ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك 👈

Book_tips

Book_tips

الذهاب إلى القناة على Telegram

ارتباط با ادمین: @Zarnegar503 ❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️ 26, March, 2016

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام Book_tips

تُعد قناة Book_tips (@book_tips) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 22 053 مشتركاً، محتلاً المرتبة 1 568 في فئة الكتب والمرتبة 15 852 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 22 053 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 13 أكتوبر, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار 234، وفي آخر 24 ساعة بمقدار 9، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 4.14‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 2.12‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 914 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 467 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 16.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل کتابخانه, کتاب, کانال, روانشناسی, شعر.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“ارتباط با ادمین: @Zarnegar503 ❤️ تاریخ تاسیس کانال❤️ 26, March, 2016”

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 14 أكتوبر, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الكتب.

22 053
المشتركون
+924 ساعات
+1037 أيام
+23430 أيام
أرشيف المشاركات
Book_tips
22 053
🌿🦋🌿🕊📚🕊🌿🦋🌿                           📌#یادآوری_مطالعه_گروهی    ✅  چهاردهمین روز مطالعه 📕 #گرگ_بیابان ✍ #هرمان_هسه 🔁  #قاسم_کبیری  #تعداد_صفحات_کتاب :  ۳۳۸ سهم مطالعه هر روز : ۱۱صفحه شروع: ۱۴۰۳/۰۶/۰۳ پایان: ۱۴۰۳/۰۷/۰۶ 🗓 امروز شانزدهم شهریور ماه 🗒 صفحات ۱۳۶ تا ۱۴۷ دانلود فایل pdf 🔻🔻🔻 https://t.me/booktipsgroup @book_tips 🐞📚 🕊🌿🦋🌿📚🌿🦋🌿🕊

Book_tips
22 053
🍃🌺🍃 #نغمه_های_سعدی #باب_هشتم (در آداب صحبت) ✨ هر که بدی را بکشد خلق را از بلای او برهاند و او را از عذاب خدای عَزَّوَجَلَّ. پسندیده‌ست بخشایش ولیکن منه بر ریشِ خلق‌آزار مرهم ندانست آنکه رحمت کرد بر مار که آن ظلم است بر فرزندِ آدم @book_tips 🐞

Book_tips
22 053
🍃🌺🍃 سوره النجم آیه ۴۳ وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكى‏ و این‌که اوست که می‌خندانَد و می‌گریانَد؛ #کلام_پروردگار @book_tips 🐞

Book_tips
22 053
🍃🌺🍃 سوره النجم آیه ۴۳ وَ أَنَّهُ هُوَ أَضْحَكَ وَ أَبْكى‏ و این‌که اوست که می‌خندانَد و می‌گریانَد؛ #کلام_پروردگار @book_tips 🐞

Book_tips
22 053
sticker.webp0.29 KB

Book_tips
22 053
Repost from N/a
🔮🔮 لیست برترین کانال های تلگرام 🧘‍♀ مدیتیشن          📖 ادبیات 🧠 روانشناسی       ⚖ حقوقی 🎼 موسیقی          🔅 علمی 🔢 علم اعداد        👩‍⚕ درمانی 💎 قانون جذب     👩‍🎓 آموزشی 🔺 لطفا همه شرکت کنید🔺

Book_tips
22 053
کدام نویسنده زیر برنده "نوبل ادبیات" در سال 1947شد؟
Anonymous voting

Book_tips
22 053
🍃🌺🍃 #داستانک #زندگی_نامه قسمت ۴۰ برجسته‌ترین خاطره‌ی من از سال1353به تابستانِ آن مربوط می‌شود که برادرِ کوچکم محمود را برداشتم و به دیدن خواهرم گلندام در شهرک«قلعه‌حسن‌خان»(شهرِ قدس)  رفتم. این نخستین‌سفرِ مستقلِ من بود. با اتوبوسِ شهری تهران، از خیابانِ آذری به آن‌جا رفتم. خواهرم در خانه‌ی باغ‌مانندی زندگی می‌کرد که هفت یا هشت خانواده‌ی دیگر در آن ساکن بودند. هرکدام یک‌اتاق داشتند. این‌جا به محلِ کارِ دامادمان، که در شرکتِ نفتِ پارس کار می‌کرد، نزدیک بود. به گمانم، زندگی صفایی داشت و همسایه‌ها به یاری هم می‌رفتند. غروب‌ها دورهم جمع می‌شدند و تخمه‌ی آفتابگردان یا تخمه‌ی خربزه و هندوانه‌ی بو داده می‌شکستند و از خود و زندگی می‌گفتند. فضا برای همه بود. درخت بود؛ گُل بود، گربه بود و حتی یکی‌دوتا سگ. همزیستی با گیاه و جانور، غنای بیشتری به جانِ آدمی می‌بخشد. دو روز در خانه‌ی خواهرم بودم. یک‌روز برادرم را به لاله‌زار بردم و سینما رفتیم و یک‌سیگارِ برگ خریدم و کشیدم. روز دوم، تنها به خیابانِ جمشیدِ تهران رفتم و پایم به جایی باز شد که گویا هنوز برایم زود بود. اما جالب است که رشدِ جسمی و ذهنیِ من به‌شتاب، مرا به بلوغ رسانده بود. تصویرهایی که از این‌سال دارم نشان می‌دهد که از نظر قد و قیافه، کاملاً جوان به نظر می‌رسم و دیگر هم رشد نکردم. بعدها خواهم گفت که من در هفده‌سالگی به خواستگاری رفتم. در نوزده‌سالگی ازدواج کردم و در بیست‌سالگی دارای فرزند شدم. البته دوسال پیش‌تر نیز یک روز تنها به تهران رفته بودم. تابستان1351بود. یک‌روز صبح جمعه، برای گریز از کُتکی که باید می‌خوردم،  از کیف مادرم پولی برداشتم و به تهران رفتم و غروب برگشتم. از میدان شوش تا میدان بروجردی تهران پیاده رفتم. دارایی‌ام شِش تومان بود (60ریال) دوتومان به اتوبوس داده بودم تا مرا به تهران برساند. چهارتومان دیگر در جیبم بود. درمیدان بروجردی، یک سینمای تازه ساخت بود که همنام سینمای قمِ آن روز بود: دروازه طلایی. فیلم نخست سینما برای گشایش، یوسف و زلیخا(با بازی فروزان و فخرالدین) بود. دوتومان دادم و به سینما رفتم. خیلی به دلم چسبید. از یاد بردم که در کجای جهان هستم و غروب چه ماجرایی در پیش دارم. غروب که برگشتم، چیزی نشد و به روی من نیاوردند. این که چرا باید کتک می‌خوردم، نگفتنی است. دلِ من داند و من دانم و داند دلِ من. سال1354رسید.یکی از تلخ‌ترین رویدادهای بهار امسال برای من، آتش‌زدن و تخریب و انفجار سینمای دروازه‌طلایی قم بود. خانه‌ی امید و شادیِ من ویران شد. هرگز نتوانستم کسانی را که این‌فاجعه را به بار آوردند، ببخشم. نیمه‌شبِ سی و یکم اردیبهشت1354صدای انفجاری شنیدیم. روز بعد که به مدرسه رفتم، مدرسه به سینما نزدیک بود، هم‌کلاسی‌هایی که از عشق من به سینما خبر داشتند، گفتند: ـ خبر داری چی شده؟ گفتم: ـ نه. چی شده؟ گفتند: ـ سینما را آتش زدند. دلم فرو ریخت. از مدرسه بیرون زدم و یک‌راست تا سینما دویدم. آه چه دیدم؟ که دو چشمم مباد! آن‌بنای باشُکوه و درخشان، مچاله شده بود. انگار با شکنجه، دل و روده‌اش را به هم ریخته بودند. کاشی‌های رنگیِ کوچک در همه‌جا پخش شده‌بود. ویترین‌های آن که یک‌روز قبل، تصویرهای چشم‌نواز داشت، اکنون چون دهانه‌های دوزخ، سیاه و تیره و تباه بودند. درِ زرّینِ سینما از جا کنده شده بود. از همان‌دروازه به درون نگریستم و گریستم. فضای سوخته و سیاهِ سینما، همچون دلِ آتش‌افروزانش، تاریک و ترسناک بود. شامِ شومِ شرارتی شرربار، بامدادِ سُرورِ سینما را درنوردیده بود. دوزخ، بر خرابه‌های بهشت، خیمه زده بود. خُرافه و جنونِ جنایت، بر خِردِ خُرّمِ خوشی، چیره شده بود. زمینِ زیبای سینما، زار می‌زد. تصویرها لگدکوبِ لجنزارِ جهل شده بودند. شیشه‌ها چون دلِ عاشقان شکسته بودند. رنگ‌ها رنجیده بودند و جز خاشاک و خاکستر، چیزی در پیاده‌رو نبود. به مدرسه برگشتم. دیگر نخندیدم. دوستان، به دلداری برخاستند و امیدِ ساختنی دوباره دادند. باور نکردم. انگار می‌دانستم که این تخریب، پیشاهنگِ ویرانگری‌های هراسناک‌تر است. یک‌بار مادرم را در شهریور1353در قم به سینما بُردم. فیلم «جوانمرد» بود. برای همین، این فیلم قدیمی برای من ارزشی چندگانه دارد. مادرم در عمرش فقط یک‌بار سینما را دید. من کنارش بودم. یادش خوش باد. ادامه دارد... #دکتر_احمد_عزتی‌پرور #حافظ‌شناس_و_مدرس_دانشگاه @book_tips 🐞

Book_tips
22 053
🌿🦋🌿🕊📚🕊🌿🦋🌿                           📌#یادآوری_مطالعه_گروهی    ✅  سیزدهمین روز مطالعه 📕 #گرگ_بیابان ✍ #هرمان_هسه 🔁  #قاسم_کبیری  #تعداد_صفحات_کتاب :  ۳۳۸ سهم مطالعه هر روز : ۱۱صفحه شروع: ۱۴۰۳/۰۶/۰۳ پایان: ۱۴۰۳/۰۷/۰۶ 🗓 امروز پانزدهم شهریور ماه 🗒 صفحات ۱۲۴تا ۱۳۵ دانلود فایل pdf 🔻🔻🔻 https://t.me/booktipsgroup @book_tips 🐞📚 🕊🌿🦋🌿📚🌿🦋🌿🕊

Book_tips
22 053
آرامش در دل طبیعت @book_tips 🐞

Book_tips
22 053
🍃🌺🍃 #نغمه_های_سعدی #باب_هشتم (در آداب صحبت) ✨ بر عجزِ دشمن رحمت مکن که اگر قادر شود بر تو نبخشايد. دشمن چو بينی ناتوان لاف از بُروتِ خود مزن مغزيست در هر استخوان مرديست در هر پيرهن @book_tips 🐞

Book_tips
22 053
🍃🌺🍃 سوره نمل آیه ۶۲ أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ وَ يَجْعَلُكُمْ خُلَفاءَ الْأَرْضِ أَ إِلهٌ مَعَ اللَّـهِ قَلِيلاً ما تَذَكَّرُونَ آیا (معبودهای آنان بهترند، یا) آن که (دعای) شخص درمانده راـ در هنگامی که او را بخواندـ اجابت می‌کند و بدی‌ها و مشکلات را برطرف می‌کند و شما را جانشینانِ (خود در روی) زمین قرار می‌دهد. آیا همراه «الله»، خدایی وجود دارد؟ اندکی (از شما) پند می‌گیرید. #کلام_پروردگار @book_tips 🐞

Book_tips
22 053
sticker.webp0.31 KB

Book_tips
22 053
معرفی بهترین کانال‌های علمی فرهنگی ✍✍✍✍✍✍✍✍✍✍✍✍ ✅ اشتباهات من در بازار های مالی @Reza_Ghanipur دانلود کتابهای نایاب ممنوعه وتاریخی @yortci_bosjin_pdf شبی چند دقیقه کتاب بخوانیم !!! @book_tips تفسیر قرآن @Pious114 اطلاعات حقوقی مهم برای همه @LAW_SEVDA کتابخانه طبی، درمان با داروهای خانگی @danyalshafa رمز زیستن!!! @shine41 کتاب‌های ممنوعه که مجدد چاپ نشد @FA_TI_MI پارسی سخن بگوییم و زیبا بنویسیم @FARZANDAN_PARSI درمان باگیاهان دارویی،مجربات بانو اکبری @banoooakbari آموزش دقیق ماوراء @beyondmeta666 آموزشگاه طبی سید @samsadeghitebeslami لینکدونی فرهنگی آموزشی و علمی @linkdoni_hozavi متن دلنشین @aram380 مجـــــله  تلـگـرامــی @post2post دنیای انگیزشی و آموزشی (کتاب بخوانیم) @romanceword آموزش کف بینی @kafbini12 نحو کاربردی @nahvekarbordi مولانای جان @molanay_gan تاریخ و تمدن ایران باستان و جهان @a_r_512 کانال طبی عیون الحکمه @oyoon_hekmat دوره و رازهای پولسازی @Maya_Mind تست تخصصی مبادی @banketestmabadi گفته‌های گرانبهای نجیب محفوظ @learn_arabiic آموزش رایگان ماساژ در کلبه سلامت @banojamaliakbari گالری جنگ‌ها و شخصیت‌های بزرگ تاریخ @Galleryofwars انـگـیـزشـی @Psychology9i بهترین کانال کتاب @welll_read خانم نسیم از کشور عراق/آموزش چهار زبانه @Nassim_Arabic_English_Iraqi آموزش زبان عربی با متون داستانی @taaribedastani کافه شعر @Kafee_sheerr هاله‌ بینی ، رونیک‌ جذب‌ ثروت @nosehalo666 منبع کامل دروس و دوره های متافیزیک @MetaCenterX ارزانسرای پارچه ماهک @mahak_parcheh آموزش حرفه ای آشپزی @telefoodgram مدرسه‌ی نویسندگی‌ آناهل @anahelanjoman آموزش ترجمه و مکالمه عربى @atranslation90 دل واژه های تنهایی @gandomzaran تاروت روزانه @maryami137189 ادبیات انگلیسی @Englishliteraturemagazine طب سینوی، درمان های خانگی @teb_sinawi دنیای پادکست @OneThousandandOnePodcast کتب صوتی نایاب / زندگینامۀ مشاهیر و... @feqdanedel کتاب‌های نایاب و ممنوعه @Darkhoste_Book کتابخانه انجمن نویسندگان ایران @anjomanenevisandegan_ir کتابخانه صوتی و پی دی اف تاپ بوک @Top_books7 معلومات کمیاب طبی و درمانی @internationalmedicaluseful دنیای ناشناخته ها و فرازمینی @yortchi_bosjin ✅ بوک کلاپ پرسیکا @Persica_BC ✍✍✍✍✍✍✍✍✍✍✍✍ تاریخ 14 / 6 /1403 جهت هماهنگی و رزرو تبلیغات @HHo_bb

Book_tips
22 053
🍃🌺🍃 #داستانک #زندگی_نامه قسمت ۳۹ در پایانِ انشایم، جمله‌هایی از خودم نوشته بودم و به امام‌حسین نسبت داده بودم: هرگز دروغ مگو و آنچه را برخود نمی‌پسندی، بر دیگران نپسند. مردم را میازار و کسی را از خود آزرده مساز! راستی و صداقتِ خویش را ‏به اندک‌بهایی نفروش و به خاطر لحظه‌ای‌کوتاه برای لذت بردن، گناهی بزرگ مرتکب نشو! همواره آزاده باش. نه ظلم کن و نه ظلم را قبول ‏کن! به بزرگ‌تر خود احترام بگذار و سخن کسی را قطع نکن. به موقع، خشمِ خود را فرو ببر و خدایت را ستایش کن. درماندگان را حامی ‏شو و به تهیدستان بخشش نما. با نفسِ خود به ستیز باش و جهاد کن که بزرگ‌ترین جهاد، جنگ با شهوت و نفس می‌باشد. غرور و تکبر را ‏ازخود دورکن و اخلاقِ نیکو داشته باش.‏ درجهان نیکی نما، مردانگی را پیشه کن! کارِ بَد را لحظه‌ای درباره‌اش اندیشه کن!‏ پادشاهِ جسم و روح و پیکرت همواره باش! چون گیاهی در زمینِ حق‌گزاری ریشه کن! شعرِ یک پسرِ سیزده‌ساله، از این بهتر نمی‌شد. من عقاید آن روزهایم را درقالبِ آن درس‌ها ریخته بودم. البته اکنون نیز به آن‌ها باوردارم. نشانی است از خط سیرِ فکری من که گویا چندان دگرگون نشده است. فقط دیگر از شاه، بدگویی نمی‌کنم. چندی گذشت. گویا یکی به دفتر مدرسه، نامه نوشته بود و گفته بود:احمدعزتی پرور سیاسی است و از شاه بدگویی می‌کند. یک‌روز آقای جمشیدی، مدیر مدرسه، مرا خواست و با مهربانی بسیار به من هشدار داد و نصیحتم کرد که بیشتر مراقب باشم. یادش بخیر! ادب و رفتار انسانی این مرد را هرگز فراموش نخواهم کرد. از وقتی یادم می‌آید، عاشق بودم. اگر روزی درباره‌ی عشق‌هایم بنویسم، کتابی طولانی خواهد شد. گویی خاکِ وجودِ مرا با عشق سِرشتند. هم عشق زمینی برایم گرامی بود و هم عشق آسمانی. باید کشف می‌کردم که ما برای عشق‌ورزی به جهان آمده‌ایم. هستی، به خودیِ خود، معنایی ندارد. ماییم که باید برای آن، معنایی بیابیم یا بیافرینیم. مِهرورزی‌های شتابناک و زودگذرِ نوجوانیِ من، تمرین‌هایی برای آفریدنِ معنای عشق بود. با کتاب و مطالعه، مفهومِ عشق را نیافتم، با تجربه‌های شخصی به درکِ مفهومِ متعالیِ عشق رسیدم. برای همین است که همواره به دیگران سفارش می‌کنم: عشق بورزید! دوست داشته باشید! عشق، برترین و بهترین ساخته‌ی نهادِ بشری است. نهادِ نیکِ آدمیان، با سنجه و معیارِ عشق، شناخته و ارزیابی می‌شود. جان‌ها فدای مردمِ نیکو نهاد باد! معنای زندگی نیز چنین است. در خارج از ذهن، چه در زمین و چه در آسمان، معنایی وجود ندارد؛ معنایی که برای زندگی اثبات می‌کنیم، ساخته‌ی ذهن ماست. معنای دلپذیر برای زندگی، در آفریدن است؛ از آهنگی زیبا یا شعری خوشایند یا هر اثر هنری دلخواه دیگر گرفته تا کشف رازی علمی یا اختراعِ یک وسیله. ذهن زیبا، معنای زیبا می‌آفریند. باید آفریننده باشیم و معنایی زیبا و زیبنده و همگانی برای زندگی بسازیم. کدام‌ساخته‌ی انسانی، دلرباتر و خشنودکننده‌تر از عشق است؟ کلاس سوم راهنمایی بودم که عاشق دختری شدم. یادم هست زمستان پُر از برفِ آن‌سال، ساعت‌ها روبروی پنجره‌ی خانه‌شان می‌ایستادم تا شاید دریچه را بگشاید و خود را به من بنماید. او نیز این را می‌دانست. هربار که پنجره باز می‌شد، جامه‌ای دیگرگون به تن داشت. جلوه‌گری می‌کرد. رُخسار می‌نمود و پرهیز می‌کرد. دیدگانم از شرابِ دیدار، سرشار می‌شد. من«هیچ» بودم. من«نگاه» بودم. سوره‌ی«تماشا» وردِ چشمانم بود. همه‌ی جانم، چون جامی، جویای جرعه‌های تجلّیِ او بود. سالیانِ درازی بعد، یک‌روز دخترم از من خواست تا او را نزد همکلاسی‌اش ببرم. بُردم. در زدم. در باز شد. بر جای خود میخ‌کوب شدم. او بود. اونیز چون افسون‌شده‌ها، خیره ماند. دخترش آمد و با دخترم گرم صحبت شدند. تازه هردو به خویش آمدیم. باورمان نمی‌شد چرخِ بازیگر، روزی برای ما بیاورد که او در باز کند و من از نزدیکِ نزدیک ببینمش. گفتم: ـ آخرش در را باز کردی. لحظه‌ای چند، با خاکسترِ خاطره‌ها گرم شدیم و سپس بِدرود. دیگر دیداری در کار نبود و نبایستی هم می‌بود. نخواستیم هیچ‌آلایشی، آرایشِ گذشته را به هم بزند. همین زیباست. ادامه دارد... #دکتر_احمد_عزتی‌پرور #حافظ‌شناس_و_مدرس_دانشگاه @book_tips 🐞

Book_tips
22 053
🌿🦋🌿🕊📚🕊🌿🦋🌿                           📌#یادآوری_مطالعه_گروهی    ✅  دوازدهمین روز مطالعه 📕 #گرگ_بیابان ✍ #هرمان_هسه 🔁  #قاسم_کبیری  #تعداد_صفحات_کتاب :  ۳۳۸ سهم مطالعه هر روز : ۱۱صفحه شروع: ۱۴۰۳/۰۶/۰۳ پایان: ۱۴۰۳/۰۷/۰۶ 🗓 امروز چهاردهم شهریور ماه 🗒 صفحات  ۱۱۲ تا ۱۲۳ دانلود فایل pdf 🔻🔻🔻 https://t.me/booktipsgroup @book_tips 🐞📚 🕊🌿🦋🌿📚🌿🦋🌿🕊

Book_tips
22 053
🍃🌺🍃 همهٔ انسان‌ها نقصی مشابه دارند: برای زندگی انتظار می‌کشند، چرا که جسارت تک‌تک لحظه‌ها را ندارند. چرا اشتیاق کافی صَرف هر لحظه نکنیم تا ابدیّتی از آن بسازیم؟ همهٔ ما فقط زمانی یاد می‌گیریم زندگی کنیم که دیگر چشم‌انتظار چیزی نیستیم، چرا که نه در اکنونِ زنده، بلکه در آینده‌ای دور و مبهم زندگی می‌کنیم. نباید برای چیزی جز ندای بی‌واسطهٔ لحظه انتظار کشید. باید بدون آگاهی از زمان منتظر بمانیم. بدون "اکنون" رستگاری‌ای در کار نیست. #بر_قله_های_ناامیدی #امیل_چوران @book_tips 🐞

Book_tips
22 053
🍃🌺🍃 #نغمه_های_سعدی #باب_هشتم (در آداب صحبت) ✨ چون در امضای کاری متردّد باشی آن طرف اختيار کن که بی‌آزارتر برآيد. با مردمِ سهل‌خوی دشخوار مگوی با آنکه درِ صلح زند جنگ مجوی تا کار به زر بر می‌آید جان در خطر افکندن نشاید. چو دست از همه حیلتی درگسست حلال است بردن به شمشیر دست @book_tips 🐞

Book_tips
22 053
🍃🌺🍃 سوره الاحقاف آیه ۸ أَمْ يَقُولُونَ افْتَراهُ قُلْ إِنِ افْتَرَيْتُهُ فَلا تَمْلِكُونَ لِي مِنَ اللَّـهِ شَيْئاً هُوَ أَعْلَمُ بِما تُفِيضُونَ فِيهِ كَفى‏ بِهِ شَهِيداً بَيْنِي وَ بَيْنَكُمْ وَ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيمُ آیا می‌گویند: «قرآن را از خود بافته است.»؟ بگو: اگر من آن را از خودم ساخته باشم، (بی‌شک خداوند مرا عذاب می‌کند و) شما نمی‌توانید در مقابل خدا برای من کاری کنید. او از سخنانی که (به مسخره) در مورد قرآن طرح می‌کنید، آگاه‌تر است. همین که او بین من و شما گواه است، کافی ست، و اوست که بسیار آمرزنده و مهربان است. #کلام_پروردگار @book_tips 🐞

Book_tips
22 053
sticker.webp0.29 KB