ar
Feedback
فلسفه اخلاق

فلسفه اخلاق

الذهاب إلى القناة على Telegram

🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63

إظهار المزيد
7 263
المشتركون
-324 ساعات
+157 أيام
-1930 أيام
أرشيف المشاركات
📝 مثلِ عموپورنگ . +وای وای وای! عجب اخمی! چشاشو نگا. لباشو نگا. فک کنم اگه تو مسابقه خطرناک‌ترین اخم جهان شرکت کنه اول بشه. وای قلبم. خدایا مُردم از ترس. به دادم برس. خنده‌اش پُقی پرید بیرون. نگاه سریع و پر از شیطنتی انداخت به صورتم و بعد مثل کسی که بخواهد اذیت کند، لب‌هاش را سفت جمع کرد و زل زد به گوشه دیوار. و بعد دستش را برد دور و برِ لب و لوچه‌اش؛ که مثلن خنده‌اش را قایم کند. از جام بلند شدم و رفتم سمتِ همان‌جایی که خیره شده بود بهش. +یعنی چه چیز جذابی اینجا هست که این می‌بینه و من نمی‌بینمش؟ و الکی هی توی کنجِ دیوار، خودم را مشغول جست‌وجو نشان دادم و ناکام. درمانده و شکست‌خورده گفتم: +خدایا خودت یه نظر لطفی به ما بکن! دیگر نتوانست جلوی خنده‌اش را بگیرد. بلند زد زیر خنده. -شما نمی‌تونین ببینینش، فقط من می‌بینم. و بعد یک قرِ ریز داد. رفتم سمت‌اش و تا رسیدم بهش، خم شدم و گفتم: +پس خوشگل‌بلایِ ما، چشمای جادوئی داره! و یک پاستیل از ظرفِ روی عسلی درآوردم و گرفتم روبه‌روش. +جی‌جی‌جی‌جینگ! چشمانش برقی زد. -مال منه؟ و منتظر تأیید من ماند. و خیلی مؤدبانه از دستم قاپش زد. +اشکان‌اینام پاستیل دارن؟ یکهو چشم‌هاش گرد شد. . -شما اشکانو می‌شناسین؟ +تازه آشنا شدم باهاش. . -آره دارن. ولی من که به خاطر پاستیل نموندم خونه‌شون که. +پس چرا موندی؟ -چون دیگه مامان و بابامو دوس ندارم. هیچ‌وقتم دیگه نمی‌خوام برگردم خونه خودمون. حتی تا بزرگی‌. من دیگه می‌خوام بچه مامان و بابای اشکان باشم. +چرا آخه؟ -چونکه مهربونن. +خب مامان و بابای خودتم مهربونن. ببین چه لباسای خوشگلی برات خریدن. خیلی دوسِت دارنا. -نخیرم. اصلنم مهربون نیستن. کسی که هيچ‌وقت با آدم بازی نکنه مهربونه؟ تازه‌شم همیشه‌ام سرم داد می‌کشن، می‌گن برو تو اتاقت حوصله‌تو نداریم. و با عصبانیت صورتش را برگرداند سمت دیوار. +خب مامانْ بابای اشکان چی؟ برگشت سمت‌ام. -مامانش که خیلی مهربونه. همیشه برامون کیکای خوشمزه میاره و... و انگشت اشاره دست راستش را گذاشت لای دندان‌هاش و عمیقن رفت توی فکر. -اوممممم... آها. هيچ‌وقتم سرمون داد نمی‌زنه. +اون‌وقت باباش چی؟ -عمو محمد خیلی خیلی مهربونه. شکل عمو پورنگه. همیشه باهامون بازی می‌کنه. برامون شعر می‌خونه. کارای خنده‌دار می‌کنه. می‌تونه حتی اسباب‌بازی‌ام بسازه. و پا شد و دست کرد توی جیب‌اش. -ببینین. یک قایقِ کاغذی کوچک بود. +عمو پورنگو دوس داری؟ -آره. و دو تا دست‌هاش را باز کرد. -خیلی. عاشقشم. #مصطفی_سلیمانی #خاطرات_من_و_مراجعین . #تربیت_فرزند #عموپورنگ 🍀❤️ @The_meaningoflife

#معرفی_کتاب روانشناسی ابراز وجود 🍀❤️ @filsofak
#معرفی_کتاب روانشناسی ابراز وجود 🍀❤️ @filsofak

💠#عزت_نفس 1⃣ اساس خوددوستی بر پایه عزت‌ نفس استوار شده است. عزت نفس، باور و اعتقادی مثبت، عمیق و منطقی، مستقل و واقع‌بینانه است که ما در مورد ارزشمند بودن و پذیرش خویش داریم. به این مؤلفه‌ها توجه و در مورد آن‌ها فکر کنید #مثبت #عميق #منطقی #مستقل #واقع بینانه 2⃣ پس عزت نفس و احساس ارزشمندی، ارتباط زیادی با نوع فکر، احساس و رفتاری دارد که نسبت به خودتان دارید و اگر مشکلی با ارزشمندی و پذیرش خود دارید، می‌بایستی تغییراتی عمیق، منطقی و شناختی در این سه حوزه فکر، احساس و رفتارتان نسبت به خودتان ایجاد کنید. 3⃣ احساسات شما نیز عموماً برگرفته از افکار و اعتقادات شماست. اگر می‌خواهید روی عزت نفستان کار کنید، می‌بایستی عمیقاً معتقد باشید که وقتی افکار خاصی دارید احساسات خاصی نیز در شما شکل می‌گیرند. به این معنا، عموماً احساسات بدی که اکنون تجربه می‌کنید، مثل احساس بی‌لیاقتی، درماندگی، بیچارگی، گناه، ناامیدی، اضطراب، افسردگی و...، ناشی از مشکلات فکری شماست. ریشه فکری آن‌ها را جست‌وجو کنید. 4⃣ لازمه‌ی احساس ارزشمندی، پذیرش خودتان است. اما به این معنی نیست من هرگز نباید اشتباه داشته باشم یا باید کامل و بی‌نقص باشم! شما می‌توانید در عین اینکه از برخی رفتارهای خود ناراضی هستید، خودتان را نیز بپذیرید. اتفاقاً این نوع پذیرش، موجب رفع اشتباهات و بهبود خویشتن می‌شود چون خودتان را بد ندانسته و طرد نکرده‌اید. آنچه را نپذیری؛ نمی‌توانی تغییر دهی! 5⃣ هر چه بیش‌تر خودتان را واقع‌بینانه، نه کمال‌گرایانه بپذيريد، بیش‌تر می‌توانید دیگران را نیز بپذیرید و توقع، نیاز و برخورد شما نسبت به دیگران تغییر می‌کند. چون می‌دانید دیگران نیز، توان و شرایط محدودی دارند و آنها نیز مانند شما انسانی ناکامل هستند و ممکن است رفتارهای خوب و مناسبی نداشته باشند. 6⃣ ضعف عزت نفس، خودش را در روابط شما نشان می‌دهد و با روابط شما مرتبط است. اگر وابستگی دارید؛ اگر احساس قربانی بودن می‌کنید و دنبال ناجی می‌گردید! اگر در روابط مسموم و آسیب‌زننده، به بهانه‌های مختلف می‌مانید! اگر نمی‌توانید حالتان را مستقلاً خوب کنید و آن را به گردن دیگران می‌اندازید! اگر دنبال متهم و مقصر می‌گردید تا مسئولیت تغییرتان را بر عهده نگیرید! اگر در روابط عاطفی خود، معطل و منتظر، نیازمند و طلبکار هستید که فلانی برگردد یا شما را ترک نکند یا شما را قانع کند که چرا شما را نمی‌خواهد و دوست ندارد، بدانید در رشد عزت نفستان با مشکلات و موانع زیادی روبرویید که خودتان در رفع آن‌ها مسئول هستید. 🍀❤️ @filsofak

این هم روایتی اشک‌آلود و شیرین‌ از آنچه در نظریۀ «پذیرش و پایبندی» (ACT)، نامش را «اجتناب تجربه‌ای» (experiential avoidance) گذاشته‌اند. زیستن درد دارد، خوب زیستن حتی بیش‌تر! 🍀❤️ @filsofak

به‌شتاب تصمیم نگیر. آنوقت یکی مثل دیگری خواهی بود. با مشاهده تکه‌ای از حیات کل را داوری مکن. حقیقت این است که سفر پایان ناپذی
به‌شتاب تصمیم نگیر. آنوقت یکی مثل دیگری خواهی بود. با مشاهده تکه‌ای از حیات کل را داوری مکن. حقیقت این است که سفر پایان ناپذیر است. پایان یک راه آغاز دیگری است. دری که بسته شود، در دیگری گشوده شده است. لائوتسه 🍀❤️ @filsofak

🔹️این‌روزهای ایران یکی از پنهانی‌ترین موهبت‌های دندان‌درد برای آدم‌های ورّاج، از کار افتادن فکِّ‌شان است. اتفاقِ مبارکی که می‌تواند دقیقاً به اندازه شکسته شدن دستِ کسی که دستِ بزن دارد، برکات داشته باشد. این‌طوری، باز شدن دهان، فقط وقتی می‌صرفد که حرف، به دردی که بعدش باید تحمل شود بی‌ارزد. خواه ناخواه، بعد از بسته شدنِ یک در به حکمت، درهای دیگر به رحمت باز خواهند شد. یعنی آدم می‌بیند که می‌شود غیر از فک زدن، به گزینه‌های دیگری، مثل گوش‌کردن، خواندن و دیدن هم فکر کند. این روزها، اتفاقات مهم کشور ما، بیشتر از همه یادآورِ برکاتِ لال و چلاق بودن توی لحظات آشوب است. حادثه‌ی پیچیده‌ای رخ داده است. قاعده کلی این است که این‌جور موقع‌ها، آدم‌ها باید شوکه باشند و دهانشان قفل شده باشد. درست مثل موقع گیر افتادن توی یک ماشین در حال مُعلق زدن. وقتی آدم دارد توی هوا مدام سر و ته می‌شود، اظهار نظر عینِ حماقت است. گزارش در لحظه هم، بی‌کاربردترین اقدام. مثل این‌روزهای ایران. گرد و خاکی به هوا بلند شده و هیچ چشمی صاف نمی‌بیند. آدم عاقل این موقع‌ها صبر می‌کند تا گرد و خاک‌ها خوب بخوابد. چشمانش را باز و تیز می‌کند تا سره را از ناسره بشناسد و بعد اگر دید می‌صرفد دهانش را باز کند. ماها اما عجیب شده‌ایم. حتی آداب شوکه شدن را هم از یاد برده‌ایم. به جای اینکه با سکوت کردن، اجازه بدهیم که عقل و منطق‌مان بیاید سر جاش، شیرِ احساساتمان را باز می‌کنیم و می‌گذاریم هیجانات، برکتِ مخفیِ توی شوکه شدن را هم از ما بگیرند. فکر کردن‌مان نمی‌آید. شاید اعتقاداتمان نشتی دارد یا دیوارِ دیانت‌مان نم کشیده است. بی‌فکر، دهانمان را باز می‌کنیم و هر چه نافهمی داریم می‌ریزیم روی دایره. نمی‌دانم. شاید خیال می‌کنیم که مأمور به وظیفه‌ایم نه نتیجه، که این‌طوری شلوغ‌کاری راه می‌اندازیم و بی‌هوا خودمان را ول می‌دهیم روی موج احساسات. توی دوره‌ای که هرکس دنبال ماهیگیری خودش است، وصل بودن به یک منبعِ خبری و رسانه‌ای خاص، یعنی بازیچه دست دیگری بودن. یعنی عروسکِ خیمه‌شب‌بازیِ اَبَر قدرت‌ها بودن. دنبال نتیجه فوری بودن، همیشه خوب نیست. یک‌وقت‌هایی باید صبوری پیشه کنیم. به خودمان بقبولانیم که نمی‌صرفد اگر زود دهانمان را باز کنیم. آداب شوکه شدن را رعایت کنیم. فقط مات و مبهوت بمانیم. همه حرف‌ها را از همه رسانه‌ها ببینیم و بشنویم. بعد سرمان را بیندازیم پایین و برویم توی فکر. دو دو تا چهار تا کنیم. تجزیه و تحلیل کنیم. موشکافانه بررسی کنیم ببینیم کی راست می‌گوید کی دروغ. و بعد نانِ عقلِ خودمان را بخوریم... #مصطفی_سلیمانی 🍀❤️ @filsofak

نحوه‌ی مواجهه با فرد افسرده |دکتر علی معینی، روانپزشک| 🍀❤️ @filsofak

🔴 چند نكته واقعاً کاربردی که می‌تواند زندگی‌مان را به کلی عوض کند: فراموش نكنید بزرگ‌ترین آتش‌سوزی جهان را در ابتدا می‌توان با یک فنجان آب خاموش كرد (درایت، مدیریت بحران) توانِ یک زنجیر به اندازه ضعیف‌ترین حلقه آن است. (مشاركت) مداد هر رئیس باید پاك‌كن داشته باشد. (گذشت) به خاطر داشته باشید که كشتی‌ها در لنگرگاه‌ها امنیت بیشتری دارند، اما هیچ‌گاه برای چنین هدفی ساخته نشده‌اند. (تلاش در رفع موانع) ذهن انسان مانند چتر نجات است و تنها زمانی كار می‌كند كه باز باشد. (ذهن باز) ما دو گوش و یک زبان كه داریم؛ باید دو برابر آنچه كه می‌گوییم، بشنویم. (خوب شنیدن) نسبت سطح بال زنبور به بدن او، بسیار کم است؛ با توجه به قوانین آیرودینامیک، در چنین حالتی پرواز ممکن نیست، اما زنبور این را نمی‌داند و پرواز می‌کند... 🔴جملاتی كوچک، مفاهيمی بزرگ: -اگر رؤیاهايتان را نسازيد، یك نفر استخدامتان می‌کند، تا رؤیاهای او را بسازيد! -آنقدر خوب باشيد که ببخشيد، امّا آنقدر ساده نباشيد که دوباره اعتماد کنید! اگر احساس افسردگی دارید، درگير گذشته هستید؛ اگر اضطراب دارید، درگير آینده! و اگر آرامش دارید، در زمان حال به سر می‌بريد. پس در لحظه زندگی کنید..! قدر لحظه‌ها را بدانيد! زمانی می‌رسد که دیگر شما نمی‌توانید بگویید جبران می‌کنم. یک نكته را هرگز فراموش نكنيد: لطف مکرّر، حق مسلّم می‌گردد! پس به اندازه لطف کنيد... از کسی که به شما دروغ گفته نپرسيد: چرا؟ چون سعی می‌كند با دروغ‌های پی در پی، شما را قانع كند! غصّه‌هایتان را با قاف بنویسيد تا هرگز باورشان نکنيد! انگار فقط قصّه است و بس... هیچ بوسه‌ای جای زخم زبان را خوب نمی‌کند! پس مراقب گفتارتان باشيد... جاده زندگی نبايد صاف و هموار باشد وگرنه خوابمان می‌برد! دست‌اندازها نعمت بزرگی هستند... و نكته آخر: هيچ‌وقت فراموش نكنيد كه‌: «دنيا تكرار نمي شود..!» 🍀❤️ @filsofak

بعضی آدم‌ها باعث می‌شوند که خنده شما کمی بلندتر و لبخندتان کمی درخشان‌تر و زندگی‌تان کمی بهتر شود سعی کنید یکی از این آدم‌ها باشید... 👤گراهام گرین 🍀❤️ @filsofak

از صفحه اینستاگرام محمدحسن شهسواری(رمان‌نویس و مدرس رمان‌نویسی) اجازه دهید با یک راهکار ساده نشان دهم سعادتتان در چیست. البته که انجام دادنش اصلاً ساده نیست. خلوت‌ترین ساعات روزتان را بیابید. برای رمان‌نویسیِ حرفه‌ای نباید کمتر از ۳ ساعت باشد اما برای شروع ۱ ساعت هم عالی است. مقید باشید به هیچ وجه از نوشتن دست نکشید. بعد از یک ماه ببییند چه چیزی باعث ننوشتن شما شده‌: رسیدگی به همسر و فرزند، مهمانی، والدین. یا هر چی. جسارتاً باید عرض کنم سعادت شما در رها کردن همان چیز است. بدیهی است منظورم رها کردن خانواده یا پول نیست. منظورم رها کردن نوع نگاه شما به آن است. آیا باید به همه‌ی درس‌های بچه‌ برسید؟ اگر نرسید مردود می‌شود؟ خب بشود. جدی می‌گویم. بشود. ندیده‌اید چه قدر آدم موفق که در دوران مدرسه ناموفق بوده‌اند. باید هر روز با دوست، مادر یا همسرتان ۲ ساعت حرف بزنید؟ عزیزی که بخواهد با کمبود چنین خدماتی (به خصوص وقتی توضیح داده باشید این ساعات برای شما حیاتی است) دلخور ‌شود، عزیز بسیار خودخواهی است. تا ۸ سال پیش بزرگ‌ترین هراس من بی‌پولی بود. خیلی راحت ساعات نوشتن را به خاطر پول کنار می‌گذاشتم. حس می‌کردم دارم به خانواده‌ خدمت می‌کنم. همین باعث می‌شد (به خصوص در مورد رمان‌نویسی که تمرکز و استمرار می‌خواهد) کم‌کار باشم. روزهای بسیاری، نوشتن را کنار می‌گذاشتم و می‌دانید دوباره برگشتن به رمانِ رها شده چه مصیبتی است. اول فکر کردم مشکل از فیلم‌نامه‌نویسی است. رهاش کردم. کارگاه‌هایم را جدی گرفتم. (در آغاز اصلاً نگاه مالی به کلاس‌هایم نداشتم، چون راستش با فیلمنامه‌نویسی وضعم به عنوان نویسنده خیلی توپ بود.) بعد دیدم خیلی راحت وقت نوشتنم را می‌دهم به خواندن رمان بچه‌ها. برای همین مدتی این را هم تعطیل کردم. مشکل مالی پیدا نکردیم؟ چرا. شب‌هایی بود که حتی پول نان و پنیر هم نداشتیم. از گشنگی مردیم؟ اصلاً. اما در عوض از بزرگترین ترسم رها شدم. انرژی در من فوران کرد و تمرکز فراوان شد. طوری که در ۵ سال گذشته (بدون آن که حتی یک دقیقه بیشتر از ۳ ساعت وقت برای نوشتن گذاشته باشم) ۸ کتاب در مجموع حدود ۶۴۰ هزار کلمه نوشته‌ام. یعنی متوسط روزی ۳۵۰ کلمه. که تازه راندمان حقیقتاً افتضاحی است. مشکل اصلاً ساعات روزانه نیست. مشکل مثل همیشه درون خود آدم است. مسئله این است آیا شجاعت رها کردن داریم. همان نیرویی که باعث می‌شود رها کنید، باعث بهبود کیفیت و کمیت نوشتن هم می‌شود. که ملای روم گفته: آب کم جو و تشنگی آور به دست/ تا بجوشد آب از بالا و پست. 🍀❤️ @filsofak

میتوانی آنقدر نفس نکشی تا بمیری، ولی مردم همچنان مثل قبل رفتار خواهند کرد. مارکوس اورلیوس 🍀❤️ @filsofak
میتوانی آنقدر نفس نکشی تا بمیری، ولی مردم همچنان مثل قبل رفتار خواهند کرد. مارکوس اورلیوس 🍀❤️ @filsofak

تنفر و عشق کور بزرگ‌ترین خوبی باندپیچی‌بودن دست آدم این است که خیلی نمی‌تواند چیزی بنویسد. درست مثل آدم وراجی که دندانش را بکشد و نتواند حرف بزند. این‌ها همه موهبت است. آدم مجبور می‌شود بیشتر بخواند و گوش دهد. دقیقا همین اتفاقی که سه روز پیش افتاد. رئیس‌جمهور یک کشور، مقام نظامی کشور دیگری را در کشور سومی کشته است. همین یک خط آن‌قدر پیچیدگی دارد که آدم عاقل، قبل از هر اظهار نظری باید یک هفته فکر کند تا بفهمد چی شد که این‌طوری شد؟  اما ما یک دقیقه هم فکر نکردیم. شدیم چند دسته‌ی کاملا مقابل. چشم‌هایمان را بستیم و چاک دهان‌مان را باز کردیم و هر چه را که بلد نبودیم ریختیم روی دایره. ماجرا شده مثل مسابقه‌ی طناب‌کشی که قرار نیست به هیچ تقاهمی برسد. فقط همه زور می‌زنند تا برنده بشوند و عنوان برنده را بگیرند. ما بازوهای قوی و زبان اغواگر و قانع‌کننده‌ای داریم که افتاده در خدمت احساسات‌مان و نه دانش‌مان. الگوی عقیده‌هایمان شده احساسات‌مان. تقصیر ما هم نیست. منبع درستی نداریم. تنها منبع حرف‌های‌مان رسانه است. آمریکا بر اساس فاکس و ایران براساس فارس. همان که شاعر می‌گوید: اخبار، اخبار را می‌گوید تا خبرها را پنهان کند. فکرهای‌مان را تعلیم می‌دهند. شده‌ایم مثل نجات‌غریقی که نجات‌غریق‌بودن بلد نیست. منتظریم یکی توی آب فریاد بزند. سراسیمه و بدون فکر می‌پریم توی آب و سوار موج احساسات می‌شویم. فکر هم نمی‌کنیم که نجات‌دادن لزوما تخصص ما نیست. موج‌سواری و شلوغ‌کاری هیچ فایده‌ای ندارد. شدیم مثل یک تفنگ پر از فشنگ که ضامنش زنگ زده است و با هر نسیمی بدون هدف شلیک می‌کند. این‌که یکی را با این وضعیت کشته‌اند نه شادی دارد و نه غم. صرفا ترس دارد.  نهایتا نتیجه‌ی همه‌ی این اتفاقات شده عشق و نفرت و تعصب کور، بابت بی‌دانشی‌مان. چند نفر از ما با اطمینان می‌تواند شرایط پیچیده‌ی امروز را علمی و با ادله تشریح کند بدون این‌که از احساساتش کمک بگیرد؟ انگار کسی بخواهد از ظاهر یک پردازش‌گر کامپیتور، کارکرد آن را توضیح بدهد. تنفر، از جنگ هم ترسناک‌تر است. جنگ تاریخ شروع و پایان دارد. اما تنفر ندارد بی‌انتهاست. زحمت فکرکردن را سپرده‌ایم دست دیگران و فقط وظیفه دندان نشان دادن را به‌عهده گرفته‌ایم. کاش حرف‌ زدن کنتور داشت. کاش هر کسی برای هر حرفی مجبور بود مثل مقاله‌های علمی، منبع و مرجعش را هم بنویسد. شاید این‌طوری کم‌تر حرف می‌زدیم. بیشتر گوش می‌دادیم. کم‌تر متنفر می‌شدیم. بیشتر فکر می‌کردیم. کم هزینه‌ترین راه‌کار خارج شدن از بحران، فکر‌کردن است. هیچ سیاست‌مدار و هیچ رسانه‌ای بی‌غرض نیست. هیچ کجای دنیا. تنفر و عشق کور، ترسناک‌ترین خصلت ماست. |فهیم عطار| 🍀❤️ @filsofak

#موسیقی 🍀❤️ @filsofak

👆شعری از دکتر عبدالکریم سروش در رسای سردار شهید قاسم سلیمانی 🍀❤️ @filsofak
👆شعری از دکتر عبدالکریم سروش در رسای سردار شهید قاسم سلیمانی 🍀❤️ @filsofak

⛔️ درنگ در ماجرای شهادت مشهورترین سردار خاورمیانه 🖊احسان محمدی 1️⃣ می‌توانیم با هم اختلاف‌نظر داشته باشیم، در مورد سیاست‌ها با هم موافق نباشیم، از گله‌ها و زخم‌ها و داغ‌ها بگوییم اما یادمان نرود کجای دنیا ایستاده‌ایم، وسط خاورمیانه. جایی که صبحانه را با ترور در عراق می‌خوریم، ناهار را با عملیات انتحاری در پاکستان سرو می‌کنیم و شام را با انفجار در افغانستان... 🚨ما دوستان زیادی در دنیا نداریم، تمام دارایی هم هستیم. شهادت حاج قاسم سلیمانی یک زخم ملی است، آن را جناحی و حزبی نکنیم. 2️⃣ کسانی که دلشان از جای دیگر پُر است می‌پرسند اصلاً چرا باید سردار سلیمانی در عراق باشد؟ این را می‌پرسند اما نمی‌گویند هلی‌کوپتر و پهپهاد آمریکایی در آسمان بغداد چکار می‌کند و چرا باید به ماشین سردار ایرانی و فرمانده عراقی موشک شلیک کند؟ 👈ما با عراق مرز مشترک داریم اما فاصله آمریکا تا عراق نزدیک به 11 هزار کیلومتر است! ایرادی ندارد آنها اینجا تشریف دارند؟! 3️⃣ باورش سخت است اما در شبکه‌های اجتماعی کسانی خوشحال شده‌اند! فکر می‌کنید ترامپ با این ترور دلش برای شما سوخته؟ خیال می‌کنید اگر فردا موشک به سمت ایران شلیک کند دستور می‌د‌هد فقط به خانه آنها بخورد که از او خوششان نمی‌آید؟! نکند این روزها که می‌روید دارو بخرید، داروخانه‌چی می‌گوید این دارو تحریم است اما چون شما ترامپ را دوست دارید براتون نگه داشتیم؟! ... 4️⃣ از اتفاقات آبان‌ماه دل‌خون هستیم باشیم، از کشورداری و فقر و فساد و بیکاری گله داریم، داشته باشیم اما ربطش ندهیم به مسئله امنیت یک کشور مقابل دشمن بیرونی. نشویم وکیل مدافع رایگان جنایت‌های آمریکا. 👈خبر دارید که آمریکا در ترکیه، افغانستان، پاکستان، گرجستان، ارمنستان، بحرین، امارات عربی متحده، عربستان، عراق، عمان، کویت و حتی قطر پایگاه نظامی دارد؟ یعنی دور تا دور ایران؟! نکند فکر می‌کنید آمریکایی اینجا هستند که صلح و آرامش هدیه بیاورند؟! آن هم با ترور رسمی شده و بدون شرم و پنهانکاری؟! 5️⃣ در چندسال گذشته هر بار که تحسینی باشکوه یا خاطره‌ای شگفت در مورد سردار قاسم سلیمانی در رسانه‌ها مطرح می‌شد، تعجب می‌کردم که چرا باید یک شخصیت نظامی که عموم ماموریت‌هایش سری و فوق امنیتی است این همه رسانه‌ای ‌شود؟ 🔸چرا او باید به شکل تک‌خال نظامی ایران و یک سیبل معرفی شود؟ اگر دشمن به او ضربه‌ای بزند، احساس نمی‌‌شود به همه ایران ضربه عمیق و غیرقابل درمانی زده است؟ هیچوقت نفهمیدم... 6️⃣ وقتی ۱۷ خرداد ۹۶، پنج مهاجم داعشی به مجلس حمله کردند، وحشت را می‌شد در شهر دید. صدای آژیر، نگرانی از بمب‌گذاری و ... فقط ۵ مهاجم! امنیت نه ارزان به دست می‌آید، نه آسان حفظ می‌شود. 🔺گاهی مثل کشورهای دیگر لازم است مرزهای دفاعی را حتی دورتر بُرد. افرادی مثل قاسم سلیمانی، سرباز وطن بودند، چه در جنگ با عراق، چه در جنگ با دشمنان مستقیم و غیرمستقیم ایران. بعدها بیشتر می‌فهمیم تا چه اندازه مدیون آنها بودیم و خبر نداشتیم. 7️⃣ قاسم سلیمانی می‌توانست مثل برخی از دوستانش برود شرکت تاسیس کند، برود سراغ اقتصاد و خوب پول در بیاورد. بچه‌هایش را بفرستد خارج از کشور یا دست نوه‌هایش را بگیرد ببرد پارک. اما لباس نظامی را از تنش در نیاورد. 🔸امثال او نه معمولی هستند نه پرتعداد. برای عافیت به دنیا نیامده‌اند و لذتی بیشتر از آنکه با همین لباس به شهادت برسند برایشان وجود ندارد. روحش در آرامش. 8️⃣ «ترامپ اهل معامله است». این جمله را تحلیلگران وطنی هزاران بار گفتند. اما او دست به کاری زد که اوباما، کلینتون، بوش و ... جراتش را نداشتند. از حماقت اوست یا یک ابزار فشار، فرقی نمی‌کند. 🔸ما باید در تعریف‌ها و تحلیل‌هایمان دست به یک بازتعریف بزنیم. لازم است جهان و تصمیم‌گیرانش را ورای سخنرانی‌های پرشور و شعارهایی که مصرف داخلی دارند بشناسیم. 9️⃣ حاکمیت هنوز نتوانسته است بخشی از افکار عمومی را قانع کند که وقتی این همه در داخل کشور مشکل داریم، چرا در خارج از کشور باید فعال باشیم؟ اما انگار آمریکایی‌ها توانسته‌اند! 🔸یرواند آبراهامیان نویسنده کتاب مشهور «ایران میان دو انقلاب» گفت: بعد از ترور قاسم سلیمانی، ابوبکر بغدادی سرکرده سابق داعش در قبرش می‌خندد! 🔟 اگر فکر می‌کنید می‌شود با گل و بوسه و شعر، کشور را وسط آشوب و باروت و خون خاورمیانه حفظ کرد، لازم است کمی اخبار را دنبال کنید. اینجا میان پشمینه‌پوش‌های تندخوی طالبان و داعش نمی‌شود فقط از گُل گفت. زامبی‌ها بو کردن گُل را نمی‌فهمند، آن را می‌خورند! 🔺این را وقتی دقیق‌تر متوجه می‌شوید که صدای شلیک موشک، گلوله و آژیر آمبولانس‌ها زانویتان را سست کند. قصه‌های خاورمیانه برای نخوابیدن است! 🚨 خدا این سرزمین را از دروغ، خشکسالی، جنگ و به ویژه #بلاهت در امان دارد! 🍀❤️ @filsofak

1⃣ الگوی انتقادی و دفاعی: از پذیرش اشتباهات خود امتناع می‌کنند، هر انتقادی را رد می‌کنند، درباره عقاید و باورهای خود سرسخت و
1⃣الگوی انتقادی و دفاعی: از پذیرش اشتباهات خود امتناع می‌کنند، هر انتقادی را رد می‌کنند، درباره عقاید و باورهای خود سرسخت و انعطاف‌ناپذیر هستند، به طور نامناسبی طرف مقابل را سرزنش می‌کنند و از تعریف و تمجید دیگران ناتوان هستند. 2⃣ کناره‌گیری و سلطه‌پذیری: کم‌حرف هستند، عقاید و نظرات خود را بیان نمی‌کنند، خیلی مطيع دیگرانند، احساسات و عواطف خود را بروز نمی‌دهند، بسیار آرام و آهسته حرف می‌زنند. 3⃣ سلطه‌جو و کنترل‌کننده: زیاد حرف می‌زنند و سؤال می‌کنند، مدام حرف‌های طرف مقابل را قطع می‌کنند، موضوع صحبت را عوض می‌کنند و با صدای بلند صحبت می‌کنند. منبع: مهارت‌های زندگی ترجمه: دکتر شهرام محمدخانی 🍀❤️ @filsofak

📝رفیق . +آدم دیگه باید به چیِ این دنیا دلش خوش باشه؟ به چی‌ش امید داشته باشه، دل ببنده؟ باور می‌کنین تو این چند وقته دارم خیلی به مردن خودم فکر می‌کنم؟ انگار پشتم خالی شده. قلبم سنگین شده. سنگین می‌زنه. -مگه چند سال رفیق بودین با هم؟ +بیست سال بیش‌تر. شما این‌طور حساب کن که از وقتی خودمونو شناختیم با هم بودیم. بزرگ شدن همو دیدیم. حال‌خرابی همو. حال‌خوبی همو. گندی اگه ‌زدیم با هم ‌زدیم، بالام اگه ‌رفتیم با هم رفتیم. غمخوار هم بودیم. مایه دل‌خوشی هم. امید هم. حالا شما فک کن اولین نفری که بعد هر اتفاقی یادت میفته بهش زنگ بزنی و سیر تا پیاز ماجرا رو براش تعریف کنی؛ تنها کسی که تا بهش می‌رسی وا می‌دی و هر چی تو خیال و فکرت هست و نیستُ می‌ریزی رو دایره، کلی وقت گذشته باشه و مثل غریبه شده باشه باهات. -برام تعریف کنین که چی شده؟ چی بینتون پیش اومده؟ اصلن تقصیر کیه؟ کی باید الآن پا پیش بذاره؟ اینم بگم که دلم ضعف رفت برا رفاقتتون. ببینین می‌تونین یه سرمایه‌گذاری عاطفی‌ام رو ما بکنین؟ والا آدمای خفنی مثل شما رو باید دودستی چسبید. اگه رفیق بخواین من مخلص شمام هستم. لبخند کم‌جانی زد و چشم‌هاش را محجوب و غمگین دوخت به زمین. گفتم راستش این همه دلبستگی به یکی که نه عضو خانواد‌ه‌تونه، نه شریک زندگیتونه، نه هم‌خونِتونه، برای من معنی بزرگی داره. تو این دوره و زمونه نایابِ رفیقِ این‌طوری. آدما فست‌فودی‌ شدن دیگه. زود هوس می‌کنن و زودم سیر می‌شن. حوصله اینکه وایسن یه غذا جا بیفته رو ندارن. شما اما مرامت مثه آدمای قدیمه. یه رفاقتو بیست سال تونستی ببری جلو. . +شما لطف داری. راستیتش من دنبال مقصر نمی‌گردم تو این ماجرا. ما این رفاقتو دوتایی‌مون با هم بردیمش جلو؛ پا به پای هم. رفیق بوده برام که من الآن این‌جوریه حالم واسه‌ش. راستشو بخواین من نیومدم اینجا که ماجرا رو بگم یا راهکار بخوام. فقط یه بغض گنده راه گلومو بسته بود، ترسیدم خفه‌ام کنه. اگه رفیق دو سه ساله‌ام بود، از اینا که به یه مناسبتی میان تو زندگی‌م و بی‌هیچ مناسبتی می‌رن؛ از اینا که فقط جا پاشونو می‌ذارن رو وجودمو می‌رن، این‌جوری درمونده نمی‌شدم. دردم اینه که این قاطی شده با گوشت و پوست و استخونم. نمی‌تونم دورش بندازم. نمی‌تونم بی‌خیالش بشم. فکر کن یه گوشه از قلبمه، می‌تونم بکَنَم بندازمش دور؟ نه. نمی‌تونم. . -حرف‌هاش به اینجا که رسید بغضش ترکید. با صدا گریه می‌کرد و شانه‌هاش افتاده بود به لرزیدن. من فقط توانستم آغوش باشم براش. #مصطفی_سلیمانی #خاطرات_من_و_مراجعین #رفیق 🍀❤ @The_meaningoflife

#افسردگی #حتما_ببین @Amiralichannel

آنهایی که کمتر تو را می‌شناسند همیشه می‌گویند خوش به حالت! فکر می‌کنند آرامش تو و شادی‌ات نتیجه‌ى بی‌خیالی‌هاست. فکر می‌کنند تو بلدی دنیا را ندیده بگیری. به خیالشان می‌رسد بدی‌ها را حس نمی‌کنی. آنها فکر می‌کنند دیوار شادی تو به اندازه‌ی صدای خنده‌هایت بلند است. اما کسانی هستند که بیشتر می‌شناسندت. بیشتر در کنار تو بوده‌اند و یا عمیق‌تر تو را دیده‌اند. آنها می‌فهمند و می‌دانند که بدی‌های دنیا را خوب دیده‌ای. می‌بینند ناراحتی‌هایی را که روی دلت سنگینی می‌کند را بلدی با چند تا خنده‌ى بلند از سرزمین قلبت بیرون کنی. آنهایی که تو را بیشتر بشناسند حساب نفس‌های سنگین شده‌ات را دارند و می‌بینند گاهی با ته‌مانده‌ى امید، تاریِ چشم‌هایت را پاک می‌کنی. آنهایی که تو را بهتر می‌شناسند خوب می‌دانند همیشه قاعده‌ها برعکس است: آدم‌هایی که زیاد می‌خندند، زیاد نمی‌خندند؛ آنهایی که دوست زیاد دارند، دوست‌های کمی پیدا می‌کنند و آنهایی که می‌خواهند غمگین به نظر برسند غم‌های کوچک‌تری دارند. قدر شادی را کسانی می‌دانند که قلب سنگین‌تری داشته باشند. #بابک_حمیدیان ❤️🍀 @filsofak

🍀❤️ @filsofak

فلسفه اخلاق - إحصائيات وتحليلات قناة تيليجرام @filsofak