Empty Echo
الذهاب إلى القناة على Telegram
4 073
المشتركون
+224 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+3030 أيام
أرشيف المشاركات
4 073
When the same earth one embraces sees, the bones of common man and king, what tells less? What tells more? A marble stone or a mould of mould? Vanity! Perishableness!
4 073
رویارویی با مرگ عزیزانمان می تواند ما را در هم بشکند. می تواند ما را بهت زده کند و باعث شود نگرشمان به دنیا، زندگی و روابطمان را بازبینی کنیم.
مرگ ما را تغییر می دهد. پس از آن دیگر نمی توانیم همان آدم سابق شویم. وقتی با تمام وجود درمی یابیم که عزیزانمان ممکن است برای همیشه نیست شوند؛ نحوهٔ عشق ورزیدن، باورها و ارزش هایمان تغییر خواهند کرد.
همین بازنگری نوعی یادگیری است. رویارویی با رنجی عظیم، تجربهٔ ویرانی ناشی از خواستن دیدار عزیزمان و رنج ناشی از محال بودن دیدن دوبارهٔ آن ها می تواند بسیار دردناک و ویرانگر باشد.
وقتی سوگی عمیق را تجربه می کنیم عبور از چنین رویداهای جانکاهی می تواند ما را به هم نزدیک تر کند.
کتاب #مغز_سوگوار؛ آنچه مغز در لحظههای فقدان تجربه می کند
نویسنده: فرانسیس اوکانر
ترجمه: میثم همدمی
4 073
Repost from Empty Echo
به هر جا نگاه میکنی، کسی رفته ...
هردو جدولی پیدا کردیم و کنارش نشستیم هوا تاریک بود
گریه کردیم
رفتیم.
4 073
همچی رو گایییییدم کیر تو همچی بره اول تا اخر همچی رو گاااییدم سازنده و برنده رو گاییییدم از همچی متنفرم کیر تو تههههههه خدا بره زندگی رو گاییییدم که اینطور چسبیدیم بهش
4 073
تو رفتی بیرون که حق منو بگیری
من برگشتم
منتظرت موندم
اما تو برنگشتی
ما منتظرتون موندیم
ما منتظرتونیم هنوز
منتظرتونیم
حق ما رو گرفتید
ما کی حق شما رو بگیریم؟
چرا برنمی گردید
من منتظرم
خیلی وقته
خیلی زیاد
چهل هزارسال
4 073
Are We Alive?
فروپاشیده، خشمگین، عزادار و مبهوتیم.
آیا در اشک من سرزمینم زنده میشود...؟ 🏴4 073
امروز هجدهم بهمن است. یک ماه پیش هزاران نفر، بی آنکه بدانند، برای آخرین بار از خواب بیدار شدند، برای آخرین بار صبحانه خوردند، برای آخرین بار مادر خود را بوسیدند، برای آخرین بار با عزیزان خود حرف زدند، برای آخرین بار کار کردند، برای آخرین بار آهنگ گوش دادند، برای آخرین بار رویا بافتند، برای آخرین بار لباسی را پوشیدند، برای آخرین بار به پدر خود نگاه کردند، برای آخرین بار خندیدند، برای آخرین بار بند کفش های خود را بستند، برای آخرین بار گفتند: «نگران نباشید، مواظبم»، برای آخرین بار از در خانه بیرون رفتند، برای آخرین بار، مثل همیشه شجاع و شریف ماندند، برای آخرین بار به آسمان نگاه کردند، برای آخرین بار عاشق ایران بودند، برای آخرین بار امید داشتند، برای آخرین بار ترسیدند اما پا پس نکشیدند، برای آخرین بار کمک کردند، برای آخرین بار کمک خواستند و برای آخرین بار زیستند؛ و دیگر هیچ وقت بازنگشتند.🖤🏴
#revenge
4 073
آنگاه
در لحظهای که ساعتها
از کار اوفتادند
و سیرهها به روی سپیدارها
گفتند:
«تاریخ میخْکوب شد اینجا»
دیدم که در صفیرِ گلوله
مردی سپیدهدم را
بر دوش میکشید
پیشانیاش شکسته و خونش
پاشیده در فلق.
#محمدرضا_شفیعی_کدکنی
