سایت پانویس
الذهاب إلى القناة على Telegram
مینیمالهای پانویس جهت شرکت در کلاسها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera
إظهار المزيد2 681
المشتركون
+424 ساعات
+77 أيام
+1230 أيام
أرشيف المشاركات
2 681
از مثنوی معنوی
دفتر دوم، بیت ۵۱۴
فروختن صوفیان بهیمهٔ مسافر را جهت سماع
گفت آن را جمله می گفتند خوش
مر مرا هم ذوق آمد گفتنش
خلق را تقلیدشان بر باد داد
ای دو صد لعنت بر این تقلید باد
@Panevisdotcom
2 681
از مثنوی معنوی
دفتر دوم، بیت ۵۱۴
فروختن صوفیان بهیمهٔ مسافر را جهت سماع
خلق را تقلیدشان بر باد داد
ای دو صد لعنت بر این تقلید باد
@Panevisdotcom
2 681
امروز با دوستی رفته بودیم بهشت زهرا در تهران. سر مزار پدر بزرگ، پدرهایمان، محمدجعفر مصفا، قطعهٔ شهدای جنگ و در نهایت به قطعهٔ هنرمندان. حتماً به این آخری سر بزنید، یک دورهٔ خوب از آنچه در فرهنگ اخیر این سرزمین گذشته است می کنید. مانند قبرستان ظهیر الدوله که نزدیک تجریش و دربند است و نیز مانند تخت فولاد اصفهان. اصلاً یک روز باید دسته جمعی برویم این جاها.
باری، در قطعهای که آقای مصفا مدفون است، به نام «نامآوران»، که آن هم حکایتیست که شاید بعداً بگویم، دوستم به ناگهان گفت می خواهم ببینم آن انتها، آن عکس قبر کیست. رفتیم. و این ویدیوی دیدار اتفاقی از سردبیر مجلهٔ توفیق را برایتان گرفتم. گاهی چه اتفاقات جالبی بدون برنامهریزی قبلی رخ می دهد.
@Panevisdotcom
2 681
گفت و خوش گفت برو خرقه بسوزان حافظ
یا رب این قلبشناسی ز که آموخته بود؟
چند روز پیش در معیت دوستان به پیکنیکی یکروزه رفتیم، به تالاب چغاخور و اطراف آن. جای دوستان خالی بسیار خوش گذشت. برای ناهار رفتیم به کبابی کنار جاده که قبلاً نشان کرده بودیم. دلتان نخواهد، بسیار دلچسب بود کباب چنجهٔ بختیاریاش.
کباب را خوردیم و حساب کردیم و آمدیم بیرون که سوار ماشینهایمان شویم که ناگهان دیدم یکی از اوستاهای کبابپز مرا صدا می کند. رفتم پیشش و سر در گوشم نهاد و گفت که جنس خوب هم دارد و باقی قصه که اهل دل می دانند.
با خودم گفتم که عجب، او هم، علی رغم ظاهرم پی به ریاکاری بنده برد! و یاد حافظ افتادم که با تحسین گفته است:
آفرین بر نفست باد که خوش بردی بوی!
@Panevisdotcom
2 681
ز کوی مغان رخ مگردان که آنجا
فروشند مفتاح مشکل گشایی
بهترین حالت رابطه اینست که هر طرف برای شناخت و روبرو شدن با اعماق درونش جدیت داشته باشد. و آن تاریکی درونشان را، ضمن احساس امنیت، با هم در میان بگذارند. بله، البته که ظرفیت می طلبد.
@Panevisdotcom
2 681
ز کوی مغان رخ مگردان که آنجا
فروشند مفتاح مشکل گشایی
بهترین حالت رابطه اینست که هر طرف برای شناخت و روبرو شدن با اعماق درونش جدیت داشته باشد. و آن تاریکی درونشان را، ضمن احساس امنیت، با هم در میان بگذارند. بله، البته که ظرفیت می طلبد.
@Panevisdotcom
2 681
از بهترین کارها نصب العین کردن تکبیتهایی است که مفهومی عرفانی را بصورت دقیق، شسته رفته و مجمل بیان کرده اند. آنها را در اتاق یا سالن منزل زدن و موضوع گفتگو قرار دادن.
مدتی پیش در جلسات مصفاخوانی به توضیحاتی بسیار غنی از وی رسیدیم که جان و لب آن در بیت فوق آمده است. از دوست عزیزم جناب پناهی خواهش کردم آن چشمنواز غنی را به کلک زیبایشان تحریر کنند. ایشان لطف کردند و دیروز آن را برایم فرستادند و اینک پیش روی شماست.
میتوانید آن را روی کاغذ زیبایی از ابر و باد پرینت بگیرید و تابلویی برای آن بسازید و به دیوار اتاقتان بزنید. من که این کار را إن شاء الله خواهم کرد.
توضیحات مذکور از محمدجعفر مصفا بزودی در سایت ایشان منتشر خواهد شد.
@Mossaffadotcom
2 681
از بهترین کارها نصب العین کردن تکبیتهایی است که مفهومی عرفانی را بصورت دقیق، شسته رفته و مجمل بیان کرده اند. آنها را در اتاق یا سالن منزل زدن و موضوع گفتگو قرار دادن.
مدتی پیش در جلسات مصفاخوانی به توضیحاتی بسیار غنی از وی رسیدیم که جان و لب آن در بیت فوق آمده است. از دوست عزیزم جناب پناهی خواهش کردم آن را به کلک زیبایشان تحریر کنند. ایشان لطف کردند و دیروز آن را برایم فرستادند و اینک پیش روی شماست.
میتوانید آن را روی کاغذ زیبایی از ابر و باد پرینت بگیرید و تابلویی برای آن بسازید و به دیوار اتاقتان بزنید. من که این کار را إن شاء الله خواهم کرد.
توضیحات مذکور از محمدجعفر مصفا بزودی در سایت ایشان منتشر خواهد شد.
@Mossaffadotcom
2 681
از بهترین کارها نصب العین کردن تکبیتهایی است که مفهومی عرفانی را بصورت دقیق، شسته رفته و مجمل بیان کرده اند. آنها را در اتاق یا سالن منزل زدن و موضوع گفتگو قرار دادن.
مدتی پیش در جلسات مصفاخوانی به توضیحاتی بسیار غنی از وی رسیدیم که جان و لب آن در بیت فوق آمده است. از دوست عزیزم جناب پناهی خواهش کردم آن را به کلک زیبایشان تحریر کنند. ایشان لطف کردند و دیروز آن را برایم فرستادند و اینک پیش روی شماست.
میتوانید آن را روی کاغذ زیبایی از ابر و باد پرینت بگیرید و تابلویی برای آن بسازید و به دیوار اتاقتان بزنید. من که این کار را إن شاء الله خواهم کرد.
توضیحات مذکور از محمدجعفر مصفا بزودی در سایت ایشان منتشر خواهد شد.
@Mossaffadotcom
2 681
برجه و بر کاسهٔ حلوا نشین
میگویند ترانهها تجلی حرف دل مردم است، بخصوص ترانههایی که محبوب میشوند و باصطلاح گل میکنند. همینطور است. هم فضا و ملودیهای ترانههای گلکرده بنوعی نشاندهندهٔ وضعیت روحی کلیت جامعه است و هم اشعاری که در دورهای بخصوص مورد توجه و رویکرد مردم قرار میگیرند.
"یاد قدیمها بخیر"، "قدیمها چقدر خوب بود"، "قدیمها مردم چقدر باصفا بودند، با هم خوب و مهربان بودند" و نظیر این جملات را زیاد میگوییم و میشنویم. جالب است که قدیمها هم آه و افسوس قدیمترها را میخوردهاند! همانطور که دوستی میگفت ظاهراً تا بوده همینطور بوده و ما خبر نداشتهایم.
حکایتی است زندگی آدمیزاد! در گذشته حسرت گذشتهترها را میخوردهایم و الآن هم حسرت گذشته را و فردا هم لابد حسرت امروز را! لابد نه، قطعاً! از طرف دیگر هم مجذوب حرفها و وعدهها دربارهٔ آیندهٔ بهتر هستیم. امید به آینده و اینکه "آدم به امید زنده است" و اینگونه حرفها.
پس کی قرار است زندگی کنیم؟!
آن حکایت شیرین و خواندنی سه مسافر و حلوایشان از مثنوی را شنیدهای؟ میگوید سه مسافر مسلمان، مسیحی و یهودی با هم همسفر شدند و در شهری کسی حلوایی به آنها داد. مسلمان گفت امشب بخوریمش، مسیحی و یهودی گفتند امشب نه، بگذاریم برای فردا. خلاصه خوابیدند و صبح بلند شدند نماز و عبادتشان را بجا آوردند و گفتند: خوب، بریم سراغ حلوا. اما بیاییم هر کس خوابی را که دیشب دیده، تعریف کند و خواب هر کس بهتر بود، کل حلوا برای او.
قبول کردند. یهودی گفت دیشب خواب دیدم با موسی در کوه طور بودم. آنجا اتفاقات خداگونهٔ زیادی افتاد. انوار الهی تابید. صاعقهها زده شد و حالاتی بر من و موسی رفت که نگو و نپرس. نوبت مسیحی شد. گفت من هم عیسی را در خواب دیدم. دیدم که با او به آسمان چهارم رفتهام و عجایبی در آنجا دیدم بسیار عالیتر از تو.
نوبت مسلمان شد. گفت والله من هم دیشب محمد را خواب دیدم. ایشان آمد و به من گفت بندهٔ خدا چه نشستهای؟ که همسفر یهودی تو در کوه طور چه نصیبها که از حال و احوالات روحانی میبرد و همراه مسیحیات در آسمان چهارم چه بهرهها. پس:
خیز ای پسماندهٔ دیده ضرر
باری آن حلوا و یخنی را بخور!
آن دو فاضل فضل خود دریافتند
با ملائک از هنر دربافتند
ای سلیم گول واپسمانده هین!
برجه و بر کاسهٔ حلوا نشین
پس بگفتندش که والله خواب راست
تو بدیدی وین به از صد خواب ماست
خواب تو بیداری است ای بو بطر
که به بیداری عیانستش اثر
زندگی، در ارتباط بودن با واقعیت است.
نوستالژی، دروغگوییست که اصرار دارد همه چیز بهتر از آنچه واقعاً بود، بود.
و «فردا»، لاف خوشبختی میزند.
سیدنی ۲۰۱۳
@PanevisDotCom
2 681
العشق شبکة الحق.
عشق دام حق است.
لذا:
آن یار نکوی من
بگرفت گلوی من
گفتا که چه می خواهی؟
گفتم که همین خواهم!
تفصیلش باشد در جلسهٔ لایو این هفتهٔ گروه رابطه احتمالاً.
@Panevisdotcom
2 681
Repost from سایت پانویس
توهم دلخواه
دربارهٔ رابطهٔ از راه دور
+ متن این ویدیوکست
دی ماه ۹۱
@Panevisdotcom
2 681
همین چیزهایی که تا به حال در مورد صحیح زندگی کردن یاد گرفتهای را عملی کن، زندگی خودش چیزهای تازه را به تو خواهد آموخت.
@Panevisdotcom
2 681
این هفته در جلسات حضوری مهمانکش این فیلم را تماشا و درباره اش گفتگو می کنیم.
این فیلم را در گروه «رمان و فیلم» نیز معرفی کرده ایم.
از قضاوت خودتان دربارهٔ دیگران مطمئن هستید؟ پس حتماً تماشایش کنید.
@Panevisdotcom
