گەشە(توسعه): سید هاشم هدایتی
الذهاب إلى القناة على Telegram
در این کانال یادداشت های شخصی اینجانب حول مباحث توسعە, با تمرکز بر کردستان و گاهی هم اشعار و دلنوشتەها و ...درج می شود. منتظر نظر و پیشنهادهای شما هستم. t.me/KDproblems لینک کانال
إظهار المزيد603
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+37 أيام
+430 أيام
أرشيف المشاركات
اناللە وانا الیە راجعون
مامۆسای پایەبەرز و دڵپاک و لەخواترس و مەردم دۆسی کوردستان
شێخ موحەممەد سەعیدی حیسامی پایگەلانی کۆچی دوایی کرد
مامۆسا لەو پیاوەنەبەز و شۆڕشگیڕانەی بوو لەساڵەکانی چل و پەنجا دژبە ڕوڵم وزۆر وجەوری ڕژێمی پالەوی خەباتی کرد وچەن جار بەهۆی دیفاع لە مافی نەتەوەکەی تووشی زبندان بوو.
مامۆسا لەساڵی پەنجاو حەوت تا پەنجاونۆی کۆچی هاتاوی ئیمام جومعەی سنە بوو کەبەهۆی هەڵوێستە هەقخواڕانەکان و سەردانەنەواندن بۆ ملهوڕی کاربەدەستانی ناوچەو بە پیلانی پیلانگێڕان خانەنشین کرا و بۆ ماوەی چل ساڵ نەیان هێشت لەهیچ کۆڕو کۆبوونەوەیێکی کۆمەڵایەتی و سیاسیدا بەشدار بێت
دەس نووسی چەن کتێب ونامیلکەی بەنرخ یادگارەکانی ئەو مرۆڤە خوێن شیرین و بێ ئازارەیە کە بۆمان بەجێ ماوە
ڕۆحی شاد و بەهەشتی بەربن بە جێگای بێت
کتاب جنبش اجتماعی چیست؟
نویسنده: پرفسور هنک جاستون
مترجم: سعیدکشاورزی و مریم کریمی
ـــــــــــــ
مطالعه این کتاب برای همه کسانی که به عنوان مشارکت کننده, تحلیلگر, وناظران موافق یا مخالف جنبش های اجتماعی هستند, مفید است.
تامل در محتویات این کتاب ارزشمند ویافته های محقق صاحب نام آن, برای تحلیل اعتراضات ماه های اخیر, در ایران را به دوستان عزیرم توصیه می کنم. برای کسانی که ممکن است دسترسی به کتاب ندلشته باشند, می کوشم به تدریج محورهایی از آن را برداشت ودراختیار علاقه مندان قرار دهم.
عناوین فصل های کتاب: جنبش اجتماعی چیست؟ مطالعه جنبش های اجتماعی, جنبش سیاسی و جنبش فرهنگی چیست؟, جنبش های اجتماعی چه کارهایی انجام می دهند؟ پژوهش در جنبش های اجتماعی و جنبش های اجتماعی به کدام سو می روند؟
توسعه; کانال تخصصی سیدهاشم هدایتی
@KDproblems
Repost from گەشە(توسعه): سید هاشم هدایتی
برادر! آ ی ی ی برادر! دستت را از روی ماشه تفنگ های دشمن ساخته بردار! دشمن شادمان مکن! من یک کُردم، ایرانیَم. من خودِایرانم! من نفس به نفس با مادرم، با سرزمینم با شرافت و عزت پابه پا بوده ام. من هرجا بوده ام بوی ایران داده ام، بوی نوروز، بوی سفره هفت سین، بوی مهربانی! من یک کُردم، ایرانیَم. هیچکس نمی تواند مرا از خانه مادریَم براند. من مانده ام پای برجا و دگر بار طعم مهربانی مادرم را در تمام خانه های شهر خواهم بویید. من این روزها را خواهم پیمود و بوی باروت از شهر ودیارم پر خواهد کشید. من می مانم و تو و تو می مانی و من و ما می مانیم و خانه مادری. و خانه ای خواهیم ساخت با خشت و گل ایرانی با اندیشه و سودای ایرانی، به دور از تبعیض، به دور از نابرابری، به دور از کینه و نفرت و لبریز از عشق و مهربانی با طعم "مادر، زندگی و سربلندی"!
بیزحمت لینک کاناڵ تلگرامیەکەم @KDproblems بنیرە بۆ ئا کیومرث و خاتو مهرانیش
برادر! آ ی ی ی برادر! دستت را از روی ماشه تفنگ های دشمن ساخته بردار! دشمن شادمان مکن! من یک کُردم، ایرانیَم. من خودِایرانم! من نفس به نفس با مادرم، با سرزمینم با شرافت و عزت پابه پا بوده ام. من هرجا بوده ام بوی ایران داده ام، بوی نوروز، بوی سفره هفت سین، بوی مهربانی! من یک کُردم، ایرانیَم. هیچکس نمی تواند مرا از خانه مادریَم براند. من مانده ام پای برجا و دگر بار طعم مهربانی مادرم را در تمام خانه های شهر خواهم بویید. من این روزها را خواهم پیمود و بوی باروت از شهر ودیارم پر خواهد کشید. من می مانم و تو و تو می مانی و من و ما می مانیم و خانه مادری. و خانه ای خواهیم ساخت با خشت و گل ایرانی با اندیشه و سودای ایرانی، به دور از تبعیض، به دور از نابرابری، به دور از کینه و نفرت و لبریز از عشق و مهربانی با طعم "مادر، زندگی و سربلندی"!
من کُردم, ایرانیَم. من خودِ ایرانم!
سیدهاشم هدایتی
من یک کُردم، ایرانیَم! مادری دارم به زیبایی خدا و خانه ای به بلندای تاریخ. نام من کُرد است، شناسنامه ام را خدا صادر کرده است. برادری دارم به نام رنج و خواهری بە اسم درد! روزهای زیادی. روزها؟ نه. نه. ماه ها و سال ها و قرن هاست درکنارشان می زیَم. پدرم مرا با غرور پروراند و مادرم اولین بار شیر شرافت را به من خوراند. درد و رنج و غرور و شرافت، هنوز هم بزرگترین سرمایه های زندگی ابدی و روزمرگی منند
من یک کُردم، ایرانیَم! من هرگز با رنج و درد قهر نبوده ام حتی روزی کەحلبچه شهید شد، سرکش و غرورمند فریاد زدم. من یک کُردم. غرور سرمایه من و شرافت بزرگترین مونسی که نفس هایم با نام مبارکش بر می آیند. روزی که اندوخته های پدرم، دیاکو را به تاراج بردند ایستادم و ایستادم و خانه را پاس داشتم وتاکنون درقلعه های این خانه شب نخوابی ها کشیده ام. زخم تنگه چالدران را، هنوز هم بر سینه دارم. من در تاق بستان بر جنازه فرهادِ همخونم مویه کردم
من یک کُردم، ایرانیَم! از خانه ام در برابر مغولان ددمنش حراست کردم. سردادم، جان دادم اما خانه را حفظ کردم. در برابر نامهربانی های هزاران سالەی هم خانەیی های نامهربانم دم فروبستم و لب بر نیاوردم. هرجا نیازشان بود به سرحداتم فرستادند تا از مام وطن پاسداری کنم و کَردم. در شمال خراسان سد راه افغان ها شدم. در گلستان زیاده خواهی ترکمن ها را سد شدم. در غرب سرزمینم، پاره پاره شدم اما با چنگ و دندان پاسدار خانه پدری شدم و هنوز بوی خانه ی مادری از تمام وجودم استشمام می شود.
من یک کُردم، ایرانیَم! کوه های سربه فلک کشیده زاگرس گواهند هرگز دربرابر ستم و جور سر فرود نیاورده ام. سر داده ام اما سیادت و عزت خانه ام را حفظ کرده ام. از آبیدر و شاهوو دالاهو، تا الوند و دماوند و سهند وسبلان همه نمادهای ایستادگی منند. من فرزند ایران زمینم. صلاح الدین به عشق مادرم ایران پرچم آزادگی اش را بر بام جهان برافراشت. من در سوگ فرزندان مرزدارم اشک ها ریخته ام اما سرخی رنگ صورتم همچنان باقیست. اشک من با نام همه شهیدان انسانیت خو گرفته است: از شهیدان اصحاب الاخدود تا نینوا، تا حلبچه، سردشت و پارک شهر بانه و سیاە سنگ سنندج. چه فرقی می کند. من به نام انسانیت و برای انسانیت اشک ریخته ام
من یک کُردم، ایرانیَم! قلب من لبریز از عشق شهسوارانی است در دریای عرفان. من مولانای رومی را همان اندازه دوست دارم که مولوی کُردِ اورامی را. عشق حافظ را با محبت نالی و محوی پیوند زده ام. سعدی برایم بوی پیره میرد را می دهد. نیما را چنان دوست دارم گویی گوران است و بیکس و فرزند نامدارش. من به نظامی چنان دلبسته ام گویی مم وزین خانی را او برایم سروده است. آری تک تک سلول های من با چنین چشمه های زرافشانی خو گرفته اند. من یک کُردم، یک ایرانی دلبسته به هزاران شهسوار عرصه عشق و عرفان. من فرزند عشقم. من خودِ عشقم!
آهای یارو!. آهای تو که سراپایت بویی از دیگر دیارباخود دارد! توبا ذهن مریض و قلب نامهربان کینە توزت هرگز نمی توانی مرا از سرزمین مادریم رم دهی. من یک کُردم. فرزند ایران. خودِایران. من حتی در غربت و در سالیان سخت دوری از مادر جز سودای خانەمادری عشقی بەسر نداشتە ام. من همزاد درد ورنج و غرور و شرافتم. مرا با چه می هراسانند نامردمان؟ مگر نمی دانند از کدامین تبارم. من کُردم ایرانَیم. من خود ایرانم. تبارمن غیرت است وعشق. من عرفان و عاطفه و عقل را باهم به ارث برده ام. دستانم بوی قلم می دهند. هیمن و هژار و شیرکو عبدالله پشیو و قاضی و یونسی ها را در کتابخانه های سرزمینم به ارث نهاده ام. من فرزند شعر و هنر و تاتر و سینمایم. دستانم بوی قلم می دهند آری اما بازوانم همچنان به رسم دیاکو در برابر جور ستمگران پرتوان اند!
من فرزندِایرانَم. من خود ایرانم. نام های مرا زمزمه کن: تو نشانی از دلدادگی به دگران در آن می بینی! آااای برادرِ نامهربان من! همسایه ی دیوار به دیوار خانه ام! نامهربانی بس کن! سالیان و قرن هایی است در کنارت بوده ام، درکنارم بوده ای! بارها از پشت خنجر خوردیم اما دگربار بر سر یک سفره نوشیدیم و نوشاندیم! نکند اندیشه های خصم ساخته دیوارهای همسایه گی مان را بر سرمان فروریزند. نکند فراموش مان شود راه دورو دراز و پرپیچ و خمی را که باهم پیموده ایم.
Repost from هممیهن
نقدی بر گفتوگوی هممیهن با دکتر عبدالله رمضانزاده
تجزیهطلبی کردها از اتهام تا واقعیت
سیدهاشم هدایتی، فعال سیاسی و دانش آموخته مدیریت استراتژیک:
♦️دکتر رمضانزاده با تکرار فرمول کلاسیک و قدرت ساخته (قدرت دولت مرکزی و اعتراضات قومی) در واقع صورتمسئله را پاک کرده و بهجای ریشهیابی اعتراضات مکرر و مستمر تاریخی کردها و بهجای تزریق نگرانی به حاکمان از نتایج تبعیضهای ناروا، تلویحا به این بسنده کردهاند که نگران نباشید! اگر دولت مرکزی قوی باشد، هیچ تهدیدی نظام را تهدید نمیکند. درحالیکه به استناد تجربههای بازگو شده در قرآن و به استناد تجارب دهها کشور و سرزمین میتوان این اصل پایدار را لایتغیر دانست که ستم و تبعیض یک قوم نسبت به اقوام دیگر در هر کشوری در درازمدت منجر به گسستن و جدایی آنان از یکدیگر خواهد شد.
متن کامل
https://b2n.ir/m68352
#هممیهن
@hammihanonline
Repost from جرعه
🔻محسن رنانی در این گفتار، به موضوع توسعه میپردازد.
♦️وی عنوان میکند که توسعه امری نیست که صرفا با ایدهای ذهنی بتوان آن را صورتبندی کرد🔺️
@joreah_journal
www.instagram.com/joreah_journal
موانع توسعە کردستان:
درگفتگو با خبرگزاری ڕوداو
🔹🔸🔹🔸🔹
دراین گفتگوی کوتاە از موارد زیر بە عنوان موانع اثرگذار در توسعە مناطق کردنشین غرب کشور نام برده شده است:
* فقدان چشم انداز ونگاه استراتژیک سیستم حکمرانی در مورد کردستان
* نبودهماهنگی سیستماتیک بین حکومت , بخش خصوصی و نهادهای مردمی درمورد توسعه منطقه
* نبود فرهنگ قوی کار وتوسعه درجامعه
* وجود نگاه سخت افراری به امنیت در منلطق مرزی کشور. به باورمن سرمایه گذاری وایجاد اشتغال بسی بهتر از امکاتات سخت افراری و نظامی می تواند امنیت پایدار را درمرزهای کشود ایجاد کند.
* فرار سرمایه گداران محلی از منطقه به دلیل نبود امنیت سرمایه گذاری
*ناکارامدی سیستم بانکی در حمایت از سرمایه گذاری درمنطقه
و...
کانال تخصصی سید هاشم هدایتی
@KDproblems
🔸نگاهی به چشم انداز صدساله سنندج!
✍️دکتر سید هاشم هدایتی
🔹سنندج همانند هر شهر نامدار دیگر پیشینه ای دارد به قدمت سالیان حیات آن. پیشینه ای که مردمانش به آن می نازند و احوالی دارد که چندان خوش نیست: از هر نظر و البته آینده ای پیش رو دارد که اگر با نگاه استراتژیک و توسعه محورانه تدبیر نشود ممکن است ناخوش احوالی اش تداوم یابد.
🔻این یادداشت را در لینک زیر بخوانید:
https://kurdpress.com/fa/34992/
کانال تخصصی سیدهاشم هدایتی
@KDproblems
8- نکته پایانی: به نظر می رسد برای گشودن منافذ نفس کشیدن شهر سنندج و زمینه سازی برای جذب توریست ضرورت دارد خیابان های منتهی به میدان اصلی شهر (ده ور حه وزه که) از میدان اقبال، چهار راه سیروس، چهار باغ و سه راه مسجد جامع بر روی خودروها بسته شده، سنگفرش شده و البته در وسط خیابان ها دکه ها و مغازه های کوچک مدرن و زیبا طراحی شود تا علاوه بر بازشدن گره ترافیکی شهر زمینه اشتغال صدها جوان فراهم و امکان ارایه محصولات فرهنگی وانواع اغذیه های محلی و آثار هنری کردستان فراهم شود. خوشبختانه پس از کش و قوس های زیاد مسیر میدان اقبال –میدان اصلی در سال های اخیر ساماندهی شد و امیدواریم سه مسیر دیگر نیز با تدابیر استراتژیک تر و باتوجه به ملاحظات فوق الذکر در دستور کار مدیریت شهری قدار بگیرد
دمانند هسنندج همانند هررهر نادمدار دیگر پیشینه ای دارد به قدمت سالیان حیات آن. پیشینه ای که مردمانش به آن می نازند و احوالی دارد که چندان خوش نیست: از هر نظر و البته آینده ای پیش رو دارد که اگر با نگاه استراتژیک و توسعه محورانه تدبیر نشود ممکن است ناخوش احوالی اش تداوم یابد.
تردید ندارم دست اندرکاران مدیریت شهری سنندج چنین دغدغه ای را در سر دارند و لابد با مشورت صاحبان تخصص های گوناگون مرتبط درپی چاره جویی هستند. صاحب این قلم که از بیست سال پیش – زمانی که در شورای شهر جناب تخت فیروزه و درشهرداری جناب سنندجی برمسند امور بودند بارها و بارها آمادگی خود را برای در اختیار قرار دادن تخصص خود، که مدیریت استراتژیک است، اعلام نمود که البته دستی دراز نشد تا به گرمی بفشارم و امیدوارم هم رشته ای های دیگرم توفیق مشاوره یافته و سند استراتژیک شهر سنندج را تدوین و به ویژه چشم انداز بیست، پنجاه و حتی صدساله شهر سنندج را ترسیم کرده باشند.
در هر حال از باب ادای دین به شهری که بیش از پنجاه سال است نام آن را به عنوان محل سکونت با خود همراه دارم چند نکته استراتژیک را به متولیان امر و البته مردم و نخبگان این شهر زیبا و دوست داشتنی عرضه می دارم امیدوارم مورد توجه قرار گرفته باشد.
1- جمعیت: شهر سنندج را به لحاظ پیش بینی جمعیت باید از دو جنبه کمی و کیفی مورد توجه قرار داد. برنامه ریزان استراتژیک می دانند سنندج به زودی به شهر یک میلیون نفری تبدیل می شود.! لذا باید زیرساخت ها و نیازهای این شهر را برای چنین جمعیتی مهیا کرد. از لحاظ کیفی نیز لازم است به تغییرات سریع و گسترده و بردوام سلایق، علایق، خواست ها و مطالبات نسل های بعدی توجه کرد و دریافت که مردم مسافرت های گسترده خواهند داشت، جاهای دیگر و پیشرفته تر خواهند دید و انتظاراتشان بیشتر خواهد شد، سطح تحصیلات و البته فهم و درایت مدنی مردم ارتقاء خواهد یافت و براین اساس مطالبات جدید رخ می نماید، سطح رفاه تغییر خواهد کرد و به سرعت نیازهای فراغتی، زیبایی شناختی و موسیقایی و ادبیات فاخرانه و به تبع کوچه و خیابان و پارک ها و امکانات متناسب با ارتقای سطح نیازهای معنوی و انسانی و نزدیک به استانداردهای جهانی افزایش می یابد....که باید بیشتر به فکر بود.
2- مهاجرت و گردشگری، بدون تردید یکی از ارکان توسعه کردستان خواهد بود. گردشگران بیشتر خواهند آمد. سنندج باید برای گردشگران سهل الوصول، آرامش بخش وجذابتر از گذشته باشد، تردد درشهر آسان تر شود. لذا احیای داشته های قدیمی و مدفون شهر اعم از چشمه سارها و قنات و ساختمان های بی کس رها شده و محلات درحال تخریب و...نیازمند توجه بیشتر خواهد.
3-پیشرفت تکنولوژی به سرعت بر بافت شهرها و روابط مردمان وارتباطات شهری تاثیر جدی برجای می گذارد. زیرساخت ها و ساخت وسازها و مدل ها و الگوهای معماری و شهرسازی نشسته بر داشته های فاخر و متناسب با تکنولوژی جدید مورد انتظار است. سیستم های مدیریت شهری از حمل و نقل گرفته تا فضای سبز و روش جمع آوری زباله و تا ساماندهی تفرج گاهها و.. نیازمند به روز شدن هستند. مدیران شهری باید بسی پیش تر و زودتر از مردم این نیازها را رصد وبرآورد کنند. شاید بنچ مارک و الگوبرداری از شهرهای موفق همسایه و دوردست اقدامی سهل الوصول باشد برای طی این راه.
4-مدیریت شهری در دنیا به مرور به سمت برون سپاری و البته مردم سپاری به پیش می رود. باید مدبرانه و هوشیارانه زمینه سازماندهی مردمان را در قالب انجمن های واقعی و حقیقی و مردم بنیاد فراهم کرد. به نظر می رسد مدیران شهری ناچارند شهرداری را به مرکزی برای برنامه ریزی و نظارت تبدیل و کارها را به غیر واگذارکنند. به نظر می رسد درجامعه ای که فرهنگ کارمندی با استانداردهای جهانی فرسخ ها فاصله دارد کوچک شدن حجم اداره شهرداری یک ضرورت باشد.
5- آموزش مدنی برای مدیریت شهری از نان شب واجب تر است. مردم باید ابتدا یاد بگیرند چه کسانی را به عنوان اعضای شوراای شهر برگزینند وچگونه و با چه مکانیسمی برعملکرد آنان نظارت داشته و عنداللزوم چگونه ناتوانانی که اشتباهی به آن نهاد مهم راه یافته اند را از مسندشان به پایین بکشند. و این نیازمند نهضت آموزش ویادگیری است.
6- ایجاد درآمد پایدار، امروزه یکی از ارکان مدیریت شهری است. با توجه به ویژگی فرهنگی سنندج باتدابیر ماهرانه امکان ایجاد منابع درآمدی پایدار از طریق ایجاد مراکز فرهنگی وهنری و تفرج گاه های مدرن وجود دارد.
7- سال هاست آرزو دارم نشست های سالانه وسیع و نشست های فصلی تخصصی مدیریت شهری سنندج با مشارکت بدون فیلتر نخبگان دلسوز این شهر برگزار شود و مسائل مدیریت شهری مورد بحث و مجادله و مباجثه و گفتگو قرار بگیرد. این نیاز هرگز از بین نمی رود و هرچه زودتر شروع شود دیر است. نشست های بدون تشریفات و خط کشی های جناحی و سلیقه ای و طایفه گری! فقط با هدف مدیریت شهری پیاده راه های مرکز شهر.
درآمدی بر شناخت موانع استراتژیک توسعه کردستان ـ سیدهاشم هدایتی
🔹🔸🔹🔸🔹🔸🔹
کتاب پیوست بیش از ده سال پیش آماده چاپ شده و در فرایند اخذ مجوز قرار گرفت! سه بار اصلاحاتی را به مولف تحمیل کردند وسرانجام حکم " تعلیق " به معنای خروج از پروسه اخذ مجوز از سوی مراجع رسمی ذیربط به ناشر محترم ابلاغ و دست ما را درحنا گذاشتند. گرچه با دیدگاه های جدید مولف, بخش هایی از محتوای کتاب شدیدا نیازمند تغییر بود, حیفم آمد باهمان نگاه پیشین مولف دراختیار خوانندگان محترم ـ به ویژه کردهای دردمند هم میهنم قرار نگیرد.
لذا بدینوسیله با اتکای به الطاف بیکران الهی, "پی دی اف" کتاب را به صورت رایگان دراختیار هم میهنان عزیزم قرار می دهم. امیدوارم اندکی تسامح در دستگاه ممیزی کشور بوجود آید تا نویسندگان بی پناهی چون حقیر مجبور نشوند حاصل روزها وماه ها وبلکه سال ها تلاش خود را اینگونه منتشر کنند
دستبوس محققان وتحلیلگرانی خواهم بود که نقدهای منصفانه خودرا از مولف دریغ نفرمایند
* نشر این کتاب در فضای مجازی بادرج نام و ادرس مرکز انتشار ـ یعنی همین کانال نویسنده ـ از سوی هر شخص حقیقی یا حقوقی مجاز است.
کانال تخصصی سید هاشم هدایتی
@KDproblems
بەناوی خوای دڵۆڤان
دۆستانی خۆشەویسم
سڵاوێکی بەهاری ئاوێتەی بۆنی گوڵباخی و رەنگی گوڵاڵە نەورۆزی پێشکەشتان بێت
ئەوا دیسان نەورۆز وەعدەی بەهاری داو وەرزی گۆڕان و ژیانەوەی سروشت دەستی پێکرد
پەیامی هەمیشەیی نەورۆزمان پێ گەییشت;
گۆڕان, گۆڕان , گۆڕان
بریا ئەو دەرسەمان لە نەورۆزەو وەربگردایێت و بەگوێ خۆشەویسەکەی خوامان بکردایێت کە فەرمووی:" خۆی بە ئیماندار نەزانێت ئەو کەسەی ئەوڕۆی وەکوو دوێکەی بووبێت" ئەو پەیامە سروشتی وئاسمانییە ئەوراستییەمان بۆ ڕوون دەکەنەوە کە ژیان ئەو کاتەی بەرەو گەشە دەڕوات کە تاکە تاکەی ئێمە بەردەوام لەگۆڕاندا بین
گۆڕان وبڕوابە گۆڕان هەنگاوی ئەوەڵە بۆ ڕۆیشتن بەرەو گەشەو سەرکەوتنی تاکەکەسی و کۆمەڵگا
هیوادارم ساڵی داهاتوو بەگۆڕانەوە دەس پێ بکەن و ڕۆژانی ساڵی نوێتان پڕبیت لە خێرو ڕووداوی باش وبە پیت بۆ جەنابتان و ئازیزانتان وە بۆهەموو هاونیشتمانانی بەڕێزم
گەردنم ئازابکەن. گەردنتان خۆش و ئازابێت
براتان سەیید هاشمی هیدایەتی
@KDproblems
