ادبیات ناب
الذهاب إلى القناة على Telegram
ابیات ناب . خوب ِ خوب ِ نازنین ِ من! نام ِ تو مرا همیشه مست می کند؛ بهتر از شراب... بهتر از تمام ِ شعرهای ناب #فریدون_مشیری نرسیدن رسیدن محض است آبزی آب را نمی بیند #یاسر_قنبری https://t.me/joinchat/AAAAADvWGrJzz2T1u5F60w @adabiat_nab
إظهار المزيد452
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+17 أيام
-130 أيام
أرشيف المشاركات
452
گرچه گاهی تندبادی شاخهای را هم شکست
سرو میماند ولی طوفان به پایان میرسد
- فاضل نظری
@adabiat_nab⭐️
452
🔆 سیزده پیمانِ سیزده بدر
✍ محمد درویش . فعال محیط زیست
👈برای زیبایی ایران باز نشر کنید تا جلوی تخریب طبیعت کشور ما گرفته شود
۱- پیمان میبندیم به نحوی رانندگی کنیم که منجر به مرگ هیچ جانداری نشود (بیشینه سرعت در هنگام عبور از جادههای همجوار با مناطق حفاظت شده ۴۰ کیلومتر در ساعت است)؛
۲- پیمان میبندیم به جای افروختن آتش با چوب یا خرید ذغال، از کپسولهای سفری گازی کوچک قابل شارژ یا آتشیار استفاده کنیم:
۳- پیمان میبندیم جز ردپا چیزی در طبیعت باقی ننهیم؛
۴- پیمان میبندیم از هر نوع آلودگی صوتی، مواد منفجره و ترقه پرهیز کنیم، زیرا گوش حیوانات چندین برابر گوش انسان به صدا واکنش نشان داده و حساس است؛
۵- پیمان میبندیم هرگز با خودرو از فاصله صدمتری به محیطهای ساحلی و تالابی نزدیکتر نشویم.
۶- پیمان میبندیم از همیشه صبورتر، پذیراتر و بخشندهتر بوده و هرگز شروعکننده هیچ نزاعی در طبیعت نخواهیم بود.
۷- پیمان میبندیم از ظروف یکبار مصرف و پلاستیکی استفاده نکرده و مروج سبک زندگی نزدیک به طبیعت باشیم.
۸- پیمان میبندیم سبزههای هفت سین را در خیابانها و طبیعت رها نکرده، آنها را با راهنمایی سمنها به شهرداریها، واحدهای دامداری و پرورش اسب تحویل دهیم تا یا کمپوست شود و یا خوراک دام.
۹- پیمان میبندیم ماهیهای سرخ هفت سین را فقط در استخرها و حوضچههای بسته رها کرده و آنها را وارد رودخانهها و تالابها نکنیم.
۱۰- پیمان میبندیم اگر زبالهای را در طبیعت رهاشده دیدیم یا اگر آتش نیمه خاموشی را یافتیم، نگوییم به ما مربوط نیست!
۱۱- پیمان میبندیم نه فقط ته سیگار در طبیعت رها نکنیم، بلکه ته سیگارهای رهاشده را هم جمعآوری کنیم.
۱۲- پیمان میبندیم شماره خودروهایی که سرنشینان آنها دور از چشم پلیس زباله از شیشه اتومبیلشان به بیرون پرتاب میکنند را یادداشت کرده و به نزدیکترین مامور پلیس گزارش دهیم
۱۳- و سرانجام پیمان میبندیم هیچ گیاه وحشی را نکنده و از طبیعت جدا نسازیم، وارد حریم مزارع کشاورزی نشده، خودرو خود را در کنار رودخانهها و تالابها نشوییم، در مصرف آب صرفهجویی کرده و مواد شوینده را در محیطهای آبی و طبیعت رها نسازیم.
پست موقت🍂
452
🔅 نگاهی به آیین سیزده بدر!
✍ مسعود عزتی
ایرانیان خردمند باستان ، در پیوند با نوروز آیین ها و جشن هایی داشته اند . یکی از آن ها، روز سیزده بدر است . آیینی مردمی و به دور از کاخ ها و دربارهای فرمانروایان . پیشینه ی آن به روزگاران کهن می رسد . در ایران باستان هر روزی از ماه نامی زیبا داشته است و سیزدهم فروردین ، روز ایزد و ستاره ی باران ( تیشتر ) است که با درخواست و پشتیبانی مردم بر اپوشه ، دیو خشکسالی، پیروز می گردد و زمین را با بارانی فراوان سیراب می گرداند . ایرانیان پس از دو هفته سور و شادی نوروزی ، در سیزدهمین روز به دشت های سرسبز و کنار جویبارها می روند تا با پیشکش سبزه های نوروزی خود به رودخانه ها و جویبارها ، ایزد باران را شادمان گردانند و از او آرزوی سالی آبخیز و پربار برای کشت و کار خود داشته باشند . در فرهنگ نازشخیز ایرانیان هیچ روز شوم و گجسته ای نبوده است و بدشگون دانستن این روز به تازش فرهنگ یونانی در سال ۵۲ پس از زادروز مسیح ( میلادی ) بر ایرانیان بر می گردد به گونه ای که این پندار دروغین نه تنها بر ایرانیان ، نیز بر بخشی از آسیا و نیز اروپاییان هم سایه افکنده است و می توان گفت که بیشتر مردم از گفتن و نوشتن شمار سیزده هراس داشته و دارند و هم اکنون بر همین باور ناراست است که می خواهند با رفتن به بیرون از خانه و کاشانه ی خود شومی سیزده را به در کنند .
پس ما ایرانی ها باید هیچگاه این اندیشه ی دروغین را نپذیریم و همان آیین نیاکانی را به راستی جشن بگیریم و سیزده ی فروردین با گشت و گذار در دشت و دمن ایزد باران را سپاس گوییم . از یادآوری آیین های این روز مانند گونه های خوردنی ها و بازی ها و گره زدن سبزه های نورسته و اسب دوانی و سیزده تا سنگ ریزه را به پشت سر پرتاب کردن و ... که برای همگان روشن است و از آن ها آگاهی دارند ، می گذریم و تنها به آیین گره زدن سبزه می پردازم که پیشینه ی آن به مشی و مشیانه دختر و پسر دوقلوی کیومرث نخستین انسان از دیدگاه ایرانیان می رسد که در سیزده ی فروردین با گره زدن دو شاخه ی( مورد)ازدواج کرده اند و اکنون جوانان دم بخت این آیین را برای آرزوی بخت گشایی نگه داشته اند . "سیزده به در "بر همه ی ایرانیان نژاده خجسته باد. به اندازه ی توان ، زبان شکرین و نازشخیز پارسی را پاس بداریم .
🍂
452
کاش در تو تمام شوم
آنجا که سرم روی شانه ات فرود می آید...
وقتی انگشتانت بین موهای پریشان و گونه ی تبدارم قدم می زند...
وقتی دست گر گرفته ات انگشتان یخ زده ام را در آغوش می گیرد...
وقتی سکوتت مشق #عشق می کند؛
و چشمهایت ورد آرامش می خواند؛
وقتی صدای قلبت را در حرارت بدنت می شنوم؛
درست آن هنگام
کاش راه نجاتم بسته شود
و چشمانم محو در لذتی ناگفتنی گشوده شود؛
و دلی که در سینه دارم
مست از کهنه شراب مهرت
دست از دویدن بشوید؛
تنم از جدال دست بردارد و
آرام گیرد...
کاااش
در تو
تمام شوم...
#مرجان_یادگار
#معین_بهانه
@adabiat_nab❤️🌦
#Love
452
۵ روز #تا_بهار
و تپشهای بهار را میشمارم
در قلب پرندگان
و لرزش خارها و برگ و بهار را میشمارم بیشمار
تویی که در تمام خانه پراکندهای...
#شمس_لنگرودی 💎
452
این روزها عاشق تر شده ام انگار
میان این همه فلسفه های شبه کفر
میان این همه خنده های بی دندان
میان این همه در زدنهای بدون پاسخ
دردهای استخوان های خمیده ی پاهای مادرم
میان ابزوردها ،
جفنگ
جدی نبودن جدی ترین ها
آرامش قبل از طوفان کاغذهای خواب آلود
خالی بودن این و پر بودن آن
جیب شلوار ، جیب پیرهن
انگار عاشق تر شده ام
انگار به خواب زده ام کلاه زمستانی ام را
انگار اسفند نیست ، شهریورم. 💎
انگار فقط خودم طرح ِ فرد ِ اتاق ِ هیچ وقت زوج ِ خودم را دارم
سایه ای که همیشه پشت در ماند
نوری که هیچ وقت ، طلوع ، غروبش را پاسخ نداد
کتابی که خوانده نشد
کفشی که پا نشد
انگار انکار می کنم عاشق تر شده ام
452
16 روز #تا_بهار 🍃
پرسیدم بهار چیست؟
گفت: امیدواری دانهای در دل خاک سرمازده،
شوق عشقی، در جان خستهی آدمیزادی …
#معصومه_صابر 💎
452
روز خواهد شد و در آن تو را دوست خواهم داشت،
روز خواهد شد پس نگران نباش اگر بهار تاخیر کرده است و غمگین نباش اگر باران متوقف شده است.
به ناچار رنگ آسمان تغییر خواهد کرد و ماه بر مدار میگردد، روز خواهد شد!
#نزار_قبانی 💎
452
امشب آسمان دلم
تلفیقی ست از مهتاب و باران
می خواهم در حوالیِ
رویایی بکر ،
فقط من باشم و تو
و در زیر لچکِ مهتاب
موهای مشکی ام را
نقره داغ کنم ،
این تکاپوی رسیدن را
باید جشن بگیرم و
برگ دیگری را در دفتر
#عاشقانه_هایم باز کنم
امشب تمام من ، مهتاب است.
#سودابه_حسینی
@adabiat_nab❤️🌦
#Love
452
من همانم که تو را ،
#عشق صدا خواهم کرد
و حسابِ همه را
از تو جدا خواهم کرد
#امیر_دالوند
@adabiat_nab❤️🌦
#Love
452
با من برنـــــو به دوش یاغی مشروطه خواه
عشق کاری کرده که تبریز می سوزد در آه
بعدها تاریخ می گوید که چشمانت چه کرد؟
با من تنهــــا تــــر از ستارخان ِ بــــی سپاه
موی من مانند یال اسب مغرورم سپید
روزگار من شبیه کتـــــری چوپان سیاه
هرکسی بعد از تو من را دید گفت از رعد و برق
کنده ی پیر بلوطـــی سوخت نه یک مشت کاه
کاروانی رد نشد تا یوسفی پیدا شود
یک نفر باید زلیــخا را بیاندازد بــه چاه
آدمیزادست و عشق و دل بــه هر کاری زدن
آدم ست و سیب خوردن آدم ست و اشتباه
سوختم دیدم قدیمی ها چه زیبا گفته اند
"دانه ی فلفل سیاه و خال مهرویان سیاه"
حامد عسگری. 💎
452
عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم
اکنون که پیدا کرده ام بنشین تماشایت کنم
بنشین که با من هر نظر با چشم دل با چشم سر
هر لحظه خود را مست تر از روی زیبایت کنم
ای چشم تو شیشه ی عمر من آغوش تو غربتم را وطن
بازی نکن با من و صحنه را در پرده آخر آتش نزن
عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنم
اکنون که پیدا کرده ام بنشین تماشایت کنم
بنشین که با من هر نظر با چشم دل با چشم سر
هر لحظه خود را مست تر از روی زیبایت کنم
ای عطر و نور تو امان یک دم اگر یابم امان
وین جان بر لب مانده را مهمان لبهایت کنم
بوسم تو را با هر نفس ای بخت دور از دسترس
ادبیات ناب 💎
452
@adabiat_nab❤️🌦
#Love
452
ندارمت
اما درون رگ هایم جاریست
خون دوست داشتنت
یعنی بی آنکه تو را ببینم
دلباخته روشنای ماه چشمانت
شده ام
یعنی بی آنکه باشی
لبخند و احساسم را
مالک شده ای
و این چیزی جز #عشق نیست
#امیر_عباس_خالق_وردی
@adabiat_nab❤️🌦
#Love
