Empty Echo
الذهاب إلى القناة على Telegram
3 943
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-27 أيام
+3130 أيام
أرشيف المشاركات
3 946
3 946
#رستگاری_شبانه
دوان دوان به سمت قطاری میدوید که راه افتاده بود.
فریاد زد، دست تکان داد، بالا و پائین پرید، اما …
قطار از او دور میشد…
قطار جان میگرفت و میرفت؛ و او جان میداد و میماند.
خسته شد و ایستاد.
ساکش از دستش افتاد و خودش از نفس.
به زانو افتاد و خم شد.دو دستش را تکیهگاه کرد.سرش را بالا آورد با آن چهرهی خستهی ملتمس و با حسرت به قطاری که دور میشد نگاه کرد.
انگار همه هستیاش میرفت با آن قطار!
خوب میدانست جا ماندن یعنی چه!
میدانست؛ از اولین قطار که جا میمانی، از همهی ایستگاهها جا خواهی ماند!
از قطار که جا بمانی، از کسی که منتظرت بود و میشناختیاش و یا منتظرت نبود و نمیشناختیاش و باید میشناختیاش جا خواهی ماند!
با قطار بعدی میرسی، ولی دیر.
دیر یعنی …
انگار هرگز نرسیدی
دیر یعنی؛ جا ماندن از تصادف دو نگاه!
انگار هرگز نرسیدی!
#مهیار_مولوی
3 946
3 946
Don't run cool
Don't worry too much
There'll be another day
You see some things still remaining
A lot of changing
Don't dare stop changing
Sometimes you shine
Sometimes you fall
Sometimes you know
Sometimes you need
Someone to hold
Something that's real
Never alone
'Til you can feel
The life in your soul
Be there when I need a stranger
When I need the beating of my heart
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
