فلسفه اخلاق
الذهاب إلى القناة على Telegram
🌱روانکاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روانشناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63
إظهار المزيد7 234
المشتركون
-524 ساعات
-187 أيام
-6730 أيام
أرشيف المشاركات
7 232
خودت رو پای کسی گذاشتی، بینتیجه؟
.
🔸️بيسکوئيت را گذاشتم توی بشقاب و گفتم بفرمایید. در باز شد و یک پسر قد بلند و هیکلی، از توی طاق در آمد تو. سلام کوتاهی کرد و گفت «بابا بیا تو». باباش آمد تو و سلام کرد یا نکرد، جلوتر از پسر راه افتاد سمت کاناپه. بعد از اینکه نشست و خودش را حسابی روی کاناپه جفت و جور کرد، گفت «پسرم، شما هم بیا این سمت بنشین» و بالأخره هر دو نشستند. خوش و بشی کردم و گفتم «در خدمتم» و صورتم را چرخاندم سمت پسر و گفتم «شرح حال کوتاهی از خودت بده. چند سالهای، چکار میکنی و اینها»؛ و خودکارم را برداشتم که یادداشت کنم، که دیدم پدرش شروع کرد به حرف زدن. «راستش جناب مشاور، پسرم یکخورده استرس و دلشوره دارد، خواستم شما کمکش کنید». گفتم «چشم» و دوباره صورتم را چرخاندم سمت پسر و گفتم «آقا پسر، ما اینجاییم که حرفهای هم را بشنویم. از خودت بگو. خودت را معرفی کن که شروع کنیم» و منتظر ماندم که حرف بزند. چشمش به دهان پدرش بود. یکی دو ثانیهای گذشت و پدرش گفت «اسمش مهدی است. بیستوپنج سالش هم هست». با تکان سر، خیلی کوتاه تأیید کردم و پرسیدم «به چه مشغولی؟ دانشگاه؟ درس؟ شغل»؟ و دوباره منتظر ماندم که جواب بشنوم. داشت ناخن انگشت اشارهاش را میجوید و به نظر اصلن قصد نداشت خودش جواب بدهد. خيره شده بود به پدرش و انگار که روتینِ همیشگیاش باشد که دیگران معرفیاش کنند، منتظر بود باباش لب به سخن باز کند.
همینطور هم شد. پدرش دوباره شروع کرد به حرف زدن. «راستش آقای مشاور، چند سال پیش، دانشگاهِ شهر دیگری قبول شده بود، دو ترم هم درس خواند، اما چون دور بود و خوابگاه و سختیِ غربت بود و اینجور چیزها، همگی به این نتیجه رسیدیم که درس را ول کند بیاید پیش خودمان زندگی کند. قصد داریم یواش یواش دستش را به یک کاری بند کنیم. همه که قرار نیست درس بخوانند. بعضی وقتها به سختیاش نمیارزد، ها»؟
جوابی ندادم و باز چند تا سؤال دیگر پرسیدم. همهشان را بلا استثنا پدرش جواب میداد. رو کردم به پدرش و گفتم «حالا که قرار است به مشکل پسرتان بپردازیم، کاش اجازه بدهید خودشان جواب بدهند. شما هم بروید توی سالن منتظر بمانید». و منتظر ماندم که بلند شود و از اتاق برود بیرون. همینطور که داشت میرفت گفت «پس شما هم پنج دقیقه آخر را به من وقت بدهید که برگردم همینجا، برایم توضیح بدهید که بینتان چه گذشته است» و برای پسرش چشمک نرم و لطیفی زد که یعنی هوایت را دارم، نترس؛ و از اتاق رفت بیرون.
#مصطفی_سلیمانی
.
#خاطرات_فرضی_من_و_مراجعین
#تله_گرفتار #تله_خویشتن_تحول_نیافته
#طرحواره_گرفتار
#طرحواره
❤️🍀 @filsofak
7 232
مقالهای به مناسبت روز پرستار
انگیزه اخلاقی در نگاه همدلانه
(همدلی و دگرخواهی؛ از الزامات اخلاقی در جامعه نیک)
#مصطفی_سلیمانی |دانشآموخته فلسفه اخلاق
** مقدمه
اگر بپذیریم که انسان یک موجود اجتماعی است، به صورت پیشفرض، تعامل اجتماعی او را نیز پذیرفتهایم. در تعامل اجتماعیِ انسانها با یکدیگر، خواه ناخواه سخن از «همدلی» به میان خواهد آمد.
همدلی به معنای درک و فهم حالات درونی دیگران و سهیم شدن در آن است (علوم اعصاب اجتماعی درباره همدلی، دکتی و جکسون، ص 56-54). در واقع، همدلی، زمانی امکانپذیر خواهد بود که فرد بتواند حالات ذهنی دیگران را بشناسد و به آنها پاسخ بدهد (بهبود خود و همدلی در اوایل نوزادی، هانانیا، ص 13-1). پذیرش تفاوتهای فردی در تمامیِ اشکالِ آن، اعم از تفاوتهای ذهنی، انگیزشی و عاطفی، سنگ بنای اولیه برای برقراری روابط همدلانه است. جلوههای این توانمندی، در دوره کودکی آشکار میشود و در صورت تقویت شدن، میتواند به عنوان یک خصلت بارز در فرد باقی بماند و اساس زندگی اجتماعی او را تشکیل بدهد...
🍀❤️ @The_meaningoflife
7 232
#طرحواره
تلههای زندگی(۶)
مجله خانههایروشن ۱۳۱
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۴۳۲
موضوع پرونده:
(تله بیاعتمادی و بدرفتاری)
#تله_بی_اعتمادی
#طرحواره_بی_اعتمادی
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
7 232
فرشتهسازی نکنیم
چرا نباید افرادی مثل مادر، پرستارها و پزشکها (خصوصا در این ایام کرونایی) را که خیلی دوستشان داریم و برایمان مهم هستند، متصف کنیم به نام فرشته؟
این ابراز محبت صادقانه در فرشتهنامیدن آنها میتواند هم ذهن خودمان و هم ذهن کودکانی که این نامگذاری را میشنوند و میبینند، دچار خطا کند. همانگونه که میدانیم "فرشته" در این مقام، یک مفهوم انتزاعی است و گویا آفریده شده است برای خوببودن، خوبی بینهایتی، بدون هیچ توقف و انتظاری.
وقتی ما مدام به کسی که شغلش را انتخاب کرده است؛ مثل یک پرستار، میگوییم فرشتهی سپیدپوش جامعه، آنوقت پرستاری که برای خودش نامی دارد، مستقلا هویتی دارد و پرستاریکردن فقط شغل انتخابشدهی او است، مجبور بشود بهخاطر خدشهدارنشدن نگاه جامعه به شغلش؛ که همسانی با فرشتهها دارد، بیشتر وقتها از ابعاد انسانیاش بزند. خستگیاش، رنجش و دردش را پنهان کند.
این رفتار باعث میشود به مرور تبدیل شود به موجودی که در ناخودآگاه، خودش را قربانی شغلش بداند و خشمی عمیق در او شکل بگیرد و هرچه بیشتر و از روی محبت به او بگویند تو فرشتهخصال هستی، تو فرشتهی سپیدپوش هستی، این خشم در او بیشتر و بیشتر شود.
خیلی مراقب باشیم وقتی در مورد خوبی و مهربانی کسی صحبت میکنیم به او برچسبهایی از صفات نیک انتزاعی نزنیم. بلکه هویت انسانیاش را، دردها و رنجهایی که با این هویت انسانی کنار او هست نیز ببینیم. این بهترین، انسانیترین و کاربردیترین نوع قدردانی و ستایش است.
🔸️|دکتر سحر سلطانی|
❤️🍀 @filsofak
7 232
هر سال به کریسمس که نزدیک میشیم ویدئوهای زیادی ساخته میشن که وقایع سال رو به شکل خلاصه نشون میدن و جنبهٔ خبری دارن اما این ویدئو که امروز دیدم یه شاهکار از نظر تدوین صدا و تصویره. انتخاب تصاویرش هم خیلی هوشمندانه است. از ایران هم چند تا تصویر مهم توش هست.
بهشدت توصیه میکنم ببینیدش، البته به صورت افقی و با هندزفری.
We are not going to forget this year any time soon.
Stay strong. Stay positive !
❤️🍀 @filsofak
7 232
عشقتونو اینجوری سورپرایز کنید😊
بدون اطلاع پرستارا همسراشونو گریم کردن و تو بیمارستان بستریشون کردن...
واکنشهاشون دیدنیه 😍👌
+دیدنی
❤️🍀 @filsofak
7 232
☘به مناسبت چهلم مرحوم دکتر داود فیرحی
🔸️پروژهای به نام عقلانیت مدرن
(نگاهی به اندیشههای پژوهشگرِ صلحدوست؛ مرحوم دکتر داود فیرحی)
🖋 مصطفی سلیمانی
دانشآموخته فلسفه اخلاق
🔸️منبع:
سایت #شفقنا
🔸️لینک مطلب:
https://fa.shafaqna.com/news/1066245/
❤️🍀 @filsofak
7 232
#طرحواره
تلههای زندگی(۵)
مجله خانههایروشن ۱۳۰
دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی
نشریه حریم امام شماره ۴۳۱
موضوع پرونده:
(رهایی از مهرطلبی)
#تله_مهرطلبی
#طرحواره_مهرطلبی
+ به دوستان خود بفرستید
🍀❤️ @The_meaningoflife
7 232
🔸️"چگونه ابتذال در جامعه رواج و گسترده می یابد"
میلان کوندرا در یکی از کتابهایش به پدیدهای اشاره میکند به عنوان «جذابیت انکارناپذیر ابتذال»! او معتقد است که بسیاری از انسانها، تمایل عجیبی به چیزهای سطحی و دمدستی دارند. مضامین کلیشهای، امور سطحی ونخنما، سریالهای اشکآور، حاشیههای زندگی هنرمندان، چیزهایی که با احساسات ما بازی کند و شعورمان را به بازی بگیرد!
«ابتذال» از ریشهٔ بذل کردن است. به معنی بذل توجه بر چیزی که در ذات، ارزش آن را ندارد. به طور مثال شما اگر یک آفتابه را طلاکوبی کنید، کار مبتذلی کردهاید. برای اینکه آفتابه، آفتابه است؛ حتی اگر طلا باشد باز هم آفتابه است.
ابتذال در تمام دنیا هواداران فراوانی دارد. موسیقیهای نازل ولی پرطرفدار، فیلمهای کمارزش هنری ولی پرفروش. در واقع اکثر محصولات پرفروش از یک الگوی ثابت پیروی میکنند و تمایل به ابتذال در مردم را هدف قرار داده و معمولاً به جز مواردی استثنا، از ارزش هنری نیز برخوردار نیستند.
ابتذال همواره دو سر دارد: آنها که آن را تولید میکنند و آنها که آن را مصرف میکنند. تا زمانی که تقاضا برای ابتذال وجود دارد، عرضهٔ آن در دنیا ادامه خواهد داشت. شاید برای مقابله با ابتذال تنها راه، پرورده کردن سلیقهٔ جامعه باشد.
در همین راستا نقل حکایتی از مثنوی معنوی چندان خالی از لطف نیست!
مولوی داستان مردی را میگوید که هنگام عبور از بازار عطرفروشان، ناگهان بر زمین افتاد و بیهوش شد. مردم دور او جمع شدند و هر کسی چیزی میگفت، همه برای درمان او تلاش میکردند. یکی نبض او را میگرفت، دیگری گلاب بر صورت او میپاشید و یکی دیگر عود و عنبر میسوزاند، اما این درمانها هیچ سودی نداشت. حال مرد بدتر و بدتر میشد و تا ظهر بیهوش افتاده بود و همه درمانده شده بودند.
اما تنها برادرش فهمید که چرا وی در بازار عطاران بیهوش شده است. با خود گفت: من درد او را میدانم، برادرم دباغ است و کارش پاک کردن پوست حیوانات از مدفوع و کثافات است! او به بوی بد عادت کرده و مغزش پر از بوی سرگین و مدفوع است و با استشمام بوی خوب عطرها بیهوش شده است. سپس کمی سرگین بدبوی سگ برداشت و به بازار آمد. مردم را کنار زد و کنار برادرش نشست و آن مدفوع بد بوی را جلو بینی برادر گرفت. چند لحظه بعد مرد دباغ به هوش آمد!
در حقیقت این تمثیل مردمی است که به فرهنگ نازل خو گرفته و از آثار اصیل، هنر والا و فرهنگ فاخر روی برگرداناند. تا جایی که آنها را خستهکننده، سخت فهم و یا غیر سرگرمکننده میدانند و از خواندن یک کتاب عالی، تماشای یک فیلم هنری و یا گوشدادن به یک موسیقی اصیل، نه تنها هشیار نمیشوند بلکه به بیهوشی عمیق رضایت می دهند!
❤️🍀 @filsofak
7 232
🔸️رمان: عقرب روی پلههای راهآهن اندیمشک
🖋نویسنده: حسین مرتضائیان آبکنار
+ حتما بخوانیدش
❤️🍀 @filsofak
7 232
باید چطور به سوگِ عاطفه زخمخوردهمان بنشینیم؟
کجا و چه موقع انکار و خشم و غممان تمام میشود؟
چکار باید کرد؟
باید خاک بریزیم روی این غم؟
باید دل بدهیم به دلِ این درد؟
یا باید برویم به جنگش؟
شما را نمیدانم، اما من که تا گریههام را نکنم، هیچکاری نمیکنم!
گریههام که تمام بشود حتمن مینشینم به آنچه که مرا کشاند تا اینجا، فکر میکنم...
پنهان کردن و تحمل کردن نه؛ من زخمهام را التیام میدهم.
شما را نمیدانم...
#مصطفی_سلیمانی
+ با دوستان به اشتراک بگذارید
🍀❤️ @The_meaningoflife
7 232
اگر جرأت داشته باشیم این قانون را بپذیریم که دنیا بیثبات است و هیچ چیز پایدار نیست، به آرامش بزرگی میرسیم.
تمام تلاش ما برای آنکه "قرار" و "ثبات" را در این دنیا حفظ کنیم محکوم به شکست است. ما برای آنکه "قرار" را حفظ کنیم، "بیقرار" میشویم.
هرگاه سعی میکنیم پدیدهای را همانطور که هست حفظ کنیم، دچار اضطراب و رنج فراوان برای «حفظ قرار» آن پدیده میشویم.
بیقراری آدمها عمدتاً نتیجهی این است که به دنبال "قرار" میگردند.
#اریک_فروم
(📖 داشتن یا بودن)
❤️🍀 @filsofak
7 232
گزیدهای از آموزههای اپیکتتوس رواقی
۱. احساسات و برداشتهای اولیهات را از هر رویداد وارسی کن! (معمولاً این احساسات و برداشتها نادرستاند)
۲. بیثباتی امور را به یاد داشته باش. (همواره به خود بگو: این نیز بگذرد)
۳. بگو: اگر هستی بخواهد! (چون همهی وسائل رسیدن به یک هدف در اختیار خودت نیست)
۴. ببین که چهگونه هماکنون و در همینجا میتوانی فضیلت بورزی. (اکنون را از دست مده و نیکیای را که الآن میتوانی بکن)
۵. مکث کن و نَفَسی عمیق بکَش! (بههنگام پدیدآمدن احساسات منفی)
۶. خود را دیگری بینگار. (بههنگام مصیبتزدگی به خود بگو: اگر این مصیبت به دیگری رسیده بود چه توصیهای به او میکردم)
۷. کم گوی و گزیده گوی! (به وقت ضرورت و به قدر ضرورت سخن بگو؛ سخن راست و بهجا)
۸. همنشینان نیک برگزین. (لااقل، از خودت نیکتر)
۹. به اهانتها و توهینهای دیگران با شوخطبعی پاسخ بده! (گویی اهانتها و توهینها خطاب به تو نبودهاند)
۱۰. دربارهی خودت سخن مگوی. (که، افزون بر غیراخلاقیبودن، به مصلحتت هم نیست، چرا که همه از تو گریزان میشوند)
۱۱. بیداوری سخن بگو. (فقط واقعیّات را بگو و بر آنها هاشورِ ارزشداوریهایت را مزن)
۱۲. در باب روزی که گذشت تأمل کن! (در اینکه چهگونه باید میگذشت، چهگونه میشد بگذرد و چهگونه گذشت)
🔸️|مصطفی ملکیان|
❤️🍀 @filsofak
7 232
عمر عقاب ۷۰ سال است ولی به ۴۰ که رسید چنگال هایش بلند شده و انعطافِ گرفتن طعمه را دیگر ندارد..
نوک تیزش کند و بلند و خمیده میشود و شهبال های کهنسال بر اثر کلفتی پَر به سینه میچسبد و دیگر پرواز برایش دشوار است.
آنگاه عقاب است و دوراهی:
بمـیرد یـــــا دوباره متولد شود
ولی چگونه؟؟
عقاب به قله ای بلند میرود نوک خود را آنقدر بر صخره ها میکوبد تا کنده شود و منتظر میماند تا نوکی جدید بروید. با نوک جدید تک تک چنگال هایش را از جای میکَند تا چنگال نو درآید. و بعد شروع به کندن پَرهای کهنه میکند.
این روند دردناک 150 روز طول میکشد ولی پس از 5 ماه عقاب تازه ای متولد میشود که میتواند 30 سال دیگر زندگی کند.
برای زیستن باید تغییر کرد.
درد کشید...
از آنچه دوست داشت گذشت.
عادات و خاطرات بد را از یاد برد و دوباره متولد شد.
یـــــا بايد مُرد...
انتخاب با خودِ توست...
#تمثیل_سرخپوستی
❤️🍀 @filsofak
7 232
آیا کودک شما برای استفاده از تلفن هوشمند آماده است؟
امسال بهدلیل ویروس کرونا، کودکان بیش از هر زمان دیگر آنلاین هستند. آنها برای کارهای مدرسه و حفظ ارتباطات اجتماعی با همسالان و بستگان به صفحه نمایش نیاز دارند. بنابراین طبیعیست که داشتن تلفنهای هوشمند و سایر انواع صفحه نمایش اینک از محبوبیت بیشتری برخوردار است.
اما سؤال اینست: آیا فرزند شما آمادگی داشتن یک دستگاه ارتباطی را دارد که بالقوه قادر به اتصال به هر کسی، هرجایی و هر چیزی است؛ هر زمان و هر موقع؟!
این موضوع مسئولیت وحشتناکیست، خصوصا برای کودکی که هنوز لازم است به او یادآوری شود هنگام برف کاپشن بپوشد یا تکالیف خود را قبل از خواب انجام دهد.
والدین اغلب میخواهند بدانند از چه سنی فرزندانشان میتوانند تلفن هوشمند داشته باشند است.
صادقانه باید گفت چنین سنی وجود ندارد! بهتر است کودک خود را به دقت ارزیابی کنید و با پرسیدن پنج سؤال زیر آمادگی او را تعیین کنید.
۱. آیا کودک شما میداند چگونه محتوای ارسالی خود را مدیریت کند؟ هر آنچه را که بهصورت آنلاین ارسال میکنیم برای همیشه آنلاین میماند، توسط هر کسی و همه جا قابل مشاهده است، حتی اگر تصمیم بگیرید آن را حذف کند، باز میتواند توسط دیگران ذخیره و به اشتراک گذاشته شود. اینترنت مملو از کودکانی است که ارسال محتواهای ناخوشایند برایشان هزینههای گزافی داشته است.
۲. آیا فرزند شما میداند چگونه روابط آنلاین ایمن، برقرار و حفظ کند؟ آیا کودکان به لحاظ احساسی آماده مقابله با آزار و اذیتهای اینترنتی یا درگیری با آنها هستند یا میدانند اگر از آنها یک عکس یا عمل جنسی خواسته شود چه کاری باید انجام دهند. ممکن است کودک شما برای مقابله با پورنو یا اخاذی آموزش ندیده باشد (یا حتی نمیداند معنی این کلمات چیست). بچهها باید بدانند وقتی با چیزی ترسناک یا مضر روبرو میشوند چه کاری باید انجام دهند. اگر نمیتوانند، هنوز خیلی جوان هستند که با دستگاهی به اینترنت متصل شوند.
۳. آیا فرزند شما میداند چگونه از حریم خصوصی و اطلاعات شخصی خود محافظت کند؟ بسیاری از بچهها ناخواسته اطلاعات شخصی زیادی را در رسانههای اجتماعی به اشتراک میگذارند. آیا فرزند شما میداند که بسیاری از برنامهها و خدمات رایگان سرگرمکننده، درواقع رایگان نیستند؟ آیا فرزند شما میداند کسانی که اطلاعات او را جمع میکنند با آن چه کار میکنند یا اینکه چگونه تجارب آنلاین او براساس اطلاعات شخصی که جمع میکنند، سفارشی میشود؟
۴. آیا فرزند شما میداند و میتواند از دستگاه جدا شود؟ به گفتهی خودشان، نیمی از نوجوانان بهوسیله ارتباطی خود "معتاد" هستند. آیا فرزندتان را به استراتژی (و دلایلی) مجهز کردهاید که به آسانی از دنیای مجازی جدا شود و به زندگی فعلی "واقعی" متصل شود؟ آیا کودک شما زمان زیادی را در اینترنت سپری میکند؟ آیا او از ویژگیهای "اعتیادآور" که صنعت فناوری برای جذب و جلب توجه خود بهکار میبرد اطلاع دارد؟
۵. آیا فرزند شما میداند چگونه درباره اطلاعاتی که بهصورت آنلاین پیدا میکند انتقادی بیندیشد؟ اطلاعات نادرست آنلاین بسیار زیاد است. آیا فرزند شما میداند که در فضای مجازی هر کسی میتواند هر چیزی را بهصورت آنلاین ارسال کند؟ و این بدان معناست که وی باید بتواند اطلاعات را از نظر صحت، اعتبار، ارزش و بدون هیچ تعصبی ارزیابی کند. آیا او میفهمد که چگونه اخبار "جعلی" را گزارش کند؟ آیا میتواند ارزهای دیجیتال یا بیت کلیک (یک متن یا پیوند فریبنده) را تشخیص دهد؟ و میداند هرگز چیزی را که درستی آن تأیید نشده به اشتراک نگذارد؟
این پنج سؤال امکان خوبی برای شروع است. اگر تشخیص دادید که کودک شما در مورد موضوعات فوق آموزش کامل ندارد، ترمز را بکشید.
همین امروز کودکان و نوجوانان خود را برای رویارویی با دنیای دیجیتال پر زرق و برق و سرشار از مشکلات آماده کنید زیرا چه تلفنهای هوشمند، رایانهها و لپتاپها در تعصیلی مدارس وارد زندگی آنها شود یا در روزهای آینده، دیر یا زود، فرزند شما مجبور به استفاده از این دستگاهها خواهد شد. امیدواریم این بدان معنی باشد که با خیال راحت و هوشمندانه از آنها استفاده خواهد کرد.
|(psychology today) ترجمه زهره عابدینی|
🍀❤️ @filsofak
متاح الآن! بحث تيليغرام 2025 — أهم رؤى العام 
