ar
Feedback
کافه اشنو

کافه اشنو

الذهاب إلى القناة على Telegram

مجله فرهنگی و ادبی "کافه اشنو" تبلیغات: @eshnoads

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام کافه اشنو

تُعد قناة کافه اشنو (@caffeeshno) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 34 210 مشتركاً، محتلاً المرتبة 839 في فئة الكتب والمرتبة 10 217 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 34 210 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 27 يوليو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -87، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -6، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 18.91‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 6.31‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 6 471 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 2 159 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 0.
  • الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل خیابان, اجرا, بلیت, راوی, وقت.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
مجله فرهنگی و ادبی "کافه اشنو" تبلیغات: @eshnoads

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 28 يوليو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الكتب.

34 210
المشتركون
-624 ساعات
-157 أيام
-8730 أيام
أرشيف المشاركات
04_Biganeh_128.mp34.12 MB

photo content

آهنگ «بیگانه» با دو اجرا آهنگساز این ترانه پرویز مقصدی است که خودش هم این ترانه را خوانده است ترانه سرای این قطعه ایرج جنتی عطایی است

آهنگ «بیگانه» با دو اجرا آهنگساز این ترانه پرویز مقصدی است که خودش هم این ترانه را خوانده است ترانه سرای این قطعه ایرج جنتی عطایی است پرویز مقصدی در ۱۴ اردیبهشت ۱۳۱۷ در لنینگراد روسیه چشم به جهان گشود. وی فعالیت هنری‌اش را از سال ۱۳۳۶ آغاز نمود. مقصدی در دههٔ ۱۳۵۰، با تأسیس دفتری هنری در تهران، به خدمت به کارورزان جوان عرصهٔ ترانه پرداخت. او با تأسیس گروه موسیقی شش و هشت، هدف پرورش و معرفی استعدادهای جوان موسیقی پاپ ایران را دنبال می‌نمود. افراد این گروه چهره‌هایی چون داریوش اقبالی، افشین مقدم، ناصر صبوری، کیوان، نلی، اونیک، ماسیس، ویلسون و دینامیک را شامل می‌شدند. بسیاری از خوانندگان، فعالیت هنری خود را با مقصدی آغاز نموده‌اند. گوگوش نخستین آهنگ اختصاصی‌اش را در سال ۱۳۴۷ به نام «قصهٔ وفا» منتشر کرد. داریوش نیز با آهنگ «به من نگو دوست دارم» در تابستان سال ۱۳۵۰ معروف شد. هنرمندانی چون اونیک (می‌تونی مشت منو وا بکنی، ۱۳۵۰)، مرتضی با (عشق زودگذر، ۱۳۵۲)، لیلا فروهر با (فریاد یک درد، ۱۳۵۳)، مرجان با (دو دونه، ۱۳۵۶)، احمدرضا نبی‌زاده با (امون از دل مو، ۱۳۵۶) به‌وسیله همکاری با مقصدی، فعالیتشان را آغاز نمودند. از دیگر آثار معروف او «نفرین» با صدای آرتوش و «دریاچه‌نور» با صدای عارف است.

b2e345ac.mp33.74 MB

تابستان‌های ما بستر داغ ترانه‌ها بود. زمان مناسبی برای گلچین کردن کاست‌ها و گوش کردن آهنگ‌ها. کار کردن و پوستر و کاست خریدن. روزگار کنسرتهای دونفره‌ی من و محسن. محسن یک سال از من بزرگتر بود. من و محسن سر حفظ کردن آهنگ‌ها با هم رقابت داشتیم. من سیاوشی بودم او داریوشی. محسن برای اینکه زودتر و بهتر بتواند آهنگ‌ها را حفظ کند آن‌ها را توی یک دفتر با خط خوش می‌نوشت. من هم مثل پشت کنکوری‌های رشته‌ی علوم انسانی که حفظیاتشان قوی بود راه می‌رفتم و مدام آهنگ‌های سیاوش را زمزمه می‌کردم. محسن خیلی سعی کرد با توضیح و تفسیر آهنگ‌های داریوش مرا از گوش کردن سیاوش منصرف کند اما نتوانست. برای من که دلبسته‌ی پنجره و بارون و کاغذ و درخت و پرنده بودم آهنگ‌های سیاسی جایی نداشت. ولی محسن شیفته‌ی بن‌بست و کوچه و سقوط و بوی گندم و خاک بود. از میان تمام بچه‌های فامیل من فقط با او رفیق بودم. محسن پسرعمویم بود. ولی من او را در هیبت داریوش می‌دیدم. آن وقت‌ها خواننده‌ها مثل رشته‌های تحصیلی بودند. هر کدام از ما فقط یک خواننده داشتیم. نمی‌شد همزمان علوم تجربی و ریاضی خواند. همینطور که نمی‌شد همزمان معین و حبیب گوش کرد. ما فقط روی یک صدا تعصب داشتیم. محسن از داریوش پیراهن و شلوار سفید داشت و من از سیاوش عینک فتوکروم. از آن روزی کل‌کل شدید بین من و محسن کم شد که فهمیدیم داریوش یکی از آهنگ‌های سیاوش را خوانده‌است. آهنگ «سرگردون» «از عذاب جاده خسته/ نرسیده و رسیده...» آنجا بود که محسن اعتراف کرد اجرای سیاوش قشنگ‌تر است. از آن روز به بعد هم من داریوش گوش کردم و هم محسن، سیاوش. از آن‌ تابستان‌ها حدود بیست سال می‌گذرد. در این بیست سال متاسفانه ده بار هم همدیگر را ندیدیم. من آخرین بار محسن را کنار شترهایش دیدم. سه تا شتر داشت. جایی پرت و دور از شهر و نزدیک باغ‌های انار و انگور. از محسن پرسیدم از میان این همه‌جا چرا اینجا از میان این همه حیوان چرا شتر؟. حرف زیادی نزد. معمولا محسن زیاد حرف نمی‌زد. ولی همیشه توی نگاهش یک اعتراض و گم‌شدگی داشت. می‌گفت: «اینها حرف من رو بهتر می‌فهمند.» البته که خودم می‌دانستم چرا شتر. چون خودم روی ساعد دست راستم یک شتر داشتم. محسن جان! از آن تابستان که همدیگر را کنار شترها دیدیم دو تابستان می‌گذرد. دیشب به یادت یک کاست داریوش گلچین کردم که با آهنگ« برادر جان» شروع می‌شود. ببخشید پسرعمو. این تنها کاری بود که دستم برآمد. نمی‌خواهم باور کنم که تو مرده‌ای.

photo content

c72e1622.mp32.59 MB

+3
77aa1c99.mp32.89 MB

بیژن مفید، نمایشنامه‌نویس و کارگردان برجسته ایرانی، ترانه‌ها و سروده‌های ماندگاری را اجرا کرده است. معروف‌ترین آثار او در مجموعه‌های بیژن مفید (مجموعه ترانه‌ها) جای دارند که شامل تصانیف خاطره‌انگیزی چون «کجا میری فلونی!؟» و «نه دیگه این واسه ما دل نمیشه» است. آرشیو کامل ترانه‌های بیژن مفید شامل این موارد اصلی است: نه دیگه این واسه ما دل نمیشه کجا میری فلونی!؟ دو تا چشم سیاه داری گندم گل گندم دل ای دل (تو ما رو دیوونه کردی) ستارخان علاوه بر این ترانه‌ها، او در زمینه تولید آلبوم‌های صوتی کودکان نیز فعالیت داشت. از برجسته‌ترین آثار او در این بخش می‌توان به آلبوم‌های زیر اشاره کرد: [1] خاموشی دریا (نمایش صوتی) کوتی و موتی و اولین پرواز ترب و دم گربه

photo content

photo content

برای اولین‌بار: تصاویری از داریوش و کیوان و افشین در فیلم ناتمام «یک کلاغ، چهل کلاغ». بهار ۱۳۵۱ از یوتیوب حسین عصاران @caffeeshno

‍ ‍ ▪️عباس کیارستمی ـــ یکی از دوستان کارگردان را در ترکیه دیدم و توی احوال‌پرسی گفتم: «خوبی؟»، گفت: «نه!» و من هیچی نگفتم. او هم منتظر ماند که من بپرسم: «چرا؟» ولی نپرسیدم. مقداری به خودش پیچید و آخرش گفت: «نمی‌پرسی چرا؟» گفتم: «نه، چون می‌دانم حق با توست!» به هر حال با همه مشکلاتی که هر کدام داریم، صبح که بهم می‌رسیم، تایید می‌کنیم حالمان خوب است و به هر‌ حال، زندگی را انتخاب کرده‌ایم و نباید زیاد نق بزنیم، راهی جز این نداریم. اگر می‌خواهی بمیری، بمیر. اما صبح روز بعد، انگار نه انگار که اتفاقی افتاده و زندگی با قدرت تمام ادامه دارد و جلوه می‌کند. یک نفر که جزو کسانی بود که رفته بودند تا غزاله علیزاده را پس از خودکشی از آن بالا پایین بیاورند، می‌گفت اگر خود او آن منظره را دیده بود، خودکشی نمی‌کرد؛ گنجشک‌ها روی درخت‌های بالای سرش می‌خواندند و آفتاب قشنگی از لابه‌لای برگ‌ها می‌تابید و روی ناخن‌هایش منعکس شده بود. انگار نه انگار. خم به ابروی طبیعت هم نیامده بود که کسی این‌جا خودش را کشته است. اگر آدم بداند که این همه در برابر عظمت طبیعت ناچیز است، طلبکاری‌اش از دنیا و توقعش از خودش کم می‌شود و این در نگاه آدم تحول ایجاد می‌کند. من سعی می‌کنم در زندگی خصوصی‌ام، با اعلام مداوم طلبکاری از دنیا، دست به خودکشی تدریجی نزنم. 🎬 @caffeeshno

453fc814.mp32.43 MB

453fc814.mp32.43 MB

photo content

در زندگی، زخم‌هایی هست که مثل خوره، روح را آهسته در انزوا می‌خورد و می‌تراشد... آیا جز عشق، پناهگاهی هست؟ چشمت به دریا زل‌زدن دارد -یک عاشقانه- ترانه‌سرا و خواننده: #میم_پایمزد آهنگساز: #پویا_سرایی تنظیم‌کننده: #پویان_رمضانی قطعه کامل را از سایت بیپ‌تونز بشنوید @mim.paymozd_singer @pouya_saraei_official @pouyanramezani_official ویدیو: @amirsedaghati.artwork t.me/mim_paymozd_music

Repost from N/a

👩‍🏫من کارشناسِ ارشد زبان و ادبیات فارسی هستم. اینجا کلمات رو از متون قدیمی بیرون می‌کشم و بهتون می‌گم هر کلمه قصه‌‌ش چی بوده.اینجا ادبیات فارسی کاملا متفاوته. @kalamat_k