ﻣﺎﻧﺎ ﻧﻴﺴﺘﺎﻧﻲ Mana Neyestani
ﺳﻌﻲ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﻛﺎﺭﻫﺎﻳﻢ ﺭا اﺯ اﻳﻦ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ اﻳﻨﺠﺎ ﻫﻢ ﺑﮕﺬاﺭﻡ. Iranian cartoonist and comic artist.
إظهار المزيد📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام ﻣﺎﻧﺎ ﻧﻴﺴﺘﺎﻧﻲ Mana Neyestani
تُعد قناة ﻣﺎﻧﺎ ﻧﻴﺴﺘﺎﻧﻲ Mana Neyestani (@mananey) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 20 763 مشتركاً، محتلاً المرتبة 1 501 في فئة الفن والتصميم والمرتبة 16 147 في منطقة إيران.
📊 مؤشرات الجمهور والحراك
منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 20 763 مشتركاً.
بحسب آخر البيانات بتاريخ 29 أغسطس, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -258، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -11، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.
- حالة التحقق: غير موثّقة
- معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 52.06%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 19.67% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
- وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 10 808 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 4 083 مشاهدة.
- التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 278.
- الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل مانا, حکومت, دویچه, وله, اعتراض.
📝 الوصف وسياسة المحتوى
يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“ﺳﻌﻲ ﻣﻴﻜﻨﻢ ﻛﺎﺭﻫﺎﻳﻢ ﺭا اﺯ اﻳﻦ ﺑﻪ ﺑﻌﺪ اﻳﻨﺠﺎ ﻫﻢ ﺑﮕﺬاﺭﻡ.
Iranian cartoonist and comic artist.”
بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 30 أغسطس, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الفن والتصميم.
جاري تحميل البيانات...
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 30 أغسطس | +2 | |||
| 29 أغسطس | 0 | |||
| 28 أغسطس | +1 | |||
| 27 أغسطس | +10 | |||
| 26 أغسطس | +5 | |||
| 25 أغسطس | +1 | |||
| 24 أغسطس | +2 | |||
| 23 أغسطس | 0 | |||
| 22 أغسطس | +1 | |||
| 21 أغسطس | 0 | |||
| 20 أغسطس | +2 | |||
| 19 أغسطس | +2 | |||
| 18 أغسطس | +5 | |||
| 17 أغسطس | 0 | |||
| 16 أغسطس | 0 | |||
| 15 أغسطس | 0 | |||
| 14 أغسطس | 0 | |||
| 13 أغسطس | 0 | |||
| 12 أغسطس | 0 | |||
| 11 أغسطس | +3 | |||
| 10 أغسطس | 0 | |||
| 09 أغسطس | 0 | |||
| 08 أغسطس | 0 | |||
| 07 أغسطس | +1 | |||
| 06 أغسطس | 0 | |||
| 05 أغسطس | 0 | |||
| 04 أغسطس | 0 | |||
| 03 أغسطس | +1 | |||
| 02 أغسطس | +2 | |||
| 01 أغسطس | 0 |
| 2 | بحران بنزین
منتشر شده در دویچه وله فارسی
@mananey
مانا نیستانی | 4 769 |
| 3 | فراموش نمی کنیم
@mananey
مانا نیستانی | 5 613 |
| 4 | اگر مجموعه بازی تاج و تخت را دیده یا کتابهایش را خوانده باشید، «تیون گریجوی» را میشناسید. او پسر بالون گریجوی، فرمانروای جزایر آهن، و گروگانِ بزرگشده در خانه «استارکها»ست. او با وجود محبت میزبانانش، برای اثبات وفاداری به خانواده خودش به وینترفل حمله کرد و آن را به تصرف درآورد، اما این شروع سقوط فاجعهبارش بود: مدتی بعد به دست رمزی بولتون، پسر حرامزادهی لرد بولتون و یکی از بیرحمترین مردان شمال، افتاد. رمزیِ سادیست تیون را بهطرز وحشیانهای شکنجه کرد، دندانهایش را شکست، انگشتان پاهایش را قطع کرد، پوست از بدنش کند و در آخر، آلت تناسلیاش را برید و او را اخته کرد و مدتها در قفس سگها نگه داشت. بدتر از همه، هویتش را تغییر داد و با کتک و تحقیر به او قبولاند که دیگر نه «تیون» که موجودی به نام «ریک» Reek (بدبو) است.
حال چند دهه از آن دوران گذشته، رمزی همچنان در قدرت است، اما قلاده ریک (تیون سابق) را کمی شل کرده، به او جایگاهی در پروژههای فرهنگی ظاهراً خصوصی که در اصل وابسته به دولتاند داده است. هر از گاهی یکی از تاکشوهای مثلاً مستقلِ یکی از پلتفرمهای مثلاً خصوصی، ریک را بهعنوان مهمان دعوت میکند تا خاطرات دوران مغضوب بودنش را تعریف کند. او هم با شوخی و خنده از روزی میگوید که سربازان با آلت بریدهاش بدمینتون بازی کردند و بعد آن را جلوی سگ انداختند که حیوان بیچاره بعد از خوردنش اسهال شد… مجری هم بعد از شنیدن خاطره، با حیرت و تأثر میپرسد: «چه سوبری تو! بعد از تمام این بلاها واقعاً نخواستی این سرزمین رو ترک کنی، ستون؟» (لحن نسل زی از ویژگیهای مجری کاملاً مستقل برنامه است.)
اینجا ریک با غمی در نگاه و لرزشی در صدا، پاسخی ماندگار به مجری میدهد که درسی بزرگ برای همه ما اهالی وینترفل میشود: «من چنان عاشق این آب و خاک و علیه امپریالیسم جهانی ام که با وجود همه سختیها و کمبودها ــ که همهجا هست ــ هرگز حاضر به ترک وینترفل و پشت کردن به عالیجناب رمزی نخواهم بود، همانا که دشمنان ایشان، دشمنان این آب و خاکاند!»
با تماشای برنامه، بینندگان سرشار از حس غرور ملی از آزادیهای تازه و نقدپذیری حاکمیت احساس خشنودی میکنند که البته با حجم زیادی حقشناسی نسبت به عالیجناب رمزی همراه است. ریک هم بعد از برنامه به دربار شرفیاب میشود تا بابت صحبتهایش تشویقی بگیرد و دمی تکان دهد و از خوشی اینکه دیگر آن «تیون» پست سابق نیست، زوزه ای بکشد! | 5 086 |
| 5 | رسالة صوتية | 4 752 |
| 6 | از مجموعه حکایات پندآموز کوتاه: تئون گریجوی | 4 818 |
| 7 | دلار دویست هزار تومانی
منتشر شده در دویچه وله فارسی
@mananey
مانا نیستانی | 7 112 |
| 8 | دوره ای مفرح برای طراحی کارتونی کودکان با الهام از ماجرای رستم و هفت خوان برنامه ریزی کرده ام، هشت جلسه. در صورت تمایل به اینستگرام مدرسه کارتونم دایرکت بدهید:
https://www.instagram.com/manacartoonschool?igsi=bnNzeTEzZ2J3ajlx | 6 501 |
| 9 | لا يوجد نص... | 6 032 |
| 10 | «جورجیو واشوگانی» یک ایتالیایی مقیم رم در قرون وسطای تاریک و مرگبار اروپاست.
کلیسا برای چند سده مال و جان و زندگی مردم را به گرو گرفته، هزاران هزار نفر را به جرم مخالفت، آزاداندیشی و علمباوری در دادگاههای تفتیش عقاید شکنجه کرده و در آتش سوزانده است. مراسم ملحدسوزانی سالهاست که هر شب در میدان اصلی شهر رم برگزار میشود.
مدتی است صدای شهروندان درآمده، خشمشان از این وضعیت ظالمانه، فقر و تبعیض جمع شده و عزم را جزم کردهاند تا کشیشها را از قدرت پایین بکشند، به حساب تکتکشان برسند و به استیلای کلیسا پایان دهند. کلیسا هم فهمیده که این تو بمیری از آن تو بمیریها نیست و دیگر داغ و درفش فایده ندارد و عنقریب است که در همان آتشی که برپا کردهاند سوزانده شوند. این است که تغییر رویه محسوسی در برنامههای خود در پیش گرفته است.
در تحولات تازه کلیسای رم، «جورجیو واشوگانی» نقش مهمی بر عهده دارد: اگر تا دیروز «کاردینال آلبرتینی» عبوس و عزرائیلصفت و سیاهپوش نماد حکومت کلیسا بود و در میدان شهر مراسم ملحدسوزانی را اجرا میکرد و پیش از سوزاندن آدم بیچارهای که حاضر نشده بود بپذیرد زمین تخت است، خطبهای ترسناک و تهدیدآمیز تلاوت میکرد، امروز او دیگر کنار رفته و جایش را داده به جورجیو.
جورجیو همیشه لبخند میزند، با لحن نسل جن زی ایتالیا حرف میزند، لباسهای رنگی و باحال میپوشد، همسری دارد که با پوشاک زنانی که به جرم پوشیدن همان لباسها، جادوگر تشخیص داده و سوزانده شدهاند، کنارش میایستد و لبخندی گشاد میزند. دیگر به جای کاردینال آلبرتینی، جورجیو و همسرش شبها در میدان اصلی رم برنامهای شاد و امروزی برای مردم اجرا میکنند.
جورجیو جوکهای جنسی تعریف میکند، از مشکلات و ناکارآمدیهای سیستم میگوید تا دل مردم خنک شود، روی دستانش راه میرود، قِر میدهد، میگوزد، استریپتیز میکند، از چهرههای سابقاً تکفیرشده توسط کلیسا دعوت میکند که بیایند کنارش بایستند و از مصایب گذشته بگویند و البته آخرش با این گفتار مهمان و تأکید جورجیو و همسر خندانش این بخش برنامه به پایان میرسد:
«بههرحال هرقدر هم زیر فشار و ظلم باشیم، عاشق ایتالیا هستیم و طرفداران براندازی حاکمیت کلیسا در واقع خواستار تضعیف کشور و «ایتالیاستیز» هستند. خلاصه مسأله دیگر الحاد نیست، وطنفروشی است و مجازات وطنفروش هم همه جای دنیا زبانههای آتش است!»
بعد هم یکی دیگر از مخالفان کلیسا را به جرم وطنفروشی داخل آتش میاندازند و یک برنامه شاد و تحولیافته دیگر را به پایان میبرند.
جورجیو واشوگانی آخرین معجون حاکمیت کلیسا در قرون وسطاست که فکر میکند با این معجونها میتواند قرون وسطا را تا ابد امتداد دهد! | 11 067 |
| 11 | رسالة صوتية | 7 608 |
| 12 | حکایت پنداموز جورجیو واشوگانی | 9 001 |
| 13 | فایل صوتی، روخوانی حکایت کوتاه و پنداموز خوزه ارماندو تورِس | 9 890 |
| 14 | رسالة صوتية | 9 432 |
| 15 | «پاراتوگا» کشوری است در امریکای لاتین که توسط نظامیان اداره میشود. اگر بگویید «دیکتاتوری نظامی»، خیلی بهشان برمیخورد، چون هر چهار سال به ملت خود اجازه میدهند تا به یکی از چهار پنج تا ژنرال ارتش رأی دهند و رئیس دولتش کنند. کشور پاراتوگا تا خرخره در فقر و فلاکت و فساد مالی فرو رفته. در نتیجه، حکومت دهههاست برای متحد کردن مردم علیه جایی بهجز بیکفایتیهای حکومت خود، کشور «بوتساگاوا» را در هزار کیلومتری، دشمن ملت و عامل مصایب و فقر «پاراتوگا» معرفی کرده و شبهنظامیان «سامبادا» را مسلح نموده تا علیه «بوتساگاوا» بجنگند.
خوزه ارماندو تورِس ستاره سینمای محبوبی در کشور پاراتوگا است. خوزه چهره و قد و بالای چندان جالبی ندارد، صدایش را به زور قویترین میکروفونهای صنعت سینما میشود ضبط کرد و شنید، استعداد بازیگریاش هم آنچنان بالاتر از بقیه بازیگران نیست، اما به لطف شرکت در دهها فیلم که دولت پاراتوگا یا ارتشیهای شاغل در صنعت سینما تهیهکنندهشان بودهاند، محبوبیت پیدا کرده و پول کلانی درآورده است. صنعت سینما اساساً در دست سرهنگهای پاراتوگا است.
هزاران نفر از مخالفان حکومت طی چند موج ناپدیدسازی در ده سال اخیر معدوم شدهاند. هر موج که پیش میآید، خوزه پشت پنجرهی رو به خیابان ویلای شیکش با صورت غمگین میایستد و آه میکشد. رهگذران که با دیدن چهره او حمل بر همدلیاش با قربانیان کردهاند، شاد میشوند و برایش هورا میکشند؛ هرچند که این همدلی هیچوقت به زبان درنیامده باشد. بههرحال میدانند که ستاره محبوبشان حق زندگی دارد و نباید با آینده شغلیاش بازی کند.
اما زمانی که نوبت به ابراز نفرت از حکومت کشور «بوتساگاوا» و حمایت از رزمندگان «سامبادا» میرسد، خوزه شجاعانه در برابر دوربینهای تلویزیونی میایستد و با رگ گردن بیرونزده عربده میکشد:
«زنده بااااد سامبادااااا! ننگ بر بوتساگاوااااااا»
بعضی از مخالفان افراطی، وطنفروش و مزدوران کثیف وابسته به بوتساگاوا میپرسند: «چرا خوزه فقط نظرهایی را عربده میکشد که در راستای تبلیغ نظر رسمی حکومت است و به تحکیم موقعیت کاری و جیبش کمک میکند؟»
در حالی که همگان میدانیم این سؤال ابلهانه، ضد اصول دموکراسی است؛ چرا که بههرحال خوزه دارد آزادانه نظرش را ابراز میکند و با سامبادا حال میکند، نه بوتساگاوا. اینکه اگر هموطنش با سامبادا حال نکرد و نظرش را بلند گفت، «ناپدید» خواهد شد، به او چه ربطی دارد؟!
خوزه گاهی از چنین سؤالهایی قلبش میشکند، اشک در چشمانش حلقه میزند و میگوید قدرش را ندانستهاند. او میتوانسته برود سالامادا، گالاپاگا یا هر جای دیگری زندگی کند، اما حاضر شده با وجود سختیها در مملکت بماند و با همان رانت سرهنگها بسازد.
بعلاوه، کسانی که معتدل و منصفاند میدانند خوزه ته دلش با قربانیان است؛ حالا قربانیان هر کشوری و هر جایی که میخواهد باشد، چه رسد به وطن ــ با تشدید روی «نون» وطن.
اگر این را قبول ندارید، یا جاسوس بوتساگاوا هستید یا هرگز از جلوی پنجره خانه خوزه ارماندو تورِس رد نشدهاید تا قیافه غمگین و همدل او را بعد از ناپدیدسازیها ببینید! | 12 721 |
| 16 | بادبان مقوایی نظام
منتشرشده در دویچه وله فارسی
@mananey
مانا نیستانی | 12 532 |
| 17 | در روزهای اخیر، همزمان با پیشبرد روند تصویب کنوانسیون رژیم حقوقی دریای خزر در ایران، گزارشها و شایعاتی درباره تنظیم یا مذاکره بر سر توافقی جدید درباره حقوق و سهم ایران در خزر منتشر شده که گفته میشود جزئیات آن به افکار عمومی اعلام نشده است.
هنوز سند معتبر و مستقلی که وجود چنین توافق محرمانهای یا مفاد آن را تأیید کند، منتشر نشده و بنابراین نمیتوان ادعاهای مطرحشده را قطعی دانست؛ اما نگرانی درباره سرنوشت حقوق ایران در خزر بیسابقه یا بیاساس نیست.
در کنوانسیون ۲۰۱۸ آکتائو نیز تعیین حدود بستر و زیربستر ــ که مستقیماً با حقوق بهرهبرداری از منابع نفت و گاز ارتباط دارد ــ به توافقهای بعدی واگذار شد و سهم درصدی ایران در آن مشخص نشد. از این رو، هرگونه توافق جدید درباره تحدید حدود، بهرهبرداری یا واگذاری حقوق ایران، اگر واقعاً در حال تنظیم یا مذاکره باشد، باید با شفافیت کامل در اختیار مردم و نهادهای قانونی قرار گیرد؛ چراکه مسئله فقط یک قرارداد معمولی نیست، بلکه پای بخشی از حقوق سرزمینی و منابع طبیعی ایران در میان است و سکوت یا محرمانه نگه داشتن مفاد چنین توافقی میتواند به نگرانیهای فراوانی درباره احتمال از دست رفتن بخشی از این حقوق منجر شود.
همین موضوع دستمایه مانا نیستانی در طراحی کاریکاتور هفته برای دویچه وله فارسی قرار گرفته است.
@mananey | 13 408 |
| 18 | اینفلوئنسر حکومتی
منتشر شده در دویچه وله فارسی
@mananey
مانا نیستانی | 12 145 |
| 19 | 📸 کاریکاتور هفته:
خبرگزاری رویترز در گزارشی تحقیقی مدعی شده است که شبکهای از وبسایتهای شرطبندی آنلاین مرتبط با برخی چهرههای شناختهشده در فضای مجازی فارسیزبان، طی سالهای گذشته مبالغ هنگفتی پول را جابهجا کردهاند. بخشی از این جریانهای مالی، بنا بر یافتههای این گزارش، به افراد و نهادهای مرتبط با جمهوری اسلامی و گروههای نیابتی منطقهای رسیده است. این گزارش که بر پایه اسناد مالی، دادههای بانکی و مصاحبه با منابع مختلف تهیه شده، تصویری متناقض از زندگی پرزرقوبرق اینفلوئنسرهایی ارائه میدهد که در شبکههای اجتماعی نماد ثروت، تفریح و موفقیت شخصی به نظر میرسند، اما در پشت صحنه، به ادعای رویترز، بخشی از یک سازوکار پیچیده انتقال پول و نفوذ مالی در منطقه بودهاند.
مانا نیستانی کاریکاتور این هفته دویچهوله را به این موضوع اختصاص داده است.
@dw_farsi | 10 999 |
| 20 | @mananey | 13 168 |
