شعر ناب 📖
الذهاب إلى القناة على Telegram
گزیده شعر فارسی و جهان ، کتاب ، شعر گرافی ارتباط با ما @shere_nab
إظهار المزيد1 103
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
-330 أيام
أرشيف المشاركات
1 103
Repost from شعر ناب 📖
طربسرای محبت کنون شود معمور
که طاق ابروی یار منش #مهندس شد
#حافظ
پنجم اسفند ماه
روز بزرگداشت
#خواجه_نصیرالدین_طوسی
و روز #مهندس مبارک باد
مخصوصا مهندسای گل کانال #شعر_ناب❤️🌺
@adabe_farsi
1 103
ساعتی پیش علی باباچاهی، شاعر و منتقد ادبی بوشهری، پس از دورهای بیماری در ۸۳ سالگی درگذشت
به باز آمدنت چنان دلخوشم
که طفلی به صبح عید
پرستویی به ظهر بهار
و من به دیدن تو
چنان در آینهات مشغولم
که جهان از کنارم میگذرد
بی آنکه سر برگردانم
#علی_باباچاهی
@adabe_farsi
1 103
قتیل تیغ فنا جامهٔ بقا پوشد
چو بر وی افتد از آن سرو در قبا سایه
چو عشق در دلم آمد ز من نماند اثر
چو دید طلعت خورشید شد ز جا سایه ...
#سیف_فرغانی
@adabe_farsi
1 103
Repost from شعر ناب 📖
ای برتر از تصور وهم و گمان ما
ای در میان ما و برون از میان ما
آیینه گشت سینه ما از فروغ عشق
شد جلوه گاه صورت و معنی نهان ما
جا کرده در میان رگ و ریشه مهر دوست
پرورده شد به مغز وفا استخوان ما
استاد عشق حوصله فرمای عاشق است
صد جا شکست تا به لب آمد فغان ما
مانند غنچه گرچه خموشیم برهمن
لیکن پر از نواست چو بلبل زبان ما
#پاندیت_چندربهان_برهمن
به #چندبهان_پنجابی نیز مشهور است در زمان شاهجهان و عالمگیر زندگی میکرد و از هندوهای خوش سلیقه است
در سال 1073 وفات یافت
از کتاب "تذکره شعرای پارسی زبان کشمیر " | ادب فارسی
1 103
Repost from شعر ناب 📖
مشو غافل درین گلشن چو شبنم از نظر بازی
که تا برهم گذاری چشم را، افسانه خواهی شد
#صائب
@adabe_farsi
1 103
همچو بلبل های و هویی کُن که برخواهد پرید
مرغِ روح از شاخسارِ عُمر تا هِی میکنی
#فتاحی_نیشابوری
@adabe_farsi
1 103
دوستی میگفت بیدل ۳۰۰-۳۸۰ سال پیش زندگی میکرده
هواپیما حدود ۱۲۰-۱۸۰ سال پیش اختراع شده (و قطعا بعد از اون کم کم این کلمه وارد دایره واژگان روزانه شده)
اما بیدل دهلوی تقریبا ۲ قرن قبل از اختراع این وسیله، همچین بیتی داره:
نه اشک اینجا زمین فرساست، نِی آهی هواپیما
غبار بی عصاییها به این اندام می خیزد
#بیدل
@adabe_farsi
1 103
چو کرد زلف تو پیرامن قمر حلقه
قمر ز هر طرفی بوسه داد بر حلقه
ز بند و حلقه ی زلف تو برده بودم جان
کمند زلف تو بازم کشید در حلقه
ز عاشقان تو ز آن زلف کس پریشان نیست
بغیر بنده که آن جمع راست سر حلقه
ز زلف تو که گریزد که بند کردستی
هزار عاشق شوریده را بهر حلقه
چو بند زلف تو زنجیر کرد در پایم
زدم ز بدست طلب بر هزار در حلقه
بسان پای دلم ای صبادر آوردست
در آن دو زلف چو زنجیر و می شمر حلقه
بهر طرف که نظر می کند دلم ز آن سوست
کمند زلف تو افتاده حلقه برحلقه
چو نقطه زو نتواند نهاد پای برون
کجا کشید، قضا دایره قدر حلقه
همین که پای دلی دست دادش اندر حال
در افگند سر زلفت به یکدگر حلقه
به سعی بخت بگردن درافگند اقبال
مرا ز ساعد سیمینت ای پسر حلقه
مپوش روی ز قومی که زیر پرده شب
زنند بر درت از شام تا سحر حلقه
ز دیده دُر بفشانم چو دست سیمم نیست
که بهر گوش غلامت کنم ز زر حلقه
تو گنج حسنی و کرده چو مار بر سر گنج
زمرد خط تو گرد لعل تر حلقه
برای گوش تو کردیم حلقها پر در
که نیست آن لایق آن گوش بی درر حلقه
ردیف این در از آن (حلقه) کرده ام کو را
بگوش تو نرساند کسی مگر حلقه
بدستیاری زلف تو #سیف_فرغانی
شکست بر دل اگر بند داشت ور حلقه
@adabe_farsi
