💌 دلنوت
الذهاب إلى القناة على Telegram
دلنوت (Delnote) اشعار و نوشتههای زیبا و ماندگار منتشر میکند. در انتشار زیباییهای دنیا با معرفی ما به دوستانتان سهیم باشید https://t.me/delnote
إظهار المزيد941
المشتركون
+224 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+1730 أيام
أرشيف المشاركات
941
♥️
... من مرغِ کورِ جنگلِ شب بودم
در قلبِ من همیشه زمستان بود
رنگِ خزان و سایۀ تابستان
در پیشِ چشمِ من همه یکسان بود
میسوختم چو هیزمِ تر در خویش
دودم به چشمِ بیهنرم میرفت
چون آتشِ غروب فرومیمرد
تنها، سرم به زیرِ پرم میرفت
یک شب که باد سُم به زمین میکوفت
وز یالِ او شراره فرومیریخت
یک شب که از خروشِ هزاران رعد
گویی که سنگپاره فرومیریخت
از لابهلای تودۀ تاریکی
دستی درون لانۀ من لغزید
وز لرزهای که در تنِ من افتاد
بنیاد آشیانۀ من لرزید
یک دم، فشارِ گرمِ سرانگشتش
چون شعله، بالهای مرا سوزاند
تا پنجهاش به روی تنم لغزید
قلبِ من از تلاشِ تپیدن ماند
غافل که در سپیدهدمِ این دست
خورشید بود و گرمیِ آتش بود
با سرمهای دو چشمِ مرا وا کرد
این دست را خیالِ نوازش بود
زان پس شبانِ تیرۀ بیمهتاب
منقارِ غم به خاک نمالیدم
چون نورِ آرزو به دلم تابید
در آرزوی صبح ننالیدم
این دستِ گرم دست تو بود ای عشق
دستِ تو بود و آتشِ جاویدت
من مرغِ کورِ جنگلِ شب بودم
بینا شدم به سرمۀ خورشیدت
#نادر_نادرپور
@delnote
941
♥️
امشب از آسمان دیدهی تو
روی شعرم ستاره میبارد
در زمستان دشت کاغذها
پنجههایم جرقه میکارد
شعر دیوانهی تبآلودم
شرمگین از شیار خواهشها
پیکرش را دوباره میسوزد
عطش جاودان آتشها
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه ناپیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
شب پر از قطرههای الماس است
از سیاهی چرا هراسیدن
آنچه از شب به جای میماند
عطر سکرآور گل یاس است
آه بگذار گم شوم در تو
کس نیابد دگر نشانهی من
روح سوزان و آه مرطوبت
بوزد بر تن ترانه من
آه بگذار زین دریچه باز
خفته بر بال گرم رویاها
همره روزها سفر گیرم
بگریزم ز مرز دنیاها
دانی از زندگی چه میخواهم
من تو باشم… تو.. پای تا سر تو
زندگی گر هزار باره بود
بار دیگر تو… بار دیگر تو
آنچه در من نهفته دریاییست
کی توان نهفتنم باشد
با تو زین سهمگین طوفان
کاش یارای گفتنم باشد
بس که لبریزم از تو میخواهم
بروم در میان صحراها
سر بسایم به سنگ کوهستان
تن بکوبم به موج دریاها
بس که لبریزم از تو میخواهم
چون غباری ز خود فرو ریزم
زیر پای تو سر نهم آرام
به سبک سایه به تو آویزم
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه نا پیداست
من به پایان دگر نیندیشم
که همین دوست داشتن زیباست
#فروغ فرخزاد
@delnote
941
«ما نیز زندگی را دوست میداریم، آنگاه که برایمان میسّر باشد»
وَ نَحنُ نُحِبُّ الحَياةَ إذَا مَا اسْتَطَعْنَا إِلَيها سَبيلاً
#محمود_درویش
@delnote
941
عشق عزیز من، به چهرهی شادابت فکر میکنم و این نیروی واقعی و امید من است. مراقبِ ما باش. خودت را زیبا، روشن، قوی حفظ کن. خودت را برای خوشبختی آماده کن. این یگانه وظیفهایست که ما داریم. دیگر مرا هرگز از زندگیت بیرون نکن. مرا بپذیر، نه آنطور که تقدیری محتوم را پذیرا میشویم؛ آنطور بپذیرم که انسانی را میپذیریم با همهی ضعفها و قوتهایش. منتظرم بمان. همهچیز را از نو میسازم. خودم را. عشقمان را، میان دستهای تو در امتدادِ این فراق. با کورترین اعتمادها.
مأیوس میبوسمت. ناتوان از کندهشدن از تو.
#آلبر_کامو
نامه به ماریا، ترجمهی خانلو
@delnote
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
