Echoes
الذهاب إلى القناة على Telegram
1 084
المشتركون
-124 ساعات
-37 أيام
-1330 أيام
أرشيف المشاركات
1 084
آن زمان که دیگر نباشم
ابری با توست
سایه اش بر سرت
آن ابر منم
نخواهی شناخت
پیراهنت با نسیمی رقصان
گیسوانت پریشان
یک دست بر دامن و
دست دیگر بر گیسوان
آن نسیم منم
نخواهی شناخت
شبانگاهی بر بالین
به این سو و آنسو
نه در خواب و نه در بیداری
آن رؤیا منم
نخواهی شناخت
در تنهایی سخن میگویی
با آن که نیست
باز میگویی هر آنچه را
تا کنون نگفتهای
با تمام جان به تو گوش میسپارد
آن که نیست منم
نخواهی شناخت
به ناگاه سوزشی در جانت
بی آن که بدانی از کجاست
قلبت به تپش در میآید از خاطرات
آن سوزش منم
نخواهی شناخت ...
#محمت_نصرت
@e_choes
1 084
زندگى، قبل از هرچيز زندگىست!
گل مىخواهد، موسيقى مىخواهد، زيبايى مىخواهد...
زندگى حتى اگر يكسره جنگيدن هم باشد
خستگى در كردن مىخواهد
عطر شمعدانىها را بوييدن مىخواهد...
خشونت هست، قبول؛
اما خشونت، اصل كه نيست
زائده است، انگل است، مرض است
ما بايد به اصلمان برگرديم.
زخم را كه مظهر خشونت است
با زخم نمىبندند،
با نوار نرم و پنبه پاک مىبندند،
با محبت، با عشق...
#نادر_ابراهیمی
چهل نامه کوتاه به همسرم
@e_choes
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
