ar
Feedback
سایت پانویس

سایت پانویس

الذهاب إلى القناة على Telegram

مینیمال‌های پانویس جهت شرکت در کلاس‌ها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera

إظهار المزيد
2 680
المشتركون
+124 ساعات
-37 أيام
+130 أيام
أرشيف المشاركات
‌ رفتم بر درویشی گفتا که: خدا یارت گویی به دعای او شد چون تو شهی یارم ‌
‌ رفتم بر درویشی گفتا که: خدا یارت گویی به دعای او شد چون تو شهی یارم ‌

‌ "مشاهده‌شونده" یا همان "خود" در ماهیت اندیشه و فکر همچون "تفکر زائد"ی است که روال روان انسان را از طبیعتش خارج می‌کند. کافی است رویکرد احتمایی داشته باشیم، یعنی رویکردی سلبی، منفی. و نه مثبت. یعنی وضعیت روان را به وسیلهٔ فکر زائد دستکاری نکنیم. اصولاً کاری‌اش نداشته باشیم. آن وقت می‌بینیم چطور خودش موجبات شکوفایی ذاتی، فطری، خودبخودی و طبیعی خود را که عین مولد بودن و شکوفایی و خرمی است، دارد. این یعنی سپردن به حق. @Mehmankosh

ای عاشقان ای عاشقان آمد گه وصل و لقا از آسمان آمد ندا کای ماه‌رویان "الصلا" ای سرخوشان ای سرخوشان آمد طرب دامن‌کشان بگرفته ما زنجیر او بگرفته او دامان ما آمد شراب آتشین ای دیو غم کنجی نشین ای جان مرگ‌اندیش رو ای ساقی باقی درآ ای هفت گردون مست تو ما مهره‌ای در دست تو ای هست ما از هست تو در صد هزاران مرحبا ای مطرب شیرین‌نفس هر لحظه می‌جنبان جرس ای عیش زین نه بر فرس بر جان ما زن ای صبا ای بانگ نای خوش‌سمر در بانگ تو طعم شکر آید مرا شام و سحر از کوی تو بوی وفا بار دگر آغاز کن آن پرده‌ها را ساز کن بر جمله خوبان ناز کن ای آفتاب خوش‌لقا خاموش کن! پرده مدر! سغراق خاموشان بخور ستار شو! ستار شو! خو گیر از حلم خدا ‌

‌ ناف ‌ طفل جان از شیر شیطان باز کن بعد از آن‌اش با ملک انباز کن بند ناف روان‌ات را از جامعه، از تربیت، ببر تا از عدم تغذیه کنی. در غیر اینصورت حال‌ات، وضعیت روان‌ات همین آش است و همین کاسه که تابحال بوده است. چیزی فرق نخواهد کرد. این کار موقوف به شناخت است و جدیت. خودت را نجات بده. هیچکس، هیچ کتاب، هیچ کلاس و هیچ معلم و مربی‌ای نمی‌تواند برایت کاری بکند. تویی و تو. اصل بر پرهیز است. بر بریدن، سلب، احتماء. بغداد همان است که دیدی و شنیدی رو دلبر نو جوی، چه در بند قدیدی؟ زاین دیگ جهان یک دو سه کفگیر بخوردی باقی همه دیگ آن مزه دارد که چشیدی ای آهوی خوش‌ناف بر آن ناف عبر باف کز سوسن و از سنبل آن پار چریدی @Panevisdotcom

Repost from N/a
۱۲۷۳ موضوعات: عشق به کار، شغل، تشخیص ‌

‌ هر خموشی که ملولت می‌کند نعره‌های عشق آن سو می‌زند تو همی‌گویی: «عجب! خامش چراست؟!» او همی‌گوید: «عجب! گوشش کجاست؟!» ‌ @Pan
‌ هر خموشی که ملولت می‌کند نعره‌های عشق آن سو می‌زند تو همی‌گویی: «عجب! خامش چراست؟!» او همی‌گوید: «عجب! گوشش کجاست؟!»  ‌ @Panevisdotcom

‌‌ «پاخته» من جَلد تو هستم، بر بام تو هستم تو شمس منی، من خورشید‌پرستم پایان بده جانا، این آمد و شد را راحت کن و بِستان، این خوف و رجا را ‌

‌ مهر ماه از نظر فصلی زمان خوبی برای خلوت گرفتن در خلوتگاه مهمان‌کش است. دوستان متقاضی به مدیر ثبت‌نام پیام دهند: @PanevisAdmin خلوت‌گاه مهمان‌کش: @mehmankosh

دوستانی که تلگرام پریمیوم دارند لطفاً پس از آپدیت کردن تلگرام‌شان روی لینک زیر کلیک کنند تا این کانال بتواند استوری منتشر کند. https://t.me/PanevisDotCom?boost

‌ اگر می‌خواهی اعماق باطن خودت را بشناسی، خودت را در موقعیت قدرت و توانایی قرار بده، سپس موجبات خشم خودت را فراهم کن. ایضاً چ
‌ اگر می‌خواهی اعماق باطن خودت را بشناسی، خودت را در موقعیت قدرت و توانایی قرار بده، سپس موجبات خشم خودت را فراهم کن. ایضاً چنین است در مورد دیگری. @Panevisdotcom

‌ زندگی به اندازهٔ کافی رنج‌های خودش را دارد. آزار دادن همدیگر قوزی بالای قوز گذاشتن است. اگر باری از دوش هم برنمی‌داریم، لااقل آگاه باشیم که رنجی بر یکدیگر اضافه نکنیم. ‌

‌ آنکه مردن پیش جانش تهلکه‌ست نهی لا تلقوا بگیرد او به دست آنکه مردن پیش او شد فتح باب سارعوا آید مر او را در خطاب ‌
‌ آنکه مردن پیش جانش تهلکه‌ست نهی لا تلقوا بگیرد او به دست آنکه مردن پیش او شد فتح باب سارعوا آید مر او را در خطاب ‌

photo content

‌ مراقبه مشاهده است، به سادگی. @Panevisdotcom

فیلم کیمیای رومی که ساخته نشد! توضیحی دربارهٔ آن ذیل یادداشت «تتمهٔ کیمیا خاتون» آمده است. ‌

‌ خداحافظ «کیمیا خاتون» یادداشت و معرفی‌هایی که در ادامه می‌آید را سال ۱۳۹۲ پس از اتمام انتشار رمان مذکور در رادیو مولانا نوش
‌ خداحافظ «کیمیا خاتون» یادداشت و معرفی‌هایی که در ادامه می‌آید را سال ۱۳۹۲ پس از اتمام انتشار رمان مذکور در رادیو مولانا نوشتم: تتمهٔ «کیمیا خاتون» مدتی پیش قولی را بیان کردم به این مضمون که: «کمونیست بودن برای قبل از ثروتمند شدن است، فیمینیست بودن برای قبل از ازدواج، و آتئیست بودن تا قبل از اعلام سقوط هواپیما!». و حالا در این یادداشت بنده احتمالاً همان ژست فیمینستی را خواهم گرفت! تقریباً همزمان با راه‌اندازی رادیو مولانا، دوستی رمان «کیمیا خاتون» را به بنده معرفی کرد که بخوانم و از سبک نگارش آن تعریف کرد. بنده هم خواندم و پسندیدم. آن زمان در و دکان جلسات شرح مثنوی آنلاین هم باز و تعالیم مثنوی مولانا در حلقمان بود. با در نظر گرفتن دو نکتهٔ اصلی - که در پایان این یادداشت خواهم گفت - تصمیم گرفته شد رمان «کیمیا خاتون» را برای رادیو مولانا کار کنیم. ادامه را »اینجــا« بخوانید.

مصاحبهٔ رادیو مولانا با خانم سعیده قدس نویسندهٔ رمان «کیمیا خاتون» بخش دوم(پایانی) @Panevisdotcom

مصاحبهٔ رادیو مولانا با خانم سعیده قدس نویسندهٔ رمان «کیمیا خاتون» بخش اول @Panevisdotcom

‌ ترجمهٔ کدام بیت از کتاب «مثنوی معنوی» است؟ ‌
‌ ترجمهٔ کدام بیت از کتاب «مثنوی معنوی» است؟ ‌