ar
Feedback
فلسفه اخلاق

فلسفه اخلاق

الذهاب إلى القناة على Telegram

🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63

إظهار المزيد
7 235
المشتركون
+124 ساعات
-187 أيام
-6330 أيام
أرشيف المشاركات
با عشق، زندگی یک لذتِ تماشایی است. یک مستیِ مداوم؛ که هر لحظه‌اش از لحظه قبل دیوانه‌کننده‌‌تر است و هر چقدر کش می‌آید با مزه‌تر می‌شود. اما بی ‌عشق... بی‌ عشق، زندگی یک پروژه رخوتناک است از کارهای تمام‌نشدنیِ طاقت‌فرسایِ ملال‌آور؛ که هر لحظه‌اش از لحظه قبل دیوانه‌کننده‌تر می‌شود و معلوم نیست کی می‌خواهد تمام بشود... #مصطفی_سلیمانی #عشق #استوری +با عاشقان به اشتراک بگذارید... 🍀❤️ @The_meaningoflife

بر آنچه دلخواه من است حمله نمی‌برم خود را به‌تمامی بر آن می‌افکنم 🔸️|مارگوت بیکل، شاملو| 🍀❤️ @filsofak
بر آنچه دلخواه من است حمله نمی‌برم خود را به‌تمامی بر آن می‌افکنم 🔸️|مارگوت بیکل، شاملو| 🍀❤️ @filsofak

چرا شبه‌علم و خرافات جذابند رونق بازار شبه‌علم و خرافات شکستنی نیست. هرچه از علم و روش علمی بگویی، هنوز مردم، مثل کاروانیانی که به آب شیرین رسیده باشند، می‌جوشند بر در مطب مدعیان انرژی‌درمانی و طب سنتی و هومیوپاتی و سوزن‌درمانی. چرا رونق این بساط بی‌مایه خلل‌پذیر نیست؟ دو دلیل احتمالی برای این پرسش: ۱. شبه‌علم با آمال و آرزوهای مردم سخن می‌گوید. به‌جای عقل، خیال آرزو‌اندیش ایشان را مخاطب قرار می‌دهد. مثلا با فروش "خاطره‌ی" ماده دارویی مؤثر در آب یا الکل یا گچ، بیماران را درمان می‌کند. عالی و خیال‌انگیز! چرا داروهایی را مصرف کنیم که عوارض جانبی دارند؟ آب خالی می‌خوریم و با خاطره مولکول‌های قدیمی در حافظه آب خوب می‌شویم! ۲- شبه‌علم مهار و حدی برای غلو و گزافه‌گویی در ادعاهای خود ندرد؛ ادعاهایی که برای ذهن آدمیان فریبنده‌اند. مثلا با یک حبه سیر و عصاره زنجبیل و گلاب و شکر سرخ، هم سرطان را درمان می‌کند و هم قوای جنسی را افزون می‌سازد و هم اخلاق را مطرا می‌کند و هم کلیه را شست‌وشو می‌دهد! علم پزشکی درمان‌های معتبر و موثر را پیدا می‌کند. اما معجزه‌ نمی‌تواند بکند. اشتباه هم می‌کند و مرتب در حال تصحیح و کامل‌کردن خود است. هر درمانش فقط یک بیماری یا بیماری‌های معدودی را درمان می‌کند. گاهی از درمان عاجز است و فقط می‌تواند بیماری را کنترل کند. گاهی این را هم نمی‌تواند. گاهی عوارض جانبی سخت و جان‌فرسا دارد. این‌ها همه درست است. اما علم با همه کوتاه‌دستی‌ها که دارد، تنها روش معتبری‌ست که در عالم پزشکی برای یافتن و تجویز دارو و درمان‌های جدید به دست بشر رسیده و ساخته شده است. 🔸️|وب‌سایت اخلاق پزشکی؛ دکتر کیارش آرامش| ❤️🍀 @filsofak

#شجریان 📝 که عزم سوی ما کن هِمینگْوی، نویسنده پیرمرد و دریا، بعد از دیدن فیلمی که براساس رمانش ساخته بودند، گفته بود که هر وقت به پیرمرد فکر می‌کنم او را در قالب اسپنسر تریسی، بازیگر آن نقش، می‌بینم. یعنی حتی نویسنده این رمان هم تحت‌تاثیر بازی درخشان تریسی در نقش پیرمرد قرار داشت. برای من شجریان همان تریسی است در عرصه ادب فارسی. هر چه شعر کلاسیک فارسی می‌خوانم ناخواسته با صدای شجریان می‌خوانم و با او زمزمه می‌کنم. غزل‌های معروف مولانا با صدای شجریان گره خورده است. غزلیات حافظ با صدای او یکی شده است، غزل‌های سعدی با صدای شجریان جان گرفتند و در ذهن و ضمیر من ماندگار شدند. شاید اغراق باشد اما فکر می‌کنم اگر مولانا اشعار خودش را با صدای شجریان می‌شنید، شگفت‌زده می‌شد که این غزل‌های جاندار با این صدا چه چالاک شده‌اند! در حالی که آواز شجریان شاید کمی اختصاصی به نظر برسد و تنها فرهیختگان را مجذوب خود کند، مناجاتش و ربنای او در حافظه نسل ما ریشه دوانده است و هیچ ماه رمضانی نیست که هنگام افطار به خاطرمان گذر نکند. دریغ که جامعه سیاست‌زده ما، همه را به موضع‌گیری صریح سیاسی و سوگیری دعوت می‌کند و از همه انتظار دارد که حتما در مسائل خاص و عام هم موضع داشته باشند و هم آن را اعلام کنند. هر موضعی که کسی در این کشور بگیرد، کسانی را خوش می‌آید و کسانی را ناخوش و همین مساله بر سرنوشت هنری، فرهنگی و علمی آن شخص تاثیر ناگزیری می‌گذارد. در جامعه قطبی شده امروز این مساله آفات خودش را دارد. گویی هنر و دانش هر کس را صرفا یا عمدتا باید براساس مواضع سیاسی او سنجید. شاید زمان آن رسیده باشد که به این حد از بلوغ فکری برسیم که عالمان را براساس معیارهای علمی، هنرمندان را برمبنای تاثیر هنری و سیاستمداران را براساس فعالیت سیاسی‌شان داوری کنیم و نخواهیم همگی را با یک سنجه بسنجیم و همه را به قد و قواره تخت پروکراستُس در بیاوریم. زمانی در این کشور نیما یوشیج آماج حملات این و آن بود. به گفته شریعتی هر کس می‌خواست ذوق هنری خود را نشان بدهد، به نیما و شعرنشناسی او دشنامی می‌داد. بعدها همان کسان برای نشان دادن ذوق پالوده خود از همنشینی با نیما دم می‌زدند و خاطرات‌شان را از او نقل می‌کردند. اینک نیما به مثابه پدر شعر نو جایگاهی یگانه دارد و دیگر نامی از مخالفانش نیست. تا دیروز نیز برخی کسان با توهین به شجریان کوشیدند برای خود اعتباری کسب کنند. از امروز ورق برگشته است و به زودی شاهد خواهیم بود که زمزمه مخالفت‌ها و توهین‌ها فراموش می‌شود و نام شجریان برای همیشه بر بلندای تاریخ فرهنگ این مرز و بوم جاودانه خواهد شد. شجریان در مقام هنرمندی یکه بخشی از هویت زبان و ادب فارسی و هنر ایرانی خواهد بود. 🔸️سید حسن اسلامی اردکانی صفحه اندیشه (۱۵) روزنامه اعتماد، شنبه، ۱۹ مهر ۱۳۹۹ https://b2n.ir/933755 🍀❤️ @filsofak

مستند بازی‌های مغز قسمت هفدهم: خشم |نشنال جئوگرافیک فارسی| ❤️🍀 @filsofak

فضولی سؤالاتی که نباید از دیگران بپرسید سؤالات ممنوعه اغلب پرسش‌هایی هستند که دارای این سه ویژگی‌اند: ۱. اساسا ربطی به سؤال‌کننده و منافع او ندارند. ۲. مشکلی را حل نمی‌کنند. ۳. احتمالا باعث ناراحتی فرد سؤال‌شونده می‌شوند. این‌که چه سؤالاتی ممنوعه‌اند، از فرهنگ به فرهنگی دیگر متفاوت است ولی برخی از آن‌ها عمومیت بیشتری دارند؛ - چرا چاق شدی؟ چرا لاغر نمی‌کنی؟ - درآمدت چقدر است؟ - چرا ازدواج نکرده‌ای/نمی‌کنی؟ - چرا بچه‌دار نمی‌شوی/چرا نمی‌گذاری بچه دوم گیرت بیاد؟ - چرا دکور خانه‌ات این‌طوری است؟ - از کجا پول آورده‌ای؟ برخی تحقیقات نشان داده‌اند که فضولی و دخالت افراد نزدیک (برای مثال اعضای خانواده که به‌صورت ژنتیکی با آن‌ها پیوند داریم)، نه تنها عجیب نیست بلکه طبیعی هم هست زیرا سرنوشت افراد نزدیک، به یکدیگر گره خورده است. اما این موضوع بدین معنا نیست که افراد نزدیک هم مانند اعضای خانواده مجوز طرح سؤال‌های عجیب و غریب و آزاردهنده را در اختیار دارند. برخی از دلایل اصلی پرسیدن سؤال‌های خصوصی - ناآگاهی از پیامدهای این گونه سؤالات و بی‌اطلاعی از غیرمحترمانه‌بودن این پرسش‌ها - روحیه سرک‌کشی (فضولی) فرد سؤال‌کننده - تمایل برای آزار دیگران از طریق سؤال - تطبیق با سؤال‌گر. شخص مورد نظر ویژگی‌های فرد مهاجم را عینا توسعه خواهد داد تا از این طریق احساس قدرت یا تلافی کند. - تمایل برای کمک به فرد سؤال‌شونده - تمایل شخص برای برقراری ارتباط با سؤالات غیرمرتبط چگونه باید با این افراد برخورد کرد؟ ۱. توجه خود را به فعالیت‌های دیگری معطوف کنید. ۲. اگر پاسخ می‌دهید، حقیقت را بگویید. منظور از گفتن حقیقت توضیح تمام جزئیات نخواهد بود، تنها یک واقعیت ساده از کلیت موضوع را انتقال دهید. ۳. کلی‌گویی کنید تا متوجه عدم تمایل شما به پاسخ‌گویی شوند. مثلا در پاسخ به این سؤال که درآمدت چقدر است؛ می‌توان گفت: خدا را شکر! محتاج کسی نیستم. ۴. صراحتا اعلام کنید که تمایل ندارید در این باره حرف بزنید. اصلا خجالت نکشید. اگر قرار است کسی خجالت بکشد، کسی که در حال فضولی و آزردن شماست باید خجالت بکشد. 🔸️|وب‌سایت سواد زندگی؛ با اندکی تغییر و خلاصه‌سازی| 🍀❤️ @filsofak

در ستایش طنز و آری‌گوییِ عصیانگرانه از ویدئوهای مدرسۀ زندگی 🔸️ترجمه و صدا: ایمان فانی 🍀❤️ @filsofak

موقع اختلاف با همسر در تربیت فرزندان چه باید کرد؟ . . 🔸️ تخمِ نفرت . خانم گفت «تا بچه می‌خواد به زبون بیاد ایشون چش غره میاد براش». و همان‌طور که داشت می‌گفت، ابروی چپش را یک جورِ کشداری کشید بالا و اشاره کرد به شوهرش که سمت چپش نشسته بود. آقا تا دید دارم نگاهش می‌کنم برای شنیدن جواب، دست‌هایش را توی هم قلاب کرد و گفت «بله جناب. چشم غره می‌روم و برای کارم دلیل دارم». با خط اتوی شلوارش می‌شد چهار تا هندوانه را قاچ کرد، شاید هم بیشتر. گفتم «می‌شنوم دلیلتون رو». گفت «دلیلم اینه که بچه رو باید تا بچه‌اس، یه نقشِ درست بندازم رو سنگ وجودش. ادبش کنم یعنی». وقتی حرف می‌زد با کل وجودش حرف می‌زد. از دست‌ها و تمام اجزای صورتش هم برای حرف زدن استفاده می‌کرد. من هم یک‌جورهایی خیره شده بودم به حرکات همزمان دو تا دست‌هاش، که یکهو خانم شروع کرد «ادب! ایشون از ادب فقط لال کردن بچه رو یاد گرفته. هزار بار بهش گفتم وقتی این‌جوری بچه رو خفه‌ می‌کنی، نمی‌تونه فردا پس‌فردا تو جامعه از حق خودش دفاع کنه. تو‌سری‌خور می‌شه؛ حرف به گوشش نمی‌ره که». صورتم را چرخاندم سمت آقا و گفتم «در شرایط حاضر از تربیت و اخلاق فرزندتون راضی هستید»؟ پای راستش را انداخت روی پای چپش و کامل تکیه داد به کاناپه و بعد از مکث کوتاهی گفت «راستیش قربان، وقت‌هایی که تحت نظارت خودم هست، خوبه؛ اما تا خانم میاد دخالت می‌کنه، بچه دُم درمیاره! یهو شروع می‌کنه بلبل‌زبونی. تعبیر قشنگی نیست، ولی افسارش رو که ول می‌کنی جفتک می‌ندازه. اینا مالِ اینه که خانم نمی‌ذاره تربیت این بچه تثبیت شه. نمی‌ذاره ادب ملکه‌ی وجودش بشه» و یکهو پای راستش را از روی پای چپش انداخت پایین و دست راستش را صاف کشید سمت خانم و گفت «نتیجه‌ رفتارش رو بعدها می‌بینه، وقتی هر کاری کرد، بچه به هیچ صراطی مستقیم نشد»! خانم یک لحظه آمد حرفی بزند و دستش را هم سفت و محکم بالا آورد که شاید نیمچه داد و بیدادی بکند، اما حرفش را خورد. چند لحظه‌ای هر سه‌مان ساکت بودیم. شروع کردم به حرف زدن و گفتم «این کَل‌کَل‌ها را هم جلوی بچه‌تان دارید»؟ و به هر دوشان نگاه کردم. خانم گفت «دوست ندارم داشته باشیم، ولی بیشتر وقت‌ها مجبور می‌شوم به داد بچه‌ام برسم». گفتم «می‌دانید آن‌که سخت می‌گیرد بچه‌‌ را مضطرب و دروغگو بار می‌آورد؟ و آن‌که از پشت بچه درمی‌آید، تخم نفرت از والدِ دیگر و دو به هم‌زنی را توی دل بچه می‌کارد؟ می‌دانید بچه بعدها حتی سر ساده‌ترین تصمیم‌هاش سر دوراهی گیر می‌کند»؟ و این‌بار حرفمان بی‌دعوا گل انداخت. حرف زدیم پیِ راهِ حل. #مصطفی_سلیمانی #خاطرات_من_و_مراجعین +با والدین به اشتراک بگذارید... 🍀❤️ @The_meaningoflife

کرامت انسان وقتی از کرامت و شرافت انسان سخن می‌گوییم، دقیقا داریم به چه چیزی اشاره می‌کنیم؟ معنای عملی و واضح مفهوم کرامت چیست؟ به سخن دیگر، وقتی برای انسان، کرامت قائلیم دقیقا به چه چیزی باور داریم؟ دقت در مفاهیم و اندیشه‌ورزی در باب هر یک، دست‌کم از دو ضرورت برمی‌خیزد: اولا، برای درک متقابل و فهم درست سخن دیگران (ضرورت جامعه‌شناختی). ثانیا، برای افزودن بر معرفت و ادراک بیشتر جهان، نیازمندیم مفاهیم را در نهایت ممکن، بشناسیم و واضح و شفاف بیان نماییم (ضرورت معرفت‌شناختی). اگر از ما بپرسند وقتی از شرافت انسان سخن می‌گویید، دقیقا مرادتان چیست، چه پاسخی خواهیم داد؟ پاسخ فرناندو سوتر (Fernando Savater) در کتاب پرسش‌های زندگی این‌گونه است: ۱. به رسمیت شناختن این موضوع که انسان‌ها مصون از تعرض‌اند و دیگران حق ندارند از آن‌ها به‌عنوان وسیله برای رسیدن به مقاصد کلی معین، استفاده یا سوء استفاده کنند. ۲. استقلالی که هر فرد باید داشته باشد تا برای زندگی خود برنامه‌ریزی کند و معیار خود را برای تعالی مشخص نماید. این استقلال فقط با حقوق دیگران برای داشتن استقلالی مشابه محدود می‌شود. ۳. به رسمت شناختن این مطلب که جامعه باید با همه‌ی افراد براساس رفتارشان و شایستگی‌های شخصی آن‌ها برخورد کند و نه براساس عواملی تصادفی که هیچ ارتباطی با جوهر آن‌ها به‌عنوان انسان ندارد، مثل جنسیت، نژاد، ملیت، طبقه‌ی اجتماعی و نظایر آن. ۴. وظیفه‌ی نشان‌دادن همبستگی با کسانی است که از بدبختی رنج می‌برند و تقویت مجدانه‌ی حس حقیقی نوع‌دوستی. جامعه‌ای که در آن به حقوق بشر احترام گذاشته می‌شود، جامعه‌ای است که در آن هیچ‌کس کنار گذاشته نمی‌شود. اکنون و پس از این پاسخ، می‌توانیم در‌یابیم هنگامی که سوتر از شرافت انسان سخن می‌گوید، ما را به چه معنایی دلالت می‌دهد. در این رویکرد، در جامعه‌ای که انسان‌ها، ابزار سیاست و وسیله‌ی منافع می‌شوند، استقلال‌شان برای بالابردن بنای زندگش‌شان نادیده گرفته می‌شود و باید براساس برنامه‌ای از قبل تعیین‌شده زندگی کنند، در جامعه‌ای که مناسبات اجتماعی و حقوقی بر مبنای عوامل تصادفی مانند جنسیت، دین و یا سایر، بنا می‌شود و در نهایت در جامعه‌ای که بدبختی آدمیان را فراموش می‌کنند و آن حس هم‌دلی و نوع‌دوستی وجود ندارد، آن‌گاه می‌توانیم داوری کنیم که انسان در این سرزمین کرامت ندارد و شرافت‌اش به رسمیت شناخته نشده است. مهم نیست که ما در ساحت زبان چه می‌کنیم، مهم این است که در واقعیت‌ عینی و اجتماعی چه رویکرد و مشی و مرامی داریم. البته که انسان‌ها را در ساحت کلام و گفتار می‌ستاییم و ارج می‌نهیم اما باید دید که به چه میزان به معنای چهارگانه‌ی پیش گفته وفاداریم. مهم نیست خروارها سخن در باب کرامت انسان می‌گوییم، مهم این است که به چه میزانی، حق انتخاب و اختیار آدمی را برای چگونه زیستن‌اش به رسمیت می‌شناسیم. 🔸️|علی زمانیان| ❤️🍀 @filsofak

«حلیم بودن مثل گوسفند خصلت نیکی است ولی وقتی گرگ‌ها احاطه‌مان کردند، در آن صورت شیر بودن ترجیح دارد.» 🔸️مسیح بازمصلوب نیکوس کازانتزاکیس 🍀❤️ @filsofak

انیمیشن زیبای تارنوازی "درویش خان" در گراند هتل. با حضور عارف قزوینی و ایرج میرزا و پروین اعتصامی 🔸️ساخته بهرام عظیمی 🍀❤️ @filsofak

حرف‌زدن با غریبه‌ها بیشتر مردم بخشی از روز خود را در کنار غریبه‎ها می‎گذرانند، چه در رفت‌وآمدهای روزانه، چه موقع خرید از سوپرمارکت و چه زمانی که در پارک یا کافه نشسته‎اند. با این حال عده زیادی از ما در انزوایی خودخواسته باقی می‎مانیم چون معتقدیم تلاش برای برقراری ارتباط با آدم‎های غریبه هر دو طرف را معذب می‎کند. باورهایی از این دست اما ممکن است درست نباشند، تحقیقات ما نشان می‎دهند انسان‎ها بیشتر اوقات اثرات مثبت ارتباط با دیگران روی سلامتی دو طرف رابطه را دست کم می‎گیرند. برای مثال، حرف‌زدن با یک غریبه در مسیر کار ممکن است بیشتر از آن‌چه فکر می‎کنید شما را شاد کند. بی‌شک هیچ کس از توجه ناخواسته خوشش نمی‎آید. اما تلاش برای برقراری ارتباط با هم‌نوع و گفتن یک سلام ساده احتمالا بیشتر از آن‌چه فکر می‎کنیم، مورد استقبال قرار می‎گیرد. تنها عده کمی حاضر به شروع مکالمه با یک آدم غریبه هستند اما اگر نیت‌مان خوب باشد، به‌نظر می‎رسد بیشتر مردم تمایل به حرف‌زدن خواهند داشت. یک دلیلش شاید این باشد که تجربه حرف‌زدن با غریبه‎ها و شنیدن صدای آن‎ها باعث می‎شود بفهمیم آن‎ها هم یک زندگی درونی غنی از افکار، احساسات، عواطف و تجربیاتی شبیه به ما دارند. به‌نظر نمی‎رسد این روابط کوتاه با آدم‎های غریبه بتواند شوربختی را به خوشبختی تبدیل کند اما می‎توانند کاری کند که لحظات ناخوشایند ما -از جمله ساعات سخت و کسل‎کننده رفت‎وآمد روزانه- دوست‎داشتنی‎تر شوند. انسان‎ها‎ به‌شکل ذاتی موجوداتی اجتماعی هستند که ارتباط با دیگران باعث خوشحالی و تندرستی بیشتر آن‎ها می‎شود. در مقابل احساس انزوا و تنهایی یک عامل اضطراب‎زاست که مثل چاقی و استعمال دخانیات برای سلامت زیان‎آور است. داشتن پیوندهای مثبت اجتماعی به‌عنوان یکی از عوامل کلیدی در خوشبختی در نظر گرفته می‎شود، عاملی که تأثیرش حتی از میزان درآمد هم بیشتر است. انتظارات ما می‎توانند به خودی خود شکل واقعیت بگیرد. اگر حرف‌زدن با کسی که نمی‎شناسید به نظرتان ناخوشایند بیاید، هرگز این کار را امتحان نخواهید کرد و در نتیجه هیچ‌وقت متوجه نخواهید شد که شاید انتظارات‎ اشتباهی داشته‎اید؛ اتفاقی که می‎تواند به انزوا و جدایی ما از دیگران بینجامد. این موضوع کمک می‎کند متوجه ‎شویم چرا شهرها از افرادی به‌شدت اجتماعی پر شده‎اند که با جدیت تلاش می‎کنند یکدیگر را نادیده بگیرند. غریبه‎ها روی نیمکت پارک‎ها در کنار هم می‎نشینند و به گوشی‎های همراه خود خیره می‌شوند، شهروندانی که بدون لبخند‌زدن و سلام‌کردن به یکدیگر، در خیابان‎ها رفت و آمد می‎کنند. ما نمی‎گوییم باید با هر آدمی که می‏بینید تعامل کنید، یا جواب هرکسی که سعی می‎کند به شما نزدیک شود را بدهید. در عوض پیشنهاد می‎کنیم دفعه بعدی که خواستید به یک غریبه کمک کنید یا با او وارد مکالمه شوید، نگران این که چه واکنشی نشان می‎دهد نباشید و فقط دست به‌کار شوید. 🔸️|نیکلاس اپلی و جولیانا شرودر| 🍀❤️ @filsofak

🎥 درباره ی درون گرایی 📀 مدت كليپ : ۳ دقیقه و ۳۹ ثانیه #كليپ #درون_گرایی ببینید و همرسانی بفرماييد... 🍀❤️ @filsofak

شش نوع دوستت‌دارم جای جمله "دوستت‌دارم" در زندگی واقعی ما ایرانیان کجاست؟ در طول شبانه‌روز چند نفر از ما این جمله را می‌گوییم یا می‌شنویم؟ اگر تحلیل خود را در این نوشته کوتاه زوج‌ها قرار دهیم در خصوص جمله دوستت‌دارم چند گروه را می‌توان شناسایی کرد. البته باید گفت که در درون هر یک از این گروه‌ها نیز تنوعات مختلفی وجود دارد که در این‌جا نمی‌توان به همه آن‌ها پرداخت. ۱. کسانی که همسرشان را دوست ندارند ولی به او می‌گویند که دوستش دارند. این گروه یک‌عمر شریک زندگی‌شان را فریب می‌دهند و در مقابل او نقش بازی می‌کنند. اینان در اوایل، هنگام مسواک‌زدن به دندان‌هایشان، وقتی به آینه خیره می‌شدند کمی از خودشان خجالت می‌کشیدند ولی به‌تدریج گفتن دروغی مانند دوستت‌دارم برایشان عادی می‌شود. دوستت دارم برای اینان تاکتیک است. ۲. کسانی که همسرشان را دوست دارند و به او می‌گویند که دوستش دارند. این وضعیت نرمال است. البته این‌که چند بار در روز یا هفته یا سال به همسرشان بگویند، می‌تواند موضوع تحلیل باشد. نحوه اجتماعی‌شدن این افراد می‌تواند بررسی شود. این‌که چگونه و از کجا یاد گرفته‌اند که به‌راحتی بگویند دوستت دارم. ۳. کسانی که همسرشان را دوست دارند ولی به او نمی‌گویند که دوستش دارند. برای فهم این افراد باید نحوه اجتماعی‌شدنشان را بررسی کرد. اینان یا یاد نگرفته‌اند که باید دوست داشتن را ابراز کرد و یا یاد گرفته‌اند ولی تحت تأثیر جامعه با خودشان می‌گویند که ابراز علاقه موجب پرروشدن طرف مقابل می‌شود، یا اصلا چه نیازی است که گفته شود، بدون گفتن دوستت دارم هم زندگی پیش می‌رود و ... ۴. کسانی که همسرشان را دوست ندارند ولی به او نمی‌گویند که دوستش ندارند. معمولا هرکدام از این زوج‌ها در لاک خود فرورفته و با دیگری کاری ندارد. بیشتر اینان برای بقاء زندگی‌شان استراتژی نگفتن دوست‌نداشتن را انتخاب می‌کنند. درواقع هر کس در جزیره خودش زندگی می‌کند. ۵. کسانی که همسرشان را دوست ندارند و به او می‌گویند که دوستش ندارند. این وضعیت درواقع شلیک تیر خلاص به زندگی زناشویی و نقطه اوج طلاق عاطفی است. هر چند اینان صداقت دارند ولی ادامه زندگی برخی از اینان علیرغم دوست‌نداشتن همدیگر، بسیار تلخ است. برخی سال‌ها به همین شکل باهم زندگی می‌کنند. ۶. کسانی که اصلا نمی‌دانند همسرشان را دوست دارند یا ندارند! اساسا به این مسئله فکر نمی‌کنند. زندگی جریان دارد و دو طرف هم به همدیگر عادت کرده‌اند. چه‌کاری است که به این موضوعات شکم‌سیری فکر شود! موضوع تحلیل این نوشته گروهی است که همسرشان را دوست دارند ولی به او نمی‌گویند که دوستش دارند. گاهی اوقات می‌خواهند بگویند ولی گویی زبان‌شان می‌گیرد. مانند کابوس‌دیدن در خواب که زبان بند می‌آید. حاضرند ده کامیون پر از شن را با بیل خالی کنند ولی این جمله را نگویند! اظهار دوست‌داشتن هم مانند دیگر رفتارهای اجتماعی، یادگرفتنی است. منظور آن است که نهادهای اجتماعی مانند خانواده، مدرسه و رسانه‌های جمعی به ما یاد می‌دهند که احساسات‌مان را در دل‌مان پنهان نکنیم و آن‌ها را آشکار کنیم. حال شما می‌توانید با این پیش‌فرض جامعه‌شناختی به سراغ نهادهای اجتماعی نظیر صداوسیما، مدارس و خانواده‌ها رفته و آن‌ها را در خصوص تعلیم رهاسازی احساسات و گفتن جمله‌هایی مانند دوستت دارم ارزیابی کنید. واقعا در چند درصد خانواده‌های ایرانی والدین چنین جمله‌هایی را به همدیگر می‌گویند؟ سایر نهادها چقدر سعی می‌کنند به افراد یاد بدهند که احساسات‌شان را بروز دهند و جمله‌ای مانند دوستت دارم را به زبان بیاورند. یک روز چند نوجوان را دور خودم جمع کردم. از هرکدام از آن‌ها خواستم که بگویند "آی لاو یو"I love you. آنان به‌راحتی و بدون هیچ‌گونه خجالتی این جمله را بیان کردند. از آن‌ها خواستم به فارسی بگویند دوستت‌دارم. سرشان را پایین انداختند و خندیدند! باز درخواستم را تکرار کردم. به همدیگر نگاه کردند و خندیدند و نگفتند. پس از چند بار سماجت من، کم‌کم گفتند ولی نه به روانی آی لاو یو! با آن‌ها در این خصوص صحبت کردم. متوجه شدم که آن‌ها، که درواقع نسل جدید بودند آن‌قدر در فیلم‌ها، کارتون‌ها و حتی بازی‌های کامپیوتری و موبایلی جمله آی لاو یو را شنیده‌اند که گفتن آن برایشان بسیار راحت شده است. برعکس، جمله دوستت‌دارم را آن‌قدر در جامعه کم شنیده‌اند که گفتن آن برایشان مشکل است. 🔸️|دکتر فردین علی‌خواه| 🍀❤️ @filsofak

مهارت کار تیمی به‌کمک بزرگ‌ترهای محل یا معلمان یک گروه خدمات خانگی تابستانه راه بیاندازید و تعدادی از دوستان را جمع کنید که داوطلب کمک به کهن‌سالان یا ناتوانان هستند. اگر اسیر صندلی چرخ‌دار باشید و لامپ بالای سرتان سوخته باشد، چه می‌کنید؟ تهیه‌ی فهرستی از افراد نیازمند یاری، کاری دشوار نخواهد بود. شما می‌توانید: راه‌آب و ناودان تمیز کنید. چکه‌ی شیر را بند بیاورید. لامپ‌های سوخته را عوض کنید. پنجره‌ها را بشورید. دیواری را رنگ بزنید. فرشی را جارو کنید. ممکن است این کارها خیلی کم اهمیت و کوچک باشند، اما وقتی تنها باشید و نتوانید از پس‌شان برآیید، یک عالمه کار هستند. 🔸️|۱۰۱ راه که جوانان می‌توانند جهان را دگرگون کنند، سندی والنتاین؛ ترجمه غلام‌علی کشانی| 🍀❤️ @filsofak

گران‌قیمت‌های ارزان ساعت لاکچری و گران‌قیمت می‌بندد اما زمان‌مند نیست و مدیریت بهینه وقت خود و دیگران را نمی‌داند. بدقول است و در هر جلسه‌ای دیر می‌رسد. به قولش وفا نمی‌کند و بابت تاخیرهایش هرگز خجالت نمی‌کشد. گوشی‌های هوشمند گران‌قیمت با شماره رُند دارد اما سواد رسانه‌ای ندارد، هر مطلبی را می‌خواند. هر مطلبی را فوروارد می‌کند. تفاوت یک رخداد واقعی و یک رخداد رسانه‌ای را نمی‌داند. متوجه نیست که رسانه‌ها چگونه اطلاعات را به‌صورت نامحسوس دست‌کاری می‌کنند. از آن مهم‌تر در زمینه رعایت مالکیت معنوی از هفت دولت آزاد هستد و دزدی محتوا و مطلب می‌کند. 🔸️|اقتباس از مطلب دکتر مجتبی لشکربلوکی تحت عنوان باکلاس‌های بی‌شخصیت| 🍀❤️ @filsofak

هیچ‌وقت هیچ ایده شگرفی در اتاق کنفرانس زاده نشده است؛ اما ایده‌های باارزش زیادی همان‌جا از بین رفته‌اند. 🍀❤️ @filsofak
هیچ‌وقت هیچ ایده شگرفی در اتاق کنفرانس زاده نشده است؛ اما ایده‌های باارزش زیادی همان‌جا از بین رفته‌اند. 🍀❤️ @filsofak

در دل و جان خانه کردی عاقبت (مثنوی بیات اصفهان) آواز محمدرضا شجریان، غزل از مولانا 🍀❤️ @filsofak

آقا! تو سبز بودی، سبز هستی، سبز می‌مانی و تا دنیا دنیاست با ربنا و مرغ سحر روح و روان‌مان سِحر می‌شود... #محمدرضا_شجریان 💚 #استوری 🍀❤️ @filsofak

نکته آموزشی در تلگرام فرض کنید در یک گروه دوستانه پیامی را ارسال می‌کنید که نویسنده اصلی آن پیام خودتان هستید. حالا باز فرض کنید که این پیام شما را یکی از دوستان در آن گروه، به گروهی یا فردی دیگر فوروارد می‌کند. وقتی پیام شما فوروارد می‌شود، نام شما که مطلب از شما فوروارد شده، یعنی نویسنده اصلی مطلب، در بالای پیام دیده می‌شود. حالا اگر شخص ثالثی روی نام شما در بالای آن مطلب فورواردی کلیک کند امکان این را دارد که بتواند وارد پروفایل شما شده و تصاویر پروفایل شما را ببیند و یا برای شما پیام شخصی بفرسد. شما می‌توانید این امکان را برای سه حالت مختلف تنظیم کنید: ۱. نام شما فاقد لینک باشد و هیچ کس نتواند وارد پروفایل شما بشود. ۲. نام شما فقط برای دوستانی که در کانتکت‌های شما هستند، لینک‌دار باشد و برای سایرین فاقد لینک باشد. ۳. نام شما برای هرکسی لینک‌دار باشد و بتواند وارد پروفایل شما شود. برای دسترسی به این تنظیمات سه‌گانه، چهار مرحله زیر را دنبال کنید. 1. Setting > 2. Privacy and security > 3. Forward Messages > 4. Everybody/My contacts/Nobody اکنون با انتخاب یکی از موارد سه‌گانه در بند چهارم بالا، دسترسی افراد به پروفایل شما محدود خواهد بود. 🍀❤️ @filsofak