ترجمان علوم انسانى
📌 ترجمۀ متون برگزیدۀ علومانسانی 📕 با تخفیف، مشترک فصلنامه شوید: https://B2n.ir/bp3486 🔗 اینستاگرام: goo.gl/Dfcpf6 🔗 توئیتر: goo.gl/8uecQd 🔗 بله: goo.gl/ZciVZ6 📮 ارتباط با ما: @Tarjomaaan
إظهار المزيد📈 نظرة تحليلية على قناة تيليجرام ترجمان علوم انسانى
تُعد قناة ترجمان علوم انسانى (@tarjomaanweb) في القطاع اللغوي Farsi لاعباً نشطاً. يضم المجتمع حالياً 42 572 مشتركاً، محتلاً المرتبة 4 265 في فئة التعليم والمرتبة 8 137 في منطقة إيران.
📊 مؤشرات الجمهور والحراك
منذ تأسيسه في невідомо، حقق المشروع نمواً سريعاً وجمع 42 572 مشتركاً.
بحسب آخر البيانات بتاريخ 28 يوليو, 2026، تحافظ القناة على نشاط مستقر. خلال آخر 30 يوماً تغيّر عدد الأعضاء بمقدار -18، وفي آخر 24 ساعة بمقدار -2، مع بقاء الوصول العام مرتفعاً.
- حالة التحقق: غير موثّقة
- معدل التفاعل (ER): يبلغ متوسط تفاعل الجمهور 12.22%. وخلال أول 24 ساعة من النشر يحصد المحتوى عادةً 5.75% من ردود الفعل نسبةً إلى إجمالي المشتركين.
- وصول المنشورات: يحصل كل منشور على متوسط 5 204 مشاهدة. وخلال اليوم الأول يجمع عادةً 2 447 مشاهدة.
- التفاعلات والاستجابة: يتفاعل الجمهور بانتظام؛ متوسط التفاعلات لكل منشور يبلغ 0.
- الاهتمامات الموضوعية: يركز المحتوى على مواضيع رئيسية مثل ترجمان, مجلۀ, عادت, شمارۀ, نوشتۀ.
📝 الوصف وسياسة المحتوى
يصف المؤلف القناة بأنها مساحة للتعبير عن الآراء الذاتية:
“📌 ترجمۀ متون برگزیدۀ علومانسانی
📕 با تخفیف، مشترک فصلنامه شوید:
https://B2n.ir/bp3486
🔗 اینستاگرام: goo.gl/Dfcpf6
🔗 توئیتر: goo.gl/8uecQd
🔗 بله: goo.gl/ZciVZ6
📮 ارتباط با ما: @Tarjomaaan”
بفضل وتيرة التحديث المرتفعة (أحدث البيانات بتاريخ 29 يوليو, 2026) تحافظ القناة على حداثتها ومستوى وصول مرتفع. وتُظهر التحليلات تفاعلاً نشطاً من الجمهور، ما يجعلها نقطة تأثير مهمة ضمن فئة التعليم.
جاري تحميل البيانات...
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 29 يوليو | +6 | |||
| 28 يوليو | 0 | |||
| 27 يوليو | 0 | |||
| 26 يوليو | +4 | |||
| 25 يوليو | +7 | |||
| 24 يوليو | +4 | |||
| 23 يوليو | 0 | |||
| 22 يوليو | +2 | |||
| 21 يوليو | +2 | |||
| 20 يوليو | +5 | |||
| 19 يوليو | +6 | |||
| 18 يوليو | 0 | |||
| 17 يوليو | +5 | |||
| 16 يوليو | 0 | |||
| 15 يوليو | +2 | |||
| 14 يوليو | +1 | |||
| 13 يوليو | 0 | |||
| 12 يوليو | +4 | |||
| 11 يوليو | +5 | |||
| 10 يوليو | +6 | |||
| 09 يوليو | +3 | |||
| 08 يوليو | +9 | |||
| 07 يوليو | 0 | |||
| 06 يوليو | +5 | |||
| 05 يوليو | +5 | |||
| 04 يوليو | +4 | |||
| 03 يوليو | +2 | |||
| 02 يوليو | +15 | |||
| 01 يوليو | +12 |
| 2 | @tarjomaanweb 👇 | 1 640 |
| 3 | 🎯 آمریکا را رسما یک امپراتوری در حال افول بدانید
🔴 حمله آمریکا به ایران فقط اشتباه نبود؛ این حمله به نقطه عطفی در افول امپراتوری آمریکا تبدیل شده است. شاید بعضیها ترجیح بدهند به جای «امپراتوری» از واژۀ «هژمونی» برای توصیف نظمی که ایالات متحده رهبری میکند استفاده کنند، زیرا پرچم آمریکا در سرزمینهایی که از آنها حفاظت یا بهرهکشی میکند به اهتزاز درنمیآید. اما قاعده یکی است: امپراتوریها وقتی بیشازحد گسترش پیدا کنند، به نقطۀ پایان خودشان میرسند. کریستوفر کالدول، ستوننویس نیویورکتایمز، معتقد است: آمریکا با آغاز جنگ علیه ایران به چنین نقطهای نزدیک شده است.
🔴 جو بایدن، خطرِ گسترشِ بیشازحد را با لحنی تحقیرآمیز نادیده میگرفت. بایدن عادت داشت بگوید: «ما آمریکا هستیم، و هیچ کاری نیست که از عهدهاش برنیاییم». در مقابل، ترامپ در تمام مدت حضورش در سیاست، رهبران آمریکا را نکوهش کرده است که فراتر از توان و امکانات خود عمل کردهاند. بههمین دلیل، خیلی از کسانی که به او رأی داده بودند، تصورش را هم نمیکردند که درگیر جنگی جدید در خاورمیانه شود. آنها حرفهای ترامپ دربارۀ «عظمت آمریکا» را بیشتر لافزنی میپنداشتند، نه میل به ماجراجویی.
🔴 هنگامی که ترامپ اعلام کرد تمرکز سیاست خارجی آمریکا را دوباره متوجه نیمکره غربی خواهد ساخت، بیشتر مردم تصور کردند آنچه در پیش است، نوعی عقبنشینی راهبردی در جهت کاهشِ تعهدات آمریکاست. او در «راهبرد امنیت ملی» خود نیز نوشت: «خوشبختانه، دوران سلطه خاورمیانه بر سیاست خارجی آمریکا ... به پایان رسیده است». این برنامه سیاست خارجی، منطقی به نظر میآمد و از نظر تاریخی، شبیه کاری بود که بریتانیا پس از جنگ جهانی دوم کرد. رهاکردنِ امپراتوری برای حفظ حداقلی از بقا.
🔴 فرض غالب در واشنگتن طی دهه گذشته این بوده است که چین بهزودی ممکن است نهفقط از نظر ظرفیت نظامی و صنعتی، بلکه در حوزۀ فناوری اطلاعات نیز از آمریکا پیشی بگیرد. بههمین دلیل، ترامپ کوشید چین را از پایگاههای نفوذش در نیمکره غربی بیرون براند. مداخله در ونزوئلا که ۸۰ درصد نفت خود را به چین صادر میکرد و تهدید کوبا و حتی نقشهکشیدن برای تصاحب گرینلند و دسترسی به منابع انرژی قطب شمال، در همین راستا قابل فهم است. آمریکا باید خودش را آمادۀ نبردی تمدنی با چین میکرد.
🔴 اما حمله به ایران را نمیتوان در چارچوب آن راهبرد کلان فهمید. این اقدام نه نوعی تحکیم دفاعی، بلکه ماجراجوییای خطرناک بود. ایالات متحده از توان نظامی لازم برای تحمیل ارادۀ خود به ایران در یک جنگ طولانی برخوردار نیست. اگر آمریکا بخواهد حتی شانس معقولی برای وادار کردن ایران به تسلیم داشته باشد، باید بخش قابل توجهی از نیروهای مسلح خود را به این جنگ اعزام کند یا انبارهای ذخیرۀ سلاحهای دورایستای خود را تمام کند. هر دوی آنها در وضعیت کنونی ایالات متحده بسیار خطرناک و تقریباً ناممکن است.
🔴 البته آمریکا هنوز گزینههایی در اختیار دارد. اما هر گزینهای را که انتخاب کند، ناچار خواهد بود تا بهایی بسیار سنگین بپردازد. میتواند از ادامه جنگ در ایران دست بکشد؛ اما در این صورت، بیهیچ دلیل موجهی به جهانیان نشان داده است که ارتشش بسیار ضعیفتر از چیزی است که ادعا میکند. یا میتواند منابع و امکانات را از جبهههایی که برای منافع حیاتی ملی آمریکا اهمیت دارند ــ مانند اروپا و شرق آسیا ــ به ایران ببرد تا هزینۀ آنچه رئیسجمهور از آن با عنوان «سفر تفریحی» خود به ایران یاد میکند، تأمین شود.
🔴 در نهایت، ممکن است آمریکا به گزینههای نظامی افراطی متوسل شود؛ همان گزینههایی که ترامپ ماههاست با لحنی تهدیدآمیز در شبکههای اجتماعی به آنها اشاره کرده. چنین تصمیمی نیز ننگی ابدی برای حیثیت آمریکا خواهد بود. بنابراین ایالات متحده یا باید اعتبارش را به باد بدهد، یا دوستانش را یا حیثیت و هویت اخلاقیاش را. بنیامین نتانیاهو که ترامپ را به این جنگ ترغیب کرد، شاید پس از این جنگ، با آمریکایی روبهرو شود که دیگر نه میتواند از اسرائیل حمایت کند، نه تمایلی به چنین کاری دارد.
📌 آنچه خواندید برگرفته از مطلب «آمریکا رسما یک امپراتوری در حال افول است» (America Is Officially an Empire in Decline) نوشتۀ کریستوفر کالدول در نیویورکتایمز است.
@tarjomaanweb | 7 286 |
| 4 | @tarjomaanweb 👇 | 5 674 |
| 5 | .
🔴 نظریهپردازان رومانیایی بیش از هر چیز دغدغۀ «هویت ملی» را دارند. طی دویست سال گذشته تقریباً هیچ جدل فکری، فرهنگی یا سیاسی مهمی نبوده است که این مسئله در مرکز آن نباشد. این مشغولیت ذهنی شدید و هرگز پاسخی پیدانکردن لابد بخش مهمی از معنای رومانیاییبودن است. پارسال در انتخابات ریاستجمهوری رومانی، نیکوشور دان یک ریاضیدانِ فارغالتحصیل سوربن، بر رقیبِ راستِ افراطیاش، جورجه سیمیون پیروز شد. رئیسجمهور کشوری شد که یکی از بالاترین نرخهای بیسوادی را در اروپا دارد. شاید با تکیه بر هویت دوپارۀ رومانیایی بتوان بهشکلی عملگرایانه آنچه در صحنۀ سیاست رخ داد را هم توضیح داد.
🔴 انتخابات، بیش از آنکه انتخاب بین دو برنامهٔ سیاسی رقیب باشد، انتخاب میان سیاست و ضدسیاست بود. بعد از فروپاشی رژیم چائوشسکو در ۳۵ سال پیش، سیاست در رومانی کاملاً بیاعتبار شده و با فساد، خویشاوندسالاری و رفیقبازی، مردمفریبی و وعدههای توخالی عجین شده است. البته اتفاقاتی نیز افتاده، مثل ایجاد نهادهای دمکراتیک، و سرمایهگذاری خارجی قابلتوجه، اما روند بهقدری کند و ناهموار بوده که بسیاری از مردم عادی بهسختی مزیتهای آن را میبینند. آنچه میبینند نابرابری، فرار مغزها، و نرخ بیسوادی و فقر است.
🔴 همهگیری کووید و جنگ روسیه و اوکراین، دور تازهای از حیات جنبشهای راست افراطی را در رومانی زنده کرد. ترکیب این موضوع با نارضایتی فزایندهٔ اجتماعی نوید یک انتخابات ریاستجمهوری پرهیاهو در ۲۰۲۴ را میداد. بحران زمانی اوج گرفت که کالین گئورگسکو، که از ناکجا ظاهر شد، در دور اول انتخابات بیشترین رأی را آورد. او ملغمهای از تئوریهای توطئه، علمستیزی و ناسیونالیسم هذیانی بود. اما بهدلیل نقاط ابهام فراوان در کارزار انتخاباتی او، نتایج این دور از انتخابات توسط دادگاه قانون اساسی رومانی لغو شد.
🔴 در انتخابات مجدد، جورجه سیمیون جای گئورگسکو را پر کرد. سیمیون شروع کرد به عکسگرفتن با رهبران راستافراطی اروپا و با انتخاب دوبارهٔ ترامپ خود را «ترامپ رومانی» خواند. او هرکسی را که میتوانست توجهی برایش به همراه آورد میستود. گاهی این کمدی سیاسی خندهدار میشد: مثلاً هنگامی که برای خوشایند یک اینفلوئنسر زمینتختباورِ محبوب قول داد اگر رئیسجمهور شود، دربارهٔ اینکه زمین گرد است یا تخت مناظرهای ملی راه میاندازد. اینجا بود کاندیدای گمنام دیگری سربرآورد: نیکوشور دان، نابغۀ ریاضی و گریزان از سیاست.
🔴 اما همین غیرسیاسی بودنِ او به شکل نامنتظرهای به کمکش آمد. مردم که از دست سیاستمداران فاسد به ستوه آمده بودند، فکر میکردند شاید آدمی از دنیای علم، بهتر از جاهطلبانی باشد که برای بهدستآوردن مقامات سیاسی از هیچ نمایشی دست نمیکشند. کارزار انتخاباتی نیکوشور دان در بهترین حالت پراکنده بود. جذاب نبود و رفتارش در موقعیتهای رسمی مشکلساز بود، بهعلاوه، دوستان اندکی در طبقهٔ سیاسی داشت. اما در نهایت به ریاستجمهوری رسید. هویت دوپاره اینبار به سودِ طرفداران اروپا عمل کرد، اما آینده همچنان نامعلوم است.
📌 آنچه خواندید برگرفته از مطلب هویت دوپاره رومانی، نوشته کاستیکا براداتان، است که در نیویورک ریویو آو بوکس منتشر شده است. گزارش مفصلتر این مطلب را درشماره ۳۷ مجله ترجمان بخوانید.
@tarjomaanweb | 5 872 |
| 6 | 🎯 در میانۀ شرق و غرب: هویت دوپارۀ رومانی
🔴 در سال ۲۰۰۱ هفتهنامهای ادبی در بخارست از بیش از صد منتقد ادبی رومانیایی خواست که بهترین رمان رومانیایی سدهٔ بیستم را نام ببرند. انتخاب اول آنها همه را شگفتزده کرد: «اشرارِ دربار کهن» اثر متیو کاراجیالی. کتابی فاقد طرح داستانی از نویسندهای عجیب. کاراجیالی فرزند نامشروعِ یک نمایشنامهنویس و کلکسیونی از رفتارهای نامتعارف بود. خودش را از تبار اشراف میپنداشت و همۀ زندگیاش را به پای شیفتگیِ وسواسگونه به نشانهای خاندانهای اشرافی تلف میکرد. نوشتن همین کتاب کوچک را بیستسال طول داد و جز آن هم چیز مهمی ننوشت.
🔴 «اشرار دربار کهن» روایت ملاقاتها، گفتوگوها و پرسهزنیهای راوی با سه شخصیت دیگر در جهان زیرزمینی بخارستِ اواخر قرن نوزدهم است، یعنی زمانی که رومانیِ مدرن و اروپاییشده پس از بیش از سه سده حاکمیت عثمانی در حال شکلگیری بود. اما احساسی که کتاب منتقل میکند نه جوانی و امید، بلکه گسست و تباهی است. ساختمانهای فروریختهٔ شهر و محلههای ویران ظاهراً بازتاب بیرونیِ فساد درونیِ ساکنان آن است. رمان شرحی استادانه از شکافِ هویت رومانیایی میان «شرق» و «غرب» است.
🔴 رومانیاییها دوچهره دارند: یک چهره رو به اروپا یا غرب بهطور کلی، و دیگری رو به شرق، به منطقهٔ بالکان، روسیه و عجیبتر از همه، سرزمینی اسطورهای که متفاوت و ممتازتر از همهٔ سرزمینهای دیگر است و «داچیا» نامیده میشود. داچیا نامش را از یک پادشاهی کوچک باستانی میگیرد که قلمرو آن از نظر جغرافیایی منطبق بر رومانی امروزی است. این هویت دوپاره در سراسر جامعه دیده میشود. برخی گروهها یا طبقات اجتماعی کاملاً با آنچه در دیگر نقاط اروپا رخ میدهد هماهنگاند و برخی دیگر، از اروپا خوششان نمیآید و بهدنبال یک سرزمین مادری میگردند.
🔴 در میانِ آنها که ترجیح میدهد به سرزمینی مادری بچسبند، تا با اروپا همرنگ شوند، ترسی فراگیر از جهانی جهانیشده وجود دارد که در آن دیگر رومانی هیچ اهمیت خاصی ندارد. ای.اِم. چوران، یکی از اصیلترین متفکران رومانیاییِ سدهٔ بیستم هرگز از شکایت دربارهٔ «بدبختیِ رومانیاییبودن» بازنایستاد. چوران در دوران دانشجوییاش در برلین اولین مواجههٔ خود را با این «درامِ بیاهمیتی» داشت. به دوستی نوشت «رومانیاییبودن وحشتناک است. هرگز اعتماد هیچ زنی را جلب نمیکنی، و آدمهای جدی بهشکل تحقیرآمیزی به تو لبخند میزنند.»
@tarjomaanweb 👇 | 4 629 |
| 7 | @tarjomaanweb 👇 | 3 609 |
| 8 | 📌 کتاب «تاریخ فشردۀ اقتصاد» منتشر شد
🔹این کتاب راوی سرگذشتی طولانی است. از یک سو، داستان سرمایهداری و شکلگیری نظام بازار را روایت میکند و از سوی دیگر، داستان رشتۀ اقتصاد و چند چهرۀ برجستۀ آن است. علاوهبراین، داستان مهمترین تحولات اقتصادی و نحوۀ تأثیرگذاری آنها در تاریخ جهان است.
🔹چرا اروپا آفریقا را به استعمار گرفت نه برعکس؟ زمانیکه کشورهای مختلف در دهۀ ۱۹۳۰ محدودیتهای تجاری و مهاجرتی وضع کردند، چه اتفاقی افتاد؟ چرا متفقین پیروز جنگ جهانی دوم شدند؟ چرا در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ نابرابری در بسیاری از کشورهای پیشرفته کاهش یافت؟
🔹حق مالکیت چطور باعث اوجگیری رشد چین در دهۀ ۱۹۸۰ شد؟ تغییرات اقلیمی چطور رفاه آیندۀ ما را هدف گرفته است؟ پاسخ این سؤالات و برخی سؤالات دیگر را در این کتاب خواهید یافت.
📚 تاریخ فشردۀ اقتصاد
نوشتۀ اندرو لی
ترجمۀ سیدامیرحسین میرابوطالبی
📖 ۲۰۰ صفحه، رقعی، جلد نرم
🧰 قیمت با تخفیف: ۴۴۷/۳۰۰ تومان
⭕️ این کتاب و کتابهای دیگر انتشارات ترجمان را میتوانید از طریق سفارش در بله، تلگرام، اینستاگرام و یا بهصورت تلفنی تهیه کنید.
شمارۀ تماس ۸۱۶۴۰۲۴۱-۰۲۱
@tarjomaanweb | 4 782 |
| 9 | @tarjomaanweb 👇 | 4 230 |
| 10 | 🎯 شاد، افسرده یا دیوانه؟
📌 جدال بر سر وضعیت روانی جوانان جهان
🔴 در سراسر جهان، وضعیت روانی جوانان، به یکی از داغترین مباحث علمی و سیاستی تبدیل شده است. از سویی برخی از بهترین متخصصان دانشگاهی، مانند جاناتان هایت، روانشناس برجستۀ آمریکایی، با تکیه بر انبوهی از دادهها، هشدار میدهند که جوانان، امروزه، بهشکل نگرانکنندهای افسرده و مضطرب و منزوی هستند. و از سوی دیگر، بدنۀ رو به افزایشی از تحقیقات نشان میدهند که وضعِ جوانانِ امروزی، در واقع، خیلی بهتر از جوانانِ نسلهای قبلی است و جای نگرانی چندانی وجود ندارد. بالاخره حق با کدام است؟
🔴 در یک طرف این بحث، دو شخصیت بسیار مهم ایستادهاند: جاناتان هایت و جین توئنج. هایت در کتابِ جنجالیاش نسل بیقرار انگشت اتهام را بهسوی شبکههای اجتماعی میگیرد و میگوید باید از روان جوانان در برابر الگوریتمهای اعتیادآوری و بدون نظارت محافظت کنیم. توئنج نیز در پژوهش عظیم خود، نسل آی، با تحلیل آمارهای مربوط به ۳۹ میلیون جوان در سطح جهان، این نسل را «اینترنتمحور، بدون تعامل حضوری، نگران، غیرمذهبی، منزوی، نامحدود، و مستقل» توصیف کرده و هشدار میدهد که سلامت روانی آنها شدیداً رو به وخامت است.
🔴 از سوی دیگر، گزارش مفصل جدیدی از اکونومیست دورنمای کاملاً متضادی ارائه میدهد. اکونومیست در «دلایلی برای خوشبینی دربارۀ نسل زد» مینویسد، معمولاً به دو میلیارد جوانی که بین سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲ به دنیا آمدهاند برچسبی واحد و سادهسازیشده به نام «نسل زد» چسبانده میشود، و به این واقعیت توجه نمیشود که چهارپنجمِ آنها در کشورهای درحالتوسعهای زندگی میکنند که اقتصادشان در حال رشد است. این یعنی اکثر آنها احتمالاً در آینده وضعیت بهتری نسبت به والدین خود خواهند داشت: ثروتمندتر، سالمتر و تحصیلکردهتر.
🔴 تحلیلگران اکونومیست معتقدند که تصویرِ مأیوسکنندهای که دربارۀ آیندۀ جوانان آمریکایی و اروپای غربی وجود دارد را نباید به وضعیت جوانان کل جهان تعمیم داد. علاوهبراین، اکونومیست با مقایسۀ آمارهای اقتصادی مربوط به چند نسل از جوانان غربی، ادعای جنجالی دیگری هم میکند: از نظر این گزارش، جوانانِ امروزی نهتنها فقیر نیستند، بلکه در مقایسه با نسلهای قبلی بسیار ثروتمندند. این در حالی است که خودِ جوانان غالباً از چشمانداز فاجعهبار اقتصادی خودشان گلایه میکنند. شاید کلید فهم ماجرا، دوباره به مسئلۀ تأثیرات فناوری بازگردد.
🔴 دادههای جدید مؤسسۀ معتبر گالوپ چشمانداز مکملی را ارائه میکند: در گزارش اخیر «شادی جوانان» گالوپ، ۷۳ درصد از نسل زِد آمریکایی گفتهاند «تا حدی» یا «بسیار» شاد هستند. اما نکته اینجاست که هرچه سنِ این نوجوانان بالاتر میرود، میزان شادیشان کاهش مییابد و بر افسردگی و اضطرابشان افزوده میشود. محققان میگویند این مسئله را میتوان ناشی از «تأثیر تجمعی استفاده از فناوریهای جدید» دانست. بدین معنی که هر چقدر سالهایی که از شبکههای اجتماعی استفاده کردهاید بیشتر باشد، وضعیت روحیتان بدتر میشود.
🔴 پژوهشهای متعددی رابطۀ میان استفادۀ بیشتر از شبکههای اجتماعی و وضعیت روانی بدتر را تأیید میکنند، اما نکته در اینجاست که شبکههای اجتماعی ممکن است باعث شود جوانان احساس کنند وضعشان خیلی بد است، در حالی که در واقعیت، آنقدرها بد نباشد. این موضوع مؤید حرف تحلیلگران اکونومیست است. در نهایت، آیا میتوان به نقطۀ اجمالی میان این پژوهشهای متناقض رسید؟ کندیس اوجرز، استاد علوم روانشناختی و انفورماتیک دانشگاه کالیفرنیا میگوید احتمالاً راهحل در برقراری نوعی تعادل است. شبکههای اجتماعی بسیار مؤثرند، اما دلیل همهچیز نیستند.
🔗 آنچه خواندید مروری است بر مطلب « غمگین، منزوی یا دیوانه؟» نوشته اویوا ویتنبرگ-کاکس که در پروندۀ اختصاصی مجلۀ شمارۀ ۳۷ ترجمان منتشر شده است. این پرونده با همکاری «کانون اندیشۀ جوان» منتشر شده است.
@tarjomaanweb | 6 086 |
| 11 | @tarjomaanweb 👇 | 4 871 |
| 12 | 📌 چرا شبکههای اجتماعی به دختران آسیب بیشتری میزند؟
🔹وقتی صحبت از بحران سلامتِ روان نوجوانان میشود، معمولاً تصور میکنیم شبکههای اجتماعی همه را به یک اندازه تحت تأثیر قرار میدهند؛ اما دادهها چیز دیگری میگویند.
🔹شبکههای اجتماعی بیش از هر گروه دیگری به دخترانِ نوجوان آسیب میزنند. از اوایل دهۀ ۲۰۱۰، همزمان با گسترش استفاده از گوشیهای هوشمند، آمار اضطراب و افسردگی در میان نوجوانان افزایش یافت؛ اما این افزایش در میان دختران بسیار بیشتر بود.
🔹یکی از دلایل اصلی، به نوع استفادۀ دختران و پسران از فناوری برمیگردد؛ پسران بیشترِ زمانِ آنلاین خود را صرف بازیهای ویدئویی میکنند؛ فضاهایی رقابتی که اگرچه اعتیادآورند، ساختاری متفاوت از شبکههای اجتماعی دارند.
🔹در مقابل، دختران بیشتر وقت خود را در شبکههای اجتماعی میگذرانند؛ محیطهایی که بر خودنمایی، مقایسه و جلب تأیید دیگران استوارند.
🔹دیدن عکسهای ویرایششده، بدنهای ایدئال و سبک زندگیِ ظاهراً شاد و موفق، دخترانِ نوجوان را در معرض احساس ناکافیبودن، اضطراب اجتماعی و کاهش عزتنفس قرار میدهد.
🔹این بدان معنا نیست که پسران آسیب نمیبینند؛ آنها نیز با مشکلاتی چون اعتیاد به بازیهای آنلاین و انزوای اجتماعی روبهرو هستند، اما شواهد نشان میدهد شبکههای اجتماعی بر دخترانِ نوجوان فشار روانی بیشتری وارد میکنند.
📚 نسل بیقرار: گوشیهای هوشمند چگونه روان فرزندانمان را نابود میکنند؟
نوشتۀ جاناتان هایت
ترجمۀ نیره احمدی
📖 ۳۸۴ صفحه، رقعی، جلد نرم
🧰 قیمت با تخفیف: ۸۶۶/۷۰۰ تومان
⭕️ این کتاب و کتابهای دیگر انتشارات ترجمان را میتوانید از طریق سفارش در بله، تلگرام، اینستاگرام و یا بهصورت تلفنی تهیه کنید.
شمارۀ تماس ۰۲۱-۸۱۶۴۰۲۴۱
@tarjomaanweb | 10 788 |
| 13 | @tarjomaanweb 👇 | 7 133 |
| 14 | 🎯 بگذارید «نوشتن» برای انسانها باقی بماند
دربارۀ انسانزدایی هوش مصنوعی
🔴 اگر به نسخههای دستنویس شعرهای امیلی دیکینسون، شاعر بزرگ آمریکایی، دقت کنید، جابهجا، حوضچههای دایرهشکل کوچکی از جوهر را کنار کلمهها میبینید. این حوضچهها همان جاهایی است که دیکینسون مکث کرده تا تصمیم بگیرد کلمۀ بعدی باید چه باشد؛ یا از خودش پرسیده: بهتر نیست سطر قبلی را جور دیگری بنویسم؟ دن چیسون، استاد ادبیات و رئیس گروه زبان و ادبیات انگلیسی در کالج ولزلی، مینویسد: این حوضچههای جوهر انسانیترین نشانههای دستنوشتههای دیکینسون است. جایی که اندیشیدن، تردیدکردن و تعلیق او را میتوانید ببینید.
🔴 ویلیام جیمز در کتاب اصول روانشناسی چنین لحظههایی را «فضای خالی فعال» مینامد. جیمز مینویسد: «فرض کنید میکوشیم نامی فراموششده را به یاد آوریم. وضعیت آگاهی ما در آن لحظه شگفتآور است. در آن فضایی خالی جاخوش کرده؛ اما نه صرفاً یک فضای خالی. شکافی است بهشدت فعال. چیزی شبیه به شبحی از آن نام در آن حضور دارد که ما را به جهتی خاص فرامیخواند، گاه با احساس نزدیکی به پاسخ در ما لرزشی ایجاد میکند، و سپس دوباره ما را بدون آن واژه رها میکند، اما اگر نامهای نادرستی به ما پیشنهاد شوند، این جای خالی، فوراً آنها را رد میکند.»
🔴 «نوشتن» همیشه مسیری بوده که با این «فضاهای خالی فعال» سنگفرش میشده. هر کسی که روزگاری تلاش کرده است چیزی بنویسد میداند که گاهی در لحظههای جوشش فکر، میشود یکنفس چندین صفحه نوشت، و گاهی هفتهها طول میکشد تا یک جمله به آخر برسد. در این بنبستهای طاقتفرسا، نویسنده همواره در «میانۀ راه» است. کاری ناتمام دارد که گوشۀ ذهنش آرمیده ولی راهی به تمامکردنش ندارد. ورود مدلهای زبانی بزرگ مانند چتجیپیتی و رقبایش به عرصۀ نوشتن، این تجربهها را از اساس تغییر داده است.
🔴 دن چیسون میگوید وقتی از چتجیپیتی هم سوالی میپرسید، برای چندثانیه میگوید «در حال فکرکردن» است، ولی فرایند نوشتنش با تردیدهای طولانی همراه نیست. هوش مصنوعی هیچوقت به بنبست نمیخورد.
🔴 جملهها با سرعت پشت سر هم چیده میشوند و در یک چشمبههمزدن، سفارش شما آماده میشود. این سبک نوشتن خوبیهایی دارد، اما بزرگترین مشکلش این است که «غیرانسانی» است. مشهور است که الیزابت بیشاپ، شاعر بزرگ انگلیسی، گاهی چند ده سال صبر میکرد تا جزئیات کوچک، تعبیرات یا ریتمهای منحصربهفردی که میپسندید در شعرش ظاهر شود. اما حالا میتوانید به هوش مصنوعی بگویید که شعری به سبک بیشاپ برایتان بگوید و سیثانیه بعد تحویلش بگیرید. خب، روشن است که چه تفاوت عظیمی اینجا وجود دارد.
🔴 نوشتن در فضای خالیِ فعال بین «دانستن» و «بهزبان آوردن» اتفاق میافتد. اندیشهها در نبردی سهمگین با امر «ناگفتنی» از مسیر توقفها، گمشدنها و بازگشتهای مکرر عبور میکنند تا بالاخره روی کاغذ بیایند. طیکردن این مسیر، مستلزم صبر، انتظارکشیدن و گذر «زمان» است. اما فناوری دشمنِ انتظارکشیدن است. منطق مسلط عصر ما زمان را به رشتهای از فوریتها و هشدارها تبدیل کرده است. هر لحظه باید به نتیجهای قابل اندازهگیری منجر شود. در چنین جهانی، ادبیات کُند به نظر میرسد، تفکرِ عمیق ناکارآمد جلوه میکند و تأملِ بیهدف نوعی اتلاف وقت است.
🔴 جیسون که خودش مانیفست بسیار مشهوری در ممنوعیت استفاده از هوش مصنوعی در کلاسهای دانشگاهیاش دارد، میگوید: دو اتفاق همزمان در دانشگاهها در حال وقوع است: دانشجویان هر روز نوشتههای بهتری در کلاس ارائه میدهند، و هر روز در فهم متن و استدلالکردن پسرفت میکنند. چرا؟ مسئله فقط استفاده از هوش مصنوعی برای نوشتن نیست، مسئله این است که خودِ اندیشیدن پیوند بسیار عمیقی با نوشتن دارد. هنگام نوشتن است که بهترین استدلالها سراغمان میآید. وقتی نوشتن را به هوش مصنوعی برونسپاری کنیم، از اندیشیدن هم محروم میشویم.
📌 آنچه خواندید برداشتی است از مطلب «برای خودت فکر کن» (Think for Yourself) نوشتۀ دن چیسون (Dan Chiasson) که در نیویورک ریویو آو بوکس منتشر شده است.
@tarjomaanweb | 9 810 |
| 15 | @tarjomaanweb 👇 | 5 060 |
| 16 | 🎯 تنهایی قدمزدن در طبیعت باعث میشود کمتر احساس تنهایی کنید
🔴 امروزه، احساس فراگیر تنهایی به یکی از تهدیدهای مهم سلامت عمومی و فردی در سراسر جهان تبدیل شده است. بر اساس گزارش جهانی شادی در سال ۲۰۲۳، حدود ۱۹درصد از جوانان جهان اعلام کردند «هیچکس» را ندارند که بتوانند به او تکیه کنند؛ رقمی که نسبت به سال ۲۰۰۶، ۳۹درصد افزایش را نشان میدهد. مطالعات مختلف پیوندِ جدی احساس مزمن تنهایی را با مرگ زودرس، زوال عقل، بیماریهای قلبیعروقی نشان دادهاند. تنهایی در سطح اجتماعی نیز معضلی عظیم است، زیرا با انواع خشونت و افراطگرایی سیاسی ارتباط دارد.
🔴 اگرچه تحقیقات بیشماری آثار مخرب تنهایی را در سالهای اخیر آشکار کردهاند، تلاشها برای رفع این مشکل تا به امروز چندان اثربخش نبودهاند. شاید بخشی از این مشکل ناشی از ماهیت بسیار پیچیدۀ این احساس باشد.
🔴 اغلب راهحلهایی که برای احساس تنهایی طراحی شدهاند، بر «افزایش و تقویت پیوندهای اجتماعی» تمرکز دارند. اما معضلی بزرگ در این مسیر وجود دارد: چنانکه محقق بزرگ، جان کاسیوپو، نشان داده است، احساس تنهایی لزوماً ناشی از فقدانِ روابط اجتماعی نیست. چه بسا فردی دارای روابط اجتماعی بسیار گستردهای باشد، اما شدیداً هم احساس تنهایی کند. بههمیندلیل، برنامههایی که آدمهای تنها را به ورود به جمعهای تازه ترغیب میکند، لزوماً به کاهش احساس تنهایی آنها نمیانجامد.
🔴 یوهان کوتیس هوف، جامعهشناس نروژی، به راهحلی نوآورانه برای این معضل میاندیشید. او تلاش کرد رابطۀ احساس تنهایی را با مفهومی بسنجد که تا امروز کمتر مورد توجه بوده است: «پیوند با طبیعت».
🔴 چند تحقیق، از جمله پژوهش عظیم آیانا مارکِویچ، روانشناس اوکراینی، نشان دادهاند که «احساس تعلق» به مکانها با احساس تنهایی رابطۀ معکوس دارد. بهعبارت دیگر، اگر فرد با یک خانه، خیابان، عبادتگاه یا محل تجمع در محله یا شهرش پیوندِ احساسی عمیقی داشته باشد، کمتر احساس تنهایی خواهد کرد، و این چندان ربطی به این ندارد که دیگر آدمها چقدر در زندگیاش حضور دارند. هوف به این فکر کرد که آیا چنین رابطهای در پیوند با طبیعت هم برقرار است؟ سوال او چنین بود: آیا کسانی که به یک محیط طبیعی دل میبندند کمتر احساس تنهایی میکنند؟
🔴 هوف پیمایشی را در ساحل دریاچۀ میوسا، یکی از محبوبترین مقاصدِ طبیعتگردی در نروژ، اجرا کرد. او از شرکتکنندگان دربارۀ پیوند احساسیشان با طبیعت، ارتباطشان با دریاچه و میزان احساس تنهاییشان پرسید.
🔴 نتایج جالبتوجه و خیرهکننده بودند: همبستگی معکوسِ قدرتمندی میان پیوند با طبیعت و احساس تنهایی وجود داشت. اما این نتیجه در میان کسانی بسیار بارز بود که صرفاً به قصدِ لذتبردن از طبیعت به دریاچۀ میوسا آمده بودند و به کارهایی مثل پیادهروی آرام، نگاهکردن به درختان و پرندگان، یا بوکردن گلها مشغول بودند. در مقابل، چنین نتیجهای برای کسانی که برای ورزش، تمرین یا قرارهای کاری به کنار دریاچه آمده بودند، مصداق نداشت. هوف مینویسد: «وقتی خود را بخشی از طبیعت میبینید، احساس تعلقی عمیق در شما شکل میگیرد».
🔴 تحقیقِ هوف نکتهای تناقضآمیز و جالب را آشکار میکند: اگر احساس تنهایی میکنید و قصد دارید به دل طبیعت بروید، شاید بهتر باشد به جای آنکه همسفرانی پیدا کنید، خودتان بهتنهایی بروید.
📌 آنچه خواندید مروری است بر مطلب How Lonely Walks in Nature Can Make You Feel Less Alone نوشتۀ جیک کوری، که در وبسایت ناتیلوس منتشر شده است.
@tarjomaanweb 👇 | 10 367 |
| 17 | @tarjomaanweb 👇 | 6 114 |
| 18 | 🎯 دکترین نتانیاهو: معجون بدبینی و افراطیگری چطور به فاجعه انجامید؟
🔴 بنیامین نتانیاهو نزدیک به دو دهه است که در سمت نخستوزیری اسرائیل باقی مانده، رکوردی که هیچ نخستوزیر دیگری در تاریخ کوتاه رژیم صهیونیستی به آن نرسیده است. او در سالهایی که قدرت را در دست داشته، قاعدۀ بسیاری چیزها را عوض کرده است. با گزینگویههای موهوم آخرالزمانیاش دربارۀ خطراتی وجودی که اسرائیل را تهدید میکنند، رنجی خارج از تصور بر فلسطینیان وارد آورده و با جهانبینیِ بدبینانۀ تاریکش، هیچوقت با هیچ شکلی از صلح و توافق با همسایگان اسرائیل همراه نبوده است. نتانیاهو چطور فکر میکند؟
🔴 جاشوا لیفر، روزنامهنگاری که مدتها دربارۀ نتانیاهو و شیوۀ حکمرانیاش تحقیق کرده، معتقد است نتانیاهو، ترکیبی متعارض و پیچیده از چهار چیز است: نئولیبرالیسم، جنگطلبی، پوپولیسم و تکنوکراسی.
🔴 اگرچه نتانیاهو متحد یهودیان افراطیِ فوقالعاده مذهبی در اسرائیل است و اشتراکات فکری بسیاری با آنها دارد، خودش هیچگاه آدمی مذهبی نبوده. بلکه به تعبیرِ لیفر آدمی بهشدت سکولار است که نگاهی بسیار تیره به جهان دارد. بخشی از این جهانبینی برآمده از بزرگشدن نزد پدری است که مورخی با اعتقادات عجیبوغریب بود. اما بخش مهمتر، ناشی از کارزاری پوپولیستی است که موفقیتهای سیاسی نتانیاهو از آنجا آغاز شد: مخالفت سرسختانه با گفتگوهای صلح اسحاق رابین و پافشاری بر اینکه صلح با اعراب بیمعنی و برای اسرائیل خطرناک است.
🔴 نتانیاهو سال ۱۹۹۶، با برنامههای مفصلی برای بازسازی اقتصاد اسرائیل بر پایۀ اصول بازار آزاد تاچری به قدرت رسید: اصلاح ساختار بوروکراتیک، آزادسازی بازار کار، و کاهش یارانهها برای صنایع در حال ورشکستگی.
🔴 بخشی از این اصلاحات اقتصادی انجام شد، اما مهمتر از آن، فرهنگ سیاسی جدیدی بود که نتانیاهو در اسرائیل باب کرد. او اولین نخستوزیر تلویزیونی اسرائیل بود. برای تقویت اجراهای عمومیاش، کلاس بازیگری رفت، آرایش میکرد، کتوشلوارهای گرانقیمت میپوشید و مطمئن میشد که دوربینها فقط زاویهای از صورتش را نشان دهند که بینقصتر است. در کنار این تجملگرایی، زبانِ سیاسی تازهای را به میدان آورد: او حزب خودش -لیکود- را اندک اندک به حزبی پوپولیست و اقتدارگرا تبدیل کرد که حول شخصیت او میچرخید.
🔴 ایدۀ اصلی او در حکمرانی، به تعبیر میکا گودمن، فیلسوف و روشنفکر راستگرای اسرائیلی، «مدیریت اشغال» بود. از نظر نتانیاهو اسرائیل باید برای همیشه اشغالگر باشد، اما این اشغالگری را چنان حقبهجانب نشان دهد که طبیعی و منطقی به نظر برسد.
🔴 نتانیاهو توانست اندک اندک این ایده را حتی در میان مخالفان خودش جا بیاندازد. آنچه اسرائیلیها «کانسپتزیا» مینامند -یعنی همان مدیریت اشغال و سیاست تفرقه بینداز و حکومت کن- در حوزۀ سیاست خارجی نیز بازتاب یافت. نتانیاهو از دیرباز مخالف حضور گستردۀ آمریکا در منطقه بود، چون فکر میکرد آمریکا دست اسرائیل را میبندد. در ایدۀ جایگزین او، اسرائیل با پیوندزدن امنیت منطقه به امنیت خودش، میتواند به کنشگری محوری و مستقل در خاورمیانه تبدیل شود. «پیمان ابراهیم» جاهطلبانهترین گام او برای تحققبخشیدن به این رؤیا بود.
🔴 جاشوا لیفر مینویسد: حملۀ حماس در هفت اکتبر تمام طرح و نقشههای نتانیاهو را نقش بر آب کرد. شدت این حمله نشان داد که «مدیریت اشغال»، ناگزیر به چه هزینههای سنگینی برای اسرائیل منتهی خواهد شد. در طول تقریباً دو دهۀ اخیر، فلسطینیها متحمل درد و رنج بسیاری شدهاند و اسرائیل طی سالیان دراز دچار نوعی خودپسندی و بیاعتناییِ خطرناک نسبت به سرنوشت همسایگان فلسطینیاش شده است، به این امید که مسئلۀ فلسطین بعد از پیمان ابراهیم، خودبهخود فراموش خواهد شد. تحلیلی که سراپا غلط از آب درآمد.
📌 آنچه خواندید برگرفته از مطلب «دکترین نتانیاهو» است که در پروندۀ شمارۀ ۳۶ مجلۀ ترجمان منتشر شده است.
@tarjomaanweb | 8 803 |
| 19 | @tarjomaanweb 👇 | 6 483 |
| 20 | 🎯 چرا نوستالژیها فضای فرهنگی قرن بیستویکم را تسخیر کردهاند؟
🔴 دنیای هنر را اشباحِ گذشته به تسخیر خودشان درآوردهاند. جیسون فاراگو، نویسنده و روزنامهنگار آمریکایی، دو سال پیش، در مقالۀ بلندی در نیویورک تایمز مگزین، نوشت: «اکنون تقریباً یکچهارم از قرنی را پشت سر گذاشتهایم که به احتمال زیاد در تاریخ بهعنوان قرنی شناخته خواهد شد که کمترین نوآوری، کمترین تحول و کمترین ابتکار را از زمان اختراع ماشین چاپ تا امروز داشته است». فاراگو به مُد جدیدی در عرصههای مختلف هنری، از موسیقی تا سینما اشاره میکرد که چیزی نبود، جز بستهبندیِ دوبارۀ موسیقیها و فیلمهای قدیمی.
🔴 فاراگو نمونهای از منتقدان فرهنگی روزافزونی است که دربارۀ برهوتِ فرهنگی قرن بیستویکم مینویسند. در میان آنها، مارک فیشر، نویسنده و منتقد هنری تأثیرگذار بریتانیایی، یکی از شاخصترین چهرههاست. فیشر در کتاب مشهور خود، اشباح زندگی من، آنچه «رکود فرهنگی و اجتماعی معاصر» میدانست را با مفهوم هانتولوژی توضیح داد. هانتولوژی در اصل، واژهای بود که دریدا، فیلسوف فرانسوی، در دهۀ ۹۰میلادی ساخت تا بگوید شبحِ مارکس و مارکسیسم دائماً در سالهای پس از فروپاشی شوروی بازخواهد گشت.
🔴 مارک فیشر هانتولوژی را از اساس بازتفسیر کرد. نسخهٔ فیشر از هانتولوژی حول ایدۀ «آیندههای ازدسترفته» میگردد؛ این احساس که «آینده» قربانیِ محققنشدنِ پیشرفتهایی شده است که روشنگری و سرمایهداری در قرن بیستم وعده داده بودند. بدینترتیب، انسداد آینده به چشماندازی فرهنگی انجامیده که در آن نوستالژی و احیای گذشته دست بالا را دارند: چهرههای فکریِ برجستۀ روز، نویسندگانیاند که دهها سال است از دنیا رفتهاند؛ موسیقیهای محبوبِ زمانه، دهها سال پیش ساخته شدهاند و وضع سینما و نقاشی و رمان هم همین است.
🔴 فیشر میگوید فرهنگِ همهگیرِ «بازیافت زبالهها»، بیش از همهجا، در خودِ عرصۀ فرهنگ محقق شده؛ امری که به نوعی انتزاع کسالتآور دامن زده است. آثار فرهنگی بهشکلی ناگوار، بیارتباط به شرایط امروز به نظر میرسند.
🔴 الی مولد، استاد جغرافیای انسانی در دانشگاه لندن، مینویسد: چرخۀ بازیافت فرهنگی باعث میشود «امر نو» چیزی جز بازآرایی «امر کهنه» نباشد. این فرایند اثری «شبحگون» پدید میآورد که در آن پژواک گذشته جای امید به آینده را میگیرد. سیل بیپایان بازسازیهای هالیوودی، صنعتِ نوستالژی در سریالها و رمانها، یا گروههای موسیقی بزرگی که دائماً تورهای جدیدی با اجرای آهنگهای قدیمیشان ترتیب میدهند، نمونههای آشکاری از هانتولوژی هستند. اما هانتولوژیِ فیشر پیامدهای عمیق سیاسی و اجتماعی نیز دارد.
🔴 فیشر استدلال میکرد که اجماع نولیبرالی جامعه را در نوعی «حالِ ابدی» گرفتار کرده است؛ حالی که در آن امکان تصور آیندهای متفاوت از میان رفته است. در نتیجه، چشمانداز سیاسی نیز از ایدههای دوراندیشانه و تحولآفرین تهی شده و ایدئولوژیها و شکستهای گذشته همچنان زمان حال را به تسخیر خودشان درآوردهاند. جنایتهای پیدرپی اسرائیل و حمایتهای مداوم آمریکا و اروپا از این جنایتها، از نظر فیشر، یکی از آشکارترین نمونههای این گیرافتادن در «چرخۀ شبحگون شکستهای گذشته» است.
🔴 الی مولد مینویسد: اگرچه مفهوم هانتولوژی در مجموع نگاهی بدبینانه به فضای فرهنگی امروز دارد، اما ظرفیت سیاسیِ آن در این است که ما را به شناسایی اشباح گذشته و آیندههای ازدسترفتهای فرامیخواند که زمان حال ما را تسخیر کردهاند. این مسئله امروز بیش از همیشه ضروری است، زیرا در مواجهه با بحرانهای عمیقی که ترکیب سرمایهداری، پوپولیسم و تکنولوژی آفریدهاند، توسل به نوستالژی به جای اندیشیدن به نوآوریهای حقیقی، بزرگترین خطایی است که میتوانیم بکنیم.
📌 آنچه خواندید برگرفته از مطلب Hauntology: The Persistent Echoes of Lost Futures and Unfulfilled Promises نوشتۀ الی مولد است که در وبسایت شخصی او به نام تاسیتی منتشر شده است.
@tarjomaanweb | 8 184 |
