ar
Feedback
Light Workers🔆

Light Workers🔆

الذهاب إلى القناة على Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers

إظهار المزيد
375
المشتركون
-124 ساعات
-37 أيام
+330 أيام
أرشيف المشاركات
کسی که براستی به خداوند اعتماد کند اصلاً حق دلواپس بودن درباره هیچ چیزی را ندارد.... #پاراماهانسا_یوگاناندا @lightworkers
کسی که براستی به خداوند اعتماد کند اصلاً حق دلواپس بودن درباره هیچ چیزی را ندارد.... #پاراماهانسا_یوگاناندا @lightworkers

‌صلح و آرامش از اقتدار و اعتماد به نفس می‌آید، آنجا که همچون ساده زیستان در دسترس دوستان و مشغول به خود هستی.... در مقابل، آن
‌صلح و آرامش از اقتدار و اعتماد به نفس می‌آید، آنجا که همچون ساده زیستان در دسترس دوستان و مشغول به خود هستی.... در مقابل، آنچه پر سر و صدا، رو به بیرون و نمایشی است، نشان از ترسی پنهان شده در واقعیت فرد دارد.... @lightworkers

Alireza_Ghorbani_Parizad.mp38.24 MB

پرده پرده آنقدر از هم دریدم خویش را تا که تصویری ورای خویش دیدم خویش را خویشِ خویشِ من هم اینک از در صلح آمدست بسکه گوش از غی
پرده پرده آنقدر از هم دریدم خویش را تا که تصویری ورای خویش دیدم خویش را خویشِ خویشِ من هم اینک از در صلح آمدست بسکه گوش از غیر بستم تا شنیدم خویش را خویشِ خویشِ من مرا و هرچه «من» ها بود سوخت کُشتم آن خویش و ز خاکش پروریدم خویش را معنی این خویش را از خویشِ خویشِ خود بپرس خویش بینی را گَزیدم تا گُزیدم خویش را می شدم، ساقی شدم، ساغر شدم، مستی شدم تا ز تاکستان هستی خوشه چیدم خویش را سردی کاشانه را با آه، گرمی داده‌ام راه برخورشید بستم تا دمیدم خویش را اشک و من با یک ترازو قدر هم بشناختیم ارزش من بین که با گوهر کشیدم خویش را بزم ‌سازان جهان می از سبوی پُر خورند من تهی پیمانه بودم سر کشیدم خویش را برده‌داران زمان ها چوب حرّاجم زدند دست اول تا بر آمد خود خریدم خویش را شمعم و با سوختن تا آخرین دم زنده‌ام قطره قطره سوختم تا آفریدم خویش را هوی هوی بزم درویشانِ«کرمنشه»خوش است چون به «دالاهو» رسیدم وارسیدم خویش را #معینی_کرمانشاهی @lightworkers

در زندگى عارى از خودنگری ما در جستجوى پرهيز از برخورد خواهيم بود در سيستم تمرينات معنوى، برخورد و اصطكاك را با جانِ دل در آغوش مى‌كشيم. اين درگيرى ها و مبارزات روزانه، ما را با تمرينات آشنا كرده و موانع آگاهى برتر را تشخيص مى‌دهيم و در واقع عيارى است براى محك زدن آگاهى و بودن و حضور خويش.... از مشكلات اجتناب نكنيد! آنها را بسترى براى رشد و تمرين بدانيد. هر چه اصطكاك بيشتر، حرارت و روشنايى هم بيشتر رخ خواهد داد.... آیا امروز می‌توانید عمیقا به خشم خود نگاه کنید؟ آیا می‌توانید در دلتان از او که شما را خشمگین کرده و پلیدی وجود شما را در ظاهر مبدل به شما نمایانده سپاسگزار باشید؟ آیا می‌توانید در موقعیتهای رنجش خود برتر بینی را کنار گذاشته و نرنجید؟ آیا می‌توانید خشم را مهار کنید و با تنفس عمیق و نگاه کردن به خدای درون‌ طرف مقابلتان مانع بروز آن شوید؟ امروز موارد را یادداشت کنید و علل شکست یا پیروزی خود را بنویسید. از توجیه بپرهیزید.... #تمرین @lightworkers

‌ انسان «معتقد» و نه «اندیشمند»، مدام فراموش می‌کند که همواره در معرض درنده‌ترین دشمن خود یعنی «شک» قرار دارد. زیرا در جایی که «اعتقاد» حاکم است، شک همیشه در کمین است. برعکس، برای انسانی که می‌اندیشد، شک حضوری خوشایند است؛ زیرا برای وی گامی با ارزش به سوی شناختی بهتر است.... تنهایی از آن نیست که آدم کسانی را در اطراف نداشته باشد از این است که آدم نتواند چیزهایی را منتقل کند که مهم می‌پندارد. از این است که آدم صاحب عقایدی باشد که برای دیگران پذیرفتنی نیست اگر انسانی بیش از دیگران بداند تنها می‌شود.... #کارل_گوستاو_یونگ @lightworkers

یکی از اینجا به روزی یا به لحظه ای به کعبه رود، چندان عجب و کرامات نیست، باد سموم را نیز این کرامات هست به یک روز و به یک لحظ
یکی از اینجا به روزی یا به لحظه ای به کعبه رود، چندان عجب و کرامات نیست، باد سموم را نیز این کرامات هست به یک روز و به یک لحظه هر کجا که خواهد برود. کرامات آن باشد که تو را از حال دون به حال عالی آرد، از جهل به عقل، از جمادی به حیات.... #فیه_ما_فیه @lightworkers

• خلاصه کتاب هفت عادت مردمان موثر :عادت اول: کنشگر باشید. کنشگرایی به این معنا است که همواره به کاری فکر کنید که از دستتان برمی‌آید و روی آن کنترل دارید. در اینجا نویسنده از دایره نگرانی‌ها و دایره تاثیرگذاری حرف می‌زند. وقتی نگرانی‌ها را لیست می‌کنیم، مساله‌های زیادی وجود دارند که در کنترل ما نیستند. ما باید مسائلی را شناسایی کنیم که می‌توانیم در قبال آن‌ها کاری بکنیم. • عادت دوم: پایان هر کاری را قبل از آغاز آن در نظر بگیرید. مراسم خاکسپاری خود را مجسم کنید. ببینید دوست دارید افراد مختلف در مورد شما چه بگویند. حالا به امروز نگاه کنید و ببینید آیا کارهایی که می‌کنید در راستای آن حرف‌هاست. • عادت سوم: کارهایتان را الویت‌بندی کنید. مهم‌ترین چیزها را در اول کار در نظر بگیرید. کارگزار ارزش‌هایتان باشید و نه کارگزار آن آرزوها و انگیزه‌های آنی که در هر لحظه دارید. • عادت چهارم: برنده-برنده تکنیک نیست، بلکه فلسفه تعاملات انسانی است. این فکر درست نیست که برای بردن شما باید کسی بازنده باشد. بنابراین به کمک کردن به دیگران هم فکر کنید. • عادت پنجم: مهم‌ترین اصل در رابطه‌ها این است که اول باید دنبال درک‌کردن باشید و بعد درک‌شدن. • عادت ششم: همواره این اصل را در نظر بگیرید که مجموع از جمع اجزا بزرگتر است. بنابراین همواره دنبال فرصتی برای همکاری و جذب همکار باشید. • عادت هفتم: برای تیز کردن اره وقت بگذارید. این عادت دیگر عادت‌ها را ممکن می‌کند. @lightworkers

در یک والد آینه‌وار، دو خصوصیت هم‌نوایی و شاخص بودن باید در رفتار وجود داشته باشد. هم‌نوایی به این معناست که هیجان من در هماهنگی با کودکم است؛ مثلا زمانی که کودک غمگین یا دردمند است، صورت والد هم بازتابی از آن درد و غم را نشان می‌دهد تا کودک احساس کند هیجان او پذیرفته شده است. اما در عین حال، هیجانی که والد بازتاب می‌دهد، شاخص یا مارک‌ شده است، به این معنا که دقیقا عین هیجان کودک نیست. در واقع او این پیام را می‌دهد که درد یا غمی که تو تجربه می‌کنی، مال من نیست، مال تو (کودک) است. بازتاب رفتاری که هر دوی این ویژگی‌ها را داشته باشد، به کودک کمک می‌کند که بازنمایی‌های ثانویه‌ای از هیجان خود بسازد و در حقیقت متوجه شود که از «بیرون» چگونه به نظر می‌رسد. اگر آینه‌واری این دو ویژگی را نداشته باشد، به کودک این پیام را می‌دهد که هیجان تو ارزشی ندارد و در کودک، بازنمایی اشتباه را شکل می‌دهد.... #پیتر_فوناگی @lightworkers

نقش بازی.... نفسی که چیزی از کسی میخواهد یا خواهان پرهیز چیزی از کسیست معمولا برای برآورده ساختن خواسته‌ها و نیازهایش ناگزیر به ایفای نوعی نقش است این نیازها می‌توانند خواسته‌ای مادی یا احساس قدرت، برتری تشخص یا نوعی ارضا چه ارضای جسمانی و یا روانی باشند و معمولا افراد به کلی از نقشهایی که بازی می‌کنند غافل و بی‌خبرند این افراد تبدیل به نقششان می‌شوند یا بهتر بگوییم توسط نقششان بلعیده می‌شوند. برخی نقشها نامحسوس و برخی دیگر به نحو زننده‌ای جز برای خود شخص، آشکار است. برخی نقشها تنها برای جلب توجه دیگران طراحی می‌شوند... حیات نفس وابسته به توجه دیگران است توجه به هر حال شکلی از انرژی فیزیکیست نفس نمی‌داند که منبع تمام انرژی درون ماست و آن را به اشتباه در بیرون جست و جو میکند. نفس آن توجه بی صورت را که همان حضور است جست و جو نمیکند بلکه به دنبال توجه صورتمند است، همچون شناخته شدن تحسین شدن تجلیل شدن و یا تنها به هر نحوی شده مورد توجه قرار گرفتن یعنی به رسمیت شناخته شدن...... فرد خجولی که از توجه دیگران بیم‌ دارد رها از نفس نیست بلکه دارای نفسی دو سویه است روش موذیانه‌ی نفس که هم خواستار توجه دیگران است و هم بیمناک از آن... ترس از توجه ممکن است ترس از عدم تایید یا انتقاد باشد یا به بیان دیگر ترس از چیزی که من را کوچک می‌سازد. خجالت اغلب با خودپنداره‌ی بارز منفی همراه است یعنی عقیده به نقص و نقصان... هر برداشت ذهنی از خود به این شکل و آن شکل،نفس است. چه به طور بارز مثبت باشد....من بزرگترینم.... چه به طور بارز منفی....من خوب نیستم..... ورای هر خودپنداره‌ی مثبتی ترس نهفته‌ای از به قدر کافی خوب نبودن وجود دارد ورای هر خودپنداره‌ی منفی میل پنهان به بزرگترین کس بودن یا برتر از دیگران بودن... بسیاری از افراد در نوسان احساس برتری و کهتری به تناسب موقعیت یا کسانی که با آنها روبه رو می‌شوند به سر می‌برند. آنچه باید درون‌خود مشاهده کنیم این است: هر وقت دچار کهتری یا برتری نسبت به کسی می‌شویم ، آن نفس درون ماست..... تمرین شما نوشتن ترسهایتان و واکاوی صادقانه‌ی علل آن است.... #تمرین @lightworkers

آنکه گم شده است بین هزار و یک شب، شب قدر نیست، آن تویی... که اگر خود را پیدا کنی و قدرش را بدانی و روح را روان کنی و جان را جلا بدهی و قلب را قوّت ببخشی و دل را دوا، هر شب، شب قدر است و هر روز، روز قدر است و هر دم، دم قدر... آن تقویم که ندیده‌اش می‌گیری، عمر توست و آن ماه که به میهمانی خدا نمی‌روی، همه دوازده ماه است که سفره خدا همیشه پهن است و ضیافتش مدام و رزقش دائم. تو اما مهمان نمی‌شوی، چون صاحبخانه را نمی‌شناسی و خانه را گم کرده‌ای و شب را نمی‌دانی و روز را هم.... بگرد و پیدا کن هم خودت را و هم خانه را و هم صاحبخانه را... که اگر خانه را یافتی و صاحبخانه را هم؛ همه شب ها، شب قدر می‌شود و همه روزها، روز قدر... قدر خویش را بدان پیش از آنکه دفتر قدر و تقدیر بسته شود.... #عرفان_نظرآهاری @lightworkers

یکی از صوفیان برای انبساطِ روحی در باغی نشست و به مراقبه مشغول شد. مردکی فضول که از حالتِ مراقبۀ او دلتنگ و بی‌حوصله شده بود
یکی از صوفیان برای انبساطِ روحی در باغی نشست و به مراقبه مشغول شد. مردکی فضول که از حالتِ مراقبۀ او دلتنگ و بی‌حوصله شده بود رو به صوفی کرد و گفت : چرا خوابیده ای ؟ برخیز و گیاهان و درختانِ سرسبز باغ را تماشا کن.... صوفی گفت : همۀ زیبایی‌ها در دلِ آدمی است و هر چه زیبایی در این دنیاست، تماماََ انعکاسی است از آن. امّا عامۀ مردم گمان می‌دارند که جلوه‌های مظاهر دنیوی ذاتی است،پس شیفته و مفتونِ آن می‌شوند.... لیکن وقتی که حجاب دنیوی واپس رود بدین حقیقت واقف شوند... @lightworkers

در عرفان حرکت و افکار انسان یک پا در جسم و یک پا در افلاک و هستی دارد. بسیاری از انرژیها از افلاک می‌آیند و عمده ترین جایی که مسیرش را تغییر می‌دهد، درون فکر است. زیرا که فکر برچسبی روی آن می‌زند و سرچشمه انرژی را می‌خشکاند. چون انسان فکر می‌کند یک فکر خاص نحس است. اما بسیاری از چیزهایی که ما نحس می پنداریم، ممکن است نتیجه مثبتی همراه داشته باشد. هر افتادنی یک برخاستنی به دنبال دارد و هر دردی همراه با رشد است، اما افکار موجب می شوند ما از برخاستن مأیوس شویم. باید اجازه داد انرژیها کار خود را کنند و مانع از حرکت آنها نشویم.... @lightworkers

از شيخ ابوالحسن خرقانی پرسيدند تو خدای را کجا ديدی؟ گفت: آن جا که خود را نديدم... چون نيستی خود را به خدا دهی خدا هستی خود را
از شيخ ابوالحسن خرقانی پرسيدند تو خدای را کجا ديدی؟ گفت: آن جا که خود را نديدم... چون نيستی خود را به خدا دهی خدا هستی خود را به تو خواهد داد.... @lightworkers

اجازه بده دو مرد را به تو معرفی کنم، آلن و بن... بدون اینکه زیاد به این مسئله فکر کنی، تصمیم بگیر کدام یک را ترجیح می‌دهی... آلن باهوش‌، پرتلاش، بی‌پروا، دارای روحیه‌ی انتقادی، کله‌شق و حسود است. اما بن حسود، کله‌شق، دارای روحیه انتقادی، بی‌پروا، پرتلاش و باهوش است. ترجیح می‌دهی با کدام یک در آسانسور گیر بیفتی؟ با وجود آنکه توصیف‌ها دقیقا مشابه‌اند، بیشتر مردم آلن را انتخاب می‌کنند. مغز تو به صفت‌هایی که در ابتدای لیست آمده‌اند بیشتر توجه می‌کند و باعث می‌شود دو شخصیت را متفاوت تشخیص بدهی. آلن باهوش‌ و پرتلاش است. بن حسود و کله‌شق است. خصوصیت‌های اولیه بقیه را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد. به چنین چیزی اثر تقدم می‌گویند... #رولف_دوبلی @lightworkers

‌ معنای زندگی از شخص به شخص، از روز به روز، و ساعت به ساعت تغییر می‌کند. چیزی که حائز اهمیت است معنای زندگی به‌ طور کلی نیست، بلکه معنای زندگی هر فرد در هر لحظه از زندگی است.‌ ‌ برای بیان کلی‌تر این مبحث بهتر است آن را با این سؤال که از یک قهرمان شطرنج پرسیده شده روشن‌تر کنم. «بهترین حرکت مهره در بازی چیست؟» کاملاً مشخص است که حرکت خوب یا بهترین حرکت بدون در نظر گرفتن شرایط بازی و شخصیت حریف معنایی ندارد. ‌ ‌ همین شرایط برای زندگی انسان هم صدق می‌کند. هیچ‌کس نباید به دنبال معنای مطلق در زندگی باشد. هر انسان در زندگی وظیفه و مأموریت ویژه‌ای دارد تا به هدفی که منتظر محقق‌شدن به دست اوست رسیدگی کند. نه خود فرد و نه زندگی‌اش قابل جایگزینی نیستند. در نتیجه وظیفهٔ هر فرد در زندگی همانند فرصت‌هایش خاص و منحصر به‌ فرد هستند... #ویکتور_فرانکل @lightworkers

هیچ چیز به هوشیاری نمی‌آید، مگر آن که به خاطر آمدنش دردی کشیده شود... #کارل_گوستاو_یونگ @lightworkers
هیچ چیز به هوشیاری نمی‌آید، مگر آن که به خاطر آمدنش دردی کشیده شود... #کارل_گوستاو_یونگ @lightworkers

سیزدهم فروردین: روز گناهان کبیره! هر زباله، یک گناه است. با هر زباله که می سازیم گناهی مرتکب می‌شویم. گناهانمان را در کوه و‌ جنگل و دشت و دمن می‌ریزم. در کوچه و خیابان و رودخانه و جویخانه. گناهانمان را می‌ریزیم در حلق پرندگان در نَفَس آسمان. گناهانمان را می‌پاشیم به صورتِ مادرمان زمین و سیلی می‌زنیم به شفقتِ خاک و به مهربانیِ آب... ما به جهنم نمی‌رویم ما خودمان دوزخیم. گناهانمان دست و‌ پایمان را گرفته،‌ وبال گردنمان شده است، وبالِ همه چیز. زندگیِ ما شکنجه‌ای است برای بی‌پناهترین و معصوم‌ترین آفریدگان خدا... به پشت سرت نگاه کن! ببین چقدر نفرینِ گیاه و پرنده و آب و خاک پشتمان است. عاق والدینمان، عاق زمین و آسمان، ما را گرفته است... سیزدهم فروردین، روز گناهان کبیره ما ایرانیان است. تو اما در آن روز گناه نکن! تو اما گناهی را از زمین بردار! تو می‌دانی که نیکوکاران به بهشت نمی‌روند، نیکوکاران بهشت را می‌سازند. حتی در جهنم و حتی در میان جماعت دوزخیان تو یک نفر بهشت باش! #عرفان_نظرآهاری @lightworkers

حصول عشق واقعی فقط زمانی امکان دارد که دو نفر از کانون هستی خود با هم گفت و شنود کنند، یعنی هر یک بتواند خود را در کانون هستی دیگری درک و تجربه کند... واقعیت انسان فقط در این «کانون هستی» است، زندگی فقط در همین‌ جاست، و بنیاد عشق فقط در اینجاست... عشقی که بدین‌گونه درک شود، مبارزه‌ای دائمی است؛ رکود نیست، بلکه حرکت است، رشد است و با هم کار کردن است. حتی اگر بین دو طرف هماهنگی یا تعارض، غم یا شادی وجود داشته باشد، این امر در برابر این حقیقت اساسی، که هر دو طرف در کانون هستی خود یکدیگر را درک می‌کنند و بدون گریختن از خود، احساس وصول و وحدت می‌کنند، در درجه‌ی دوم اهمیت قرار دارد... فقط یک چیز وجود عشق را اثبات می‌کند: عمق ارتباط، سرزندگی و نشاط هر دو طرف؛ این میوه‌ای است که عشق با آن شناخته می‌شود... #اریک_فروم @lightworkers

امِت فاکس( emmet  fox)از آموزگاران معنوی دبی فورد می‌گوید: بیزاری‌هایمان ما را با ریسمانی محکم‌تر از فولاد به شخص مورد نفرتمان می‌بندد! آیا دلتان می‌خواهدکه با ریسمانی محکم‌تر از فولاد به کسی که به شما آزار رسانده ،خیانت کرده،دروغ گفته یا پایمالتان کرده است ،بچسبید؟ ابتدا کسی دل شما را می‌شکند و سپس باقیمانده‌ی دل خود را به او می‌دهید؟ اگر فکر می‌کنید با چسبیدن به آزردگی‌ها و کینه‌های خود،به کسی که به شما آسیب رسانده است،آزار می‌رسانید و تلافی می‌کنید،اجازه دهید نکته‌ای را به شما بگویم : بیش‌تر آن آدمهابه هیچ وجه برایشان مهم نیست که شما رنجیده و خشمگین باشید. اصلا به آنها ربطی ندارد. به این ترتیب شما بخش زیادی از انرژی خود را در قبرِ نفرت از دیگران زنده به گور کرده اید!! به عبارتی  برای آرامش خودم ،رفتارم را به نحوه‌ی رفتار دیگران گره نمی‌زنم و واکنش نشان نمی‌دهم بلکه خودم عمل کننده و صاحب ابتکار عمل هستم و در دام نفرت و رنجش از دیگری اسیر نمی‌شوم بلکه با بخشش، انرژی خود را از بند دیگران رها کرده وآن را در جهت رشد و آرامش خودم بکار می‌بندم.... #دبی_فورد @lightworkers