ar
Feedback
Light Workers🔆

Light Workers🔆

الذهاب إلى القناة على Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers

إظهار المزيد
379
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+37 أيام
+830 أيام
أرشيف المشاركات
وقتی هیچ چیز تو را ناراحت نکند، در ابتدای راه هستی. وقتی هیچ چیز نخواهی در وسط راه هستی. وقتی هیچ چیز، همه چیز بشود، آنگاه کا
وقتی هیچ چیز تو را ناراحت نکند، در ابتدای راه هستی. وقتی هیچ چیز نخواهی در وسط راه هستی. وقتی هیچ چیز، همه چیز بشود، آنگاه کامل شده ای. @lightworkers

فیکریندن گئجه‌لر یاتا بیلمیرم از فکرِ تو شب‌ها خوابم نمی‌برد آیریلیق، آیریلیق، آمان آیریلیق جُدایی، جُدایی، امان از جُدایی برایِ لحظه لحظه‌هایی که از تو جُدا بودیم❤️ @lightworkers

رنج ایگو (نفس) می‌گوید، من نباید رنج بکشم و این فکر خودش بیشتر باعث رنج می‌شود. این انحراف از حقیقت است که همیشه متناقض به نظر می‌رسد. حقیقت این است که تو پیش از اینکه بتوانی از درد و رنج فراتر بروی نیاز داری که آن را کاملاً بپذیری. #اکهارت_توله @lightworkers

رنج اگر می‌خواهیم یاد بگیریم که بدون درد و رنج زندگی کنیم اول باید یاد بگیریم که چطور با آن‌ها زندگی کنیم. هنگامی‌که از رنج کاملاً استقبال شد تا حدی که کوچک‌ترین مقاومتی نسبت به آن وجود نداشت، چیزی را که پیش‌تر با تلاش برای خلاص شدن از آن جستجو می‌کردیم این بار در مرکز این درد و رنج آشکار می‌شود. #روپرت_اسپایرا @lightworkers

"عشق باید درخور معشوق باشد" یک قاعده ی کلی در مورد هرگونه عشقی وجود دارد، چه عشق به زندگی باشد، چه عشق به یک انسان دیگر، به یک حیوان، و یا یک گل... من هنگامی میتوانم دوست بدارم که عشق من «درخور» معشوق باشد و با نیازها و طبیعت او «همخوانی» داشته باشد. عشق من به گیاهی که به آب کم نیاز دارد، خود را در این نشان می‌دهد که تنها همانقدر که نیاز دارد به آن آب بدهم. اگر درباره ی «آنچه که برای گیاهان سودمند است» یک پیش باوری دارم، مثلا این که همه‌ی گیاهان به آب فراوان نیاز دارند، گیاه را خراب خواهم کرد و از بین خواهم برد، چون نمی‌توانم آن را چنان که بایسته‌یِ اوست دوست بدارم. پس فقط دوست داشتن و «بهترین آرزوها» را برای یک موجود زنده‌ی دیگر داشتن، كافی نيست. تا ندانم «نیاز» یک گیاه، یک حیوان، یک کودک، یک مرد، و یا یک زن چیست، و تا نتوانم خود را از پیش فرض‌ام در این باره، که بهترین چیز برای دیگران چیست و از «میل‌ام به کنترل دیگران»، رها کنم، "عشق من ویرانگر است." #اریک_فروم @lightwirkers

#بریده_كتاب بیشتر زن‌ها از خودشون‌ می‌پرسن‌: چرا بچه‌دار بشم‌؟ تا گرسنگی‌ بکشه‌؟! از سرما بلرزه‌ و از خیانت‌ و حقارت‌ عذاب‌ ببینه‌؟! یا از مریضی‌ توی میدون‌های‌ جنگ‌ نفله‌ بشه‌؟! این‌ زن‌ها امید ندارن‌ که‌ بچه‌هاشون‌ سیر بشن‌ و جای‌ گرمی‌ واسه‌ زندگی‌ پیدا کنن‌! امید ندارن‌ کسی‌ به‌ حقوق‌ بچه‌هاشون‌ احترام‌ بذاره‌ و اون‌ها بزرگ‌ بشن‌ و اون‌قدر زنده‌ بمونن‌ تا بتونن‌ جنگ‌ و مریضی‌ رو از دنیا پاک‌ کنن‌. شاید این‌ مادرها حق‌ داشته‌ باشن‌، شاید هم‌ نه‌! ولی‌ بگو هیچ‌ بودن‌ بهتره‌، یا درد کشیدن‌؟! من‌ حتی وقتی‌ واسه‌ شکست‌ها و دردهایی‌ که‌ توی زندگی‌ داشتم‌ گریه‌ می‌کردم‌، بازم‌ اعتقادم‌ این‌ بوده‌ که‌ درد کشیدن‌ از هیچ‌ بودن‌ بهتره‌! اگه‌ نظرمو درباره‌ی‌ زندگی‌ کردن‌ یا به‌ دنیا اومدن‌ بخوای‌ باید خیلی‌ قاطع‌ بهت‌ بگم‌ که‌: "به‌ دنیا اومدن‌ خیلی‌ بهتر از هرگز به‌ دنیا نیومدنه‌!" #اوریانا_فالاچی از کتابِ "نامه به کودکی که هرگز زاده نشد" فارسیِ زویا گوهرین @lightworkers

مگر نسیم خطت صبح در چمن بگذشت که گل به بوی تو بر تن چو صبح جامه درید ز شوقِ رویِ تو #حافظ نوشت حرفی چند بخوان ز نظمش و در گوش
مگر نسیم خطت صبح در چمن بگذشت که گل به بوی تو بر تن چو صبح جامه درید ز شوقِ رویِ تو #حافظ نوشت حرفی چند بخوان ز نظمش و در گوش کن چو مروارید @lightworkers

تمام ما انسان‌ها در زندگیمان، باید یک نفر را داشته باشیم... یک رفیق نه از آن رفیق‌هایی که فصلی‌اند... یک روز هستند و یک عمر نه... نه از آن رفیق‌هایی که وقتی زندگی‌ات بهار است کنارت هستند و‌ در زمستان زندگی تنهایت می‌‌گذارند... نه از آن رفیق‌هایی که فقط وقتی زندگیشان تاریک می‌شود به سراغتان می‌آیند و وقتی زندگیشان پر نور است فراموشتان‌ می‌کنند... نه منظورم این رفیق‌ها نیستند... رفیق‌هایی را می‌گویم که اگر از آسمان سنگ هم ببارد چتر هستند... خنده‌هایت را دوست دارند و در روزهای سخت می‌توانی بدون هیچ توضیحی در آغوششان اشک بریزی. آن‌هایی که بدون سرزنش کنارت می‌مانند تا روزهای سخت بگذرد... رفیق‌هایی که بودنشان همیشگی‌ست حتی اگر بعضی از روزها تو همان آدم همیشه نباشی... رفیق‌هایی که تو را بلدند و کنارشان خودت هستی، با تمام خوبی‌ها و بدی‌هایت... بگذارید همه چیز در دنیا نا عادلانه تقسیم شود، اما هر آدمی باید یک نفر را داشته باشد... یک رفیق..... مانند من برایم بمان رفیق.... #حسین_حائریان @lightworkers

برای احوالِ دلِ ما پریشان خاطران ♥️ نَفسِ گرم سید #خلیل_عالی_نژاد @lightworkers

هر چیز که ظاهر می‌شود باید در چیزی یا بر روی چیزی ظاهر شود. امکان ندارد که فیلمی بدون صفحه‌نمایش وجود داشته باشد. امکان ندارد که کلماتِ یک رمان بدون یک صفحه‌ی سفید وجود داشته باشند. مکان ندارد که ابری بدون آسمان وجود داشته باشد. امکان ندارد که افکار بدونِ... بدونِ چی؟ علاوه بر این اگر ما مشغول دیدن یک فیلم باشیم درواقع داریم صفحه‌نمایش را تجربه می‌کنیم. اگر مشغول خواندن یک رمان باشیم درواقع داریم صفحه را تجربه می‌کنیم. اگر ابرها را می‌بینیم، آسمان را تجربه می‌کنیم؛ بنابراین اگر افکارمان را تجربه می‌کنیم (که همه آن‌ها را تجربه کرده‌ایم) باید آن چیزی که آن‌ها بر روی آن ظاهر می‌شوند را تجربه کنیم. آن چیست؟ و همان‌طور که صفحه‌نمایش از فیلم ساخته نشده، صفحه سفید از کلمات رمان ساخته نشده و آسمان از ابرها ساخته نشده پس هر چیزی که فکرها بر روی آن ظاهر می‌شوند نیز از جنس افکار ساخته نشده است. همان‌طور که صفحه‌نمایش از کیفیت‌های محدودِ فیلم رها است، همان‌طور که صفحه‌ی سفید از کیفیت‌های محدودِ داستانِ رمان رها است و همان‌طور که آسمان از کیفیت‌های محدودِ ابرهایی که بر روی آن ظاهر می‌شوند رها است به همین ترتیب هر چیزی که افکار بر روی آن ظاهر می‌شوند نیز رها از محدودیت افکار است و بنابراین نامحدود است. علاوه بر این تنها ماده اصلی موجود در فیلمِ محدود، صفحه‌نمایش نامحدود است. تنها ماده اصلی موجود در کلماتِ محدود، صفحه‌ی نامحدود است و تنها ماده اصلی موجود در ابرهای محدود، آسمانِ نامحدود است. همین‌طور گفته می‌شود که صفحه‌نمایش، اصالت فیلم است، کاغذ، حقیقت و اصالت کلمات است و آسمان، حقیقت ابرها. فیلم، کلمات و ابرها، ظهوری موقت از حقیقتِ همیشه حاضرشان هستند. به همین ترتیب تنها ماده اصلی موجود در افکارِ محدود، آن چیز نامحدودی است که افکار در آن ظاهر می‌شوند. این چیزِ نامحدود که افکارِ محدود بر روی آن ظاهر می‌شوند، حقیقت و اصالت آن است. در رابطه با افکار، به این چیزِ نامحدود، آگاهی میگویند. آن حاضر و آگاه است. یک فکرِ محدود، یک ظهور موقت از آن آگاهی نامحدود است. به‌عبارت‌دیگر، فکر از فکر ساخته نمی‌شود، فکر از آگاهی ساخته می‌شود. یخ از یخ ساخته نمی‌شود بلکه از آب ساخته می‌شود. یخ اسم و فرمی موقت از آب همیشه حاضر است. آب اصالت یخ است. زمانی که یخ از یخ بودنش متوقف می‌شود تمام چیزی که از دست می‌دهد اسم و فرم موقتی‌اش است اما حقیقت و اصالت یخ یعنی آب از بین نمی‌رود. آن حاضر و موجود باقی می‌ماند تا اسم و فرم بعدی را به خود بگیرد. بنابراین زمانی که یک فکر محو می‌شود ماهیتش یعنی آگاهی از بین نمی‌رود بلکه فقط یک اسم و فرم موقت را از دست می‌دهد و در دسترس باقی می‌ماند، آماده است تا اسم و فرم ظاهر بعدی‌اش را بگیرد. #روپرت_اسپایرا @lightworkers

✅ به فرزندتان احساس گناه ندهید 🌺یکی از قوانین فرزند پروری در دوران بلوغ به بعد این است که والدین به فرزندشان احساس گناه ندهن
✅ به فرزندتان احساس گناه ندهید 🌺یکی از قوانین فرزند پروری در دوران بلوغ به بعد این است که والدین به فرزندشان احساس گناه ندهند. 🌺مهمترین موضوع احساس گناه توجه فرزندان به والدین است. یعنی والدین بدلیل وقت گذرانیِ کمتر فرزندشان با آنها، به فرزندشان احساس گناه میدهند. مثلا : "خواهرت هر هفته به من سر میزنه " "وقتی نیستی چقدر خونه دلگیره" " آخر هفته مسافرت رفتی، من که جایی رو ندارم که برم" "من همه عمر و جوانیم رو به پای تو گذاشتم " 🌺 حقیقت این است که فرزندان چیزی به والدینشان بدهکار نیستند. بهترین چیزی که والدین میتوانند به فرزندشان هدیه دهند استقلال است؛ استقلال خودشان، یعنی والدین از نظر عاطفی، مالی و اجتماعی مستقل باشند و نیازی به فرزندشان نداشته باشند. 🌺 در غیر اینصورت فرزندان از والدین مراقبت میکنند و به آنها توجه میکنند ولی با احساس گناه و خشم. #فرزندپروری @lightworkers

#بریده_كتاب سرنوشت چون مجسمه‌ای است که در وسط دشت نصب شده و روی آدم سایه انداخته و قسمتی از آن را تاریک نموده است. مادامی که ما در آن تاریکی زندگی می‌کنیم نقاط ضعیف روح و عادات و قیود تا پایان عمر ما را زیر همین سایه نگه می‌دارد و حتی ممکن است تاثیر این سایه در بعضی از افراد زیادتر باشد و با شدت بیشتری بر آن‌ها حکومت نماید و بر اثر مواریث یا عادات کاملا مطیع تاثیر آن باشند. ما درون این سایه متولد شده و زندگی می‌کنیم و اگر گاه‌گاهی به نیروی تفکر و توجه به ضمیر خود را از زیر سایه این مجسمه بیرون کشیم و یا بهتر بگویم از فراز کوه عقل به پایین این مجسمه نگاه کنیم، خواهیم دید که سراسر صحرا تاریک نیست و فقط حدود مجسمه روی سطح روشن صحرا مشخص و معلوم است!   بدبختی اگر به خردمندان حمله نماید روح آنها را بزرگ و تصفیه می‌کند؛ زیرا روشنایی روح خردمند تیرگی نمی‌پذیرد و هرگز ناامید نمی‌شود؛ زیرا خوشبختی و بدبختی مثل آبی است که از هر طرف وارد ظرفی شود شکل ظرف را به خود گیرد...! #موریس_مترلینگ از کتابِ عقل و سرنوشت @lightworkers

#هنر_زندگی آدم ها نیاز دارند به صبوری کردن‌های هم، دوست داشتن‌ها و مهربانی های هم، به گذشت ها و قضاوت نکردن‌های هم. به دلخوشی های کوچک و لبخندهای از ته دل، حتی به دستی برای محبت کردن نیازمندند. زندگی ما آدم ها خواسته یا ناخواسته در تعامل باهم شکل می گیرد،قد میکشد رنگ میگیرد. آدم ها نیاز دارند به اینکه کسی بی منت،بی غرض حرف ها و درد و دل هایشان را گوش کند،آدم ها به احساس های پاک،و حضوری آرامش بخش نیاز دارند. حال وقتی این نیاز را هم سلب می‌کنیم غصه می اندازیم به جانِ هم، تنهایی رنگ دلگیری به خود می گیرد، گذشت معنای انتقام و دوری بهترین و سخت ترین واژه می‌شود. ما برای زندگی کردن، برای ادامه دادن در کنار آب و آسمان به امید، عشق، گذشت و انسانیت نیازمندیم. #رفتارشناسی @lightworkers

لقمه ی حلال از نظر مولانا آنچه ما می خوریم در روحیات ما تاثیر دارد، اینکه روزی ما و لقمه ما چه باشد، بی ارتباط نیست با اینکه "حال ما" چگونه باشد لقمه انسان باید حلال باشد؛ اما لقمه، تنها آن خوراکی نیست که از راه دهان می بلعیم، لقمه هایی هست که ذهن ما و جان ما را تغذیه می کند. ما روزانه از سفره های مختلفی برای جسم و روحمان روزی برمی داریم، مهم است که بدانیم روزی که به جسم و جانمان می رسانیم، حلال است یا حرام؟ مولانا یک معیار برای سنجش حلال یا حرام بودن روزی، به ما می دهد: نشانه لقمه حلال، چه لقمه غذای جسم باشد و چه خوراک روح و جان ما، آن است که نتیجه اش گرمی و روشنایی و کمال و امید و عشق و محبت نسبت به خودمان و مردم است. در مقابل، اگر در دل ما حسد و نفرت و خشم و غفلت از معنویات موج بزند و به طور مستمر در دلمان احساس گرفتگی و تاریکی داریم، جایی هم سفره شیطان شده ایم، اگرچه بی خبر، و باید ریشه را در لقمه پیدا کنیم؛ یک جایی، لقمه حرامی خورده ایم یا روزی ناپاکی به روح و جان خود داده ایم: آنچه ما می خوریم آنچه می نوشیم آنچه می بینیم آنچه می خوانیم موسیقی که گوش می دهیم برنامه ای که تماشا می کنیم و... همه برای ما "لقمه" هستند، لقمه هایی که فکر ما و نوع نگاه ما به هستی و نوع رفتار ما را، شکل می دهند: لقمه، تخم است و برش، اندیشه ها لقمه، بحر و گوهرش اندیشه ها حلال ترین قوتی که به ما می رسد، آن است که نتیجه اش عشق به انسان ها و هستی و میل خدمت به خلق و البته میل پرکشیدن به سوی جهان معناست: زاید از لقمه حلال اندر دهان میل خدمت، عزم رفتن آن جهان مراقب باشیم سر کدام سفره می نشینیم و جان و روحمان را با کدام لقمه سیر می کنیم. @lightworkers

ساقیَم کَرده چُنان مَست که هنگامِ سماع سَنگ بَر شیشه نُه طارَم مینا زده‌ام #فروغی @lightworkers
ساقیَم کَرده چُنان مَست که هنگامِ سماع سَنگ بَر شیشه نُه طارَم مینا زده‌ام #فروغی @lightworkers

ما به سه طريق مى‌آموزيم: اول «انديشه» كه اصيل‌ترين است. دوم «تقليد» كه آسان‌ترين است. سوم «تجربه» كه تلخ‌ترين است. #كنفوسيوس @lightworkers

برایِ سَر در جِیبِ مُراقبه فرو بُردن‌‌هامون❤️ @lightworkers

دو پاسخ ممکن در خصوص رنج کشیدن وجود دارد: یک بیرون رفتن و جستجوی تسکین در چیزها، اشیا، فعالیت‌ها، روابط و وضعیت‌ها دو رفتن به درون به مرکز وجودی‌مان. اولی ممکن است تسکین و آرامش موقت به همراه داشته باشد، اما دومی منزلگاه سعادت و آرامشی پایدار و همیشگی است. #روپرت_اسپایرا @lightworkers

#بریده_كتاب اساسی‌ترین چیز زندگی که به آن خوشبختی می‌گویند، چیست؟ یا چطور می‌شود میزان درد و رنج جسمی و روحی را اندازه گرفت؟ چه کسی دانه‌های اشک‌مان را ، وقتی که نصف شب‌ها گریه می‌کنیم، می‌تواند بشمارد؟ بالاخره چه کسی به خنده‌ها و رنج‌های ما می‌اندیشد؟ بر شیطان لعنت، آیا این‌ها مسائلی نیستند که باید متفکران به آنها پاسخ دهند؟ علم به چه درد میخورد؟ و علمایی که با تهیه طرح‌های بسیار پر خرج موفق می.شوند که از کره ماه خاک یا چند تا سنگ‌ بی‌ارزش سوغات بیاورند کارشان چه ارزشی دارد، اگر نتوانند تعاریفی در خصوص اساسی‌ترین چیز زندگی یک انسان ارائه دهند؟ #هانریش_بل از کتابِ "سیمای زنی در میان جمع" @lightworers

هرگز دَمی ز حالِ تو غافل نبوده‌ایم یا گفته‌ایم نامِ تو را یا شنیده‌ایم #رفیق_اصفهانی @lightworkers
هرگز دَمی ز حالِ تو غافل نبوده‌ایم یا گفته‌ایم نامِ تو را یا شنیده‌ایم #رفیق_اصفهانی @lightworkers