کانال روستای بوانلو
الذهاب إلى القناة على Telegram
بهشت شمال شرق خراسان شمالی ارتباط با مدیران کانال @Payamirib @erdelan44
إظهار المزيد2 084
المشتركون
+224 ساعات
+17 أيام
-530 أيام
أرشيف المشاركات
2 084
پی گیری شورای اسلامی روستای چپانلو به ویژه جناب حسن زاده عزیز جهت علائم راهنمایی ورانندگی و گاردریل جاده شیروان اوغاز.
با سپاس از این دوستان زحمتکش وساعی.
امید که بقیه شوراها و دهیاری ها در جهت رفاه و آسایش منطقه با وحدت و همدلی گام های مؤثری در جهت احقاق حقوق مردم منطقه بردارند.
@buvanloo👌👌🙏🙏
2 084
هزار مسجد محل معراج جعفرقلی زنگلی عارف و شاعر نامی کورد.
هزار مسجد عبادتگاه ومحل رازو نیاز جعفر.
کسی چه میداند شاید در کنار یکی از همین ابشارهاوچشمه ها ملواری زیبا رو رخ نشان داد و جعفر را شیفته و آواره درو دشت کرد.
هزار مسجد سرزمین شگفتی های خلقت و تسلیم شدن در برابر ذات اقدس الهی.
هنوز گیج ابهت و راز عشق افلاکی جعفر و ملواری در هزار مسجدهستم.🌹🌹🌹👌👌
@buvanloo🌹🌹🌹
2 084
تصاویری زیبا از زاوی ایش روستای بوانلو از لنز دوربین دوست عزیز آقای صفرزاده اهل روستای بردر.
با سپاس از این دوست عزیز
@buvanloo🌹🌹🌹🌹
2 084
دمدمه های غروب یک روز تابستان، پشت به آفتاب، دست بر پهنای پیشانی نهاده بود و به نیم قرن تلاش بی وقفه خود می اندیشید. فراز و نشیب های زندگی را می پایید و بر صورت خیال چنگ می انداخت و امیال را تسخیر می کرد. حاج خواجه محمدزاده را می گویم.
سلامش کردم. پاسخی در خور انسانیت داد. نیم نگاهی انداخت. با تمام وجود جویای حالم شد. پرسیدمش، گفت برای حصار زمینم آمده ام. ابزار کارش مهیا بود. راهی جز طرح خواسته نداشتم ولی در مقام طرح موضوع نبودم چرا که بزرگ تر از آنی بود که فکر می کردم.
خواهشم با هزاران امید و نگرانی مطرح کردم. درنگی در کارش ایجاد کرد. نگاهی به زمین انداخت و نگاهی دیگر به قامتم. به گمانم سبک و سنگینی موضوع را می سنجید. لب به سخن گشود و پای بر صورت خاک نهاد و قدمهایش را آهسته شمرد و گفت: " در عرض این زمین تا این نشانه برای راه دسترسی تو برای باغت ".
با خودم گفتم از سخن را پرده بردارم راحت ترم. شاید در توانم نباشد. وقتی سخن از مادیات به میان آمد، درسی دیگر در آداب انسانیت به من داد و گفت: ارزش در دانستن تو است. فقط تو بدانی.
این مرد کهنه کار آستین بالا زد و تا پایان کار همراهی ام کرد و این لذت کار را دوصدچندان کرد.
سنگینی سخنش سالهاست بر سینه ام لنگر انداخته. خرسندم که فرصت مهیا شد تا مراتب قدردانی خودم را از این انسان کم نظیر دیرآشنا اعلام کنم و دعای خیر خودم را آشکارا بدرقه راهش کنم و بگویم جناب آقای محمدزاده عزیز دست مریزاد. می دانم.
✍یحیی خوشنما
@buvanloo🙏🙏🙏🙏
2 084
Ziravê dinalim
زراوه دنالم
خواننده سیامند امیدوار اهل اشنویه
همخوانی خانم نادیا امیرنژاد اهل رشت
@buvanloo🌹🌹
2 084
سلام بر خیران و آنان که برای خلق الله از زمین و حق خود می گذرند تا باقیات و صالحاتی برای خود و امواتش به یادگار بگذارد...
کار نیک و خیر و خداپسندانه زن و مرد نمی شناسد چه بسا بانو و کیوانی محترمه ام البنین پاسبان یک بار دیگر با این اقدام خیرخواهانه درس بزرگی به ما اهالی داد که برای آیندگان بجای سد کردن و بستن راه ها روزنه ای بگشائیم این کار در حکم ساختن مدرسه و مسجد و بیمارستان و کاروانسراست که در قرآن کریم نیز به عنوان آثار ما تاخر و ماتقدم یاد شده است...
لازم دانستیم از طرف اکثر کارمندان و اهالی روستای بوانلو
اعم از خواهران و برادران مراتب سپاس و قدردانیمان را از این خواهر و کیوانی محترمه که با اقدام خوب و شایسته ای که انجام دادند روح تعصب و غیرت و اتحاد را بار دیگر بر روح ملت دمیدند و ثابت نمودند که خواستن توانستن است و می توان بجای ایجاد موانع گامهای موثر و مفیدی را برداشت و از تمامی کوچه باغهای بوانلو با همت اهالی و صاحبان باغات و همکاری دهیار پر تلاش و اعضای شورای اسلامی کار شایسته ای که همسایه ما آلاشلو در سالهای اخیر انجام داده را به سر منزل رسانده و به بوانلویی آباد که همه ملت از آن بهره مند خواهند شد رسید و با نیم متر عقب نشینی تمام کوچه باغها را از گرآب گرفته تا بوانلو به مسیر تردد و ایاب و ذهاب تبدیل کرد،قطعا. با این اقدام بر ارزش باغات نیز افزوده خواهد شد.
از ادمینهای محترم تقاضا داریم مراتب قدردانی و تشکرمان را در کانال بوانلو به این بانوی محترم ابلاغ فرمائید.
@buvanloo🌹🌹🌹🌺🌺🌺🌸🌸🌸🌸🌸💐💐💐💐🌷🌷🌷🌷🌷
2 084
بنام خدا
《ره بگشاییم و ره نبندیم تا آفریدگار بی همتا ره برما بگشاید و ره نبندد》
بدینوسیله اعلام میگردد سرکار خانم ام البنین پاسبان در جهت رفتارهای صحیح خیرخواهانه اجتماعی از زمین خود واقع در روستای بوانلو منطقه معروف به چشمه شیلان راهی بعرض 3/5 متر و طول تقریبی 40 متر در اختیار همسگانش آقایان قلی عقبایی و قهرمان مردانی و بهمن نادری قرار میدهد .
باشد که رضایت همسایگان اجری شود در جهت مغفرت والدین بانو ام البنین پاسبان ،
((حاج موسی پاسبان و
معصومه راست خدیو .))
ضمنا همسایگان متعهد گردیدند کانال موجود را که در مسیر راه قرار گرفته است با هزینه خود پر نمایند و راه احداث کنند و کانالی جدید جهت زه کشی در کنار راه حفر نمایند و هیچگونه مزاحمتی برای خیّر محترمه ایجاد نکنند و طبعا خیّر حق استفاده از راه را دارد .
✍عبدالحسین حکیمی راد
2 084
به یاد نامداران و سرداران ایلم
🌺فرامرز سردار....!🌺
عموی آقایان حجی قربان ،برات و فرهاد قربانراده
(قسمت اول)
عشایر در مسیر کوچ به مراوه تپه ،به جرگلان رسیده اند فرامرز برادر کوچک رمضان با یکی از بزرگان این منطقه اختلاف شدیدی پیدا کرد،برای حفظ جان و مبارزه علیه او سر به کوه می گذارد و دست به اسلحه می برد
از طرفی امان الله که جوانی نوزده بیست ساله بود بر اثر اختلاف و شکایت شخصی به پاسگاه احضار و در کمال بی رحمی بدون بازخواست مورد شکنجه و کتک کاری قرار گرفته که بعد از مرخص شدن بهانه ای می شود برای دل پر دردش تا به سرداران کوهستان بپیوندد،از این رویی او به فرامرز که سر به کوه و کمر گذاشته پناه می برد...
فرامرز باججوخان دره گزی (این ججوخان سردار ججوخان معروف نیست)
در منطقه علی بلاغ در قُله ای بلند سنگر گرفته اند و گروهی از افراد شمال خراسان تیمی تشکیل داده اند تا با کمک و حمایت همدیگر مالیات منطقه را به نفع خود جمع آوری کنند
فرامرز یک هفته ای به مرخصی می آید وقتی برمی گردد از امان الله فامیل و هم ولایتی خود هیچ ردو نشانی نمی یابد!
یکی از نوکران ججو محرمانه به فرامرز می گوید من از شما جزخوبی ندیده ام ججو امان الله را با وضع فجیعی کشت سپس جنازه اش را بین سخره ای انداخت وسوزاند حالا شش دانگ حواست جمع باشد که او قصد کشتن تو را هم دارد تا اسلحه ها را به مامورین تحویل دهد و بدین طریق از آنان تامین بگیرد!فرامرز با سیاست لب به بدگویی از امان الله گشود و گفت همین بهتر که او فرار کرده ما به چنین افراد ترسویی نیاز نداریم!
فرامرز خوب اعتماد ججو را جلب کرد سپس شب هنگام به ججو گفت:من تازه از مرخصی آمده ام تازه نفسم؛ شما چند ساعتی بخواب نگهبانی می دهم سپس بر خیز شبانه به هر طرف دستور می دهید حرکت کنیم...
ججو دراز کشید تا استراحت کند فرامرز اسلحه او را از کنار دستش برداشت و با پنج تیر روی سینه ججو ایستاد!
او را از خواب بیدار کرد و گفت تو آنقدر بزرگ شده ای که هم ولایتی و فامیلم را می کشی؟
سپس پنج تیر را بر قلب و سینه و سر ججو شلیک کردو جسدش را میان درخت مرخ بزرگی انداخت و مرخ و جنازه را آتش زد که شب هنگام شعله های آتش به آسمان زبانه می کشید و تمام منطقه را روشن کرده بود!
درگزی ها در پی انتقام ججو بر آمدند و فرامرز دوهفته ای در کوه های منطقه پنهان شد
برادرش رمضان و تنی چند از بوانلو راهی شدند تا شاید فرامرز را بیابند
رمضان دو شبانه روز در کوه های دره گز اشک می ریخت و فرامرز را صدا می زد
روز دوم بود که فرامرز از غار کوچکی که در دامنه کوه بود به برادرش رمضان اشاره کرد دو برادر همدیگر را در آغوش گرفتند و اشکها ریختند
سپس خانواده اش را به رمضان سپرد و از یکدیگر با چشمانی اشکبار خداحافظی کردند.
فرامرز عازم منطقه بینالود و نیشابور شد تا با ملحق شدن یک بلوچ و شخص دیگری سه نفری به دَلند مینو دشت رفتند و خودشان را به سید رشید رساندند تا در خدمت و رکابش از قصاص انان که به خونخواهی ججو برخواسته اند در امان بمانند!
آنان سه سال در دستگاه عریض و طویل سید رشید خدمت کردند اما شبی سه نفر مشغول بازی پاسور بودند که ابتدا بلوچ را صدا زدند و با خود بردند
بعد از نیم ساعتی فرامرز را صدا کردند مادر سید رشید جلو آمد و گفت جوان جان ما را حلال کنید!
با این جمله فرامرز فهمید که آنان را برای کشتن و سر به نیست کردن می برند!
برج و بارویی و حیاطی بزرگ با دیوارهای بلند در دل جنگل فرامرز از فرصت استفاده کرد خود را به بالای سقف دستشویی رسانده سپس از حصار سید رشید پرید و خود را به دل جنگل زد
کم کم چراغ ها روشن شدند همه به تکاپو افتادند اما فرامرز در میان جنگل و خارها فرار کرد تا خود را نجات دهد
شب تاریک و جنگلی خطرناک فرامرز در حال فرار بود که ناگهان متوجه می شود زیر پایش خالی شد!
انگار که در چاهی سقوط کرده باشد!
اما در وسط راه با شکم روی درختی افتاد و به درختی آویزان شد!
با روشن شدن هوا تازه متوجه شد که به دره ای عمیق پرت شده و با برخورد به درخت نجات یافته! اگر او به پایین دره سقوط می کرد کوچکترین رد و نشانی از او باقی نمی ماند!
با هرسختی و مشقتی بود خود را نجات داد...
ادامه دارد
@buvanloo
2 084
رکاب زنی آقای فریبرز مردانی به همراه برادرزاده عزیزشون از شیروان به مقصد دره ییلاقی عشایر بوانلو و همچنین برگشت مجدد با دوچرخه.
درودبر این عزم و اراده .خسته نباشید.
@buvanloo💐💐💐💐
2 084
همدیگر را پیر نڪنیم
باور ڪنید تڪ تڪ آدمها زخمی اند.
هرکس درد خودش را دارد،دغدغه و مشغله خودش را دارد.
باور کنید ذهنها خسته اند،قلبها زخمی اند،زبانها بسته اند.
براے دیگران آرزو کنیم بهترینها را، راحتی را.
یارے کنیم همدیگر را تا زندگی برایمان لذتبخش شود.
آدمها آرام آرام پیر نمیشوند.
آدمها در یک لحظه با یک تلفن،با یک جمله،یک نگاه،یک اتفاق،یک نیامدن،یک دیر رسیدن،یک باید برویم و با یک تمام کنیم پیرمی شوند.
آدمها را لحظه ها پیر نمیکنند.
آدم را آدم ها پیر میکنند.
سعی کنیم هواےدل همدیگر را بیشتر داشته باشیم.
همدیگر را پیر نکنیم
❣
@buvanloo
2 084
طبیعت گردی اقای بهزاد شجاعی به اتفاق دوستان و فرزندان در رشته کوه البرزمنطقه یوش امروز جمعه 24خرداد.
@buvanloo🌺🌸
2 084
صعودگروه کوهنوردی ریچان بوانلو به قله قنبر امروزجمعه تاریخ بیست و چهارم خرداد نودو هشت.
@buvanloo🌺🌺🌺🌸🌸🌸
2 084
دورنمایی زیبا از قله سربه فلک کشیده قشمارچنگه و دره سرسبزو دیدنی اوغاز از ضلع جنوب غربی کوه قنبر.
عکس توسط کوهنوردان ریچان بوانلو
@buvanloo👌🌹🌺🌸💐🌷
2 084
کلیپ تصویری خواننده محبوب کورمانج زبان ساکن رودبار( رستم رستمی پور) معروف به دایی رستم .
فەسلێ بهارێ بارکنێ , آی هەڤالان.....
@buvanloo🌸🌸🌸🌸
2 084
(عکس مربوط به جناب آقای صولت دولخانی بوانلو (پورعماد) پرستار باز نشسته ی بیمارستان موسی بن جعفر قوچان)
آن روزها وقتی دستانم را می گرفتی گمان می کردم پهلوان افسانه های شاهنامه قلب من هستی و فاتح تمام دنیا...
حالا خوب می دانم چه روزها که بخاطر آرزوهای کوچک ما ، آرزوهای بزرگ خویش را از یاد بردی و هر چروک که بر دستان و چهره ی خسته ات می نشست بهای نانی بود که در سفره شادی هایمان می آوردی...
چقدر از سرمای روزگار لرزیدی تا مبادا شعله آتش خانه مان خاموش شود....
هنوز هم برای من همان رستم دستانی که از پیکار نا برابر زندگی برگشته ای هر چند خسته اما سربلند..
بگذار پرهای خسته ات را ببوسم و بر دیدگانم بگذارم و بگویم به آشیانه ات خوش آمدی پدر مهربانم ، خسته نباشی ،(بازنشستگی ات بعد از ۲۵ سال خدمت مبارک پرستار زحمتکش)
از طرف فرزندان❤️🌷
@buvanloo🌺🌺🌺🌺
2 084
هوالباقی
به اطلاع هم ولایتی های عزیزمیرساند مراسم سومین روز درگذشت مرحومه سارگل مکک روز دوشنبه 98/3/20در محل مسجد روستای بوانلو برگزار میگردد.شرکت شما سروران موجب تسلی خاطر بازماندگان می باشد.
🌑🌑🌑🌑🌑🌑🌑🌑🌑🌑🌑🌑
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
