محمد داورپناهی/مشاور کنکور تمام رشته ها/دبیر عربی
الذهاب إلى القناة على Telegram
http://instagram.com/drdavarpanahi 👈 مشاور کنکور وبرنامه ریز رتبه برتر ها 👈 عضو تیم طراحان سوال امتحان نهایی 👈 کانال دوم @arabi_davarpanahi 👈 مشاور و برنامه ریز رتبه های ۱ و ۵ کشوری ازمون قلم چی 👈 طراح آزمون قلم چی 🆔👈 @Mdavarpanahi
إظهار المزيد1 139
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-37 أيام
-630 أيام
أرشيف المشاركات
اگر ميخواي بفهمي چقدر تلاش كردي ببين شب واقعا خسته هستي از درس خوندن و خوابت ميگيره
📖وقتى اتفاقهای بد تو زندگيت پیش میآد
كتاب رو نبند، ورق بزن و برو صفحهى بعدی رفیق
داورپناهی🙏🏻
گزارش کار عالی دانش اموزم پایه دوازدهم تجربی دبیرستان علوم
سلام خسته نباشید
گزارش امروز
1تست ریاضی 3توابع صعودی و نزولی (5:00_6:30)18t
2تست فیزیک ۳ سینماتیک (6:45_8:30)12t
3کلاس ریاضی
4زبان (11:30_ 20:30)با یک ساعت استراحت.
5تست زیست ۳فصل اول (21:30_23:00)36t
آلان هم تا جایی که بتونم نمونه سوال کار میکنم برای زبان
جمع ساعات مطالعه : 11 ساعت و 45
جمع تست : 66
یکی از خطرناک ترین جملههای دنیا:
من همینم که هستم!
چرا فکر می کنیم در جایی که قرار داریم، بهترین جای دنیاست یا آن چه داریم، کافی ست و دیگر نیازی به تلاش بیشتر نداریم یا آن چه که می دانیم، می تواند ما را به سرمنزل مقصود برساند.
یک اصل مهم در پیشرفت و توسعه می گوید: «هر زمانی که برچسب بهترین یا کافی ست را بر خود بزنیم، همان لحظه سیر نزولی نمودار رشد ما آغاز می شود.»
مفهوم این اصل به هیچ وجه طمع کاری و قانع نبودن و زیاده خواهی نیست، بلکه زیاد خواستن است
پس لازم است هنوز هم اصولی را جهت تغییر تمرین کنیم.
مهم ترین رقیب ما فقط خودمان هستیم.
ذره ذره تغییر کنیم.
غرور، لجاجت و تعصب مانع تغییرند.
روش های تکراری فقط نتایج تکراری را در پی خواهند داشت...
داورپناهی🙏🏻
گزارش کار عالی دانش آموزم پایه یازدهم تجربی دبیرستان شاهد نجابت😍
دیروز شنبه :
۸:۳۰_۱۰ زیست فصل ۳
۱۰:۱۵_۱۱:۴۵ زیست فصل ۳
۱۲_۱:۳۰ زیست فصل ۴
۱:۴۵_۳:۱۵ زیست فصل ۴
۳:۳۰_۵ زیست فصل ۵
کلاس زبان
۸_۹:۳۰ فصل ۱
۹:۴۵_۱۱:۱۵ فصل ۲
مجموع: ۱۰
وقتی دانش اموزت با انگیزه دوازده ونیم ساعت مطالعه میکنه
گزارش کار عالی دانش اموزم
دوازدهم تجربی دبیرستان فرزانگان
@drdavarpanahi
به خودتان بگویید: حتما راهی هست !۰
همهی اندیشه ها مغناطیسی هستند . به محض آنکه به خودتان بگویید :"کارم تمام است . هیچ راهی برای غلبه بر این مشکل ندارم" افکار منفی جذب شده و هریک سعی میکنند شما را متقاعد کنند که درست میگویید و مغلوب شدهاید .
اعتقاد به اینکه "سرانجام راهی پیدا میشود" است که اهمیت دارد ، نه چیزهای دیگر .
تنها زمانی یک مسئله غیر قابل حل میشود که فکر کنید غیرقابل حل است .
همیشه راهی هست...امیدوار باشید
داورپناهی🙏🏻
" فراموش کردن مطالب"
👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇👇
❇️تعداد زیادی از داوطلبان هر سال بعد از چند ماه مطالعه می گویند: "انگار همه چیز را فراموش کرده ایم، انگار هر چه بیشتر می خوانیم بیشتر یادمان می رود."
♦️اگر به مطلبی در گذشته مسلط بوده اید ، ولی الان آن را به یاد نمی آورید، این اتفاق به معنای فراموشی آن مطلب نیست، بلکه دسترسی شما به آن مطلب کاهش یافته است.
🔶این کاهش دسترسی یا عدم دسترسی می تواند به دلیل
👈عدم تسلط کافی
👈عدم مرور به موقع درسها
👈 استرس
👈 عدم تمرکز حین مطالعه 👈خواب کم
👈تغذیه نامناسب باشد.
✅ پس بهتر است حتما خواب کافی، تغذیه مناسب و مرور های کافی را در برنامه خود قرار دهید.
✅حین مطالعه تا تسلط کافی پیش بروید. و به میزان کافی تست و تمرین داشته باشید.
@drdavarpanahi
«فرهاد» دانشجوی پزشکی بود و همیشه از وضعیت ظاهری پدرش و بهخصوص ماشین پیکان قدیمی و پر سروصدای او خجالت میکشید.
هر روز صبح که پدرش او را به دانشگاه میرساند، فرهاد با لحنی تند میگفت:*
*«بابا! تو رو خدا جلوی در دانشگاه نرو! همینجا توی کوچه پشتی نگهدار. آبرویم میرود اگر بچهها ببینند من با این لگن میآیم! دود ماشینت همه را خفه کرد!»*
پدر هر بار با لبخندی مهربان و چشمانی که کمی غمگین میشد، میگفت: «چشم پسرم... هرطور تو راحت باشی.» و او را دور از چشم همه پیاده میکرد.
*سالها گذشت. فرهاد پزشک شد، پولدار شد و برای خودش ماشین شاسیبلند خرید و دیگر سوار ماشین پدر نشد. پدر پیر شد و از دنیا رفت.
بعد از مراسم خاکسپاری، فرهاد تصمیم گرفت آن ماشین قراضه را که گوشه حیاط خاک میخورد، به اسقاطی بفروشد تا از شرش خلاص شود.
وقتی داشت مدارک ماشین را از داشبورد خالی میکرد، چشمش به یک عکس قدیمی و سیاه و سفید افتاد.
عکسِ پدرش بود در جوانی، که با کت و شلواری شیک به یک ماشین «بنـز» آخرین مدل تکیه داده بود و میخندید.
*فرهاد تعجب کرد.* *پدرش هیچوقت نگفته بود که چنین ماشینی داشته است.
پشت عکس را نگاه کرد. دستخط پدرش بود، با جوهری که کمی پخش شده بود:*
«امروز این عروسک (ماشین بنز) را فروختم. دلم سوخت، چون خیلی دوستش داشتم... اما دکترها گفتند هزینه عمل قلبِ پسر کوچکم "فرهاد" خیلی سنگین است و فقط با پول این ماشین جور میشود.
ماشینم رفت، اما فدای یک تپشِ قلبِ پسرم.
با باقیمانده پول، این پیکان را خریدم تا مسافرکشی کنم و خرج داروهایش را در بیاورم.*
خدایا شکرت که پسرم زنده ماند...»
فرهاد روی فرمان ماشین قراضه افتاد. بوی عرق تن پدرش هنوز توی ماشین بود.
او سالها از ماشینی خجالت میکشید که «قیمتِ زنده ماندنِ خودش» بود.
*او سوار بر وسیلهای شده بود که پدرش غرورش را با آن معامله کرده بود تا قلب پسرش از حرکت نایستد.
فرهاد آن ماشین قراضه را نفروخت؛ آن را در حیاط خانهاش نگه داشت تا هر روز یادش نرود که ضربان قلبش را مدیون چه کسی است.
پدرها قهرمانان خاموش تاریخاند.
آنها از آرزوهایشان، از جوانیشان و از غرورشان میگذرند تا ما قد بکشیم.
اگر پدرت ماشین مدل پایین دارد، اگر لباسش کهنه است، اگر دستانش میلرزد... خجالت نکش! اینها جای زخمهایی است که برای سپر شدن جلوی مشکلات تو برداشته است.
هرگز به آدمهای مهربان زخم نزنید ...
آدمهای مهربان در مقابل خوبی هایِ یکطرفه
هرگز احساس حماقت نمیکنند
چون خوب بودن برای آنها عادت شده
آدم های مهربان از سر احتیاجشان مهربان نیستند
آنها دنیا را کوچکتر از آن میبینند که بدی کنند...
آدمهای مهربان خود انتخاب کرده اند
که نبینند نشنوند و به روی خود نیاورند نه اینکه نفهمند...
هزاران فریاد پشت سکوت آدمهای مهربان هست
سکوتشان را به پای بی عیب بودن خود نگذارید...
مهربان باشید با مهربانان.
داورپناهی
"یلدا" می رسد تا با نفس هایِ زمستانی و سردش ، آدم ها را برایِ گرم شدن ، به هم نزدیک کند ، که کینه ها را بشوید و دل ها را صاف تر از همیشه کند .
و چه می چسبد نوشیدنِ یک استکان چایِ داغ ، در شبی سرد و برفی ، وقتی عزیزترین هایِ زندگی ات کنارت نشسته اند و با تماشا و همصحبتیِ شان ، عشق می کنی ...
وقتی با یک دقیقه زمانِ اضافه ؛ یک عمر خاطره ی خوب برایِ روزهای دلگیری ات پس انداز می کنی و هرکجا که تنها و بی پناه شدی ، یادت می افتد ؛ تو کسانی را داری که به اندازه ی تمامِ دانه هایِ برف ، برایت آرزوهایِ خوب دارند ، و دلگرم می شوی به حمایتِ آنهایی که دورند و از هرچه نزدیک است ، به تو نزدیک تر ...
یلدا یعنی ؛ آدم ها برایِ سلامتِ نفس و جانشان و برایِ زنده ماندن ؛ "عشق" می خواهند ، و شاید ناب ترین حالتِ عاشقی ، از سمتِ کسانی باشد که کنارشان قد کشیده ای و جزءِ لاینفکِ بهترین خاطراتِ تواند . همان ها که با گرمیِ حضورشان ، جهان را جایِ بهتری می کنند برایِ زیستن ...
یلدا یعنی ؛ قدرِ با هم بودن ها را بدانیم ، که بیشتر کنارِ هم باشیم ، که حواسمان به ناب ترین هایِ زندگیِ مان باشد !
ای کاش هیچ خانه ای خالی از عشق نباشد و اهالیِ خانه ، هرکجا که هستند و هرکجا که می روند ؛ شاد و خوشبخت باشند ،
که شاد بودن ، حقِ هر آدمی ،
و گرم ماندن ، حقِ هر خانه ای ست !
داورپناهی🙏🏻
@drdavarpanahi
به جاى اضافه كردن
روز به زندگيتان
زندگي را
به روزتان اضافه كنيد
.
@drdavarpanahi
