ar
Feedback
سایت پانویس

سایت پانویس

الذهاب إلى القناة على Telegram

مینیمال‌های پانویس جهت شرکت در کلاس‌ها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera

إظهار المزيد
2 678
المشتركون
-324 ساعات
-37 أيام
-230 أيام
أرشيف المشاركات
کدام شیوهٔ نوشتاری صحیح است؟
Anonymous voting

کدام روش نوشتن درست است؟ گزینه‌ٔ درست را انتخاب کنید. با دقت! امکان تغییر رأی وجود ندارد.
Anonymous voting

کدام شیوهٔ نوشتن صحیح است؟
Anonymous voting

کدام‌طور نوشتن درست است؟
Anonymous voting

‌ رقصندهٔ باله به جهت گردش سایهٔ سیاه‌رنگ(وسطی) توجه کنید. گه چنین بنماید و گه ضد این! خطای بصری + مرتبط @Panevisdotcom

کدام‌طور نوشتن صحیح است؟
Anonymous voting

کدام‌طور نوشتن درست است؟
Anonymous voting

‌ در رابطه با خطای شنوایی فوق، شما کدام کلمه را می‌شنوید؟
Anonymous voting

خطای شنوایی؟! Laurel vs Yanny audio illusion @Panevisdotcom

‌ Clear is kind. شفافیت مهربانی است. و لذا ابهام خشونت است. این را ضمن مبحث «حدو‌مرزگذاری» ذیل جلسات لایو گروه رابطه آموخته‌ایم و تمرینش می‌کنیم. @PanevisDotCom

Repost from N/a
۱۶۰۲ مینی‌پادکست «مفهوم و معنیٰ» موضوعات: اسطوره، افسانه، مفهوم قصه، تبیین اسطوره‌ای، تبیین علمی، داستان، خرافات، کهکشان، زمین، افسردگی، حقارت @PanevisDotCom

‌ صحبتی در این مورد در پست بعد. @PanevisDotCom
+2
‌ صحبتی در این مورد در پست بعد. @PanevisDotCom

آیا هر دوی کسانی که آگاهی دارند و کسانی که آگاهی ندارند، یک نوع زندگی را تجربه می‌کنند؟
Anonymous voting

شما بذری در اختیار دارید. اگر زمین‌های اطراف‌تان مستعد رشد دادن آن بذر نباشند، آیا آن بذر را می‌کارید؟
Anonymous voting

‌ سلام، اول اینکه «تش» زدن یعنی آتش زدن. مادر می‌خواسته خودکشی کند. اما بعد. آیا این سوال ساده برای شما پیش نمی‌آید که کسی که قصد خودکشی دارد، مشکلش بسیار پیچیده‌تر و سنگین‌تر از آن است که با یک چنین چیز سطحی‌ای برطرف شود؟! «و تو که ایطوری گفتی، به خاطر تو موند»؟! به همین سادگی؟! بله، این موضوعی رایج است که خیلی از کسانی که می‌روند برای خودکشی کردن، با یک لبخند، با یک حرف ساده، منصرف می‌شوند. که البته آن هم دلیل دارد: چون قصد واقعی‌اش را نداشته‌اند و خودشان با عمدی نیمه‌آگاهانه منتظرند حرفی، رفتاری، چیزی پیش آید تا بهانه‌ای برای منصرف شدن‌شان شود. اما و صد اما که انسان وقتی برای اقدام به خودکشی می‌رود، حتماً مسائل عمیق روحی، درونی دارد. آن وقت به همین سادگی می‌فرمایید که کلاً منصرف شد و جانش نجات پیدا کرد؟! یعنی با آن حرف بچه، مسائل قبلی‌ای که مادر داشته و منجر به اقدام برای تش زدن خودش شده بوده، حل شد؟! به همین سادگی؟! ببینید، اشتباه متوجه نشوید. نمی‌گویم دروغ می‌فرمایید. حرف این است که آن مادر مشکلات و فشارهای زیادی داشته که قصد آتش زدن خودش را کرده. حال، یک حرف فرزندش که نمی‌تواند مسائل و فشارهایی که باعث و پشت این نیت به خودکشی‌اش بوده را به یکباره از بین ببرد. می‌تواند؟ بله، ممکن است آن لحظه از اقدام عملی منصرف شود، اما تمام آن مسائل و فشارها، که قبلاً هم بوده، همچنان سر جایشان هستند. و باز هم فرد را به استیصال می‌کشانند. نه اینکه با یک حرف احساساتی و سانتیمانتال، حل شوند. جناب احسان عبدی‌پور عزیز، این قابل درک است که داستانک، که شوی استندآپ باید جذابیت داشته باشد و خواننده و شنونده را احساساتی کند(آن هم با روایت و لهجهٔ انصافاً دلنشین جنوبی‌تان)، اما گمان نمی‌کنم عمق موضوع مهمی مانند خودکشی را اینطور سطحی کردن خردمندانه باشد. این کار، قربانی کردن عمق در پای جذب مخاطب است. مخاطب بنده خود گوینده(جناب عبدی‌پور) نیست، بلکه اینگونه نگاه کردن به موضوعات است، موضوعاتی عمیق را به سطح احساسات کشاندن. که متأسفانه خیلی هم رایج شده. جناب عبدی‌پور پارسال به ما لطف داشت و در جشنوارهٔ «کوچه» در بوشهر به جمع ما بسیار کمک کرد تا بتوانیم در برنامه‌های آن جشنواره شرکت کنیم. روی سخن بنده، محتوای این نوع نگرش و رویکرد است، نه شخص ایشان. @PanevisDotCom

یکی از آشنایان نزدیک شما در کاری موفقیتی حاصل می‌کند. همزمان، یکی از هم‌محلی‌های شما که بسیار کم او‌ را می‌شناسید و هیچ مراوده‌ و رفت‌و‌آمدی با او ندارید، موفقیتی شبیه به همان موفقیتِ آشنای نزدیک‌تان را حاصل می‌کند. احتمال حسادت شما به کدامشان بیشتر است؟
Anonymous voting

‌‌ شهیون سفر زمستانهٔ ما به خوزستان تمام شد. جای همهٔ دوستان خالی، بسیار دلپذیر سفری بود. منطقهٔ گردشگری شهیون در شمال دزفول هنگام زمستان هوایی بهاری و بس دلچسب دارد. منظره‌های طبیعتی زیبا با زاویه‌دیدی از بالا. کول‌خرسون در همان منطقه نیز دره‌هایی با حال و هوای جنوب دارد، آن نخل‌ها و سنگ‌های بریده‌شده توسط آب که باعث ایجاد جویبار شده‌اند. با فاصله‌ای حدود سه ربع ساعت، شهر دزفول را در دسترس دارید و کمی آنطرف‌تر، شوش و شوشتر. که البته هر چه گشتیم، شوش‌ترین را پیدا نکردیم! از شوشتر و حال و هوایش هم که نگویم، آن سازه‌های آبی عجیب در وسط شهر، آن بستنی گاومیش(که البته بورسش در شهر «ملا ثانی‌» است)، و آن شیرینی‌های زنجبیلیِ مورد توصیهٔ دوستان. از «کاخ» آپادانا که در کنار موزهٔ باستان‌شناسی شهر شوش است هیچ چیز خاصی باقی نمانده، اما برای اهل و علاقمندان شناخت تاریخ و تمدن، مسلماً موزه‌اش دیدنی‌ست. فرصت زیادی باید برایش بگذارند و با دل حال تماشا و بررسی‌اش کنند. باری، زیگورات چغازنبیل را حتماً از دست ندهید. درباره‌اش بخوانید، دربارهٔ پیشینه‌اش، تاریخ معابد. بسیار خواندنی‌ست اگر به تاریخ ادیان حتی ذره‌ای علاقه داشته باشید. ما در دوران دانشجویی زیر و رویش کردیم. اما حسن ختام، جزیرهٔ فوق‌العادهٔ شهیون، یا به قول آقای ساسانی بزرگ «گر عبده» که جواهری‌ست در این منطقه. شما می‌توانید آنجا علاوه بر پیک‌نیک یک روزه، چادر هم بزنید و به اصطلاح کمپ کنید و چند روز و شبی بمانید. هیچ حیوان خطرناکی ندارد. کل منطقه زیر دید شماست. بسیار بسیار ساکت و آرام و تمیز است. با دوستان یک روز را آنجا بودیم و از هوای پاک، سکوت عمیق و همنشینی و گپ و گفت در کنار چای آتیشی آقا بهروز، آقا نادر و آقا احسان بهره‌مند شدیم. اقامت‌گاه‌مان در روستای پامنار بود. روستایی کاملاً گردشگری، با نماد کپو. نمی‌دانی کپو چیست؟ سرچش کن! آقای مسعود ساسانی عزیز همراه با خانوادهٔ گرامی‌شان میزبان ما بودند. با غذاهای بسیار خوش‌طعم و خوش‌کیفیت، اخلاقی خوش، و اتاق‌هایی بسیار تر و تمیز از ما پذیرایی کردند. این هم آدرس پیج اینستاگرام ایشان که توصیه می‌شود: »اقامت‌گاه خانهٔ پامنار« بنده ده از ده به خدمات این اقامت‌گاه می‌دهم. همهٔ اینها یک طرف، لذت مصاحبت با همراهان عزیز و همدل هم یک طرف. جمعی صمیمی داشتیم و شب‌ها به گپ و گفت دور آتش می‌نشستیم. گفتگوهایی با محوریت خودشناسی، کریشنامورتی‌خوانی و مصفاخوانی داشتیم. همراه با تفریح و بازی‌های جمعی. تجربه‌ای بسیار دل‌انگیز بود سفر زمستانهٔ خوزستان. اگر توانستید، حتماً زمستان شهیون را تجربه کنید. زنده باشید. @PanevisDotCom

‌ شخصی گفت: چه فرقی می‌کند تماشای این غروب با تماشای آن غروب؟ این همه غروب تماشا کرده‌ای، حالا که چی؟ یکی گفت: این بوسه، این
‌ شخصی گفت: چه فرقی می‌کند تماشای این غروب با تماشای آن غروب؟ این همه غروب تماشا کرده‌ای، حالا که چی؟ یکی گفت: این بوسه، این آغوش با آن آغوش فرقی ندارد!؟ @PanevisDotCom

‌ شخصی گفت: چه فرقی می‌کند تماشای این غروب با تماشای آن غروب؟ این همه فگغروب تماشا کرده‌ای، حالا که چی؟ یکی گفت: این بوسه، ای
‌ شخصی گفت: چه فرقی می‌کند تماشای این غروب با تماشای آن غروب؟ این همه فگغروب تماشا کرده‌ای، حالا که چی؟ یکی گفت: این بوسه، این آغوش با آن آغوش فرقی ندارد!؟ @PanevisDotCom