سایت پانویس
الذهاب إلى القناة على Telegram
مینیمالهای پانویس جهت شرکت در کلاسها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera
إظهار المزيد2 680
المشتركون
+124 ساعات
-37 أيام
+130 أيام
أرشيف المشاركات
2 680
یکی گفت: چرا مولوی در مثنوی معنوی و در غزلیاتش بد و بیراههای شدید به بعضی افراد گفته است؟
گفت: مولوی مثنویاش و غزلیاتش را چند سالگی سروده؟
گفت: پنجاه سالگی.
گفت: بگذار پنجاه سالت بشود، و آن سطح از تعاملی هم که مولوی با افراد داشته است را داشته باشی و نامردمی ببینی، دلیلش را خودت خواهی فهمید.
2 680
Repost from N/a
"کریستن دی لارسن” در کتابی با عنوان توصیههایی برای خوشبینان میگوید:
"انسان سالم"
کينه نمیورزد،
همه را دوست میدارد،
خجالت نمیکشد،
خود را باور دارد،
خشمگین نمیشود و مهربان است...
"انسان سالم"
حرص نمیخورد،
همه چيز را کافی میداند،
حسد نمیورزد و خود را لايق میداند...
"انسان سالم"
نيازی به تظاهر به خوشی ندارد،
زيرا شادکامی را درون خويش میجويد و میيابد...
"انسان سالم”
برای بزرگداشت خود احتياج به تحقير ديگران ندارد،
زيرا خوب میداند که هر انسان تحفهٔ الهی است...
@PanevisDotCom
2 680
رابطهٔ دندانگیر!
ذهنی که رابطه را بیزینسی نگاه میکند، بدون شک آن رابطه را نمیتواند مبتنی بر عشق پیاده کند. و آن رابطه محکوم به از بین رفتن است. یعنی کیفیت رابطه کیفیتی بازاری و کسب و کاری دارد.
دور گردونها ز موج عشق دان
گر نبودی عشق، بفسردی جهان
وقتی در رابطه منافع مطرح است، وقتی من اینطور میاندیشم که آیا طرف چیز دندونگیری هست، آیا آش دهنسوزی هست، یعنی دید من به رابطه دیدی منفعتی است، بازاری و بیزینسی است. و بقول کریشنامورتی چنین رابطهای در باطنش استثمار و بهرهبرداری نهفته است. و لاجرم شکست میخورد. حتی ممکن است بلحاظ صوری و ظاهری شکست نخورد و دو نفر با هم باشند، اما کیفیت رابطه شکستخورده است. کما اینکه در عمل هم میبینیم بیشتر روابط اینطور است. سالهاست با هم هستند، اما با هم نیستند!
@PanevisDotCom
2 680
چالش سبب و مسبب
چالشبازهاش بیایند جلو.
نگاه علت و معلولی و منطقی دیدن ارتباط بین پدیدهها در قرآن توصیه میشود و اساساً از اصول خردمندی است. "ابا الله أن یجری الامور الا باسبابها" به معنی خداوند إبا دارد که امور را جز توسط اسباب جاری نماید نیز اشاره به همین موضوع دارد. یعنی همه چیز را منطقی نگاه کن، نظام را نظام علت و معلولی درست کرده و جاری نموده است. هر کس حرف بیمنطق زد، نپذیر. این یک.
دو اینکه در مثنوی معنوی زیاد میخوانیم که "از سببدانی شود کم حیرتت" و نظایر آن. یعنی سبب را علت ندان، بلکه مسبب را همیشه لحاظ کن. مسببی که بدون سبب میتواند عمل کند.
این دو آیا با هم در تناقض نیستند؟
پاسخ داده شد!
2 680
دوستی در گروه رابطه نوشته است: شما هر چه در مباحث روانشناسانه بیشتر عمیق میشوید، پی میبرید که واقعیت این است که بعید است کسی را پیدا کنید که روان سالم داشته باشد و بدون اختلال روانی باشد.
بنابراین سعی کنید کسی را پیدا کنید که اختلال روانیاش به اختلال روانی خودتان بخورد و با همان بمانید!
2 680
دیشب با دوستی صحبت بود و می گفت که «تو فلانی را به عده ای معرفی کرده ای و آنها فکر می کنند او هر چه نوشته و گفته درست است و خلاصه صد در صد تأییدش کرده ای. بعد هم در صحبتهای حضوری و جمعهای خصوصی، ایراداتی از بعضی نوشته های او مطرح کرده ای. آدم گیج می شود».
گفتم اولاً نمی دانم چرا بسیاری از افراد فکر می کنند اگر کسی حرفی را از کسی نقل کرد و آن حرف را تأیید کرد، این به این معنی است که دیگر همهٔ حرفهای او را و بلکه رفتار او را تأیید می کند. اصلاً اینطور نیست. این چه منطقی است؟
شما ممکن است سخنی از کسی را نقل کنی، حقانیت آن سخن را تأیید و تحسین کنی، اما این اصلاً به معنی تأیید دیگر نوشته ها و سخنهای او نیست.
ثانیاً توجه داشته باش به میل به اتوریته پروری. بسیاری افراد میل دارند کسانی را اتوریته، مرجع بدون خطا، تصور کنند و سپس در ذیل این خودباختگی به اتوریته، یا احساس امنیت کنند یا با تعطیل کردن خِرَدشان کار خودشان را راحت کنند. چرا که سپردن کار تعقل به دیگران، زحمت اندیشیدن و تحلیل و انتقاد را از سر آدم برمیدارد.
میل به اتوریته دانستن دیگران یک کارکرد دیگر نیز دارد. اینکه با دشمنی و طغیان در برابر این اتوریتهٔ خودساخته، میل خشم و نفرت را ارضاء کنی! یعنی فرد میآید کسی را عمداً در ذهن خودش و دیگران اتوریته مفروض می گیرد، سپس با ایدهٔ "باید با اتوریته داشتن مبارزه کرد" خودش بر علیه فرد اتوریته، که در حقیقت خودش آن را ساخته، خشم و نفرت و میل آزارش را ارضاء مینماید.
باری، به آن دوست گفتم شما اساساً به این موضوع توجه کن که چه لزومی دارد انسانها نیاز به تأیید فردی از طرف فرد دیگر داشته باشند؟ چرا خود انسان فردی اهل حقیقتیابی و کنجکاو نباشد. چرا باید به جای تعقل شخصی بر محتوی، در پی این باشد که کسی که در مورد آن محتوی چیزی نوشته است آیا مورد تأیید افراد شناختهشدهاش هست یا خیر.
از افتادن دنبال دیگران و زیر علمشان سینه زدن دست بردارید. این کار انسان را سطحی بار میآورد.
2 680
خوشتر آن باشد که سر دلبران
گفته آید در حدیث دیگران
شما اگر بخواهید در هر زمینهای کاری خوب ارائه دهید، بدون شک تحت نظارهٔ تحسینکنندگان و نیز نفرتورزان قرار میگیرید.
با این واقعیت کنار بیایید! راه و کاری که به آن عشق دارید را بروید و بکنید. عوعوی سگان حواستان را پرت نکند.
هین تو کار خویش کن ای ارجمند
@PanevisDotCom
2 680
روی گل دیدم، گل روی توام آمد به یاد
شب رسید و تاب گیسوی توام آمد به یاد
دوش در میخانه دیدم گردش پیمانه را
در دل شب چشم جادوی توام آمد به یاد
غنچه از شرم لبت سر در گریبان برده بود
خندهٔ لعل سخنگوی توام آمد به یاد
خواب میدیدم بهشت آرزو را یافتم
نکهت خاک سر کوی توام آمد به یاد
2 680
رابطه
وقتی کسی بدیهیات رو نمیپذیره نباید برای متقاعد کردنش تلاش کرد بلکه باید گذاشت شکست بخوره. متقاعد کردن برای وقتیه که کسی چیزهای غیر بدیهی رو نمیپذیرفته زور زدن برای قبولاندن بدیهیات به دیگران جز فرسوده کردن خود راه به جایی نمیبره. بديهيات بديهياته اسمش روشه. یعنی آنچه نیاز به دلیل و توضیح و اقناع نداره.
"آب در صد درجه به جوش میاد"
شما هر قدر و با هر شدتی از این گزاره دفاع کنید آدم "متعصبی" حساب نمیشید.
اما اگر بدون هیچ سازشی اصرار کنید چایی خوشمزه تر از قهوه ست، آدم متعصبی به حساب میایید چرا؟ چون خوشمزه یا بدمزه بودن عقیده شخصی یا سلیقه ست.
پافشاری بر اصول عقلاً اثبات شدنی تعصب نیست. تعصب در عقاید و سلایق ذهنی و اثبات ناپذیر وجود داره.
همون قدر که پافشاری بر عقاید شخصی تعصبه و نادرسته عدم پافشاری بر اصول و قوانین اثبات شده هم بی اصول بودن و نادرسته. لطفاً مفهوم تعصب رو نابجا به کار نبریم. مثلاً شما با هر سماجتی اصرار کنید نقدینگی باعث تورمه آدم متعصبی نیستید.
مهدی تدینی
می گویم:
کسی که خودش با خودش روشن است و صاف، بسیار مبتذل میداند که بخواهد خودش را به کسی ثابت کند. امر برای او بدیهیست.
@PanevisDotCom
2 680
سخن حقی است. با قید تأسف.
ای کاش چنین نبود. اما واقعیت روابط انسانی همین است.
خاطرهای از پیرمرد را مکرراً در جلسات لایو در این مورد تعریف کردهام که جان حرفش همین است. نیز خاطرهای از عموی کوچک که مغازهٔ ابزار آلات داشت و او نیز چنین بود.
بهرحال ظاهراً چارهای جز سرسنگینی با اکثر انسانها نیست. حتی اگر به هر چه میخواهند برداشت و تعبیر کنند.
@PanevisDotCom
2 680
خوشتر
هیچ چیز بهتر از یار خوش نیست. چه یار و همنشینی برای خودت برگزیدهای؟
این نویسنده تا وقتی جوان بود دنیاگردی برایش جذابیت داشت. اما وقتی سنت از حدود چهل و پنج می گذرد، بسیاری چیزها در زندگی از چشمت می افتد و ارتباطات انسانی معنی دار، دوستی های بالغانه اهمیت پیدا می کند. گفتگویی با دوست و با دوستان همدل برایت از بسیاری چیزهای دیگر زندگی جذابیت بیشتری دارند.
تا توانی مده از کف، به بهار، ای ساقی
لب جوی و لب جام و لب یار ای ساقی
نوبهار است و گل و سبزه و ما عمر عزیز
میگذاریم به غفلت، مگذار ای ساقی
موسم گل نبود توبهٔ عشاق درست
توبه یعنی چه؟ بیا باده بیار ای ساقی
شاهد و باغ و گل و مل همه خوبند ولی
یار خوش خوشتر از این هر سه چهار ای ساقی!
سلمان ساوجی
@PanevisDotCom
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
