ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

Book_tips

Book_tips

الذهاب إلى القناة على Telegram

ارتباط با ادمین: @Zarnegar503 ❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️ 26, March, 2016

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام Book_tips

تُعد قناة Book_tips (@book_tips) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 22 153 مشتركاً، محتلاً المرتبة 1 577 في فئة الكتب والمرتبة 15 845 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 22 153 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 27 أكتوبر, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 314، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -3، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 3.74‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 1.95‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 829 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 432 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 17.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل کتابخانه, کتاب, کانال, روانشناسی, شعر.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“ارتباط با ادمین: @Zarnegar503 ❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️ 26, March, 2016”

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 28 أكتوبر, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الكتب.

22 153
المشتركون
-324 ساعات
+1297 أيام
+31430 أيام
أرشيف المشاركات
Book_tips
22 153
🍃🌺🍃 سوره الاحزاب آیه 15 : وَلَقَدْ كَانُوا عَاهَدُوا اللَّهَ مِنْ قَبْلُ لَا يُوَلُّونَ الْأَدْبَارَ ۚ وَكَانَ عَهْدُ اللَّهِ مَسْئُولًا ترجمه : (در حالی که) آنان قبل از این با خدا عهد کرده بودند که پشت به دشمن نکنند؛ و عهد الهی مورد سؤال قرار خواهد گرفت (و در برابر آن مسؤولند)! #کلام_پروردگار @book_tips 🐞

Book_tips
22 153
sticker.webp0.21 KB

Book_tips
22 153
Repost from N/a
‌‏🍏انگلیسی  بدون معلم بدون کلاس با کارتون ‌‏@RealEnConversations 🍏دانش ممنوعه و اسرار علوم غریبه ‌‏@LOSTWORLDSS 🍏پاکسازی بدن از انرژی‌های منفی و بیماری ‌‏@Asrar_Daroun 🍏از کانال زیر|PDF| همه درساتو دانلود کن ‌‏@UB_PDF_KATAB_AC 🍏یک میلیون کتاب 𝐏 𝐃 𝐅 ‌‏@DONYABOOKPDF 🍏آموزش نویسندگی خلاق♡ ‌‏@BENEVIS_S 🍏فرازمینی ها ‌‏@FARZAMINIHA 🍏آموزش رانندگی‌ از صفر تا 100  !!! ‌‏@Car_BESTM 🍏هر آنچه باید بدانی اینجاست ‌‏@LibraryInternational 🍏برنامه‌های کمیاب اندروید ‌‏@APPZ_KAMYAB 🍏نقشه های تاریخی و سیاسی ‌‏@JAYNEGAREH 🍏انگلیسی‌ شبی 10 لغت ! ‌‏@ENGLISHLANGUAGESS 🍏آموزش انگلیسی از مبتدی تا آیلتس۲ساله ‌‏@teacheruniversity 🍏یک میلیون کتاب اسلامی ‌‏@EslahLib_ISLAMI_noor 🍏شبی ده دقیقه کتاب بخوانیم ‌‏@book_tips 🍏آموزش مدیریت واردات و صادرات ‌‏@modirtamin 🍏تفسیر آسان و آیه به آیه قران کریم ‌‏@Pious114 🍏رایگان انگلیسی بیاموز ‌‏@grobP1 🍏هر آنچه باسواد ها نیاز دارند ‌‏@atelaateomom 🍏دانلود کتابهای نایاب ممنوعه وتاریخی ‌‏@yortci_bosjin_pdf 🍏کتابخانه مجازی ‌‏@llib7 🍏تشخیص انواع‌شخصیت و اختلالات‌روان ‌‏@Neoravankavi 🍏کتابخانه pdf اقتصادی ‌‏@economic786 🍏کتابخانه جامع صوتی!! ‌‏@nazaninenshaei 🍏آموزش((رایگان)) مقالات و پایان نامه ‌‏@TaahsilatTakmili 🍏زیباترین شعر و متن ڪوتاه ‌‏@kahkeshan_eshge 🍏گنجینۀ کتاب‌های ممنوعه PDF ‏@kayhanlibrary999 🍏آموزش صفرتاصد نویسندگی ‏@mostafabagherzadeh74 🍏کانال" تب تفکر " ‌‏@Tabetafakor 🍏جملاتی که شما رو میخکوب میکنه ! ‏@its_anak 🍏رازها و نمادها و آموزه‌های شاهنامه ‏@ShahnamehToosi 🍏موسیقی کلاسیک برای تمام سلیقه ها ‏@polyphonicchannel 🍏* جاهای دیدنی جهان * ‏@IRANGARDIN 🍏دانستنی های جالب و شگفت انگیز ‏@shogo_jaleb 🍏اندکی شعر ‌‏@Andakei_sheer 🍏دلبــری هـای حضرت مــولانا ‌‏@molavi_molavi 🍏مجموعه نایاب و ممنوعه pdf ‌‏@kabuluniversitybooks 🍏گلچین کتابهای صوتی وPDf ‌‏@ketabegoia 🍏شعر و خوب و ناب بخوانیم ‌‏@seda_tanha 🍏کتاب های ممنوعهPDF/شعرهای زیبا! ‌‏@Hamidrezaabravan 🍏«وکیل» خود باشید"مشاوره" ‌‏@edalatsazanfarda 🍏«هر کتابـی.... بخوای داریم» ‌‏@KETAB_SALAM_CAFE 🍏دانستنی ها و شگفتی ها ‌‏@donyatanawo 🍏نگارگری؛ هنر و ادبیات ‌‏@tabrizschoolofpersianpainting 🍏یافته‌های مهم روانشناسی ‏@Hrman11 🍏کتابخانه انجمن نویسندگان ایران ‌‏@anjomanenevisandegan_ir 🍏آگاهی،بیداری،زندگی سالم ‌‏@aramesh_ba_meditation 🍏بهترین کتاب صوتی 𝗕𝗢𝗢𝗞 ‌‏@SBOOKSS 🍏دین و علم ‌‏@din_va_elm 🍏داستان‌ها و متن‌های آرامبخش ‌‏@kafeh_sher 🍏تنها کانال داستان‌های افسانه‌ای صوتی ‌‏@mehrandousti 🍏ترکی فول صحبت کن ‌‏@TurkishDilli 🍏کتابخانه مخصوص مهندسی ‌‏@civil101 🍏خودسازی ‌‏@AFKARIISM 🍏"موسسه وکالت و مشاوره حقوقی" ‌‏@mehdihemmati59 🍏برترین اجراهای(پیانوی کلاسیک) و... ‌‏@pianoland123 🍏برترین اشعار شاعران ‌‏@sherkadeymanoto1 🍏به وقت آگاهی ‌‏@DeyrBook 🍏صدای درون ‌‏@sedaye_daron 🍏دانلود رایگان کتاب های ممنوعه ‌‏@SaCafeketab 🍏از  حیوانات  بیشتر بدانیم♡... ‌‏@JANEVARANF 🍏لحظه عشق ‌‏@Lahzelove 🍏این کانال مناسب همه نیست... ‌‏@OnlySookoot 🍏اشعار ناب و ڪمیاب ‌‏@moshere 🍏بيشتر بدانيم بهتر زندگى كنيم ‌‏@matlabravanshenasi 🍏کجاهای ایران را دیده‌اید؟! ؟! ؟! ؟ ‌‏@IRANDIDANIHA 🍏مجله فرازمینی ها ‌‏@ARZAMIN 🍏آموزش ترکی استانبولی با تلفظ ‌‏@turkce_ogretmenimiz 🍏فیلم/سریال اختلالات روانی/روانکاوی ‌‏@Filmravankavi 🍏رسانه، فرهنگ - نشانه ‌‏@irCDS 🍏زبان انگلیسے از صفرِ تا صد ‌‏@english_w_rahimi 🍏مطالب تاریخی ‏@matalebtarikhim 🍏کتب،دروس،ناشناخته‌‌های کهکشان و نجوم ‌‏@yortchi_bosjin 🍏حقوق برای همه ‌‏@jenab_vakill 🍏پارسی سخن بگوییم، زیبا بنویسیم !!! ‌‏@PARSIDO 🍏تدریس مکاتب فلسفی و روانی ‌‏@anbar100 🍏کتابخانه صوتی ‌‏@sound_lib 🍏کتابخانه معاصر ‌‏@Mser_12 🍏کتابهای ممنوعه که چاپ مجدد نشدند! ‌‏@jadidtarinha3 🍏برترین کتابها ‌‏@bartarinbookk 🍏روسی مثل آب خوردن ! ‌‏@ZABANEROOSI 🍏آگاهی‌بخشی علمی ‌‏@Documentary20 🍏مکانیک خودتان باشید !!! ‌‏@RANANDEGIQ 🍏کانال کتاب های تاریخی ‌‏@ketabtarikhim 🍏رمان••رمان••رمانچی•• 𝗥𝙊𝙈𝗔𝗡𝙘𝙝𝙞𝙞 ‌‏@ROMANchii 🍏ا𝗣𝗗𝗙ا 500000 هزار جلد کتاب‌ کمیاب ‌‏@book_noor 🍏45000هزار کتاب pdf ‌‏@ketabZahra1369 🍏کتاب دلخواه تو رایگان دانلود کن!!! ‌‏@StudentLibrary 🍏اَسرارِ  ممنوعه ی جهان باستان ‌‏@WonderfuLlLlLl 🍏با روش‌های روز دنیا، درمانگر موفق شو ‌‏@reiki_knowledge ‌🔹هماهنگی جهت تبادل: ‌‏@mrsmafd

Book_tips
22 153
اکنون دلم چای میخواهد ....قندپهلو ! با یک رفیق ناب که چای را به چای ببندیم و گاهی استکان را سر بکشیم و بگوییم باز هم یخ کرد...☕️ @book_tips 🐞

Book_tips
22 153
🍃🌺🍃 "سلام مهندس....". آمد طرفم: " کجایی تو؟... تو آبدارخونه چندتا بچه هستند. برو بالا سرشون یه وقت سماور راچپه نکنند برامون مصیبت درست کنند، اون وقت باید یه عزای دیگه هم بگیریم ". آمدم آبدار خانه؛ جایی که خوب باهاش آشنا بودم. چند تا نوجوان مشغول بودند و بزرگتری بالای سرشان نبود. یکی از آن‌ها سلام کرد؛ پسرجمال بود. چقدر شبیه باباش بود. چارپایه‌ای آن جا بود؛ نشستم روی آن و به نظاره کار بچه‌ها. یکی که بزرگتر بود چایی می‌ریخت و دو نفر استکان می‌شستند و یکی قند می‌داد. به من هم چایی دادند. حواسم به سماور بزرگی بود که باید مواظبش می‌بودم. چراغ‌ها را خاموش کردند. گفتم؛ "بچه‌ها دیگر بسه. چایی‌دادن  رابگذارید برای وقتی که برق وصل شد." گوش دادند و یک گوشه‌ای نشستند. صدای بلندگو بلند شد. سید مصطفی بود: "حسن آن  سبط پیغمبر......ز زهر کین شده  پرپر تاریکی فضا و لحن سوزناکی که آتش به جان‌ها می‌انداخت و خانه‌ای که مصیبت و غم از در و دیوار آن فرو می‌ریخت ، تاثیر خود را بر من نیز گذاشت. آن چشم‌های معصوم سعید در قاب عکس و آن  استقبالی که رضا از من نمود، منقلبم ساخته بود. صدای مداح اوج گرفت و مرا با خود بُرد: " دل زینب  به خون غرقه........... که سمی شد کنون حربه ". کلمه غرقه مرا در اندوه و محنت غرق کرد. چشم‌هایم دیگر خشک نبود ....... #پایان #دکتر_علی_رادان @book_tips 🐞

Book_tips
22 153
🍃🌺🍃 #داستان_کوتاه #غرقه قسمت بیستم باید کاری می‌کردم؛ نه برای رضا یا حتی یوسف؛بلکه برای وجدان خراشیده خودم. جنبه حقوقی شکایت تقریبا روشن شده بود. قتل عمدی در کار نبود؛ دلیلی از این ادعا حمایت نمی‌کرد. قتل غیر عمد نیز  فضایی مه آلود را تصویر می‌کرد که همه چیز در هاله‌ای از ابهام تعریف می‌شد. سعید برای گریختن از مرگ به یوسف پناه برده یا آویخته بود و چون چنگال مرگ را بر گلوی خویش احساس کرده بود، برای ماندن بر روی آب، یوسف را در مقابل حملات ترسناک فنا و نیستی سپر خویش قرار داده بود. آیا یوسف در راندن سعید از خود و حتی مضروب نمودن وی دچار تقصیر شده بود؟ ایا می‌شد مرگ سعید را نتیجه اقدام یوسف در نجات جان خویش به حساب آورد؟ آیا یوسف می‌توانست باعث نجات جوان نگون بخت از غرق‌شدن گردد و چنین نکرده بود؟ این سوالات چون ارتشی نامنظم در ذهنم رژه می‌رفت و آرامش فکری مرا در زیر ضرباتی که محکم به مغزم می‌خورد از میان برده بود. باید چاره‌ای می‌اندیشیدم. زنگ زدم به نرگس تا با شوهرش بیایند دفتر. جمال را هم خبر کردم. مهندس می‌توانست با حمایت معنوی خود از من، کمکم نماید. شب هنگام و در حالی‌که دو هفته بعد اولین سالگرد مرگ سعید بود در دفتر منتظر میهمانان بودم. نرگس آمد؛ تنها. رضا نیامد. معلوم بود که هنوز از من و دعوایی که کردیم خاطری مکدر دارد. جمال هم آمد. شروع کردم: "نرگس خانم! رضا هم باید می‌آمد و حالا کار شما سخت‌تر می‌شود، چون باید گزارش بحث امشب را به وی بدهید. اتهام قتل عمد هيچ شانسی ندارد. می‌ماند قتل غیر عمد. دقت کنید. با مطالبی که یوسف بارها تکرار کرده و دلیلی در مخالفت با آن نیست، آن چه یوسف کرده نامتعارف نبوده و احتمال تبرئه او زیاد است. من پیشنهادی دارم....". نرگس به دقت به حرف‌های من گوش می‌داد و جمال هم گوشش با من بود، گرچه نگاهش به صفحه گوشی موبایلش دوخته شده بود:" ...با رضا صحبت کنید و رضایت دهید. اگر یوسف تبرئه شود، بار چند ماه بازداشت وی بر دوش و وجدان شماست و اگر محکوم به پرداخت دیه شود، ایا شما از یک جوان یک لا قبا چه چیزی را وصول خواهید کرد؟ آیا باز به زندانش می‌اندازید...؟". نرگس چیزی نگفت و فقط به من نگاه می‌کرد. مهندس آمد به میدان: "درست میگه....رضا یه بازاری خوش‌نامه و باید به نتیجه اجتماعی این پرونده هم توجه کند". نرگس نشان می‌داد که قادر به تصمیم‌گیری نیست. دلم برایش سوخت. مطمئن بودم که رضا هم دچار بی‌خوابی خواهد شد. نرگس بلند شد. از کیفش کاغذی درآورد و گذاشت روی میز: "چک است. رضا داده. گفت اگر دوباره پاره نمی‌کنید بدهم خدمتتان..." و لبخندی زد. مهندس هم خندید و گفت: "تو را خدا اگه می‌خوای پاره کنی بده به من که بد جوری گرفتارم". چک را گذاشتم لای یکی از کتاب‌های قانون که روی میز چیده شده بود. نرگس رفت و به دنبال او جمال. من ماندم و فکرهای دور و دراز راجع به تحلیل حقوقی مرگ سعید؛ مرگی که سعادتی در آن برای والدین جوان غرقه نبود. چند روزی گذشت. در حال رانندگی بودم که تلفنم زنگ خورد؛ نرگس بود:" ...ما خیلی فکر کردیم؛ من و رضا. بالاخره قرار شد که رضایت بدهیم. اولش رضا راضی نبود ولی حالا قبول کرده....بچه ما که دیگه بر نمی‌گرده. ما هم نمی خواهیم ارزش سعید را به مال محاسبه کنند. راستی می‌دونید..یه چیزی که باعث شد رضا قبول کنه خوابی بود که دید....گفت خواب دیده که کنار سد وایستاده و دنبال سعید تو آب می‌گشته و صداش می‌زده که یه دفعه بچم از آب در اومده و هی گفته بابا سردمه...یه چیزی روم بنداز تا گرم بشم ....خیلی سردمه ". فردای آن روز رضا و نرگس در یکی از دفتر خانه‌ها رضایت‌نامه رسمی امضا کردند. با وکیل یوسف هماهنگی کردیم و با رئیس دادگاه صحبت کردیم. او هم مثل این که باری از دوشش برداشته شده بود، چند روز بعد حکم به برائت یوسف صادر کرد. کسی معترض رای نشد و حکم قطعی و پرونده مختومه شد. یکی دوماه بعد تلفنم زنگ خورد. جمال بود: "فرداشب خونه رضا یادت نره. منتظرتم....".گفتم : "تو به جای من...رضا که دیگر مرا تحویل نمی‌گیرد". جمال با لحنی جدی گفت: "اگر نیای، دیگه نه من نه تو " گیر کرده بودم. با آن که خیلی تمایل به رفتن نداشتم ، رفتم ". ۲۸ صفر بود و در خانه رضا مراسم سالیانه برگزار می شد.  دم در عکس بزرگی از سعید در قاب بزرگی قرارداده شده بود. مقداری به دقت به عکس خیره شدم. دلم سوخت. جوانی تباه شده  و حسرتی که از فقدان او بر دل پدر و مادرش مانده بود متأثرم ساخت. تو حال خودم بودم که دستی شانه‌ام را لمس کرد. برگشتم عقب؛ رضا بود: "ما بچگی‌ها تا حرفمون می‌شد قهر می‌کردیم ولی برای یکی دو ساعت. حالا برای دوسال، شایدم همیشه؛ این که نشد. مثل این که اون موقع‌ها مردتر از حالا بودیم...". رضا خندید؛ من لبخند زدم. دستی زد به پشت من و رفتم داخل منزل. همه جا سیاه پوش بود. زود جمال را دیدم. مشغول بود: 🔻🔻🔻🔻

Book_tips
22 153
🌿🦋🌿🕊📚🕊🌿🦋🌿                           📌#یادآوری_مطالعه_گروهی    ✅ بیست و یکمین  روز مطالعه 📕 #بهترین_داستانهای_کوتاه ✍ #گابریل_گارسیا_مارکز 🔁  #احمد_گلشیری #تعداد_صفحات_کتاب :  ۵۳۲ سهم مطالعه روزانه کتاب : ۱۶صفحه شروع: ۱۴۰۲/۰۵/۱۹ پایان: ۱۴۰۲/۰۶/۲۰ 🗓 امروز هشتم شهریورماه 🗒 صفحات  ۳۶۴ تا ۳۸۰ @book_tips 🐞📚 🕊🌿🦋🌿📚🌿🦋🌿🕊

Book_tips
22 153
« به نام حضرت دوست » اگر روزی کسی از من بپرسد چندی که در روی زمین بودی چه کردی؟ من می‌گشایم پیش رویش دفترم را: در زیر این نیلی سپهر بی‌کرانه چندان که یارا داشتم، در هر ترانه نام بلند عشق را تکرار کردم من مهربانی را ستودم من با بدی پیکار کردم پژمردن یک شاخه گل را رنج بردم مرگ قناری در قفس را غصه خوردم وز غصه مردم، شبی صد بار مردم #فریدون_مشیری .‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‌‎‌‌‌‌‌‌‎‌‌‎‌@book_tips 🐞

Book_tips
22 153
🍃🌺🍃 سوره فصلت آیه 3 : كِتَابٌ فُصِّلَتْ آيَاتُهُ قُرْآنًا عَرَبِيًّا لِقَوْمٍ يَعْلَمُونَ ترجمه : کتابی که آیاتش هر مطلبی را در جای خود بازگو کرده، در حالی که فصیح و گویاست برای جمعیّتی که آگاهند! #کلام_پروردگار @book_tips 🐞

Book_tips
22 153
sticker.webp0.22 KB

Book_tips
22 153
[🟩] ‌‏≣ ریکی ‌‏✦ متافیریک ✦ ارسال انرژی رایگان👇👇   🟢  https://t.me/joinchat/ZA3jecvg_pk2N2Vk  ⩥⩥ آداب معاشرت• اعتماد به نفس و فن بیان TED ‏𖤌‏ @BUSINESSTRICK ا𝗣𝗗𝗙ا 500000 هزار جلد کتاب‌ کمیاب ‏𖤌‏ @book_noor چشم سوّم چیست؟ چگونه آن‌را فعال کنیم؟ ‏𖤌‏ @Cheshm3kaenat ثروتمندان؛ جادوے فڪر + مثبت ‏𖤌‏ @JadouyeFekrM آیا "روح" پس از مرگ * از بین میرود؟ ‏𖤌‏ @PasAz_Marg شکر گزار خدا باش ‏𖤌‏ @khodaya_asheghtam "عطر" و " معنا " ‏𖤌‏ @motaeeal زندگی ات را "تغییر" بده ! ‏𖤌‏ @MossbatAndishann ماورای طبیعی‌شدن/ دکتر جو دیسپنزا ‏𖤌‏ @joe_diispenza پاییز برگ ریزان ‏𖤌‏ @bargrizan_mm من یک زنم《درڪم ڪن》 ‏𖤌‏ @zanan_khoshbakhti شبی ده دقیقه کتاب بخوانیم ‏𖤌‏ @book_tips آشنایی با مکان‌های زیبای جهان ‏𖤌‏ @gashtogozardarjahan "شعر"  و  "شعور" ‏𖤌‏ @shabhaye_niloofari قدرت درون توست ☆لوییز هی☆ ‏𖤌‏ @Louise_Haychanel بیداری معنوی ♡ فرکانس درمانی ‏𖤌‏ @payamibarayesolh غزل" غزل " غزل " غزل "غزل" ‏𖤌‏ @ghaz2020 متن‌هایی که  بشدّت آرومت میکنه ! ‏𖤌‏ @zendegi_ziibaaaast با《خدا》باش پادشاهی کن! ‏𖤌‏ @kh0daShEnaSi بدون سانسور، این کانال مناسب همه نیست... ‏𖤌‏ @OnlySookoot حالتو خوووب کن ! ‏𖤌‏ @Zenndegiiii اناالحق ‏𖤌‏ @Analhaghhoo ارتباط با ♡ خالق هستی ♡ ‏𖤌‏ @RohShokrgozari مولانا مولانا مولانا مولانا ‏𖤌‏ @MouLanayjan حضرت مولانا و عاشقانه‌های شمس ‏𖤌‏ @baghesabzeshgh تنهایی و " آرامش " ‏𖤌‏ @Tannhaaiii دنیای درون / شناخت روح برتر ‏𖤌‏ @dunyaye_daroon اسرار ضمیر 《ناخودآگاه》 ‏𖤌‏ @asrarkontoroLzehn گذر از خودم ‏𖤌‏ @shine41 خودشناسی با افکارمثبت آرامش‌ درون ‏𖤌‏ @pluosafkar بشنو از  نی ‏𖤌‏ @vasledoost شناخت سایه های " درون " ‏𖤌‏ @ramzkodbavre راهکاری برای مقابله با پرخاشگری فرزندم ‏𖤌‏ @ghasemi8484 سرزمین •• موسیقی •• ‏𖤌‏ @musiicLand_ir چگونه کاریزماتیک♡جذااب باشیم؟؟ ‏𖤌‏ @zehnearam جملاتی‌که افکار شما را《تغییر می‌دهد》 ‏𖤌‏ @ghalbeziba آهنگ آهنگ ‏𖤌‏ @ahangeeshghh سرزمین آریایی ‏𖤌‏ @royayemehr معجزه ی زندگی با یوگا ‏𖤌‏ @shaidaizadi "موسسه وکالت و مشاوره حقوقی" ‏𖤌‏ @mehdihemmati59 کتابهای ☆ نایاب ☆  ‏𖤌‏ @Doneaekatad2 زیباترین" اشعار "... متنهای کمیاب ‏𖤌‏ @av_baroon گلچین اشعار 《سعدی》 ‏𖤌‏ @Sadii_jaan عاشقان ِ《کتاب》 ‏𖤌‏ @B00kLifeMe با سیاست رفتار کن /سواد رابطه ‏𖤌‏ @ghasemi8483 کانال آموزش ترکی استانبولی ‏𖤌‏ @turkce_ogretmenimiz اسرار متافیزیک/چاکرا درمانی ‏𖤌‏ @meta_ajna 950000 کتاب lPDFl و کتاب‌ صوتی ‏𖤌‏ @MOTIVATION_BUCH اشعار بزرگان و سخنان حکیمانه بزرگان ‏𖤌‏ @asharsokhanan انگیزشی  انگیزشی  انگیزشی ‏𖤌‏ @OMidBeZendgiii 5000 رمان رایگان 𝐄𝐩𝐮𝐛 و 𝐏𝐝𝐟 ‏𖤌‏ @Ketabz سخنان زیبا و ماندگار ‏𖤌‏ @goftarniek متافیزیک عرفان《رهایی ازگذشته》 ‏𖤌‏ @Roohe_bartar هزار پند مولانا با معانی اشعار ‏𖤌‏ @Ashaarkotaa جارى شو در موسيقى، رقص، انديشه ‏𖤌‏ @flowwithmusic آموزش سواد مالی و اقتصادی به زبان ساده ‏𖤌‏ @ECONVIEWS حـضرت عـشــق مـولانـای جانان ‏𖤌‏ @shere_molavi اسرار ••• موفقیت  ••• ‏𖤌‏ @movafaghiat_jahanii ‎‌‌‌‌‌‎─═༅  ‎‌‌‌‌‌‎═༅   ༅═  ༅═─ 🔻مجازات فحاشی در تلگرام 🔺 @TakhaL0fat_TeL

Book_tips
22 153
🍃🌺🍃 چگونه این مایه زندگی به زندگی جوانی برنا پایان داده بود؟ آیا اين زیبای آرام خفته در پرنیان سیال می‌توانست قاتل باشد؟ کناره سد از ما چندان دور نبود. چقدر میان مرگ و زندگی فاصله‌ای کوتاه است........ (ادامه دارد) #دکتر_علی_رادان @book_tips 🐞

Book_tips
22 153
🍃🌺🍃 #داستان_کوتاه #غرقه قسمت ۱۹ رای نه اوليا دم را راضی ساخته بود و نه متهم به قتل را. هردو طرف اعتراض کردند. یکی برای آن که خونخواهیش به جایی نرسیده بود و دیگری که خود را در ماجرای غرقه گشتن جوانی در آب، مبری و بیگناه می‌دانست و برای رهایی از پرداخت خون بها معترض بود. می‌دانستم که گره بر باد زدن است ولی لایحه‌ای نوشتم و بیشتر با تکیه بر شهادت احسان به تبرئه یوسف اعتراض آوردم. سه چهار ماهی گذشت. در نیمه بهار سال بعد دیوان عالی کشور رای خود را صادر کرد. دیوان جانب احتياط را گرفته  و از دادگاه خواسته بود با حضور احسان و یوسف صحنه مرگ یا قتل بازسازی شود. احتمال بسیار می‌رفت که این صحنه‌آرایی چیزی جدیدی بر اطلاعات پرونده اضافه نکند ولی تبعیت از نظر مرجع عالی لازم بود. دادگاه با قراری که صادر کرد از دادسرا خواست تا به این مهم اقدام کند. دریک روز گرم تابستانی و در زمانی که چند هفته‌ای بیشتر به اولین سالگرد درگذشت سعید باقی نمانده بود در کنار سد کرج بازپرس، وکلا و شاکی و متهم و شاهد جمع شده بودیم. رضا و نرگس هم بودند. رضا سعی می‌کرد از من فاصله بگیرد. سرسنگین نشان می‌داد. به تکان‌دادن سری در مقابل دستی که من بلند کرده بودم اکتفا کرد. یوسف هم بود؛ تنها و کسی او را همراهی نمی‌کرد، اما احسان با پدرش آمده‌ بود. قایقی روی آب عظیم پشت سد در گردش بود. باد مختصری می‌وزید که پس از برخورد به آب متراکم پشت سد خنکی مطبوعی را در فضا منتشر می‌کرد. قایق نزدیک شد. بازپرس، یوسف، رضا و وکلا سوار شدیم. نرگس، احسان و پدرش در خشکی ماندند و از همان‌جا ما را نظاره می‌کردند. چهره‌های یوسف و رضا در هم و برافروخته بود. قایق در جایی که یوسف اشاره کرد ایستاد و موتورش را خاموش کرد. سکوت دریاچه تنها با صدای بعضی مرغان کوچک که به چالاکی بالای سر ما پرواز می‌کردند می‌شکست. قایق جایی‌که یوسف نشان داد ایستاد. فاصله غرقگاه سعید تا لبه سد بیش از سی متر نبود. بازپرس شروع کرد: "دقیقا کجا سعید غرق شد. تو کجا بودی و او در چه فاصله‌ای از تو شنا می‌کرد؟ "مخاطب یوسف بود که با بی‌میلی و سنگینی حرف می‌زد. یادآوری آن لحظات تلخ آزارش می‌داد. رضا به آب خیره شده بود و من به لبان یوسف که بالاخره گشوده شد: "سعید پشت سر من می‌اومد...من خسته شده بودم....فهمیدم که چه اشتباهی کردم....ما شنای توی سد را با استخر یکی گرفته بودیم...یه دفعه سعید کمک خواست. برگشتم دیدم بُریده....دیگه نمی‌تونه بیاد....رفتم کمکش....مثل یک تیکه سنگ شده بود....داشت می‌رفت پایین.....سعی کردم نگهش دارم..... "رضا داد زد: "اگه راست می‌گی چرا کاری نکردی؟چرا گذاشتی بره زیر این همه آب؟". یوسف با صدایی که در آن ارتعاش و لرزه آشکار بود جواب داد: "من خودمم به زور نگه‌داشته بودم...انرژی نداشتم. من که ورزشکار یا مربی شنا نیستم....".بازپرس بی‌توجه به بگومگوی آن دو پرسید: "بعد چی شد؟ چرا اثار خراشیدگی روی سینه سعید به جا مونده؟". یوسف که معلوم بود کلافه شده گفت: "یه دفعه سعید چسبید به من...آب رفت تو دهنم..به هر زحمتی بود رو آب نگهش داشتم ولی اون.....". به گریه افتاد؛ اول آرام و بعد با صدای بلند اشک می‌ریخت: "هیچ جوونی برای سعید نمونده بود...ترس....  ترس از مردن هر دوتامون را گرفته بود. دیدم دست انداخت و گردن من را چسبید...مثل این که می‌خواست روی من سوار بشه...هیچی حالیش نبود....دوباره رفتم پایین....آب خوردم، اومدم بالا و سعی کردم از خودم جداش کنم....نمی‌شد...مرگ رو جلوی چشمام دیدم...یا سعید باید می‌مرد یا من....شاید هر دومون. چون اگه من غرق می‌شدم سعید قدرت شناکردن نداشت. داد زدم...تورو خدا سعید ولم کن....ولم کن ". گریه یوسف اوج گرفت. تقریبا داشت ضجه می‌زد: "ولم نمی‌کرد...داشتم خفه می‌شدم ...سعید دیگه حال خودش را نمی‌فهمید...هر کی سرراهش بود را با خودش می‌برد پایین....تصميم گرفتم بزنمش کنار...ولم نمی کرد....با مشت و پنجه چند بار تو سینه‌اش زدم.. .اینقدر زدم تا دستاش شل شد و ول کرد..من دیگه نا نداشتم. داشتم می‌مردم..تنها چیزی که باعث می‌شد به شنا کردن ادامه بدم صورت مادرم بود....فقط به خاطر اون شنا می‌کردم...مثل یک جسد شده بودم.....خدا....خدا ". یوسف فریاد می‌کرد. از رضا غفلت کرده بودم. دیدم یک گوشه قایق نشسته و سرش را با دستاش گرفته است. حدس زدم بی‌صدا گریه می‌کند. بازپرس پرسید: "لحظه فرو رفتن سعید را در آب به خاطرت هست؟ دقیقا کجا فرو رفت؟". یوسف که اشک‌هایش را پاک می‌کرد با صدایی خفه گفت: "ندیدم...اخرین چیزی که ازش به خاطرم مونده صورتش بود که خیلی ترسیده بود...همین جا پایین رفت " و با انگشت اشاره نقطه‌ای را نشان داد. نگاهی به نرگس و احسان انداختم؛ چون شبه‌هایی از دور به‌نظر می‌رسیدند. احسان ایستاده بود و نرگس چند متر دورتر روی خاک رهاشده بود. نگاهی به آب انداختم؛ زلال، خنک و زیبا. @book_tips 🐞

Book_tips
22 153
🌿🦋🌿🕊📚🕊🌿🦋🌿                           📌#یادآوری_مطالعه_گروهی    ✅ بیستمین روز مطالعه 📕 #بهترین_داستانهای_کوتاه ✍ #گابریل_گارسیا_مارکز 🔁  #احمد_گلشیری #تعداد_صفحات_کتاب :  ۵۳۲ سهم مطالعه روزانه کتاب : ۱۶صفحه شروع: ۱۴۰۲/۰۵/۱۹ پایان: ۱۴۰۲/۰۶/۲۰ 🗓 امروز هفتم شهریورماه 🗒 صفحات   ۳۴۸ تا ۳۶۴ @book_tips 🐞📚 🕊🌿🦋🌿📚🌿🦋🌿🕊

Book_tips
22 153
Repost from Book_tips
✨کتاب بخون تا با چشمای باز رویا ببینی✨ 📕کتابفروشی بارلی بوک 📗انواع کتاب‌ها با بهترین کیفیت چاپ و نشر 📙هرکتابی که بخوای موج
✨کتاب بخون تا با چشمای باز رویا ببینی✨ 📕کتابفروشی بارلی بوک 📗انواع کتاب‌ها با بهترین کیفیت چاپ و نشر 📙هرکتابی که بخوای موجوده 📘چون ما ناشریم، تمامی کتاب‌ها تخفیف ۱۰ الی ۵۰ درصد دارند 📔ارسال به سراسر کشور 📗تا دو روز اول، با هر سفارش، یک کتاب از بارلی بوک هدیه میگیری :)💝 https://t.me/barlibook https://t.me/barlibook

Book_tips
22 153
🍃🌺🍃 🔅راه حل رشد،                       «مطالعه است» 📌 راه حل رشد، مطالعه است و باید کتاب بخوانیم و با هم بحث کنیم. پرداختن به مسایل فرهنگی نیاز به ماده ی خام دارد و ماده ی آن مطالعه است. باید کتاب‌هایی بخوانیم که فرهنگ ما را عوض کند. مطالب فیزیک، شیمی و جغرافیا و ... معلومات ما را افزایش می‌دهد ولی فرهنگ ما را تغییر نمی‌دهد. 📌ما باید در حوزه ی روانشناسی، فلسفه، ادبیات (خصوصاً رمان، داستان کوتاه و شعر)، عرفان و حوزه ی دین مطالعه کنیم. این حوزه‌یی است که فرهنگ‌ساز است و ما را فرهیخته‌تر می‌کند. 📌کتاب خواندن با سرچ کردن در سایت‌ها متفاوت است . یادگیری با مطالعه ی کتاب میسر می‌شود. حتی در حوزه ی سیاست کتاب بخوانید و با هم بحث کنید تا رشد کنید. #مصطفی_ملکیان @book_tips 🐞

Book_tips
22 153
‌ مطمئن هستم اگر کسی تنها با لحظات حال زندگی کند و با شیفته‌گی به هر گلی که سر راهش قرار گیرد نگاه کند و هر درخششی را که بر هر لحظه‌ی گذرا می‌رقصد گرامی دارد، آن وقت است که زندگی در برابرش خلع سلاح می‌شود #هرمان_هسه ‌@book_tips 🐞

Book_tips
22 153
🍃🌺🍃 سوره فصلت آیه 5 : وَقَالُوا قُلُوبُنَا فِي أَكِنَّةٍ مِمَّا تَدْعُونَا إِلَيْهِ وَفِي آذَانِنَا وَقْرٌ وَمِنْ بَيْنِنَا وَبَيْنِكَ حِجَابٌ فَاعْمَلْ إِنَّنَا عَامِلُونَ ترجمه : آنها گفتند: «قلبهای ما نسبت به آنچه ما را به آن دعوت می‌کنی در پوششهایی قرار گرفته و در گوشهای ما سنگینی است، و میان ما و تو حجابی وجود دارد؛ پس تو بدنبال عمل خود باش، ما هم برای خود عمل می‌کنیم!» #کلام_پروردگار @book_tips 🐞

Book_tips
22 153
sticker.webp0.22 KB

Book_tips
22 153
✨کتاب بخون تا با چشمای باز رویا ببینی✨ 📕کتابفروشی بارلی بوک 📗انواع کتاب‌ها با بهترین کیفیت چاپ و نشر 📙هرکتابی که بخوای موج
✨کتاب بخون تا با چشمای باز رویا ببینی✨ 📕کتابفروشی بارلی بوک 📗انواع کتاب‌ها با بهترین کیفیت چاپ و نشر 📙هرکتابی که بخوای موجوده 📘چون ما ناشریم، تمامی کتاب‌ها تخفیف ۱۰ الی ۵۰ درصد دارند 📔ارسال به سراسر کشور 📗تا دو روز اول، با هر سفارش، یک کتاب از بارلی بوک هدیه میگیری :)💝 https://t.me/barlibook https://t.me/barlibook