ar
Feedback
Absurd Mind's Media

Absurd Mind's Media

الذهاب إلى القناة على Telegram

من از سرنوشت انسان چه می دانم؟ در مورد کلم بیشتر می توانم برایتان حرف بزنم! بکت سردبیر: محسن الوان ساز @absurdcall

إظهار المزيد

📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام Absurd Mind's Media

تُعد قناة Absurd Mind's Media (@absurdmindsmedia) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 30 828 مشتركاً، محتلاً المرتبة 2 285 في فئة الموسيقى والمرتبة 11 195 في منطقة إيران.

📊 مؤشرات الجمهور والحراك

منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 30 828 مشتركاً.

بحسب آخر البيانات بتاريخ 05 سبتمبر, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -120، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -1، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.

  • حالة التحقق: غير موثّقة
  • معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 0‎%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً N/A‎% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
  • وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 0 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 0 مشاهدة.
  • التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 0.

📝 الوصف وسياسة المحتوى

يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
من از سرنوشت انسان چه می دانم؟ در مورد کلم بیشتر می توانم برایتان حرف بزنم! بکت سردبیر: محسن الوان ساز @absurdcall

بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 06 سبتمبر, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة الموسيقى.

30 828
المشتركون
-124 ساعات
-277 أيام
-12030 أيام

جاري تحميل البيانات...

سحابة العلامات
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
سبتمبر '26
سبتمبر '26
+3
في 0 قنوات
أغسطس '26
+11
في 1 قنوات
Get PRO
يوليو '26
+18
في 1 قنوات
Get PRO
يونيو '26
+13
في 1 قنوات
Get PRO
مايو '26
+11
في 2 قنوات
Get PRO
أبريل '26
+3
في 2 قنوات
Get PRO
مارس '26
+14
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '26
+8
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '26
+8
في 1 قنوات
Get PRO
ديسمبر '25
+20
في 2 قنوات
Get PRO
نوفمبر '25
+12
في 2 قنوات
Get PRO
أكتوبر '25
+6
في 1 قنوات
Get PRO
سبتمبر '25
+15
في 1 قنوات
Get PRO
أغسطس '25
+17
في 1 قنوات
Get PRO
يوليو '25
+32
في 1 قنوات
Get PRO
يونيو '25
+12
في 5 قنوات
Get PRO
مايو '25
+21
في 5 قنوات
Get PRO
أبريل '25
+13
في 4 قنوات
Get PRO
مارس '25
+12
في 1 قنوات
Get PRO
فبراير '25
+26
في 2 قنوات
Get PRO
يناير '25
+17
في 3 قنوات
Get PRO
ديسمبر '24
+55
في 4 قنوات
Get PRO
نوفمبر '24
+10
في 4 قنوات
Get PRO
أكتوبر '24
+15
في 9 قنوات
Get PRO
سبتمبر '24
+49
في 6 قنوات
Get PRO
أغسطس '24
+29
في 6 قنوات
Get PRO
يوليو '24
+8
في 2 قنوات
Get PRO
يونيو '24
+18
في 3 قنوات
Get PRO
مايو '24
+77
في 4 قنوات
Get PRO
أبريل '24
+140
في 5 قنوات
Get PRO
مارس '24
+65
في 5 قنوات
Get PRO
فبراير '24
+63
في 3 قنوات
Get PRO
يناير '24
+71
في 5 قنوات
Get PRO
ديسمبر '23
+80
في 3 قنوات
Get PRO
نوفمبر '23
+111
في 6 قنوات
Get PRO
أكتوبر '23
+77
في 4 قنوات
Get PRO
سبتمبر '23
+84
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '23
+84
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '23
+72
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '23
+64
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '23
+59
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '23
+83
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '23
+81
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '23
+83
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '23
+135
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '22
+87
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '22
+93
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '22
+54
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '22
+98
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '22
+90
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '22
+91
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '22
+120
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '22
+176
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '22
+142
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '22
+89
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '22
+61
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '22
+97
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '21
+63
في 0 قنوات
Get PRO
نوفمبر '21
+58
في 0 قنوات
Get PRO
أكتوبر '21
+106
في 0 قنوات
Get PRO
سبتمبر '21
+153
في 0 قنوات
Get PRO
أغسطس '21
+230
في 0 قنوات
Get PRO
يوليو '21
+154
في 0 قنوات
Get PRO
يونيو '21
+99
في 0 قنوات
Get PRO
مايو '21
+175
في 0 قنوات
Get PRO
أبريل '21
+132
في 0 قنوات
Get PRO
مارس '21
+150
في 0 قنوات
Get PRO
فبراير '21
+158
في 0 قنوات
Get PRO
يناير '21
+127
في 0 قنوات
Get PRO
ديسمبر '20
+43 466
في 0 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
06 سبتمبر0
05 سبتمبر0
04 سبتمبر+2
03 سبتمبر0
02 سبتمبر0
01 سبتمبر+1
منشورات القناة
سینمای اکسپریمنتال، اختراع واقعیت‌های نو مصطفا آل‌احمد سینمای اکسپریمنتال صرفا سلسله‌ای از  تصاویر خیال‌انگیز نیست؛ بلکه این سینما، پنجره‌ای برای آگاهی و عصیان است. فیلم‌ساز اکسپریمنتال قصه نمی‌‌گوید؛ او تجربه‌‌ای تازه از ادراکات انسانی را تصویر می‌کند و همان تجربه را به ذهن ناخودآگاه و خودآگاه تماشاگر انتقال می‌دهد. در سینمای تجربی، ما چیزی را بازنمایی نمی‌کنیم؛ بلکه جهانی نو خلق می‌کنیم که به واقعیت معنایی تازه می‌بخشد. فیلم این جا به مثابه آزمایشی روی زمان، روی عواطف، روی زندگی و انسان است. به عبارت دیگر در سینمای تجربی، مهم "آن لحظه‌ای است که شما واقعیت را تجربه می‌کنید و از آن تجربه با دستگاه ذهنی خود، با رویاها و نمادپردازی، با تخیل و عصیان، جهانی نو می‌آفرینید." فیلم‌ساز اکسپریمنتال تماشاگر را از مشاهده‌ی انفعالی و دایره‌ی عادت‌ها بیرون می‌کشد؛ زمان را کند می‌کند، فضا را دگرگون می‌سازد، علیه واقعیت عصیان می‌کند تا واقعیتی نو ارائه می‌دهد. فیلمساز در این معنا یک تکنسین نیست؛ یک جراحِ آگاهی است. او با چاقوی تخیل، مستقیم روی شبکیه و ضمیر تماشاگر برش می‌زند تا لایه‌ی عادت را از روی واقعیت  بردارد و عدسی ژرف‌نگر خود را کار بگذارد. اگر دوربین حرفه‌ای ندارید، مهم نیست. اگر گروه کامل و حرفه‌ای ندارید، باز هم مهم نیست، بلکه آن چه اهمیت دارد، ایده‌‌ای است که با تخیلی سرشار، معنایی نوین به واقعیت می‌بخشد، زیرا ماده‌ی خام فیلمساز تجربی «جهان بیرون» نیست؛ بلکه عواطف و تخیل ابتکاری اوست. گاهی توالی تصاویر یا صداها بدون هیچ روایت خطی می‌تواند اثری ایجاد کند که بیشتر از هزار داستانِ دراماتیک، عواطف را متاثر می‌کند. فیلمساز در این تعریف به جای جمع‌آوری روزمرگی و داستان‌های تکراری، به جمع‌آوری تجربه می‌پردازد. به جای مشاهده‌ی انفعالی، نگاه کردن looking را با تفکر انتقادی پیوند می‌زند. در سینمای تجربی، مهم‌ترین توانایی فیلمساز، جسارت در خلق تخیلی نوین است، سینمای تجربی از همین‌ آفرینش خیال و رویا آغاز می‌شود: از لحظه‌ای که به جای تعریف و تفسیر جهان، جهان را از نو تجربه و معنا می‌کنیم. @Absurdmindsmedia

2
جهانِ رنجور یا رنجورِ جهان؟ قسمت دوم حال سؤال اینجاست: در چنین وضعیتی، کدامین نسخه شفابخش است؟ اروپا دو رویکرد کلی در مواجهه با این وضعیت اتخاذ نمود: ۱. منتقدان رمانتیسم به دو شاخه تقسیم شدند: نخست، رئالیست‌ها آمدند که واقعیت را جایگزین تخیل و هپروت کردند. سپس ناتورالیست‌ها جامعه را به مثابه یک آزمایشگاه تصور کردند که علاوه بر واقعیت، باید شرایط محیطی نیز به دقت مورد بررسی قرار گیرد. پس از آن، نوبت به پوزیتیویست‌ها رسید که با نقد علمی، به شدت عرفان و متافیزیک را به چالش کشیدند. و در نهایت، مدرنیست‌ها مقوله «زبان» را به عنوان حلقه مفقوده ارتباط اجتماعی وارد ماجرا کردند. در کنار اینان، مکاتبی که تحت تأثیر آموزه‌های مارکس شکل گرفتند، با برپایی شور اجتماعی، تا قرن بیستم قدرت‌نمایی کردند. ۲. رمانتیست‌ها نیز پوست انداختند و در قالبی جدید، همان آرمان‌ها و تخیلات، رنگ تازه‌ای به خود گرفت: ملی‌گرایی افراطی (که به جنگ جهانی دوم انجامید)، فاشیسم، و هیپی‌گرایی. نتیجه این نبرد دویست‌ساله، شکل‌گیری وضعیت کنونی بود: جامعه‌ای مبتنی بر بازار آزاد، کاهش دخالت دولت، محوریت فرد، جدایی دین از سیاست، و پررنگ شدن مفاهیمی چون حقوق بشر، حقوق زنان، کودکان و اقلیت‌ها. اما چگونه این اتفاق رخ داد؟ پیش از هر چیز باید تأکید کرد که آنچه اینجا می‌خوانید، یک دید تلسکوپی و دوربرد است؛ وقایع تاریخی، فلسفی و اجتماعی را نمی‌توان در چند سطر خلاصه نمود. کنشگران موفق اجتماعی (فارغ از هر مکتبی) در بیداری جامعه، اصولی کلیدی را رعایت نموده‌اند: ۱. اصل کنشگری: در بیان آنچه برای حقوق جامعه، محیط زیست و حقوق انسان ضروری است، نباید سکوت کرد. ۲. ایجاد زبان مشترک:جامعه دو زبان دارد: زبان آکادمیک و زبان مردم. کنشگر باید به زبان مردم سخن بگوید. ۳. عدم رقابت با دیگر کنشگران:کنشگری مسابقه فوتبال نیست. با جذب همدلی می‌توان صدای رساتری ایجاد نمود. ۴. پرهیز از خشونت:تاریخ نشان داده هر که با خشونت قدرت را گرفته، همان را بازتولید و جامعه را در مسیری دیگر سرکوب کرده است. ۵. عدم مسامحه با ساختار قدرت:کنشگر بلندگویی است برای بیان حقیقت و با ساختار قدرت مماشات نمی‌کند. ۶. حق‌طلبی انحصاری نیست:کنشگر حق را تنها برای خود و همفکرانش نمی‌خواهد. او برای صداهای دیگر ـ حتی صداهای مخالف ـ احترام قائل است. ۷. نماندن در کانون قدرت:کنشگر همواره در نقش یک منتقد می‌ماند؛ منتقد هر آنچه که حق را از کسی بگیرد، خواه از جانب دولت و خواه از جانب سایر گروه‌های قلدرمآب. ۸. اصل پایداری و استقامت:کنشگری یک ماراتن است، نه دوی سرعت. محسن الوان ‌ساز
3 779
3
جهانِ رنجور یا رنجورِ جهان؟ قسمت اول #محسن_الوان_ساز چرا همه چیز این‌قدر مصیبت بار است؟ چرا با وجود این که می‌دانیم جهانمان در حال حرکت به سوی نابودیست، کاری نمی‌کنیم؟ تقصیر از ماست؟ ترسو هستیم؟ در این یادداشت قصد دارم از یک پدیده فرهنگی که در قرن هجدهم در اروپا رخ داد و مشابه اکنونِ ماست، نکاتی را بگویم. درست در قرن روشنگری، در انقلاب صنعتی و انقلاب فرانسه جامعه فکری اروپا با یک سرخوردگی و رنج مواجه شد. سویه دیگر پیشرفت و صنعت سهمش فقر، آلودگی و فلاکت بود جامعه که تا دیروز از شر خرافات و ستم و جنگ خسته بود گمان می‌برد انقلاب صنعتی برایش دستاورد ویژه‌ای دارد اما نتیجه جور دیگری رقم خورد در همین زمان مفاهیمی نظیر کارگر، مزد و تورم اقتصادی و... به وجود آمد. درست در همین نقطه دو رویکرد فلسفی جهان را تکان داد. عده‌ای از این مفهوم تحت عنوان جهان‌رنجوری(Weltschmerz) یاد کردند و مکتب رمانتیسم را بنیان نهادند. رمانتیسم بیانیه‌ای بود بر ضدِ خردِ نئوکلاسیک و جهان کنونی را در تخیلات خود با جهان آرمانی قیاس می‌نمود. گورستان و ویرانه تبدیل شد به مکان هنری! عرفان مسیحی و عرفان شرقی جان گرفت. از دیگر سو نظریات فلسفی_اقتصادی مارکس و انگلس کارگران و اهل تفکر را به ایجاد انقلاب برای احقاق حقوق تشویق می‌نمود. جامعه اما حالتی داشت سرگردان میان این دو رویکرد. بعدها در قرن بیستم در تحلیل این وضعیت، روانشناسان اجتماعی از مفهومی به عنوان الکسی‌تایمیا (Alexithymia) در توصیف رنجِ بشر و عدم مشارکت اجتماعی نام بردند. نوعی کرختی، بی‌حسی، عدم هم‌دردی و کنش اجتماعی، بی‌تفاوتی به جامعه، تاریخ و سرنوشت که فرد و جامعه را در درون خود غرق می‌کند. این نوع از افسردگی اجتماعی درجات مختلفی همچون سرخوردگی، ناتوانی، درماندگی و واماندگی به دنبال دارد. در مرحله پایانی شخص حتی درد را هم احساس نمی‌کند و طبیعتا سرنوشت خود را می‌پذیرد زیرا واماندگی را به عنوان یک حقیقت غیر قابل تغییر پذیرفته است. در چنین شرایطی کار کنشگران اجتماعی نیز صدها برابر سخت‌تر می‌شود، چون جامعه مانند معتادیست دراز کشیده در وسط یک لجنزار متعفن و در این مخموری حتی بوی لجن را استشمام نمی‌کند و در بهترین حالت انتظار دارد دستی از دامان معجزه برخیزد و او را به رختخواب گرم ببرد! و این وضعیت یک بیماری مسری می‌شود که سرخوردگی را از بدنه جامعه به کنشگران نیز سرایت خواهد داد. ادامه دارد محسن الوان ساز
4 843
4
03 - Ava of Death.mp3
3 394
5
آوای مرگ مادلاین لیلشتام/ ریکارد اکبرگ برگردان: #محسن_الوان_ساز و ما هرگز از یاد نخواهیم برد، آن فریبِ آگاهانه را که ریشه دواند. روزگارت سیاه است، به زودی لبریز از ندامت خواهد شد. قرار بود ما را همانجا که ایستاده‌ایم زنده به گور کنند، تا سرانجام در خفقان بمیریم! اما ما برخواهیم خاست تا این سرزمین را بازپس گیریم. صدای ما را بشنو! آوای مرگ! از یاد نخواهی برد این لحظه‌ی مرگ را، ما اینجا علیه خدایان ایستاده‌ایم! آوای مرگ! در خونِ خویش غرقه خواهی شد، بکوش تا شکستمان دهی، اما هراس از ما را خواهی آموخت، از ما همگان! آوای مرگ! طنین صدایمان فراتر از این بوم گذر می‌کند، ما لشگر نفرین‌شدگانیم، که نشانِ دست‌های زنجیرشده را بر دوش می‌کشیم. هراس، جانت را به دام خواهد افکند، تاریکی طلوع خواهد نمود، آوای مرگ! از یاد نخواهی برد این لحظه‌ی مرگ را، ما اینجا علیه خدایان ایستاده‌ایم! آوای مرگ! در خونِ خویش غرقه خواهی گشت، بکوش تا شکستمان دهی، اما هراس از ما را خواهی آموخت، از ما همگان! آوای مرگ! از یاد نخواهی برد این لحظه‌ی مرگ را، ما اینجا علیه خدایان ایستاده‌ایم! آوای مرگ! در خونِ خویش غرقه خواهی گشت، بکوش تا شکستمان دهی، اما هراس از ما را خواهی آموخت، از ما همگان! آوای مرگ! از یاد نخواهی برد این لحظه‌ی مرگ را، ما اینجا علیه خدایان ایستاده‌ایم! آوای مرگ! در خونِ خویش غرقه خواهی گشت، بکوش تا شکستمان دهی، اما هراس از ما را خواهی آموخت، از ما همگان! آوای مرگ! @Absurdmindsmedia
3 442
6
Nor will we forget The willful deceit that spread Your future is dark Soon filled with regret The plan was to bury us where we stand To suffocate at last But we will rise to claim this land Hear our voice Ava of death You will not forget This moment in death Here we stand against the gods Ava of death By your blood you'll drown Try and strike us down You will learn to fear us all Ava of death Our voice travels far beyond this land We're an army of the damned Bearing the mark of shackled hands Fear will trap your soul Darkness will unfold Ava of death You will not forget This moment in death Here we stand against the gods Ava of death By your blood you'll drown Try and strike us down You will learn to fear us all Ava of death You will not forget This moment in death Here we stand against the gods Ava of death By your blood you'll drown Try and strike us down You will learn to fear us all Ava of death You will not forget This moment in death Here we stand against the gods Ava of death By your blood you'll drown Try and strike us down You will learn to fear us all Ava of death
2 980
7
Ava of death Madeleine Liljestam / Rikard Ekberg در سال‌های اخیر موضوعات اجتماعی و سیاسی در آثار موسیقی متال از همیشه برجسته‌‌تر شده و هنرمندان می‌کوشند از ذات عصیانگر و خشم مقدسِ نهفته در این موسیقی به نفع جامعه استفاده کنند. حتی سبک‌هایی مانند گاتیک، سمفونیک و بلک متال که اشعارشان درون‌مایه فردی دارد از این قالب پا را فراتر نهاده و به ذات متال کلاسیک یعنی اعتراض روی‌آورده‌اند. گروه سمفونیک متال Eleine نیز یکی از گروه‌های سوئدی است که آواز اپرایی مادلاین لیلشتام و صدای گراول ریکارد اکبرگ در کنار ریف‌های سنگین، کرال‌های حماسی و ارکسترال را در ترکیب با فضای هارمونیک مینور شرقیِ ملودی‌ها، می‌آمیزد و حاصل، کاریست تئاتری و به شدت شورانگیز که قالب کلاسیک گاتیک متال و سمفونیک متال را می‌شکند و طرحی نو ایجاد می‌کند. ترانه آوای مرگ از آلبوم Dancing in Hell 2020 کاریست بسیار شنیدنی که نمونه بسیار درخشانی از "موسیقی اعتراض" است. ژانری که به سیاست و تبعیض و ستم بر انسان می‌تازد و به مفهوم Saint Anger یا خشم مقدس را که منتقدان موسیقی متال جوهره این موسیقی می‌دانند، وفادار است. @Absurdmindsmedia
3 238
8
وقتی می‌خوای نماد یه نسل رو به نام خودت بزنی، اما تاریخ حواسش هست. نهم ژوئن سال ۲۰۱۷، جین سیمنز، خواننده و بیسیست همیشه جنجال
وقتی می‌خوای نماد یه نسل رو به نام خودت بزنی، اما تاریخ حواسش هست. نهم ژوئن سال ۲۰۱۷، جین سیمنز، خواننده و بیسیست همیشه جنجالی گروه کیس، تصمیم گرفت نماد معروف Devil Horns رو، که به‌نوعی دست‌خط تصویری موسیقی متال شده، ثبت حقوقی کنه. ادعاش ساده بود: «من این علامت رو سال ۱۹۷۴ اختراع کردم.» اما تاریخ موسیقی شوخی نداره. واقعیت اینه که این علامت سال‌ها پیش از اون روی کاور Yellow Submarine (۱۹۶۶) با دست جان لنون دیده شده بود. توی سال ۱۹۶۹، گروه Coven هم در آلبوم پرحاشیه‌شون از همین حرکت استفاده کرده بودن. اما شاید مهم‌ترین چهره‌ای که این ژست رو جهانی کرد، رانی جیمز دیو بود. اون در ۱۹۷۹ با پیوستن به Black Sabbath، این علامت رو از میراث خانوادگی‌ش بیرون کشید؛ یه ورد قدیمی ایتالیایی برای دور کردن چشم‌زخم. و از اون روز، این علامت، شد پرچم غیررسمی متال‌هدها، روستای دورافتاده‌ای از احساسات تند و تاریک که زبان خودش رو پیدا کرده بود. 📍در نهایت، اداره ثبت اختراع ایالات متحده، این درخواست رو رد کرد. #مانی_مظاهری 👇 تو اولین بار این علامت رو با کی دیدی؟ کدوم هنرمند برات تداعی‌کننده‌ی این حرکت‌ه؟ @Absurdmindsmedia
3 443
9
TOM JONES-Delilah.flac
3 796
10
🎙️ #تام_جونز ، مردی که اگرچه نامش با زرق‌وبرق و شهرت گره خورده، اما رگ و ریشه‌اش از خاک خاموش ترانه‌های تلخ و جسور دهه‌ی شصت
🎙️ #تام_جونز ، مردی که اگرچه نامش با زرق‌وبرق و شهرت گره خورده، اما رگ و ریشه‌اش از خاک خاموش ترانه‌های تلخ و جسور دهه‌ی شصت میلادی تغذیه می‌کند. امروز، زادروز اوست. در «Delilah»، او ما را به خانه‌ای می‌برد که در آن، عشق به خیانت بدل می‌شود، خنده به فاجعه، و عاشقِ دل‌باخته به مردی که چاقو در دست، از آستانه‌ی عقل عبور می‌کند. ترانه‌ای که اگر امروز نوشته می‌شد، شاید ممنوع، شاید مسکوت، شاید محکوم می‌شد. اما این‌جا ما از داستانی می‌گوییم که در لفافه‌ی موسیقی روایت شد. نه برای توجیه خشونت، بلکه برای اعتراف به آن چیزی که در پیچ‌وتاب عشق و جنون، ممکن است درون هر انسانی بخزد. دلیله، ترکیبی‌ست از تراژدی و ترومپت؛ از معشوقه‌ای که خندید، و مردی که دیگر هیچ‌چیز برای از دست دادن نداشت. @Absurdmindsmedia
4 394
11
مرکز کنترل به مامور تام مرکز کنترل به مامور تام کپسول پروتئینتو بخور و کلاهتو بذار. مرکز کنترل به مامور تام (ده... نه... هشت... هفت... شش...) شمارش معکوس شروع شده، موتور روشنه (پنج... چهار... سه... دو...) جریان اشتعال رو چک کن، و امیدوارم خدا پشت و پناهت باشه (یک... پرتاب) اینجا مرکز کنترل به مامور تام تو سربلندمون کردی! و حالا روزنامه‌ها می‌خوان بدونن برند لباست چیه وقتشه از کپسول فضایی بیای بیرون... اگه دل و جرأتشو داری اینجا مامور تام به مرکز کنترل دارم از در رد می‌شم و یه جور عجیبی تو فضا معلقم امروز ستاره‌ها خیلی فرق دارن... چون اینجام، توی یه قوطی فلزی، بر فراز دنیــا زمین، آبیه(غم‌زده‌ست) و دست منم کوتاه! با اینکه از صدهزار مایل رد شدم، یه آرامش غریبی دارم و فکر کنم سفینه‌م خودش می‌دونه کجا باید بره به زنم بگین خیلی دوسش دارم... خودش می‌دونه مرکز کنترل به مامور تام ارتباط قطعه...یه مشکلی پیش اومده صدامو داری، مامور تام؟ می‌شنوی؟ می‌شنوی؟.... من اینجام، معلق دور این قوطی‌، بالاتر از ماه زمین، (غم‌زده‌ست) و دست منم کوتاه! ترجمه #مانی_مظاهری @Absurdmindsmedia
3 017
12
@Absurdmindsmedia
2 711
13
آیا موسیقی می‌تواند در سکوت بی‌پایان فضا طنین انداز شود؟ دوازدهم ماه مه سال ۲۰۱۳، کریس هدفیلد، فضانورد کانادایی، اولین اجرای
آیا موسیقی می‌تواند در سکوت بی‌پایان فضا طنین انداز شود؟ دوازدهم ماه مه سال ۲۰۱۳، کریس هدفیلد، فضانورد کانادایی، اولین اجرای ترانه‌ای از دیوید بویی، «Space Oddity»، را از ایستگاه فضایی بین‌المللی منتشر کرد. این نخستین بار بود که یک ترانه، در مدار زمین اجرا می‌شد، هم‌زمان با چرخش زمین و شناور بودن اجسام. در این قطعه، دیوید بویی با خلق شخصیت مأمور تام، تنهایی انسان معلق در فضا را به استعاره‌ای از گم‌گشتگی در جهان معاصر تبدیل کرده است. مردی که از زمین جدا می‌شود، با جهان قطع ارتباط می‌کند و در دل سکوت کیهانی محو می‌شود. هدفیلد، که خوب می‌دانست نمی‌خواهد در فضا گم شود، شعر را تغییر داد و با گیتاری که میان زمین و ماه می‌چرخید، جان تازه‌ای به این اثر داد. بویی بعدها گفت که این اجرای هدفیلد شاید «تأثیرگذارترین نسخه» از این ترانه باشد. «Space Oddity» فقط یک آهنگ نیست؛ این سرود معلق بودن است، برای بریدن از زمین و گم شدن در مرز بین رویا و واقعیت. و حالا، در سالروز این اجرا، صدای دیوید بویی همچنان در میان کهکشان‌ها طنین‌انداز است. 🖊 #مانی_مظاهری @Absurdmindsmedia
3 203
14
روایت رویاهای شکسته، در ویدئویی شش‌دقیقه‌ای با صدای من جان گرفته؛ تحلیل نریشن‌دار از آلبوم «مزایا و معایب سفر بی‌مقصد» حال‌وهوای نیمه‌شب، گام‌به‌گام با رویا، تا مرز بیداری و جنون. برای تماشای این نسخه تصویری، به کانال آریتمی سر بزنید. @Arhythmia
3 789
15
+1
11. 5.06 AM (Every Strangers Eyes).mp3
4 251
16
+9
01. 430 AM (Apparently They Were Travelling Abroad).mp3
4 590
17
جایی میان کابوس و بیداری اولین آلبوم انفرادی راجر واترز بیش از آن‌که یک اثر موسیقایی باشد، سندی‌ست از روان‌کاوی خالق «دیوار»، اثری که جسورانه به درون می‌نگرد، نه برای نمایش، بلکه برای مواجهه. در «مزایا و معایب سفر بی‌مقصد»، با یک روایت خطی معمولی طرف نیستیم. اینجا، زمان نه در قالب دقیقه و ثانیه، بلکه در ابعاد روانی‌اش حرکت می‌کند. واترز با وسواسی مهندسی‌شده، تجربه‌ای صوتی از یک کابوس ممتد خلق کرده؛ خوابی که از ساعت ۴:۳۰ صبح آغاز می‌شود و در ۵:۱۲ تمام که نه، بلکه رها می‌شود. این بازه‌ی زمانی، استعاره‌ای‌ست از فاصله‌ی میان فروپاشی و بیداری؛ جایی که آدمی میان فرار از خودش و مواجهه با خودش، آونگان است. عنوان آلبوم، در ظاهر بازی زبانی‌ای‌ست، اما در لایه‌ی زیرین، استعاره‌ای‌ست از دل‌دادن به بی‌جهتی، فرار، ریسکِ تن دادن به ناشناخته‌ها؛ همان کاری که شخصیت اصلی در ذهنش انجام می‌دهد: سوار شدن بر کابوس‌ها، پشت کردن به تعهد، و چشم دوختن به افقی که معلوم نیست نجات است یا سقوط. این مقصدهای ناشناخته همان‌قدر وسوسه‌برانگیزند که ویرانگر. نقش اریو کلپتن در این آلبوم چیزی فراتر از نوازندگی‌ست. صدای گیتارش نه تزئین اثر، که ترجمان خفگی‌ها، ندامت‌ها و عطش‌های فروخورده‌ی شخصیت اصلی‌ست. این شخصیت، نه قهرمان است و نه ضدقهرمان؛ بلکه انسانی‌ست آشنا، آینه‌ای برای خود ما، در لحظه‌هایی که از همه‌چیز گریخته‌ایم، و چیزی جز تنهاییِ اگزستانسیالیستی باقی نمانده. واترز در این اثر، تجربه‌ای را صورت‌بندی می‌کند که انگار سال‌ها پیش در ذهنش شکل گرفته و تنها در نبود پینک فلوید بود که توانست آن را از ناخودآگاه بیرون بکشد. شباهت‌های فرمی با «دیوار» و «بُرش نهایی»، انکارناپذیرند، اما اینجا خشم کمتر اجتماعی‌ست و بیشتر درونی. اگر دیوار بیرونی بود، اینجا ما در راهروهای روان قدم می‌زنیم. داستان آلبوم، یک خط باریک میان وفاداری و خیانت، اشتیاق و فرار، واقعیت و خیال می‌کشد. مسافر داستان نه به دنبال مقصد، بلکه در جست‌وجوی معناست. معنا هم، مثل مه صبحگاهی، مدام از چنگش می‌گریزد. واترز در این آلبوم، به شکل عریان‌تری با خودش حرف می‌زند. و این، در زمانه‌ای که موسیقی روزبه‌روز از مخاطب می‌خواهد مصرف‌کننده باشد، نه هم‌سفر، جسورانه‌ترین کاری‌ست که یک هنرمند می‌تواند انجام دهد. این آلبوم نه یک شاهکار عام‌پسند است، نه حتی محبوب‌ترین اثر طرفداران واترز. اما برای آن‌ها که از او فقط صدای اعتراض نمی‌خواهند، بلکه تمنای فهم خود را جست‌وجو می‌کنند، یکی از صادقانه‌ترین آثار زندگی‌اش است. 🖊 #مانی_مظاهری | نوشته‌های بیشتر در پیج اینستاگرام @Absurdmindsmedia
4 007
18
تحلیل آلبوم «مزایا و معایب سفر بی‌مقصد» به‌بهانه‌ی سالروز انتشار | راجر واترز، جایی میان کابوس و بیداری @Absurdmindsmedia
تحلیل آلبوم «مزایا و معایب سفر بی‌مقصد» به‌بهانه‌ی سالروز انتشار | راجر واترز، جایی میان کابوس و بیداری @Absurdmindsmedia
3 254
19
«شکاف» می‌دونم که تکه‌ها با هم چفت می‌شدن، چون با چشم‌هام دیدم که چطور فرو ریختن کپک‌زده، دودآلود، با تفاوت‌های اساسی نیت‌های پاکی که کنار هم قرار گرفتن، می‌تونستن روح دو عاشق رو به حرکت بندازن، اما در حین حرکت، داشتن فرو می‌پاشیدن؛ داشتن ارتباط رو به آزمون می‌کشیدن نوری که یه روز آتیش‌مون رو روشن کرده بود، حالا بین ما یه حفره‌س.پ یه شکاف سوخته که نمی‌ذاره به هیچ پایانی برسیم زبان رو قاصر کرده، ارتباط رو فلج می‌دونم که تکه‌ها با هم جور بودن، چون دیدم که چطور یکی‌یکی فرو ریختن نه تقصیری بود، نه مقصری، ولی این به این معنی نیست که نخوام انگشت اتهام رو به سمتش بگیرم و معبدی رو که با هم ساختیم تماشا کنم که فرو می‌ریزه شاید، فقط شاید، برای این‌که از دل ویرانی، راهی برای بازسازی پیدا بشه شعری که از برخوردها درمیاد، از این دور باطل، ارزش زخم‌هاش رو داره می‌شه زیبایی رو از دل همین ناهماهنگی کشف کرد یه وقتی تکه‌ها دقیق کنار هم می‌نشستن، ولی دیدم که چطور از هم پاشیدن؛ کپک زدن، سوختن، زیر دست حرص‌مون خفه شدن اون‌قدری حساب کرده‌م که بدونم این حدس‌های مدام، بیشتر از چیزی که فکر می‌کردیم مخرب‌ان ما محکوم به فروپاشی‌ایم، اگه رشد نکنیم، اگه دوباره ارتباط‌مون رو نسازیم سکوت سرد، تمایل داره هر ذرهٔ شفقتی رو بین آدمایی که فقط اسم‌شون عاشق بود، بپوسونه. می‌دونم که تکه‌ها با هم جور بودن می‌دونم که تکه‌ها با هم جور بودن می‌دونم که تکه‌ها با هم جور بودن... ترجمه: #مانی_مظاهری @Arhythmia
4 319
20
@Absurdmindsmedia
3 603