ar
Feedback
2 487
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+17 أيام
-830 أيام
أرشيف المشاركات
✔️🔻يُحَرِّفُونَ الْكَلِمَ عَنْ مَوَاضِعِهِ یکی‌ از همراهان تصویرِ صفحه‌ای از کتاب مبارک شرح العرشیهٔ عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی را فرستاده‌اند که گویا در نظر مخالفان شیخ، پررنگ جلوه کرده و از آن، هم‌اعتقادیِ شیخ و صدرا را استنباط کرده‌اند. مخالفان ادعا کرده‌اند که شیخ احمد احسائی سخن ملاصدرا را که می‌گوید: «الإنسان لکونه مخلوقاً على مثال الله ذاتاً و صفة و فعلاً [...]» تأیید کرده و آن را «لاینافی التنزیه» دانسته است. ۱. متن مورد ادعا: در بخشی از شرح العرشیة، شیخ مرحوم مرقوم فرموده‌اند: «و المصنف حكم بأنه تعالى خلق الانسان على صورته تعالى، قال فی شرح الكافی فی شرح حدیث العقل: ”و الإنسان لکونه [...] روحه الذی هو من أمر ربه مثال ذاته [...]“ فتدبّر هذا التشبيه الذی هو بيان التوحيد عنده و لا ينافی التنزيه [...].» سپس ادامه می‌دهند که این نظریه، به‌زعم ملاصدرا و حکمای صوفی، با «تنزیه» خدا منافات ندارد. مخالفان با استناد به این بخش فرمایش: «و لاينافی التنزيه»، تصور کرده‌اند که این اعتقاد شیخ احسائی است. ۲. تحلیل و پاسخ شبهه: جمله‌ «و لاينافی التنزيه» نقل‌قول و تشریح دیدگاه ملاصدرا و مشایخ حکمت متعالیه است، نه اعتقاد شیخ احسائی؛ چراکه بعداز این عبارت، شیخ نظر انتقادی خود را بیان می‌کنند و تصریح دارند و به‌طور مکرر اشاره می‌کنند که این دیدگاه «عندَه» است (نَه عندنا) و این دیدگاه «لاینافی الاصول التی قررها» و این‌که «عنده ان هذا لاینافی تنزیه الله». به‌ تعبیر دیگر، تمام این بخش فضایی کنایه‌آمیز و تلویحی و تُند دارد و ردّ اندیشه صدرا است. بنابراین، استناد مخالفان به عبارت «لاینافی التنزیه» به‌عنوان نظر شیخ احمد، تحریف آشکار است؛ چراکه شیخ این جمله را صرفاً نقل نظر ملاصدرا می‌دانند و در ادامه به‌وضوح آن را رد می‌کنند. @AghayedNet

🔺رساله سی فصل #شیخیه #کتاب @AghayedNet

🗓۱۴ ربیع الثانی سال‌روز نگارش رساله سی فصل در پاسخ به شبهات و اشکالات. @AghayedNet

#پرسش_و_پاسخ @AghayedNet
+8
#پرسش_و_پاسخ @AghayedNet

🔺کتاب صفات الشیعة با حواشی مرحوم محدث نوری رضوان الله تعالی علیه در دست پژوهش 🔸 کتاب صفات‌ الشیعة، اثر مرحوم شیخ صدوق، با ح
🔺کتاب صفات الشیعة با حواشی مرحوم محدث نوری رضوان الله تعالی علیه در دست پژوهش 🔸 کتاب صفات‌ الشیعة، اثر مرحوم شیخ صدوق، با حواشی علامه محدث نوری، تصحیح و تحقیق و به‌زودی منتشر خواهد شد، ان‌شاءالله. @AghayedNet

🔺از جمله تفاوت‌ها میان ابدان اخروی و ابدان دنیوی از نظر صدرا و نقد شیخ مرحوم اعلی الله مقامه #شیخیه #معاد @AghayedNet
🔺از جمله تفاوت‌ها میان ابدان اخروی و ابدان دنیوی از نظر صدرا و نقد شیخ مرحوم اعلی الله مقامه #شیخیه #معاد @AghayedNet

✔️🔻تفاوت معاد احسائی و صدرائی در کیفیت تحقق بهشت و دوزخ 💠 بخش سوم و پایانی در اینجا نکته‌ای ظریف است که باید مطالب پیشین را کنار هم قرار داد و به نتایج دیگری هم رسید. روشن شد طبق اصول ملاصدرا، معاد و جنت و نار و آنچه در آن است، اموری در نفس انسان است و خارج‌ از وجود او نیست. اما شیخ مرحوم می‌فرمایند: طبق مبانی ما که مأخوذ از قرآن و اهل‌البیت علیهم‌السلام است، آن‌ها وجودات و حقایقی لغیرها هستند و با اعمال مؤمنان یا کافران، صورت شخصیه می‌یابند و صورت اعمال انسان قرار می‌گیرند. در این مرحله، وقتی صورت شخصیه یافتند، چنان این صورت شخصیه قوام دارد و چنان مشخِصات آخرتی در آن بالفعل است که هیچ‌گونه از انسان جدایی ندارد و این انفکاک‌های ظاهری که گمان می‌کنیم و می‌بینیم، دیگر در آنجا نیست. مثلاً بدن اصلیِ مؤمن در آخرت چنان گسترده است که مرحوم آقای شریف طباطبائی، با استفاده از روایات، می‌فرمایند هفت برابر این دنیا است (دعائم الحکمة (عربی)؛ مشهد مقدس، ۱۳۹۷؛ ج۱، «الاصول المهمة فی شرح الحکمة»، ص۱۱۰ - همان؛ مشهد مقدس، ۱۳۹۸؛ ج۲، «الرسالة المعادیة»، ص۱۰۲). این گستردگی بدن از چیست؟ اولاً «بدن» است و معاد جسمانی است. ثانیاً با کنار رفتن کدورت‌ها و اَعراض این دنیا است که این‌گونه وسعت یافته و همهٔ این نعمت‌ها را با اعمال دنیایی خود چنان «صورت شخصیه» بخشیده و به‌گونه‌ای در خود جای داده که از هم جدا نیستند و می‌توانیم بگوییم بدن مؤمن بهشت او است. چنان‌که عالم ربانی مرحوم آقای کرمانی نفعنا الله بعلومه از این مرحلهٔ صورت شخصیه نعمت‌های بهشتی تعبیر آورده‌اند و می‌فرمایند: «بهشت مؤمن همان تن او است که از لطافت مانند بهشت است و اعمال صالحه او، به‌طوری که گذشت، درخت‌ها و نهرها و قصرها و حوریه‌های او است. و جهنم کافر همان تن او است و اعمال قبیحه او همان درک‌ها و زقوم‌ها و مارها و عقرب‌ها و سگ‌ها و اژدهاها و امثال آن‌ها است. و تو گمان می‌کنی که این تأویلی است که من می‌کنم و تشبیهی است که بیان می‌کنم و می‌پنداری که جسد مؤمن به این کوچکی چه بهشتی خواهد بود! وحال‌آن‌که بسا آن‌که به مؤمن هزار همسر [= برابر] این دنیا خواهند داد از بهشت [...] و مپندار که حال که من چنین گفتم، آنچه از شرع رسیده نیست. والله جنت صاحبِ حور و قصور و اشجار و انهار است، به‌طوری که از شرع رسیده بدون تفاوت، لکن نه به‌طوری که تو خیال می‌کنی. و ما امت خیال تو نیستیم، امت پیغمبریم و تابع کتاب و سنت. نمی‌بینی که تو چون درخت می‌شنوی مثل درخت‌های دنیا خیال می‌کنی؟! و خدا می‌فرماید: "قطوفها دانیة" یعنی سر درخت‌های جنت پایین است [...]» (مکارم الابرار (فارسی)؛ بصره، شرکة الغدیر للطباعة و النشر المحدودة، ۱۴۳۴؛ ج۳، «کتاب مبارک ارشاد العوام جلد دوم»، ص۷۵ و ۷۶). جالب توجه است که هانری کربن در کتاب ارض ملکوت، این عبارات کتاب ارشاد العوام را به‌ضمیمه عباراتی دیگر از این کتاب، با این عنوان نقل کرده است: «به چه معنا جسم مؤمن «ارضِ بهشتِ» او است؟» (ارض ملکوت؛ کالبد رستاخیزی انسان از ایران مزدایی تا ایران شیعی؛ هانری کربن، مقدمه، ترجمه و تحقیق انشاءالله رحمتی، چاپ پنجم: تهران، سوفیا، ۱۴۰۳؛ ص۴۴۳ - چاپ سال ۵۸: ص۳۱۱) نتیجه این‌که کیفیت تحقق بهشت و دوزخ در معاد احسائی با معاد صدرائی متفاوت است. صدرا تحقق آخرت و بالتبع دوزخ و جنت را در نفس انسانی می‌داند، اما شیخ احسائی حقایقی خارجیه معرفی می‌کند که پس‌از تخصیص به انسان، چنان صورت شخصیه می‌یابد که هرگز از او جدایی ندارد و تفکیک و انفصالی درکار نیست. «ان فی بعض ما انزل الله فی کتبه: [...] خلقتُ الخیر و خلقت الشر فطوبیٰ لمن اجریتُ علی یدیه الخیر و ویل لمن اجریتُ علی یدیه الشر» (بحار الانوار، ج۵، ص۱۶۰). و در دعاء است: «انت الله لا اله الّا انت خالق الخیر و الشر و انت الله لا اله الّا انت خالق الجنة و النار» (المحاسن، ج۱، ص۳۸). @AghayedNet

✔️🔻تفاوت معاد احسائی و صدرائی در کیفیت تحقق بهشت و دوزخ 💠 بخش دوم پس اولاً ‌بهشت و دوزخ موجود است و حقایقی است مخلوق. ثانیاً با عمل در این دنیا، میان انسان و نعمت‌هایی خاص رابطه به‌وجود می‌آید و با ایجاد آن انتساب، مؤمن در بهشت درمی‌یابد که آن نعمت‌ها صورت‌های آن عملی است که انجام داده است: «کلما رزقوا منها من ثمرة رزقاً قالوا هذا الذی رُزقنا من قبل و اُتوا به متشابهاً» (بقره: ۲۵). به‌تعبیر دیگر، آن نعمت‌ها به «صورت نوعیه» در بهشت موجود است. هنگامی که امر به مؤمنی تعلق می‌گیرد و او اتیان می‌کند، آن نعمت‌ها «صورت شخصیه» و «صورت خاصّه» می‌یابد. مثال برای صورت نوعیه و صورت شخصیه در این دنیا، صورتِ چوبی است. چوب دارای صورت نوعیه است و خصوصیاتی دارد. اما پس‌از تخصیص به‌صورت منبر یا میز، صورت شخصیه نیز پیدا می‌کند و نام منبر یا میز بر آن گذاشته می‌شود. صورت خاصه نعمت همان صورت عمل مؤمن است. نعمت‌‌ها فی‌نفسها متمایز هستند، اما متعین به صورت شخصیه نیستند. وقتی که مؤمن عمل کرد، به‌صورت شخصیه درمی‌آیند و همان صورتِ عملِ مؤمن قرار می‌گیرند (جوامع‌ الکلم، ج۴، «شرح العرشیة»، ص۴۹۲ و ۴۹۳). چنان‌که در روایت نبوی است: «ان فی الجنة سوقاً ما فیها شرًی و لا بیع الّا الصور من الرجال و النساء، من اشتهیٰ صورة دخل فیها» (بحار الانوار، ج۸، ص۱۴۸). ازاین‌رو مرحوم آقای کرمانی در کتاب الفطرة السلیمة می‌فرمایند: «فامتثالات العباد ثمن تلک الصور یشترونها علی حسب الاثمان التی یؤدونها و تتخصص بهم فحینئذ یصیر تلک الحصة المشتراة المادة الشخصیة لثواب الشخص و امتثاله الصورة الشخصیة و هذا معنی ما روی "ان الاعمال صور الثواب و العقاب" یعنی صورهما الشخصیة فان اعمال العباد هی امتثالاتهم لا غیر و الثواب و العقاب هما الجزاء من الله سبحانه لهم باعمالهم» (مکارم الابرار (عربی)؛ بصره، شرکة الغدیر للطباعة و النشر المحدودة، ۱۴۳۴؛ ج۶، «المجلد الاول من الفطرة السلیمة»، ص۳۷۶). ⏳ادامه دارد... @AghayedNet

✔️🔻تفاوت معاد احسائی و صدرائی در کیفیت تحقق بهشت و دوزخ 💠بخش نخست در مباحث مربوط به معاد به‌تفصیل گفته‌ایم که تقریر شیخ مرحوم اعلی الله مقامه از مباحث معاد با تقریر صدرا متفاوت است و تفاوت میان این دو تقریر هم در همه مراحل معاد است، از ترتیب مطالب مربوط به معاد گرفته تا اصول و شالوده‌هایی که در سراسر مباحث معاد کاربرد دارد و هم‌چنین بررسی تک‌تک مراحل معاد. وقتی هم که می‌گوییم: «تقریر شیخ مرحوم»، مرادمان تقریر او و حاملان علم او است، یعنی سایر بزرگان دین اعلی الله مقامهم. این پیش‌فرض را در این یادداشت ثابت‌شده می‌انگاریم؛ چراکه اثبات آن تک‌نگاری مستقلی نیاز دارد. از‌جمله مباحث معاد، کیفیت تحقق بهشت و دوزخ است. به این معنا که آیا بهشت و دوزخ در وجود خود انسان است؟ یا جوهری خارجی و مستقل دارد و انسان در یکی از این دو جایگاه وارد می‌شود؟ بالتبع، آیا نعمت‌های بهشت و عذاب‌های دوزخ نیز وجودی ورای انسان دارد؟ یا همان انسان است؟ ملاصدرا در عرشیه صریحاً بیان کرده که آنچه انسان در بهشت یا دوزخ مشاهده می‌کند و به‌اصطلاح نعمت یا نقمت است، چیزی ورای نفس او نیست: «ان کل ما یشاهده الانسان فی الآخرة و یراه من انواع النعیم من الحور و القصور و الجنان و الاشجار و الانهار و اضداد هذه من انواع العذاب التی فی النار لیست بامور خارجة عن ذات النفس مباینة لوجدها و انها اقوی تجوهراً و آکد تقرراً و ادوم حقیقةً من الصور المادیة المتجددة المستحیلة بحکم الاصل الرابع» (کتاب العرشیة، ص۵۲). می‌گوید: آنچه آدمی در آن‌ جهان می‌بیند، از انواع نعمت‌ها مانند حور و قصور و باغ‌ها و درختان و نهرها، و اضداد این‌ها از‌قبیل عذاب‌های آتش، چیزهایی نیست که از گوهر ذات جدا باشد. صورت‌های آن‌جهانی استوارتر و تواناتر و بادوام‌ترند از صورت‌های مادیِ متجدد، به حکم اصل چهارم. خلاصۀ اصلِ چهارمِ او در مباحث معاد آن است که صورت‌های خیالی از جهان جان بیرون نیستند و تا انسان در عالم طبیعت باقی است، این صورت‌ها در نهایت ضعف‌اند و پس‌از جدایی از تن، در نهایت قوت و شدت می‌گردند. شیخ مرحوم همانند دیگر نقدها در بخش‌های گوناگون موضوع معاد، به این دیدگاه نیز انتقاد شدیدی وارد کرده‌اند. ابتدا نظر او را توضیح داده‌اند و تقریر کرده‌اند. این دیدگاه به همین اصل چهارم برمی‌گردد. به تعبیری می‌توانیم بگوییم: معاد صدرائی معاد صُوَر دون ماده است و صوَر خَیالیه است. مجاریِ مراداتِ صدرا در عباراتش مُشعر به این است که نزد او، دار آخرت و هرآنچه در آن است امور نفسیه است که نفس آن‌ها را در خودش ایجاد می‌کند، نه در خارج از خود، و نفس خلاقیت دارد و چیزی از اجسام در آن نیست. و‌حال‌آن‌که مذهب اهل البیت علیهم‌السلام چنین نیست و در محل خود ثابت شده است که مُعاد، بعینه و بمادّته، همان است که در دنیا بوده و صورت آن نیز صورت عمل او است. در‌برابر این تقریر ملّا از کیفیت تحقق بهشت و دوزخ، شیخ مرحوم اعلی الله مقامه بهشت و دوزخ و آنچه در آن است را حقایقی می‌دانند که «لغیرها» خلقت شده و می‌توان هرکدام را تحصیل کرد و به آن نسبت پیدا نمود. در‌ادامه، برای تحصیل این انتساب که با اکتساب به‌دست می‌آید، مثالی ذکر می‌فرمایند. در نشستی با عنوان «تمثیل‌های حکمی در معاد احسائی»، بیان کرده‌ایم که این بزرگوار مثال‌های متعددی در مباحث مختلف معاد دارند و هر مثالی راهگشای بحثی است و عمل به کریمه‌های «و فی انفسکم أ فلا تبصرون» (ذاریات: ۲۱)، «سنریهم آیاتنا فی الآفاق و فی انفسهم (فصلت: ۵۳)» و... است. در این بحث نیز تمثیلی را ذکر می‌کنند. می‌فرمایند در بازار، انواع میوه‌ها هست. کسی که مبلغی را پرداخت کند، به‌اندازه آن مبلغ مالک آن میوه‌ها می‌شود و در حیازت او درمی‌آید و اگر او نپردازد و دیگری بپردازد، ازآنِ آن دیگری است. ایشان نتیجه می‌گیرند که تحصیل انتساب به اکتساب است (جوامع الکلم، ج۴، «کتاب شرح العرشیة»، ص۴۸۹ تا ۴۹۳). ⏳ادامه دارد... @AghayedNet

🔺پاسخ به یک پرسش ده ربیع‌الثانی، سال‌روز حمله به حرم مطهر رضوی @AghayedNet
+2
🔺پاسخ به یک پرسش ده ربیع‌الثانی، سال‌روز حمله به حرم مطهر رضوی @AghayedNet

🔺🎙فایل صوتی نشست با موضوع: 🔹کتاب تازه‌منتشرشده النور الوضی در ردّ بر سید رشتی؟! (اعلی الله مقامه) نقدی بر موضع‌گیری‌های کتاب النور الوضی علیه عالم ربانی مرحوم حاج محمدکریم کرمانی (اعلی الله مقامه) 🔸کربلای معلی 🗓۶ ربیع الثانی ۱۴۴۷ Instagram.com/aghayednet #شیخیه #مکتب_استبصار @AghayedNet

🔺الکلیم ألبس حلة الاصطفاء لما عهدنا منه الوفاء و روح القدس فی الجنان الصاقورة ذاق من حدائقنا الباکورة. @AghayedNet

🔺کتاب‌ تازه‌منتشرشده جویندگان قریه‌ی ظاهره: تحلیلی بر ظهور بابیت از خاستگاه شیخیه در این فرصت، تنها بر تسمیۀ این کتابِ ۴۸۸صفحه‌ای تأمل مختصری خواهیم داشت. اگر مراد از جویندگان قریۀ ظاهره #شیخیه هستند، نام‌گذاریِ صحیحی نیست؛ چراکه بزرگان شیخیه اشاره کرده‌اند که به‌دنبال مرشد و بزرگ گشتن از طریقت صوفیه است و این کار را مردود دانسته‌اند و فرموده‌اند که شناساندن قرای ظاهره و عدول نافین فعل رب است، نه فعل عبد. مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه می‌فرمایند: «نوع صوفیه خذلهم‌الله را این ناخوشی در سر است که جنونی بر سر ایشان می‌‏زند و خود را به لباس قلندری آراسته کرده مانند وحش در بیابان‌ها می‏‌گردند و در شهرها به‌اصطلاح پرسه می‌‏زنند که ما طالب حقیم و طالب شخص مرشد کامل. جمعی که ضعیف‌اند می‌‏گردند در بلاد و بر همان طلب خود باقی‌اند نفهمیده و هیچ اختلاف ملل و مذاهب در ایشان اثری نمی‌‏کند [...]» (مکارم الابرار (فارسی)، ج۵، «کتاب مبارک ارشاد العوام جلد چهارم»،‌ ص۳۲۴). مرحوم آقای شریف طباطبائی اعلی الله مقامه نیز می‌فرمایند: «فتذکروا قول مشایخکم اعلی‌ الله‌ مقامهم و انار برهانهم الذی اقتبسوه من قول الله تعالی و قول رسوله و الائمة علیهم‌السلام انّ الفعل فعلان فعل الرب و فعل العبد. فعل الرب مثلاً هو الانبات و فعل العبد هو اثارة الارض و نثر الحبّ و العبد لایقدر علی فعل الرب، فاذا فعل الرب فعله و عمل العبد فعله انتظم الامر و استحکم و ان اراد العبد فعل الرب و لم‌‏یقدر و اشتغل به عن فعل العبودیة و خذله الرب فقد الربوبیة لعدم قدرته و العبودیة لعدم الاشتغال بها فیحرم و خسر الدنیا و الاخرة و ذلک هو الخسران المبین. فمن ذلک الهدایة و الاهتداء، فالهدایة فعل الرب و الاهتداء فعل العبد کما قال: ان علینا للهدی و قال: ان علینا بیانه و فی هذا المعنی اخبار عدیدة [...] فلیس علی الناس ان‌یختاروا لانفسهم نبیاً و لا وصی نبی و لا کاملاً و لا عالماً و لا شیئاً مما هو من فعل الرب و علیهم اذا عرّفهم الله نبیه او وصی نبیه او سائر حججه من الکاملین العالمین ان‌یصدّقوه و یقبلوا منه [...]. بالجملة فاهتداء العبد موقوف علی هدایة الرب و هدایة الرب مقدم علی اهتدائه بجمیع معانیها فانتظروا انا معکم منتظرون» (دعائم الحکمة (عربی)، ج۲، «رسالة الی بعض الاخوان فی کربلاء»، ص۲۵۰). اما اگر مراد از این تسمیه افرادی هستند که پس‌از وفات سید مرحوم به مسجد کوفه رفتند و اعتکاف کردند تا بزرگی بیابند یا بابیه درنظرند که علیمحمد شیرازی را به‌خیال خود به‌عنوان «باب» پذیرفتند، نباید این اصطلاح مقدس قرآنی¹ را دربارۀ آن‌ها به‌کار برد. علاوه‌بر آنچه اشاره شد، در نام کتاب، «قریه‌ی ظاهره» به‌طور مفرد آمده؛ وحال‌آن‌که تعبیر قرآن «قرای ظاهره» است و در این اِفراد و جمع نکاتی است که بیانش در این مختصر نمی‌گنجد. شرح این اجمال، «این زمان بگذار تا وقتی دگر». —————————————— ¹ قرای ظاهره که در کنار قرای مبارکه آمده: «و جعلنا بینهم و بین القری التی بارکنا فیها قرًی ظاهرة و قدرنا فیها السیر سیروا فیها لیالی و أیامًا آمنین» (سبأ: ۱۸). @AghayedNet

🔺کتاب‌ تازه‌منتشرشده جویندگان قریه‌ی ظاهره: تحلیلی بر ظهور بابیت از خاستگاه شیخیه @AghayedNet
🔺کتاب‌ تازه‌منتشرشده جویندگان قریه‌ی ظاهره: تحلیلی بر ظهور بابیت از خاستگاه شیخیه @AghayedNet

🔺تصويری نادر و قديمی از نمای بيرونی منزل عالم ربانی مرحوم حاج سيد محمدکاظم رشتی رفع الله شأنه در کربلای معلی منتشرشده در کتا
+1
🔺تصويری نادر و قديمی از نمای بيرونی منزل عالم ربانی مرحوم حاج سيد محمدکاظم رشتی رفع الله شأنه در کربلای معلی منتشرشده در کتاب محاسن المجالس فی کربلاء، از آثار مورخ کربلائی سلمان هادی آل طعمه @AghayedNet

🔺جناب سلمان هادی آل طعمه از نویسندگان و مورخان کربلایی است که چندین دهه درباره تراث کربلا قلم زده‌ است. آثار متعددی از ایشان منتشر شده و تألیفاتی هم دارد که هنوز به‌چاپ نرسیده است. انصاف ایشان در برخورد با مکتب عالم ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی و ابناء این مکتب ستودنی است. ایشان حوادث تاریخی را بدون سوگیری‌های افراطی و تفریطی در کتاب‌های خود منعکس کرده است و به‌بهانۀ متهم بودن شیخ مرحوم و سید مرحوم نزد مخالفان این بزرگواران، نام ایشان را سانسور نکرده است. در کتاب‌های متعددِ این مؤلف و مورخ، نام بزرگان دین ملاحظه می‌شود؛ از‌جمله معجم رجال الفکر و الأدب فی کربلاء، مشاهیر المدفونین فی کربلاء (که جلد کتاب مزین به تصویر سید مرحوم است)، محاسن المجالس فی کربلاء و... . @AghayedNet

🔺 کتاب تازه‌منتشرشده مداد في ظلال خراسان (سیره و زندگی‌نامۀ شیخ ابراهیم بن مهدی آل عرفات قُدیحی قطیفی) شیخ ابراهیم بن مهدی آ
+1
🔺 کتاب تازه‌منتشرشده مداد في ظلال خراسان (سیره و زندگی‌نامۀ شیخ ابراهیم بن مهدی آل عرفات قُدیحی قطیفی) شیخ ابراهیم بن مهدی آل ‌عرفات از شاگردان عالمان ربانی مرحوم شیخ احمد احسائی و مرحوم سید کاظم رشتی اعلی الله مقامهما بود. از آثار او می‌توان به تعلیقاتی بر بعضی رسائل سید مرحوم اشاره کرد. هم‌چنین کتاب الفتوحات المکیة را تلخیص و رد و نقد کرده است (تعبیرِ خود شیخ ابراهیم: «بتجریده عن المقبوحات الکفریة و الترّهات الشطحیة»). ولادت او در سال ۱۱۸۰ قمری و رحلتش پیش‌از ۱۲۶۹ قمری بوده است؛ اما سال دقیقش مشخص نیست. @AghayedNet

✔️و اجْعَلْ وَاحِداً مِنَ الْأَئِمَّةِ نُصْبَ عَيْنَيْک [بحارالأنوار، ج٨١، ص٢٠٧] 💠بخش دوم 🔻بخشی از رساله‌ عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در جواب سؤالات مرحوم میرزا حسنعلی‏‌خان نائینی 🔸و به ابی‏‌بصیر فرمودند و حال آنکه ابوبصیر کور بود و صورت جمادی را نمی‏‌دید، الست تراه فی وقتک و نفرمودند ان معرفتی بالجمادیة و النباتیة و الحیوانیة و الانسانیة هی معرفة الله؛ بلکه فرمودند ان معرفتی بالنورانیة هی معرفة الله عز و جل. 🔹و آن صورت ظهور الله است مثل آنکه صورت قیام زید، ظهور زید است و آن ظهور وجه الله است که بدون او محال است توجه به خدا کردن حتی انبیاء علیهم‌السلام توجه به آن ظهور می‌‏کردند هر وقت که اراده توجه به خدا می‏‌کردند. 🔸و هیچ فرقی در میان ظاهر و ظهور نیست مگر اینکه ظاهر اصل است و ظهور فرع و ظاهر در ظهور، اوجد و اظهر از نفس ظهور است که بعد از ذهول از ظهور، به غیر ظاهر چیزی نیست. مثل آن‏که قیام زید، ظهور زید است و چون کشف حجاب ظهور را کردید، زید را مشاهده می‏‌کنید به طوری که به غیر از او چیزی نمی‏‌بینید؛ بلکه با قطع نظر از زید، ظهور زید وجودی نخواهد داشت و عدم محض خواهد بود و با زید و به زید برپا خواهد بود. فان کنت ذافهم تشاهد ما قلنا و ان لم‌‏یکن فهم فتأخذه عنا 🔹باری پس شما الان توجه می‌‏کنید‌ به رسول خدا صلی الله علیه و آله و زیارت می‏‌کنید او را و عرض می‌‏کنید السلام علیک یا رسول الله. 🔸و در این حال، توجه به او دارید و حال آنکه صورت جمادی ایشان را ندیده‏‌اید و در حال زیارت ایشان، به غیر ایشان توجه ندارید و ایشان را از جمیع کسانی که غیر ایشان هستند جدا کرده‏‌اید و تمیز داده‏‌اید. 🔹و بعد، توجه به حضرت امیر صلوات الله علیه و آله می‏‌کنید و عرض می‌‏کنید السلام علیک یا وصی رسول رب العالمین و ایشان را از پیغمبر صلی الله علیه و آله و سایر ائمه علیهم‌السلام جدا می‌‏کنید و تمیز می‏‌دهید. 🔸و بعد رو می‌‏کنید به حضرت فاطمه و عرض می‏‌کنید السلام علیک یا بضعة الرسول صلی الله علیه و آله و ایشان را از پدر و شوهر و فرزندان او علیهم‌السلام جدا می‏‌کنید و تمیز می‏‌دهید و حال آنکه صورت جمادی را ندیده‏‌اید. 🔹و همچنین است در هر امامی بعد امامی تا می‏‌رسید به امام زمان روحی له الفداء و عجل الله فرجه و عرض می‏‌کنید: السلام علیک یا حجة الله السلام علیک یا بقیة الله فی الارض انت خیر لنا راع لنا غیر مهمل لمراعاتنا و لا ناس لذکرنا و لولا ذلک لاصطلمتنا اللأواء و احاطت بنا الاعداء یا خلیفة الله و القائم مقام الله انت الجاه الذی یتوجه الیه الاولیاء صلی الله علیک و علی آبائک الطیبین الطاهرین و رحمة الله و برکاته الیک ایابی و علیک حسابی انا لله و انا الیه راجعون ان شاء الله ما شاء الله و لا قوه الا بالله. ———————— 🔹توضیحات بیشتر درباره تفاوت «معبود» و «جهت عبادت» 🔸در لینک زیر: 🔻🔻🔻 https://t.me/AghayedNet/3408

✔️ و انْوِ عِنْدَ افْتِتَاحِ الصَّلَاةِ ذِكْرَ اللَّهِ وَ ذِكْرَ رَسُولِ الله صلی الله علیه و آله وَ اجْعَلْ وَاحِداً مِنَ الْأَئِمَّةِ نُصْبَ عَيْنَيْک [بحارالأنوار، ج٨١، ص٢٠٧] 💠بخش اول 🔻بخشی از رساله‌ عالم ربانی مرحوم حاج میرزا محمدباقر شریف طباطبائی اعلی الله مقامه در جواب سؤالات مرحوم میرزا حسنعلی‏‌خان نائینی 🔹معنی این حدیث چه‏ چیز است که: اذا اردت ان‏‌تفتح صلوتک فاجعل واحدا من الائمه نصب عینیک به چه نحو باید آن امام‌ها را با اینکه خدمت ایشان نرسیده‌‏ایم و صورت مبارکشان را زیارت نکرده‏‌ایم در نظر گرفت؟ 🔸عرض می‏‌شود: که اولاً بدانید که یرید الله بکم الیسر و لایرید بکم العسر در جمیع مراتب جاری است و مکلف‏ٌ‌به در جمیع مراتب میسورات است نه مشکلات و معسورات. پس هرکس معرفت چیزی میسور او است، که به آسانی عمل می‏‌کند به مقتضای آن و اگر میسور او نیست و مشکل است از برای او که تکلیف از او ساقط است. 🔹و اما مضمون عبارتی را که نقل فرموده بودید داخل مسلمیات مذهب شیعه اثنی‏‌عشری است و در اغلب دعاهای وارده از ائمه طاهرین علیهم‌السلام است که اللهم انی اتوجه الیک بمحمد و آل محمد، و اللهم انی اتوجه الیک بنبیک نبی الرحمة. 🔸و کم دعایی یافت می‏‌شود که وارد از ائمه علیهم‌السلام باشد و این مضمون در آن نباشد و در بسیاری از زیارات ایشان این مطلب هست خصوص در جامعه صغیر و کبیر که از بدو امر الی حال علماء ابرار و سایر شیعیان اخیار، ایشان را به آن زیارت‌ها زیارت کرده‏‌اند. 🔹و فقراتی که با فقرات ادعیه مطابق است این فقرات است: السلام علی الذین من عرفهم فقد عرف الله و من جهلهم فقد جهل الله، و من عرفکم فقد عرف الله و من جهلکم فقد جهل الله و من اطاعکم فقد اطاع الله، و من اراد الله بدأ بکم و من وحده قبل عنکم و من قصده توجه بکم، و مقدمکم بین یدی طلبتی و حوائجی فی الدنیا و الاخرة و آیه شریفه فابتغوا الیه الوسیلة دلالت بر همین مطلب می‏‌کند. 🔸اما اینکه فرموده‏‌اید با اینکه خدمت ایشان نرسیده‏‌ایم چطور صورت ایشان را در نظر بگیریم؟ پس عرض می‌‏کنم که صورت ایشان را اگر همین صورت جمادی گمان کرده‏‌اید، که بعضی از مردم سابق ایشان را دیدند و ماها در این زمان خدمت آنها نمی‌‏رسیم. چنین صورت جمادی فایده‏‌ای در این مطلب ندارد و بسیاری از کفار و منافقین سابق آن صورت‌ها را دیدند و مع ذلک خدمت ایشان نرسیدند و ایشان را ندیدند و زیارت ایشان را نکردند. 🔹بلکه صورت ایشان آن صورتی است که اکبر حجة الله علی خلقه است و آن صورتی است که فرمودند: من رآنی فقد رأی الحق و آن صورتی است که فرمودند: ان معرفتی بالنورانیة هی معرفة الله عز و جل و معرفة الله عز و جل معرفتی. ⏳ادامه دارد... @AghayedNet

Repost from AghayedNet
🔺فرمان ناصرالدین شاه به انحلال فراموش‌خانه‌ها و اعلان آن در روزنامه وقایع اتفاقیه فراموش‌خانه موضوعی بود که در دوره‌ ناصری م
🔺فرمان ناصرالدین شاه به انحلال فراموش‌خانه‌ها و اعلان آن در روزنامه وقایع اتفاقیه فراموش‌خانه موضوعی بود که در دوره‌ ناصری موردتوجه قرار گرفت و بعدها ارتباطاتی میان آن و بعضی نحله‌های فکری مانند فراماسونری‌ها مطرح شد. شخصی از عالم ربانی، مرحوم حاج سید محمدکاظم رشتی رفع الله شأنه، درباره «بیت‌النسیان» یا «فراموش‌خانه» سؤال می‌کند و ایشان می‌فرمایند: آنچه دریافته‌ام این است که تأثیرات از خود این بیت نیست؛ بلکه از تصرف در کسی است که وارد این بیت می‌شود. هم‌چنین می‌فرمایند که برنامه‌های آن‌ها بی‌ارتباط با علوم غریبه نیست (جواهر الحکم، ج۱۳، ص۳۳۳ و ۳۳۴). به‌مناسبت اشاره می‌کنیم بخشی‌ از پرسش‌ها از محضر بزرگان دین درباره اکتشافات و اختراعات بوده است که نمونه‌ای از آن همین موضوع است. خود بزرگان هم در آثار خود متعرض این مسائل شده‌اند. ازجمله، مرحوم آقای کرمانی اعلی الله مقامه در کتاب ارشاد العوام به بعضی اختراعات فرنگی‌ها اشاره کرده و توضیحاتی مرقوم فرموده‌اند (بنگرید به مکارم الابرار (فارسی)، ج۳، «کتاب مبارک ارشاد العوام جلد دوم»، ص۶۳ و ۲۳۱ و همان، ج۴، «کتاب مبارک ارشاد العوام جلد سوم»، ص۵۲). @AghayedNet