گەشە(توسعه): سید هاشم هدایتی
الذهاب إلى القناة على Telegram
در این کانال یادداشت های شخصی اینجانب حول مباحث توسعە, با تمرکز بر کردستان و گاهی هم اشعار و دلنوشتەها و ...درج می شود. منتظر نظر و پیشنهادهای شما هستم. t.me/KDproblems لینک کانال
إظهار المزيد604
المشتركون
+124 ساعات
+27 أيام
+530 أيام
أرشيف المشاركات
معرفی نخبگان و سرمایە های انسانی کردستان(3)
مهندس هوشنگ عزتی امینی
مهندس عزتی امینی یکی از تکنوکرات های موفق, کارافرین و توانمند کردستان است کە در بخش های دولتی و خصوصی در سطح استان و ملی فعالیت داشته و علاوه بر تخصص حرفه ای مهندسی ساختمان در زمینه مدیریت نیز با تاکید بر یادگیری سازمانی تلاش های ارزشمندی کرده است که حاصل آن ترجمه دو کتاب پیتردراکر و پیتر سنگه است.اخیرا نیز با شرکت در دوره حرفه ای DBA مدیریت استراتژیک در دانشگاه صنابع و معادن تهران در صدد افزایش توان مدیریتی خود برامده است
معرفی نخبگان و سرمایە های انسانی کردستان(2)
دکتر قطبالدین صادقی*
متولد 1331، سنندج، دکترای تئاتر از دانشگاه سوربن فرانسه- عضو فرهنگستان زبان و ادب فارسی و عضو فرهنگستان هنر - استاد رشتهی تئاتر در دانشگاههای هنر و معماری، سوره، شهید بهشتی- درام نویس، نگارش 33 نمایشنامه و پژوهشگر با مقالات تحقیقی بسیار، سازنده چندفیلم کوتاه و ...
تحصیلات :
دیپلم ریاضی از دبیرستان هدایت سنندج ـ ۱۳۴۹ لیسانس رشته هنرهای نمایشی از دانشکده هنرهای زیبا ـ دانشگاه تهران ـ ۱۳۵۴ فوق لیسانس هنرهای نمایشی از دانشگاه سوربن پاریس ـ (۱۹۷۹) (۱۳۵۷) دکترای هنرهای نمایشی از دانشگاه سوربن پاریس ـ (۱۹۸۵) (۱۳۶۴)
کتاب ها:
یادگار زریران, بیان بدنی بازیگر, سی مرغ، سیمرغ, مویه جم,
نمایشنامهها:
هراس, عروسی داریم و عروسی, میر نوروزی, چُمری میر میدان
ترجمهها:
مدهآ, کار در خانه, آهنگ های درخواستی,
فیلمنامهها:
مرا ببر هر جا که خواستی, آب را گل نکنیم, پل,تهران، دو بامداد
داستانها:
رامینه ماه را دوست دارد
کارگردانی صحنه:
۱ باغ شکرپاره ۲ یادگار زریران ۳ عادلها ۴ عکس یادگاری ۵ دخمهٔ شیرین ۶ پرومته در زنجیر. ۷.افشینوبودولفهردومردهاند ۸ سرود مترسک پرتقالی ۹ قابیل ۱۰ سحوری ۱۱ هفت قبیله گمشده ۱۲ خط عشق ۱۳ پیکرههای بازیافته ۱۴ زنان صبرا، مردان شتیلا ۱۵ دوران بیگناهی ۱۶ مبارک، نگهبان کوچک ۱۷ مویه جم ۱۸ هفت خوان رستم ۱۹ بهرام چوبینه ۲۰ مردفرزانه، ببر دیوانه ۲۱ نیرنگهای اسکاپن ۲۲ هملت ۲۳ سیمرغ، سیمرغ ۲۴ آرش ۲۵ مدهآ ۲۶ آژاکس ۲۷ فرمان گمشده ۲۸ پیکنیک در میدان جنگ ۲۹ افعی طلایی ۳۰ بامها و زیر بامها
تله تئاتر:
۱ سبدی پر از ماه گمشده ۲ چرخدنده ۳ کالیگولا
فیلم کوتاه : ۱ لاله ۲ رنگ و جلای فولاد ۳ گالوانیزه ۴ ترکه ۵ میکده حمام نیست ۶ آئینههای فولاد ۷ آهسته گام بردار...
دکتر صادقی ادیبو هنرمندو بازیگری بسیار قوی با دانش فراوان و به حق جزء معدود هنرمندانی است که در تمام فعالیتهایشان بسیار عالی ظاهر شده اند.و هرکاری که ایشان هنرنمایی می کنند مطمئنا از کارهای ماندگار خواهد بود.
* باتشکّر از بانو زهرە صولی شاعر گرانقدر سنندجی به خاطر کمک شان در تهیه این رزومه مختصر
مهارت های فلسفی
آنتونی هاریسون باربت
مترجم: فرزاد حاجی میرزائی
نویسنده ی کتاب آنتونی هاریسون باربت از فلاسفه ی مشهور و از سخنوران و نویسندگان نامور ایرلندی است که دارای آثار ارزشمند زیادی در زمینه ی آموزش فلسفه ومردم شناسی است ،این کتاب که با خامه ی زیبای دکتر حاجی میرزائی به زبان فارسی بر گردانده شده علاوه بر ذوق وسلیقه ی هنری وزیبای مترجم که به حق نویسنده ای پرکار وتوانا ومترجمی زبردست در عرصه های گوناگون است می تواند مارا با ماهیت وارزش فلسفه ولزوم پرداختن به این علم ومسائل عقلانی بویژه در مقطع کنونی آشنا کند که گروه ها وافراد زیادی با اعمال نابخردانه وغیر منطقی جوامع بشری را دچار ناامنی ونا بسامانی نموده اند.طرح سؤالات متعدد وپاسخ به آن ها در حوزه های مختلف اعم از فلسفه ویا غیر آن مانند فلسفه ی سیاسی ،فلسفه ی علم ،فلسفه ی دین ،فلسفه ی هنر وانسان وفرهنگ وموضوعات مهم دیگر مندرج در محتوای این کتاب بر اهمیت آن افزوده است.
مهارتهای فلسفی در 13 فصل به نگارش درآمده و علاوه بر طرح مباحث اصلی حوزه های مختلف فلسفی به نقد هریک پرداخته و نیز در پایان به طرح پرسش و معرفی منابع برای مطالعه بیشتر علاقمندان توجه شده است. این اثر به شیوه ای آکادمیک، جذاب، ساده و تحلیلی به نگارش درآمده است و میتواند علاقمندان به فلسفه و نیز دانشجویان و رهروان این راه را به کار آید و دانش افزاید. به این ترتیب این اثر دارای ویژگی هایی است که آن را از دیگر آثار مشابه خود در ایران متمایز می سازد.
معرفی نخبگان و سرمایە های انسانی کردستان(1)
دکتر فرزاد حاجی میرزایی
اندیشمندی توانمند اما گمنام از دیار کردستان!
از نظر حقیر یکی از نخبگان و سرمایه های فکری و علمی کردستان که علیرغم کم مهری های چند جانبه همواره توان او در جهت توسعه فرهنگی واجتماعی استان به کار رفته است دکتر فرزاد حاجی میرزایی است. شخصا علاقه مند بودم رزومه و تعدادی از آثار علمی ارزشمندش را معرفی کنم. از همه صاحبان قلم و همشهریان بزرگوارام انتظار دارم به همین سبک وسیاق بزرگان استان مان را در عرصه های که مختلف اما هم مسیر با توسعه فرهنگی. اجتماعی و اقتصادی کردستان را معرفی فرمایند.
این نکته راهم اضافه کنم که دکتر فرزاد خود نیز از حجم خدماتش راضی نیست اما تردید نمی شود کرد اگر باد موافق فعالیت های وی می وزید شاید اکنون به جای چند اثر محدود دهها اثر ارزنده از سوی وی به مردم به ویژه جوانان عزیز کشور و استان ارایه شده بود. صادقانه بگویم زمانی که کتاب مهارت های فلسفی ترجمه کاکه فرزاد را دیدم برخود بالیدم که همشهری و هم زبان من است. کیفیت ترجمه و انتخاب درستش را صمیمانه تبریک گفتم. دکتر حاجی میرزایی یکی از همکاران اصلی استاد خرمشاهی قرآن پژوه بزرگ در تهیه دانشنامه قران بود و شدیدا مورد توجه استاد قرارگرفت.
فرصت را غنیمت می شمارم و یک حقیقت آشکار را باز می گویم که کار در حوزه فلسفه یکی از نیازهای اساسی جامعه ماست. مردمانی که فاقد منابع معتبر فلسفی تولیدی خود هستند یک جای کارشان در انتخاب ها و حرکت های اجتماعی می لنگد. به امید روزی که دهها اثر بزرگ در حوزه فلسفه توسط ایشان و سایر سرمایه های فکری کردستان به جامعه ارایه و نیز کانون علم و فلسفه برای پرداختن به این نیاز مهم پایه گذاری شود.
دکتر هدایتی عزیز سلام
آنچه در چند سال اخیر رخ داده نوعی مبتذل شدن امر سیاسی و رواج نوعی سطحی نگری است. این پدیده البته یک روند طبیعی است که نه فقط در سپهر سیاست بلکه در سایر حوزه های عمومی هم اتفاق افتاده است. توماس پیکتی اقتصاد دان آمریکایی کتاب مهمی دارد تحت عنوان" سرمایه در قرن بیست و یکم" که خلاصه آن اثر این است که سرمایه داری رفته رفته در صدد تخریب ارزش هایی برمی آید که خودش تاسیس کرده بود. همان ارزش ها که ماکس وبر در "روح پروتستان و اخلاق سرمایه داری" بر آنها انگشت تاکید نهاده بود : عقلانیت، مدارا، حرکت های مدنی و بدور از خشونت، تکثرگرایی و پذیرش دیگری و ترویج اصل گفتگو.
با درآمدن شبکه های اجتماعی و social media زمینه ای فراهم شد که این ارزش ها نه تنها گسترش کیفی و عمیق در میان لایه های اجتماعی پیدا نکرد، بلکه نوعی هرج و مرج و ابتذال سیاسی بر سپهر سیاست در ایران حاکم شد که ناصر فکوهی جامعه شناس برجسته ایرانی آن را " رواج لمپنيسم و نفوذ آن در میان لایه های روشنفکران" قلمداد کرده است. در چنین شرایطی فعالان عرصه سیاسی و افراد پیشکسوت و پیشرو که خود پرچمدار نوعی کنش سیاسی متعهدانه و آزاد منشانه بوده اند به چند دسته تقسیم می شوند: عده ای بکلی راه خود را جدا می کنند و یا منزوی می گردند؛ عده ای سپهر کنش مندی خویش را به عرصه هایی چون علم و دانش و فرهنگ و هنر و اقتصاد_ البته از نوع سالم و غیر رانتی آن _ شیفت می دهند و عده ای هم که می مانند متاسفانه در آتمسفر جدید سیاسی که ایجاد شده کارکرد زیادی ندارند و یا صدایشان شنیده نمی شود؛ و ناچار فضا رفته رفته برای نوعی طبقه جدید سیاسی باز می شود که آشکارا صرفا به دنبال قدرت، مدیریت و پست و مقام در تلاش و کوشش شبانه روزی هستند. در این میان عده ای که با شرایط جدید و اتمسفر جدید سازگار می شوند می مانند و به حیات خویش ادامه می دهند. به عبارتی نوعی تنازع بقا و گونه ای ماکیاولیسم افراطی بر سپهر سیاست حاکم می گردد که روشنفکران و دلسوزان پایبند به همان ارزشهای نخستین کنش سیاسی اصلاح طلبانه، به این نتیجه می رسند که عرصه را به دیگران واگذارند و کنش گری دیگری از نوع فرهنگی و علمی پیشه کنند و یا رویکردشان به سیاست به صورت علمی و آکادمیک درآید. این البته در نوع خود می تواند اتفاق مبارکی باشد. این روند به نسبت در سایر عرصه ها نیز رخ داده است که در این جا مجال گشودن و ساخت شکنی آن وجود ندارد.
دکتر سیدهاشم هدایتی در یادداشتی که برای ما ارسال کرده اعلام نمود که پس از چهل سال از دنیای سیاست کنارهگیری و خداحافظی میکند.
تجربه؛ شراب چهل ساله/ در هیوانیوز بخوانید:
hiwanews.ir/6768
🆔 @hiwanews
یکی از آفات میادین رقابت سیاسی در کشورهای عقب مانده و محروم از روش های نوین این است که میدان رقابت سیاسی را به میدان نبرد حق وباطل تبدیل کرده اند. شاید بتوان این آفت سنگین را یکی از عوامل مهم عدم ثبات سیاسی این جوامع به حساب آورد. در حالی که در یک میدان رقابت سیاسی نسبی گرا ممکن است در یک دهه دویا سه بار قدرت دست به دست بشود اما اصل سیستم و ساختار قدرت پایدار بماند!
6، سیاست، میدان ایدئولوژی گرایی و عصبیت نیست: سیاست دارای یک ویژگی بارز است و آن نسبی گرایی است. نسبی گرایی با مبارزات ایدئولوژیک همخوانی ندارد. آلوده شدن عرصه ی سیاست به ایدئولوژی و رسالت به کرسی نشاندن فکر یا انسان های خاصی، موجب خشن شدن میدان مبارزه می شود. چرا که در ایدئولوژی و حتی تعصبات خاص، مدافعان آن خود را حق مطلق و دیگران را باطل مطلق محسوب می کنند و این خصلت ذاتی ایدئولوژی است. تجربه جوامع ایدئولوژی زده از دوران قرون وسطی و حتی پیش تر از آن تا کنون، تحت هر عنوان، نمایندگی خدا یا طبقه خاص گویای این واقعیّت است که میدان سیاست وقتی به بوی ایدئولوژی معطر شد، خشونت بار، پر هزینه، مخرب و ثبات ناپذیر خواهد بود. فارغ از حق یا ناحق بودن فلان ایدئولوژی، باید به جد کُنش گران عرصه سیاست را از آلوده شدن به ایدئولوژی بر حذر داشت.
7، سیاست، میدان روشنفکر بازی نیست: کنش گر سیاسی در قالب حزب یا هر تشکل سیاسی دیگر در صدد کسب موقعیّت مناسب در عرصه ی قدرت است. روشنفکر فرد خودآگاه منتقد و طالب حق است و رسالت او روشنگری و معرفی جریان های سیاسی حاضر در میدان سیاست و نقد قدرت است. اگر یک کُنش گر سیاسی بخواهد در نقش یک روشنفکر حاضر شود هرگز نمی تواند به روش و راه جریانی که به آن وابسته است پای بند بماند زیرا در صورت مشاهده هر لغزش و خطایی باید نقد کند، این رویکرد با نقش فعال سیاسی مغایر است. برعکس روشنفکری که در نقش روزنامه نگار، مولف یا تحلیل گر جامعه بخواهد به عنوان سمپات و هوادار یک جریان سیاسی عمل کند از رسالت حق گویی و نقادی خود دور خواهد شد لذا می توان به صراحت گفت جامعه سیاسی سالم جامعه ای است که کُنش گران سیاسی با روشنفکران دارای مرزبندی مشخص هستند. واقعیّت های جامعه ما نشان می دهد که یکی از عوارض رقابت سیاسی، اختلاط نقش های مختلف در قالب کار سیاسی است.
8، سیاست، میدان کسب و کار نیست: احزاب تشکل هایی هستند که جمعی از مردم در آن مشارکت یافته و مدعی اداره ی امور جامعه به نحو احسن می شوند. با این تعبیر احزاب تشکل های مدنی و غیر انتفاعی هستند. زمانی که حزب به قدرت می رسد در نقش حکمرانی ظاهر می شود. نقشی برای اعمال اراده ی ملّت. کُنش گر سیاسی که بخواهد با توسل به حزب و تشکل سیاسی مربوطه به کسب درآمد بپردازد در واقع یک خائن به ملّت محسوب می شود. شاید بتوان گفت بدترین نوع خیانت همین سوء استفاده از اعتماد مردمی است. در حالی که مردم به یک عنصر سیاسی رای می دهند حافظ منافع ملّی آن ها باشد او به نفع شخصی نقش آفرینی می کند. چنین آدم هایی کسب و کار را با کار سیاسی مخلوط کرده اند. اینان باید بدانند فعالیّت سیاسی، کسب و کار نیست. تجربه نشان می دهد بدنام ترین سیاستمداران دنیا کسانی هستند که از سمت های سیاسی به نفع شخص یا خانواده خود بهره گرفته اند
9. و سخن آخر: میدان سیاست میدان صبوری و مداراست. شور و هیجان بزرگ ترین افت های عرصه سیاست هستند. کسانی که تحت سیطره احساس و عواطف شخصی یا طایفه ای تصمیم سیاسی می گیرند سرانجام انگشت ندامت خواهند گزید.
صاحب این یادداشت در آستانه ی شصت سالگی قرار دارد. چهل سال پیش در یک شرایط خاص و با آرزوهای خاصی وارد عرصه ی سیاست شده است. اکنون به این نتیجه رسیده است مرد این میدان نیست و دردناک تر اینکه پی برده است از ابتدا هم مرد این میدان نبوده است. لذا به تاسی از ضرب المثل (ماهی را هر وقت از آب بگیری تازه است) پای خود را از گلیم سیاست بیرون می کشد.ضمن قدردانی و قدرشناسی به ساحت انسان های شریفی که در چهار دهه نقش معلمی و رهبری برای نلغزیدن او در دام فساد ناشی از قدرت را ایفا کرده اند خاضعانه امیدوار است که خدا و بندگانش خطاهای سهوی و عمدی او را در دوران سیاست ورزی بر او ببخشایند. و کلام آخر دست به دامان خدایی می شود که منبع و صاحب همه قدرت هاست: اللهم انک عفو تحب العفو فاعف عنی و عنا برحمتک و کرمک یا ارحم الراحمین.
۱۸ بهمن ۱۳۹۵ برابر با ۳۸ مین سال پیروزی انقلاب اسلامی. سید هاشم هدایتی
مردانی که نگران شان اجتماعی خود می شوند به زودی در خواهند یافت که از سوی رقبا در کنج رینگ مبارزه خزانده شده و درنهایت ناچار به ترک میدان رقابت می شوند. یکی از مردان کم نظیر عرصه ی سیاست ایران، بهزاد نبوی است. او می گوید اگر کسی پوست کرگدن بر تن ندارد نباید وارد عرصه ی سیاست شود
نگاهی گذرا به برخی شخصیّت های محبوب پس از مرگ یا پس از کناره گیری از سیاست که در دوران مبارزات خود فراز و فرودهای زیادی نزد افکار عمومی داشته اند به خوبی این حقیقت را آشکار می سازد:
آیا گاندی بزرگ که یکی از شخصیّت های اثرگذار بر رفتار مدنی در دنیاست، زمانیکه در ارتش انگلستان علیه مخالفان بریتانیا در افریقا می جنگید به همان اندازه محبوب بود که در دوران مبارزه با انگلیس!
آیا پرزیدنت جلال طالبانی در زمانی که با رژیم بعث علیه همرزمان کُردش می جنگید همین اندازه محبوب افکار عمومی کُردی بود که در زمان ریاست جمهوری عراق و یا اکنون که خانه نشین است!
آیا محبوبیّت سید محمّد خاتمی، در دوران ممنوع التصویری به همان اندازه محبوب است که در دوران ریاست جمهوری بود!
داستان روز کودتای 28 مرداد را بارها شنیده ایم دردولت قانونی مصدق. صبح مردم گفتند درود بر مصدق، و عصر ندای مرگ بر مصدق در همین سرزمین بلند شد!
3، سیاست، میدان ماندن همیشگی بر قلّه پیروزی نیست: در عالم سیاست ماندن بر فراز قلّه قدرت هرگز برای هیچ کسی دائمی نبوده است. یک سیاستمدار باید بپذیرد در مراحل مختلف مبارزه روزی بر فراز است و روزی در قعر میدان مبارزه! اگر کسی در این خیال است که همواره در عرش کرسی قدرت بماند، خیالی بیش نیست. حتی روبه صفتان هفت رنگ نیز توان حفظ چنین موقعیّتی را ندارند. تجربه نشان داده است ماندن بر فراز قدرت ولو به قیمت فرانهادن شرافت انسانی ابداً برای کل عمر یک سیاستمدار، هرگز میسر نشده است. یک سیاستمدار باید مصمّم به ماندن در صحنه باشد و بپذیرد که " الایام نداولها بین الناس". به فرمایش قرآن مجید:" روزگاران، به تعبیر دیگر قدرت، بین انسان ها دست به دست می چرخد". اگر سیاستمدار به این اصل واقف شود آنگاه نه در پیروزی ها عنان از کف می دهد و نه در باخت ها روحیه می بازد!
4، سیاست، میدان عصمت و منزّه بودن از خطا نیست: معصومیّت در عرصه ی حیات بشری غریب است اما در عرصه ی سیاست غریب تر! از آنجا که میدان سیاست فاقد الگویی خطی و تجربه شده از رفتار عناصر حاضر در مبارزه است می توان مدعی شد برای هر عنصر سیاسی، سیاست ورزی میدان آزمون و خطاست. سیاستمداری که خطا نکند هنوز از مادر زاده نشده است! داعیه داران عملکرد بی نقص در عالم سیاست دروغ گویان سرشناسی هستند! و البته خود فریب! با بررسی سرگذشت و عملکرد هر سیاستمداری، در هرکجای دنیا و در هر عصر وزمانه ای، از دوران باستان تا قرون وسطی و تا کنون که مدنیّت شفاف تر و قانونمند تر شده است، نمی یابید مرد یا زن سیاستمداری که بارها و بارها به خطا تصمیم نگرفته باشد. شاید این حقیقت بر می گردد به خصلت انسان ها که هیچ نسلی حاضر نیست از تجارب نسل های پیشین خود آنچنان کەشایسته است استفاده کند، جز موردی و مقطعی و استثناء. گاهی شنیده می شود مردم در وصف سیاستمدار بزرگی می گویند: " جای تعجب است! چنین رفتاری را از چنین فردی انتظار نداشتیم" این برداشت خطاست. انسان، انسان است. در هر جایگاه و لباسی که باشد، ابتدا انسان است بعد سیاستمدار، بعد آخوند، بعد مهندس ومعلّم. به واسطه انسان بودن جایز الخطاست و گاهی نه فقط جایز الخطا بلکه مخیر الخطا، مکن الخطا و حتی واجب الخطاست، وگرنه دیگر انسان نیست! شاید باور این حقیقت سخت باشد، اما واقعیّت دارد و شما سراغ ندارید در طول تاریخ حیات بشری، فردی را که در عرصه سیاست تصمیم خطا نگرفته باشد. و این درسی است برای سیاستمداران و کسانی که سیاستمداران را ارزیابی می کنند. بپذیریم و بپذیرند که درعالم سیاست چیزی به نام معصومیّت و منزّه بودن از خطا وجود ندارد. لذا تلاش برای تراشیدن بت و ساختن مجسمه های تقوا و پرهیزکاری در میدان سیاست، گامی است در مسیر خوش خیالی و البتە خود فریبی!
5، سیاست، میدان مطلق گرایی نیست: اگر مطلق گرایی فقط در یک عرصه ممنوع می شد، ناگزیر باید آن عرصه، عرصه سیاست باشد. مرزبندی میان حق و باطل در عرصه ی سیاست، آفتی است جبران ناپذیر. تجارب بشری پس از قرن ها مدیریت و اداره کشورها این درس بزرگ را به جوامع ارائه کرده است که رقابت برای در دست گرفتن زمام امور یک کشور یا یک منطقه هرگز به معنای حاکم کردن حق و طرد باطل نیست. شاید عبارت مناسب این باشد که سیاستمداران با مبارزه ی سیاسی خود، روش هایی را برای اداره ی جامعه پیشنهاد می کنند. ممکن است در رقابت بین دو یاسه یا تعداد بیشتری از روش ها، یکی پیروز شود. این پیروزی نمی تواند به پیروزی حق بر باطل تعبیرشود.
تجربه؛ شراب چهل ساله!
(خدا حافظی سید هاشم هدایتی از دنیای سیاست)
سحرگه ره روي در سر زميني
همي گفت اين معما با قريني
كه اي صوفي شراب آنگه شودصاف
كه در كوزه بماند اربعيني (حافظ )
سال 1356 در حالی که هنرجوی سال اول رشته ساختمان در هنرستان فنی سقز بودم به دلیلی مُضحک از هنرستان اخراج شدم. سخت بود برایم، زیرا به دلیل سه سال شاگرد بنایی علاقه زیادی به رشته ساختمان داشتم و فکر می کردم با تلفیق دانش و تجربه می توانم فردموّفقی برای خود و جامعه باشم، از دیگر سو دوستان مهربانی داشتم که جدایی از آن ها دلم را می آزرد: حمید شهبازی، که بعدها با تخلص بیزار شاعر بزرگی شد. او دُمکرات شد و راهمان از هم جدا اما قلبمان همچنان گرم محبت یکدیگر است. اسماعیل کوکبی محجوب و با حیا، که بعدها مکتبی شد و طرفدار سرسخت مرحوم کاک احمد و بیش از سی سال است که ایشان را ندیده ام اما هنوز گاهگاهی، دلم برایش تنگ می شود. و علی نیکدل لبریز از پاکی و صداقت. تا سال 65 در مسیر انقلاب، همراه بودیم اما او رفت و دیگر برنگشت، یعنی دلش یک جایی گیر کرد، هنوز هم دعا می کنم کاش باز هم می دیدمش.
اخراج از هنرستان ضربه سنگینی بر روح و قلبم بود. تا آن زمان با وصف سختی های زیاد گرچه همواره درس را در کنار کار با هم پی می گرفتم اما احساس خوشبختی داشتم. همانند هزاران دردمندی که درد داشتند اما درد را حس نمی کردند. سپاسگزار پدر سخت کوشی هستم که به من تسلیم شدن در برابر سختی ها را یاد نداد! ایستادم. با ثبت نام دیرهنگام پس از دو ماه پیگیری نافرجام برای بازگشت به هنرستان، سرانجام در دبیرستان شبانه سعدی سقز در رشته اقتصاد اجتماعی. درس و کار را دوباره آشتی دادم. از قضای روزگار مدرسه شبانه مرا با مردان شرافتمندی آشنا کرد، دردمند و دردآشنا! برای اولین بار یادگرفتم: " وقتی درد دارم باید فریاد بزنم..." . راه های زیادی پیش رو بود، باید راه ها را می شناختم و راه رفتن را و ...این بود که با گفتن جمله " من رشته ساختمان را دوست دارم چرا نمی گذارید در هنرستان درس بخوانم؟" در سن هجده سالگی چشمم به دنیای سیاست باز شد! از آن سال تا کنون، قریب چهل سال است در گرداب سیاست دور خود می گردم. گاهی روبه قبله و گاه رو به ترکستان! دو سال بعد، در سال 1358 که دو سال بود سخت دلبسته انقلاب و اسلام سیاسی شده بودم و آلوده رقابت های ایدئولوژیک، پدرم، که سواد نداشت و از نظر من نمی توانست راهنمای سیاسی خوبی برایم باشد در گوشم زمزمه کرد که: " سیاست منجلاب گندیده ایست که انگشت شمارند کسانی که خوشنام از آن سر به سلامت برده باشند! پرهیز کن..." و چیزهای دیگری گفت که بعدها به مرور به چشم خود، عیان دیدم! این روزها چیزهای عجیب و غریب زیادی می بینم، مواردی که شاید برای یک ناآشنای با رمز و راز سیاست بسیار غیر منتظره و خارق العاده هستند اما تجربه به من می گوید: نه! سیاست همین است! در این یادداشت کوتاه برآنم نکاتی را به رشته تحریر در آورم که برگرفته از قریب چهل سال تجربه ناشی از فعالیّت سیاسی یک فعال سیاسی کُرد ایرانی است. امیدوارم اول پسرم، که متاسّفانه برخلاف من که ناخواسته وارد سیاست شدم، او به دلخواه در این عرصه پای نهاده و دوم جوانان پاکدلی که به هوای گلستان، پای دربیابانی می نهند که در میان بره های زیبایش، شغالانی نیز در خود پنهان دارد، بدان بنگرند و توشه ای برچینند ولو ناچیز
1. خوبست بدانیم سیاست، میدان مقدسی نیست: سیاست( Politic)به معنای فعالیّت ها و کنش هایی است برای کسب قدرت . گذشته از این تعریف تئوریک در عمل دیدم که سیاست واقعا تلاش و مبارزه برای کسب قدرت است، با واسطه یا بی واسطه، برای نشستن خودت بر کرسی یا برای کسی یا کسانی که دوست داری قدرت در دستشان باشد. پس چه خوب است دچار سفسطه نشویم، تعارف هم نکنیم. حضور در میدان سیاست برای خدمت به دین و کشور و ملّت و...فقط روسازی برای اصل هدفی است که در فعالیّت سیاسی دنبال می شود! پوشاندن لباس تقدّس بر فعالیّت سیاسی موجه نیست. سیاست هم یک مبارزه و یک جنگ است. البته جز مبارزه علیه متجاوز به وطن و مسکن انسان، هیچ مبارزه و جنگی مقدس نیست، گرچه ممکن است لازم و ضروری باشند. در عرصه سیاست هم جز تلاش برای دفع تجاوز، امرمقدّس سیاسی وجود ندارد. منظورم از تقدّس، امری است که هیچ ناپاکی درآن راه نیابد. البته در عرصه تِئوریک حرف های زیادی زده می شود اما آنچه واقعیّت دارد عرصه ی میدان عمل است!
2. سیاست، میدان محبوب شدن نیست: هیچ سیاستمداری، جز پس از مرگ، خوشنام و محبوب همگان نخواهد بود. گرچه در جوامعی مثل ایران، قدرت، مقبولیت آور است اما تجربه بشری به ما می گوید هیچ سیاستمداری برای تمام عمر سیاسی خود محبوب نمانده است. روزی محبوب، روزی منفور! این سنت فعالیّت در عرصه ی سیاست است.کسانی که خیلی نگران مقبولیّت عامّه هستند نباید وارد فعالیّت سیاسی بشوند.
برنامه اندرویدی رایگان دیوان اشعار کردی عهبدوڵا پهشێو
http://apk.tafga.ir/apk/tafga/abdollapashew.apk
💥. #زبانهای_محلی
⭕️. «دکتر #محمد_دبیرمقدم» معاون جناب دکتر حدادعادل در فرهنگستان زبان و ادب فارسی در حاشیه مراسم افتتاحیه کنفرانس بینالمللی زبانها، گویشها و زبانشناسی که روز #پنجشنبه (۱۴ بهمن) در دانشکده اقتصاد دانشگاه شهید #چمران_اهواز برگزار شد، در جمع خبرنگاران درباره وضعیت زبانها و گویشهای محلی در کشور، اظهار کرد: از نظر فنی چندان مایل نیستم که گویشهای محلی را گویش بنامم، چراکه این گویشها در واقع زبانهای محلی هستند که در محدوده کوچکی رایج هستند و در زیرمجموعه Iranian languages قرار میگیرند.
♻️. وی تصریح کرد: ویژگیهای آوایی و صرف و نحو این زبانها از لحاظ زبانشناختی تا حدی با زبان فارسی متفاوت است که میتوان گفت زبانهای محلی تمام ویژگیهای یک زبان تمامعیار را دارند، اما تنها در یک محدوده کوچک به کار میروند.
دبیرمقدم ادامه داد: به طور مثال گویش بهبهانی در واقع یک زبان محلی محسوب میشود، چراکه اگر کسی تنها زبان فارسی را بلد باشد، نمیتواند قصهای را که به زبان بهبهانی نقل میشود متوجه شود.
معاون علمی و پژوهشی فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی افزود: انگلیسی بریتانیایی و آمریکایی، گویشهای مختلف زبان انگلیسی هستند. گویشهای مختلف یک زبان در تلفظ، دستور زبان و واژهسازی تفاوتهای محسوسی دارند، اما این تفاوتها مانع از فهم متقابل در زبان نمیشود. بهطور مثال فارسی مردم اصفهان و کرمان گویشهای زبان فارسی محسوب میشود، اما گیلکی، مازندرانی و کردی زبانهای محلی هستند.
دبیرمقدم درباره نحوه حفظ گویشها و لهجههای مختلف یک زبان، گفت: برای حفظ لهجهها آسانترین و کم هزینهترین راه آن است که خانوادهها به هر زبانی که صحبت میکنند، آن را به فرزندان منتقل کنند و تصور نکنند که کودک ممکن است لهجه پیدا کند.
وی تصریح کرد: در واقع پشت هر لهجه، دانشی وجود دارد که سایر افرادی که ممکن است کودک را مورد تمسخر قراردهند، از آن بیبهره هستند. افرادی که به ۲ زبان صحبت میکنند به لحاظ رشد شناختی، رشد بهتری دارند و در زندگی نیز قدرت تحلیل مسائل در آنها بهتر است.
معاون علمی و پژوهشی فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی با بیان اینکه تکزبانی در هیچ جای دنیا متعارف نیست، گفت: در تمام نقاط دنیا زبانهای محلی نیز وجود دارند که در خطر هستند. سادهترین راه برای حفظ این زبانها آن است که خانوادهها برای حفظ آنها ترغیب شوند.
دبیرمقدم خاطرنشان کرد: در واقع با دانستن یک زبان، خانواده یک مهارت را به فرزند منتقل میکند. زبانهای محلی یک گنجینه و میراث انسانی هستند که یک تاریخ و فرهنگ را با خود دارند و حفظ آنها از نظر دانش تاریخی، جغرافیایی، اجتماعی، بسیار با اهمیت است.
معاون علمی و پژوهشی فرهنگستان زبان و ادبیات فارسی تصریح کرد: از طریق زبان، فرهنگها و دوستیها منتقل میشوند و از این طریق میتوان خود را به جهان معرفی کرد. زبان راه تعامل فرهنگی، گشودن دوستیها ، جذب گردشگر و شناساندن تاریخ است. افراد میتوانند با زبان خود راه تعامل با کشورهای مختلف را باز کنند.
🆔. @FarhangianNews1
https://t.me/FarhangianNews1
در مصاحبه با دکتر سید هاشم هدایتی مطرح شد:
🔹موانع و راهکارهای توسعه در کردستان با رویکرد امنیت پایدار
📎https://goo.gl/LbkGZt
@KurdPressCom
❤️خدایا.....
دلمان را در جویبار «رحمتت»
چنان شستشو ده
ڪہ هرجا «نفرت» هست «دوستے»
هرجا «یأس» هست «امید»
وهر ڪجا «زخمی» هست «درمان» جایش را بگیرد
🌻🍃🌻🍃🌻کانال تصوف در پرتو شریعت
لینک کمپین حمایت از کولبران کرد
لطفا علاقه مندان را به گروه دعوت کنید
https://t.me/joinchat/AAAAAEGfOGlKHmOFSgApGQ
آرشیو شخصی سید هاشم هدایتی:
4. این مقدمه نسبتا طولانی را بازگفتم تا بگویم واقعیت های موجود، سوابق تاریخی و تحولات جهانی نشان می دهند که امروزه "نظریه مدیریت مرزداری سنتی "جوابگوی نیازهای کشور متکثر، وسیع، حساس و مهمی چون ایران نیست. در عصر پیچیده، سیال و متغیر کنونی که با سرعت و گستردگی اطلاعات و عمق ارتباطات، کره خاکی را – عملا -به یک دهکده کوچک تبدیل ساخته است نمی توان با روش های قدیمی ثبات را بر مرزهای یک کشور حاکم نمود. از نظر نگارنده این سطور – که مدیریت استراتژیک حوزه مطالعاتی او و خود وابسته به یکی از مناطق مرزی کشور است – مدیریت مرزداری کشور نیازمند وجود نگرش استراتژیک است. نگرشی که درپی ایجاد مزیت رقابتی برای مناطق مرزی کشور در مقایسه با همسایگان و سایرکشورها باشد.نگرشی که به جای اتکای صرف به عامل نظامی و فیزیکی، عوامل مختلف فرهنگی، اقتصادی و سیاسی را برای حفظ ثبات و آرامش در مرزهای کشور مد نظر قرار دهد. نگرشی که نقش مردمان ساکن درمرزها را محوری بداند و نگاه صِرف مرزداران تفنگچی غیور را به نگاه انسانی به عنوان محور توسعه پایدار ، متوازن و همه جانبه تبدیل کند. نگرشی که مبانی دموکراتیک و حقوق شهروندی را به عنوان عوامل جدی در نقش آفرینی مرزنشینان پر رنگ ببیند و به نحوی رفتار کند که مردمان آن مناطق خود را مالک ، حامی و محافظ محوری سرزمین شان بدانند نه مزدوران حکومتی. نگرشی که سیستماتیک باشد، انسان محور باشد، توسعه محور باشد، نه صرفا نظامی و امنیتی.
5. نیم نگاهی به مدیریت استراتژیک مرزهای کشورهای پیشرفته به خوبی نشان می دهد که این کشورها با بهره گیری از نگرش استراتژیک مردمان مرزها، بازارهای مرزها، اقتصاد مرزها و سیستم اقتصادی مرزها را به سنگر های حفاظت از سرزمین شان مبدل کرده و سیم های خاردار و سنگرهای نظامی جای خود را به جاذبه های توریستی و اقتصادی و گسترش سرمایه گذاری های کلان و موجه داده اند. مرزداران کشور باید آنچنان غرق درکار و فعالیت اقتصادی باشند که مجبور نشوند برای کار و گذران معاش زندگی راهی پایتخت و شهرهای بزرگ مرکز نشین و یا کشورهای همسایه شوند.آنان باید به خاک شان به خانه و کاشانه شان دلخوش باشند. خودشان را مدیر و حاکم شهرهای شان بدانند. اگر چنین شد هرگز یک مرز نشین برای بیان خواست ها و مطالباتش سنگری در کشور بیگانه نخواهد ساخت ....
6. اگر از منظر استراتژیک مدیران مناطق مرزی و تصمیم گیرندگان کشور را مخاطب قرار دهیم، از آنان انتظار خواهیم داشت که:
اولا همواره خود را در موقعیت یک مرزنشین قرار دهند تا بتوانند نیازها و دردها و مطالبات انسانی، قانونی و مشروع آنان را درک کنند.
ثانیاً در انتخاب رویکردهای مدیریتی از کشورهای موفقی که آرامش کامل را برای مرزهای شان به ارمغان آورده اند الگو بگیرند. اقتباس از الگوهای موّفق نه تنها مذموم نیست بلکه شرط عقلانیت در حکمرانی است. ثالثاً به جای انباشت نیروی نظامی درمرزها، نیروهای کار، سرمایه، بازارهای تجاری جذاب و جاذبه های توریستی را جایگزین کنند.
رابعاً مردم مرزنشین را در مدیریت مرزداری سهیم کنند. تردید نکنیم بی اعتمادی به مرزنشینان در مدیریت مرزی موجب استمرار بحران در مرزها خواهد شد.
خامساً مرزنشینان هم میهن را با همین ویژگی های فرهنگی و هویتی شان بپذیریم. ایران زیباست با رنگارنگی فرهنگی اش. مهم تعلق خاطر مرزنشینان به سرزمین بزرگ ایران است که تاریخ سراسر ایثار مرزنشینان گویای آن است. نباید با روش های غلط از این تعلق خاطربکاهیم..
سادساً به عنوان یک شهروند ایرانی آرزو می کنم و امیدوارم روزی فرابرسد که هیچ مرزنشینی برای کار راهی شهر های دیگر نشود و آنچنان جذابیتی درمرزهای کشور حاکم شود که نیاز به هیچ امکانات نظامی برای حراست از مرزها نباشد و بازارهای مرزی ما و جاذبه های توریستی مرزی ما و حرمت نهادن و تکریم و باورمندی به قدرت و میهن دوستی مرزنشینانمان ضامن اصلی ثبات و آرامش مرزهای ما باشد.انشاءالله
*این یادداشت دوسال پیش منتشرـشده است
**دانش آموخته مدیریت استراتژیک
@KDproblems
