسب در حال نوشتن زنجیره بحث های" آسیب شناسی جنبش ژینا" هستم, گاهی در ذهن خودم فلش بکی می زنم به وقایع پنجاه سال پر ماجرایی که درحیات خودم شاهد و ناظر آن بوده ام. و به شدت ضرورت ثبت و تحلیل وقایع این نیم قرن پر چالش را احساس می کنم.
🔹طبق سنت گذشتگان باید منتظر باشیم مورخ یا مورخانی دست به قلم ببرند و منابعی تاریخی تولید کنند. تجربه بشری, بەویژە واقعیات قرن اخیر می گوید علاوه بر تاریخنگاری مرسوم ـ که اگر حتی به وسیله مورخان درباری نوشته نشود باز کفایت نمی کند ـ روش های دیگری نیز برای ثبت اتفاقات, و حتی رویدادهای روزمره مردم, وجود دارد که جهان مدرن از آن بهره می برد نظیر: خاطره نویسی, یادداشت های شخصی روزانه برخی رجال مهم, رمان نویسی, مستندسازی تصویری و فیلم های سینمایی و البته تاریخ شفاهی!
🔹در حد اطلاعات خود می دانم در سطح ایران کارهای متنوعی با استفادە از روش های متنوع و مختلف ـ دولتی و شخصی ـ در داخل و خارج تهیه شده و در حال انجام است اما در مناطقی نظیر کردستان به دلایل تاریخی, فرهنگی ـ اجتماعی, سیاسی و اقتصادی کار درخوری انجام نشده است. مشاهده مجلداتی از تاریخ اتفاقات یک دهه پرماجرای غرب کشور در سال های (۶۷ ـ ۵۷) از سوی دانشگاه امام حسین که نمونه ی کوچکی از تاریخ نویسی سیاسی و یکجانبه است بیشتر مرا با خلاء این موضوع مواجه کرد!
🔹 علاوە بر تاریخ نگاری, ضرورت ثبت وقایع با استفاده از روش های خاطره نویسی, رمان نویسی, فیلمسازی و تاریخ شفاهی بیشتر حس می شود به ویژه اینکه می بینیم نسل های جوان و نوجوان ما اطلااات زیادی از واقعیات همین چند ده پیش کشور و منطقه ندارند.
🔹آمیخته شدن همه جنبه های زندگی ما با امر سیاسی کاری کرده است که عینک های سیاسی و حزبی ـ در سایه نگاه های ایدئولوژیک چپ, گسل های دوگانە و چندگانە را در ذهن وباور و برداشت مردم ایجاد کردە و همچنان بر طبل تفرق می کوبد و شکاف های ـ نه فقط دولت, ملت ـ بلکه تقابل های ناحیه ای, طایفه ای , روستایی, محله و خانواده را بوجود آورده است! تاجایی که به نظر می رسد مادام مردم ما, والبته نسل های جدید, به ریشه شکاف های موجود توجه نکنند, امیدی به ریشه کن کردن این شکاف ها نیست. اهمیت دوچندان نگارش تاریخ پنجاه سال اخیر زمانی هویدا می شود که ببینیم برخی از بانیان وعاملان شکاف های ایدئولوژیک دهەهای پیش هنوز هم مدعی بودە وبا همان عینک و نگاە و منطق قدیمی در صدد رفع شکاف ها هستد که شدنی نیست!
🔹صاحب این قلم با رنج بسیار و با وجود زبان الکن و قلم نارسا پس از ده سال تلاش سرانجام موفق شد خاطرات چهل سال فعالیت سیاسی خود را بنویسد و چون فضای مناسب برای انتشار آن نیست گذاشته است برای موقعیت مناسب. از چند نفر نیز شنیده ام کار مشابهی را در دست دارند یا به اتمام رسانده اند. آثاری نیز تحت عنوان تحلیل یک حادثه یا رویداد خاص, نگارش یافته است اما باور دارم این کارها کافی نیست و کردستان سخت نیازمند تاریخ نگاری است!
🔹طبق گفته کارشناسان مطلع امر تاریخ نگاری پرهزینه ونیازمند پشتیبانی مالی است. به نظر نمی رسد تاکنون دولت در کردستان اهتمامی علم محورانه به این موضوع داشته و بخش خصوصی نیز یا رغبتی ندارد و یا به اهمیت آن پی نبرده است لذا فعلا امیدی به ایجاد مرکز مستقل تاریخنگاری کردستان نیست. به این دلیل ضرورت پرداختن به تاریخ شفاهی کردستان را باید یک رسالت مهم برای تمام کسانی دانست که توان و ذوق و تمایلی دراین مورد دارند.
بهره گیری از تجارب اساتید توانمندی نظیر دکتر اسماعیل شمس می تواند ضریب موفقیت را افزایش دهد!
توسعه: کانال اختصاصی سیدهاشم هدایتی
@KDproblems
آسیب شناسی جنبش ژینا(قسمت هشتم)
گفتمان های دخیل در اعتراضات
🔹به دلیل فراگیر شدن اعتراضات, طرفداران گفتمان های متعدد و متنوعی در آن دخیل شدند. از جمله: گفتمان های: مدنی, ناسیونالیسم, اصلاح طلبی, ایرانشهری، سرنگونی طلب و براندازی به هر قیمتی.
🔹 گفتمان مدنی با رویکرد دمکراتیک, هسته اولیه و آغازگر اعتراضات شهریور ۱۴۰۱ بود. این گفتمان; خشونت پرهیز, متکی بر تکنیک های: راه پیمایی، اعتصاب کسبه وبازاریان، پیگیری مسببین قتل خواهان معرفی و محاکمه آمران و عاملان آن جنایت بود.
🔹لجبازی مسئولان, به کارگیری خشونت علیه معترضان به تدریج می رفت این گفتمان را با روش های خشونت طلبی که اعتقادی به فعالیت مدنی و مسالمت آمیز ندارند, ادغام کند. تشدید فعالیت های رسانه ای خارج نشینان که در قالب شعارهای تند ورادیکال نمایان شد, بهانه به دست نیروهای دولتی داد تا خشونت بیشتری علیه طرفداران گفتمان مدنی به کار برده و صدمات جبران ناپذیری به معترضان وارد آید.
🔹 گفتمان ناسیونالیسم محلی در کردستان و بلوچستان, گرچه ناهماهنگ امابا زیر سیستم های متنوع و گاه متضاد در عرصه رسانه یی نقش پر رنگی را بازی کردند. عملکرد تبعیض آمیز چهار دهه حکومت با مردمان این مناطق زمینه مضاعفی شد تا بین معترضان مدنی و گفتمان ناسیونالیسم محلی همصدایی ایجاد و در برخی از اعتراضات خیابانی, شعارهای تندی که یادآور شعارهای درگیری های اوایل انقلاب بود – مشاهده شود.
🔹 ناسیونالیسم کردی گرچه هنوز نتوانسته است هواداران خود را در یک جبهه منسجم سازماندهی کند اما می توان آن را در طیفی از طرفداران رفتار مدنی شبیه آنچه در مواضع هواداران داخلی و جریان کومارخوازان روژهەلات تا آنسوی طیف که گروه های باورمند به مبارزه مسلحانه قرار دارند مشاهده کرد. البته درمیانه هم گروه های معتدلتری وجود دارد که در بیانیه ها و مصاحبه های رهبران شان دعوت به پرهیز از خشونت کردند. ناسیونالیست های داخلی غالبا خود را هواخواه مشی مسالمت آمیز و مدنی و ناسیونالیست های خارج نشین خود را مبلغ خشونت و همراه و همسوی با گفتمان براندازی معرفی کردە اند.
🔹گفتمان اصلاح طلبی با پیشینه ای ۲۵ ساله در ایران کە درمیان ملیت ها و پیروان مذاهب مختلف کشور نیز یارانی دارد در این اعتراضات به صورت پر رنگ به حمایت از معترضین کف خیابان پرداخت. اصلاح طلبان با درخواست از حاکمان برای معرفی متخلفان حادثه ژینا و عذرخواهی و دلنوایی از آسییب دیدگان و حذف گشت ارشاد, تجدید نظر درقانون حجاب اجباری و مهمتر از همه برگزاری رفراندم, همراهی خود را با زنان ومردان جوان معترض نشان دادند.
🔹 گفتمان ایرانشهری نه در یک جبهه متحد بلکه دریک طیف متشکل از پیروان اندیشه پان فارسیسم تا روشنفکرانی نظیر جواد طباطبایی و همفکرانش تلاش کردند با سیاست یکی به میخ و یکی به نعل برخی شعارهای گروه های ناسیونالیست محلی خارج از کشور را ذیل اتهام تجزیه طلبی تعریف و برخلاف حرکت معترضان, مشروعیت برخورد خشن حکومت با معترضان مناطق کردستان و بلوچستان وسایر مناطق کشور را تئوریزە کنند!
🔹 گفتمان برانداز که دارای پیشینه ای به عمر جمهوری اسلامی دارد بدون اینکه کوچکترین هزینه ای متحمل شود فضای اعتراضات خیابانی را با استفاده از توان مالی بالا و دسترسی به رسانه های قدرتمند خارجی در دست گرفته و با سوء استفاده از احساسات پاک جوانان کف خیابان و تحمیل هزینه های سنگین به آنان نقش غیرقابل انکاری را بازی کردند. آنان با درک نادرست از واقعیات درون کشور و توازن قوای نیروهای داخلی و بدون بازنگری عملکرد ۴۴ ساله خود در مواجهه با ج.ا.ا. با همان منطق چهار دهه پیش اعتراضات را تحلیل کردند. بخشی از این گفتمان با دعوت از کشورهای غربی برای حمله به ایران ناهماهنگی خود با رویکرد اصلی جنبش ژینا را به نمایش گذاشتند. این گفتمان از حمایت درونی چندانی برخوردار نبوده و متمرکز شدند روی معدودی سلبریتی یا مهاجران غیر سیاسی که با ورودشان به جنبش ژینا مسیر جنبش واقع بینانه مدنی ژینارا تا حدی منحرف کردند.
🔹 اما بی تردید ظهور یک گفتمان جدید بانقش آفرینی پر رنگ تر زنان و جوانان و نوجوانان, که از ظرفیت لازم برای تحت الشعاع قرار دادن همه گفتمان ها دارد را شاید بتوان جدیدترین گفتمان در اعتراضات سال ۱۴۰۱ دانست که حتی مورد استقبال چهره های شاخص دینی شیعی و غالب علمای مناطق سنی نشین کشور هم قرار گرفت. تابلوی این گفتمان شعار"زن، زندگی، آزادی" است که احتمالا در آینده مورد توجه بیشتر فعالان مدنی و سیاسی و عوامل مرتبط با جنبش های اجتماعی و سیاسی منطقه قرار خواهد گرفت!
توسعه: کانال اختصاصی سیدهاشم هدایتی
@KDproblems
Repost from انصاف نیوز
➖ درخواست دستور آزادی حنظله هدایتی از اژهای
همسر سید حنظله هدایتی در نامهای به حجت الاسلام محسنی اژهای رئیس قوه قضاییه، با اشاره به عفو اخیر به همسرش، خواستار دستور اعمال این «فرمان شادی آفرین» خواند.
به گزارش دریافتی انصاف نیوز، متن نامهی بشری نجاری در پی میآید:
همانطور که مستحضرید با پیگیریهای مشفقانهی جنابعالی پیشنهاد عفو عمومی برای بازداشت شدگان اعتراضات اخیر، مورد موافقت رهبری نظام قرار گرفته و در روزهای اخیر تعداد زیادی از این افراد به تدریج از زندان آزاد شدهاند.
همسر من سید حنظله هدایتی که در روز پنجم دیماه از سوی نیروهای وزارت اطلاعات بازداشت و پس از ۱۹ روز انفرادی به بند عمومی ۲۰۹ منتقل شده است از جمله افراد مشمول این فرمان است.
من نیز همانند همهی خانوادهی بازداشت شدگان اخیر روزهاست چشم انتظار آزادی همسرم هستم. نظر به این که سید حنظله هدایتی در تماس قبلی اظهار داشت که تمامی شرابط جهت عفو رهبری را دارد بدینوسیله از جنابعالی به عنوان مرجع قانونی اجرای عدالت، درخواست دارم دستور فرمائید همسر بنده مشمول فرمان شادی آفرین رهبری شود.
http://www.ensafnews.com/400543
@ensafnews
Repost from سخنرانیها
🔊فایل صوتی
مهدی بازرگان
سازگاری ایرانی
شادروان مهدی بازرگان در کتاب "سازگاری ایرانی" که در سال ۱۳۵۷ منتشر شده است به ویژگی های فرهنگی اشاره می کند که به دلیل شیوه ی تولید (کشاورزی) و نحوه ی تامینِ معاشِ اجداد ما در آنها بوجود آمده و به ما به ارث رسیده اند.
از جمله این ویژگیها می توان از شلختگی، گشادبازی، قناعت پیشگی، نداشتن اخلاق اجتماعی، خودخواهی، سازگاری و سازش کاری، عدم توجه به وقت، اعتقاد به تقدیر و قسمت و مشیت الهی و .... نام برد..
شنیدن این نوار صوتی را به علاقه مندان مسایل فرهنگی توصیه می کنم.
خوانش : طاهره شیخ الاسلام
.
🆔 @sokhanranihaa
🆑کانال سخنرانی ها
🌹
Repost from آهنگهای شجریان
ره میخانه و مسجد کدام است
که هر دو بر من مسکین حرام است ...
• آواز: محمدرضا شجریان
• کمانچه: کیهان کلهر
• غزل: عطار
@shajaryane
گاهی فکر می کنم(۱۶) که "اگر هر یک از ما قبل از قضاوت در مورد دیگری, لحظاتی خودمان را به جای وی قرار می دادیم, آیا قضاوت هایمان چیز دیگری نبود؟!"
آسیب شناسی جنبش ژینا(قسمت هفتم)
تحلیل شعارها
۱. از منظر استراتژیک، هر حرکت گروهی، در فرایند کنش های خود نیازمند چشم انداز مشترک و ترسیم دورنمایی از آرزوهای آن گروە است. تناسب این آرزوها با واقعیت های موجود، توانمندی ها، ظرفیت ها و شرایط محیطی, امکان موفقیت آن را بیشتر و موجودیت آن را واقعی جلوه می دهد. چشم اندازها غالبا در قالب شعارهایی خود را در افکار عمومی معرفی می کنند. به عنواک نمونه:دولت هویدا با شعار" هر ایرانی یک پیکان" چشم انداز اقتصادی دولت پهلوی و حزب دمکرات کردستان ایران با شعار "دموکراسی برای ایران و خودمختاری برای کردستان"چشم انداز حزب را معرفی کردند.
۲. در جنبش های اجتماعی ـ صنفی یا فراگیر ـ نیز شعارها, نماد و مُعَرّفِ خواستەهای اصلی مشارکت کنندگان در آن جنبش بە شمار می آیند. در سال های اخیر اعتراضات معلمان ایران، با شعار همسانسازی حقوق بازنشستگان با شاغلین ویا همسانسازی حقوق معلمان با سایر مستخدمان دولتی خواستە های صنفی خود را مطرح کردند.
در جنبش ژینا با توجه به عواملی که به مرگ ناگوار مهسا امینی(ژینا) انجامید, در روزهای اول شعارهایی به عنوان مُعَرّفِ مطالبات، خواست ها و اهداف اصلی مردمان مُعتَرِض مطرح شد که هم واقعی بود و هم با حادثه موجِده ی اعتراضاتـ مرگ یک دختر در مقر گشت ارشاد ـ همخوانی داشت. اما به مرور شعارهای دیگری در گوشه و کنار از سوی برخی از افراد مشارکت کننده سر داده شد که تناسبی با حادثه ی موجده نداشت و در ادامه مشخص شد تناسبی با توانمندی ها، ظرفیت ها، و شرایط محیطی مرتبط هم نداشته است. شاید بشود گفت این شعارها, برای آن سیل اعتراضات سراسری, غیرواقعی یا انحرافی بودند. چرا که درجنبش ژینا, زنان و مردان ایرانی ساکن و مقیم ایران در اعتراض به قتل مهسا امینی آغازگر اعتراضات مدنی مشخصی بودند. مداخله گروه ها و جریان های سیاسی شناخته شده غیر مدنی نظیر مجاهدین خلق و سلطنت طلب ها, که رسما درکف خیابان حضور نداشته و صرفا در پی بهره برداری از جنبشی برآمدند که کاملا مدنی, خشونت ستیز و با اهداف عینی متناسب با ظرفیت های موجود و شرایط جامعه شکل گرفته بود. در اعتراضات که ازسقز – زادگاه ژینا – آغاز شد شعارهایی مطرح شد که کاملا مرتبط و متناسب با حادثه موجده ی اعتراضات بود. ازجمله: " حجاب اجباری نمیخایم، نمیخایم" که به مرور و دریک بازه زمانی کوتاه با برداشتن روسری های بسیاری از زنان معترض در کوی و برزن شهرهای ایران همراه شد. شعار نفی حجاب کاملا مرتبط با جریان قتل مهسا امینی –نماد اعتراضات سراسری زنان و مردان معترض در کف خیابان – بود. زیرا مهسا از طرف نیروهای گشت ارشاد دستگیر و در ساختمان مربوط به آن نیرو جان خود را از دست داده بود, نیرویی که مجری سیاست های حجاب اجباری دولت است. در ادامه شعارهایی علیه نهاد گشت ارشاد داده شد که این هم کاملا مرتبط با حادثه موجده اعتراضات بود. به دلیل حضور پر رنگ زنان دراین اعتراضات از سوی گروهی, شعار "زن، زندگی، آزادی" به عنوان شعار فراگیر وارد تجمعات و رسانه های مرتبط شد که نوعی زیرکی و هوشمندی هدایت کنندگان حرکت های اعتراضی به شمار می رود. گرچه عاریتی بود اما به دلیل نقش مهسا و برخوردهایی که درسالیان اخیر با جنبش مخالفان حجاب اجباری شده بود, به سرعت در دل معترضان و حامیان و هدایت کنندگان جا افتاد تا جایی که به نماد اصلی اعتراض کنندگان مبدل شد و بعدها هم احزاب و شخصیت های سیاسی که به هرنحو –در داخل و یا خارج کشور –به حمایت از جنبش ژینا پرداختند به این شعار محوری اشاره کردند. اگر قتل مهسا امینی را محرک و هسته اولیه اعتراضات شهریور امسال بدانیم، باید اقرلر کنیم شعارهای مربوط به مقابله باشعار اجباری، درخواست برچیدن نیروهای گشت ارشاد، درخواست محاکمه عاملان قتل مهسا امینی و سایر معترضان و درخواست عذرخواهی حکومت از تمام خانواده های آسیب دیده و جبران خسارت های وارده, هسته ی اصلی خواست های اولیه و واقعی جنبش محسوب می شوند.
۳. در ادامه اعتراضات گروه های خارج نشین و رسانه های فارسی زبان برخی دولت ها نیز وارد عمل شده و از طریق فضای مجازی ورسانه یی کنترل جنبش را دردست گرفتند. شعارهای جدیدی بر سر زبان معترضان افتاد که تناسبی با ماهیت جنبش نداشت. شعار براندازی نظام وحمله به رهبران آن, با انحراف از مطالبات جنبش ژینا, موجب پیامدهای زیر شد:
# تغییر رفتارهای مدنی به خشونت آمیز که منجر به برخورد شدیدتر نیروهای دولتی با معترضان شد.
# کاهش اهمیت حضور در کف خیابان به سود فعالیت های رسانه یی که معترضان کف خیابان کنترلی بر آن نداشتند.
# تغییر هسته های تصمیم گیری اعتراضات از داخل به خارج که بهانه بدست مخالفان جنبش داد تا به آن اتهام وابستگی به بیگانه بزنند.
# انتقال از فاز جنبش به انقلاب بدون توجه به ظرفیت ها و شرایط جامعه و الزامات یک انقلاب!
توسعه: کانال اختصاصی سید هاشم هدایتی
@KDproblems
Repost from جرعه
♦️حبیبالله پیمان در این گفتار، از ضرورتِ گفتگوهای مدنی در میانِ افرادِ جامعه سخن میگوید🔺️
@joreah_journal
www.instagram.com/joreah_journal
