ar
Feedback
فلسفه اخلاق

فلسفه اخلاق

الذهاب إلى القناة على Telegram

🌱روان‌کاوی/فلسفه/ادبیات/ادیان/سینما 📍مصطفی سلیمانی (دکتری فلسفه کارشناسی ارشد فلسفه اخلاق کارشناسی ارشد روان‌شناسی شخصیت) 📱ارتباط با من: @soleymani63 . 🔖اینستاگرام: https://instagram.com/_u/soleymani63

إظهار المزيد
7 236
المشتركون
-224 ساعات
-167 أيام
-6230 أيام
أرشيف المشاركات
چرا افراد خردمند، متفکر و باهوش شاد نیستند؟ آیا تابه‌حال متوجه شده‌اید که اغلب افراد باهوش و متفکر در یافتن شادمانی ناکام هستند؟ این افراد ممکن است یک شریک زندگی دوست‌داشتنی داشته باشند و در شغل خود هم موفق باشند؛ با این‌حال، چیزی وجود داشته باشد که باعث شود آن‌ها احساس تنهایی، عدم رضایت و خوشحالی کنند. همان‌طور که ارنست همینگوی می‌گوید: خوشحالی افراد باهوش نایاب‌ترین چیزی است که من می‌شناسم. در این‌جا به شش دلیل عمده نادربودن شادی و خوشحالی در افراد بسیار باهوش و متفکر اشاره می‌کنیم: ۱. افراد با‌هوش شاد نیستند چون همه‌چیز را بیش‌ از حد بررسی می‌کنند Intelligent people overanalyze everything به این معنی که به‌صورت مداوم تمام اتفاقاتی را که در زندگی شخصی خود و خارج از آن می‌افتد، آنالیز می‌کنند. این ویژگی به‌خصوص زمانی که فرآیند تفکر آن‌ها را به نتایج نامطلوب و ناامیدکننده می‌رساند، باعث می‌شود انرژی‌شان کاملا تخلیه شود و نتوانند خوشحال باشند. ۲. شاد نیستند چون دارای استانداردهای بالایی هستند Intelligent people have high standards افراد متفکر می‌دانند که چه چیزی می‌خواهند و به کمتر از آن رضایت نمی‌دهند. علاوه بر این، بسیاری از افرادی که داری ذهنیت نظری درخشان هستند، دارای فراست کاربردی ضعیفی هستند و به‌نوعی دیدگاه‌های ایده‌آل‌ گرایانه‌ای نسبت به جهان دارند. بنابراین، زمانی که انتظارات آن‌ها با واقعیت سرد زندگی و دیگران روبرو می‌شود، ناگزیر به ناامیدی می‌انجامد. ۳. شاد نیستند چون به خودشان هم بسیار سخت می‌گیرند Intelligent people are too hard on themselves آن‌ها در مورد خودشان خیلی سخت‌گیری می‌کنند. منظور از سخت‌گیری صرفا درباره دستاوردها و یا شکست‌ها نیست. افراد باهوش و متفکر اغلب خود و رفتار خودشان را به طرز دقیقی تحلیل می‌کنند، گویی عمدا به دنبال موضوعاتی برای سرزنش خود باشند. ۴. واقعیت برای آن‌ها ارضاءکننده نیست Reality is not enough این افراد هرگز دست از جستجو برای یافتن چیزی بزرگ‌تر برنمی‌دارند. ذهن و تخیل بی‌قرار آن‌ها اجازه نمی‌دهد که آرام بگیرند و از چیزهای خوب در زندگی خود لذت ببرند. به نظر می‌رسد که واقعیت و مسائل پیش‌ پا افتاده آن برای ایشان صرفا یک موضوع خسته‌کننده محسوب می‌شود. ۵. فقدان ارتباطات عمیق و درک نشدن توسط دیگران Lack of deep communication and understanding یکی از بزرگ‌ترین تجربه‌هایی که هر انسانی می‌تواند داشته باشد این است که حس کند توسط فرد دیگری واقعا درک می‌شود. اینکه با یک فرد هم‌فکر در جایی ساکت بنشینید و مکالمه‌ای معنی‌دار داشته باشید، بسیار آرامش‌بخش است. این‌که متوجه شوید که این فرد نظرات شما را درک می‌کند و در مورد جهان‌بینی شما درباره جهان، عقاید مشترک دارد یکی از نیاز‌های اساسی انسانی است. متاسفانه افراد متفکر به‌ندرت از این لذت بهره‌مند می‌شوند. بسیاری از آن‌ها احساس تنهایی و عدم درک‌شدن می‌کنند، گویی هیچ‌کس قادر به دیدن و درک‌کردن و بهادادن به عمق ذهن آن‌ها نیست. آن‌ها صرفا ترجیح می‌دهند در مورد چیزهای جذاب و معنی‌دار صحبت کنند تا این‌که درباره غذا، آب‌وهوا و برنامه‌های خود برای تعطیلات آخر هفته بحث کنند. ۶. شیوع مشکلات روحی روان‌شناختی Many people with a high IQ suffer from psychological problems اختلالات روان‌‌پزشکی ازجمله اضطراب اجتماعی و اختلال دوقطبی در میان افراد متفکر و باهوش شایع است در عین حال، افراد باهوشی که از اختلالات روانی رنج نمی‌برند، هنوز هم در معرض ابتلا به افسردگی وجودی (existential depression) هستند که اغلب ناشی از تفکر و تعمق بیش‌ از حد است. این طرز تفکر باعث می‌شود که بخواهید زندگی خود را مجددا ارزیابی کنید و در نتیجه بدون دلیل خاصی اندوهگین شوید. ❤️🍀 @filsofak

هنر ظریفِ کمتر کارکردن تصویری که زمانه ما از آدم موفق ساخته است، کسی است که صبح تا شب کار می‌کند تا پول در بیاورد و بعد آن پول را خرج کالاهای پرزرق و برق و سفرهای ماجراجویانه کند و دوباره بیشتر کار کند تا بیشتر پول در بیاورد تا بیشتر خرج کند. این چرخه پایانی ندارد. جایی وجود ندارد که اگر به آن برسی، دیگر بتوانی نفس راحتی بکشی و آرام بگیری. شاید وقت آن رسیده است که بایستیم و راه دیگری را پیش بگیریم. زندگی مدرن چه دارد که ما را وادار می‌کند دائماً دنبال لذت یا هدف یا تجربه بعدی برویم؟ به نظرم باید از زاویه فرهنگ مصرف‌زده به این مخمصه نگاه کنیم، فرهنگی که خودمان برای خودمان ساخته‌ایم. فرهنگمان نیازمند آن است که مُدام بیشتر بخواهیم، مُدام بیشتر بخریم و مُدام کارهای بیشتری بکنیم. امروزه رضایت دست کمی از رذیلت ندارد چون یعنی به آنچه دارید راضی هستید و لذا دائماً دنبال چیزی بعدی نمی‌روید. مثلاً امروزه زیاد از توسعه فردی حرف می‌زنیم، از یک عمر یادگیری و توانایی توسعه مداوم شایستگی‌هایمان. ولی این هم به نظرم بخشی از همان چرخه معیوبی است که بیشتر بخواه، چیزهای جدید بخواه، و همیشه احساس کن نیاز داری کارهایت را متفاوت یا بهتر انجام بدهی. این ایده که در زندگی دنبال رستگاری در حیات واپسین نیستیم، طبیعتاً به این باور منجر می‌شود که باید هرچه را می‌ارزد همین‌جا و همین‌حالا کسب کنیم، چون فقط همین یک زندگی را داریم و بس. لذا سعی می‌کنیم هرچه را می‌شود در این زندگی بگنجانیم. بنابراین کل این ذهنیّتِ "کارهای بیشتری بکن" در تار و پود جامعه مصرف‌زده ما تنیده شده است، که در حد غایی خود کم از تراژدی ندارد چون اکثرمان بعید است با این دستور بتوانیم زندگی خوبی داشته باشیم. چرا این مسأله به‌ویژه گریبان‌گیر ثروتمندترین ملت‌هاست؟ پاسخ کوتاه سؤالتان این است که ما در ثروتمندترین ملت‌ها، فرصت‌های بیشتری داریم، امکان‌های بیشتری داریم که همه امیالمان را محقق کنیم. البته حرفم این نیست که زندگی فقیرانه‌تر لزوماً زندگی بهتری است. ولی پژوهش‌هایی در دست است که نشان می‌دهند نتیجه‌گیری قاطعی هم نمی‌شود کرد. از قضا ثروت اضافه، از حدّ مشخصی که بگذرد، شادترتان نمی‌کند. پس وقتی به آن حد رسیدید، دلیلی ندارد که دیوانه‌وار دنبال پول بیشتر بروید. ولی اگر دست و پا بزنید که غذایی پیدا کنید، یا جای مناسبی که بخوابید، بعید است مسأله‌تان زیاد بودن گزینه‌ها باشد. لذا این مسأله واقعاً مال جامعه‌های ممتاز است، جایی که مردم آماجِ رگباری از گزینه‌ها و وسوسه‌هایند. دست‌کشیدن دقیقاً چه لذتی دارد؟ با کارهای کمتری کردن چه چیزی عایدمان می‌شود؟ در این‌صورت ما شانس آن را پیدا می‌کنیم که درگیر فعالیت‌ها و تجربه‌هایی شویم که عمق و معنای وجودی بیشتری دارند. برخی چیزها بالذات ارزشمند و معنادارند، فقط ارزش ابزاری ندارند، فقط برای رسیدن به چیز دیگری نیستند، بلکه فی‌نفسه ارزشمندند. وقتی از فضیلت کناره‌گرفتن حرف می‌زنم، منظورم حقیقتا این است. آیا معنی همه این حرف‌ها این است که قربانی رونق اقتصادمان شده‌ایم؟ چه تعبیر شگفت‌انگیزی! و چه غم‌انگیز که بسیاری افراد معتقدند کلید شادی آن است که گزینه‌های بیشتر و تجربه‌های بیشتری داشته باشی، ولی دقیقاً خلاف این است. بری شوارتز، روان‌شناس آمریکایی، همین را "پارادوکس انتخاب" می‌نامد. فقط زمانی می‌توانیم مشکل را حقیقتا حل کنیم که دست‌به‌کار تنظیم و تعدیل دسته‌جمعی رویه‌های زندگی‌مان شویم. گام‌های عینی و عملی که بتوانیم کمی بیشتر"دست بکشیم" به‌جای تمرکز بر چیزهای مثبت، افراد را تشویق می‌کنم بر چیزهای منفی تمرکز کنند، چون ما باید بتوانیم به‌جای آن‌که تمام ایام شاد و مثبت‌گرا باشیم، درباره مسائلی که وجود دارند حرف بزنیم. باید مشکل را ببینیم تا بلکه شانس اصلاحش را داشته باشیم. همچنین فکر می‌کنم چیزهایی مثل رمان‌خواندن یا غرق گذشته بودن می‌توانند واقعاً مفید باشند. هدف این است: آیینی برای زندگی داشته باشی، عادت‌ها و روتین‌هایی پرورش بدهی که ساده‌تر بتوانی تمرکز کنی و از این همه سروصدای مزاحم و حواس‌پرتی دست بکشی. بسیاری افراد توان آن را که چند ساعت بنشینند و کتابی بخوانند، از دست داده‌اند. دائم حواسشان پرت می‌شود و می‌خواهند گوشی‌های هوشمندشان را چک کنند. من هم این کار را می‌کنیم. اما تمرین و مشق این عادات، گام‌های کوچکی‌اند که می‌شود برداریم تا یاد بگیریم درون آن فرهنگی زندگی کنیم که دائماً ما را به میلیون‌ها جهت مختلف می‌کشاند. افسارزدن بر "تمایلمان برای تجربه همه‌چیز" شاید شادترمان کند. |ترجمان؛ گفت‌وگوی شان ایلینگ با سوند برینکمن، ترجمه محمد معماریان| ❤️🍀 @filsofak

❤️🍀 @filsofak

بیشتر اضطراب‌های روان‌آزار علتش تضادهای روانی ناخودآگاه است. شخص خود را تهدید شده می‌بیند، بی‌آنکه بداند از چه چیز یا از طرف چه کسی تهدید شده است و نمی‌داند با دشمن ناشناخته چگونه بجنگد یا از دستش فرار کند. 🔸️رولو می از کتاب انسان در جستجوی خویشتن ترجمه مهدی ثریا ❤️🍀 @filsofak

مطمئن بودم که اگر کسی فقط و فقط با لحظات حال زندگی کند و با علاقه‌مندی کامل به هر گلی که سر راهش است، نگاه کند و هر درخششی را که بر روی هر لحظه گذرا می‌رقصد گرامی دارد، آن‌وقت است که زندگی در برابرش خلع سلاح می‌شود. 🔸️هرمان‌ هسه از کتاب گرگ‌ بیابان ❤️🍀 @filsofak

بزرگداشت عمر خیام بیست و هشتم اردیبهشت شعرخوانی احمد شاملو و گفتگوی صادق صبا با رابرت در کتابخانه آکسفورد، مارکوس دو سوتو، محمدرضا شجریان و داریوش شایگان ❤️🍀 @filsofak

مواردی که هرگز نباید درشبکه‌های مجازی منتشر کنید آگاهی‌بخشی امنیتی در فضای مجازی ۱. هر چیزی که محل زندگی شما را فاش می‌کند اغلب مردم ناخواسته اطلاعاتی از قبیل محل دقیق زندگی (خیابان، کوچه و یا پلاک) خود را در قالب عکس و نوشته منتشر می‌کنند. اگر کسی لازم است این اطلاعات را داشته باشد بهتر است به‌صورت تماس خصوصی در اختیار او قرار دهید. ۲. عکس‌هایی که در فضای خانه می‌گیرید به عکس‌هایی که در منزل شخصی‌تان می‌گیرید دقت کنید. عکس‌ها گاهی اطلاعاتی را از شما منتشر می‌کنند. این اطلاعات می‌تواند مربوط به یک شی گران‌قیمت باشد یا یک برچسب که روی درب یخچال‌تان چسبانده‌اید. ۳. اطلاعات و برنامه سفر انتشار اطلاعات و روز سفر؛ اگر چه اقدامی رایج در فضای مجازی است، اما تجربه نشان داده است که این اطلاعات می‌تواند ضریب سرقت از خانه‌ها را افزایش دهد. ۴. انتشار اطلاعات درباره برنامه روزانه‌تان اغلب سرقت‌ها در روز انجام می‌شود و اطلاعات بیش از حد مانند شیفت کاری، نام مدارس فرزندانتان و مواردی از این‌دست می‌تواند شما را در معرض خطر سرقت یا تهدید قرار دهد. ۵. محتوایی که می‌تواند منجر به تهدید شما شود انتشار اطلاعاتی مانند نظرات منفی درباره محل کار یا هم‌کارانتان بعضا ممکن است برای شما دردسر شود. ۶. انتشار تصاویر از کارت بانکی تجربه نشان داده است که انتشار تصاویر کارت بانکی می‌تواند منجر به سرقت‌های اینترنتی شود. در نتیجه هیچ‌گاه عکس کارت بانکی‌تان را در شبکه‌های اجتماعی منتشر نکنید. ❤️🍀 @filsofak

بندگی هیچ‌کسی را نکنید و به پدر و مادر خود نیکی کنید |کتاب قرآن؛ سوره اسرا (آیه ۲۳ و ۲۴) با صدای عبدالباسط| ❤️🍀 @filsofak

امید 🔸️نوشته بود «یک‌چیزهایی برای همان وقت است که آرزوش می‌کنم، ده سال بعد برایم هیچ طعمی ندارد. بعضی چیزها را آدم باید همان‌موقع که دلش خواسته داشته باشد، وگرنه بعداً بی‌مزه می‌شود. توپ پلاستیکی چهل تکه الان به چه دردم می‌خورد؟ یا الآن برای من چه فرقی می‌کند که سنگم می‌افتد توی خانه شش، یا پام می‌رود روی خط یا نه؛ من که دیگر لی‌لی بازی نمی‌کنم». فکر کردم حرف‌هاش را دارم با گوشت و پوست و استخوانم لمس می‌کنم. آن‌قدر چیز خواسته‌ام که نشده، که شماره‌اش از دستم دررفته. که برای همه‌شان یک نسخه پیچیده‌ام که «لابد قسمت نبوده و حتماً حکمتی توی کار هست». فکر کردم چرا حکمت همیشه توی ناامید شدنِ امید است. چرا توی شعله‌ور شدنِ کورسوی امید نیست؟ به این فکر کردم که شاید بد امید می‌بندم. یعنی بد می‌خواهم. مثلاً می‌خواهم بچه وقتی که دندان ندارد آدامس بجود، یا سنگ موم شود یا باران تند ببارد، وقتی که قرار نیست حتی تا سه ماه آینده هم یک لکه ابر ساده توی آسمان باشد. به این فکر کردم که باید راه تمام بهانه‌هایی که باعث می‌شوند امیدم ناامید شود را ببندم. تمام بهانه‌هایی که خدا می‌توانست عَلَمشان کند برای این‌که بگوید «امیدت ناامید شد به این دلیل». رفتم دست گذاشتم روی چیزی که نمی‌تواند بگوید چیز بدی است یا به دردم نمی‌خورد یا اگر نداشته باشمش، باز هم امورم می‌گذرد. دست گذاشتم روی چیزی که اگر خطش بزند خودم را خط زده باشد. به این فکر کردم که اصلاً همه آن ناامیدی‌ها برای این بوده که من یاد بگیرم زیر بار ناامیدی نروم. که طعم نرسیدن برود زیر زبانم و بدانم چقدر تلخ است و نگذارم دوباره مزه‌اش توی دهانم تکرار شود. به امیدی فکر کردم که پیش از آن‌که بمیرد، خودم را می‌کشد و خلاص. قرار نیست یک‌چیزهایی را بخواهیم و نداشته باشیم. چیزهایی هستند که اگر نباشند، که اگر آدم نداشته باشدشان، بمیرد بهتر است. چیزهایی که نمی‌شود گفت چیز بدی است یا به دردمان نمی‌خورد یا اگر نداشته باشیمشان، باز هم امورمان می‌گذرد. #مصطفی_سلیمانی #امید_به_زندگی #امید #امیدواری 🔸️اینیستاگرام: https://www.instagram.com/p/CO_AtLND54H/?igshid=osruw8z4piem + به دوستان خود بفرستید 🍀❤️ @The_meaningoflife

صبر 🔸️برای خواستن یک چیز با تمام وجود، تنها یک راه وجود دارد و آن خواستنش با تمام وجود است. و این یعنی بی‌صبری تعطیل. غر تعطیل. نق تعطیل. بی‌صبر شدن همان لحظه‌ یأسی است‌ که‌ آوار می‌شود روی سر یک لوبیای سحرآمیزِ تنها، توی عمق دو سانتیِ مشتی خاک ساده و سبک. لوبیاهای سحرآمیز، بی‌صبر که می‌شوند خيلی فراموشکار می‌شوند. یادشان می‌رود که توی خاکند، یعنی همان‌جایی که باید باشند. یادشان می‌رود که اگر آب بخواهند هست و اگر جایی برای نفس کشیدن هم می‌خواهند هست. یادشان می‌رود که دارند توی تختی از سنگ‌های ریز پادشاهی می‌کنند و هر چقدر هم جولان بدهند هیچ‌کس هیچ‌کاریشان ندارد. و فقط این یادشان می‌آید که آخ، همه‌جا تاریک است. و من، بی‌دفاع و تنها، زیر یک مشت خاک که آوار شده روی سرم گیر افتاده‌ام. و دست و پا زدن را از سر می‌گیرد. زور می‌زند که ریشه‌های نازکش را به ضرب و زور هم که شده از لای ذره‌های خاک بکشد بیرون و سرش را هم هر طور شده بکشد بالا، اما نمی‌تواند. یادش می‌افتد که هزار جان شیرین داده‌ تا جوانه بزند. زجر دو عالم را کشیده وقتی تمام تنش توی غربت خاک، دو شقه شده، تا از لابه‌لای پیکر پرپرش جوانه امیدی سر برآورده است. شروع به دست و پا زدن می‌کند. هی ریشه‌اش را می‌کشد. هی سر شقه شده‌اش را به سقف خاک می‌کوبد. و هی خودش را به سنگریزه‌ها می‌مالد. بی‌صبر شده و یادش رفته که سحرآمیز است. یادش رفته که چیزی نمانده تا قدش بلند شود و سرش از خاک بیاید بیرون. یادش رفته خاک دشمنش نیست. و لوبیاها زیر خاک خفه نمی‌شوند. بی‌صبری همه‌چیز را از یاد آدم می‌برد. حتی این‌که سحرآمیز است را. حتی این‌که سنگریزه‌ها دشمنش نیستند را. توی بی‌صبری آدم فقط دست و پا می‌زند و می‌خواهد ریشه‌اش را بیرون بکشد. بی‌صبری آدم را ریشه‌کن می‌کند. بی‌صبری آدم را با مخ می‌کوبد به زمین. حتی وقتی زمین دشمنت نیست. #مصطفی_سلیمانی #صبر #صبوری + به دوستان خود بفرستید 🍀❤️ @The_meaningoflife

#تحلیل_فیلم ۲ ✔️ تحلیل و بررسی روان‌شناختی فیلم The Silence of the Lambs (سکوت بره‌ها) 🔸 مصطفی سلیمانی، نویسنده، روان‌شناس شخصیت، دانش‌آموخته فلسفه اخلاق و مدرس دانشگاه، در یادداشتی، به تحلیل و بررسی روان‌شناختیِ شاهکار سینمایی رابرت جاناتان دمی به نام «The Silence of the Lamb»، پرداخته، که با اقتباس از رمانی با همین نام، نوشته تامس هریس ساخته شده است. #سکوت_بره_ها + به دوستان خود بفرستید. 🍀❤️ @The_meaningoflife

در مسیر اخلاق(۵) 🔸️مجله خانه‌های‌روشن ‌۱۴۸ دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی نشریه حریم امام شماره ۴۵۰ 🔸️موضوع پرونده: (ریا) #غیبت #غیبت_کننده #همسر_غیبت_کننده + به دوستان خود بفرستید 🍀❤️ @The_meaningoflife

انواع عشق به بیان مصطفی ملکیان ❤️🍀 @filsofak

🔸️۵ نکته اصلی در انتخاب همسر #مصطفی_سلیمانی #انتخاب_همسر . 🔸️انتخاب با چشمان باز . به اعتقاد بسیاری، «انتخابِ» همسرِ مناسب،
+5
🔸️۵ نکته اصلی در انتخاب همسر #مصطفی_سلیمانی #انتخاب_همسر . 🔸️انتخاب با چشمان باز . به اعتقاد بسیاری، «انتخابِ» همسرِ مناسب، یکی از چالش‌برانگیزترین انتخاب‌های زندگی هر فرد است. انتخابی که نتایج‌اش می‌تواند بر بسیاری از جنبه‌های زندگی اثرگذار باشد. اما موضوعی که به نظر تا حدودی مغفول مانده است، «شناختِ روانی دختر و پسر از یکدیگر، پیش از ازدواج» است؛ شناختی که به نظر می‌رسد تنها با تحلیل تمامیِ جنبه‌ها و ویژگی‌های شخصیتی هر یک از زوجین به دست می‌آید. + به مجردها بفرستید. (خیلی مهم) 🍀❤️ @The_meaningoflife

روان شناسی تکاملی دوره سه‌جلدی اگر برای چند هفته با پای برهنه راه بروید، کف پایتان پینه خواهد بست، اما اگر چند هفته با اتومبیل رفت و آمد کنید لاستیک اتومبیل‌تان ضخیم‌تر نخواهد شد! چرا؟ پای شما و لاستیک اتومبیل هردو از قوانین فیزیک پیروی می‌کنند و اصطکاک، اشیا فیزیکی را می‌ساید. نه این‌که آن‌ها را ضخیم‌تر کند. اما پای شما، برخلاف لاستیک اتومبیل تحت قوانین دیگری عمل می‌کند؛ قوانین تکامل زیستی. برای این که بفهمیم ویژگی‌های روانی و جسمانی امروزمان چرا و چگونه شکل گرفته‌اند، باید داستان انسان را تا گذشته‌های خیلی دور، بسیار دورتر از تاریخ مکتوب چند هزار ساله اخیر دنبال کنیم. اگر چنین کنیم، بسیار بهتر خواهیم فهمید که: چرا زنان غالبا هنگام انتخاب همسر، انتخابی‌تر و سخت‌گیرانه‌تر از مردان عمل می‌کنند و چرا مردان، هنگام انتخاب همسر، بیش‌تر از زنان به ظاهر بدنی شریک آینده‌شان اهمیت می‌دهند؟ 🔸️|اثر دیوید باس و ترجمه آرش حسینیان| ❤️🍀 @filsofak

کشف استعداد کودکان #مصطفی_سلیمانی #تربیت_فرزند #استعداد_کودکان + به والدین بفرستید 🍀❤️ @The_meaningoflife
+2
کشف استعداد کودکان #مصطفی_سلیمانی #تربیت_فرزند #استعداد_کودکان + به والدین بفرستید 🍀❤️ @The_meaningoflife

‍ "بیگانه درون" اغلب ما تصور می‌کنیم که آنچه رفتار و زندگی ما را اداره می‌کند تصمیم‌گیری‌های ماست. فکر می‌کنیم که ما برای روز و هفته و عمرمان آزادانه تصمیم می‌گیریم و بعد این تصمیمات را اجرا می‌کنیم. چنین تصوری به این دلیل است که از وجود قدرت‌های مافوقی به‌نام "پیش‌فرض‌ها" غافلیم. پیش‌فرض، تصوری است که در پس‌زمینه ذهن ما جای گرفته و ما را به نوع خاصی از رفتار وادار می‌کند. پیش‌فرض‌های ما نقشی اساسی در تعیین رفتار و زندگی ما دارند. آنها ارباب‌هایی هستند که در درون ما زندگی می‌کنند و فرمان‌شان همواره حلقه‌ای بر گوش ماست. با این حال حضور آنها برای ما چنان مسلم و بدیهی است که کمتر به آن توجه می‌کنیم. مثلا پیش‌فرض بعضی از ما این است که "دنیا جای کار کردن است" لذا باید از صبح تا شب بی‌وقفه کار کرد و کمتر استراحتی داشت". پیش‌فرض بعضی دیگر این است که "من مسؤول رفع مشکلات همه افراد خانواده‌ام هستم. هر مساله‌ای که روی بدهد منم که باید حلش کنم". پیش‌فرض بعضی این است که "من باید ایده‌آل و بی‌نقص باشم و سرزدن هر خطایی از من، گناهی نابخشودنی است". برخی دیگر هم فرض می‌کنند که این دیگران هستند که باید درباره‌ بدی و خوبی رفتار آنان رأی بدهند، یا ارزش آنها را تعیین کنند... پیش‌فرض‌ها در کودکی بر ذهن ما تلقین می‌شوند و با ابزار ترس و سرزنش ما را کنترل می‌کنند. به این ترتیب ما هیچ‌وقت به افکار و تصورات خود شک نمی‌کنیم و فکر نمی‌کنیم که می‌توان به شکل دیگری هم زندگی کرد. پیش‌فرض‌ها به‌شکلی خاموش و ناشناس بر ما حکومت می‌کنند و تا آخر عمر، دنیای ما را در تنگنای تصورات خاصی، نگاه می‌دارند. آنها مانع تغییر و باعث فشار و رنجند و از ما ربات‌هایی خودکار و مجبور می‌سازند. شناخت و نقد پیش‌فرض‌های خود یک گام بزرگ به‌سوی آرامش و آزادی است. "بیگانه درون" ساسان حبیب‌وند ❤️🍀 @filsofak

دوستی و عشق نباید با هم خلط شود. در زندگی اجتماعی خیلی وقتها این مساله خلط شده و مشکلاتی پدید می آورد مثلا با کسی دوست بوده است ولی توقعات عشق داشته یا عاشق کسی بوده ولی با توقعات دوستانه فقط مواجه شده است. مهم است که بفهمیم که یک وقت عاشق کسی هستیم یک وقت دوست کسی هستیم. این دو به انحای مختلفی با هم فرق می کنند. برای اینکه خیلی حرف مبهم نزده باشم اولا در اینجا عشق که می گویم عشق انسان به انسان محل بحث من هست و عشق انسان به خدا یا عشق خدا به انسان و ... محل بحث من نیست. با این توضیح فرق عشق و دوستی را می توان اینطور بیان کرد که در عشق سه مولفه باید با هم باشد تا بتوان به من گفت عاشق شما هستم. #ویژگی_های_عشق ۱- شور و شیدایی (سه مولفه رابرت جی. استرن برگ است، تحقیقات 40ساله تیم عظیم او نشان داد که ظاهرا این سه مولفه باید در عشق وجود داشته باشد. اثرش در ایران تحت عنوان قصه ی عشق ترجمه شده است.) ۲- التزام، تعهد commitment یعنی درد و رنج تو را باید درد و رنج خود بیابم و شادی تو را شادی خودم بیابم تا بتوانم نسبت به تو متعهد باشم. ۳- محرمیت یعنی هیچ چیز را از تو نهان نکنم اگر خودم را در برابر تو سانسور کردم یعنی intimacy نسبت به تو وجود ندارد. باید بتوانم خود را پیش تو کریستالی کنم وقتی به من نگاه می کنی انگار به یک بلور نگاه میکنی. بتوانی تمام ظرائف و لطائف مرا ببینی بتوانی از باورها و احساسات وعواطف و خواسته های من باخبر باشی. اگر یک چیز را مخفی کنم یعنی خدشه ای و عیبی در عنصر سوم هست. #ویژگی_های_دوستی اما دوستی یک نوع ارتباط اجتماعی است که در آن ارتباط من یکی از این سه چیز را می یابم و دوست دارم که حشر و نشرم با شما بیشتر باشد: ۱- نفس حضورتان برای من لذت بخش است وقتی هستی لذتی می برم که وقتی نیستی آن لذت مضایقه و دریغ میشود. ۲- از شما منفعتی می برم نه لذتی یعنی از طریق شما علم یا فن یا هنری یاد میگیرم حتی ممکن است حضور شما لذت بخش نباشد اما به جهت دوم با شما دوستی دارم زیرا با شماست که به علم یا فن یا هنری می رسم مثل دوستی شاگرد نسبت به استادش چه در علم یا فن یا هنر می باشد. ۳- فضیلتی از شما عایدم می شود. به این معنا که اگر مثلا شما بردبار هستید من هم بعد مدتی بردبار می شوم یا صداقت شما به من نشت می کند. فضیلتی از شما به من می رسد در واقع نیکی را از شما یاد می گیرم. انسان نیکی را ازطریق اسوه یاد می گیرد. اگر مدتی با او باشم خلق و خوی او را می گیرم، تو اول بگو با کیان زیستی پس آنگه بگویم که تو کیستی. ویژگی های از مقوله فضیلت و رذیلت از طریق الگو تسری پیدا می کند. این تسری تا جایی است که بعد از مدتی طرز صحبت کردن و تونالیته صدایش مثل دوستش می شود. در یونان باستان فیلسوفان پی بردند فضیلت و رذیلت کاملا نشت می کند مثل بیماری واگیردار، واگیردار است. مثل ظروف مرتبطه دوستان شبیه هم می شوند. در زندگی زیاد دیدم که دوستان شبیه هم شدند. دوستی در واقع وجه انحصارطلبانه ندارد یعنی من در آن واحد می توانم نسبت به شما چند نفر احساس دوستی داشته باشم. اما عشق به نظر اکثر روانشناسان وجه انحصارطلبی دارد. یعنی من حداکثر عاشق یک نفرم. امروزه در نظریه multi love بعضی روانشناسان معتقدند که آدم می تواند در آن واحد سه معشوق داشته باشد و نسبت به هر سه نفر هر سه مولفه را داشته باشد. اخیرا روانشناسی عشق گسترش پیدا کرده و تحقیقات زیادی صورت گرفته است. - رسول یونان شعر زیبایی دارد "گاه شده است که یک بار چندتا را عاشق شوم گاه شده است که یکی را دوبار عاشق شوم اخر عشق بلدم ریاضیاتم ضعیف است- یک واقعیتی است که حتی اگر حالت استثنایی هم داشته باشد (از آن استثناهایی که قاعده را هم تایید می کند ولی بالاخره این استثنا هم وجود دارد) ولو در انسان های به هنجار معمولا انتظار این نیست و انتظار این است که در هر آنی انسان عاشق یک نفر باشد. #مصطفی_ملکیان ❤️🍀 @filsofak

در مسیر اخلاق(۴) 🔸️مجله خانه‌های‌روشن ‌۱۴۷ دبیر پرونده: #مصطفی_سلیمانی نشریه حریم امام شماره ۴۴۹ 🔸️موضوع پرونده: (ریا) #ریا #ریاکار #همسر_ریاکار + به دوستان خود بفرستید 🍀❤️ @The_meaningoflife

🎥فیلم (پی کی ۲۰۱۴) - ۱۷دقیقه وقت بگذارید و ببینید پی کی فیلمی هندی ساخته شده در سال ۲۰۱۴ است که سومین فیلم پرفروش تاریخ سینمای هند می‌باشد. این فیلم در ۱۵ روز اول اکران خود تمام رکوردهای فروش را جابه‌جا کرد و فروش بی سابقهٔ ۳۰۰ کروری داشت. همچنین با رتبه ۲۴۸ جز ۲۵۰ فیلم برتر تاریخ سینماست. 🔻کاهنان بیشترین ضربه را از فیلم خوردند و نگاه مردم نسبت به آن‌ها و اعمال خرافاتیشان تغییراتی کرد. کاهنان و حامیانشان گروهی تشکیل دادند و در اعتراض به فیلم تظاهرات کردند و قسمت‌هایی از هند آشوب به پا کردند و خیلی از سینماها را تخریب کردند. اما اکثریت مردم هند موافق فیلم بودند و با استقبالی با شکوه و بی بدیل این فیلم رو به پرفروش‌ترین فیلم تاریخ تبدیل کردند. 🔻همچنین فیلم مورد استقبال سیاسیون قرار گرفت و یکی از وزرای هند دستور داد که از این فیلم مالیات گرفته نشود. فیلم هم در جامعهٔ اصلی هند و هم در جامعهٔ مجازی از حمایت بسیار بالای مردم عادی و افراد مشهور برخوردار بود 💥لطفا چند بار ببینید تا متوجه زندگیتون بشید. شما کدام خدا رو قبول و باور دارید؟ ❤️🍀 @filsofak