ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك 👈

کانون شعر و ادب دانشگاه امیرکبیر

کانون شعر و ادب دانشگاه امیرکبیر

الذهاب إلى القناة على Telegram

«تو را سزد که کنی خانهٔ ادب آباد» ارتباط با ما : @AUT_Adabi

إظهار المزيد
إيران102 142الفئة غير محددة
1 148
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+77 أيام
+730 أيام
أرشيف المشاركات
عمر که بی‌عشق رفت هیچ حسابش مگیر آب حیاتست عشق در دل و جانش پذیر ⭕️ کانون شعر و ادب دانشگاه امیرکبیر به مناسبت بزرگداشت مولان
عمر که بی‌عشق رفت هیچ حسابش مگیر آب حیاتست عشق در دل و جانش پذیر ⭕️ کانون شعر و ادب دانشگاه امیرکبیر به مناسبت بزرگداشت مولانا و حافظ برگزار می‌کند: ✨ شب شعر از مولانا تا حافظ ✨ با حضور دو شاعر برجسته غلامرضا طریقی و سعید بیابانکی همراه با اجرای موسیقی، شعرخوانی دانشجویی و پذیرایی دوشنبه ۲۰ مهر ساعت ۱۷ تا ۱۹ حضور برای عموم آزاد و به شرط ثبت‌ نام رایگان است . 🎁 در حین برنامه به قید قرعه به چند نفر از شرکت کنندگان کتابی از هر دو مهمان با امضای آنها هدیه داده خواهد شد. 🎁 ⭕️ لینک ثبت نام ⬇️ ‌ https://survey.porsline.ir/s/FWhWfwgI

💠 بزرگداشت مولوی 💠 📅 دوشنبه ۶ مهر ماه بمناسبت بزرگداشت مولوی؛ پادکست رخ با اجرای امیر سودبخش برگزار گردید. #مولوی #کانون_ش
+3
💠 بزرگداشت مولوی 💠 📅 دوشنبه ۶ مهر ماه بمناسبت بزرگداشت مولوی؛ پادکست رخ با اجرای امیر سودبخش برگزار گردید. #مولوی #کانون_شعر_و_ادب #شورای_صنفی_دانشکده_برق #مدیریت_فرهنگی_و_اجتماعی #معاونت_فرهنگی_دانشجویی #دانشگاه_صنعتی_امیرکبیر

خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیست به زندگانی من فرصت جوانی نیست من از دو روزه هستی به جان شدم بیزار خدای شکر که این عمر جاودانی
خجل شدم ز جوانی که زندگانی نیست به زندگانی من فرصت جوانی نیست من از دو روزه هستی به جان شدم بیزار خدای شکر که این عمر جاودانی نیست همه بگریه ابر سیه گشودم چشم دراین افق که فروغی ز شادمانی نیست به غصه بلکه به تدریج انتحار کنم دریغ و درد که این انتحار آنی نیست نه من به سیلی خود سرخ میکنم رخ و بس به بزم ما رخی از باده ارغوانی نیست ببین به جلد سگ پاسبان چه گرگانند به جان خواجه که این شیوه شبانی نیست ز بلبل چمن طبع شهریار افسوس که از خزان گلشن شور نغمه خوانی نیست #شهریار
۲۷ شهریور روز شعر و ادب فارسی و روز بزرگداشت استاد شهریار

حرف زدن از رویا مثل حرف زدن از فیلم‌هاست؛ چون سینما از زبان رویاها استفاده می‌کند. سال‌ها می‌توانند در یک ثانیه بگذرند و می‌توانی از جایی به جایی بپری. این زبانی ساخته از تصویر است و در سینمای واقعی، هر شیء و هر نوری معنایی دارد، درست مثل یک خواب. ‏فدریکو_فلینی #روزنگار ٢١ شهریور، روز ملی سینما

هنوز انتخابت رو نکردی؟ ⏰اشکالی نداره؛ مهلت تمدید شد! ⏰ اگه یه کانون هست که همیشه دوست داشتی در اون فعالیت کنی، اگه ایده‌ای دا
هنوز انتخابت رو نکردی؟ ⏰اشکالی نداره؛ مهلت تمدید شد! ⏰ اگه یه کانون هست که همیشه دوست داشتی در اون فعالیت کنی، اگه ایده‌ای داری که دلت می‌خواد جایی برای اجرا شدنش پیدا کنی، یا حتی فقط می‌خوای آدم‌های هم‌فکرت رو پیدا کنی؛ وقتشه عضو بشی. 📝 می‌تونی در حداکثر ۳ کانون فرهنگی‌هنری عضو بشی. اما یه نکته مهم: اگه می‌خوای در انتخابات شورای مرکزی کانون شرکت کنی، باید حداقل یک ماه از عضویتت گذشته باشه. پس این چند روزِ اضافه، فقط چند روز اضافه نیست؛ فرصت شروعه. ⚠️ حواست به کانون‌های ادغامی باشه! ۶ کانون با هم ادغام شده‌اند و عضویت قبلی در کانون‌های جداگانه، دیگه اعتبار نداره. اگر قبلاً در یکی از این کانون‌ها عضو بودی، حتماً باید در فرم جدید کانون ادغام‌شده دوباره ثبت‌نام کنی. 🎭📽 تئاتر و فیلم ⚙️👨🏻‍💼 مدیریت و کارآفرینی 📸💻 رسانه و عکاسی «آنچه می‌ماند، ردپایی است که از خود بر جای می‌گذاریم.» — ویکتور هوگو حالا نوبت شماست. لینک فرم ثبت نام: https://farhangi.aut.ac.ir/dform/118/120

وقتشه برای عضو شدن در کانون های فرهنگی هنری مورد علاقت، البته_حداکثر سه کانون_اقدام کنی. 📝 برای شرکت در انتخابات و عضویت رسم
وقتشه برای عضو شدن در کانون های فرهنگی هنری مورد علاقت، البته_حداکثر سه کانون_اقدام کنی. 📝 برای شرکت در انتخابات و عضویت رسمی در شورای مرکزی هر کانون باید یک ماه از عضویتت بگذره، این مهلت یک هفته ایی برای همینه. ⏰ نکته : حواستون باشه شش تا کانون ما ادغام شدن و اگر قبلا در هر کدوم به صورت جدا عضو شدید، دیگه اعتباری نداره و حتما باید در فرم های جدید اون کانون ها ثبت بشید. لیست کانون های ادغامی: کانون تئاتر و فیلم 🎭📽 کانون مدیریت و کارآفرینی ⚙👨🏻‍💼 کانون رسانه و عکاسی 📸💻 «تنها راه انجام کارهای بزرگ، دوست داشتن کاری است که انجام می‌دهید.» — استیو جابز لینک فرم ثبت نام: https://farhangi.aut.ac.ir/dform/118/120/

آقای امیرکبیر سلام! 🔹️ گزارش عملکرد سالانه کانون های فرهنگی هنری 🗓 مرداد ۱۴۰۴ - مرداد ۱۴۰۵ قلندرانِ حقیقت به نیم جو نخرند 🌱 قبایِ اطلس آن کس که از هنر عاری‌ست 🔸️ #کانون_های_فرهنگی_هنری #مدیریت_فرهنگی_و_اجتماعی #معاونت_فرهنگی_دانشجویی #دانشگاه_صنعتی_امیرکبیر

فکر می‌کنید بزرگ‌ترین ضعف کانون‌های فرهنگی دانشگاه چیه؟ 🔹 برنامه‌محور بودن؟ 🔹 نداشتن خروجی واقعی؟ 🔹 بی‌ارتباط بودن با بازا
فکر می‌کنید بزرگ‌ترین ضعف کانون‌های فرهنگی دانشگاه چیه؟ 🔹 برنامه‌محور بودن؟ 🔹 نداشتن خروجی واقعی؟ 🔹 بی‌ارتباط بودن با بازار کار؟ 🔹 یا چیز های دیگه؟ چند ساعت دیگه می‌خوایم درباره یک ایده جدید صحبت کنیم و قبلش دوست داریم نظر شما رو بدونیم.

🌟 لینک گروه آبگینه در تلگرام 🌟 به امید اینکه دوباره همو ببینیم و در کنار هم از شعر و ادبیات لذت ببریم ❤️

https://t.me/+SAUakaLpdj5jYzU0 آبگینه در تلگرام 👆👆👆

گروه مشاعره دانشگاه امیرکبیر در تلگرام همراه باشید تا اینجا هم لحظات خوبی رو کنار هم داشته باشیم و شعر های زیبایی بخونیم ❤️

🖤🥀 #بهروز_رضوی (خرداد 1405-1326) ‌ شادروان استاد بهروز رضوی، گوینده پیشکسوت، مجری برنامۀ کتاب شب با محوریت معرفی کتاب و بازخوانی آثار مشهور ایران و جهان بود که بیش از سه دهه از رادیو پخش شد و بیش از ۱۲۰۰ کتاب را در این برنامه به شنوندگان معرفی کرد. ‌ 🏴 کانون های فرهنگی هنری دانشگاه صنعتی امیرکبیر درگذشت این هنرمند پیشکسوت و گوینده باسابقه رادیو را به خانواده و علاقه‌مندانش تسلیت عرض می‌کند. 🏴 ‌ روحش قرین رحمت و آرامش یادش جاودان.

در ستایش مرجان ساتراپی مرجان دختری بود که از همان کودکی به علت فعالیت های سیاسی خانواده اش و عقاید آنها چه در دوران پهلوی و چه پس از انقلاب، تجربه های سخت بسیاری را پشت سر گذاشت. از اعدام عمو تا سرخوردگی و تبعید خانواده و اقوامش. ولی او همه اینها را پشت سر گذاشت و پس از تحصیل در مقطع دبیرستان در وین به ایران بازگشت و در رشته ارتباط تصویری تحصیل کرد. چندین سال در ایران ماند و پس از یک ازدواج ناموفق راهی فرانسه شد و در استراسبورگ در رشته تصویرگری آموزش دید. پس از آن در پاریس به کار مشغول شد. و اما سال ۲۰۰۰ اوج موفقیت های او بود. زمانی که کتاب های مصور پرسپولیس که روایت داستان زندگی او و مهاجرتش به اروپا و سختی های زندگیش بود را نوشت و منتشر کرد. او بعد ها از همین کتاب با همکاری کارگردانی دیگر فیلمی به نام پرسپولیس ساخت که برنده جایزه هیئت داوران جشنواره کن ۲۰۰۷ شد و در سال ۲۰۰۸ جزو هیئت داوران این جشنواره بود. این پایان ساخته های او نبود. خورش آلو با مرغ و رادیواکتیو از دیگر فیلم های او هستند. جدا از زندگی حرفه ایش، زمانی که در پاریس زندگی می‌کرد با همسرش که تهیه کننده و بازیگری سوئدی بود آشنا شد و با او ازدواج کرد و تا زمان مرگ همسرش در سال ۲۰۲۵ در کنار او ماند. مرجان ساتراپی در سال ۲۰۲۵ به دلیل آنچه سیاست های ریاکارانه دولت فرانسه در قبال ایران خواند، از دریافت نشان لژیون دونور خودداری کرد. و حالا یک سال پس از درگذشت همسرش او نیز رفت تا جامعه ایران هنرمند ارزشمند دیگری را از دست بدهد. خانواده او در بیانیه ای علت مرگش را غم و اندوه ناشی از مرگ همسرش اعلام کردند. نام و یاد مرجان ساتراپی در جامعه هنری و فرهنگی ایران همواره باقی خواهد ماند. روحش شاد و یادش گرامی باد 🖤

جز غم،‌ هر آنچه را که به من وام داده‌ای بستان و بیشتر کن و بر دیگران ببخش نام تو بر نگین دلم نقش بسته است این خاتم وجود من ار
جز غم،‌ هر آنچه را که به من وام داده‌ای بستان و بیشتر کن و بر دیگران ببخش نام تو بر نگین دلم نقش بسته است این خاتم وجود من ارزانی تو باد دانم اگر‌چه پیشکشی سخت بی‌بهاست شعرم به پاس لطف تو، قربانی تو باد #روزنگار، 16 خرداد،زادروز #نادر_نادرپور

سلام به همراهان همیشگی شعر و ادب باتوجه به شرایط موجود انتخابات و رای گیری برای تعیین شورای مرکزی کانون ها بصورت مجازی برگزار میشود. دوستانی که علاقمند به فعالیت در شورای مرکزی کانون هستند به ایدی کانون پیام بدید. همچنین افرادی که تمایل دارند در کانون عضو بشن و درکنار دیگران فعالیت کنند باید از طریق سایت ثبت‌نام کنند‌. *توجه داشته باشید که برای شرکت در انتخابات ( برای شورای مرکزی و اعضا) باید حداقل یک ماه از ثبت نام شما گذشته باشه.* ثبت نام زمان زیادی رو از شما نمیگیره پس پشت گوش نندازید. برای کسب اطلاعات بیشتر به ایدی زیر پیام بدید. @AUT_Adabi

فکنده طرح شگرفی مهندس تردست که می‌چکد به مثل آب از طراوت آن #محتشم_کاشانی #روزنگار، ۵ اسفند بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی
فکنده طرح شگرفی مهندس تردست که می‌چکد به مثل آب از طراوت آن #محتشم_کاشانی #روزنگار، ۵ اسفند بزرگداشت خواجه نصیرالدین طوسی

خانه‌ام آتش گرفته‌ست، آتشی جانسوز هر طرف می‌سوزد این آتش پرده‌ها و فرش‌ها را، تارشان با پود من به هر سو می‌دوم گریان در لهیب آتش پر دود وز میان خنده‌هایم تلخ و خروش گریه‌ام ناشاد از درون خسته‌ی سوزان می‌کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد… خانه‌ام آتش گرفته‌ست، آتشی بی رحم همچنان می‌سوزد این آتش نقش‌هایی را که من بستم به خون دل بر سر و چشم در و دیوار در شب رسوای بی ساحل وای بر من، سوزد و سوزد غنچه‌هایی را که پروردم به دشواری در دهان گود گلدان‌ها روزهای سخت بیماری از فراز بام‌هاشان، شاد دشمنانم موذیانه خنده‌های فتحشان بر لب بر من آتش به جان ناظر در پناه این مشبّک شب من به هر سو می‌دوم گریان ازین بیداد می‌کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد… وای بر من، همچنان می‌سوزد این آتش آنچه دارم یادگار و دفتر و دیوان و آنچه دارد منظر و ایوان من به دستان پر از تاول این طرف را می‌کنم خاموش وز لهیب آن روم از هوش زآن دگر سو شعله برخیزد، به گردش دود تا سحرگاهان، که می‌داند که بود من شود نابود… خفته‌اند این مهربان همسایگانم شاد در بستر صبح از من مانده بر جا مشت خاکستر وای، آیا هیچ سر بر می‌کنند از خواب مهربان همسایگانم از پی امداد؟ سوزدم این آتش بیدادگر بنیاد می‌کنم فریاد، ای فریاد! ای فریاد… #مهدی_اخوان‌ثالث

آورده‌اند که نوشین‌روانِ عادل را در شکارگاهی صَید کباب کردند و نمک نبود. غلامی به روستا رفت تا نمک آرد. نوشیروان گفت: نمک به قیمت بستان تا رسمی نشود و ده خراب نگردد. گفتند: از این قدر چه خَلَل آید؟ گفت: بنیادِ ظلم در جهان اوّل اندکی بوده‌است هر که آمد بر او مَزیدی کرده تا بدین غایت رسیده. اگر ز باغِ رعیّت مَلِک خورد سیبی بر آورند غلامانِ او درخت از بیخ به پنج بیضه که سلطان ستم روا دارد زنند لشکریانش هزار مرغ به سیخ بَیضه: تخم مرغ #گلستان_سعدی