💌 دلنوت
الذهاب إلى القناة على Telegram
دلنوت (Delnote) اشعار و نوشتههای زیبا و ماندگار منتشر میکند. در انتشار زیباییهای دنیا با معرفی ما به دوستانتان سهیم باشید https://t.me/delnote
إظهار المزيد945
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+47 أيام
+1930 أيام
أرشيف المشاركات
945
♥️
روزهای زمستان برف که میبارید، خانههای جنوبیِ کوچه، برفهای روی بامشان را پارو میکردند وسط گذر. راه ماشینهای عبوری سد میشد و این یعنی تا وقتی سر و کلهی ماشینهای شهرداری پیدا نشده تمام محله در قُرق ما بود. دو گروه میشدیم. این سر و آن سر کوچه را قلعه میساختیم و با گلوله های برفی به جان هم میافتادیم. گوله برفیها که توی مشتمان آب میشد و سرما از منافذ دستکش های نخی نفوذ میکرد تا عمق استخوانهایمان، سلولهای عصبی شیپور آتش بسِ این جنگ یخی را میزدند. میدویدم توی خانه و لباسهای خیسم را میکندم و بخاری والُر آبی رنگ انتهای اتاق را بغل میکردم و مینشستم به انتظار "خانم جان" و طعم زمستانهاش... یک روز "شیر برنج و مربا"، یک روز هم "باقلا و گلپر در معیت سرکهی خانگی فرد اعلا". توی دلم غوغا میکرد طعم زندگی با ته مزهی "زمستانه"...
#محمد_جعفرینژاد
@delnote
945
♥️
تا آن هنگام که ستارگان میدرخشند،
جای نومیدی نیست
تا آن هنگام که شبها بر برگها شبنم مینشانند
و آفتاب چهرهٔ صبح را زرّین میکند
جای نومیدی نیست.
هرچند که سیل اشک بر گونهها روان شود.
وقتی تو آه میکشی، بادها آه میکشند
و زمستانْ غصههای خود را چون برف
بر گور برگهای پاییزی فرو میبارد.
امّا زمین بار دیگر زنده میشود
و سرنوشتِ تو از کائنات جدا نیست
پس همچنان در سیر و سفر باش
و اگر چندان شاد و سرخوش نیستی
نومید و دلشکسته نیز مباش.
#امیلی_برونته
@delnote
